X

قبلی:  جلد چهارم جلد چهارم
بعدی:  جلد هفتم جلد هفتم
Print
10 بار مطالعه شده است رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

فهرست

تفسیر تحلیلی سوره  مومنون صفحه 8

تفسیر تحلیلی سوره ابراهیم صفحه 62

تفسیر تحلیلی سوره اِسراء صفحه 93

تفسیر تحلیلی سوره هود صفحه 174

تفسیر تحلیلی سوره شعراء صفحه 231

تفسیر تحلیلی سوره یونس صفحه 274

تفسیر تحلیلی سوره انبیاء صفحه 335

تفسیر تحلیلی سوره صافات صفحه 395

تفسیر تحلیلی سوره ص صفحه 435

 

 

از اول بخــوانید

 

مطالب این تفسیر را از جلد اول بخوانید.

ما از ابتدای این تفسیر بعضاً مطالبی عرض کرده ­ایم که در سوره­ های بعدی در محل­های نیاز به مطرح کردن آنها ، تکرار نکرده ­ایم .

گرچه ارجاع داده ­ایم اما می­دانیم بسیاری از خوانندگان آن توضیحات را ناخوانده می­گذارند ، لذا خواهشمندیم مطالعه این کتاب را از اول آغاز کنید .

 

 

 

توضیح خلاصه در باره این تفسیر

چنانکه خوهید دید ، در این تفسیر در هر پاراگراف ، همه کلید های اصلی را بکار گرفته ایم . از بهترین لیست ترتیب نزول استفاده کرده ایم ، عصاره مطالب سوره و پاراگراف را در «درس» سوره و «درب» پاراگراف ذکر نموده و در «توضیح مقدماتی» نیز به نحو متفاوت از اولین پاراگراف هر سوره تا پاراگراف مورد نظر مجددا آورده ایم ، تقطیع منطقی مطالب را هم در قالب پاراگراف ها رعایت نموده ایم ، از بین ترجمه های ممکن ، آن را که با عصاره مطلب تناسب دارد اختیار کرده ایم ، مطالب فرعی و مطالب پرانتزی را در بین    {   } ، و اگر بعضی مطالب  «فرعی در فرعی» یا «پرانتز در پرانتز»ی باشد دربین {{   }} یا {{{   }}}  و مطالب مربوط به واگذاری به مخاطب و نیز مطالب مربوط به تغییر مخاطب یا التفات را نیز در [   ] قرار داده ایم . اگر هم در جائی لازم دیده شد توضیح اضافه ای عرض شود ، در بین (   )  قرار داده شده است .

با وجود همه اینها ، دراینجا لازم است مطلبی را با تاکید یاد آور شویم که پس از اتمام کارِ تفسیرِ هر پاراگراف ، دو قدم دیگر باقی مانده است (که به شرحی که در محلِ نظیر در سوره عصر گفته ایم) به عهده خودتان است وقبل از اینکه به مرحله بعد بروید انجامش دهید و گرنه لذت معنوی تان کامل نخواهد بود .

 

 

از این پس دیگر از هر دوراه نمی رویم

در جلد اول در تفسیر هر پاراگراف یکبار از طریقی که در قسمت «مبانی» در جلد اول نشان داده ایم مبادرت به استخراج «عصاره محتوا»ی سوره نموده و از روی آن «عصاره محتوای» پاراگراف را استخراج کرده ایم ، و در عین حال «عصاره محتوا»ی پاراگراف را از راهی متفاوت نیز استخراج کرده و تطابق آنها را نشان داده ایم .

در جلد دوم نیز در هر پاراگراف از هر دو راه رفته و باز هم این تطابق را نشان داده ایم .

در این جلد دیگر همه آن کار ها را تکرار ننموده و با فرض اینکه از تطابق آنهمه موارد در 52 پاراگراف قبلی میتوان نتیجه گرفت که این تطابق در همه جا وجود دارد فقط به ذکر نتیجه پرداخته ایم .

 

 

 

 

 

 

مرحله ششم

 

 

افزايش فشارها و دلداري خداوند به پيامبر و مومنان و اميد پيروزي

 

سوره مومنون

 

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

 قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿1﴾ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿2﴾ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿3﴾   وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ﴿4﴾ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿5﴾ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ  أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ﴿6﴾ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ ﴿7﴾ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ﴿8﴾ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿9﴾ أُوْلَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ ﴿10﴾ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿11﴾ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ﴿12﴾ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿13﴾ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿14﴾ ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ ﴿15﴾ ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُبْعَثُونَ ﴿16﴾ وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ ﴿17﴾ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ ﴿18﴾ فَأَنشَأْنَا لَكُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ لَّكُمْ فِيهَا فَوَاكِهُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿19﴾ وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَيْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآكِلِينَ ﴿20﴾ وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿21﴾ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ ﴿22﴾

 

البته مومنان رستگار خواهندشد (1) همان کسانی که در نمازهایشان فروتن اند (2) و همانها که از چيزهاي بيهوده روی برميگردانند (3) و همانها که پرداخت کننده زکاتند (4) و همانها که راجع به آميزش جنسي عفیفند (5) مگر با همسرانشان يا مملوکانشان که درخور سرزنشي نیستند (6) و اگر کسي بيش از اين بخواهد تجاوز کار است (7) و همانها که عهد و امانت را رعايت مي کنند (8) و همانها که مواظب نمازهاي خويش ميباشند (9)  آنها همان وارثانند (10) که فردوس را ارث ميبرند و در آن جاودانند (11) والبته همه انسان ها را از خلاصه اي از گِل آفريده ايم (12) سپس او را در جايگاهي نگهدارنده ، نطفه اي نموديم (13) سپس آن نطفه را علقه  و آن علقه را مضغه و آن مضغه را استخواني نموديم و بر آن استخوان نيز گوشتي پوشانديم . آنگاه آن را به حالت آفرينش نهايي ساختيم ، پس توجه داشته باشید که برای شما بسیار پر منفعت است خداوند که بهترين آفرينشگر است (14)  آنگاه شماها پس از آن خواهيد مُرد (15) آنگاه شماها روز قيامت حتمأ برانگيخته خواهيد گردید (16) و البته بالا سرتان هفت راه آفريديم و هرگز از آفريدگان غافل نبوده ايم (17) و از آسمان آبي به اندازه فرستاديم و آن را در زمين جاي داديم و البته برای ازبين بردن آن توانائيم (18)  و بوسيله آن براي شما باغهايي از خرماها و انگورها درست کرديم که در آن ميوه هاي زياد دارید و از آنها مي­خوريد (19) و نیز درختي که از طور سيناء مي­رويد که براي خورندگان روغن و خورش دارد (20) و البته در خصوص چارپايان نيز برايتان عبرتي است ، از آنچه در شکمهايشان است به شما مي­نوشانيم و در آنها منافع زيادي داريد و از گوشت آنها ميخوريد (21) و بر آنها و بر کشتي سوار مي­شويد (22)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

تاکنون ، در پنج جلد قبلی این تفسیر ، در ابتدای پاراگراف اول هر سوره ، ذیل تیتر فوق ، لااقل دو جدول اول و آخر طرز استخراج عصاره محتوای سوره (یا همان «درس» سوره) را می آوردیم ، اینک که خواننده محترم به اندازه کافی آنها را دیده و دانسته که طرز استخراج چگونه است ، به علت علاقه به رعایت اختصار ، دیگر جدول های مذکور را که دائما طولانی تر میشود ، ذکر نمیکنیم ، و اگر کسی بخواهد، میتواند همه آنها را در کتاب ما بنام «راهنمای تحلیلی» ببیند.

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

برآیند «درس» مذکور و متن این پاراگراف دو سطر ذیل خواهد بود، که آن را «درب» نامیده ایم و «عصاره محتوا»ی این پاراگراف است.

درب: ارائه اعمال مطلوبي که بهتر است مومنان داشته باشند تا در دو جهان رستگار گردند ، و نیز اینکه از الطاف و نعمت های الهی غفلت نورزند .

2 - سوالات

1 – زکات در آیه 4 به معنی لغوی آمده یا اصطلاحی؟

2 – در آیه 1 چرا از زمان ماضی استفاده شده؟

3– با توجه به روال سخن در این پاراگراف مراحل تکوین جنینی را یاد داشت نموده و آنگاه با توجه به بدیهیات پزشکی ، کلماتی مانند نطفه و علقه و مضغه و غیره را معنی کنید .

4 - کلمه «طین» به معنی لغوی آمده یا اصطلاحی؟

5 – آیا این مطالب که به بخش «مادی» مکانیزم آفرینش تک تک افراد بشر اشاره دارد ، ربطی به داستان حضرت آدم دارد؟

6 – چرا مراحل خرد و کلان (علقه و مضغه و .... و  موت و بعث) را با هم ذکر فرموده؟

7 - «طرائق» (آیه 17) جمعِ چیست؟ (طریق؟ طریقه؟ یا. . . ؟)

8 – منظور از «عن الخلق» چیست؟ («خلقنا» ؟ «کم» ؟ یا . . ؟)

9 – چرا مفسران «سبع» را به «زیاد» تعبیر کرده اند؟

10 -  منظور از «الخلق» در همان آیه چیست؟ (مخلوقات؟ آن آفرینش خاص که در کلمه «خلقنا»ی ابتدای آیه آمده؟

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

در بازه زمانی از نزول سوره معارج تا مقارن نزول این سوره ، چنانکه از آیات 1 تا 11 بر می آید ، کیفیت های ایمانی مومنان ارتقاء قابل ملاحظه داشته، که از مقایسه چک لیست موجود در آیات مذکور و چک لیست موجود در سوره معارج به وضوح مشهود است .

از آیه 20 معلوم میشود مردم مقارن نزول این سوره از کالاهای مورد استفاده در شامات استفاده میکرده اند .

از آیه 22 فهمیده میشود مردم عرب این دوره با مسافرت های دریایی آشنا بوده اند.

4 زاویه با تفاسیر رایج

1 : (المیزان) : در اين سوره بر  ايمان به خدا و روز قيامت دعوت شده و فرقهايى كه ميان مؤمنين و كفار هست شمرده شده است

درس : پیامبران با مردمی مواجه بودند که از خداوند و آیات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پیامبران را تکذیب میکردند و در نتیجه در دو جهان زیانکار شدند .

2 – بحثی که ذیلا تحت عنوان «مراحل مختلف» در آفرینش انسان ، در بخش شرح مختصر کرده ایم با تفاسیر رایج زاویه دارد، ولی گرچه در اینجا نیاورده ایم، اما توصیه مطالعه آن را از این باب نیز داریم .

5 - پیشگوئی های تحقق یافته

اطلات عمومیِ تاریخی به ما میگوید که تمدن های قدیم از قبیل یونان و مصر و ایران باستان و غیره ، و نیز قرون وسطا ، نوعی کالبد شکافی داشته اند .

اما این جزئیات دقیقی که در این پاراگراف ذکر شده ، خیلی بالاتر از حد اکثر توان علمی و پژوهشی تمام آن دوره ها بوده ، و تنها دویست سال اخیر در حد لیاقت فهم جزئیات ذکر شده در این پاراگراف است ، و این هم برگ زرین دیگری است که باید به کتاب پربرگ اعجاز علمی قرآنی افزوده شود .

 

6 کلیدهای تفسیری

پرانتزها : آیه 6 فرع بر آیه 5 است و آیه 7 فرع بر آن است یعنی آیه 6 فرعی و آیه 7 فرعی در فرعی و بقیه آیات اصلی است .

1 - جمله فتبارک الله احسن الخالقین فرع بر آیات قبل از خویش است .

آیه های 6 و 7 فرع است بر ماقبل خویش .

مطلب، تفسیر، اشاره : در آیه 1 یک مورد بارز تیتر فوق را می­بینید ، آنجا که می­فرماید «قد افلح ...» (حتماً رستگار شد ...)

به عبارت دیگر آیات 2 تا 9 این پاراگراف دارد جمله «قد افلح من زکیها»ی سوره شمس را تفسیر می­کند .

مثل این است که کسی درسوره شمس بپرسد «رشد دهد .....» یعنی چه؟ و جواب بشنود: یعنی به مدول آیات 2 تا 9 سوره مؤمنون عمل می­کند .

ریزکردن پاراگراف تا حدممکن:

1

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

 قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿1﴾ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿2﴾ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿3﴾   وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ﴿4﴾ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿5﴾ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ  أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ﴿6﴾ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ ﴿7﴾ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ﴿8﴾ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿9﴾ أُوْلَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ ﴿10﴾ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿11﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ارائه اعمال مطلوبي که بهتر است مومنان داشته باشند تا در دو جهان رستگار گردند ، و نیز اینکه از الطاف و نعمت های الهی غفلت نورزند .

 

2

 وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ﴿12﴾ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿13﴾ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿14﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ذکر نمونه ای از آیات الهی در زمینه خلق انسان ها.

 

3

 ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ ﴿15﴾ ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُبْعَثُونَ ﴿16﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ذکر نمونه ای از آیات الهی در زمینه ای کلی تر.

 

4

 وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ ﴿17﴾ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ ﴿18﴾ فَأَنشَأْنَا لَكُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ لَّكُمْ فِيهَا فَوَاكِهُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿19﴾ وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَيْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآكِلِينَ ﴿20﴾ وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿21﴾ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ ﴿22﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ذکر نمونه ای از آیات الهی در زمینه عمومیِ حاکم بر زندگیِ فعلی.

 

7 - آیات برجسته این پاراگراف

آیات 1 تا 11 از لحاظ کثرت تکرارشان در کاشیکاری های مساجد و زیارتگاه ها قطعا داخل عنوان فوق میشوند، اما به نظر این قلم، از لحاظ محتوا نیز نقش قویِ «چک لیست»ی مجموعه آیات مذکور، از آنجا که بار سازندگی بالائی دارند، به آنها برجستگی خاصی میدهند.

همچنین است موقعیت جمله انتهائیِ آیه 14 که از بس در محاورات مردم تکرار میشود برجستگی خاصی یافته است.

8 - آیات مشکل

آیه 17 از این لحاظ که در باره «سبع طرائق» بین مفسران اختلافات زیادی وجود دارد ذیل تیتر فوق قرار میگیرد، البته ما هم با توجه به درس و درب عرض خویش را ذیلا تقدیم نموده ایم.

9 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

موضوع «سبع طرائق» از آنجا که هنوز در باره اش سخن فصل الخطاب مرضیّ عموم یافت نشده، فوق ذهنیات مخاطب امروز است، و به طریق اولی فوق ذهنیات مخاطبان اولیه نیز هست.

موضوع ثابت بودن تقریبیِ مقدار نزولات آسمانی (ماء بقدر) چیزی نیست که تا قبل از قرن 18 میلادی مکشوف بشر بوده باشد، و لذا این نیز بطور قطع فوق ذهنیات آنان بوده است.

10 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

در باره آیات این پاراگراف ، حتی امروز نیز ، با توجه به معانی والای آن ، حتی برخی مفسران هم ، درک مقبولی از آن ندارند ، چه رسد به مخاطبان اولیه! در عین حالیکه کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در این هزار و چند صد سال ، تغییر معنای قابل توجهی نیافته اند!

11 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

چک لیست اعمال مطلوبي که بهتر است مومنان داشته باشند تا در دو جهان رستگار گردند ، و اینکه از الطاف و نعمت های الهی غفلت نورزند .

12 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیات 6 و 7 و 8 و 15 و 16 بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

«لغو» یک مفهوم نسبی است

در آیه 3 «لغو» یک مفهوم نِسبی است و بستگی به تشخیص هر کسی دارد.

در حالیکه تعریف آن (= چیزی که فایده دنیائی و آخرتی نداشته باشد، حتی اگر از مشعول شدن به آن خوشمان بیاید) واضح است اما تشخیص مصادیق آن (با رعایت صداقت شخص نسبت به خویش) ممکن است از هر کس تا دیگری فرق کند.

مثلاً از نظر کسی حل کردن جدول لغو است و از نظر دیگری ورزش فکری و یافتن آموزش عمومی و مبارزه با بیماری آلزایمر است و لذا نه تنها لغو نیست بلکه لازم و ضروری هم هست.

«ارث بردن» فردوس

چرا در آیه 11 فرموده آنها فردوس را «به ارث» می­برند؟

اگر توجه نموده باشید در مورد ارث، چیزی به کسی می­رسد که برای آن زحمت چندانی نکشیده است.

در این نوع بیان، این نکته هم هست که مقام «فردوس» یک مقام بالائی است و حق بدست آوردن آن، این است که شخص برای آن خیلی زحمت بکشد، اما خداوند به کسانی که تا این حد – که در آیات فوق اشاره شده - مقید به افکار و اعمال دینی باشند ( که کار چندان سختی هم نیست) آن مقام را «به راحتی» به آنها می­دهد.

«چک لیست» ، اما در سطح بالاتر

در این پاراگراف، به چند مشخصه رفتاریِ مؤمنان اشاره نموده و آنها را برنده نهائی و خوشبخت واقعی، و ساکن جاودانی فردوس قلمداد کرده اما اشاره­ای به افکار و عقاید آنها ننموده، در حالیکه در کل سوره، در مواضع عدیده­ای، ضمن برشمردن رفتارهای غلط و باطل کافران، به عقاید باطل و غلط آنها نیز به تفصیل پرداخته و آنها را بطور مستدل رد نموده است.

علت اینکه در این پاراگراف، راجع به مؤمنان، به عقاید صحیح آنها نپرداخته، شاید این باشد که این رفتارهای ذکر شده فقط از صاحب عقیده و فکر صحیح بر می­آید و نیاز به ذکر آن نیست.

صفات و اعمالی که در این پاراگراف، آنها را ذکر نموده، بطور خلاصه چنین است:

1- اهمیت دادن به نماز،

2- پرداختن به زکات،

3- رعایت عهد و امانت،

4- دوری از لغو.

شبیه به همین آیات (آیات از 2 تا 9) قبلاً در سوره معارج نیز آمده بود، منتها آن آیات تفاوتهائی با این آیات داشت.

در سوره معارج بجای آیه 4 این سوره، داشت «و آنهائی که در اموالشان حق معینی برای سائل و محروم هست»، اما در این سوره صراحتاً راجع به «زکات» تصریح نموده، و طبیعی است، زیرا این سوره بعد از سوره معارج نازل شده و این حکم در آنجا حالت داوطلبانه داشت و در اینجا الزامی است.

دیگر اینکه در سوره معارج، صفتی که برای نماز مسلمانها ذکر شده بود، «دوام» آن بود یعنی اینطور نباشد گاهی نماز بخوانند گاهی نخوانند بلکه نمازشان باید مرتب و همیشگی باشد.

در فاصله زمانیِ ازنزول آن سوره تا این سوره؛ ظاهراً موضوعِ نماز خواندن و دائمی بودن آن در بین مسلمانان جا افتاده و عادت شده بود و لذا در اینجا به کیفیت آن می­پردازد که نمازشان را با «خشوع» بخوانند.

بعبارت دیگر، در اثر گذشت زمان و رشد شخصیتی مسلمانان، از آن تاریخ (نزول سوره معارج) تاکنون (نزول سوره مؤمنون) کمّیت نماز جا افتاده و اینک برای بهبود کیفیت آن توصیه می­شود.

نکته دیگر اینکه در سوره معارج، به واجدین آن شرایط، وعده «مورد احترام بودن در بهشت­ها» را می­دهد اما در اینجا سطح وعده بالاتر است. در اینجا وعده بدست آوردنِ آسان «فردوس» و جاودانگی در آن را می­دهد.

البته این خودش شامل سه وعده است: 1- رسیدن به «فردوس»، 2- براحتی بدست آوردن آن، 3- جاودانگی در آن.

از آنجا که «فردوس» درجه خاصی است از بهشت، و بالاتر از مطلق «بهشت­هائی» است، نتیجه می­شود که سطح شخصیتی و روحی عده­ای از مسلمانان در فاصلۀ زمانیِ نزول این دو سوره، تفاوت قابل توجهی در جهت اعتلاء نموده  است.

«مراحل مختلف» در آفرینش انسان

ممکن است آفرینش انسان از «خلاصه­ای از گِل» مربوط به همان دوره­ای باشد که در ابتدای سوره دهر دیدیم (لم یکن شیئا مذکوراً)

به این معنی که در آن دوره چیزی داشته شکل می­گرفته ، نوعی مواد رسوبی داشته بوجود می­آمده ، که اولین سلول­های زنده از آنها بوجود آمده که عبارت «سلاله من طین = خلاصه­ای از گِل» اشاره به آن دوره داشته باشد که آن ماده اصل و اساس هر نوع حیات ، اعم از دریایی و سپس دوزیستی و آنگاه جانداران زمینی بوده است .

بنابراین اگر بگوییم انسان بدست خداوند آفریده شده صحیح است ، و اگر هم بگوییم از خاک آفریده شده با توجه به معنی فوق باز هم صحیح است ، و اگر هم بگوییم از علق آفریده شده ، باز هم صحیح است ، و اگر هم بگوییم از پدر و مادرش آفریده شده ، باز هم صحیح است .

در باره آیات این پاراگراف ، حتی امروز نیز ، با توجه به معانی والای آن ، حتی برخی مفسران هم ، درک مقبولی از آن ندارند ، چه رسد به مخاطبان اولیه! در عین حالیکه کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در این هزار و چند صد سال ، تغییر معنای قابل توجهی نیافته اند !

آفرینش آدم از خاک یعنی چه؟

«ال» در ابتدای «الانسان» ازچه نوع است ؟

بطور قطع الف لام مذکور از نوع الف لام جنس است ، یعنی همه انسانها . زیرا اگر آن را از نوع الف لام عهد یا الف لام تعریف بگیریم با بقیه آیه سازگاری ندارد . زیرا اگر سازگاری داشت می باید قرینه ای در آیه یا آیات بعد می بود که بر آن دلالت کند و نیست .

لذا می توانیم این نتیجه را بگیریم که «همه انسان ها» (و طبعا آدم هم که یکی از انسان ها است) از نطفه و علقه و مضغه و .... بوجود آمده است .

البته اینکه همه انسانها از عصاره ای از خاک آفریده شده اند به این معنی است که قبل از نطفه بصورت مواد غذائی که از خاک  بوجود می آیند در بدن انسان به صورت سلول های تشکیل دهنده اسپرم و اوول در دستگاه های تناسلی مرد و زن وجود دارند .

بنا بر این آفرینش آدم از خاک مانند آفرینش همه ما انسان ها از خاک است که از طریق مواد غذائیِ حاصل از خاک صورت میگیرد .

البته باید توجه داشت که مواد غذائی حیوانی از قبیل گوشت و شیر و مشتقات آن نیز منشاء خاکی دارد .

بنا براین «از خاک آفریده شدن آدم» ، هم ، همانطور است که من و شما از خاک آفریده شده ایم ، و همانطور است که همه میلیارها انسان از خاک آفریده شده اند و میشوند و خواهند شد .

فرق «علقه» در اینجا و «علق» در سوره علق

آنچه در سوره علق گفته ایم اشاره به اسپرم دارد و آنچه در اینجا مطرح است به ترکیب اسپرم و اوول که از طریق رگ خونی (که لوله تغذیه موجود جدید است) به جدار رحم آویزان است مربوط میشود والبته هردو آویزان اند ، اولی به اوول و دومی به رحم .

این هم یک نمونه از هزاران مورد کمکی است که رعایت ترتیب نزول به فهم قرآن میکند !

هفت راه در بالای سرتان

اکثر قریب به اتفاق مفسران و مترجمان «سبع طرائق» مذکور در آیه 17 را به «آسمان­­های هفتگانه» تعبیر کرده اند .

 البته ما برای فهم آن به درس و درب دسترسی داریم و طبق آن میدانیم که این پاراگراف دارد گوشه ای از نعمت های الهی را به یاد بشر می آورد .

البته باید توجه داشته باشیم که «طرائقِ» ذکر شده جمع «طریقه» است و ترجمه مناسب آن «روش ها» و «منش ها» است و ضمناً با توجه به اینکه خود عدد «هفت» نیز در ادبیات قرآنی نمادِ «زیاد» است ترجمه کلمه «طرائق» «روش های زیاد» و یا «روش های دارای تنوع زیاد» میباشد .

چه نعمتهایی را در قرآن می شناسیم که «از راه های بالا ی ما» بسویمان می آید؟

چیزهایی که در جواب سوال فوق فورا به ذهن می آید اینها است : 1 –  باران ، 2 – وحی ، 3 – وقوع قیامت ، 4 – ملائکه ، 5 – روح ، 6 –  تقدیرات ، 7 - ؟

البته اینهائی که در سطر فوق بر شمردیم برخی «در طول» و برخی  «در عرض»  یکدیگرند و علم ما فعلا در آن حدودی نیست که بتوانیم دقیقا تعیین کنیم که چه با چه رابطه طولی یا عرضی دارد و یا اینکه اساسا نازل شونده هایِ از آن «طرائق» منحصر به همانها که برشمردیم است یا نه (گرچه اجمالا عرض میکنیم که به نظر نمی آید منحصر به آنها باشد) اما ، هرچه باشد ، خودِ بکار بردن کلمه «طریقة» در آیه مذکور نشان میدهد که «راه» مورد نظر از قبیل «سبیل» و «صراط» نیست، بلکه یکنوع «راه هوشمند» است .

در آیات 18 تا 22 فقط به یکی از آن نعمت ها و مشتقات آن ، که از آن راه ها به ما میرسد ، یعنی باران ، اشاره های کوتاهی فرموده ، ولی راجع به نعمت های دیگر به عهده خودمان گذاشته که در آنها بیندیشیم .

«به اندازه» بودن نزولات آسمانی

امروزه جزء بدیهیات علمی ما است که بارانِ سالانه مقدار ثابتی است ، گر چه این امر خیلی دور از دسترس علم و فهم مردم آن روزها بوده و این خودش یکی از عناصر معجره علمی است.

ضمناً با توجه به جمله «فاسکناه فی­الارض» (و آن را در زمین جای دادیم) به منابع روی زمینی (دریاها و دریاچه ها) و نیز منابع زیرزمینی آب اشاره فرموده است .

زیتون

آیه 20 اشاره به زیتون دارد که آن روزها بر خلاف امروز در همه جا کشت نمی­شده و یک نوع «کالای مدیترانه­ای» بوده و عبارت «طور سینا» به قسمت فلسطینی آن اشاره دارد .

«منافع» از چارپایان

«منافع»ی که از چارپایان داریم که در آیه 21 به آن اشاره شده ، غیر از شیر که در آیه تقریبا تصریح شده ، چه بسا مو و پشم و کرک باشد ، «و از آنها می­خورید»  یعنی از گوشت آنها می­خورید ، و در سوره یس نیز مطالبی در خصوص آنها گذشت . اما ، دائما به دامنه استفاده از حیوانات اضافه میشود ، مثلا تهیه پودر استخوان، تهیه فراورده های خونی، وغیره ، و معلوم نیست در آینده چه قلمرو های جدیدی در این قسمت باز خواهد شد .

جمع بندی و تفسیر

البته مومنان رستگار شدند (1) همانها که در نمازشان فروتن اند (2) و همانها که از چيزهاي بيهوده روبر ميگردانند (3) و همانها که انجام دهنده زکاة اند (4) و همانها که راجع به آميزش جنسي خويشتندارند (5) {مگر در خصوص همسرانشان يا مملوکانشان که درخور سرزنشي نیستند (6) و اگر کسي بيش از اين بخواهد تجاوز کار است} (7) و همانها که عهد و امانت را رعايت مي کنند (8) و همانها که مواظب نمازهاي خويش ميباشند (9)  آنها همان وارثانند (10) که فردوس را ارث ميبرند و در آن جاودانند (11) والبته (همه) انسان (ها) را از خلاصه اي از گِل آفريديم (12) سپس او را در جايگاهي نگهدارنده ، نطفه اي نموديم (13) سپس آن نطفه را علقه اي و آن علقه را مضغه اي و آن مضغه را استخواني نموديم و بر آن استخوان نيز گوشتي پوشانديم . آنگاه آن را به حالت آفرينش نهايي ساختيم {پس [ توجه داشته باشید که] بسیار پر منفعت است (نسبت به شما) خداوند که بهترين آفرينشگر است }(14)  آنگاه شماها پس از آن خواهيد مرد (15) آنگاه شماها روز قيامت حتمأ برانگيخته خواهيد گردید (16) و البته بالا سرتان هفت راه آفريديم {و هرگز از آفريدگان غافل نبوده ايم }(17) و از آسمان آبي به اندازه فرستاديم و آن را در زمين جاي داديم {و البته به از بين بردن آن توانائيم }(18)  و بوسيله آن براي شما باغهايي از خرماها و انگورها درست کرديم که در آن ميوه هاي زيادي دارید و از آنها مي­خوريد (19) و (نیز از محصولات آن آب است) درختي که از طور سيناء مي­رويد که براي خورندگان روغن و خورش دارد (20) و البته در خصوص چارپايان نيز (که از همان آب آفریده ایم) برايتان عبرتي است ، از آنچه در شکمهايشان است به شما مي­نوشانيم و در آنها منافع زيادي داريد و از (گوشت) آنها ميخوريد (21) و بر آنها و بر کشتي سوار مي­شويد (22)

 

 

 

مومنون2      آیات23تا54

وَ َلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿23﴾ فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ ﴿24﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ ﴿25﴾ قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ ﴿26﴾ فَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ﴿27﴾ فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿28﴾ وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ ﴿29﴾ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ ﴿30﴾ ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ﴿31﴾ فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿32﴾ وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاء الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ ﴿33﴾ وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ ﴿34﴾ أَيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَكُنتُمْ تُرَابًا وَعِظَامًا أَنَّكُم مُّخْرَجُونَ ﴿35﴾ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لِمَا تُوعَدُونَ ﴿36﴾ إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ﴿37﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا وَمَا نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ ﴿38﴾ قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ ﴿39﴾ قَالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نَادِمِينَ ﴿40﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاء فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿41﴾ ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قُرُونًا آخَرِينَ ﴿42﴾ مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ ﴿43﴾ ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا كُلَّ مَا جَاء أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿44﴾ ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿45﴾ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ ﴿46﴾ فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ ﴿47﴾ فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ ﴿48﴾ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿49﴾ وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ ﴿50﴾ يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿51﴾ وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ ﴿52﴾ فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ﴿53﴾ فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ ﴿54﴾

 

و نوح را بسوي قومش فرستاديم و گفت اي قوم خدا را عبادت کنيد که هيچ معبودي غير از او نداريد. آيا پروا نمي کنيد؟ (23) بزرگان کافران قومش گفتند اين جز بشري مثل شما نيست که ميخواهد بر شما برتري يابد و اگر خدا ميخواست حتمأ فرشتگاني ميفرستاد. راجع به اين از نياکان خويش چيزي نشنيده ايم (24) جز اين نيست که به جنون مبتلا شده لذا تا مدتي با او سر کنيد (25) نوح گفت پروردگارا راجع به اينکه تکذيبم کردند ياريم فرما (26) پس به او وحي کرديم که زير نظرمان و بر اساس وحيمان آن کشتي را بساز . و وقتي که امر ما آمد و آن تنور فوران کرد ، اهل خود واز هر نوعي از حيوانات دو جفت به داخل آن ببر ، غير از آنانکه آن قولِ فرود آمدن عذاب بر تکذیبگران بر آنان رفته، که آنان را با خود به داخل آن کشتی مبر و درباره ظالمان مرا به دعا مخوان زیرا که آنها حتمأ غرق خواهند شد (27) پس هنگامي که خودت و همراهانت در کشتي مستقر شديد بگو سپاس خداوندي را سزاست که ما را از قوم ظالمان نجات داد (28) و بگو پروردگارا ما را به منزل پربرکتي فرود آر که تو بهترين فرود آورنده اي (29) ای پیامبر! در اين داستان نوح ، البته ، نشانه های بزرگی هست و البته این ما نبودیم که مورد ابتلاء واقع شدیم! (30) سپس ، پس از قوم نوح ، قومي ديگر بوجود آورديم (31) و رسولي از خودشان به ميانشان فرستاديم  که می گفت خداوند را عبادت کنيد که خدائي غير از او نداريد آيا پروا نميکنيد؟ (32) و بزرگاني از قوم آنان که کافر بودند و ديدار آخرت را تکذيب مينمودند و در زندگي اين جهان نيز به آنان رفاه داده بوديم ميگفتند اين شخص جز بشري مانند خودتان نيست . همان چيزي را ميخورد که شما ميخوريد و همان چيز ي را مينوشد که شما مينوشيد (33) و اگر شما اطاعت بشري مثل خودتان را کنيد در آن صورت حتما زيانکار خواهيد بود (34) آيا وعده تان ميدهد که وقتي مرديد و خاک و استخوان شديد دوباره براي زندگي مجدد بيرون خواهيد آمد؟ (35) چيزي که وعده تان ميدهد چه بسيار بعید است (36) زندگي فقط همين زندگي دنياست که زندگي ميکنيم و ميميريم و برانگيخته نخواهيم شد (37) اين مرد کسي نيست جز اينکه بر خداوند دروغ مي بندد و ما باورش نداريم (38) آن رسول میگفت پروردگارا  در مورد تکذيبي که ميکنند ياريم کن (39) خداوند در جواب میگفت به همين زوديها به سختي پشيمان خواهند گرديد (40) پس آن صداي مهيبِ ناگهاني به حق  بگرفتشان و آنگاه آنها را مانند خاشاک نموديم . و رحمت الهی را از آن قوم ظالمان دور نمودیم (41) سپس بعد از آنها اقوامي ديگر بوجود آورديم (42) هيچ قومي از سرآمد خويش نه جلو مي افتد و نه از آن عقب ميماند (43) آنگاه رسولانمان را يکي پس از ديگري فرستاديم . هرقومي که رسولشان بسويشان آمد تکذيبش کردند و ما نيز آنها را نابود کرده و پي اقوام قبلي فرستاديم و تبديل به داستانهاي گذشتگان گرديدند . و رحمت الهی را از آن قوم ظالمان دور نمودیم (44) سپس موسي و برادرش هارون را با آياتمان و دليلي آشکار فرستاديم (45) بسوي فرعون وسركردگانش. و آنها گردنفرازي ميكردند و خود را قومي بلند مرتبه قلمداد نمودند (46) و گفتند آيا ما به دو نفر بشر مانند خودمان ايمان بياوريم؟ آنهم در صورتيکه قوم آنها ما را بندگي ميکنند؟ (47) پس تکذيبشان کردند و از هلاک شدگان گرديدند (48) و ما البته آن کتاب را به موسي داديم شايد هدايت شوند (49) و پسر مريم و مادرش را نشانه اي قرار داديم و آنها را در سرزميني بلند که هموار وداراي چشمه سارهائی بود جاي داديم (50) اي رسولان! از چيزهاي پاکيزه بخوريد و عمل شايسته کنيد که من به آنچه ميکنيد دانايم (51) و اين مردم نيز که همه يکجورند و اعتقاد واحد دارند امت شما هستند، و من نيز پروردگارتان هستم ، پس ، از من پروا کنيد (52) ای پیامبر! بدان که آنها امر خويش را بين خود قطعه قطعه کردند ، و هر گروهي به آنچه نزد خودشان بود دل خوش نمودند (53) لذا آنها را تا مدتي در گرفتاري شان واگذار (54)

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: قوم نوح و اقوام پس از نوح پيامبرشان و آخرت را تکذيب نمودند و نابود شدند.  ای پیامبر !  دو پیامبر قبل از تو نیز همین مشکل را داشتند و بطور کلی ، گروندگانِ پیامبران ، پس از مدتی دچار همین مشکل می­شدند.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 مؤمنان را مژده میدهد که وارث فردوس می­باشند و در آن جاودان خواهند بود . به عبارت دیگر خداوند دارد به آن دسته از مسلمانان که استعداد بیشتری برای صعود درنردبان فضیلت ومعنویت دارند ، «برنامه» ای برای خودسازی و«ورزش معنوی» میدهد و مراحل قبلی و بعدی آفرینش انسان­ها را به اشاره به یاد می آورد که ببینید درآفرینش شما چه ظرائف ودقایقی بکاررفته ! اینها را ازپروردگارتان دارید ، آیا سزاست به توصیه های همان پروردگار (که بـه نفعتان هم هست) بی اعتنائی کنید؟ و فرستاده اش راتکذیب نموده ، و نامهای ناصحیح بر او بگذارید ؟ و نیز برخی از نعمت­هایی که همه انسـان­ها مستمرا از آن استفاده می­کنند (بطوری که عادتشان شده)  را یادآوری فرموده ، با این زمینه که ای انسان ها ! خداوند همان کسـی است که اینهمه آیات ونعمتها را از او دارید ، آیا آن رفتارها  نسبت به فرستاده اش سزا است؟

در این پاراگراف می فرماید : ای کافران! درصورتی که میخواهید آن چیزهائی راکه باید به آنها توجه کنید مورد بی اعتنائی قراردهید ممکن است به عاقبتی دچارشوید که قوم نوح و اقوام برخی پیامبران دیگر دچارش شدند. و ضمنا به پیامبر میفرماید دنبال پیشرفت امور رسالتت بطور معجزه آسا نباش ، امت­های سابق هم راه تفرقه پیمودند ، لذا فعلا مخالفانت را به حال خویش واگذار .

3 - سوالات

1 – در آیه 30 ، «ان» چه ماهیتی دارد؟ (نافیه؟ یا ...؟)

2 – با توجه به آیه 27 ، وحی چه نقشی در تکامل حیات انسانی دارد؟ و با توجه به اینکه اینک درِ وحی بسته شده ، نقش مذکور هم تعطیل شده؟

3 – در همان آیه ، « کلّ» یعنی چه؟

4- در آیه 40 فاعل «قال» کیست؟

5- منظور از «قرن» (آیه42» چیست؟

6- در این پاراگراف یکی از قوانین حاکم بر جوامع بشری ذکر شده است ، آن را پیدا کنید .

7 - «فبعدا للقوم الظالمین» (آیه 41) یعنی چه ؟ (نوعی اظهار خشم به معنی رحمت ما از قوم ظالمان دور باد؟ یا...؟) «فبعدا لقوم لا یومنون» (آیه 44) چطور ؟

8 – آیه 44 چه موقعیتی دارد؟(جمع بندی؟ یا . . ؟)

9 – چرا در باره حضرت موسی به سلطان مبین و فرعون و مشکلات رسالتش با آنهمه جزئیات اشاره فرموده اما راجع به حضرت عیسی به وجود خود آن دو بزرگوار و اینکه خود وجود آنها «آیه» بوده متمرکز شده؟

 10 – در آیه 50 چرا بجای «الی» نفرموده «فی»؟

11– ذکرِ رفاه اعطا شده به حضرت عیسی و مادرش در اینجا برای چیست؟ (دلداری؟ وعده تلویحیِ تغییر وضعیت پیامبر و پیروانش در آینده نزدیک؟ یا....؟)

12– چرا حضرت عیسی را به عنوان «پسر مریم» ذکر فرموده؟

13– ظرف زمانیِ موضوعِ ماوی دادن آن دو بزرگوار (آیه 50) چه زمانی است؟

14 -  در آیه 50 ، چرا از آن محیط مطلوب ، فقط آن دو مشخصه (آرامش و گوارائی آب) را ذکر فرموده؟

 15 - «عابدون» (آیه 47) یعنی چه ؟ (مطیعون؟ یا . . ؟)

 16- «عالین» (آیه 46) از نظر چه کسانی؟

17 – در آیات 45 تا 50 ، موضوع شهروند درجه 1 و درجه 2 را در کجا می بینید؟

18 – مخاطبان آیه های 51 و 52  معلوم است ، ظرف زمانیِ خطاب مذکور چه زمانی است؟

19 – ظرف زمانیِ اتفاقِ موضوع آیه 53 چه وقت است؟

20 – منظور از «طیبات» چیست؟ آیا طیبات چیزهای معلومی است یا بسته به اقوام و  زمان ها و فرهنگ های مختلف ، ممکن است فرق داشته داشته باشد؟ (جواب با ذکر دلیل)

4 زاویه با تفاسیر رایج

یک نمونه جالبِ خطای همه مفسران در اثر بی توجهی به ترتیب نزول

کلمه «مبتلین» میتواند هم صیغه جمع برای اسم فاعل و هم برای اسم مفعول باشد،  

تقریبا تمام مفسران و مترجمانِ مهم ، کلمه مبتلین را به وجه فاعلی گرفته اند که ذیلا ترجمه هایشان را نقل میکنیم :

« ...... و ما بندگان را به اینگونه حوادث آزمایش خواهیم کرد » و « ...... و به یقین ما  آزماینده (بندگان)ایم » و « ....  وما آزماینده بوده ایم » و « .......  و قطعا ما آزمایش کننده بودیم » و     « and we are the one who put men to trial »

   اما وجودِ «اِن» اگر آن را نافیه بدانیم – که وجه غالب آن هم همین است زیرا هیچ محلی برای شرطیه بودن آن ندارد ـ مانع است از اینکه مبتلین را صیغه جمع اسم فاعل بدانیم زیرا در آن صورت این معنی را خواهد داشت که خداوند از مبتلاکنندگان نیست ، در حالیکه هست ، زیرا فرموده اذ ابتلی ابراهیم . . . . و فرموده ان الله مبتلیکم بنهر . . . .  (و موارد زیاد دیگر )

لذا موضوع را اینطور حل کردند که برای «اِن» یک معنی شاذّ و نادر پیدا کردند ( به مفهومی که در آیه 10 سوره قصص آمده ) و پرونده مطلب را بستند و ترجمه های فوق را بجا گذاشتند  .

اما اشکالی که دارد این است که «لِ» تاکید روی کلمه «لمبتلین» چه میشود؟ زیرا مقام ، مقامِ تاکید نیست . خداوند برای اینکه بگوید من ابتلا دهنده هستم نیاز به «لِ» تاکید ندارد (چنانکه هم در دو مورد فوق – ابتلای ابراهیم و ابتلای به نهر – و هم در موارد بسیار زیاد دیگر -  این مفهوم را بدون کوچکترین تاکیدی فرموده)

اما ، اگر به ترتیب نزول به قرآن نگاه کنیم می بینیم خداوند در باره اقوامی که از حدّ گذرانده و راجع به پیامبرانشان و پیروان آنها وارد فاز عملی و تعرض جدی  شده اند (تا قبل از سوره مومنون) این سخنان را  فرموده است :

 در سوره شمس (که در اوایل نزول است) : فدمدم علیهم ربهم بذنبهم فسویها و لا یخاف عقبیها

 در سوره دخان در قضیه  فرعونیان : فما بکت علیهم السماء والارض و ما کانوا منظرین

در سوره زخرف : فلما آسفونا انتقمنا منهم فاغرقناهم اجمعین فجعلنا هم سلفا و مثلا للاخرین

در سوره سباء و پس از ذکر عاقبت آنها : ذلک جزیناهم بما کفروا و هل نجازی الا الکفور

چنانکه دیده میشود راجع به آنها این تعابیر بکار رفته :

راجع به نتیجه هلاکت جمعی آنها نگرانیی نداریم ،

هلاکت جمعی آنها برای آسمان و زمین اهمیتی ندارد ،

آنها بعد ازهلاکت به پیشینیان تبدیل و مایه مَثَل (یا عبرت) آیندگان شدند ،

آنها به چیزی که سزایشان بود رسیدند .

با توجه به آنچه تا کنون گفته شد ترجمه آیه ، در صورت  مفعولی گرفتن آن کلمه ، اینطور میشود : البته در آن نشانه های مهمی هست و البته  ما  جزء مبتلا شدگان نبودیم .

وبه زبان ساده تریعنی :   البته آن کسی که به  گرفتاری افتاد  ما نبودیم . (که هم مفهوم با این مصراع است : بر دامن کبریاش ننشیند گَرد)

اگر کسی قرآن را به ترتیب نزول بررسی کند این «خط» را به سهولت «میگیرد» و می شناسد و  وقتی در سوره های متاخر جملاتی هم مفهوم با مفاهیم قبلی دید آنها را به درستی درک میکند و در معنی آنها دچار اشتباه نمیشود .

اما اگر ترتیب نزول را سر لوحه کار خود قرار ندهد اساسا این «خط» را «نمیگیرد» و ممکن است اشتباه کند که چنانکه  دیدیم تقریبا تمام اشخاص قَدَر هم در این مورد مشخص به اشتباه افتادند (که منحصر به این مورد هم نیست و نظایر زیادی نیز دارد)

 دلیلِ خطا بودن ترجمه و تفسیر فوق همان است که در بالا عرض شد یعنی ترجیحِ معنیِ فاعلیِ کلمه مبتلین به معنی مفعولیِ آن ، که سبب دو خطای دیگر هم شد ،  و البته خودِ دلیل این ترجیح هم بی توجهی به رعایت ترتیب نزول است .

یک جمله سه کلمه ای ( ان   کنا   لمبتلین ) و سه خطا در ترجمه اش ؟!  («لِ» تاکید غیر ضرور ، و «اِنِ» دارای کاربرد شاذّ ، و انتخاب صیغه فاعلی بجای مفعولی)

اما اگر مبتلین را مفعولی و اِن را هم نافیه میگرفتند به مفهومی می رسیدند که با آنهمه آیات قبل و بعد خویش که همه در مفهوم «بر دامن کبریاش ننشیند گرد» مشترکند هم مفهوم و ضمنا دلنشین و مقبول بود .

چرا تقریبا همه مفسرین و مترجمینِ مهم ، دچار این خطا شدند؟

سوال فوق فقط یک جواب دارد :  در نظر نگرفتن ترتیب نزول

5 - پیشگوئی های تحقق یافته

ذکر داستان نوح در آیات 23 تا 30 نوعی نوید تلویحی خلاصی از مشکلات را متضمن است .

نیز ذکر فلسفه تاریخ در آیات 31 تا 44 همین پیشگوئیِ تلویحی را در بر دارد .

همچنین ذکر داستان موسی و عیسی (ع) در آیات 45 تا 52 .

پس آنها را تا مدتي در گرفتاري شان واگذار (54)

از این نوع بیان فهمیده می­شود که قرآن برای پیامبر اکرم(ص) پیروزی
قریب­الوقوع پیشگوئی نموده است که چون وقایع تاریخی، صحت پیش­بینی مذکور را تایید نموده، این آیه نیز در عداد پیشگوئی­های تحقق یافته می­باشد.

6 - کلید های تفسیری

اصلی-فرعی:

1 – در ابتدای آیه 53 تغییر مخاطب رخ داده ،

 2 – نیمه دوم همان آیه «پرانتزی» است.

 3 – عبارت «امة واحده» در آیه 52 نیز پرانتزی است .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

وَ َلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿23﴾ فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ ﴿24﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ ﴿25﴾ قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ ﴿26﴾ فَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ﴿27﴾ فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿28﴾ وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ ﴿29﴾ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ ﴿30﴾

 درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ذکر قوم نوح که یکی از مصادیق واضح فوق است.

2

ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ﴿31﴾ فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿32﴾ وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاء الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ ﴿33﴾ وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ ﴿34﴾ أَيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَكُنتُمْ تُرَابًا وَعِظَامًا أَنَّكُم مُّخْرَجُونَ ﴿35﴾ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لِمَا تُوعَدُونَ ﴿36﴾ إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ﴿37﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا وَمَا نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ ﴿38﴾ قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ ﴿39﴾ قَالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نَادِمِينَ ﴿40﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاء فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿41﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ذکر قوم پس از نوح که آنهم یکی از مصادیق مطلب فوق است.

3

 ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قُرُونًا آخَرِينَ ﴿42﴾ مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ ﴿43﴾ ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا كُلَّ مَا جَاء أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿44﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ذکر اقوام پس از قوم نوح که مثال هایی برای مطلب فوق میباشند.

4

ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿45﴾ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ ﴿46﴾ فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ ﴿47﴾ فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ ﴿48﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ذکر قوم فرعون که که مثالی برای مطلب فوق است.

 

5

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿49﴾ وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ ﴿50﴾ يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿51﴾ وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ ﴿52﴾ فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ﴿53﴾ فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ ﴿54﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ای پیامبر! تکذیب و مخالفت با پیامبران امر عجیبی نیست (همیشه بوده) لذا، با اینها تا مدتی صبر کن، درست میشود.

7 - آیات برجسته این پاراگراف

آیات 50 تا 53 در تیتر فوق قرار میگیرد، و برجستگیشان هم به محتوایشان مربوط است که در قرآن نظیر دیگری ندارد و 50 و 51 شباهت عمقی و مفهومیی با بخشی از قَسَم های سوره تین دارد.

8 - آیات مشکل

آیه های 52 و 53 از این لحاظ که مورد اختلاف شدید در بین مفسران شده تحت تیتر فوق قرار میگیرند.

ما مداخله ای در آراء آنان نمیکنیم، اما چون به ترتیب نزول کار میکنیم و به درس و درب متکی هستیم ، به سهولت آنها را فهم میکنیم و از نظر ما در آنها «مشکل»ی دیده نمیشود، همان فهمی که در قسمت آخر این قطعه تفسیری تحت عنوان «تفسیر روان و عامه فهم» ارائه کرده ایم.

9 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

در باره آیات این پاراگراف ، حتی امروز نیز ، با توجه به معانی والای آن ، حتی برخی مفسران هم ، درک مقبولی از آن ندارند ، چه رسد به مخاطبان اولیه ! در عین حالیکه کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در این هزار و چند صد سال ، تغییر معنای قابل توجهی نیافته اند !

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

فلسفه تاریخ!

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

در این پاراگراف آیاتی وجود دارد که برخی از فقرات آنها در سوره های قبلی (قبل و بعد نسبت به این سوره و بر اساس جدول ترتیب نزول ما) آمده ، اما با تفاوت در لغت و الفاظ ، لذا اگر بگوئیم قبلا نیامده ، ناصحیح است ، و اگر بگوئیم آمده ، باز هم ناصحیح است ، از جمله این نوع آیات ، آیه های 23 و 26 و 32تا41 ، و 45تا49 ، و 54 است و بقیه آیات پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

 

باز هم «کشتی» نوح

قبلاً در سوره قمر، به تناسب بحث، درباره «کشتی» نوح عرضی کرده­ایم.

هر چه بوده، نوع بشر هنوز به این خودباوری نرسیده بوده که «می­توان روی آب هم راه رفت» و «نوح» اولین شخص است و طبق آیه 27، معلم او نیز «وحی» بوده است.

بطور کلی، همه علوم بشر، مستقیم یا غیرمستقیم ریشه در وحی دارد، و این بحث مفصلی است که البته اینجا جای پرداختن به آن نیست.

«وحی» در اینجا ، با توجه به کلید شماره 4 ،  به معنی «آموزش» و «انتقال تکنولوژی» است.

«فوران تنور»

«فارالتنورِ» ذکر شده در آیه 27 ظاهراً باید علامتی بوده باشد که پس از رویت آن، نوح می­باید شمارش معکوس پر کردن کشتی و آماده شدن برای حرکت روی آب را آغاز می­کرد.

مگر آنان که «آن قول»که بر آنان رفته

راجع به آن «قول» که بر آنان رفته بود، در سوره احقاف و سپس در سوره یس عرضی کرده­ایم که رجوع به آنها را انتظار داریم .

«فلسفه تاریخ»

«امت واحده» یعنی چه؟

اساساً بهتر است سؤال را اینطور مطرح کنیم که «امت» یعنی چه؟

از آیه 44 همین سوره فهمیده می­شود امت به «پیروان یک رسول خاص در زمان حیات و دعوت او» گفته می­­شود .

بنابراین «امت واحده» یعنی پیروان یک پیغمبر که در زمان حیات و دعوت او به تعالیم او تسلیم شده و در مقابل قانون تعالیم او خود را یکسان می­دانستند.

اما آنچه در آیه 53 مورد بحث است ، اتفاقی است که پس از پایان دوره آن پیامبـــران اتفاق می­افتاد . اتفاقی که می­افتاد این بودکه عده­ای خود را از «امت واحده» (مســـاوی بودن در مقابل قوانینی از دین متبوع که حاکم بر شئون زندگی بود) بیرون می­کشیدند و خود را بالاتر از دیگـــران قرارمی­دادند تا برای خویش «حقوق» بیشتر و «وظایف» کمتر قائل ­شوند.

این موضوع از کجا فهمیده می­شود؟

1- از کلمه «امرهم» (که مربوط به امور زندگیست)

2- از کلمه «زبراً» که می­توان آن را به تفاسیر مختلف از آن قانون یکسان مربوط به امة واحده نیز مربوط نمود)

3- از کلمه «حزب» (که به اساسنامه و مرامنامه داخلی یک گروه- اعم از نوشته یا نانوشته- اشاره دارد)

4-از «ف» در کلمه «فتقطعوا» ( که نشان می­­دهد این اتفاق پس از دوره «امت واحده» بودن افتاده است)

به عبارت دیگر در اینجا می فرماید که علت پیدایش کفر ، این بوده که پس ازاینکه پیامبران(ع) «امت واحده» را تاسیس میکردند و آن راجا میانداختند ، عده ای برای کسب امتیازات بیشتر ، به «تفسیر به نفع خویش»  ازقوانین آن«امت واحده» می پرداختند .

این فرایند سبب میشد «امت واحده» به چندین گروه و دسته  نوظهور تبدیل شود که هریک طرفدار «تفسیر»ی- مطابق سلیقه خویش- از آن قانون فراگیر قبلی بودند و به این ترتیب  تعدادی ادیان انحرافی ، پس ازتاسیس و قوام یک دین اصیل بوجود می آمد .

جمع بندی و تفسیر

و نوح را بسوي قومش فرستاديم و گفت اي قوم خدا را عبادت کنيد که هيچ معبودي غير از او نداريد. آيا پروا نمي کنيد؟(23) پس بزرگان کافران قومش گفتند اين جز بشري مثل شما نيست که ميخواهد بر شما برتري يابد و اگر خدا ميخواست حتمأ فرشتگاني ميفرستاد. راجع به اين از نياکان خويش چيزي نشنيده ايم (24) جز اين نيست که به جنون مبتلا شده لذا تا مدتي با او سر کنيد (25) گفت پروردگارا راجع به اينکه تکذيبم کردند ياريم فرما (26) پس به او وحي کرديم که زير نظرمان و بر اساس وحيمان آن کشتي را بساز . و وقتي که امر ما آمد و آن تنور فوران کرد ، اهل خود واز هر نوعي (از حيوانات) دو جفت به داخل آن ببر ، غير از آنانکه آن قول (فرود آمدن عذاب بر تکذیبگران) بر آنان رفته، (که آنان را مبر) و درباره ظالمان مرا مخوان که آنها حتمأ غرق خواهند شد (27) پس هنگامي که خودت و همراهانت در کشتي مستقر شديد بگو سپاس خداوندي را سزاست که ما را از قوم ظالمان نجات داد (28) و بگو پروردگارا ما را به منزل پربرکتي فرود آر که تو بهترين فرود آورنده اي (29) در اين ، البته، حتمأ نشانه های بزرگی هست و البته مانبودیم که مورد ابتلا واقع شدیم (30) سپس ، بعد از آنها ، قومي ديگر بوجود آورديم (31) و رسولي از خودشان به ميانشان فرستاديم  [که می گفت] خداوند را عبادت کنيد که خدائي غير از او نداريد آيا پروا نميکنيد؟ (32) و بزرگاني از قوم او که کافر بودند و ديدار آخرت را تکذيب مينمودند و در زندگي اين جهان نيز به آنان رفاه داده بوديم ميگفتند اين جز بشري مانند خودتان نيست . همان چيزي را ميخورد که شما ميخوريد و همان چيز ي را مينوشد که شما مينوشيد (33) و اگر شما اطاعت بشري مثل خودتان را کنيد در آن صورت حتما زيانکار خواهيد بود (34) آيا وعده تان ميدهد که وقتي مرديد و خاک و استخوان شديد دوباره (براي زندگي مجدد) بيرون خواهيد آمد؟ (35) چيزي که وعده تان ميدهد چه بسيار دور است (36) زندگي فقط همين زندگي دنياست که زندگي ميکنيم و ميميريم و برانگيخته نخواهيم شد (37) اين مرد کسي نيست جز اينکه بر خداوند دروغ مي بندد و ما باورش نداريم (38) [ آن رسول گفت] گفت پروردگارا  درمورد تکذيبي که ميکنند ياريم کن (39) (خداوند در جواب) گفت به همين زوديها به سختي پشيمان خواهند گرديد (40) پس آن صداي مهيب ناگهاني به حق  بگرفتشان و آنگاه آنها را مانند خاشاک نموديم .   پس دور باد قوم ظالمان  از آن (رحمت الهي) (41) سپس بعد از آنها اقوامي ديگر بوجود آورديم (42) {هيچ قومي از سرآمد خويش نه جلو مي افتد و نه از آن عقب ميماند} (43) آنگاه رسولانمان را يکي پس از ديگري فرستاديم . هرقومي که رسولشان بسويشان آمد تکذيبش کردند و ما نيز آنها را (نابود کرده و) پي اقوام قبلي فرستاديم و تبديل به داستانهاي گذشتگان گرديدند . پس دور باد  مردم بي ايمان  از آن (رحمت الهی) (44) سپس موسي و برادرش هارون را با آياتمان و دليلي آشکار فرستاديم (45) بسوي فرعون وسركردگانش. و گردن فرازي ميكردند و (خود را) قومي بلند مرتبه قلمداد نمودند (46) و گفتند آيا ما به دو نفر بشر مانند خودمان ايمان بياوريم؟ آنهم در صورتيکه قوم آنها ما را بندگي ميکنند؟ (47) پس تکذيبشان کردند و از هلاک شدگان گرديدند (48) و ما البته آن کتاب را به موسي داديم شايد هدايت شوند (49) و پسر مريم و مادرش را نشانه اي قرار داديم و آنها را در سرزميني بلند که هموار وداراي چشمه سارهائی بود جاي داديم (50) اي رسولان ! از چيزهاي پاکيزه بخوريد و عمل شايسته کنيد که من به آنچه ميکنيد دانايم (51) و اين مردم نيز (که همه يکجورند) امت شما هستند ، و من نيز پروردگارتان هستم ، پس ، از من پروا کنيد (52) [ ای پیامبر ! بدان که آنها ] امر خويش را بين خود قطعه قطعه کردند ، و هر گروهي به آنچه نزد خودشان بود دل خوش نمودند (53) لذا آنها را تا مدتي در گرفتاري شان واگذار (54)

 

مومنون3     آیات55تا77

أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ ﴿55﴾ نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ ﴿56﴾ إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ ﴿57﴾ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ﴿58﴾ وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ ﴿59﴾ وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ ﴿60﴾ أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ ﴿61﴾ وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿62﴾ بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ ﴿63﴾ حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ ﴿64﴾ لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ ﴿65﴾ قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ ﴿66﴾ مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ ﴿67﴾ أفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿68﴾ أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ﴿69﴾ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿70﴾ وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ ﴿71﴾ أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿72﴾ وإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿73﴾ وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ ﴿74﴾ وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿75﴾ وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ ﴿76﴾ حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿77﴾

 

آيا اینها مي پندارند اينکه مال و فرزندانشان را زياد کنيم (55) در جهت نفعشان شتاب کرده ايم؟ نه! بلکه درک نمي کنند (56) همانا آنانکه به احترام پروردگارشان هراسانند، (57) و آنانکه به آیت هاي پروردگارشان ايمان دارند، (58) و آنانکه با پروردگارشان شريک نمي گيرند، (59) وآنانکه از آنچه به آنها داده شده به دیگران ميدهند ، و باز هم نگران روزي هستند که بسوي پروردگارشان باز ميگردند، (60) آنها هستند که در جهت نفعشان شتاب کرده اند و بسوي آن سبقت ميگيرند (61) و کسي را جز به اندازه ظرفيتش تکليف نمي کنيم و نزد ما کتابي است که به حق گوياست و ظلمي به آنان نخواهد شد (62) بلکه دلهاشان از اين موضوع غافل است و اعمالي غير از آن که باید داشته باشند دارند و به همانها هم مشغولند (63) وقتيکه هوسرانان شان را به عذاب گرفتيم ناگهان ناله و فرياد ميکنند (64) به آنان خطاب میشود امروز ناله و فريادتان را بلند نکنيد زيرا از جانب ما ياريی نخواهيد ديد (65) زيرا آياتم بر شما تلاوت ميشد و شما به آن پشت میکردید (66) و خود را بزرگ تر از آن ميدانستيد که به آن آيات توجه کنيد و در مجالس شبانه به بيهوده گوئی مشغول بودید (67) آيا اینها در آن سخن حق دقت نکردند يا چيزي بسويشان آمده بود که بسوي نياکانشان نيامده بود؟ (68) يا اينکه رسولشان را نمي شناسند و با او بيگانه اند؟ (69) يا ميگويند ديوانگيي در او هست ، نه! بلکه به حق بسويشان آمد و اکثرشان حق را خوش نميدارند (70) و اگر حق از هوسهاي آنان پيروي کند آسمانها و زمين و کساني که در آنها هستند تباه خواهند شد ، نه! بلکه مايه پندشان را فرستاديم و آنها از پند روگردانند (71) يا اينکه از آنها خرجي ميخواهي! البته که نميخواهي ، و خراج خدا بهتر است و همو بهترين روزي دهندگان است (72) و تو البته آنها را بسوي جاده محکم هموار مستقيم دعوت مي کني (73) و آنانکه به آخرت ايمان ندارند ازآن جاده منحرف ميشوند (74) و اگر به آنان رحم ميکرديم و ناراحتيي را که در آن بودند برطرف ميکرديم لج ميکردند و در طغيانشان فرو ميرفتند (75) و البته همانطور که همانندانشان را به عذاب گرفتيم ، در آن حالت نه بسوي پروردگارشان مايل شدند و نه تضرع نمودند (76) تا اينکه دري از عذاب شديد  بر آنان گشوديم که در آن وقت ديگر پژمرده شده بودند (77)

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: کافران با وجود اینکه به چیز سنگینی مکلف نشده اند، و باآنان جز به حق رفتار نمیشود، در مقابل نتیجه اعمالشان به سختی به جزع و فزع می افتند . ای پیامبر! این نوع مردم به نعمت و تنبیه واکنش مطلوب نشان نمی­دهند و علاوه بر اینها کم ظرفیت هم هستند، لذا تو با آنان کجدار و مریز کن.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 مؤمنان را مژده میدهد که وارث فردوس می­باشند و در آن جاودان خواهند بود . به عبارت دیگر خداوند دارد به آن دسته از مسلمانان که استعداد بیشتری برای صعود درنردبان فضیلت ومعنویت دارند ، «برنامه» ای برای خودسازی و«ورزش معنوی» میدهد و مراحل قبلی و بعدی آفرینش انسان­ها را به اشاره به یاد می آورد که ببینید درآفرینش شما چه ظرائف ودقایقی بکاررفته ! اینها را ازپروردگارتان دارید ، آیا سزاست به توصیه های همان پروردگار (که بـه نفعتان هم هست) بی اعتنائی کنید؟ و فرستاده اش راتکذیب نموده ، و نامهای ناصحیح بر او بگذارید ؟ و نیز برخی از نعمت­هایی که همه انسـان­ها مستمرا از آن استفاده می­کنند (بطوری که عادتشان شده)  را یادآوری فرموده ، با این زمینه که ای انسان ها ! خداوند همان کسـی است که اینهمه آیات ونعمتها را از او دارید ، آیا آن رفتارها  نسبت به فرستاده اش سزا است؟

در پاراگراف2  می فرماید : ای کافران! درصورتی که میخواهید آن چیزهائی راکه باید به آنها توجه کنید مورد بی اعتنائی قراردهید ممکن است به عاقبتی دچارشوید که قوم نوح و اقوام برخی پیامبران دیگر دچارش شدند. و ضمنا به پیامبر میفرماید دنبال پیشرفت امور رسالتت بطور معجزه آسا نباش ، امت­های سابق هم راه تفرقه پیمودند ، لذا فعلا مخالفانت را به حال خویش واگذار .

در این پاراگراف می فرماید : برخورداری از مواهب مادی لزوماً به معنی لطف الهی نیست ، اما واجد بودن این صفات (ی که در این پاراگراف ذکر شده) قطعاً به معنی لطف الهی هست ، ولی این کافران غافلند که تکالیف دین مطابق وسع آدمی اســــت ودرآخرت کاملامطابق ضابطه با انها رفتارخواهد شد اما مخالفت بیجامیکنند و اینهمه کرّ و فرّ و ادعا نشان میدهند ولی به اندک عذابی صدای سوزناک ناله ها یشان در می آید ، و اینها از همه لحاظ پیامبر(ص)را قبول دارند اما نمیتوانند تعالیم او را بپذیرند زیرا با منافع سرانشان درتضاد است لذا

ای پیامبر! فعلا باید با اینها کجدار و مریز کنی تا وقتیکه معادلات بین تو وآنان تغییری کند .

3 - سوالات

1 – منظور از « لَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ » (آیه62) چیست؟

2- منظور از «غمره» (آیه63) چیست؟

3- منظور از « وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ » (آیه63) چیست؟

4- منظور از «عذاب» (آیه64) چیست؟ (هلاکت مانند اقوام قبلی؟ عذاب اخروی؟ یا....؟)

5- منظور از «هذا» (آیه63) چیست؟

6 – منظور از «کتاب» (آیه 62) چیست؟ (قانون؟ یا....؟)

7- «هم» در آیه های 75 و 76 اشاره به چه کسانی است؟ (دقت کنید)

8 - «هم» در «اکثرهم» (آیه70) اشاره به چه کسانیست؟

9- در این پاراگراف کلمه «حق» ، سه بار ، آنهم در سه معنی ، بکاررفته ، معانی سه گانه مذکور را بیان کنید .

10- در آیه 69 یک معنی را به دو صورت مختلف گفته (چرا؟)

11- چه سابقه ای درسوره های قبلی از «یقولون به جنه» دارید؟

12- چرا در آیه71 از ضمیر «ما» (آتینا) استفاده فرموده؟

13- نیازهای رسول خدا رابه دو صورت «خرج» و «خراج» ذکر نموده ، چرا؟.

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه های 55 و 56 فهمیده میشود فعالان کفر چنین تلقی میکرده اند که صاحب ثروت و اولاد نزد خداوند محبوب است و شاید همین گفتمان سبب میشد در مومنان (که نسبت به آنها فرودست بوده اند) به چشم تحقیر بنگرند و همچنین دین آنها را نیز بی اهمیت تلقی کنند .

از آیه 63 فهمیده میشود که فعالان کفر به احاطه الهی بر همگان غفلت داشتند و از آیه 67 فهمیده میشود زندگی شان همراه با بطالت و شب زنده داری های همراه با چرت و پرت گفتن بوده و همین نیز گویای وضعیت برخورداری ثروتمندانه آنان می باشد .

از آیه های 68 و 69 و 70 فهمیده میشود فعالان کفر در قرآن تعمقی نمیکردند و آنحضرت را بخوبی می شناختند و با وجود این او را مجنون مینامیدند و از پذیرش حق (لابد به سبب تعارضی که با موقعیت و منافعشان داشت) بدشان می آمد .

از آیه 76 و 77 فهمیده میشود عذاب خفیفی بر آنها نازل شد اما فعالان کفر توجهی به آن نکرده و متنبه نشده و در صدد اصلاح رفتار خویش بر نیامدند ، ضمن اینکه طاقتی هم برای عذاب قوی تر نداشتند .

5 کلیدهای تفسیری

مطلب، تفسیر، اشاره :

دو آیه 55 و56 ، «اشاره» به مطالب اصلی سوره فجر است (و بد نیست مراجعه مجددی بفرمائید)

فرعی ها :

 1 – آیات 65 تا 67 فرع بر آیات قبلی است و این واضح است .

2 – آیه 63 نیز فرعی است .

3 – از آیه 62 نیز سه کلمه آخر فرعی است .

4 - آیه 71 فرع بر آیه 70 است ،

5 - آیه 74 فرع بر آیه 73 است .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ ﴿55﴾ نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ ﴿56﴾ إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ ﴿57﴾ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ﴿58﴾ وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ ﴿59﴾ وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ ﴿60﴾ أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ ﴿61﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: آنها نمیدانند که این نعمت های ظاهری نعمت ارزشمند نیست.

2

 وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿62﴾ بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ ﴿63﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: آنها توجه ندارند که چیز سختی از آنها نخواستیم و تازه کوچکترین ظلمی هم از ما نخواهند دید.

3

حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ ﴿64﴾ لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ ﴿65﴾ قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ ﴿66﴾ مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ ﴿67﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: بزرگانشان با آنهمه شعارهایشان به کوچکترین عذابی به ناله های شدید خواهند پرداخت.

4

 أفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿68﴾ أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ﴿69﴾ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿70﴾ وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ ﴿71﴾ أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿72﴾ وإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿73﴾ وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ ﴿74﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب :آنها بدون آنکه اندکی در پیامت بیاندیشند بهانه های گوناگون میگیرند.

5

 وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿75﴾ وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ ﴿76﴾ حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿77﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ای پیامبر! اگر اینان را اندکی عذابشان کنیم ناله ها سر میدهند و اگر عذاب را تخفیف دهیم باز به همان رفتارشان بر میگردند و اگر کمی عذاب را افزایش دهیم به کلی پژمرده میشوند.

6 - کدام مطالب این پاراگراف «بی ربط» به نظر میرسد؟

آیه 71 بین دو مطلب همگن فاصله انداخته و ظاهرا «بیربط» به نظر می آید، اما «پرانتزی» است، دلیلش هم اینکه اگر چشم خویش را بر آن ببندیم و قبل و بعدش را وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف و بی سکته میشود.

7 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

در باره آیات این پاراگراف ، حتی امروز نیز ، با توجه به معانی والای آن ، حتی برخی مفسران هم ، درک مقبولی از آن ندارند ، چه رسد به مخاطبان اولیه ! در عین حالیکه کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در این هزار و چند صد سال ، تغییر معنای قابل توجهی نیافته اند !

8 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - کافران با وجود اینکه به چیز سنگینی (که رفتار شايسته است در مقابل دعوت پيامبران است) مکلف نشده اند ، و باآنان جز به حق رفتار نمیشود ، در مقابل نتیجه اعمالشان به سختی به جزع و فزع می افتند .

2 - ای پیامبر! این نوع مردم به نعمت و تنبیه واکنش مطلوب نشان نمی­دهند و علاوه بر اینها کم ظرفیت هم هستند ، لذا تو با آنان کجدار و مریز کن .

9 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیات 72 و 73 و 74 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

«چک لیست» متمم

آیات 57 تا 60 ادامه چک لیست پاراگراف اول است و جا دارد خوانندگان قرآن ، آن را به چک لیست مذکور اضافه نموده و روز به روز خود را با آن چک کنند.

البته باید توجه داشت که مدلول آیه 57 یک امر قلبی است و چندان در اختیار آدمی نیست ، اما سه آیه بعد کاملاً اختیاری است ، و باز هم البته باید دانست که اگر به سه آیه اخیر­الذکر عمل شود مدول آیه 57 هم حاصل می­شود.

البته جایزه­ای که برای این قسمت ذکر نموده مقام بسیار بالائی است (توجه کنید به سوره واقعه ، آیه­های «والسابقون السابقون، اولئک المقربون) بطوری که کاملاً از مقام «فردوس» که جایزه «مؤمنون» است بالاتر است و جا دارد برای درک بهتر مراجعه مجددی به سوره واقعه بفرمائید .

«مشکل»کافران چه بود؟

1 - «وحی ندیده» نبودند و با این پدیده از طریق نیاکانشان آشنا بودند (آیه68)

2- قرآن را هم ارزیابی کرده و آنرا والامرتبه دانسته بودند (آیه68)

3- پیامبر(ص) را هم به سجایای اخلاقی و محبوبیت گسترده شناخته بودند (آیه69)

4- این را هم می دانستند که پیامبر(ص) انگیزه مادی ندارد (آیه72)

5- این را هم می فهمیدندکه تعالیم پیامبر(ص) فی الجمله به نفعشان بود (آیه71)

پس آنها «چه شان»بود؟

درد آنها این بودکه درتعالیم پیامبر(ص) چیزی بودکه با «منافع» سرانِ آنها ناسازگار بود (آیه72)

متصلب

سه آیه آخر (یعنی 75 تا 77) نشان از رفتارهای نامعقول کافران دارد که اگر درِ رحمت به رویشان باز شود به طغیان ادامه می­دهند و اگر به آنها سخت گرفته شود نمی­فهمند و به راه نمی­آیند و اگر فشار زیادتر شود پژمرده می­شوند. و مجموع این ها با در نظر گرفتن مفهوم آیه 73 اینطور در یک کلمه قابل جمع است: متصلب !

«صلب» و تثبیت

در این پاراگراف اشاره­هائی هست که مفصلِ­ آنها را در سوره­های قلم و طور و ذاریات دیده­ایم ، اما آیه­های 75 و 76 این پاراگراف جدید است که مفهوم آن این است که اینها دیگر ( به اصطلاح روانشناس­ها) «تثبیت» شده­اند و دیگر نه به لطف ، و نه به فشار ، واکنش مطلوب نشان نمی­دهند .

یعنی نه لطف سبب توجه و تمایلشان به مبدأ لطف می­شود که مجدداً به راه بیایند و نه فشار سبب توجه به مبدأ فشار می­شود که وضعیت خود را اصلاح کنند .

جمع بندی و تفسیر

آيا مي پندارند اينکه مال و فرزندانشان را زياد کنيم (55) در جهت نفعشان شتاب کرده ايم؟ (نه) بلکه درک نمي کنند (56) همانا آنانکه به احترام پروردگارشان هراسانند ، (57) و آنانکه به نشانه هاي پروردگارشان ايمان دارند ، (58) و آنانکه با پروردگارشان شريک نمي گيرند ، (59) وآنانکه از آنچه به آنها داده شده (به دیگران) ميدهند ، و باز هم نگران روزي هستند که بسوي پروردگارشان باز ميگردند ، (60) آنها هستند که در جهت نفعشان شتاب کرده اند و بسوي آن سبقت ميگيرند (61) و کسي را جز به اندازه ظرفيتش تکليف نمي کنيم و نزد ما کتابي است که به حق گوياست و ظلمي به آنان نخواهد شد (62) بلکه دلهاشان از اين موضوع غافل است و آنها اعمالي غير از آن [که باید داشته باشند] دارند و به همانها مشغولند (63) وقتيکه هوسرانان شان را به عذاب گرفتيم ناگهان ناله و فرياد بلند ميکنند (64) {[به آنان خطاب میشود] امروز ناله و فريادتان را بلند نکنيد زيرا از جانب ما ياريی نخواهيد ديد (65) زيرا آياتم بر شما تلاوت ميشد و شما بر پاشنه هايتان برمي گشتيد (66) خود را بزرگ تر از آن ميدانستيد که به آن آيات توجه کنيد و (در مجالس) شبانه به بيهوده گوئی مشغول بودید} (67) آيا در آن سخن دقت نکردند يا چيزي بسويشان آمده بود که بسوي نياکانشان نيامده بود؟ (68) يا اينکه رسولشان را نمي شناسند و با او بيگانه اند؟ (69) يا ميگويند ديوانگيي در او هست (نه) بلکه به حق بسويشان آمد و اکثرشان حق را خوش نميدارند (70) و اگر حق از هوسهاي آنان پيروي کند آسمانها و زمين و کساني که در آنها هستند تباه خواهند شد (نه) بلکه مايه پندشان را فرستاديم و آنها از پند خويش روگردانند (71) يا اينکه از آنها خرجي ميخواهي (البته که نميخواهي) و خراج خدا بهتر است و همو بهترين روزي دهنده است (72) و تو البته آنها را بسوي جاده محکم هموار مستقيم دعوت مي کني (73) و آنانکه به آخرت ايمان ندارند ازآن جاده منحرف ميشوند (74) و اگر به آنان رحم ميکرديم و ناراحتيي را که در آن بودند برطرف ميکرديم لج ميکردند و در طغيانشان فرو ميرفتند (75) و البته (همانطور که همانندان) آنان را به عذاب گرفتيم ، در آن حالت نه بسوي پروردگارشان مايل شدند و نه تضرع نمودند (76) تا اينکه دري از عذاب شديد  بر آنان گشوديم که در آن وقت ديگر پژمرده شدند (77)

 

 

 

 

مومنون4     آیات78تا98

وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿78﴾ وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿79﴾ وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿80﴾ بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ ﴿81﴾ قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿82﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿83﴾ قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿84﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿85﴾ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ﴿86﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿87﴾ قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿88﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ ﴿89﴾ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿90﴾ مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿91﴾ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿92﴾ قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ ﴿93﴾ رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿94﴾ وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿95﴾ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ ﴿96﴾ وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ﴿97﴾وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ ﴿98﴾

 

و هموست که براي شما گوش و چشمها و دلها قرار داد چه كم شکر مي گذاريد (78) و هموست که شما را در زمين گستراند و بسوي او محشور خواهيد شد (79) و هموست که زنده ميکند و ميميراند و جايگزيني شب و روز هم از اوست ، آيا تعقل نمي کنيد (80) نه! بلکه علیرغم همه این نعمتهای ذکر شده و ذکر نشده، همان چيزي را ميگويند که قبلي ها میگفتند (81) آنها هم میگفتند آيا وقتيکه مرديم وخاک و استخوان شديم ، برانگيخته ميشويم؟ (82) چه بما و چه به نياکان ما همين وعده داده شده . اين ها جز افسانه هاي پیشینیان نيست (83) ای پیامبر! بگو اگر ميدانيد برايم توضيح دهيد زمين و هر کس که در آن است متعلق به کيست؟ (84) بزودي ، پس از اینکه تعالیمت جا افتاد، خواهند گفت متعلق به خداوند است، اینک به آنان بگو پند نمي گيريد؟ (85) بگو پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار آن عرش بزرگ کيست؟ (86) باز هم بزودي خواهند گفت مال خداوند است، اینک به آنان بگو پروا نميکنيد؟ (87) بگو سررشته همه امور به دست کيست که پناه ميدهد و كسي عليه او پناهگاهي ندارد؟ (88) باز هم بزودي معتقد خواهند شد که اینها صفات الهی است ، اینک به آنان بگو از کجا افسون شده ايد؟ (89) نه! بلکه اینها حق را می شناسند و عمدا دروغ میگويند (90) خداوند هيچ فرزندي برنگرفته و با او هيچ خدائي نيست ، و اگر چنين بود، هر خدايي آفريده هاي خود را ميبرد، و بعضي از آنها بر بعضي ديگر برتري ميجستند ، و خداوند از آنچه توصيف ميکنند منزه است. (91) او داناي پيدا و نهان است و از آنچه با او شريک مي کنند بالاتر است (92) با خویش چنین بگو که خدايا اگر آنچه را که به آنان وعده ميدهي بمن بنمائي (93) در آنصورت مرا جزء ظالمان قرار مده (94) و البته ما قادريم آنچه را که به آنان وعده ميدهيم نشانت دهيم (95)  پس ، بدي را بوسيله آنچه بهترین رفتار است دفع کن . ما بهتر ميدانيم آنها در باره ما چه وصفي ميکنند (96) و بگو پروردگارا از بدگوئيهايی که شياطين به اینان القاء میکنند بتو پناه ميبرم (97) و نیز از اينکه آن شیاطین به نزدم حاضر شوند نیز بتو پناه ميبرم (98)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: گوشه­ای از آیات و الطاف الهی و نیز نمونه­ای از برخورد های کافرانه و اي پيامبر! در جهت تحليل و ردّ مولفه هاي فکري کافران چنين بگو و چنين کن و با اینان مدارا کن، و از شرور به خدا پناه ببر .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 مؤمنان را مژده میدهد که وارث فردوس می­باشند و در آن جاودان خواهند بود . به عبارت دیگر خداوند دارد به آن دسته از مسلمانان که استعداد بیشتری برای صعود درنردبان فضیلت ومعنویت دارند ، «برنامه» ای برای خودسازی و«ورزش معنوی» میدهد و مراحل قبلی و بعدی آفرینش انسان­ها را به اشاره به یاد می آورد که ببینید درآفرینش شما چه ظرائف ودقایقی بکاررفته ! اینها را ازپروردگارتان دارید ، آیا سزاست به توصیه های همان پروردگار (که بـه نفعتان هم هست) بی اعتنائی کنید؟ و فرستاده اش راتکذیب نموده ، و نامهای ناصحیح بر او بگذارید ؟ و نیز برخی از نعمت­هایی که همه انسـان­ها مستمرا از آن استفاده می­کنند (بطوری که عادتشان شده)  را یادآوری فرموده ، با این زمینه که ای انسان ها ! خداوند همان کسـی است که اینهمه آیات ونعمتها را از او دارید ، آیا آن رفتارها  نسبت به فرستاده اش سزا است؟

در پاراگراف2  می فرماید : ای کافران! درصورتی که میخواهید آن چیزهائی راکه باید به آنها توجه کنید مورد بی اعتنائی قراردهید ممکن است به عاقبتی دچارشوید که قوم نوح و اقوام برخی پیامبران دیگر دچارش شدند. و ضمنا به پیامبر میفرماید دنبال پیشرفت امور رسالتت بطور معجزه آسا نباش ، امت­های سابق هم راه تفرقه پیمودند ، لذا فعلا مخالفانت را به حال خویش واگذار .

در پاراگراف 3 می فرماید : برخورداری از مواهب مادی لزوماً به معنی لطف الهی نیست ، اما واجد بودن این صفات (ی که در این پاراگراف ذکر شده) قطعاً به معنی لطف الهی هست ، ولی این کافران غافلند که تکالیف دین مطابق وسع آدمی اســــت ودرآخرت کاملامطابق ضابطه با انها رفتارخواهد شد اما مخالفت بیجامیکنند و اینهمه کرّ و فرّ و ادعا نشان میدهند ولی به اندک عذابی صدای سوزناک ناله ها یشان در می آید ، و اینها از همه لحاظ پیامبر(ص)را قبول دارند اما نمیتوانند تعالیم او را بپذیرند زیرا با منافع سرانشان درتضاد است لذا ای پیامبر! فعلا باید با اینها کجدار و مریز کنی تا وقتیکه معادلات بین تو وآنان تغییری کند .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر! اینها ،اینهمه لطف و نعمت را می­بینند ، ولی بجای شکر ، کفر و تکذیب می­کنند ، و به جائی رسیده اند که هیچ سخن حقی بــه خوردشان نمی رود ، و تو ای پیامبر با کفار در مورد اعتقادات اصلیت  وارد گفتگوی استدلالی شو و بهترین موقعیت را در مسیر ایفاء رسالت خویش دریاب .

3 - سوالات

1 – چرا در آیه 78 «گوش» را مفرد ، و «چشم» و «دل» را جمع آورده؟

2- در آیات سه گانه ابتدای پاراگراف ، مطالب خطاب به کیست؟

3- در آیه 79 ، «الیه تحشرون» (که یک وعده مربوط به برقراری قیامت است) را درجائی آورده که قبل و بعد آن بطور واضح ذکرنعمت است (یعنی اینکه قیامت هم نعمت است) سوال این است که (باتوجه به انکار قیامت ازسوی کافران) این نوع سخن گفتن چه توجیهی دارد؟

4- منظور از «اختلاف» (آیه80) چیست؟

5- چرا درهمان آیه در مورد اختلاف شب و روز عبارت «له» را بکار برده ؟.

6 – وضع آیه 91 از لحاظ کلیدهای تفسیر چگونه است؟

7 – (اگر به آیه 93 نگاه کنید) وضع آیه 92 چطور؟

8– در داخل آیه مذکور جمله پرانتزیی تشخیص میدهید؟  چند مورد؟

9 - «سیقولون لله» های این پاراگراف از لحاظ کلید های مذکور چه وضعی دارند؟

10– چه سابقه ای از مفهوم «لایجیر و لا یجار علیه» در سوره های قبل دارید؟

11- جمله مذکور یکی از «تفسیر» های کدام آیه سوره توحید است؟

12 – حالت کلی این پاراگراف چگونه است؟ (گفتگوی استدلالی؟ یا...؟)

13 - «س» در «سیقولون» در آیات فوق چه وقتی است؟ همان موقعی که سوال مطرح میشود یا بعدا؟ (جواب با دلیل)

14 – در این پاراگراف سه بار پیشگوئیِ تحقق یافته انجام شده ، محل آنها را مشخص کنید .

15 – اساسا چرا این آیات (93 تا 98) نازل شده؟ به عبارت دیگر در آن روزها چه اتفاقی افتاده بود که نزول این آیات را سبب شد؟

16 – در سوره قلم که اوائل نزول است و در سوره احزاب که اواخر نزول است به پیامبر توصیه میکند که «لا تطع . . » و البته پیامبر با آن شخصیت والایش هرگز در وضعی نبوده که اصطلاحا «اطاعت» آن فرومایگان مذکور در سوره قلم و یا کفار فرودستِ مذکور در سوره احزاب را کند، اما خداوند که به موقعیت خطیر آنحضرت آگاه است اندک نرمشی در جهتِ موضوع رسالتش را نیز نمی پذیرد و آن را «اطاعت» محسوب میدارد، در حالیکه در نزد ما «اطاعت» مفهوم متفاوتی دارد، با توجه به این زمینه، قرار نگرفتن آنحضرت در میان ظالمان که در آیه 94 ذکر شده، به چه معنی است؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه های 84 تا 89 فهمیده میشود فعالان کفر مالکیت زمین و ربوبیت خدا نسبت به آسمانها و اداره امور وفرماندهی مطلق او و پناهگاه همه بودن و پناهگاهی برای او متصور نبودن را برای خداوند قبول نداشتند .

از آیات 93 تا  98 فهمیده میشود آنحضرت (بدون اینکه بصورت دعا به زبان آورده باشد) آرزو کرده بود کاش عذاب الهی بر مخالفانش نازل میشد و کار رسالتش آسان تر پیش میرفت ، که این آیات بر او نازل شد و او را  محترمانه ( از حتی فکر کردن به این چیز ها) بر حذر داشت و تلویحا حتی فکرکردن به این چیزها را (البته درسطح پیامبرانه ، و نه در سطح ما آدمهای معمولی) ظلم ، و نیز از وساوس شیطانی، قلمداد فرمود .

5 زاویه با تفاسیر رایج

مطلبی که تحت عنوان «این «بزودی» چه وقت است؟» در بخش شرح مختصر آمده، مربوط به تیتر فوق است که به علت طولانی بودنش در آنجا قرار داده شده است.

6 - پیشگوئی های تحقق یافته

سه بار تکرار و تاکید در سه جائی که «سیقولون» را بکار برده که ناظر به تغییر اعتقاداتشان پس از فتح مکه است (آیه های 85 و 87 و 89) پیشگوئیِ صریح است دایر بر اینکه بزودی عقاید آنها در جهت اصلاح عوض خواهد شد ، و شد.

7 - کلید های تفسیری

پرانتزها : آیه 95 فرع بر دو آیه 93 و 94 است. 

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان :

 

1

وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿78﴾ وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿79﴾ وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿80﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ذکر نمونه ای از آیات و الطاف الهی

 

2

 بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ ﴿81﴾ قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿82﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿83﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ذکر گوشه ای از مواردِ تکذیبی

 

3

 قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿84﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿85﴾ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ﴿86﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿87﴾ قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿88﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ ﴿89﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ای پیامبر! با توجه به این محورها در رفع خطاهای فکری شان بکوش.

 

4

 بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿90﴾ مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿91﴾ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿92﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ذکر یک استدلال در جهت اصلاح خطای فکری کفارِ آن روزها.

 

5

 قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ ﴿93﴾ رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿94﴾ وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿95﴾ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ ﴿96﴾ وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ﴿97﴾وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ ﴿98﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ای پیامبر! خود را چنین حفظ کن.

 

8 - آیات برجسته این پاراگراف

در این پاراگراف آیه ای که به تیتر فوق مربوط باشد آیه 91 است و نکته برجستگیِ آیه، استدلالی است که در آن است که در کل قرآن تقریبا تک است : إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ

9 - آیات مشکل

قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿84﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿85﴾ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ﴿86﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿87﴾ قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿88﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ ﴿89﴾وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ﴿97﴾وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ ﴿98﴾

مشکل بودن آیه های فوق از آنجا فهمیده میشود که ببینیم تفاسیر چقدر در تفسیرشان اختلاف کرده اند، و البته بهتر است بدانید که ما در اثر متکی بودن به ترتیب نزول و تشخیص پرانتزها و درب و درب در فهم معنی آنها مشکلی نداشتن و به سهولت درک کرده ایم.

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - ذکرگوشه­ای از آیات و الطاف الهی و نیز نمونه­ای از برخورد های کافرانه

2 – توصیه های ارشادی به آنحضرت دایر بر تحليل و ردّ مولفه هاي فکري کافران و مدارا با آنان و پناه بردن به خداوند از شرور متصور .

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 78 تا 83 و 92 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

این «بزودی» کی است؟

در سوره تکاثر ذیل کلمه «سیعلمون» عرضی کرده ایم که «بزودی خواهند دانستِ» مذکور پس از فتح مکه که همگی مسلمان شدند ، است  و «علمِ» مذکور در کلمه سیعلمون نیز «علم حاصل از ایمان» بوده است .

در اینجا نیز همان حالت برقرار است و پس از فتح مکه همگی این اعتقادات را که جوابش «لِللاه» های سه گانه این پاراگراف است خواهند داشت و این واضح است و «سَ» (= بزودی) مورد بحث نیز اشاره به همان دارد ، یعنی به زمان فتح مکه .

اما  المیزان  فرموده که در همان موقع که این سوال از آنها میشد این جواب را میدادند ، یعنی اینکه کافران در همان موقعِ طرح سوال چنین عقیده ای را داشتند .

البته این هم از آن فرمایشات است و اگر کسی بگوید پس آنها چه کافری بودند که اینهمه اعتقادات صحیح راجع به خداوند داشتند معلوم نیست المیزان چه جوابی میداشت .

بله ، «سیقولون لله» های سه گانه همگی «پرانتزی» است زیرا اگر چشم خویش را بر آنها ببندیم و قبل و بعد آنها را وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف و یکدست خواهد بود .

دلیل دیگر دال بر اینکه جواب کفار در آن لحظه آن نبوده ، این است که در ابتدای آیه 12 سوره انعام که می فرماید «قل لمن مافی السماوات والارض قل لله...» همین سوال هست و در جوابش هم  هیچ قرینه ای نیست که جواب تقریریِ «لِله» مورد قبول کافران باشد ، بلکه روال کلام نشان دهنده عکس آن است .

البته از این نوع مثال ها زیاد است و ما قصد رعایت اختصار را داریم .

قاعدتا المیزان باید این نظر را از متقدمان یا منابع روائی اخذ کرده باشد و استدلال ماهم مقابل شماست و یستمعون القول و یتبعون احسنه را هم که حتما خودتان می فرمائید .

سیقولون لله

بگو اگر ميدانيد (برايم توضيح دهيد) زمين و هر کس که در آن است متعلق به کيست؟ (84) بزودي خواهند گفت متعلق به خداوند است . بگو پس چرا پند نمي گيريد؟ (85) بگو پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار آن عرش بزرگ کيست؟ (86) بزودي خواهند گفت مال خداست . بگو پروا نميکنيد؟ (87) بگو سررشته همه امور بدست کيست که پناه ميدهد و كسي عليه او پناهگاهي ندارد؟ (88) بزودي خواهند گفت خداست . بگو از کجا افسون شده ايد؟ (89) (نه) بلکه حق را به آنها ارائه کرده ايم و آنها دروغگويند (90)

اگر موارد پرانتزی را مشخص کنیم متن فوق به شکل زیر در می آید :

بگو اگر ميدانيد (برايم توضيح دهيد) زمين و هر کس که در آن است متعلق به کيست؟ (84) بزودي خواهند گفت متعلق به خداوند است . بگو پس چرا پند نمي گيريد؟ (85) بگو پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار آن عرش بزرگ کيست؟ (86) بزودي خواهند گفت مال خداست . بگو پروا نميکنيد؟ (87) بگو سررشته همه امور بدست کيست که پناه ميدهد و كسي عليه او پناهگاهي ندارد؟ (88) بزودي خواهند گفت خداست . بگو از کجا افسون شده ايد؟ (89) (نه) بلکه حق را به آنها ارائه کرده ايم و آنها دروغگويند (90)

اما  المیزان  فرموده که در همان موقع که این سوال از آنها میشد این جواب را میدادند ، یعنی اینکه کافران در همان موقعِ طرح سوال چنین عقیده ای را داشتند .

البته این ادعا بطور واضح خطاست ، زیرا :

1 – بنابر آیه 87 سوره زخرف [ولئن سالتهم من خلقهم لیقولنّ الله] (که با بهترین تقریب دو سال قبل از این سوره نازل شده) کافران مکه در باره آفرینش خودهاشان (یا شرکائی که برای خداوند قائل بودند) این عقیده را داشتند که خداوند آفریدگار آنهاست و اگر بیش از این اعتقاد داشتند (آنهم به آن زیادیی که در این پاراگراف مطرح است)  قرآن به عنوان احتجاج ذکر میکرد .

2 – از آیه 12سوره انعام که شبیه یکی از همین مطالب را دارد [قل لمن ما فی السموات و الارض قل لله] معلوم میشود که آنها در باره اینکه مالکیت آسمانها و زمین با چه کسی است ، (برعکس ادعای المیزان) این عقیده را ندانشتند ، زیرا به پیامبر (ص) تقریر میکند که بگو خدا چنان موقعیتی دارد . والبته بهتر است بدانیم که سوره انعام حد اکثر سه سال بعد از سوره زخرف نازل شده)

3 – هیچ قرینه قرآنی نمیتوان پیدا کرد که نشان دهد کافرانِ آن روزها چنین عقیده ای داشتند .

4 – علمای ملل و نحل هم چنین چیزی نگفته اند و اگر گفته بودند تا کنون بما میرسید .

5 -  اگر کسی بگوید پس آنها چه کافری بودند که اینهمه اعتقادات صحیح راجع به خداوند داشتند  و در اینصورت پیامبر با کافرانی به این خوش اعتقادی چه مشکلی داشت ، معلوم نیست المیزان چه جوابی میداشت .

6 – اساسا خود کفار اگر صاحب چنین اعتقاداتی بودند چرا به آن حضرت اعتراض نکردند که آقا ماکه خودمان همه این حرفها را قبول داریم پس . . . . ؟ و اگر چنین اعتراضی میکردند بما میرسید .

7 – آن تفسیر ارجمند در سوره تکاثر ، «س» (= بزودی) در «سیعلمون» را به هنگام مرگ شخص و پیدایش قیامت معنی کرده ، ودر اینجا به زمانی بسیار کوتاه (در حدّ صفر) این تفاوت عظیم در معنی کردن چقدر موجه است ؟

8 – اساسا اگر اینطور که المیزان گفته ، بوده باشد ، تکلیف سخن خداوند چه میشود که فرموده «بزودی» ؟

9 – تکلیف آیه 90 با این بیان آن تفسیر چه میشود؟

بله ، «سیقولون لله» های سه گانه فوق همگی «پرانتزی» است زیرا اگر چشم خویش را بر آنها ببندیم و قبل و بعد آنها را وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف و یکدست خواهد بود .

جدید

در آیات 84 تا 89 نوع جدیدی از محاجه و استدلال را (با توجه به ترتیب نزول) برای اولین بار در این سوره می­بینیم که چنانکه بعداً ملاحظه خواهید کرد ، کراراً در قرآن کریم مورد استفاده قرار خواهد گرفت .

آیات آشنا

در آیه­های 91 و 92 نیز بعضی از صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند ذکر شده که با آنها در سوره­های قبل آشنا شده­ایم.

مثلاً مطلب آیه 91 در سوره توحید آمده و در اینجا در خود آیه ، شرحی هم به آن افزوده ، ( که نتیجه چنین اعتقاد غلطی چیست و چون آن نتیجه را احســـاس نمی­کنید پس بدانید که اساساً آن حالت وجود ندارد)

 

حالت کلی آیات 93 تا 98

روح حاکم بر کل آیات فوق «توصیه ارشادی» به پیامبر(ص) است بطوریکه دو «قل» و یک «ادفع» در 6 آیه دارد یعنی بطور متوسط ، هر دو آیه ، بار یک «توصیه ارشادی» را به دوش می­کشد .

تأدیب صمیمانه

آیات 98-93 که آموزش و تأدیب رسول اکرم(ص) باشد، با تعدادی «بگو» شروع می­شود.

این «بگو»ها برعکس «بگو»های قبلی ، که هم می­توانست «به خویش بگو» و هـــم می­توانست «به مردم بگو» باشد، در اینجا فقط با حالت «به خویش بگو» متناسب است و لذا نوعی تأدیب و آموزش نزدیک و صمیمانه است و در مجموع پناه بردن به خداوند است مانند همان «بگو»هائی که در سوره­های ناس و فلق دیدیم .

خُلق خوش محمدی

در آیه 96 نکته ظریفی هست که به فهم آیات قبل و بعد خویش کمک می­کند.

در آن آیه یک فن آموزشی به پیامبر یاد می­دهد که همان یک فن برای تبدیل جهان به گلستان کافی است .

اگر کسی به آدمی بدیی کرد، آدمی می­تواند این کارها را بعنوان پاسخ انجام دهد:

1- در صورتیکه قدرت داشته باشد و ضرری متوجهش نشود جوابی به او بدهد که از اصل کار او شدیدتر و بدتر باشد.

2- در صورتِ وجودِ همان شرایط قبلی، جوابی به او بدهد که شدت آن مساویِ شدت اصلِ کار او باشد.

3- در صورت وجود همان شرایط، اصلاً جوابی به او ندهد.

4- «بدی» را با «نیکی» جواب دهد.

چیزی که فعلاً در جهان ما رایج است، حالت اول است.

البته از نظر عقلا حالت اول پسندیده نیست زیرا حالت رقابت و کینه­ای که نتیجه این نوع رفتار است، آنها را دچار یک دور تمام نشدنی از عمل و عکس­العمل انتقام و انتقام مجدد می­کند که هرگز روی آرامش را نخواهند دید.

حالت دوم، بنظر عقلا بهتر است و اگر کسی بتواند پاسخ دهد و در پاسخ بیش از آنچه ضرر دیده ضرر نزند عقلاً ممدوح و پسندیده و معقول است و البته این حالت، سبب تحریک دشمنی­های جدیدی هم نمی­شود و اگر هم بشود ضعیف و قابل کنترل است. اما حالت سوم، نزد همگان پسندیده است و سبب خشک شدن حالت دشمنی و تمام شدن غائله خواهد شد.

اما حالت چهارم را کسی سراغ ندارد. وقوع این نوع عکس­العمل را چه کسی در کجا بیاد دارد؟

اگر این نوع عکس­العمل (البته در محل مناسب خویش) وجود و وقوع پیدا کند، کسی که در ابتدا متعرض شده و بدی کرده و ضرر رسانده، از زور خجالت نمی­تواند سرش را بلند کند و تصور تکرار عمل خویش را هم نخواهد کرد.

خداوند در اینجا به پیامبر(ص) توصیه­ای می­کند که انگار پیامبر طبیب است و کافران بیمار (که واقعاً هم همینطور است) آیا اگر بیماری نسبت به طبیب خویش اسائه ادبی کند، طبیب با او مقابله شدیدتر، یا مقابله به مثل، یا سکوت، یا ادامه معالجه، کدامیک را انجام خواهد داد؟ و کدام بهتر است؟

خداوند تلویحاً به پیامبرش می­فهماند درست است که اینها چنین رفتارهای زشتی (مانند کفر و تکذیب و گناهان و جلوگیری از هدایت مردم و ...) دارند اما مریض (فکری) هستند و تو باید آنها را درک کنی و مانند بیمار با آنان برخورد کنی و بدی آنها را با خوبی نسبت به آنها پاسخ دهی .

واقعاً هم پیامبر اکرم(ص) چنین بود و چنین کرد ، وگرنه ، روز فتح مکه اگر همه را به شمشیر می­بست چه کسی ملامتی می­کرد؟ و اگر هم همه را به شمشیر نمی­بست لااقل سران و بزرگان جامعه کفر را می­باید به شمشیر می­بست ، اما این کار را هم نکرد بلکه به آنها لطف خاصی هم کرد و از غنایم جنگی که بزودی واقع شد ، سهم بزرگی هم به آنان داد.

جمع بندی و تفسیر

و هموست که براي شما گوش و چشمها و دلها قرار داد چه كم شکر مي گذاريد (78) و هموست که شما را در زمين گستراند و بسوي او محشور خواهيد شد (79) و هموست که زنده ميکند و ميميراند و جايگزيني شب و روز هم از اوست. آيا تعقل نمي کنيد (80) (نه) بلکه همان چيزي را ميگويند که قبلي ها گفتند (81) (آنها هم می) گفتند آيا وقتيکه مرديم وخاک و استخوان شديم ، برانگيخته ميشويم؟ (82) چه بما و چه به نياکان ما همين وعده داده شده . اين ها جز افسانه هاي پیشینیان نيست (83) بگو اگر ميدانيد (برايم توضيح دهيد) زمين و هر کس که در آن است متعلق به کيست؟ (84) {بزودي خواهند گفت متعلق به خداوند است} بگو پند نمي گيريد؟ (85) بگو پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار آن عرش بزرگ کيست؟ (86) {بزودي خواهند گفت مال خداوند است} بگو پروا نميکنيد؟ (87) بگو سررشته همه امور به دست کيست که پناه ميدهد و كسي عليه او پناهگاهي ندارد؟ (88) {بزودي خواهند گفت مربوط به خداوند است} بگو از کجا افسون شده ايد؟ (89) (نه) بلکه حق را به آنها ارائه کرده ايم و آنها دروغگويانند (90) {خداوند هيچ فرزندي برنگرفته و با او هيچ خدائي نيست {{و اگر چنين بود، هر خدايي آفريده هاي خود را ميبرد، و بعضي از آنها بر بعضي ديگر برتري ميجستند}} خداوند از آنچه توصيف ميکنند منزه است} (91) {داناي پيدا و نهان است و از آنچه با او شريک مي کنند بالاتر است} (92) بگو خدايا اگر آنچه را که به آنان وعده ميدهي بمن بنمائي ، (93) در آنصورت خدايا مرا جزء ظالمان قرار مده (94) {و البته ما قادريم آنچه را که به آنان وعده ميدهيم نشانت دهيم} (95)  [پس] بدي را بوسيله آنچه بهتر است دفع کن . ما بهتر ميدانيم آنها [ در باره ما] چه وصفي ميکنند (96) و بگو پروردگارا از بدگوئيهاي شياطين بتو پناه ميبرم (97) و نیز از اينکه نزدم حاضر شوند نیز بتو پناه ميبرم (98)

 

 

مومنون5     آیات99تا114

حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ﴿99﴾ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿100﴾ فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ ﴿101﴾ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿102﴾ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿103﴾ تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ ﴿104﴾  أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿105﴾ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿106﴾ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿107﴾ قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ ﴿108﴾ إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ﴿109﴾ فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ ﴿110﴾ إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿111﴾ قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ ﴿112﴾ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ ﴿113﴾ قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿114﴾ أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ ﴿115﴾ فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ ﴿116﴾ وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ ﴿117﴾ وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ﴿118﴾

 

و وقتيکه مرگ يکي از این کافران سر ميرسد ميگويد پروردگارا مرا برگردان (99) شايد در آنچه بجا گذاشته ام کار شايسته اي کنم ، نه!  هرگز چنين نخواهد شد بلکه حرفي است که اینها ميزنند و از پسِ مرگِ آنها فاصله زمانیی است تا روزي که برانگيخته شوند (100) پس آنگاه که در آن شيپور دميده ميشود بين آنها نه پيوندي خواهد بود و نه از يکديگر احوالی می پرسند (101) و هر کس که موازين او سنگين باشد رستگار خواهد بود (102) و هر کس که موازينش سبک باشد از کساني است که خويش را به خسران افکنده و در جهنم جاودان خواهد بود (103) آتش صورتهايشان را برشته ميکند و در آنجا زشترو خواهند بود (104) به آنها خطاب میشود آيا آياتم بر شما خوانده نشد؟ و تکذيبش نميکرديد؟ (105) ميگويند پروردگارا بدبختي مان بر ما غالب شد و ما گمراه بوديم (106) پروردگارا از آن خارجمان کن پس اگر به همان کارها بازگشتيم ، پس ديگر واقعأ ظالم هستيم (107) جواب می شنوند که در آن جایگاهی که شایسته تان است وارد  شويد و با من سخن مگوييد (108) همان موقع که شما کفر ميورزيديد و به گناه مشغول بوديد عده اي از بندگانم ميگفتند پروردگارا ايمان آورده ايم ، ما را بيامرز، و بما رحمت روا دار ، و تو بهترين مهربانان هستي (109) و شما آنها را به مسخره ميگرفتيد ، آنقدرکه پندهایم را فراموش کرديد و به آنها مي خنديديد (110) امروز به آنان ، بسبب صبري که ميکردند ، پاداش ميدهم و آنها حتمأ كاميابند (111)  در آغاز قیامت پرسشگری می پرسد چند سال در زمين درنگ کرده ايد؟ (112) گويند روزي يا قسمتي از آن ، از شمارشگران بپرسيد (113)  یکی دیگر گويد جز مقدار کمي درنگ نکرديم ، کاش ميدانستيم (114) ای مردم! آيا فکر کرده ايد شما را بيهوده آفريده ايم و بسوي ما باز نميگرديد؟ (115) والامرتبه است خداوند ، که فرمانرواي حق است ، خداوندي جز او نيست ، که پروردگار آن عرش ارجمند است (116) کسي که با خداوند خدائي ديگر را نيز بخواند ، دليلي براي آن ندارد والبته حساب او نزد پروردگارش است که او کافران را رستگار نمي کند (117) و بگو پروردگارا ، بيامرز و رحم کن که تو از همه مهربانتري (118)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: در قيامت چشم کافران باز مي شود و در آن هنگام نتيجه فکر و عمل خويش را مي بينند و لذا ای مردم! در آفرینش، و در خودهاتان، و در دلیل­هاتان بازاندیشی کنید .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 مؤمنان را مژده میدهد که وارث فردوس می­باشند و در آن جاودان خواهند بود . به عبارت دیگر خداوند دارد به آن دسته از مسلمانان که استعداد بیشتری برای صعود درنردبان فضیلت ومعنویت دارند ، «برنامه» ای برای خودسازی و«ورزش معنوی» میدهد و مراحل قبلی و بعدی آفرینش انسان­ها را به اشاره به یاد می آورد که ببینید درآفرینش شما چه ظرائف ودقایقی بکاررفته ! اینها را ازپروردگارتان دارید ، آیا سزاست به توصیه های همان پروردگار (که بـه نفعتان هم هست) بی اعتنائی کنید؟ و فرستاده اش راتکذیب نموده ، و نامهای ناصحیح بر او بگذارید ؟ و نیز برخی از نعمت­هایی که همه انسـان­ها مستمرا از آن استفاده می­کنند (بطوری که عادتشان شده)  را یادآوری فرموده ، با این زمینه که ای انسان ها ! خداوند همان کسـی است که اینهمه آیات ونعمتها را از او دارید ، آیا آن رفتارها  نسبت به فرستاده اش سزا است؟

در پاراگراف2  می فرماید : ای کافران! درصورتی که میخواهید آن چیزهائی راکه باید به آنها توجه کنید مورد بی اعتنائی قراردهید ممکن است به عاقبتی دچارشوید که قوم نوح و اقوام برخی پیامبران دیگر دچارش شدند. و ضمنا به پیامبر میفرماید دنبال پیشرفت امور رسالتت بطور معجزه آسا نباش ، امت­های سابق هم راه تفرقه پیمودند ، لذا فعلا مخالفانت را به حال خویش واگذار .

در پاراگراف 3 می فرماید : برخورداری از مواهب مادی لزوماً به معنی لطف الهی نیست ، اما واجد بودن این صفات (ی که در این پاراگراف ذکر شده) قطعاً به معنی لطف الهی هست ، ولی این کافران غافلند که تکالیف دین مطابق وسع آدمی اســــت ودرآخرت کاملامطابق ضابطه با انها رفتارخواهد شد اما مخالفت بیجامیکنند و اینهمه کرّ و فرّ و ادعا نشان میدهند ولی به اندک عذابی صدای سوزناک ناله ها یشان در می آید ، و اینها از همه لحاظ پیامبر(ص)را قبول دارند اما نمیتوانند تعالیم او را بپذیرند زیرا با منافع سرانشان درتضاد است لذا ای پیامبر! فعلا باید با اینها کجدار و مریز کنی تا وقتیکه معادلات بین تو وآنان تغییری کند .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای پیامبر! اینها ،اینهمه لطف و نعمت را می­بینند ، ولی بجای شکر ، کفر و تکذیب می­کنند ، و به جائی رسیده اند که هیچ سخن حقی بــه خوردشان نمی رود ، و تو ای پیامبر با کفار در مورد اعتقادات اصلیت  وارد گفتگوی استدلالی شو و بهترین موقعیت را در مسیر ایفاء رسالت خویش دریاب .

در این پاراگراف  می فرماید : ای کافران! به نتیجه حتمی روش زندگی­تان بیاندیشید و به راه صحیح بازگردید و ای پیامبر! با توجه به اینکه عاقبت شرک و کفر این است، برای قومت رفع مانع وصول به حق و  وصول به رحمت پروردگار را طلب کن .

3 - سوالات

1 - «کم» (آیه115) خطاب به کیست؟

2- چه سابقه ای از موضوع آیه115 درسوره های قبل دارید؟

3- چرا خداوند از میان صفات خویش در اینجا خود را به این دو صفت (انتهای آیه های116و 118) معرفی فرموده؟

4- برای « وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ » چه سابقه ای درهمین سوره سراغ دارید؟

5- «قل» (آیه118) ازکدام نوع است؟ (به خویش بگو؟ به مردم بگو؟ هر دو؟ یا....؟)

6 – با توجه به اینکه «رب اغفر و ارحم» مقید به قیدی نیست ، معنی اش چه میتواند باشد ؟ (نظر لطف و رحمتت را بر همگان ثابت بدار؟ تلقین به پیامبر که با اینها طوری رفتارکن که انگاربزودی موردمغفرت ورحمت قرارخواهند گرفت؟ یا . . ؟)

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

حالت کلی سخن در آیه های 115 تا 118 این است که ای پیامبر ! بالاخره ، هرچه باشد ، این کافران نه درحالتی هستند که امید هدایتشان را داشته باشی ، نه درحالتی هستند که به عذاب هلاکــت دستجمعی دچارشوند ، لذا باید صبرو مدارا وکجدار و مریز کنی تا شرایط تغییرکند ، لذا برای آنها استغفار و استرحام کن .­­­­­­­­

5 - کلید های تفسیری

اصلی-فرعی :

1 – در آیه 100 از کلمه «کلّا» ، «پرانتزی»  و همچنین تغییر مخاطب هم هست ،

 2 – آیه های 102 و 103 «پرانتزی» است .

 3 – در آیه 105تغییر مخاطب اتفاق افتاده است .

 4 – همچنین است در آیه 108 .

 5 – همچنین در آیه 112 .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان :

1

حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ﴿99﴾ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿100﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ای مردم! پس از مرگ (که برای همه پیش می آید) با این حسرت چه میکنید؟

 

2

 فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ ﴿101﴾ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿102﴾ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿103﴾ تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ ﴿104﴾  أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿105﴾ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿106﴾ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿107﴾ قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ ﴿108﴾ إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ﴿109﴾ فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ ﴿110﴾ إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿111﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ای مردم! پس از برزخ و ورود به قیامت کجای این تابلو قرار خواهید گرفت؟

 

3

 قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ ﴿112﴾ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ ﴿113﴾ قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿114﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ای مردم! قیامت فوق العاده نزدیک است.

 

4

أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ ﴿115﴾ فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ ﴿116﴾ وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ ﴿117﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ای مردم! راجع به خداوند چه فکر کرده اید؟

 

5

وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ﴿118﴾

درس: پيامبران با مردمي مواجه بودند که از خداوند وآيات و الطافش غفلت داشتند و آخرت و پيامبران را تکذيب ميکردند و در نتيجه در دو جهان زيانکار گشتند.

درب: ای پیامبر! با این مردم کجدار و مریز کن و از خداوند کمک به هدایت شان را بخواه.

6 - آیات برجسته این پاراگراف

حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ﴿99﴾ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿100﴾

أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ ﴿115﴾

برجستگی هر سه آیه فوق از لحاظ کثرت استفاده هنری از آنها در تابلوهای خوشنویسی و نیز کاشیکاری در مساجد و معابد است و آیه 100 علاوه بر آن برای وضوح بر وجود عالم برزخ است که از پس از موت تا وقوع قیامت را شامل میشود.

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - در قيامت چشم کافران باز مي شود و در آن هنگام نتيجه فکر و عمل خويش را مي بينند .

 2 - ای مردم! در آفرینش، و در خودهاتان، و در دلیل­هاتان بازاندیشی کنید .

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیات 101 تا 103 و 105 و 112 تا 118 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

آیات آشنا

در این پاراگراف به مرگ و پس از مرگ و برانگیختگی در قیامت اشاراتی شده است که نوعاً برایمان آشناست و رد پاهائی از آنها را در سوره­های سابق داریم . مثلاً :

آیه 99 آرزوی هر آدم بدکاری است که به دنیا برگردد زیرا زندگی برای آنها شیرین و مرگ هولناک است .

موضوع آیه 100 اشاره به عالم برزخ دارد .

آیه 101 در سوره­های عبس و معارج به وضوح مطرح شده است و موضوع «شیپور» زیاد و مکرر مورد اشاره قرار گرفته است .

آیه­های 102 و 103در همان اوایل نزول وحی در سوره قارعه بطور واضح و آنچه در آیه 103 آمده در حقیقت تلفیق و ترکیبی است از مطالب سوره­های قارعه ، عصر ، شمس ، و تین .

آیه 104 جدید است اما خود آتش جدید نیست .

موضوع آیات 105 تا 111 جدید است و آن شرح حالتی است که آنها در قیامت دارند و زمانی است که واقعیتها روشن شده و برای آنها معلوم شده است که چه آینده­ای خواهند داشت .

آیه 105 اولین واکنش آنها است که بخشش بدون قید و شرط می­خواهند . در آیه 106 پس از یأس از آن قسمت، سعی می­کنند بهانه­تراشی کنند . درآیه 107وقتی دیدند آنهم فایده­ای ندارد، سعی می­کنند معامله کنند . تا اینکه بالاخره می­فهمند هیچ راهی نیست و می­باید آن آینده­ای را که خودشان برای خویش ساخته­اند تحمل کنند، و اولین عذاب آنها همین درکشان راجع به همین واقعیت است .

آیات 114-112 مربوط به عالم برزخ است که تاکنون چندین بار در سوره­های قبل و همچنین در این سوره به آن اشاره شده است. «مربوط به برزخ بودنِ» سئوال از آنجا معلوم می­شود که در آیه 113 جواب می­دهند یک روز یا کمتر درنگ کردیم و این جواب به غیر از زندگیِ برزخی به چیز دیگری نمی­خورد .

علت ذکر چنین سئوال و جوابی هم می­تواند سرزنش کافران باشد که کاش می­دانستید که قیامت چقدر به شما نزدیک است و اگر می­دانستید اینطور رفتار نمی­کردید .

ضمناً همینجا قابل ذکر است که در آیه آخر سوره نازعات بحث مختصری راجع به اینکه «مدت عالم برزخ یکروز بلکه کمتر از آن است»، شده است.

حکمت در آفرینش، و سپس میراندن، و آنگاه برانگیختن انسان

راجع به موضوع تیتر فوق بحثی در پاراگراف انتهایی سوره قیامت عرض کرده­ایم که توصیه مراجعه به آن را داریم .

جمع بندی و تفسیر

و وقتيکه مرگ يکي شان سر ميرسد ميگويد پروردگارا مرا برگردان (99) شايد در آنچه بجا گذاشته ام کار شايسته اي کنم (نه)  هرگز چنين نخواهد شد بلکه حرفي است که ميزنند و از پسِ (مرگِ) آنها فاصله (زمانیی) است تا روزي که برانگيخته مي شوند (100) پس آنگاه که در شيپور دميده ميشود بين آنها نه پيوندي خواهد بود و نه از يکديگر احوال می پرسند (101) {پس هر کس که موازين او سنگين تر باشد رستگار خواهد بود (102) و هر کس که موازين او سبک باشد از کساني است که خويش را به خسران افکنده و در جهنم جاودان خواهد بود} (103) آتش صورتهايشان را برشته ميکند و در آنجا زشترو خواهند بود (104) [ به آنها خطاب میشود] آيا آياتم بر شما خوانده نشد؟ و تکذيبش نميکرديد؟ (105) ميگويند پروردگارا بدبختي مان بر ما غالب شد و ما گمراه بوديم (106) پروردگارا از آن خارجمان کن پس اگر (به همان کارها) بازگشتيم ، پس (ديگر واقعأ) ظالم هستيم (107) گويد در آن  شويد و با من سخن مگوييد (108) (همان موقع که شما کفر ميورزيديد و به گناه مشغول بوديد) عده اي از بندگانم ميگفتند پروردگارا ايمان آورديم ، ما را بيامرز، و بما رحمت روا دار، و تو بهترين مهربانان هستي (109) و شما آنها را به مسخره ميگرفتيد ، آنقدرکه پندم را فراموش کرديد و به آنها مي خنديديد (110) امروز به آنان ، بسبب صبري که ميکردند ، پاداش ميدهم و آنها حتمأ كاميابند (111) [ در آغاز قیامت پرسشگری ] پرسد چند سال در زمين درنگ کرديد؟ (112) گويند روزي يا قسمتي از آن ، از شمارشگران بپرسيد (113)  [یکی دیگر] گويد جز مقدار کمي درنگ نکرديد . کاش ميدانستيد (114) آيا فکر کرده ايد شما را بيهوده آفريده ايم و بسوي ما بازنميگرديد؟ (115) والامرتبه است خداوند ، که فرمانرواي حق است ، خداوندي جز او نيست ، که پروردگار آن عرش ارجمند است (116) کسي که با خداوند خدائي ديگر را نيز بخواند ، دليلي براي آن ندارد والبته حساب او نزد پروردگارش است که او کافران را رستگار نمي کند (117) و بگو پروردگارا ، بيامرز و رحم کن که تو از همه مهربانتري (118)

 

 

 

سوره ابراهيم

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿1﴾ اللّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ﴿2﴾ الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ ﴿3﴾ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿4﴾ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ﴿5﴾ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ ﴿6﴾ وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ ﴿7﴾ وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ ﴿8﴾ أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿9﴾ قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿10﴾ قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَعلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿11﴾ وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ﴿12﴾ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ ﴿13﴾ وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ ﴿14﴾ وَاسْتَفْتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ﴿15﴾ مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيدٍ ﴿16﴾ يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَآئِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ ﴿17﴾

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الف. ل. ر. این کتاب با عظمتی است که بسويت فرستاديم تا مردم را به فرمان پروردگارشان از تاريکيها بسوي نور بيرون آوري . بسوي جاده اي که به سوی آن پيروزمند ستوده است (1) همان خداوندي که آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و واي بر کافران از عذابي شديد (2) همان کسانی که زندگيِ پست تر را بر آخرت ترجيح ميدهند و از راه خدا باز ميدارند و آنرا کج ميخواهند ، آنها در گمراهيي بوده و از حقیقت بسیار دور ميباشند (3) و هيچ پيامبري را جز به زبان قومش نفرستاديم تا برايشان حقایق را بيان کند . پس خداوند هر که را که لایق گمراهی باشد گمراه ميکند و هر که را خواهد هدايت ميکند و همو پيروزمند فرزانه است (4) و البته موسي را با آياتمان به ماموریت فرستاديم که قومت را از تاريکيها بسوي نور خارج کن ، و روزهاي خدا را به يادشان آر . که در اين البته براي هر صبر پيشهء شکر گزاري آياتي است (5) ای پیامبر! هنگامي را بیاد آر که موسي به قوم خويش گفت نعمتهاي خداوند را بر خويش بياد آوريد که شما را از فرعونيان نجات داد ، از همانها که بر شما عذاب سخت روا ميداشتند و پسرانتان را سر ميبريدند و زنانتان را زنده ميخواستند و در اينها از جانب پروردگارتان امتحاني بزرگ بود (6) و هنگامي که پروردگارتان اعلام کرد اگر شکر گزاري نموديد زيادتتان ميدهم و اگر کفران کرديد عذابم شديد خواهد بود (7) و موسي گفت اگر شما و هر که در زمين هست کفر ورزد البته خداوند بي نياز ستوده است (8) ای مردم! آيا خبر کساني که قبل از شما بوده اند بسوي شما نيامده است؟ خبر قوم نوح و عاد و ثمود و کساني که پس از آن ها بوده اند که جز خداوند کسي نمي شناسدشان، که پيامبرانشان با دلايل روشن بسويشان آمدند وآنها دستهايشان را به دهانهايشان بردند و با صدای رسا گفتند ما به آنچه شما راجع به آن فرستاده شده ايد کافريم ، و درباره آنچه که ما را به آن ميخوانيد در شک هستيم (9)  پيامبرانشان گفتند آيا درباره خداوند که آفريننده آسمانها و زمين است شکي هست؟ که دعوتتان ميکند تا گناهانتان را ببخشد و تا مدتي معين مهلتتان دهد؟ گفتند شما جز بشري مانند ما نيستيد ، ميخواهيد ما را از آنچه پدرانمان عبادت ميکردند باز داريد . پس معجزه و دليلي روشن برايمان بياوريد (10) پيامبرانشان گفتند ما جز بشري مانند شما نيستيم وليکن خداوند بر هر کس از بندگانش که خواهد منت ميگذارد و ما را نميرسد که برايتان معجزه و دليلي جز به فرمان خدا بياوريم و مومنان بايد بر خداوند توکل کنند (11) و ما را نميرسد که جز بر خدا توکل کنيم و البته راهمان را بما نشان داد، اينك بر آنچه که شما آزارمان کنيد صبر خواهيم کرد و توکل کنندگان بايد به خدا توکل کنند (12) و کافران به پيامبرانشان گفتند يا به دين ما بر ميگرديد يا اينکه از سرزمينمان اخراجتان مي کنيم ولي خداوند  بسوي آنان وحي کرد که البته ظالمان را هلاک خواهيم کرد (13)  و شما را پس از آنان در آن سرزمين جاي خواهيم داد . اين براي کسي است که از مقامم و تهدیدم خوف دارد (14) و آنها بدنبال پيروزي بودند اما همه جباران ستيزه جو نابود شدند (15) از پس آن هلاکت جهنم است و در آن چرکابه اي خون آلود نوشانده ميشوند (16) جرعه جرعه از آن مينوشند و مايل نيستند با رغبت و به راحتي از آن بنوشند و از هر طرفي مرگ به سراغشان ميايد اما نميميرند و از پس آن عذابي پر غلظت خواهند داشت (17)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

تاکنون ، در چهار جلد قبلی این تفسیر ، در ابتدای پاراگراف اول هر سوره ، ذیل تیتر فوق ، لااقل دو جدول اول و آخر طرز استخراج عصاره محتوای سوره (یا همان «درس» سوره) را می آوردیم ، اینک که خواننده محترم به اندازه کافی آنها را دیده ، و دانسته که طرز استخراج چگونه است ، به علت علاقه به رعایت اختصار ، دیگر جدول های مذکور را که دائما طولانی تر میشود ، ذکر نمیکنیم ، و اگر کسی بخواهد، میتواند همه آنها را در کتاب «راهنمای تحلیلی» ما (در سایت ما که در اول و آخر این کتاب معرفی کرده ایم) ببیند .

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند.

 درب:  رفتار خداوند نسبت به مردم لطف­آمیز است اما اگر کفر ورزند ممکن است قهرآمیز گردد ، و اي پيامبر! بعضي اقوام گذشته نسبت به پيامبران نافرماني کردند و سعی کردند با آنان مقابله کنند اما مغلوب شدند و در آخرت معذب خواهند بود و دلگرم باش که کارت درست است و مخالفانت در گمراهيند . 

2 - سوالات

1 – منظور از «ا.ل.ر» (آیه1) چیست؟ (همان مطالبی که درمقدمه جلد1 تحت عنوان حروف مقطعه آمده؟ یا....؟)

2- با توجه به آیه1 ، ماموریت پیامبر(ص) چیست؟

3- «العزیزالحمید» (آیه1) صفت صراط است یا صفت صاحب آن؟

4- «باذن ربهم» (همان آیه) باکدام کلید تفسیر مطابقت دارد؟

6- چرا خداوند خود را به آن دو صفت آخر آیه4 (و یا بعلاوه دو صفت آخرآیه1) معرفی فرموده؟

7- درکدام قسمت فوق «عمد و اصرار و لجاجت کافرانه» به وضوح معلوم است؟

9- منظور از «یبین» (آیه4) چیست؟ (دقیق ومشروح بنویسید)

10- مانع اصلی پیامبر(ص) در ماموریتش چه بود؟

12- چرا خداوند در آیه4 ، از ضمیر«ما» (ارسلنا) استفاده نموده؟

13 – تنوینِ انتهای کلمه «کتاب» از چه نوع است؟ (تعظیم؟ تحقیر؟ یا...؟)

2- در آیه7 یک «قانون الهی» ذکر شده است . سوال این است که «قلمرو عمل» این قانون کجاست؟ (تک تک افراد بشر؟جوامع بشری؟) [جوابتان استدلالی ومتکی به آیات قرآن باشد]

3- چه شباهت اساسی بین ماموریت حضرت موسی(ع) و پیامبر ما (ص) هست؟

5- خداوند در اینجا  ، هم ضمیر«من» و هم ضمیر «ما» بکاربرده ، چرا؟

6- منظور از «بلاء» (آیه6) چیست؟

7- عبارت « وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا » (آیه8) با کدام کلید تفسیر مطابقت دارد؟

8 – در این پاراگراف منظور از نعمت اشاره شده و نیز بلاء چیست؟

9 – آیه 7 از زبان کیست ؟

10 – در آیه 7 ، منظور از «کفر» چیست ؟ (کفران نعمت؟ معنی مشهور کفر؟ یا. . ؟)

11 – چرا فرموده «لازیدنکم» و نفرموده «لازیدن نعمتکم ؟)

2- جمله « وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ» (آیه9) مطابق کدام کلید تفسیر است؟

3- منظور از «سلطان» (آیه11) چیست؟

4- منظور از «الیهم» (آیه13) کیست؟

5 – در آیه 9 فرق شک و ریب چیست؟

6 – چرا پیامبران بر دو نکته ذکر شده در آیه 10 تاکید میکردند؟

7 –انگیزه کافران در کفرشان چه بوده؟

8 – شدت عمد و اصرار کافرانه از کدام موضع این پاراگراف فهمیده میشود؟

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

مخالفان آنحضرت برخوردار و ثروتمند بوده و نمیخواستند ایشان به تعالیمش ادامه دهند و مایل بودند – اگر بتوانند – مانع کارش بشوند (آیه 3)

پیامبر ص و پیروانش از سوی مخالفان آزار و اذیت میدیدند (آیه 12)

بزرگان کافران راجع به آنحضرت اراده سوء داشتند و بدشان نمی آمد آنحضرت و پیروانش را یکجا نابود یا لا اقل اخراج کنند (آیه های 13و 15)

4 زاویه با تفاسیر رایج

1 : (المیزان) : آيات كريمه اين سوره، پيرامون اوصاف قرآنى كه بر پيغمبر اسلام (صلوات اللَّه  عليه) نازل شده بحث مى‏كند .

عصاره محتوای سوره که ما بر اساس محاسبه استخراج کرده و آن را درس نامیده ایم چنین میگوید :  خداوند پیامبران و پیروانشان را پیروز و کافران را در دنیا مغلوب و در آخرت معذب میکند .

2 - وعده «لئن شکرتم لازیدنکم» به کیست؟ بر خلاف تلقی مشهور مفسران ارجمند،  وعده مذکور به جوامع است نه به افراد (دقت کنید)

5 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیه 1 وعده فرموده که مردم بوسیله این کتاب به جاده پسندیده عالی منتقل خواهند شد و چنانکه دیدیم این وعده تحقق یافت .

6 کلیدهای تفسیری

1 - آیه 2 فرع بر آیه 1 است زیرا دارد «عزیز حمیدِ» آیه 1 را توضیح می­دهد .

2 -  آیه 3 نیز (تا کلمه «عوجا») فرع بر آیه 2 است زیرا دارد «کافرینِ» آیه 2 را توضیح می­دهد .

3 - عبارت «باذن ربهم» (آیه 1) پرانتزی است .

4 – در آیه 3 کلمه «دنیا» به معنی لغوی آمده ، نه اصطلاحی .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿1﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند.

 درب: ای پیامبر! عمده ترین وسیله ات برای انجام موفق ماموریتت این کتاب است.

2

 اللّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ﴿2﴾ الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ ﴿3﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند.

 درب: ای پیامبر! بسوی این خداوند بخوان و از این عاقبت برحذر دار.

3

 وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿4﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند.

 درب: ای پیامبر! توجه داشته باش که باید سخنت را به مخاطبت باید بفهمانی، بقیه اش به خداوند مربوط است.

4

 وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ﴿5﴾ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ ﴿6﴾ وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ ﴿7﴾ وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ ﴿8﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند.

 درب: ای پیامبر! نعمتهای خداوند را به یاد مردم بیاور و شکر در قبال نعمت ها را بیاموز.

5

 أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿9﴾ قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿10﴾ قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَعلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿11﴾ وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ﴿12﴾ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ ﴿13﴾ وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ ﴿14﴾ وَاسْتَفْتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ﴿15﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند.

 درب: ای مردم! رفتار اقوام گذشته را در نظر آرید و عبرت گرفته و از آن رفتارها دوری کنید.

6

 مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيدٍ ﴿16﴾ يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَآئِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ ﴿17﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند.

 درب: رفتاری مانند رفتار اقوام گذشته به چنین عاقبتی میرساند.

7 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 4 برای احتوای جمله مشهور «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ» که یکی از اساسی ترین کلیدهای تفسیر قرآن است ، از جمله آیات برجسته قرآنی است.

همچنین است آیه 7 که حاوی قانون کلیِ «لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ » است که بسیار مایه امیدواری و پیدایش روحیه مثبت است.

8 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 – تایید آنحضرت که کارش درست است و مخالفانش در گمراهيند .

2 - رفتار خداوند نسبت به مردم لطف­آمیز است اما اگر کفر ورزند ممکن است قهرآمیز گردد.

3 – هشدار به مخاطبان اولیه از طریق يادآوري بعضي اقوام گذشته که نسبت به پيامبران نافرماني کردند و سعی کردند با آنان مقابله کنند اما مغلوب شدند و در آخرت معذب خواهند بود.

9 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر آیه های 2تا4 ، با توجه به لیست ترتیب نزول ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

ماموریت فوق العاده بزرگ و سرمایه ای که در ظاهر بزرگ نمی نماید

عظمت ماموریت، تا حدودی، از تمرکز و توقف روی جمله « لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ » فهمیده میشود، بخصوص کلمه «ناس» (مردم) که محدود به مردم آن روزهای مکه نیست و تمام مردمِ همه زمانها را در بر میگیرد که هنوز هم اکثریت مطلق آنها در در اعماق ظلماتی چند لایه و عمیق غوطه ورند.

اما آیاتی مانند والعاقبه للمتقین و نرید ان نمنّ . . گویای این است که ماموریت آنحضرت بالاخره تکمیل خواهدشد.

اصل تناسب سرمایه با ماموریت بما میگوید به عکس آنچه ظاهرا به نظر میرسد، این سرمایه هم متناسب با خود ماموریت بزرگ است ، گرچه ما عظمت آن را در نیابیم.

نمونهء درنیافتن عظمت قرآن همین حرفهایی است که حامد ابوزید و محمدآرکون و مجتهدشبستری و امثالهم ، و اذناب و نوچه های آنها میزنند ، مثلا من اخیرا در فضای مجازی یک آگهی دیده ام که حاکی از یک جلسه سخنرانی و دعوت به آن بود که موضوع سخنرانی «قرآن معجزه نیست» بود!

زبان قوم

در آیه 4 که فرموده «بلسان قومه»، منظور زبان و کلیه روشهای دیگر انتقال مفاهیم است و شامل ضرب المثل ها و سایر عناصر فرهنگی هم میشود و بحث در این خصوص زیاد است.

روزهای خدا

«روزهای خدا» در آیه 5 یعنی روزهایی که «نعمتهای خدا» در آن روزها قوی­تر، غلیظ­تر، و آشکارتر ظاهر می­شود.

سربریدن پسران و زنده گذاشتن «زنان»

توضیح سر بریدن پسران و زنده گذاردن زنان در آیه 6 این است که چون در مقابل پسران ، نفرموده «دختران» و فرموده «زنان» و در مقابل سر بریدن پسران نفرموده ، دختران را به حال خود رها می­کردند بلکه فرموده «زنانتان را زنده می­خواستند» یعنی اینکه دستگاه فرعونی یک سیستم نظارتی قوی روی بنی­اسرائیل داشته و راجع به دختران کاری می­کرده که آنها نه تنها کشته نشوند ، بلکه بزرگ شوند و تربیت شوند و به مرحله «زنانگی» هم برسند . و این موضوع مربوط به یکی دو سال نمی­شده ، بلکه یک روش جا افتاده بوده که مدتهای طولانی اجرا می­شده است و اینطور هم نبوده که «همه پسران» را سر ببرند زیرا نسل آنها منقرض می­شده و نمی­توانستند به «زنان» آنها برسند .

از مطلب فوق فهمیده می­شود که فرعونیان «زنان» بنی­اسرائیل را مورد استفاده قرار می­دادند (مثلاً خدمت در قصرهایشان یا استفاده جنسی و غیره) اما کسانی که به این روش ظالمانه اعتراض می­کردند کشف و شناسایی و به روش سر بریدن ، کشته می­شدند .

چرا بنی­اسرائیل رضایت می­دادند «زنان»شان مورد استفاده فرعونیان قرار گرفته اما «پسران»شان سر بریده شوند؟ واضح است آنها تدریجاً قومی بی­غیرت شده بودند که به چنین بلایی دچار شدند و اگر از ابتدا از کیان خانواده خویش دفاع می­کردند به چنین خفت و خواریی دچار نمی­شدند.

 

«کفر» و «شکر»

در آیه­های 7و8 دو بار مشتقات ریشه کفر آمده است.

کفر در آیه 8 واضح است یعنی ایمان نیاوردن به تعالیم حضرت موسی و پیروی نکردن از او . لذا «شکرگزاری» آیه 7 بمعنی ایمان به تعالیم حضرت موسی و پیروی او می­باشد . زیرا حضرت موسی بزرگترین نعمتی بوده که خداوند به آن قوم بی­غیرت داده و آنها را بوسیله آنحضرت رشد داده تا جائیکه در لوای پرچم آنحضرت از دستگاه فرعونی فرار کردند و نجات یافتند و با این نجات یافتن ، گوشه­هایی از آدمیت خود را هم باز یافتند .

شکر و کفر ، فردی و جمعی

در آیه «. . لئن شکرتم . . .» ممکن است اینطور فکر شود که هرکس برای نعمتی شکری بجا بیاورد فورا مورد مزید آن نعمت واقع میشود و احیانا کسی هم این کار را امتحان کند و احیانا ببیند چنان نشد و سپس در نزد خویش یا دیگران چنین و چنان بگوید . . .

خیر! آیه مربوط به اجتماع بشری است ، نه افراد!

مثلا اگر اهالی محله ای ، یا دهی ، یا شهری ، یک کشوری، روحیه عمومی و غالب شان این بود که شکر نعمت های خدا کنند خداوند در پاسخ نعمت های آنان را زیاد می فرماید.

ضمنا این را هم دانسته باشیم که شکر منحصر در گفتن و تکرار اذکاری از قبیل الحمدلله و شکرا لله نیست بلکه شامل رفتار هایی است که در رابطه با قدردانی از نعمتها و بکار بردن آنها در محل های صحیح و به طرزی عاقلانه و به دور از افراط و تفریط است.

رابطه پیامبران با قوم خویش در سه مرحله

لطفا توجه داشته باشید که مطلب این پاراگراف راجع به فاز نهایی عمر اقوام و تمدن ها است ، مثلا در مورد قوم نوح مربوط به فاز نهائی عمر تمدن قوم نوح است و حتما توجه دارید که نوح 950 سال در میان قوم خویش زندگی کرد و داستانهای مربوط به کشتی و طوفان و غیره مربوط به فاز آخر تمدن آنها است و مطلب این پاراگراف هم نوعی از «فلسفه تاریخ» و مربوط به آخر عمر تمدن ها است ، بطوریکه تمدن شان در حال فروپاشی بوده و قابل نجات نبوده مگر اینکه کلا روش زندگی شان را تغییر اساسی دهند .

با این پیش زمینه دعوت انبیاء و واکنش قوم در مقابل آنها در سه مرحله قابل بررسی است :

مرحله اول انکار و تکذیب بطور کلی

در این مرحله قوم مربوطه میگوید اساسا با کل تعالیمت مخالفیم (انا کفرنا بما ارسلتم به – آیه 9)

پیامبران در جواب پیام و ماموریت خویش را تحلیل میکردند و میگفتند آیا در باره خداوند که آفرینشگر آسمانها و زمین است شک دارید؟(ا فی الله شک؟ - آیه 10)  (خوب ، معلوم است که در این مورد شکی ندارید و نداشتند) یا اینکه در این باره شک دارید که خداوند میخواهد به شما لطفی کند و موانع رشدتان را بردارد شکی دارید؟ (لیغفرلکم من ذنوبکم – آیه 10) (خوب ، معلوم است که در این مورد نیز شکی ندارید) یا اینکه در این باره شک دارید که این وضع فعلی تان قابل دوام نیست و باید اصلاح اساسی در آن صورت گیرد تا اساسا این تمدن تان ادامه حیات دهد (یوخرکم الی اجل مسمی – آیه 10)

مرحله دوم بهانه گیری و مطرح کردن موضوعات خارج از موضوع

قوم ها در جواب این سوال ها در می ماندند و برای خروج از بن بست به بهانه گیری می پرداختند که شما هم بشری مانند ما هستید (ان انتم بشر مثلنا – آیه 10) و اینکه میخواهید ما را از آنچه به آن عادت کرده ایم باز دارید (تریدون ان تصدونا عما کان یعبد آباونا – آیه 10) و اینکه اگر راست میگوئید باید معجزه ای بیاورید – فاتونا بسلطان مبین – آیه 10)

پیامبران جواب میدادند درست است که ماهم بشریم ، اما مورد لطف قرار گرفتیم و بما وحی میشود (آیه 11) و معجزه آوردن هم به اختیار ما نیست (آیه 11)

مرحله سوم تصمیم به برخورد فیزیکی و حذف

مخالفان پیامبران که از لحاط منطق و استدلال کم می آوردند زبان به تهدید و اجبار باز میکردند (آیه 13) که با این نوع برخورد به پایان کار خویش و هلاکت و انقراض میرسیدند . والبته عذاب آخرتشان سرجای خویش هست .

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الف. ل. ر. (این) کتاب (با عظمتی) است که بسويت فرستاديم تا مردم را {به فرمان پروردگارشان} از تاريکيها بسوي نور بيرون آوري . بسوي جاده اي (که) به سوی آن پيروزمند ستوده (است) (1) {همان خداوندي که آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و واي بر کافران از عذابي شديد } (2)  {همان کسانی که زندگيِ پست تر را بر آخرت ترجيح ميدهند و از راه خدا باز ميدارند و آنرا کج ميخواهند}  آنها در گمراهيي دور ميباشند (3) و هيچ پيامبري را جز به زبان قومش نفرستاديم تا برايشان (حقایق را) بيان کند . پس خداوند هر که را خواهد گمراه ميکند و هر که را خواهد هدايت ميکند و همو پيروزمند فرزانه است (4) و البته موسي را با آياتمان (به ماموریت) فرستاديم که قومت را از تاريکيها بسوي نور خارج کن ، و روزهاي خدا را به يادشان آر . که در اين البته براي هر صبر پيشهء شکر گزاري آياتي است (5) و هنگامي (را بیاد آر) که موسي به قوم خويش گفت نعمتهاي خداوند را بر خويش بياد آوريد که شما را از فرعونيان نجات داد ، از همانها که بر شما عذاب سخت روا ميداشتند و پسرانتان را سر ميبريدند و زنانتان را زنده ميخواستند و در اينها از جانب پروردگارتان امتحاني بزرگ بود (6) و هنگامي که پروردگارتان اعلام کرد اگر شکر گزاري نموديد زيادتتان ميدهم و اگر کفران کرديد عذابم شديد خواهد بود (7) و موسي گفت اگر شما و هر که در زمين هست کفر ورزد البته خداوند بي نياز ستوده است (8) آيا خبر کساني که قبل از شما بوده اند بسوي شما نيامده است؟ {خبر قوم نوح و عاد و ثمود و کساني که پس از آن ها بوده اند که جز خداوند کسي نمي شناسدشان؟}که پيامبرانشان با دلايل روشن بسويشان آمدند و(آنها) دستهايشان را به دهانهايشان بردند و گفتند ما به آنچه شما راجع به آن فرستاده شده ايد کافريم ، و درباره آنچه که ما را به آن ميخوانيد در شک هستيم (9)  پيامبرانشان گفتند آيا درباره خداوند که آفريننده آسمانها و زمين است شکي هست؟ که دعوتتان ميکند تا گناهانتان را ببخشد و تا مدتي معين مهلتتان دهد؟ گفتند شما جز بشري مانند ما نيستيد ، ميخواهيد ما را از آنچه پدرانمان عبادت ميکردند باز داريد . پس (معجزه و) دليلي روشن برايمان بياوريد (10) پيامبرانشان گفتند ما جز بشري مانند شما نيستيم وليکن خداوند بر هر کس از بندگانش که خواهد منت ميگذارد و ما را نميرسد که برايتان (معجزه و) دليلي جز به فرمان خدا بياوريم و مومنان بايد بر خداوند توکل کنند (11) و ما را نميرسد که جز بر خدا توکل کنيم و البته راهمان را بما نشان داد ، اينك بر آنچه که شما آزارمان کنيد صبر خواهيم کرد و توکل کنندگان بايد به خدا توکل کنند (12) و کافران به پيامبرانشان گفتند يا به دين ما بر ميگرديد يا اينکه از سرزمينمان اخراجتان مي کنيم ولي (خداوند)  بسوي آنان وحي کرد که البته ظالمان را هلاک خواهيم کرد (13)  و شما را پس از آنان در آن سرزمين جاي خواهيم داد . اين براي کسي است که از مقامم و تهدیدم خوف دارد (14) و آنها بدنبال پيروزي بودند اما همه جباران ستيزه جو نابود شدند (15) از پس آن (هلاکت) جهنم است و در آن چرکابه اي خون آلود نوشانده ميشوند (16) جرعه جرعه از آن مينوشند و مايل نيستند با رغبت و به راحتي از آن بنوشند و از هر طرفي مرگ به سراغشان ميايد اما نميميرند و از پس آن عذابي پر غلظت خواهند داشت (17)

 

 

ابراهیم2    آیات18تا20

مثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِيدُ ﴿18﴾ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحقِّ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ ﴿19﴾ وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ ﴿20﴾ وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَيْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاء عَلَيْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ ﴿21﴾ وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿22﴾ وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ ﴿23﴾ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء ﴿24﴾ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿25﴾ وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ ﴿26﴾ يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاء﴿27﴾ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ ﴿28﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿29﴾ وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ ﴿30﴾ قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ يُقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خِلاَلٌ ﴿31﴾ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ ﴿32﴾ وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَينَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ ﴿33﴾ وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ ﴿34﴾

 

مثال اعمال آنانکه به پروردگارشان کافر شدند مانند خاکستري است که باد سختي در روزي طوفاني به آن بوزد ، نسبت به هيچ چيزي که کسب کرده اند قدرتي ندارند، اين همان گمراهي دور است (18) مگر نديديد که خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريد؟  اِی کافران!  اگر بخواهد شما را مي برد و آفريدگاني جديد مي آورد (19) و اين براي خدا دشوار نيست (20) و در قیامت همگان در مقابل خداوند حاضر ميشوند وضعيفان به مستکبران ميگويند ما پيرو شما بوديم آيا شما چيزي ازعذاب خدا را از ما برطرف مي کنيد؟ ميگويند اگر خدا هدايتمان کرده بود ما نيز شما را هدايت ميکرديم . برايمان فرقي نمي کند که بيتابي يا صبر کنيم . گريزگاهي نداريم (21) و وقتيکه کار از کار گذشت شيطان ميگويد خداوند به شما وعده حقي داد و من به شما وعده اي دادم که از انجام آن تخلف کردم و من بر شما تسلطي نداشتم ، مگر اينکه دعوتتان کردم و شما هم اجابتم کرديد پس مرا سرزنش نکنيد و خودتان را سرزنش کنيد . نه من فريادرس تان هستم و نه شما فريادرس من هستيد . قبلا هم به آنچه شرک مي ورزيديد کافر بودم . البته ظالمان عذابي دردناک خواهند داشت (22) و کسانی که ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند داخل بهشت هائي ميشوند که نهرها از کف آن جاريست که در آن به فرمان پروردگارشان جاودانند و درود گفتنشان در آنجا سلام است (23) آيا نمي بيني خداوند چگونه مثالي زد؟ کلمه طبی و خوب را به درخت خوب مثل زد که ريشه اش ثابت و شاخه هايش در آسمان است (24) در هر هنگام خوردني هايش را به فرمان پروردگارش مي آورد و خداوند براي مردم چنین مثالهائی ميزند شايد پند گيرند (25) و کلمه خبیث و بد مانند روئيدني بد است که جثه اش در روي زمين است و قرار و استحکامي ندارد (26) خداوند مومنان را با قول ثابت در زندگي دنيا و در آخرت تثبيت مي کند و ظالمان را گمراه مينمايد و هر چه بخواهد ميکند (27) آيا نمي دانی کساني که نسبت به نعمت خداوند ناسپاسي میکنند و مردمشان را به ديار نابودي میکشانند (28) به درون چه جهنمي مي افتند و چه بد جايگاهی است (29)  و براي خداوند همتاياني قرار دادند تا مردم را از راهش گمراه کنند . بگو اندکی در این دنیا برخوردار شويد که بالاخره سرانجامتان بسوي آتش است (30) ای پیامبر! به بندگان مومنم بگو نماز بپا دارند و از آنچه روزيشان کرده ايم پنهان و آشکار انفاق کنند ، قبل از آنکه روزي بيايد که در آن نه معامله اي و نه دوستيي باشد (31) چنین است خداوندتان که آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان آبي فرستاد و بوسيله آن روزيي از ميوه جات برايتان روياند و کشتي را رامتان کرد که به امر او در دريا حرکت کند و نهرها را نيز به تسخير شما درآورد (32) و آفتاب و ماه را که پيوسته در حرکتند و نيز و شب و روز را نيز رام شما نمود (33) و از هر چيزي که از او خواستيد به شما عطا کرد و اگر نعمتهاي خدا را بشماريد نخواهيد توانست . اما اکثرا نسبت به خداوند ناسپاسی میکنند که البته انسانها اکثرا ظلم پيشه بسيار ناسپاس اند (34)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب: ای پیامبر! نتیجه رفتارهای کافرانه پایا و مانا نیست ، در همین دنیا نیز مغلوبند و در آخرت خواهند دید مطالب طور دیگری است ، اي مسلمانان! رفتار و گفتار مخالفانتان اصل و ريشه اي ندارد ، و اعمالشان نه در دنيا و نه در آخرت فايده­اي نخواهد داشت ، و اي مردم! خدايتان چنين است ، به او و پيامبرش بگرويد .

 

 

 

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 میفرماید : رفتار خداوند نسبت به مردم لطف­آمیز است اما اگر کفر ورزند ممکن است قهرآمیز گردد ، و اینکه بعضي اقوام گذشته نسبت به پيامبران نافرماني کردند و سعی کردند با آنان مقابله کنند اما مغلوب شدند و در آخرت معذب خواهند بود و اینکه پیامبر ص دلگرم باشد که کارش درست است و مخالفانش در گمراهيند . 

در این پاراگراف می فرماید : ای کافران ! دائما دارید از بینهایت نعمت های الهی استفاده می کنید ، آیا سزاوار است کفر بورزید؟ در جهنم علاوه بر عذاب­ها بین جهنمیان دعوا و بگومگو ، و در بهشت علاوه بر نعمـت­ها صلح و صفا حاکم است ، عقاید صحیح ، اصیل و مفید ، و عقاید غلط، بی­ریشه و بی­فایده­اند .

ای پیامبر ! با اطمینان به ماموریتت برس ، اینها درمقابل حق کاری ازپیش نخواهندبرد . کافران را به حال خود رهایشان کن و به ارشاد بیشتر پیروانت بپرداز .

3 - سوالات

1 – منظور از «حق» (آیه19) و «عزیز» (آیه20) و «سلطان» (آیه22) چیست؟ و «کلمه» (آیه 24) و «سماء» (آیه24) و « بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا» (آیه28) چیست؟

2- در آیه 21 چرا بجای «ضعفاء» نفرموده «استضعفوا»؟4- منظور از «خلال» (آیه31) چیست؟ (پارتی بازی؟ یا....؟) 1 – منظور از «دائبین» (آیه33) چیست؟

3- جمله « لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ » از لحاظ ملل و نحل چگونه است؟ (جبری؟ یا...؟)

4- جمله « إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (همان آیه) گفتار کیست؟ (خداوند؟ شیطان؟ یا...؟)

5- در آیه 22 ، «قبل» ، اشاره به چه زمانی است؟

6 – با توجه به آیه 27 ، آیا در آخرت نیز نیاز به «تثبیت قول» هست؟

7 – چرا در مثال فوق از درخت استفاده شده؟

8 – موضوع «بیع» در آن روز چه میتواند باشد؟

9 – آیات 28 تا 30 به چه کسانی اشاره دارد؟ (گذشتگان ؟ معاصرانِ آنحضرت؟ یا . . ؟)

10 - «سوال» مورداشاره در آیه 34 ، (سالتموه» چگونه صورت گرفته؟

11- «سالتموه» به زبان گفتاری است یا به زبان وجودی (احتیاج) ؟

12  – با توجه به سوال قبل «کل» چه معنی میدهد؟

 13 – در آیه 34 منظور از «انسان» چیست؟ (همه انسانها؟ یا . . ؟)

 

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه 21 فهمیده میشود فعالان کفر در درون خود به دو دسته سران و پیروان تقسیم میشدند .

به عبارت دیگر کافران به سه قسمت قابل دسته بندی بودند : کافران معمولی و کافران فعال فرودست و کافران فعال فرادست .

از آیه 30 فهمیده میشود اولین واضعان «همتا» برای خداوند انگیزه منافع مادی داشته اند .

5 - کلید های تفسیری

اصلی-فرعی:

1 - کاملاً واضح است که آیه 20 فرع بر آیه 19 است ، اما اگر دقت کنیم معلوم می­شود آیه 19 هم فرع بر آیه 18 است ، زیرا می­بینید در آیه 19 موضوع آیه 18 «تعلیل» شده است و فرعیت آن (از این لحاظ) معلوم می­شود .

2 - در بین دو کلمه «بالحق» و «اِن» در آیه 19 تغییر مخاطب (التفات) واقع شده است.

3 - آیه 22 بدون این که فرع بر آیه­ای باشد پرانتزی است و امتحانش هم این که اگر چشم خویش را بر آن ببندیم و انتهای آیه 21 را به ابتدای آیه 23 وصل کنیم می­بینیم روال سخن صاف و یکدست است .

4 - آیه 25 فرع بر آیه 24 است و این آشکار است، آیه 27 نیز که جمع­بندی مطالب آیه­های 24 و 26 فرع بر هر دوی آنها است .

5 - آیه 29 فرع بر آیه 28 است و در حقیقت دارد دو کلمه آخر آن را توضیح می­دهد ، و نیز آیه 30 باز هم فرع بر آیه 28 است و در حقیقت دارد قسمت اول آیه 28 را توضیح می­دهد .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان :

1

مثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِيدُ ﴿18﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب: کفر سبب میشود اعمال نیک کافران در آخرت به دردشان نخورد.

2

 أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحقِّ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ ﴿19﴾ وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ ﴿20﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب: این جهان طوری آفریده شده که کفر را بر نمی تابد.

3

 وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَيْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاء عَلَيْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ ﴿21﴾ وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿22﴾ وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ ﴿23﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب: آخرت که واقع شود، همه این مناسبت ها و ارتباطات و سلسله مراتب (مبتنی بر کفر) ناموثر خواهد شد.

4

 أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء ﴿24﴾ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿25﴾ وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ ﴿26﴾ يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاء﴿27﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب: ریشه واقعی هرکس اعتقادات او است و کافر مانند درخت بی ریشه است.

 

5

 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ ﴿28﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿29﴾ وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ ﴿30﴾

6

 قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ يُقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خِلاَلٌ ﴿31﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب: ای پیامبر! به مخاطبانت بگو در قیامت معامله و پارتی بازی فایده ندارد.

7

 اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ ﴿32﴾ وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَينَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ ﴿33﴾ وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ ﴿34﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب: ای کافران! شما دارید به چنین خداوندی کفر می ورزید.

6 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 22 از آنجا که توسط وعاظ و اخلاقگوها زیاد استفاده میشود شهرتی یافته و برجستگیش از این بابت است.

آیات 24 تا 27 نیز توسط هنرمندانی مانند خوشنویسان و کاشیکارها در مساجد و زیارتگاه ها زیاد کارشده و دیده میشود و طبعا از این لحاظ برجستگیی دارد، اما برجستگیی محتوائی آن خیلی بارز است، تشبیه آدمِ دارای عقیده صحیح به شخص اصیل ریشه دار که تا آسمانها قد میکشد و برای دیگران فواید زیاد دارد، و تشبیه مورد مغایر با او به بی ریشه و بی فایده و در این دو سه سطر آیات مذکور دریاهائی از معانی و مفاهیم عالی مستتر است.

 

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 -  ای پیامبر! نتیجه رفتارهای کافرانه پایا و مانا نیست ، در همین دنیا نیز مغلوبند و در آخرت خواهند دید مطالب طور دیگری است .

2 - اي مسلمانان! رفتار و گفتار مخالفانتان اصل و ريشه اي ندارد ، و اعمالشان نه در دنيا و نه در آخرت فايده­اي نخواهد داشت .

3 - اي مردم! خدايتان چنين است ، به او و پيامبرش بگرويد .

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیات 19 تا 21 و 32 و 33 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

هم مستکبران و هم ضعیفان مقصرند

مسئولیت مستکبران این است که فرهنگ شهروند درجه 1 و درجه 2 را ابداع کردند و آن را تبلیغ کردند و دین را طوری تفسیر کردند که آن را توجیه کند و سپس از نتایج آن که استثمار انسانی باشد بهره بردند .

مسئولیت ضعیفان هم این بود که این فرهنگ را پذیرفتند ، و البته این پذیرش تدریجی بود و در اوائل کاملا قابل احتراز بود و میتوانستند در همان اوائل این فرایند با آن مقابله کنند .

(پیام این قسمت هم این است که ای مردم عادی ! به خدا توکل کنید و زیر پرچم پیامبرش بروید و خود را از این رابطه نادرست و ناحق آزاد کنید)

عقاید صحیح «ریشه­» های انسان می­باشند

تمثیل بسیار زیبای آیات 24تا27 اینطور مفهوم است که مؤمن چون در حقایق اساسی ریشه دارد بالنده است و کافر علیرغم جثه بزرگش چون در حقایق اساسی ریشه ندارد بجائی بند نیست و هر لحظه امکان نابودیش هست.

«قول ثابتِ» آیه 27 همان اعتقادات صحیح است که بوسیله آن در دنیا تثبیت می­شود که این ثبات او را به آخرت هم می­رساند.

در مثال مذکور اینطور مطرح شده که انسانِ دارایِ اعتقاد صحیح با این جهان «همخوان» است ، و بقیه بیگانه اند .

فعل خداوند قانونمند است

با توجه به تیتر فوق جمله «خداوند ظالمان را گمراه می­کند» در آیه 27 به این معنی خواهد بود که خداوند سیستم­های این جهان را طوری طراحی نموده که ظالمان به سبب ظلم خویش دچار گمراهی شوند .

همچنین در مورد جمله آخر آیه 27 نیز بیاد بیاوریم که «خواست خداوند قانونمند است»

فلسفه تاریخ از منظری دیگر

خیلی آشکار است که «الذین» به سرانِ جوامع اشاره دارد و «جعلوا» به فرایند تغییر دادن قوانین که تقریبا در همه جوامع رخ میدهد اشاره میکند و «تمتعوا» به انگیزه آنان .

بنا براین آیات 28 تا 30 دارد به یکی از جنبه های «فلسفه تاریخ» اشاره میکند که طی یکی از شایع ترین مورد های آن ، برخی از سرانِ جوامع بشری (الذین) ، با انگیزه ء « به سوی خویش کِشیِ مواهبِ عمومی» ، (تمتعوا) در دینِ متبوعِ جامعه ، دستکاری مینمایند (جعلوا لله اندادا) و نتیجه کارشان هم دو چیز است : مسیر زندگی صحیح مردم را به مسیر غلط می اندازند (یضلوا عن سبیل الله) و مردم جامعه خویش را بدبخت میکنند (احلوا قومهم دار البوار) و راه برون رفت از این جریان هم آیه 31 است.

ذکر مصادیق از باب حصر نیست

همین ذکر تیتر فوق کافی است و دیگر توضیحی لازم ندارد که نعمت­های خداوند بی­نهایت است و ذکر چند تا از آنها فقط برای رفع غفلت است و چه بسا خود مخاطب حواسش سرجایش بیاید که توجه کند که برای هر لحظه زنده ماندن خویش بی­نهایت شرایط و علل باید موجود باشد تا او بتواند یک نفس دیگر هم بکشد.

جمع بندی و تفسیر

مثال اعمال آنانکه به پروردگارشان کافر شدند مانند خاکستري است که باد سختي در روزي طوفاني به آن بوزد ، نسبت به هيچ چيزي که کسب کرده اند قدرتي ندارند . اين همان گمراهي دور است (18) {مگر نديدي که خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريد؟ [ و اِی کافران ! ] اگر بخواهد شما را مي برد و آفريدگاني جديد مي آورد} (19) {{و اين براي خدا دشوار نيست}} (20) و (در قیامت) همگان در مقابل خداوند حاضر ميشوند وضعيفان به مستکبران ميگويند ما پيرو شما بوديم آيا شما چيزي ازعذاب خدا را از ما کفايت مي کنيد؟ ميگويند اگر خدا هدايتمان کرده بود ما نيز شما را هدايت ميکرديم . برايمان فرقي نمي کند که بيتا بي يا صبر کنيم . گريزگاهي نداريم (21) و وقتيکه کار از کار گذشت شيطان ميگويد خداوند به شما وعده حقي داد و من به شما وعده اي دادم که از انجام آن تخلف کردم و من بر شما تسلطي نداشتم ، مگر اينکه دعوتتان کردم و شما هم اجابتم کرديد پس مرا سرزنش نکنيد و خودتان را سرزنش کنيد . نه من فريادرس تان هستم و نه شما فريادرس من هستيد . قبلا هم به آنچه شرک مي ورزيديد کافر بودم . ظالمان البته عذابي دردناک خواهند داشت (22) و آنان که ايمان آورده و عمل صالح انجام دادند داخل بهشت هائي ميشوند که نهرها از کف آن جاريست که در آن به فرمان پروردگارشان جاودانند و درود گفتنشان در آنجا «سلام » است (23) آيا نمي بيني خداوند چگونه مثالي زد؟ کلمه خوب را به درخت خوب مثل زد که ريشه اش ثابت و شاخه هايش در آسمان است (24) {در هر هنگام خوردني هايش را به فرمان پروردگارش مي آورد و خداوند براي مردم مثالها ميزند شايد پند گيرند} (25) و کلمه بد مانند روئيدني بد است که از روي زمين درشت ميشود و قرار و استحکامي ندارد (26) {خداوند مومنان را با قول ثابت در زندگي دنيا و در آخرت تثبيت مي کند و ظالمان را گمراه مينمايد و هر چه بخواهد ميکند} (27) آيا نمي بيني کساني را که (با) نعمت خداوند با ناسپاسي برخورد کردند و مردمشان را به ديار نابودي کشاندند (28) { به جهنمي که به درونش مي افتند و چه بد جايگاهی است} (29)  و براي خداوند همتاياني قرار دادند تا مردم را از راهش گمراه کنند . بگو برخوردار شويد که سرانجامتان بسوي آتش است (30) به بندگان مومنم بگو که نماز بپا دارند و از آنچه روزيشان کرده ايم پنهان و آشکار انفاق کنند ، قبل از آنکه روزي بيايد که در آن نه معامله اي و نه دوستيي باشد (31) خداوندي که آسمانها و زمين را آفريد و از آسمان آبي فرستاد و بوسيله آن روزيي از ميوه جات برايتان روياند و کشتي را رامتان کرد که به امر او در دريا حرکت کند و نهرها را نيز به تسخير شما درآورد (32) و آفتاب و ماه را نيز که پيوسته در حرکتند و نيز و شب و روز را نيز رام شما نمود (33) و از هر چيزي که از او خواستيد به شما عطا کرد و اگر نعمتهاي خدا را بشماريد نخواهيد توانست . البته انسان ظلم پيشه بسيار ناسپاس است (34)

 

 

ابراهیم3      آیات35تا41

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ ﴿35﴾ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿36﴾ رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ ﴿37﴾ رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء ﴿38﴾ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ﴿39﴾ رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء ﴿40﴾ رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ ﴿41﴾ وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ ﴿42﴾ مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء ﴿43﴾ وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ ﴿44﴾ وَسَكَنتُمْ فِي مَسَاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ ﴿45﴾ وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ ﴿46﴾ فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ ﴿47﴾ يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ﴿48﴾ وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَادِ ﴿49﴾ سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّارُ ﴿50﴾ لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿51﴾ هذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ﴿52﴾

 

هنگامي را بیاد آرید که ابراهيم گفت پروردگارا اين شهر را ايمن قرار ده و مرا و فرزندانم را از عبادت بت ها دور نگهدار (35) پروردگارا افکار بت پرستانه بسياري از مردم را گمراه کرده ، پس هر کس که مرا پيروي کند از من است و هر کس که مرا نافرماني کند البته تو آمرزگار مهرباني (36) پروردگارا برخي از فرزندانم را در بياباني غير قابل کشت نزد خانه محترم تو سکونت داده ام ، تا نماز بپادارند . پروردگارا دلهاي مردم را بسوي آنان متمايل کن و از ثمرات روزيشان ده شايد شکر بگزارند (37) پرورگارا آنچه را که مخفي يا آشکار کنيم ميداني ، و هيچ چيز چه در زمين يا در آسمان باشد از تو مخفي نمي ماند (38) سپاس خدا را سزاست که عليرغم پيري اسمعيل و اسحق را بمن داد  که پروردگارم شنونده دعاست (39) پروردگارا مرا و برخی از فرزندانم را بپا دارنده نماز قرار ده و دعايم را قبول فرما (40) پروردگارا مرا و والدينم را و مومنان را در روزي که حساب بر پا ميگردد بيامرز (41) ای پیامبر! مبادا خداوند را از آنچه ظالمان انجام ميدهند غافل پنداري ، جز اين نيست که جزاي آنها را تا روزي که قیامت چشمها را خيره ميکند به تأخير مي اندازد (42) در آن روز گردنها کشيده ، چشمها به يک سو دوخته ، پلک نميزنند و دلهاشان از اضطراب خالي است (43) و مردم را از روزي بترسان که عذاب بر آنها بيايد و ظالمان گويند پروردگارا تا سرآمدي نزديک عذاب را از ما به تأخير بينداز که دعوتت را اجابت و رسولان را پيروي کنيم ، که به آنها جواب داده میشود  آيا همين شماها نبوديد که قبلا قسم ميخورديد که زوالي نداريد؟ (44) و شما نبوديد که در مسکن هاي کساني که به خويش ظلم کردند ساکن شديد و برايتان روشن شد که ما با آنها چگونه معامله کرديم و برايتان مثالها زديم؟ (45) به هر حال آنها زندگیی پر از توطئه داشتند و البته توطئه شان نزد خدا معلوم بود و مکرشان چنان بزرگ بود که گوئي کوهها با آن زايل میشدند (46) پس مبادا خداوند را نسبت به وعده اي که به فرستادگانش داده ؛ بي توجه بپنداري . البته خداوند پيروزمند انتقامگير است (47) در روزي که زمين مبدل به زميني غير از اين زمین شود و آسمانها  هم به نظر همينطور بیاید  و آنها در مقابل خداوند يگانه قهار قرار گيرند (48) و در آن روز مجرمان را بيني که در غل و زنجيرها با هم اند (49) پيراهن هايشان از قير است و آتش چهره هايشان را فرا گرفته است (50) تا خداوند هر کس را بسبب آنچه که کسب کرده جزا دهد که خداوند تند حساب است (51) اين پيام رسانيي براي مردم است ، و تا به وسيله آن هشدار داده شوند و نیز بدانند که جز اين نيست که او خدائي است يگانه و نیز صاحبان خرد پند گيرند (52)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب : اي پيامبر! ابراهيم را موفق نموديم و در دنيا نیز چنين نعمتهایي به او داديم. اي مسلمانان! خداوند نسبت به شما بي توجه نيست و شما را موفق خواهد کرد و ظالمان را نيز در آخرت معذب خواهد نمود . اي مردم! به اين مطالب توجه کنيد و به راه خدا بياييد و به پيامبرش بگرويد .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 میفرماید : رفتار خداوند نسبت به مردم لطف­آمیز است اما اگر کفر ورزند ممکن است قهرآمیز گردد ، و اینکه بعضي اقوام گذشته نسبت به پيامبران نافرماني کردند و سعی کردند با آنان مقابله کنند اما مغلوب شدند و در آخرت معذب خواهند بود و اینکه پیامبر ص دلگرم باشد که کارش درست است و مخالفانش در گمراهيند . 

در پاراگراف 2 می فرماید : ای کافران ! دائما دارید از بینهایت نعمت های الهی استفاده می کنید ، آیا سزاوار است کفر بورزید؟ ای مردم! در جهنم علاوه بر عذاب­ها بین جهنمیان دعوا و بگومگو ، و در بهشت علاوه بر نعمـت­ها صلح و صفا حاکم است، و عقاید صحیح ، اصیل و مفید ، و عقاید غلط، بی­ریشه و بی­فایده­اند .

ای پیامبر! با اطمینان به ماموریتت برس ، اینها درمقابل حق کاری ازپیش نخواهندبرد . کافران را به حال خود رهایشان کن و به ارشاد بیشتر پیروانت بپرداز .

در این پاراگراف  ضمن یاد آوری راز و نیاز و مناجات و دعاهای ابراهیم(ع) و دغدغه خاطرهای او تلویحا میفرماید ای پیامبر ! به جدّت ابراهیم نگاه کن که چگونه درآن شرایط نامساعد نیز ماموریت خویش راکاملا محکم و جدی دنبال کرد ، لذا تو نیز از این شرایط که هر چه باشد به آن بدی نیست دلگیر مشو و رسالتت را به محکمی پی بگیر .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر! نگران نباش، و به کافران راجع به آینده محتومشان هشدار بده و بیاد داشته باش که خداوند وعده­اش را عمل می­کند و کنترل هم دارد .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر ! این مطالب برای عموم مردم ، حاوی هشدار و برای اشخاص مستعد خاص ، حاوی اندرز است .

3 - سوالات

2 – با توجه به آیه 37 ، چرا مهم ترین خواسته ابراهیم (ع) برای فرزندانش «برپا داشتن نماز» است؟

3 - «یشکرون» (آیه37) به چه کسی برمیگردد؟ (اولاد ابراهیم؟ مردم؟ یا...؟)

4- در آیه 38 «وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء» با کدام کلید تفسیر مطابقت دارد؟

5 – چرا در آیه 40 به جای «ذریتی» گفته «من ذریتی»؟

9 - «دعاء» (آیه 39) به معنی لغوی آمده یا اصطلاحی؟

1 – منظور از «ظالمون» (آیه42) چیست؟

4 – منظور از «تبین لکم» (آیه45) چیست؟

6 – چرا خداوند به صفاتی که در این پاراگراف آمده ، معرفی شده است؟

8 – کلمه « والسماوات» (آیه 48) نسبت به کلیدهای تفسیر چه نسبتی دارد؟

9 - «ال» در دو کلمه «الارض» از چه نوع است؟ (عهد؟ تعریف؟ جنس؟ یا...؟)

10 – از جوابتان (در صورت صحت) چه نتیجه تفسیری میتوان گرفت؟

1 - خطاب مستقیم این پاراگراف به چه کسی است؟

2 – از این آیه چه «حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها» میتوان زد؟

3 – منظور از «بلاغ» چیست؟

4 – منظور از «هذا» چیست؟ (این سوره؟ نزول قرآن تا این سوره؟ یا....؟)

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه های 42 و 47 چنین فهمیده میشود که آنحضرت در درون ضمیر خویش این فکر را میکرده که چرا اینک که حجت بر همگان تمام شده ، ولی سران و فعالان کفر کماکان دارند رفتار مالوف خویش را پی میگیرند، چرا خداوند این خیره سریِ آنان را بی پاسخ میگذارد؟

خداوند دغدغه خاطر آنحضرت را چنین پاسخ میدهد که متوجه باش که روش خداوند در باره تو و امت تو با روش او در باره انبیاء سلف و امت هایشان فرق میکند، و در باره تو و امتت کمتر به واکنش های اعجازی خواهد پرداخت و بیشتر به روش های انسانی و نتیجه بخش کردنِ تعالیمت از طریق بذل صبر و حوصله از سوی تو و پیروانت نظر دارد. لذا، ای پیامبر! تو نیز به هشدار بیشتر در باره قیامت بپرداز.

5 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیه 47 با تاکید میفرماید مبادا فکر کنی خداوند وعده اش را عملی نخواهد کرد، که این آیه، خودش یک پیشگوئی محقق شدهء روشن است .

6 - کلید های تفسیری

اصلی-فرعی:

1 - آیه 39 پرانتزی است .

2 - آیه 43 فرع بر آیه 42،

 3 - و آیه 45 فرع برآیه 44 است .

 4- در ابتدای آیه 43 واگذاری به مخاطب ،

 5 - و نیز در آیه 44 بین دوکلمه الرسل  و  اولم

 6 – و در ابتدای آیه 46 تغییر مخاطب (برگشتن به مخاطب اولیه)

 7 - و در ابتدای آیه 48 واگذاری به مخاطب صورت گرفته است .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان :

1

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ ﴿35﴾ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿36﴾ رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ ﴿37﴾ رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء ﴿38﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب : ابراهیم (ع) موفقیت را در دوری از شرک و اقبال به ایمان و پروا از خداوند تلقی میکند.

2

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ﴿39﴾ رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء ﴿40﴾ رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ ﴿41﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب : ابراهیم (ع) شکر نعمت و درخواست توفیق و غفران مینمود.

 

3

 وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ ﴿42﴾ مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء ﴿43﴾ وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ ﴿44﴾ وَسَكَنتُمْ فِي مَسَاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ ﴿45﴾ وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ ﴿46﴾ فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ ﴿47﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب : ای پیامبر! به خداوند تکیه کن و مردم را هشدار ده و مپندار خداوند از وعده اش تخلف خواهد نمود.

 

4

يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ﴿48﴾ وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَادِ ﴿49﴾ سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّارُ ﴿50﴾ لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿51﴾ هذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ﴿52﴾

درس: خداوند پيامبران و پيروانشان را پيروز و کافران را در دنيا مغلوب و در آخرت معذب ميکند .

درب : مصداق اعلای رفتار خداوندی در قیامت دیده خواهد شد.

7 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

در باره آیات این پاراگراف ، حتی امروز نیز ، با توجه به معانی والای آن ، حتی برخی مفسران هم ، درک مقبولی از آن ندارند ، چه رسد به مخاطبان اولیه ! در عین حالیکه کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در این هزار و چند صد سال ، تغییر معنای قابل توجهی نیافته اند !

8 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 – دلگرم کردن پيامبر ص که ابراهيم ع را موفق نموديم و در دنيا نیز چنين نعمتهایي به او داديم .

2 – دلگرم نمودن پیروان معاصر آنحضرت با اشاره به اینکه خداوند نسبت به شما بي توجه نيست و شما را موفق خواهد کرد و ظالمان را نيز در آخرت معذب خواهد نمود.

3 - دعوت سایر معاصران که اي مردم به اين مطالب توجه کنيد و به راه خدا بياييد و به پيامبرش بگرويد .

9 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

تردد بین «ربّ»ی و «ربّ»نا

در آیه های  35و36 خداوند را ربّ من خطاب میکند و در آیه های 37 و 38 ربّ ما و در آیه های 39 و 40ربّ من ، و در آیه 41 ربّ ما.

چرا؟

اگر خوب دقت کنید می بینید که آنجا که رب من (ربی) خطاب یا ذکر میکند موضوعاتی را در نظر دارد که به خودش مستقیما ربط دارد ، ولی آنجا که رب ما (ربنا) خطاب یا ذکر میکند موضوعاتی را در نظر دارد که علاوه بر خودش به کسانی دیگر نیز مربوط میشود .

مکه در آن زمان بیابان بود

به قرینه آیه 37، هنگامی که حضرت ابراهیم(ع) داشت اسمعیل(ع) را که هنوز نوزاد بود (و مادرش را) در مکه بجا می­گذاشت آنجا هنوز بیابان بود و لذا اینکه در آیه 35 گفته «این شهر» به این معنی است : «این بیابانی که به زودی شهر خواهد شد»

آیا بت گمراه می­کند؟

موضوع آیه 36 اشاره به ذهنیتی است که عده­ای داشتند و دارند که در جهان غیر از خداوند کسانی و چیزهایی را دارای اثر می­دانند و بت­ها را به عنوان نماد آن کسان یا چیزها می­سازند و لذا 6 کلمه اول آیه 36 به این معنی است که «پروردگارا عقیده مشرکانه ، عده زیادی از مردم را گمراه کرده»

البته ما در این تفسیر قبلاً با این مفاهیم در سوره نجم و بسیار جاهای دیگر آشنا شده­ایم .

معنی «ثمرات» محدود به میوه نیست

کلمه «ثمرات» در آیه 37 محدود به محصولات باغی نیست بلکه هر «نتیجه مفید»ی را شامل می­شود ، مثلاً مانند کالاهائی که در آن دو سفرِ تابستانه و زمستانه (سوره قریش) به دست اهالی آن بیابانِ بی­محصولات کشاورزی می­رسید.

روحیه دادن به پیامبر(ص) و مسلمانان

سراسر مطالب این پاراگراف پر از مطالبی است که بطور کنایه­ای به پیامبر(ص) و مسلمانان روحیه می­دهد و اگر بخواهیم شرح دهیم طولانی خواهد شد اما نیاز نیست زیرا برای خواننده این نوع مطالب همین سرنخ­ها کافیست .

باز هم روحیه­بخشی

در این پاراگراف نیزبه نوعی دیگر به مسلمانان تحت فشار و آزار آن روزها دلداری داده می­شود ، و این دلداری از طریق تأکید و القای این نکته است که خداوند از حال شما آگاه است ، و تأکید مذکور، در آیه­های 42 و 47 به واضح­ترین شکل پیداست.

در مرحله اول (آیات 42 تا 46) آنها را به قیامت ارجاع می­دهد که کافران در قبال این آزار و ناراحتیی که برشما روا میدارند عذاب جهنم را خواهند داشت .

در مرحله دوم (آیه 47) آنها را به پیروزی زمینی در این جهان نیز مژده می­دهد (اما باز هم به آخرت توجه می­دهد و پیگیر آیات قبل می­شود و با این بیان تلویحاً به مؤمنان آن روزها این مطلب را القاء می­فرماید که دلتان را بیشتر به آخرت خوش کنید تا به این جهان)

 

قیامت در کجا اتفاق خواهد افتاد

در آیه 48 یکی از صفات جدید قیامت را باز می­گوید :

آیا این کره زمین بکلی از بین می­رود و وقوع قیامت در جای دیگری اتفاق می­افتد؟ و «محل حضور بشر در آنجا» را زمین قلمداد کرده؟

یا اینکه همین زمین فعلی تغییراتی چنان عمیق می­کند که دیگر بکلی از این حالت فعلی قابل بازشناسی نیست؟

با توجه به آیات سوره انشقاق و آیات دیگری که تاکنون در مجموعه «مرحله سوم» دیده­ایم شق دوم را ترجیح می­دهیم.

جمع بندی و تفسیر

و هنگامي که ابراهيم گفت پروردگارا اين شهر را ايمن قرار ده و مرا و فرزندانم را از عبادت بت ها دور نگهدار (35) پروردگارا آنها بسياري از مردم را گمراه کرده اند ، پس هر کس که مرا پيروي کند از من است و هر کس که مرا نافرماني کند البته تو آمرزگار مهرباني (36) پروردگارا برخي از فرزندانم را در بياباني غير قابل کشت نزد خانه محترم تو سکونت داده ام ، تا نماز کنند . پروردگارا دلهاي مردم را بسوي آنان متمايل کن و از ميوه ها روزيشان ده شايد شکر بگزارند (37) پرورگارا آنچه را که مخفي يا آشکار کنيم ميداني ، و هيچ چيز چه در زمين يا در آسمان باشد از خداوند مخفي نمي ماند (38) سپاس خدا را سزاست که عليرغم پيري اسمعيل و اسحق را بمن داد  که پروردگارم شنونده دعاست (39) پروردگارا مرا و از فرزندانم را بپا دارنده نماز قرار ده و دعايم را قبول فرما (40) پروردگارا مرا و والدينم را و مومنان را در روزي که حساب بر پا ميگردد بيامرز (41) مبادا خداوند را از آنچه ظالمان انجام ميدهند غافل پنداري ، جز اين نيست که (جزاي) آنها را تا روزي که چشمها خيره ميشوند به تأخير مي اندازد (42) [ در آن روز] گردنها کشيده ، چشمها به يک سو دوخته ، پلک نميزنند و دلهاشان خالي است (43) و مردم را از روزي بترسان که عذاب بر آنها بيايد و ظالمان گويند پروردگارا تا سرآمدي نزديک (عذاب را) از ما به تأخير بينداز که دعوتت را اجابت و رسولان را پيروي کنيم [ به آنها جواب داده میشود]  آيا همين شماها نبوديد که قبلا قسم ميخورديد که زوالي نداريد؟ (44) (و شما نبوديد که) در مسکن هاي کساني که به خويش ظلم کردند ساکن شديد و برايتان روشن شد که ما با آنها چگونه معامله کرديم و برايتان مثالها زديم؟ (45) [ به هر حال . . . ] و توطئه شان را کردند و توطئه شان نزد خدا (معلوم) بود . البته مکرشان (چنان بزرگ بود که گوئي) کوهها با آن زايل شوند (46) پس مبادا خداوند را نسبت به وعده اي که به فرستادگانش داده ؛ بي توجه بپنداري . البته خداوند پيروزمند انتقامگير است (47) [در ] روزي که زمين مبدل به زميني غير از اين زمین شود {و آسمانها } (هم به نظر آنها همينطور ) و آنها در مقابل خداوند يگانه قهار قرار گيرند (48) و در آن روز مجرمان را بيني که در غل و زنجيرها باهمند (49) پيراهن هايشان از قير است و آتش چهره هايشان را فرا گرفته است (50) تا خداوند هر کس را بسبب آنچه که کسب کرده جزا دهد که خداوند تند حساب است (51) اين پيام رسانيي براي مردم است ، و تا به وسيله آن هشدار داده شوند و نیز بدانند که جز اين نيست که همو خدائيست يگانه و نیزصاحبان خرد پند گيرند (52)

 

 

سوره اِسراء

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ ﴿1

بسم الله الرحمن الرحيم

منزه است خداوند که بنده اش را شبانه از مسجدالحرام تا مسجدالاقصي که اطرافش را برکت داده سير داد تا بعضي از آياتش را به او بنماید که خداوند البته شنواي بينا است (1)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

تاکنون ، در چهار جلد قبلی این تفسیر ، در ابتدای پاراگراف اول هر سوره ، ذیل تیتر فوق ، لااقل دو جدول اول و آخر طرز استخراج عصاره محتوای سوره (یا همان «درس» سوره) را می آوردیم ، اینک که خواننده محترم به اندازه کافی آنها را دیده ، و دانسته که طرز استخراج چگونه است ، به علت علاقه به رعایت اختصار ، دیگر جدول های مذکور را که دائما طولانی تر میشود ، ذکر نمیکنیم ، و اگر کسی بخواهد، میتواند همه آنها را در کتاب «راهنمای تحلیلی» ما (در سایت ما که در اول و آخر این کتاب معرفی کرده ایم) ببیند . 

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد .

درب : ارائه بعضي آيات الهي به پيامبر براي گسترش ديد و دلداري او .

2 - سوالات

1 – جمله «لنریه من آیاتنا» با کدام کلید تفسیر مطابق است؟

2 - چرا از بین القاب ممکن روی «عبد» بودن آنحضرت تاکید شده است؟

3 - چرا خداوند از میان صفات ممکن ، خود را با دو صفت سمیع و بصیر معرفی فرموده است؟

4 - حالت کلی این آیه چگونه است؟ (جلب توجه به اهمیت رسالت؟ یا....؟)

5- چرا اسم آن دو مسجد به ترتیب «حرام» و «اقصی» نامگذاری شده است؟

6 - «ه» در«حوله» به چه اشاره دارد؟

7 – در این واقعه چه «آیات»ی به پیامبر(ص) نشان داده شده؟

8 - آیا «ل» در«لنریه» درجهت تعلیل این واقعه است؟ (یا...؟)

9 - «حول» آنجا چه محدوده ای را شامل میشود؟

 

3 پیشگوئی های تحقق یافته

این آیه هنگامی نازل شد که مسلمانان تحت شدیدترین فشارها بودند. اینک حدود سال پنجم بعثت است و هنوز تا هجرت حدود 7 سال و تا فتح فلسطین حدود 23 سال فاصله است، و اینکه در این آیه «مسجدالاقصی»ی فعلی را در حدود سال پنجم بعثت، «مسجد» خوانده یک پیشگویی محقق شده تاریخی و یک معجزه است. زیرا در آن موقع مسجدالاقصی فقط یک «عبادتگاه» بود و هنوز «مسجد» نشده بود و لازم نیست عبادتگاه را «مسجد» بخوانند و در خود قرآن هم برای «عبادتگاه­ها» کلماتی مانند «صوامع» و «بیع» آورده شده است .

4 زاویه با تفاسیر رایج

1 : (المیزان) : اين سوره پيرامون مساله توحيد و تنزيه خداى تعالى از هر شريكى كه  تصور شود مى‏باشد، و با اينكه در اين مورد بحث مى‏كند، اما مساله تسبيح خدا را بر مساله حمد  و ثناى او غلبه داده، و بيشتر به قسم دوم پرداخته است

درس : کمک همه جانبه الهی به پیامبر برای پیگیری رسالتش که ساخته شدن «انسان» باشد .

5 کلیدهای تفسیری

1 - جمله «الذی بارکنا حوله» در آیه فوق ، پرانتزی است ، دلیلش هم اینکه اگر چشم خویش را بر آن بسته و قبل و بعدش را وصل کنیم خواهیم دید که روال سخن صاف و هموار خواهد بود .

2 - «برکت» یعنی نفع زیاد و بیشترین نفع را پیامبران به بشریت رسانده­اند و اطراف مسجدالاقصی که همین منطقه سوریه و لبنان و اسرائیل فعلی باشد منطقه نشو و نمای دو دین بزرگ بوده که در همین زمان خودمان حدود بیش از نصف مردم زمین را در پیروی خود دارد .

علاوه بر آن از لحاظ مادی نیز آن منطقه پربرکت است . زمین­های حاصلخیز، آب و هوای معتدل ، تنوعِ گونه­های گیاهی ، و غنای محیط زیست از مظاهر آن است .

6 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

اما ، مخاطبان اولیه که بجای خود ، مانیز امروز نمیتوانیم تصور روشنی از این امور که جزء مغیبات است داشته باشیم .

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

سیر دادنِ بطور خارق العادهِ آنحضرت از مکه تا شام و ارائه یرخی آیات الهی به او .

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، این آیه «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

در باره معراج

موضوع معراج نزد ما مسلمانان آنقدر معروف است که می­توان گفت عناصر آن جزء «اطلاعات عمومی مسلمانی» درآمده است اما روایات مربوط به آن آنقدر مختلف و دور از هم است که نمی­توان بین آنها جمع­بندیی کرد .

اما از آنجا که روایات را باید از روی قرآن ارزیابی کرد و نه برعکس ، ملاک ارزیابی روایات مربوط به معراج همین آیه و نیز سه آیه در سوره نجم است که قبلاً دیدیم .

اشکال دیگر این است که سوره نجم که بسیار «معراجی تر» است در اواخر قرآن قرار دارد و این سوره زود تر از آن دیده میشود و ما در کتاب «سره و نا سره در روایات معراج» به چگونگی ضرر زدن های این وضع به فهم این آیه اشاره ای کرده ایم .

بر اساس آیات سوره نجم ، بعضی از «آیات بزرگ الهی» به پیامبر اکرم(ص) ارائه شد که در « نزد سدره­المنتهی ، همانجائی که بهشتِ جایگاه هست» بود و این آیه نیز اشاره دارد به سیر دادن  شبانه آن حضرت از مکه تا مسجدالاقصی تا «بعضی از آیات» الهی به او ارائه شود.

آیات اشاره شده در سوره نجم ، در چارچوب تشریح «وحی» بود ، و این آیه در چارچوب کمک و آموزش و دلداری آنحضرت است که هر دو با هم قابل جمع اند.

در آن سوره به بعضی از «آیات بزرگ» الهی و در این آیه به بعضی از «آیات» الهی اشاره شده است .

لذا ، اینکه این آیه پس از سوره نجم نازل شده دلیل نمیشود که واقعه مربوط به این آیه نیز پس از وقایع مربوط به سوره نجم اتفاق افتاده باشد ، مانند داستان حضرت موسی که در هر جایی از قرآن به یک گوشه اش که تناسبی با آن قسمت از قرآن دارد ذکرشده است .

اما اینکه در آن شب خاص در سیر شبانه از مسجدالحرام به مسجدالاقصی چه مطالبی ارائه شده ، جز اینکه بعضی از نشانه­ها و آیات الهی بوده ، چیز دیگری در قرآن نداریم .

اما در روایات مطالب بسیار بسیار زیادی هست که به دو دسته بزرگ قابل دسته­بندی است .

یک دسته از آن انبوه روایات ، هم  مختصر است و هم با آیه فوق می­خواند .

دسته دیگر بسیار مفصل است و اشکالات زیادی ، اعم از قرآنی و عقلی دارد که آنها را از محدوده «قابل قبول بودن» بیرون می­کند .

اگر مایل به شرح بیشتر باشید مقاله «سره و ناسره در روایات معراج» را در سایت ملاحظه فرمائید.

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحيم

منزه است کسي که بنده اش را شبانه از مسجدالحرام تا مسجدالاقصي {که اطرافش را برکت داده ايم} سير داد تا بعضي از آياتمان را نشانش دهيم که او البته شنواي بينا است (1)

 

 

 

اسراء2      آیات2تا8

وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً ﴿2﴾ ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا ﴿3﴾ وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا ﴿4﴾ فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً ﴿5﴾ ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا ﴿6﴾ إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا ﴿7﴾ عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا ﴿8﴾

 

و به موسي آن کتاب را داده و آنرا براي بني اسرائيل هدايتي قرار داديم که جز من تکيه گاهي مگيريد (2) آنها فرزندان کساني بودند که با نوح حملشان کرديم  که او بنده اي شکرگزار بود (3) و درباره بني اسرائيل در آن کتابِ تقدیرات مقرر کرديم که ای بنی اسرائیل حتمأ دوبار در زمين فساد نموده و سركشي بزرگي خواهيد كرد (4) آنها به فساد پرداختند و وقتيکه موعد اولشان سر رسيد به آنها فهماندیم که بنده اي از بندگان خويش را عليه شما برگماشتيم که بسيار نيرومند است و او بر  اینها مسلط شد تا اينکه درون شهرهايشان را نيز جستجو کردند و اين وعده ای بوده که قبلاً انجام شده است (5) ای بنی اسرائیل سپس شما را مجددأ علیه آنها برگردانديم و به اموال و فرزندان مددتان داديم و شما را از آنان قوی تر نموديم (6) اینک اگر احسان کرديد بنفع خودتان است و اگر هم بدي کرديد به ضرر خودتان خواهد بود و وقتيکه موعد دوم بيايد چهره هايتان اندوه بار خواهد شد و آنها حتمأ داخل آن مسجد ميشوند همانطور که آن قبلی ها بار اول  شدند و آنچه را که برآن مسلط شوند نابود خواهند کرد (7) چه بسا پروردگارتان به شما رحم کند و اگر از رفتارهای سوءتان بازگشتيد ما نيز به نظر رافت به شما باز ميگرديم ، و جهنم را براي کافران مانند زندان قرار داده­ايم (8)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : اميدواري دادن به پيامبر که امت او بر يهود پيروز خواهد شد .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 که ابتدای ورود به سوره است شرحی از نشان دادن بعضی ازآیات الهی درجهت آموزش و کمک و تقویت مواضع رسولانه به پیامبر – ص – میدهد .

در این پاراگراف می فرماید : یهودیان در خلاف جهت تعالیمشان درگیری­هائی داشته و دارند و خواهند داشت که بالاخره به شکست کامل و اضمحلالشان منجر خواهد شد .

3 سوالات

1 – منظور از وکیل (آیه2) چیست؟

2 – وضعیت آیه 3 از لحاظ کلید های تفسیری چگونه است؟

3 – فرق دو کلمه «کتاب» درآیه های 2 و 3 چیست؟

4 – در این پاراگراف خداوند طوری صحبت میکند که انگار بنی اسرائیل علیرغم گذشت مدت طولانی ، و فراز و نشیب های متنوع ، دارای «یک مشخصات ثابت هویتی» هستند، (لتفسدن  لتعلن  علیکم  لکم  امددناکم  جعلناکم  احسنتم  اساتم  وجوهکم  ربکم  یرحمکم  عدتم) چرا خداوند این نوع سخن گفتن را برگزیده؟

5 - «جعلناه هدی لبنی اسرائیل» (آیه 2) چه وضعیتی از لحاظ کلیدهای تفسیری دارد؟

6 – حالت کلی این پاراگراف چگونه است؟ (هشدار؟ اِخبار؟ یا . . ؟)

 

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه های 4 تا 8 فهمیده میشود که مقارن نزول این آیات رفتار یهودیان سبب نوعی نگرانی در ذهن آنحضرت بوده ، و در این آیات به آنحضرت تلویحا میفرماید که آنها یا باید رفتارشان را تصحیح کنند یا نابود خواهند شد .

5 زاویه با تفاسیر رایج

 (المیزان) : از مقايسه ميان وعد اول يعنى جمله" بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا ..." و وعد دوم يعنى جمله" لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ ..." اين معنا به دست مى‏آيد كه وعده دوم بر بنى اسرائيل سخت‏تر بوده و در آن وعده نزديك بوده كه به كلى نابود شوند، و در دلالت بر اين معنا همين عبارت كافى است كه فرمود:" وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً".

و معناى آيه اين است كه وقتى زمان وعده دوم رسيد، يعنى بنى اسرائيل افساد بار دوم خود را از حد گذراندند ما همان بندگان خود را واداشتيم تا با فراهم آوردن اسباب حزن و اندوه و تحقق بخشيدن ذلت و مسكنت آنان چهره‏هايشان را اندوهگين نموده و نيز مانند نوبت نخستين وارد مسجد اقصى شوند و هر چه را كه بر آن غلبه يافتند هلاك نموده و سرزمينهايى را كه از آن عبور كردند ويران سازند.

اگر به محتوای آیات مذکور دقت شود بین دو مرحله مذکور ازمنه و دهوری فاصله است ، چطور چنین چیزی ممکن است؟ و مگر عمر نسلها چقدر است که «همان» اشخاص بعد از گذشت ازمنه و دهور اساسا زنده باشند ، چه رسد به اینکه همان کارها را هم بکنند! بعلاوه ، بیان فوق هیچ مستند تاریخی هم ندارد ، در حالیکه واقعه اول دارد (بخت النصر و کورش و بابِل و . . .) چطور است که واقعه قبلی اینهمه مستند تاریخی دارد و واقعهء پس از آن هیچ ندارد؟

به عبارت دیگر ، واقعه دوم هنوز به وقوع نپیوسته است .

6 کلیدهای تفسیری

1 -  آیه 3 «پرانتزی» است ، دلیلش هم اینکه اگر چشم خویش را بر آن ببندیم و قبل و بعدش را وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف و یکدست خواهد بود .

2 – همچنین است «جعلناه هدی لبنی اسرائیل» (آیه 2) و به همان دلیل .

7 - پیشگوئی های تحقق یافته

در قسمت «شرح مختصر» مطلبی راجع به «آینده اسرائیل» قرار داده ایم که به درد تیتر فوق میخورد .

گرچه موضوع فوق هنوز وقوع نیافته ، اما قریب الوقوع بودن آن واضح است .

8 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

در باره آیات این پاراگراف ، حتی امروز نیز ، با توجه به معانی خاص آن ، حتی برخی مفسران هم ، درک مقبولی از آن ندارند ، چه رسد به مخاطبان اولیه ! در عین حالیکه کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در این هزار و چند صد سال ، تغییر معنای قابل توجهی نیافته اند !

9 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

شکست قطعی و نهائی یهودیان در اثر رفتارهای سوء خویش و اضمحلال غائی آنان.

10 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

آینده اسرائیل

در این پاراگراف به وضوح ذکر شده است که سرانجام یهودیان شکست و نابودی است.

آیه­های 2 و 3 مقدمه­ای است که مخاطب از روی آنها به این نکته می­رسد که بنی­اسرائیل که اینهمه مورد لطف و انعام الهی بودند باید قاعدتاً رفتار نیکو و عمل صالح نشان دهند اما از آیه 4 فهمیده می­شود که آنها علیرغم لطف و محبت الهی به راه غلط رفتند و اهل فساد و استکبار شدند .

از بقیه آیات این پاراگراف فهمیده می­شود آنها دو بار به فساد در زمین می­پردازند و یکبار آن به سرکوبی شدید و پراکندگی و بیچارگی آنها منجر شد که داستان بخت­النصر و آوارگی و ذلت و اسارت یهودیان در بابِل را همگان می­دانیم.

در آیه 6 می­فرماید شما دوباره به قدرت و عزت می­رسید.

سئوال این است که یهودیان دوباره چه هنگام به قدرت و عزت رسیدند؟

درجواب بایدگفت که یهودیان هرگز به قدرت و عزت نرسیدند و همواره زیردست دیگران بودند تا اینکه در سال 1948 عده­ای از صهیونیست­های اروپا (پیرو سیاست گسترده اروپائیان پس ازپایان جنگ اول جهانی درسال1919 وتجزیه کشور بسیار بزرگ عثمانی ) با کمک مستقیم انگلستان و رضایت بقیه کشورهای مهم اروپائی کشور اسرائیل را تشکیل دادند که رسمیت یافت و در سال 1948 به عضویت سازمان ملل پذیرفته شد .

لذا آیه 6 ناظر به همین چند دهه اخیر است.

بنابراین ، «وعده دوم» که در آیه 7 به آن اشاره شد که نابودی حکومت آنها و  پراکندگی آنها را در شهرها و نابودی آثار قدرتشان را در پی دارد ناظر به همین اسرائیلِ موجود است و این وعده­ای است الهی و براساس آیه 4 جزء «مقدرات» است و حتماً واقع خواهد شد مگر اینکه آنها چنانکه در اول آیه 7 آمده است «احسان» کنند که اصلاً با ذات و صفات و خمیره جماعت «بنی­اسرائیل» قرابتی ندارد و آنها اصلاً نمی­فهمند احسان چیست و اساساً از بنی­اسرائیل «ترک شر» متصور نیست چه رسد به «احسان»

لذا آنها همین روندی را که دارند طی می­کنند، که عبارت است از قتل و ترور و تجاوز به حقوق انسانی و آزار ضعفا و حق را باطل جلوه دادن و برعکس، باز هم همین روند را طی خواهند کرد و نابودیشان هم در همین است و کسی که اندکی قدرت تحلیل و بینش داشته باشد خواهد دید آثارش نیز هم اکنون  پیدا است زیرا اسرائیلی­ها در اقیانوسی از کسانی محصور شده­اند که بشدت از آنها نفرت دارند و آنها هم از هیچ عمل غیرانسانی خودداری نمـی­کنند و تنها اتکایشان به آمریکاست که هزینه­های نظامی و سیاسی و اطلاعاتی و اقتصادی آنها را می­دهد.

اینک که روز آگاهی ملتهاست، کم­کم این سئوال دارد برای مالیات­دهنده امریکائی پیش می­آید که من چرا باید این هزینه­های سنگین این دولت وابسته را بدهم که با پول من آدمکشی و جنایت و فساد کند؟

کم­کم کمکها قطع و اسرائیل در آن اقیانوس تنها می­ماند و آیه 7 محقق می­شود (چنانکه در آیه 104 همین سوره هم با وضوح بیشتر وعده داده شده)

علاوه بر این یک «جریان» دیگر هم هست که به موازات جریان اول پیش می­رود و آنهم رشد خودآگاهی ملل مسلمان است که این دو جریان در طول زمان تقویت شده و بالاخره آنچه که باید بشود خواهد شد.

اما در داخل اسرائیل نیز وضع خیلی- به تعبیرآنها - اسفبارشده است، بطوریکه حتی قبل ازسقوط دولتهای تونس و مصر ، نخست وزیر اسبق اسرائیل –ایهودباراک- از حزبش کناره گیری کرده و یک حزب طرفدار صلح با فلسطین تشکیل داده و رئیس سابق موساد هم درمصاحبه ای گفته زمان به ضرر ما دارد پیش میرود و ما باید فورا تغییر استراتژی بدهیم و پروژه صلح را جدی گرفته  به آن سرعت دهیم.

ازسوی دیگرحامیان خیلی اصلی اسرائیل- امریکا ، آلمان ، انگلیس ، وفرانسه ، و امثالهم - نیزدیگر درآن موضع سابق «حمایت بی دریغ همه جانبه به هرقیمت» نیستند.

حزب الله لبنان و جنبش قانونی حماس نیز آوازه «بی شکست بودن» اسرائیل را شکستند و دوبار طعم شکست مفتضحانه را به آنان چشاندند.

در امروز باید این را هم اضافه کنیم که روابط حامیان اصلی اسرائیل با آن تا حدودی تیره شده بطوریکه نخست وزیر اسرائیل عملا به رئیس جمهوری آمریکا پرخاش میکند و جواب متقابل هم می شنود و دولت های اروپائی برسر شهرک های جدید یهودی که دولت اسرائیل میخواهد بسازد سفرای خویش را از تل آویو احضار میکنند و تل آویو نیز سفرای آن دولت ها را به وزارت خارجه خود احضار میکند و . . .

خبر امروز (چهارم دی ماه 95) حاکی است که شورای امنیت سازمان ملل شهرک سازی اسرائیل در زمین های اشغالیِ پس از 1967 را غیر قانونی دانسته و اسرائیل را از این امر منع نموده است!

فعلا این جدی ترین نشانه آغاز افول اسرائیل است . افولی که به دلیل وجود عوامل ذیل ، از این پس ، سرعت خواهد گرفت :

1 – ادامه «بدذاتیِ اسرائیلی»

2 – نفرت از اسرائیل در اقیانوس انسانی محیط بر آنان

3 – شل شدن حمایت بیدریغ حامیان سنتی اسرائیل

4 – قوی ترشدن موضع فلسطینیان و مخالفان اسرائیل

خلاصه اینکه عامل های 3 و 4 بطور رواز افزون دارند پر رنگ تر میشوند ، و عامل 1 نیز غیر قابل تخفیف است زیرا «ذاتی» است، و راجع به عامل 2 نیز چه بگوئیم که واضح است .

جمع بندی و تفسیر

و به موسي آن کتاب را داده و آنرا براي بني اسرائيل هدايتي قرار داديم {که جز من تکيه گاهي مگيريد} (2) (آنها ) فرزندان کساني (بودند) که با نوح حملشان کرديم  {که او بنده اي شکرگزار بود} (3)  و درباره بني اسرائيل در آن کتاب مقرر کرديم که [ای بنی اسرائیل] حتمأ دوبار در زمين فساد مي کنيد و سركشي بزرگي خواهيد كرد (4) [آنها بار اول به فساد پرداختند] و وقتيکه موعد اولشان سر رسيد [به آنها فهماندیم که] بنده اي از بندگان خويش را عليه شما برگماشتيم که بسيار نيرومند است [ و او بر  اینها مسلط شد] تا اينکه درون شهرهايشان را نيز جستجو کردند {و اين وعده (قبلاً) انجام شده است} (5) {سپس شما را مجددأ بر آنها برگردانديم و به اموال و فرزندان مددتان داديم و شما را از آنان بيشتر نموديم} (6) {{اگر احسان کرديد بنفع خودتان است و اگر هم بدي کرديد به ضرر خودتان کرده ايد }} و وقتيکه موعد دوم بيايد چهره هايتان اندوه بار خواهد شد و آنها حتمأ داخل آن مسجد ميشوند {همانطور که (آن قبلی ها) بار اول  شدند} و آنچه را که برآن مسلط شوند نابود خواهند کرد (7) {چه بسا پروردگارتان به شما رحم کند و اگر بازگشتيد ما نيز باز ميگرديم} {{و جهنم را براي کافران (مانند) زندان قرار داده­ايم}} (8)

 

 

 

 

اسراء3     آیات 9تا21

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا ﴿9﴾ وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿10﴾ وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً ﴿11﴾ وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً ﴿12﴾ وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا ﴿13﴾ اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا ﴿14﴾ مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً ﴿15﴾ وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا ﴿16﴾ وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرَا بَصِيرًا ﴿17﴾ مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا ﴿18﴾ وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا ﴿19﴾ كُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا ﴿20﴾ انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً ﴿21﴾

 

البته اين قرآن به چيزي که محکمتر و استوارتر است هدايت ميکند و مومناني را که عمل صالح مي کنند مژده ميدهد که پاداشي بزرگ خواهند داشت (9) و اينکه براي کساني که به آخرت ايمان ندارند عذابي دردناک آماده شده است (10) و اکثر انسان ها چیزی را که  واقعا برایشان بد است همانطور طلب میکنند که انگار دارند چیز خوب را طلب میکنند ، زيرا که انسان عجول است (11) شب و روز را دو آیت قرار داديم ، و نشانه شب را محو و نشانه روز را تابان مينماييم تا از فضل پروردگارتان بجوييد و شماره سالها ونيز حساب کردن را بدانيد  و همه چيز را فصل بندي دقيقي کرده ايم (12)  و در مورد هر انسان سرگذشتش را بر گردنش آويختيم و روز قيامت آنرا بصورت كارنامه اي گشاده برايش بيرون مي آوريم (13) در آن موقعیت به او الهام میشود که خودت كارنامه ات را بخوان که خودت براي حسابرسي خويش کافی هستی (14)  کسي که دنبال هدايت باشد جز اين نيست که بنفع خويش هدايت شده و کسي هم که گمراه شد جز اين نيست که به ضرر خويش گمراه شده و هيچ كس بار ديگري را بر نمي دارد و ما قبل از اينکه رسولي برانگيخته باشيم عذاب نمی کنیم (15) و هنگاميکه بخواهيم شهري را هلاک کنيم ، خوشگذرانهايش در آن گناه میکنند ، سپس آن حكم بر آن فرود مي آيد و آنگاه  نابودش مي کنيم (16) و چه بسا اقوامي که پس از قوم نوح هلاکشان کرديم و پروردگارت براي آگاهي بر گناهان بندگانش کافي است (17) هرکس که لذت های دنياي زودگذر را بخواهد براي او آنچه لیاقتش باشد ، براي هر کس که صلاح بدانیم ، در آن پيش مي آوريم ، آنگاه جهنم را خواهد داشت که سرزنش شده رانده شده در آن خواهد افتاد (18) و کسی كه آخرت را بخواهد و براي آن سعي كند ، و مومن هم باشد ، البته سعيش مورد قدرداني خواهد بود (19) همگي آنها را و اينها را ، از عطاء پروردگارت مدد ميدهيم ، و عطاء پروردگارت جلوگير ندارد (20) ببين چگونه بعضي را بر بعضي برتري داديم ، و در آخرت نیز ، هم درجات و هم برتري ها ، بزرگتر است (21)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : این قرآنِ هدایت کننده ، و برخی «قوانین الهی» که به آنحضرت نموده شده ، از نمونه های کمک هاي الهي است .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 که ابتدای ورود به سوره است شرحی از نشان دادن بعضی ازآیات الهی درجهت آموزش و کمک و تقویت مواضع رسولانه به پیامبر – ص – میدهد .

در پاراگراف 2 می فرماید : یهودیان در خلاف جهت تعالیمشان درگیری­هائی داشته و دارند و خواهند داشت که بالاخره به شکست کامل و اضمحلالشان منجر خواهد شد .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر ! همه جور به تو کمک کرده ایم ، این قرآنی که تو رابه آن مجهزکرده ایم یکی ازمصادیق بارز کمکهای ما است ولی به خاطرداشته باش که این قرآن شرط لازم هدایت است نه شرط کافی . و ای کافران! چرا نگاه خود را به زندگی خراب می کنید و بجای اینکه به راه این رسول واین قرآن بیائید ، چیزی را طلب میکنید که به ضررتان است؟ و ای پیامبر ! قوانین ماراجع به هلاکت جوامع وچگونگی بدست آوردن خواسته های دنیوی واخروی اینهاست .

3 - سوالات

1 - وضع کلمه «هذا» در آیه 9 چگونه است؟ (تاکید؟ اشاره قوی؟ یا...؟)

2– چرا بجای «للتی هی اقوم» نفرموده «للاقوم»؟

3- برای قرآن سه ماموریت برشمرده :1- هدایت به اقوم 2- مژده...3- هشدار... سوال این است : آیا 2 و 3 فرع بر  ا  است ؟ یا اینکه همعرض 1 هستند؟

4 – منظور از «قرآن» چیست؟ (آنچه از وحی که از ابتدا تا این آیه نازل شده؟ مجموع آنچه از ابتدای وحی نازل شده و تا آخر وحی نازل خواهد شد؟ یا....؟)

5 – منظور از «طائر» چیست؟

3 – در ابتدای آیه14 موضوع کدام کلید تفسیر اتفاق افتاده؟

4 – با توجه به آیه های 13و14 و سیستم های الکترونیک امروزی ، میتوانید مثلی بزنید؟

5 – با توجه به قسمت انتهائی آیه 15 قلمرو «عذاب» مذکورکجاست؟

1 – آیا «شر» و«خیر» در اینجا به معنی لغوی خویش ذکرشده یا به معنی اصطلاحی؟

7 – منظور از «انسان» در آیه 11چیست؟ (همه انسانها؟ اکثریت انسانها؟ یا....؟)

10 – در آیه 15 ، سه قانون از قوانین الهی را ذکرفرموده ، آنها را مشخص کنید

11 – منظور از «دعاء» (آیه11) چیست؟

2 - فرق اراده خداوند (آیه های16و18) و خواست خداوند (آیه18) چیست؟

3 – آیا «امرنا مترفیها» (آیه16) با تیتر پر تکرار «فعل خدا قانونمنداست» قابل توضیح هست؟

4 – منظور از «قول» (آیه16) چیست؟

5 – از متن آیه16 چه شبهه ای قابل استخراج است و جواب آن چیست؟

6 – طرز سخن گفتن خداوندی در آیه 16 از چه نوع است؟ (به زبان مخاطب؟  یا...؟)

9 - نیمه اول آیه20 ، چه شباهتی با کدام قسمت سوره لیل دارد؟

10 – منظور از «عاجله» (آیه20) چیست؟

4 - کلید های تفسیری

(اصلی و فرعی:

در این پاراگراف سه خاصیت برای قرآن ذکر شده : 1- هدایت به آنچه که «اقوم» است ، 2- مژده­دهی، 3- هشدار دهی.

چون ردیف 2 و 3 مثال­هایی از راه­های حصول ردیف 1  است ، لذا فرعی هستند و قسمت اصلی مطلب پاراگراف همان 7 کلمه ابتدای آیه 9 می­باشد.

غیر از آیه 14 که فرع بر آیه 13 باشد ، این پاراگراف کوتاه دارای 4 قطعه است، و به نظر می­آید این قطعه­ها قدر مشترکی نداشته باشند.

اما اگر دقت کنیم می­بینیم آیه 12 بدون این که فرع بر آیه­ای باشد پرانتزی است ، دلیلش هم این که اگر چشم خود را بر آن ببندیم می­بینیم روال سخن صاف و یکدست می­شود .

آیه 17 فرع بر آیه 16 ، و آیه 20 فرع بر مجموع دو آیه 18 و 19 می­باشد. ،

و آیه 21 نیز فرع بر مجموع سه آیه قبل از خویش است.

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا ﴿9﴾ وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿10﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : این قرآنِ هدایت کننده ، از نمونه های مهم کمک هاي الهي است .

2

  وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً ﴿11﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : اما، یکی از مشکلات رسالت وجود برخی از مخاطبان رسالت است.

3

 وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً ﴿12﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : عناصری که ظاهرا با یکدیگر ضدیت دارند، در مجموع مکمل یکدیگرند و برای ساخته شدن انسان بسیار مفیدند.

4

 وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا ﴿13﴾ اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا ﴿14﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : موضوع اصلی رسالت، جلب توجه مخاطبان به عاقبت اخروی شان است.

5

 مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً ﴿15﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : هرکس به موضوع رسالت واکنش شایسته نشان داد به نفع خویش کار کرده است.

6

 وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا ﴿16﴾ وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرَا بَصِيرًا ﴿17﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : یکی از مکانیزم های طرز کار موانع رسالت.

7

 مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا ﴿18﴾ وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا ﴿19﴾ كُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا ﴿20﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : محل تلاقی موضوع رسالت با موانع رسالت.

8

انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً ﴿21﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! واکنش ها به رسالتت، هم مختلف خواهد بود، و هم در هرگروه (اعم از موافق و مخالف) دارای درجاتِ متفاوت.

5 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه 11 فهمیده میشود در زمان نزول این سوره مخالفان تعالیم قرآن اکثریت مطلق داشته اند.

از آیه 12 فهمیده میشود عربِ معاصر نزول این سوره به ریاضیات سطح پائینی که متکی به نجومِ بسیار ابتدائیِ آن زمان بوده، دسترسیی داشته است.

از آیه 21 فهمیده میشود در جامعه مکهء آن روزها اختلاف طبقاتیِ قابل توجهی موجود بوده است.

6 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 9، و بخصوص نیمه اول آن، از برجسته ترین آیات کل قرآن است، و چون از لحاظ ملاک های برجستگی (اِقبال و استقبال و محتوا) واضح است، شرحی نمیدهیم.

آیه های 13 و 14، از این لحاظ که توسط وعاظ در منابر ، و نیز در کتب اعتقادی و اخلاقی بسیار ذکر میشوند، از آیات برجسته محسوب میگردند.

همچنین است موقعیت آیات 18 تا 20 .

7 - کدام مطالب این پاراگراف «بی ربط» به نظر میرسد؟

آیه 12 چنین موقعیتی دارد، زیرا «پرانتزی» است، دلیلش هم اینکه اگر چشم برآن ببندیم و قبل و بعدش را وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف و بی سکته خواهد بود.

8 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

جمله «وکل شی فصلناه تفصیلا» (آیه 12) نه تنها فوق ذهنیات مخاطبان اولیه، بلکه فوق ذهنیات ما ها (بشر قرن بیست و یکی) نیز هست.

9 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیه 9 مجموع نزولات وحی (از ابتدا تاکنون) را قرآن نامیده و چنانکه قبلا گفته ایم ، این نیز از نوع پیشگوئیِ تحقق یافته است .

10 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

در باره آیات این پاراگراف ، حتی امروز نیز ، با توجه به معانی والای آن ، حتی برخی مفسران هم ، درک مقبولی از آن ندارند ، چه رسد به مخاطبان اولیه ! در عین حالیکه کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در این هزار و چند صد سال ، تغییر معنای قابل توجهی نیافته اند !

11 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 – تبیین ماموریت قرآن (هدایت کنندگی به اقوم) 

2 – برشماری برخی «قوانین الهی» که حاکم بر نفوس بشری ، و اجتماعات بشری ،  و تاریخ بشر ، و زندگی دنیایی و اخروی بشر ، حاکم است .

12 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 10 و 17 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

مأموریت اصلی قرآن

قرآن کریم علیرغم آنهمه لطایف و ظرایفی که دارد و تاکنون در طول این چهارده  قرن ، گوشه­های کوچکی از آن ظاهر شده ، مأموریت اصلیش همان دو مورد فوق است یعنی بشارتِ پاداشِ مؤمنانِ دارایِ عملِ صالح ، و هشدار به کسانی که به آخرت ایمان ندارند .

بنابراین ، «چیزی که استوارتر است» را باید در همین دو نکته جستجو کرد.

یعنی اینکه «چیزی که استوارتر است» ، همان زندگی بعدی و اخروی است.

و بالاخره یعنی اینکه قرآن هدایت می­کند که در آن زندگی بعدی اوضاع و احوال خوب و شایسته­ای احراز شود .

البته این معارفِ بالائی که در قرآن مطرح است پس از درک امکان حیات اخروی و در اثر توجه به آن (و کنجکاویِ حاصله از آن) مورد توجه واقع میشود .

چنانکه ملاحظه می­فرمائید، ایمان را کلی ذکر کرده و آن را کافی ندانسته و مشروط به عمل صالح نموده ، اما بی­ایمانی را در رابطه با آخرت برجسته  کرده است .

نکته­اش هم این است که بی­ایمانی به آخرت ، ریشه همه بی­ایمانی­ها و سپس ریشه کفرها و تکذیب­ها و پس از آن ریشه همه خلافکاری ها و بزه ها و جنایات و  غیره و غیره است .

خیر وشر

خیر در اینجا به معنی (چیزی که به نظرش خیر می آید) است ، و شر هم همینطور.

منظور آیه این است که اکثریت انسان ها در اثر عجله ذاتی خویش در شناخت خیر و شر واقعی دقت لازم را نمیکنند و دنبال چیزی میروند که برایشان بد است .

ارائه آموزش­های اساسی به پیامبر(ص)دراین پاراگراف

قوانینی که در این دو پاراگراف به پیامبر اکرم(ص) آموزش داده شده عبارت است از:

1 - انسان همانطور که خواهان خیر است خواهان شر نیز هست  (آیه11)

2 - انسان عجول است (آیه 11)

3 - قرار دادن شب و روز چند علت دارد:

1 -3 -تا در جستجوی روزی باشید ،

2 - 3- تا بتوانید تقویم درست کنید ،

3 - 3 تا علم حساب را فرا گیرید (آیه 12)

4 - خودِ آدمی برای حسابرسی خویش کافیست (آیه 14)

5 - ورز و وبال کسی به گردن دیگری نمی­افتد (آیه 15)

6 - عذاب ، پس از آگاهی است (آیه 15)

7 - هلاکت ملت­ها پس از فساد است (آیه 16)

8 - فساد در اثر خوشگذرانی مرفهان پیش می­آید (17)

9 - پیشرفت کارها در این جهان به ایمان و کفر بستگی ندارد (آیه 17)

10 - معلوم نیست خواهندگان دنیا هم به هدفشان برسند (آیه 18)

11 - خواهندگان آخرت نیز در صورت ایمان فقط به اندازه سعی­شان خواهند گرفت (آیه 19)

12 - در این جهان ، هر کس برای پیگیری هدفش (اعم از دنیایی یا آخرتی ، خیر یا شر) از قوت و عطای الهی بهره می­برد (آیه 20)

13 - فاصله­های موقعیت­ها در آخرت بزرگتر است (آیه 21)

تشریح مجموع قوانین الهی فوق چه اثری روی پیامبر(ص) و نیز روی پیروان آنحضرت می­گذاشت؟

بنظر می­آید آیات فوق قوی­ترین و نافذترین اثری که روی مخاطب
می­­گذارد ، این است که اساساً شخصیتش را تکامل می­بخشد و ظرفیت­هایش را بالا می­برد و او را از کودکی در می­آورد و برای «برخورد کامل با مشکل» آماده می­کند . آیات فوق ، «آیات آدم­سازی» است .

ازآیه 11 فهمیده می­شود که معلوم نیست آنچه که آدمی می­خواهد بنفع او باشد . سازندگیی که در این نکته نهفته است این است که مؤمن باید خیر و شر را بشناسد . یعنی در این آیه ، آدمی از «حال خوش کودکی» و «جهان­بینی کوچک بچگانه» و «لجبازی کودکانه» بیرون می­آید و قدم به دنیای فهم و کمال و واقعیات می­گذارد .

درآیه 12 به صراحت می­فرماید ای انسان! این جهان را طوری آفریدیم که تو رشد کنی . برای رشد تو این جهان را اینطوری آفریدیم . و معلوم می­شود جستجوی روزی ، یعنی مجموعه فعالیتهای اقتصادی ، و گاه شماری و فراگیری ریاضیات ، از جمله وسائل رشد آدمی است .

یعنی کسی که می­تواند زندگیش را اداره کند ، مطلوب­تر است از کسی که نمی­تواند و کسی که از گذشت ایام و سرگذشت پیشینیان عبرت می­گیرد و نتایج آن را در زندگیش بکار می­برد ، مطلوب­تر است از کسی که چنین نمی­کند و کسی که اهل محاسبه و استنتاجات ریاضی است ، مطلوب­تر است از کسی که بی­سواد است و  نمی­تواند چنان کند .

یعنی اینکه خداوند می­خواهد آدمی زندگی خودش را اداره کند و از تجربه دیگران بهره­برداری نماید و به فعالیتهای ذهنی پیچیده بپردازد.
با آیه­های 13و14 در سوره­های قبلی («نامه اعمال») آشنا شده ایم .

از آیه 16 فهمیده می­شود خوشگذرانی فساد و گناه می­آورد و مقدمه هلاکت است . همیشه به دنبال خوشی بودن جستجوی کودکی است و ضد رشد و تکامل است . دانش­آموزی که زحمت نکشد در امتحان قبول نمی­شود . بعلاوه برای فهم این آیه توجه مجدد به تیتر «فعل خدا قانونمنداست» لازم است .

درآیات 18تا20 خداوند مردم این جهان را به دو بخش مؤمن و کافر تقسیم نکرده که هرچه مؤمن بخواهد برایش فراهم شود و هرچه کافر بخواهد خلاف آن عمل شود . خداوند این جهان را اینطور قرار داده که شاید هر کس بتواند نتیجه عمل خود را بگیرد .

یعنی اگر عمل نکنی ، حتماً نتیجه­ای هم نخواهی گرفت . اما اگر عمل کنی، شاید به نتیجه دلخواه خویش برسی و شاید هم نرسی . این مربوط به فیزیک این جهان است . اما راجع به آن جهان ، فقط خواسته قلبی کافی نیست. سعی هم لازم است اگر سعی کنی ، البته باندازه سعی­ات بهره آن جهانی خواهی داشت .

چه نکته «آدم­سازی» در این آیات است؟

کمترین آن این است که مسلمانان را «اهل عمل» بار می­آورد نه اینکه مانند شاه سلطان حسین وقتی که دشمن تا پشت دیوارها هم آمده است ، او برای دفع آنها کتاب دعا بدست بگیرد و از خدا بخواهد که شر آنها را با روش­های ماورائی دور کند .

خلاصه اینکه آیات فوق ، تماماً در جهت این است که آدمی را از حالات بچه­گانه درآورده و به بلوغ شخصیتی برساند .

بخصوص در مورد مخاطب­های اولیه ، در این جهت است که آنها را کمک کند بخویش بیایند و با مشکلات «برخورد کامل» کنند و از راه «درگیری کامل با مشکلات» از آن حالت تنگی و فشار و آزار و اذیت در بیایند و بجائی برسند که رسیدند . و سخن در این خصوص زیاد است و ما خلاصه کرده­ایم .

جمع بندی و تفسیر

البته اين قرآن به چيزي که استوارتر است هدايت ميکند و مومناني را که عمل صالح مي کنند مژده ميدهد که پاداشي بزرگ خواهند داشت (9) و اينکه براي کساني که به آخرت ايمان ندارند عذابي دردناک آماده کرده ايم (10) و (اکثریت) انسان (ها) (چیزی را که ) بدي (میشناسند) را همانطور می طلبند که (چیزی را که به) خوبي (می شناسند) را می طلبند . { زيرا که انسان عجول است} (11) {شب و روز را دو نشانه قرار داديم . پس نشانه شب را محو و نشانه روز را تابان مينماييم تا از فضل پروردگارتان بجوييد و شماره سالها ونيز حساب کردن را بدانيد  {و همه چيز را فصل بندي دقيقي کرديم} (12)  و در مورد هر انسان سرگذشتش را بر گردنش آويختيم و روز قيامت آنرا بصورت كارنامه اي گشاده برايش بيرون مي آوريم (13) {[ به او الهام میشود که] خودت كارنامه ات را بخوان که خودت براي حسابرسي خويش کافی هستی} (14)  کسي که دنبال هدايت باشد جز اين نيست که بنفع خويش هدايت شده و کسي هم که گمراه شد جز اين نيست که به ضرر خويش گمراه شده و هيچ كس بار ديگري را بر نمي دارد و ما قبل از اينکه رسولي برانگيخته باشيم عذاب نمی کنیم (15) و هنگاميکه بخواهيم شهري را هلاک کنيم ، خوشگذرانهايش را واميداريم در آن گناه کنند . پس آن حكم بر آنان فرود مي آيد و سپس آنرا نابود مي کنيم (16) {و چه بسا اقوامي که پس از قوم نوح هلاکشان کرديم و پروردگارت براي آگاهي بر گناهان بندگانش کافيست} (17) هرکس که (دنياي) زودگذر را بخواهد براي او آنچه بخواهيم ، براي هر کس که اراده کنيم ، در آن به تندي پيش مي آوريم . آنگاه جهنم را خواهد داشت که سرزنش شده رانده شده در آن خواهد افتاد (18) و کسی كه آخرت را بخواهد و براي آن سعي كند ، و مومن هم باشد ، البته سعيش مورد قدرداني خواهد بود (19) همگي آنها و اينها را ، از عطاء پروردگارت مدد ميدهيم . و عطاء پروردگارت جلوگير ندارد (20){ببين چگونه بعضي را بر بعضي برتري داديم ، و در آخرت ، هم درجات و هم برتري ها ، بزرگتر است} (21)

 

 

اسراء4     آیات22تا39

لاَّ تَجْعَل مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولاً ﴿22﴾ وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا ﴿23﴾ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ﴿24﴾ رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا ﴿25﴾ وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ﴿26﴾ إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿27﴾ وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا ﴿28﴾ وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا ﴿29﴾ إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا ﴿30﴾ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِيرًا ﴿31﴾ وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِيلاً ﴿32﴾ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا ﴿33﴾ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً ﴿34﴾ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ﴿35﴾ وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً ﴿36﴾ وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً ﴿37﴾ كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيٍّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا ﴿38﴾ ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا ﴿39﴾

 

ای پیامبر! همراه خداوند از دیگری پیرویِ بی چون و چرا مکن که سرزنش شده رانده شده خواهي گردید (22) پروردگارت چنين مقرر کرده که تو و پیروانت کسي جز او را عبادت نکنيد و با والدين نيکي کنيد ، اگر يکي از آنها يا هر دو ، در نزدتان  به سن بالا رسيدند مبادا به آنها حتي«اَه» هم بگوييد و آنها را برانيد بلکه با آنها سخني محترمانه بگوئید (23) و در برابر آنها بامهرباني فروتني کنید و بگوئید پروردگارا با آنها مهربان باش، همانگونه که آنها هنگام پرورشمان مهربان بودند (24) پروردگارتان به آنچه در دلهايتان ميگذرد داناتر است ، اگر صالح باشيد خواهد دانست و خداوند در مورد توبه كاران آمرزشگر است (25) ای پیامبر! خودت و پیروانت حق خويشاوند، و بيچاره ، و در راه مانده را بدهید ، اما ريخت و پاش بيجا مکنید (26) كه ريخت و پاش کنندگان از برادران شياطين اند و شيطان نیز نسبت به پروردگارش ناسپاس است (27) و اگر به علت تنگدستی مجبورید تا زمان بدست آوردن گشایشی از جانب پروردگارتان که اميدش را داريد از خواسته آنان سر بپیچید به آنها سخني نرم بگوئید (28) ای پیامبر! نه آنقدر از گشاده دستی دورشو که گویا دستت را به گردنت زنجير کرده باشی و نه آن را آنقدر گشاده دار که بزودی دستت خالی شود که سرزنش شده درمانده بنشيني (29) البته پروردگارت روزي را براي کسي که بخواهد گشاده و تنگ ميگيرد که همو نسبت به بندگانش آگاه و بيناست (30) ای پیروان پیامبر! و اولادتان را از نگراني تنگدستي مکشيد ، مائيم که هم به شما و هم به آنها روزي ميدهيم . البته قتل آنها خطائي بزرگ است (31)  و به زنا نزديک هم نشويد زيرا که عمل زشتي و راه بدي است (32) و کسي را که خداوند كشتنش را حرام كرده مکشيد مگر بر اساس حق ، و اگر کسي به ظلم کشته شود براي وليّ او حقي قرار داديم که البته او هم نبايد در قصاص اسراف کند و در اینصورت ياري هم خواهدشد (33) و به مال يتيم جز به شيوه اي كه نيكو تر است نزديک مشويد ، تا اينکه به رشدش برسد ، و به عهد وفا کنيد زيرا که از عهد پرسش ميشود (34) و پيمانه را هنگام پيمانه کردن تمام بدهيد و با ترازوي صحيح وزن کنيد ، كه اين هم بهتر و هم نيك فرجام تر است (35) ای پیامبر! و از آنچه علمش را نداري پيروي مکن که گوش و چشم و دل همه شان مورد سئوال واقع ميشوند (36) و در زمين خرامان راه مرو که نه ميتواني زمين را بشکافي و نه به بلندي کوهها خواهی رسید (37) بديهاي همه اينها نزد پروردگارت معلوم و ناپسند است(38) اينها چيزهائي بود که پروردگارت از حکمت ها به تو وحي کرد و همراه خداوند چیزی دیگر را به پرستش مگیر که در جهنم افکنده شوي و راندهء سرزنش شده گردی (39)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : تشريع مقررات اساسي و اخلاقي و احکامي.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 که ابتدای ورود به سوره است شرحی از نشان دادن بعضی ازآیات الهی درجهت آموزش و کمک و تقویت مواضع رسولانه به پیامبر – ص – میدهد .

در پاراگراف 2 می فرماید : یهودیان در خلاف جهت تعالیمشان درگیری­هائی داشته و دارند و خواهند داشت که بالاخره به شکست کامل و اضمحلالشان منجر خواهد شد .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای پیامبر ! همه جور به تو کمک کرده ایم ، این قرآنی که تو رابه آن مجهزکرده ایم یکی ازمصادیق بارز کمکهای ما است ولی به خاطرداشته باش که این قرآن شرط لازم هدایت است نه شرط کافی . و ای کافران! چرا نگاه خود را به زندگی خراب می کنید و بجای اینکه به راه این رسول واین قرآن بیائید ، چیزی را طلب میکنید که به ضررتان است؟ و ای پیامبر ! قوانین ماراجع به هلاکت جوامع وچگونگی بدست آوردن خواسته های دنیوی واخروی اینهاست .

در این پاراگراف  تذکرات همه جانبه­ای به پیامبر (ص) و مسلمانان میدهد و می فرماید برای اینکه بتوانیدحضورموثری درجهت ارتقای خویش وسایرین داشته باشید لازم است این صفات را احرازکنید .

3 - سوالات

1 – از مطالب این پاراگراف چه «حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها» میتوان زد؟

2 - حالت کلی این پاراگراف چگونه است؟ (ارشادی عمومی؟یا...؟)

3 – این پاراگراف از لحاظ محتوا به چند قطعه مشخص قابل تقطیع است؟

4 -  در آیه 22 ، آن خطاب سنگینِ «با خداوند چیز دیگری را به خدائی مگیر» (آنهم خطاب به پیامبر!) چه توضیحی می طلبد؟

5– آیه 25 از لحاظ کلیدهای تفسیری چه موقعیتی دارد؟

6– آیه 27 چطور؟

 7– و آیه 30؟

8 – در داخل آیه 33 جمله «و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا» چطور؟

9 – در آیه 37 جمله «انک لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا» چطور؟

10– آیه 38 چه؟

 11– آیه 39 چطور؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیات 22 تا 39 فهمیده میشود اردوگاه ایمان مقارن نزول این آیات به حدی از رشد عمقی و گسترش رسیده بود که نیاز به چیزی شبیه قانون اساسی و قانون مدنی داشت.

5 - پیشگوئی های تحقق یافته

آیات 22 تا 39 حاوی نوعی از قانون اساسی و قانون مدنی است و در ذات خود پیام استقرار و ماندن و ماندگاری دارد و پیشگوئی مهمی است که محقق هم شده است .

6 - کلید های تفسیری

تقطیع : این پاراگراف بطور واضح به این قطعات قابل تفکیک است :

آیه 22 ، آیات 23 تا 25 ، آیات 26 تا 30 ، آیات 31 تا 35 ، آیات 36 تا 39

پرانتزها : در قطعه آیات 23 تا 25، دو آیه 24 و 25 فرع بر آیه 23 است .

و در قطعه آیات 26 تا 30 آیه 27 و 30 پرانتزی است

در قطعه آیات 31 تا 35 ، جمله «ومن قتل ....منصورا» پرانتزی است .

در قطعه آیات36 تا 39 ، جمله «انک لن تخرق ....طولا» پرانتزی است ، همچنین خود آیه 38 .

تغییر مخاطب (التفات) : البته خودتان متوجه هستید که در ابتدای هر قطعه التفاتِ وقوع یافته را هم باید در نظر بگیرید .

پرانتز در پرانتز : آیات 31 تا 35 بدون این که فرع بر آیه­ای باشند پرانتزی هستند ، دلیلش هم این که اگر چشم خویش را بر آنها ببندیم و انتهای آیه 30 را به ابتدای آیه 36 وصل کنیم می­بینیم روال سخن صاف و یکدست خواهد بود در حالی که اگر آنها را اصلی بدانیم روال سخن دست انداز دارد بطوری که در ابتدا در آیات زیادی به شخص پیامبر(ص) تذکراتی می­دهد، آن گاه گوئی که روی سخن را برمی­گرداند و متوجه مردم می­شود و تذکراتی به آنها می­دهد، و سپس دوباره به روال قبلی برمی­گردد.

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

لاَّ تَجْعَل مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولاً ﴿22﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : (آموزش پیامبر) : اطاعت بی چون و چرایت فقط مخصوص خداوند باشد.

2

وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا ﴿23﴾ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ﴿24﴾ رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا ﴿25﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : (آموزش مردم): به والدین خویش بسیار اهمیت دهید.

 

3

 وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ﴿26﴾ إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿27﴾ وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا ﴿28﴾ وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا ﴿29﴾ إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا ﴿30﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : (آموزش به مردم) : به انفاق و دستگیری از دیگران اهمیت دهید، ولی زیاده روی مکنید.

4

وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِيرًا ﴿31﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : (آموزش به مردم) : رازق واقعی خداست، به زندگی فرزندان خویش اهمیت دهید.

5

وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِيلاً ﴿32﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : (آموزش به مردم) : به پاکی آمیزش جنسی خیلی اهمیت دهید.

6

وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا ﴿33﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : (آموزش به مردم) : به جان انسانها بسیار اهمیت دهید.

7

وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً ﴿34﴾ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ﴿35﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : (آموزش به مردم) : به حق دیگران بسیار اهمیت دهید.

8

 وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً ﴿36﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : (آموزش به مردم) : به حق دیگران بسیار اهمیت دهید.

9

وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً ﴿37﴾ كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيٍّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا ﴿38﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : (آموزش به مردم) : مغرور و خود را مرکزعالَم بین مباشید.

10

ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا ﴿39﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! چنین با وحی در همه جوانب به خودت و پیروانت کمک میکنیم که در دنیا و آخرت به سعادت برسید.

7 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه های 23 و 24 به سبب کثرت نقل آنها در منابر و کتب، ونیز در خوشنویسی و کاشیکاری ها، از جمله آیات برجسته قرآنی اند.

8 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

آیه 36 از لحاظ نوع و مکانیزم احراز مسئولیت، چیزی است که حتی برای ما قرن بیست و یکمی ها نیز شناهته شده نیست، چه رسد به مخاطبان اولیه!

9 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

 تشريع مقررات اساسيِ اخلاقي – احکامي برای جامعه ایمانی نوپای در حال رشد .

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

اساسی­ترین قوانین

در این سوره اولین «احکام» بیان شده است.

ظاهراً مجتمع مسلمین در مقطع نزول این سوره به حدی از رشد و بلوغ رسیده که دیگر شایسته «وضع مقررات» شده است.

البته قبلاً در سوره­های معارج و مؤمنون نوعی «چک لیست» دیدیم، اما آنها جنبه اخلاقی و ارشادی داشتند و «برای عموم» نبودند بلکه الگوهای ارائه شده­ای بودند تا کسانی که استعداد و تمایل بیشتری برای رشد دارند، خود را از روی آنها بسازند.

اما آیات این پاراگراف کاملاً فرق می­کند و «برای عموم» است و چون ساده و عام است می­توان آنها را «قانون اساسی مجتمع اسلامی» خواند و البته چون فقرات آن واضح و بی­ابهام است شرح چندانی نمی­طلبد.

فقط می­توان گفت که حتی هر خوانند کم دقتی هم می­فهمد که چیزهائی در آن هست که از نظر قانون­گذار «مهمترین» است و چیزهائی هم هست که «بسیار مهم» است و چیزهائی هم هست که «مهم» است. مثلاً:

مهمترین­ها: 1- توحید با سه بار تأکید (در آیه­های 22 و 23 و 39)، 2- رعایت والدین با دو بار تأکید (در آیه­های 23 و 24)، 3- رعایت ضعفا با چند بار تأکید (در آیه­های 26 و 28 و 34)

بسیار مهم­ها: 1- اعتدال و میانه­روی (آیه­های 26 و 27 و 29)، 2- اخلاص (آیه 25)، 3- توکل (آیه 31)، 4- رعایت حقوق دیگران (آیه 35)

مهم­ها: 1- دوری از زنا (آیه 32)، 2- دوری از قتل (آیه 33)، 3- دوری از پیگیری چیزی که علمش را نداری (آیه 36)، 4- دوری از خودپسندی (آیه 37) ضمناً باید راجع به آنجاهائی که پیامبر(ص) مورد عتاب ( یا هشدار خیلی شدید) قرار گرفته ، (آیه 22 و 39) به توضیحی که درسوره عبس عرض کرده ایم توجه کنید .

برخی دریافت های کوتاه و مستقیم

1 – در «ذوی القربی» ، الف و لام ، الف لام جنس است نه معرفه ، دلیلش هم این است که پاراگراف در موضع «قانونگزاری» است .

2 – منظور از «رحمة من ربک» پول و مال است نه معنویات و دلیلش هم خود متن است که نشان میدهد سوژه مورد نظر در بن بست گیر کرده و هم میخواهد کمک کند و هم نمیتواند .

3 - «لا تقتلوا اولادکم» به تفسیری که معطوف به مخاطبان امروز باشد شاید بتواند به منع سقط جنین در اثر تنگدستی تفسیر شود ، اما ، چون اولین مخاطب های قرآن مسلمانان آن روزها بوده اند ، بارِ تاریخی و جامعه شناسی دارد و لازم است تحقیقی شود و فهمیده شود که در آن روزها اوضاع از چه قرار بوده که این آیه نازل شده؟

4 – موضوعِ «سلطانا» چند سال بعد در سوره بقره ، آیه قصاص ، معنی شده است .

5 - «لایسرف فی القتل» نیز همینطور (زیرا آن روزها اینطور بود که اگر کسی کسی را میکشت ، قبیله مقتول برای خونخواهی به جنگ قبیله قاتل میرفت و در این راه از هر دو طرف کسانی کشته و مجروح واموالی به تاراج میرفت و آیه میخواهد بگوید زیاده روی نکنید)

6 – آیه 36 بسته به اینکه در چه حوزه ای مورد عمل باشد موارد بسیار گسترده ای دارد (مثلا دانشگاه ها ، سیستم قضائی ، حوزه اخلاق ، و . . ) اما چون در این پاراگراف در موضوع قوانین مطرح شده ، و خطابش هم مفرد است ، به روسای جوامع و حین تصمیم گیری مربوط میشود و معنی اش هم این است که در اخذ تصمیمات بدون علم و شتابزده عمل نکنید و تصمیمات تان فقط عالمانه و عاقلانه باشد .

7 – آیه 39 (که تکراری به نظر میرسد) از باب تاکید است .

چرا برخی آیات خطاب به جمع و برخی خطاب به شخص مفرد است؟

از آیات همین پاراگراف معلوم میشود برخی از اموری که بعدا صراحتا گناه قلمداد شد و ممنوع گردید ، در هنگام نزول این آیات شایع بوده و هنوز زود بود که شارع مقدس به آنها بطور سفت و سخت بپردازد .

اینها مواردی است که به صیغه جمع ذکر شده ،

اما ، در همین زمان مواردی هم وجود داشته که فقط در سطح نخبگان و سردمداران مورد ابتلاء بوده ، و گرچه اهمیت آنها چه بسا از اهمیت موارد نوع اول (از لحاظ تاثیرگذاری روی زندگی و جریان امور) بیشتر هم بوده ، اما مرتکبین آنها ، به علت اشتغال به مناصب بالاتر ، از لحاظ تعداد ، کمتر از بقیه بوده و میباشند (و در قوم و قبیله خویش به نسبت بقیه تک حساب میشوند) خطاب های مفرد مربوط به اینها است .

جمع بندی و تفسیر

همراه خداوند خداوندِ ديگري قرار مده که سرزنش شده رانده شده خواهي نشست (22) [ای پیامبر و ای پیروان او] پروردگارت چنين مقرر کرد که کسي جز او را عبادت نکنيد و با والدين نيکي کنيد. اگر يکي از آنها يا هر دو، در نزد تو به سن بالا رسيدند مبادا به آنها حتي«اَه» هم بگويي و آنها را براني بلکه با آنها سخني محترمانه بگو (23) و در برابر آنها بامهرباني فروتني کن و بگو پروردگارا با آنها مهربان باش، همانگونه که آنها هنگام پرورش من (مهربان) بودند (24) {پروردگارتان به آنچه در دلهايتان ميگذرد داناتر است اگر صالح باشيد . خداوند در مورد توبه كاران آمرزشگر است}](25) [ای پیامبر] و حق خويشاوند، و بيچاره ، و در راه مانده را بده ، اما ريخت و پاش بيجا مکن (26) {كه ريخت و پاش کنندگان از برادران شياطين هستند و شيطان نسبت به پروردگارش ناسپاس است}(27) و اگر از آنها براي بدست آوردن رحمتي از جانب پروردگارت که اميدش را داري روي برميگرداني ، پس به آنها سخني نرم بگو (28) و نه دستت را به گردنت زنجير کن و نه آن را بطور کامل باز کن که سرزنش شده درمانده بنشيني (29) {البته پروردگارت روزي را براي کسي که بخواهد گشاده و تنگ ميگيرد که همو نسبت به بندگانش آگاه بيناست}](30)  [ ای پیروان پیامبر] و اولادتان را از نگراني تنگدستي مکشيد. مائيم که هم به شما و هم به آنها روزي ميدهيم . {البته قتل آنها خطائي بزرگ است}(31)  و به زنا نزديک هم نشويد زيرا که عمل زشتي است و راه بديست (32) و کسي را که خداوند (كشتنش را) حرام كرده مکشيد مگر بر اساس حق {و اگر کسي به ظلم کشته شود براي وليّ او حقي قرار داديم که البته او هم نبايد در (قصاص) قتل اسراف کند و ياري ميشود}(33) و به مال يتيم جز به شيوه اي كه نيكو تر است نزديک مشويد. تا اينکه به رشدش برسد . و به عهد وفا کنيد زيرا که از عهد پرسش ميشود (34) و پيمانه را هنگام پيمانه کردن تمام بدهيد و با ترازوي صحيح وزن کنيد. {كه اين، هم بهتر و هم نيك فرجام تر است}(35) [ای پیامبر] و از آنچه علمش را نداري پيروي مکن که گوش و چشم و دل همه شان مورد سئوال واقع ميشوند (36) و در زمين خرامان راه مرو {که نه ميتواني زمين را بشکافي و نه به بلندي کوهها ميرسي}(37) {بديهاي همه اينها نزد پروردگارت ناپسند است}(38) اينها چيزهائي بود که پروردگارت از حکمت ها به تو وحي کرد و همراه خداوند خدائي (ديگر) قرار مده که در جهنم افکنده شوي در حاليکه سرزنش شده رانده شده باشي(39)

 

 

اسراء5     آیات40تا60

أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُم بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلآئِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِيمًا ﴿40﴾ وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا ﴿41﴾ قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً ﴿42﴾ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا ﴿43﴾ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴿44﴾ وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا ﴿45﴾ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا ﴿46﴾ نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُورًا ﴿47﴾ انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلاً ﴿48﴾ وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا ﴿49﴾ قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا ﴿50﴾ أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا ﴿51﴾ يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿52﴾ وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا ﴿53﴾ رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً ﴿54﴾ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ﴿55﴾ قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً ﴿56﴾ أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿57﴾ وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ﴿58﴾ وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا ﴿59﴾ وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَانًا كَبِيرًا ﴿60﴾

 

ای مشرگان! آيا می پندارید پروردگارتان شما را برخويش ترجيح داده و به شما پسر داده و ملائکه را دختران خويش برگرفته؟ البته شما کافران قائل به قول باطل بزرگی ميباشيد (40) و البته در اين قرآن دلائل و مثال ها را به وفور قرار دادیم تا پند گيرید اما در مورد شما جز جز دوري تان نیفزوده (41)  ای پیامبر! بگو اگر چنانکه ميگوئيد همراه با او خداياني ديگر هم باشند در اينصورت آن باصطلاح خدا ها سعی میکردند بسوي خدای واقعی و پر قدرت راهي بجویند (42) خداوند پاک و منزه و بسيار برتر وبالاتر است از آنچه ميگويند (43) آسمانهاي هفتگانه و زمين و هر که در آنهاست برايش تسبيح ميگويند و هيچ چيز نيست مگر اينکه به ستايشش تسبيح گو است وليکن شما تسبيح آنها را درنمي يابيد . و او البته حليم آمرزگار است (44) و هنگامي که قرآن ميخواني بين تو و بين آنانکه به آخرت ايمان ندارند حجابي پوشنده قرار مي گیردد (45) که بر دلهاشان پرده ميشود و آنرا نفهمند و در گوشهايشان سنگيني بوجود می آید و اگر پروردگارت در قرآن بطور تکي ذکر شود با نفرت روي پاشنه هایشان ميچرخند (46) ما ميدانيم که آنها وقتي که دارند سخن تو را گوش ميدهند به چه چيزي گوش ميدهند و نيز هنگاميکه راز ميگويند چه ها میگویند ، و نیز میدانیم هنگامي که ظالمان ميگويند شما داريد مردي جادو زده را پيروي ميکنيد (47) ببين چگونه برايت مثل ها ميزنند و گمراه شده اند و نميتوانند به راه بيايند (48) و ميگويند آيا هنگامي که استخوان شديم و پوسيديم آيا دوباره در آفرينشي جديد برانگيخته ميشويم؟ (49) بگو بله ، حتي اگر سنگ يا آهن باشيد (50) يا چیزی که در نظرتان بزرگتر باشد و بزودي خواهند گفت چه کسي ما را برميگرداند؟ بگو کسي که دفعه اول آفريدتان . پس سرهاشان را بسويت برميگردانند و ميگويند چه وقت؟ بگو شايد نزديک باشد (51) همان روزي که بخواندتان و شما ستايشگرانه اجابتش کنيد و گمان کنيد که جز اندکي در برزخ  مکث نکرده ايد (52) ای پیامبر! به بندگانم بگو آنچه را که بهتر است بگویند ، زیرا که شیطان بین آنها را بهم میزند ، چونکه شیطان نسبت به انسان دشمنی آشکار است (53) پروردگارتان به حال شما داناتر است ، اگر خواهد بر شما رحمت گیرد و اگر خواهد عذاب تان کند و ای پیامبر! با آنها مدارا کن ، که تو را به سرپرستی شان نفرستاده ایم (54) و پروردگارت به حال همه کسانی که در آسمانها و زمین هستند دانا تر است ، و ما البته برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری داده ایم و به داود نیز زبوری دادیم (55) وبه مخالفانت نیز بگو هرکس را که غیر از خداوند  به نظرتان میرسد ، به دعا بخوانید ، خواهید دید که نه ناراحتی تان را برطرف میکنند و نه تحولی در اوضاع شما به وجود می آورند (56) ای پیامبر! کسانی که مخالفانت به دعا میخوانند ، خودشان وسیله ای میجویند که بسوی پروردگارشان راهی بیابند ، که در نزدش نزدیکتر گردند و رحمتش را امید دارند و از عذابش می هراسند ، زیرا که می باید از عذابش برحذر بود (57) و هيچ شهري نيست مگر اينکه قبل از قيامت هلاک يا به شدت عذابش مي کنيم که اين موضوع در آن کتابِ تقدیرات نوشته شده است (58) و چيزي مانع ما نمیشود که معجزاتي بفرستيم مگر اينکه مردم میدانند که پيشينيان معجزاتی را که برایشان فرستاده شده بود تکذيب کردند و لذا این مردم میدانند معجزه فرستادن چندان فایده ای ندارد ، و با وجود این باز هم معجزه طلب میکنند ، و به قوم ثمود هم آن شتر را به نماياني داديم ، اما به آن ظلم کردند ، و ما معجزات را مگر براي ترساندن کافران نمي فرستيم (59) و ای پیامبر! به یاد آر که به تو گفتيم که پروردگارت به مردم احاطه دارد و آن خوابي که دیده ای و همچنين آن شجره اي که در قرآن لعنت شده را در آن خواب به تو نمایاندیم ، همه آن چیزها را جز فتنه ای براي مردم قرار نداده ايم ، که بر عاقبت خویش بترسند ، اما در این کافران اثری جز طغياني بزرگ نخواهد داشت (60)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! به پیروانت چنین آموزش بده و به مشرکان چنین جواب بده، و بعلاوه به آنان بگو اینطور نیست که خداوند معجزات را به درخواست هر کسی ظاهر کند ، و اگر آنها به این قرآن اهمیت نمی­دهند اشکال از خودشان است و ناراحت مباش .

 

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 که ابتدای ورود به سوره است شرحی از نشان دادن بعضی ازآیات الهی درجهت آموزش و کمک و تقویت مواضع رسولانه به پیامبر – ص – میدهد .

در پاراگراف 2 می فرماید : یهودیان در خلاف جهت تعالیمشان درگیری­هائی داشته و دارند و خواهند داشت که بالاخره به شکست کامل و اضمحلالشان منجر خواهد شد .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای پیامبر ! همه جور به تو کمک کرده ایم ، این قرآنی که تو رابه آن مجهزکرده ایم یکی ازمصادیق بارز کمکهای ما است ولی به خاطرداشته باش که این قرآن شرط لازم هدایت است نه شرط کافی . و ای کافران! چرا نگاه خود را به زندگی خراب می کنید و بجای اینکه به راه این رسول واین قرآن بیائید ، چیزی را طلب میکنید که به ضررتان است؟ و ای پیامبر ! قوانین ماراجع به هلاکت جوامع وچگونگی بدست آوردن خواسته های دنیوی واخروی اینهاست .

در پاراگراف 4  تذکرات همه جانبه­ای به پیامبر (ص) و مسلمانان میدهد و می فرماید برای اینکه بتوانیدحضورموثری درجهت ارتقای خویش وسایرین داشته باشید لازم است این صفات را احرازکنید .

در این پاراگراف می فرماید : نظام فکری شرک نامعقول است و ای کافران ! ازاین لجبازی هادست بکشید و به ایمان به خداوند یگانه که معقول ومنطقی است بگرائید.

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر! به آنها اهمیتی نده ، اشکال از خودشان است  و اینطورنیست که تو یا این قرآن ، «هرکسی» را بتوانید هدایت کنید و موضوع قیامت هرچه باشد موضوع سنگینی است وتونباید انتظارداشته باشی فورا آن راجذب کنند . باید حوصله کنی ، بایدگفتگوکنی ، و به پیروانت بگو به مسلمانی خویش مغرورنشوند ، وبه مشرکان هم بگو «خدایان» تان نمیتوانندمشکلی را از شما حل کنند . و بر مدت عمر جوامع بشری و ارائه معجزات الهی، قوانینی حاکم است و از رفتاراین کافران ناراحت نباش . به عکس تصوراتشان ، نه تنها نباید چندان ازاوضاع خویش مطمئن باشند ، بلکه شایسته اســــت در باره موضوع آن خوابی که دیده ای خیلی هم برخویش نگران باشند

 

3 - سوالات

1 – موضوع «عمد و اصرار لجبازانه» در کدام محل این پاراگراف به وضوح پیداست؟

2 - مکانیزم عملی « وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » (آیه44 ) به چه صورت است؟

3 – در آیه 45 چرا بجای «مستورا» نفرموده «ساترا» ؟

4 - «قالوا» (آیه49) چه نوع است؟ (ایرادگیری؟ پرخاشگری؟ یا...؟)

5 - چه سابقه ای از موضوع « وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ  قَلِيلاً ﴿52﴾» درسوره های قبل دارید؟

6 – منظور از «ینغضون» (آیه51) چیست؟

7 - حالت کلی آیه52 چگونه است؟ (خوشحالی؟ امیددادن؟ یا....؟)

8 – چرا به جای «تستجیبون» (آیه52) نفرموده «تجیبون»؟

9 – منظور از «لبث» (آیه52) چیست؟ (وجود داشتن مایه اصلی ، علیرغم تغییر شکل بدن؟ یا...)

10 – منظور از «عباد» (آیه53) چیست؟ (مردم؟ کافران؟ مسلمانان؟ یا...؟)

11 – منظور از « يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » (آیه53) چیست؟ (طرز سخن گفتنی که مایلید با خودتان آنطورگفته شود؟ یا...؟)

12 - ضمیر«کم» (آیه54) خطاب به کیست؟ (مسلمانان؟یا...؟)

13 – منظور از « وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا » (آیه55 ) چیست؟

14– با توجه به آیه60 ، پیامبر(ص) چه خوابی دیده بودند؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه های 45 تا 48 فهمیده میشود که کسانی که به آخرت ایمان ندارند نمیتوانند با مطالب قرآن ارتباط برقرار کنند و از دعوت به توحید نفرت میکنند و در باره آنحضرت این تلقی را دارند که او جادوزده است .

1- از آیه 58 با توجه به درس و درب چنین فهمیده می­شود که کافران معاصر پیامبر اکرم (ص) تصور می­کردند چون مجاور مکه و کعبه هستند تقربی نزد خداوند دارند که مورد عذاب قرار نمی­گیرند که آیه مذکور توهم بیجایشان را اصلاح نموده است.

2- کفار معاصر پیامبر(ص) خیلی پر مدعا و از خود راضی بودند و دائماً «معجزه»  می­خواستند و گویا این همه کلام گهربار را که تاکنون نازل شده بود ، چندان معجزه حساب نمیکردند .

البته همین نکته ، آن قول مشهور را که می­گوید «اعراب معاصر رسول اکرم(ص) سخن­شناس بودند» را به شدت زیر سؤال می­برد .

از آیه 60 فهمیده میشود آنحضرت خوابی دیده بود که مایه نگرانیش شده بود و مفهوم است که نگرانی آنحضرت می باید به موضوع رسالتش مربوط بوده باشد .

5 - زاویه با تفاسیر رایج

1 - در آیه 45 ظاهرا صفت حجاب مذکور بجای اینکه «ساتر» باشد «مستور» ذکر شده و در المیزان برای توجیه موضوع مطالبی چه از قول خویش و چه بصورت نقل قول از دیگران – که برخی از آنها را ردّ نموده – ذکر نموده که مفصل است و ما در اینجا نمیخواهیم وارد آن بشویم .

اما چیزی که به ما مربوط میشود کلید های تفسیری خودمان است و با آنها میتوانیم به روشنی موضوع را توضیح دهیم که این است :

در بین دو کلمه حجاب و مستور موضوع کلیدِ تفسیریِ «واگذاری به مخاطب» اتفاق افتاده ، که شرحش را در باب کلید های تفسیر قرآن در مقدمه جلد اول تفسیر سخن نو ببینید و خلاصه اش این است که مخاطب قرآن (در درجه اول رسول خدا – ص – و در درجه دوم ماها) با ذهن خویش چیزهائی  را که خداوند – به منظور تحریک ذهن ما – نگفته اینطور پر میکنیم : [ی که بوسیله افکار باطل و افعال انحرافی پیداکرده اند  سبب میشود از درک حقایق قرآنی]

یعنی متن اینطور میشود : . . . حجابی که بوسیله افکار باطل و افعال انحرافی پیدا کرده اند سبب میشود از درک حقایق قرآنی مستور . . .

2 - حالت کلی قطعه حاوی آیات 58 تا 60 دلداری دادن به آنحضرت است ، بطوریکه در آیه 58 میگوید این مخالفانت هم اگر مانند امم سابق از حد بگذرانند به همان عاقبت دچار میشوند و لذا خیالت راحت باشد ، و در آیه 59 میگوید ما عاجز نیستیم که آرزویت را برآورده کنیم و معجزه ای بدستت ظاهر کنیم اما بی فایده است ، و در آیه 60 هم می فرماید موضوع آن رویایت هم نگرانت نکند ، فتنه ای است که خودمان صلاح میدانیم که پیش بیاید تا معلوم شود ارزش واقعی هرکس چقدر است .

اگر با این دید این قطعه را باز خوانی کنید می بینید که همه فقرات آن مفهوم است و آن مطالب پر طول و تفصیلی که مفسران ارجمند فرموده اند همه اش زائد و بلکه اکثرا بی وجه است .

 

6 کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

آیه 41 بدون این که فرع بر آیه­ای باشد پرانتزی است، دلیلش هم این که اگر چشم­ خویش را بر آن ببندیم و انتهای آیه 40 را به ابتدای آیه 44 وصل کنیم می­بینیم روال سخن صاف و یکدست می­شود. آیه­های 43 و 44 فرع بر آیه 42 می­باشند .

آیه 57 فرع بر آیه 56 و دو آیه 54 و 55 بدون این که فرع بر آیه­ای باشند پرانتزی هستند ، دلیلش هم همان است که فوق عرض شد .

به دو دلیل آیه 60 نیز پرانتزی است بدون این که فرع بر آیه­ای باشد:

اولاً به همان دلیل معروف که فوقا عرض شد ،

ثانیاً به این دلیل که این آیه «آنلاین» است در حالی که دو آیه دیگر «اعلامیه­ای» است (برای فهم بهتر این موضوع ، به کلیدهای تفسیر قرآن – مقدمه دوم در جلد 1 تفسیر «سخن نو» مراجعه کنید)

آیه 59 که یک مثال برای مدلول آیه 58 است فرع بر آن است .

« كَمَا يَقُولُونَ » (آیه42) پرانتزی است .

کل آیه 60 «پرانتزی» است ، اما در داخل خود آن نیز چند مورد پرانتز هست که در واقع پرانتـــــز در پرانتز است که به سهولت تشخیص داده میشود .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُم بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلآئِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِيمًا ﴿40﴾ وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا ﴿41﴾ قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً ﴿42﴾ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا ﴿43﴾ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴿44﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! اینگونه (به کمک وحی) جوابشان را بده.

2

وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا ﴿45﴾ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا ﴿46﴾ نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُورًا ﴿47﴾ انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلاً ﴿48﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! به مخالفانت زیاد اهمیت مده و مگذار ذهنت مشغول آنها گردد و خیالت راحت باشد که ما مواظب شان هستیم.

 

3

 وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا ﴿49﴾ قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا ﴿50﴾ أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا ﴿51﴾ يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿52﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر!چندان به ایراداتِ از سرِ بهانه گیریِ اینان اهمیت مده.

4

وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا ﴿53﴾ رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً ﴿54﴾ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ﴿55﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! بیشتر به ساخته شدن پیروانت اهمیت ده، ولی زیاد روی مکن.

5

قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً ﴿56﴾ أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿57﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! در مورد غیرِ پیروانت، نامعقول بودن عقیده شان یادآوری کن.

6

 وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ﴿58﴾ وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا ﴿59﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای مردم! در راه مخالفت با این رسول از حد نگذرانید، که نابود شوید.

7

وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَانًا كَبِيرًا ﴿60﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! راجع به موضوع رسالتت دلقرص باش، خداوند بر آن ناظر است.

7 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه44 چنین موقعیتی دارد و در منابر و کتب اخلاقی و اعتقادی زیاد مورد استشهاد قرار میگیرد و تابلوهای خوشنویسی هم کم از آن ساخته نشده است.

8 - آیات مشکل

آیه 41 از لحاظ اختلاف زیاد مفسران در باره اینکه «چه چیزی» در این قرآن تصریف شده، از آیات مشکل قرآنی است، اما نه برای ما که به درس و درب ها مجهزیم، و توضیحش را چنانکه ذیلا می بینید بر همان اساس داده ایم.

9 - کدام مطالب این پاراگراف «بی ربط» به نظر میرسد؟

آیه 41 چنین موقعیتی دارد، علتش هم این است که «پرانتزی» است، دلیلش هم اینکه اگر چشم خویش را برآن ببندیم و قبل و بعدش را وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف و یکدست و بی سکته است.

همچنین است موقعیت آیه 55 .

10 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

آیه44 از لحاظ اینکه مکانیزم تسبیح همه موجودات اعم از انسان و حیوان و جماد و جن و ملک وغیره را کسی نمیداند فوق ذهنیات بشر قرن بیست و یکمی نیز هست، چه رسد به مخاطب بیجاره اولیه.

11 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

12 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

ارشادِ آنحضرت که به پیروانش چنین آموزش بدهد و به مشرکان چنین جواب بدهد

 و در عین حال به ایشان دلداری دهد که حوصله کن و اوضاع تغییر میکند .

13 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیات 40 و 43 و 54 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

آیه 57

أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿57﴾

أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ : در اینجا ، منظور معبودان شِرک است و منظور کلیِ آیه این است که خودِ معبودان شما دنبال این هستند که در نزد خداوند جایگاه بهتری بیابند و . .

باید بدانیم که عرب 1400 سال قبل که بت هایی را می پرستید در حقیقت خود آن مجسمه یا سنگ یا چه و چه را نمی پرستید بلکه آنها را «نماد»هایی از فرشتگان یا اشخاص بلند پایه ای حساب میکردند و در حقیقت آن فرشتگان یا اشخاص بلندپایه را می پرستیدند.

آیه فوق میگوید بدانید خودِ آن فرشتگان و اشخاص بلندپایه (برعکس شما) خداوند را می پرستند.

چه چیز در قرآن چرخانده شده؟

بر آن اساس درس سوره و درب این پاراگراف میگوئیم آنچه که در قرآن دائما چرخانده شده، اولا برحسب خود متن آیه 41 مطالبی است که قابل «پندگیری» است، و ثانیا در مورد این پاراگراف خاص، محور هایی است که پیامبر می باید حول آنها مطالبی را به پیروان خویش آموزش بدهد و به مشرکان جواب هایی بدهد، و مثلا چنانکه در همین پاراگراف آمده، به آنان بگوید که اینطور نیست که خداوند معجزات را به درخواست هر کسی ظاهر کند ، و اگر آنها به این قرآن اهمیت نمی­دهند اشکال از خودشان است و. . .

فعل خداوند قانونمند است

در آیات فوق خداوند بی­بهره ماندن آنان را به ذات مقدس خویش نسبت داده و ما تا کنون از این طرز سخن گفتن خداوند متعال آن قدر دیده­ایم که توجه داشته باشیم که منظور این است که (مثلاً در مورد آیه 45) بی­اعتقادی به آخرت به آن نتیجه می­رساند.

توصیف رفتار کفار در قبال موضوع آخرت

رفتارکفار در موضوع آخرت چند مولفه دارد :

اولاً  میگویند بعید است (آیه­های 49 و 50)

ثانیاً بعدا میگویند چه کسی این موضوع را سامان می­دهد (آیه 51)

ثالثاً  میگویند تاریخ وقوع آن چه وقت است (آیه 51)

البته همه این موضوعات را قبلاً کراراً در سوره­های قبلی (و بطور متمرکز در سوره­های مرحله سوم) دیده­ایم.

در یافت های مستقیم و کوتاه

1 – منظور از «عباد» در اینجا ، معنی اصطلاحی آن است ، یعنی مومنین ، دلیلش هم متن آیه مربوطه است .

2 – در سوره نجم یک آیه ای بود که میگفت «لاتزکوا انفسکم» یعنی ارزیاب نهائی خداست ، و خودتان را با دیگران مقایسه نکنید که احیانا به این نتیجه برسید که من از فلانی بهترم و . . .

آیه های 53 و 55 را باید در این چهارچوب دید ، و به مسلمانان می فرماید فعلا شب دراز است و در صدد مقایسه خویش با مخالفانتان بر نیائید و به آنان سخن درشت نگوئید ، شما که جای خویش دارید ، حتی در عالم پیامبران نیز بعضی بالاتر از بعضی هستند .

3 – آیه های 53 و 54 بارِ تحقیق در تاریخ اسلام و جامعه شناسیِ آن روزها دارد و جای این سوال است که چرا خداوند این مطالب را فرموده ؟ و مگر چه اتفاقاتی می افتاده که لازم شده خداوند این توجهات و تنبهات رابدهد؟

جمع بندی و تفسیر

آيا پروردگارتان شما را (برخويش) ترجيح داده و به شما پسر داده و ملائکه را دختران خويش برگرفته؟ البته شما (کافران) قائل به قولي عظيم ميباشيد (40) {و البته در اين قرآن [دلائل و مثال ها را] گردانديم تا پند گيرند . اما آنها جز دوري نیفزودند}(41)  بگو اگر چنانکه ميگوئيد همراه با او خداياني ديگر هم باشند در اينصورت آن (باصطلاح خدا) ها بسوي صاحب عرش راهي ميجستند (42) {پاک و منزه و بسيار برتر وبالاتر است از آنچه ميگويند (43) آسمانهاي هفتگانه و زمين و هر که در آنهاست برايش تسبيح ميگويند و هيچ چيز نيست مگر اينکه به ستايشش تسبيح ميگويد وليکن شما تسبيح آنها را درنمي يابيد . او البته حليم آمرزگار است}(44) و هنگامي که قرآن ميخواني بين تو و بين آنانکه به آخرت ايمان ندارند حجابي پوشيده قرار ميدهيم (45) و بر دلهاشان پرده ميكشيم تا آنرا نفهمند و در گوشهايشان سنگيني مي نهيم و اگر پروردگارت در قرآن بطور تکي ذکر شود با نفرت روي پاشنه هایشان ميچرخند (46) ما ميدانيم که آنها وقتي که دارند سخن تو را گوش ميدهند به چه چيزي گوش ميدهند و نيز هنگاميکه راز ميگويند (چه هامیگویند) ، (نیز میدانیم) هنگامي که ظالمان ميگويند شما داريد مردي جادو زده را پيروي ميکنيد (47) ببين چگونه برايت مثل هائي ميزنند و گمراه شدند و نميتوانند به راه بيايند (48) و ميگويند آيا هنگامي که استخوان شديم و پوسيديم آيا دوباره در آفرينشي جديد برانگيخته ميشويم؟(49) بگو (بله) حتي اگر سنگ يا آهن باشيد (50) يا چیزی که در نظرتان بزرگتر باشد و بزودي خواهند گفت چه کسي ما را برميگرداند؟ بگو کسي که دفعه اول آفريدتان . پس سرهاشان را بسويت برميگردانند و ميگويند چه وقت؟ بگو شايد نزديک باشد (51) روزي که بخواندتان و شما ستايشگرانه اجابتش کنيد و گمان کنيد که جز اندکي (در برزخ ) مکث نکرده ايد (52) و به بندگانم بگو آنچه را که بهتر است بگویند ، زیرا که شیطان بین آنها را بهم میزند ، چونکه شیطان نسبت به انسان دشمنی آشکار است (53) پروردگارتان به حال شما داناتر است ، اگر خواهد بر شما رحمت گیرد و اگر خواهد عذاب تان کند و (ای پیامبر) تو را به سرپرستی شان نفرستادیم (54) و پروردگارت به حال همه کسانی که در آسمانها و زمین هستند دانا تر است ، و ما البته برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری داده ایم و به داود نیز زبوری دادیم (55) (وبه مخالفانت نیز) بگو هرکس را که غیر از خداوند  به نظرتان میرسد ، (به دعا) بخوانید (خواهید دید که) نه ناراحتی تان را برطرف میکنند و نه تحولی در اوضاع شما به وجود می آورند (56) (ای پیامبر) کسانی که ( مخالفات ) به دعا میخوانند ، خودشان وسیله ای میجویند که بسوی پروردگارشان راهی بیابند ، که در نزدش نزدیکتر گردند و رحمتش را امید دارند و از عذابش می هراسند ، زیرا که می باید از عذابش برحذر بود (57) و هيچ شهري نيست مگر اينکه قبل از قيامت هلاکش مي کنيم يا به شدت عذابش مي کنيم {که اين موضوع در آن کتاب نوشته شده است} (58) و چيزي مانع ما نمیشود که معجزاتي بفرستيم مگر اينکه پيشينيان تکذيب کردند و به قوم ثمود آن شتر را به نماياني داديم ، اما به آن ظلم کردند و ما معجزات را مگر براي ترساندن نمي فرستيم (59) {و به یاد آر که به تو گفتيم که پروردگارت به مردم احاطه دارد و آن خوابي را که به تو نمايانديم {و همچنين آن شجره اي که در قرآن لعنت شده را (به تو نمایاندیم)} ، جز آزموني براي مردم قرار نداديم ، {{و آنان را مي ترسانيم اما جز طغياني بزرگ نمي افزايدشان}}(60)

 

 

 

اسراء6    آیات61تا72

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿61﴾ قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلاً ﴿62﴾ قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا ﴿63﴾ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا ﴿64﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلاً ﴿65﴾ رَّبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا ﴿66﴾ وَإِذَا مَسَّكُمُ الْضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإِنْسَانُ كَفُورًا ﴿67﴾ أَفَأَمِنتُمْ أَن يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِيلاً ﴿68﴾ أَمْ أَمِنتُمْ أَن يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفا مِّنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُم بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا ﴿69﴾ وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً ﴿70﴾ يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ﴿71﴾ وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً ﴿72﴾

 

ای مردم! توجه داشته باشید که آن هنگاميکه به ملائکه گفتيم بر آدم سجده کنيد ، همه سجده کردند غير از ابليس که گفت آيا به کسي سجده کنم که از گِل آفريدي؟ (61) اين که به من برتريش دادي ، اگر تا روز قيامت مهلتم دهي تمام فرزندانش را بجز اندکي فريب داده و گمراه خواهم کرد (62) و جواب شنید که برو و هر کس از آنان که پيرويت کرد جزايتان جهنم خواهد بود که جزائي کامل است (63) و هر کس از آنها را که توانستي ، با صوت خويش بلغزان ، و با پيادگان و سوارگانت بر آنان بتاز ، و در اموال و اولاد شريکشان شو ، و وعده شان ده ، و شيطان جز فريب وعده اي نميدهد  (64) تو بر بندگانم تسلطي نخواهي داشت و پروردگار بعنوان كارسازشان کافي است (65) ای مردم! توجه داشته باشید که این پروردگار شماست که کشتيها را در دريا به حرکت درمي آورد تا از فضلش روزی تان را جستجو کنيد که او نسبت به شما مهربان است (66) و هنگامي که بلائي در دريا به شما رسد هر كه را که غير از او ميخوانيد از يادتان ميرود . ولی هنگامي که نجاتتان داد و به زمين برگرداند از او روی ميگردانيد که اکثر انسان ها کفران پيشه اند (67) آيا ايمن شده ايد که گوشه اي از زمين شما را فرو ببرد يا آسمان بر سرتان سنگ ببارد ، و آنگاه كارسازي براي خويش نيابيد؟ (68) يا اينکه ايمن شده ايد که مجددأ شما را به آن دريا برگرداند ، و تند بادي بفرستد و بسبب کفرتان غرقتان کند ، و عليه ما فريادرسي نيابيد؟ (69) و ما البته آدمي زاده را گرامي داشته ، و آنها را در خشکي و دريا حمل کرده ، و از چیزهای خوشایند روزي شان داده ايم ، و آنان را بر بسياري از کساني که آفريده ايم برتریي بزرگ داده ايم (70) و در قیامت که روزي است که هر کس را با نام رهبرش صدا میزنند ، هر کس که کارنامه اش به دست راستش داده شود ، نامه­اش را ميخواند و ذره اي ظلم نمي بيند (71) و هر کس که در اين جهان کور دل باشد ، در آخرت هم کور ، و بلکه گمراه تر خواهد بود (72)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : تبيين موقعيت شيطان در زندگي بشر و يادآوري گوشه هاي ديگري از نعمت هاي عام الهي و تببين اوضاع آخرتي بشر (تا هرکس به فکر خودش بيفتد و صاحب عقل ، خود را همسو کند) و اینکه ای پیامبر! پیامبری خودت را هم در این چارچوب تحلیل کن.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 که ابتدای ورود به سوره است شرحی از نشان دادن بعضی ازآیات الهی درجهت آموزش و کمک و تقویت مواضع رسولانه به پیامبر – ص – میدهد .

در پاراگراف 2 می فرماید : یهودیان در خلاف جهت تعالیمشان درگیری­هائی داشته و دارند و خواهند داشت که بالاخره به شکست کامل و اضمحلالشان منجر خواهد شد .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای پیامبر ! همه جور به تو کمک کرده ایم ، این قرآنی که تو رابه آن مجهزکرده ایم یکی ازمصادیق بارز کمکهای ما است ولی به خاطرداشته باش که این قرآن شرط لازم هدایت است نه شرط کافی . و ای کافران! چرا نگاه خود را به زندگی خراب می کنید و بجای اینکه به راه این رسول واین قرآن بیائید ، چیزی را طلب میکنید که به ضررتان است؟ و ای پیامبر ! قوانین ماراجع به هلاکت جوامع وچگونگی بدست آوردن خواسته های دنیوی واخروی اینهاست .

در پاراگراف 4  تذکرات همه جانبه­ای به پیامبر (ص) و مسلمانان میدهد و می فرماید برای اینکه بتوانیدحضورموثری درجهت ارتقای خویش وسایرین داشته باشید لازم است این صفات را احرازکنید .

درپاراگراف 5 می فرماید : نظام فکری شرک نامعقول است و ای کافران ! ازاین لجبازی هادست بکشید و به ایمان به خداوند یگانه که معقول ومنطقی است بگرائید.

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر! به آنها اهمیتی نده ، اشکال از خودشان است  و اینطورنیست که تو یا این قرآن ، «هرکسی» را بتوانید هدایت کنید و موضوع قیامت هرچه باشد موضوع سنگینی است وتونباید انتظارداشته باشی فورا آن راجذب کنند . باید حوصله کنی ، بایدگفتگوکنی ، و به پیروانت بگو به مسلمانی خویش مغرورنشوند ، وبه مشرکان هم بگو «خدایان» تان نمیتوانندمشکلی را از شما حل کنند . و بر مدت عمر جوامع بشری و ارائه معجزات الهی، قوانینی حاکم است و از رفتاراین کافران ناراحت نباش . به عکس تصوراتشان ، نه تنها نباید چندان ازاوضاع خویش مطمئن باشند ، بلکه شایسته اســــت در باره موضوع آن خوابی که دیده ای خیلی هم برخویش نگران باشند .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر ! مخالفانت فعلا تحت تاثیر شیطان هستند و قلمرو او نیز حوزه ذهنی آنهاست ، قلمرو توهم همان حوزه است ، لذا پایداری کن تا کم کم بقدر ممکن او را عقب برانی .

و نیز می فرماید : ای کافران ! صاحب این نعمت ها را به یاد بیاورید و رسولـــش را تکذیب نکنید بلکه به او بگروید تا به نعمت های بزرگ تر اخروی هم برسید و اینکه شما را برای بزرگی و بزرگواری آفریده ایم ، قدرخود بدانید و رفتاری کنیدکه درخور آن باشد و ای کافران ! اگر قدرنعمت ها را (که درپاراگراف های قبــل ذکرشد) نشناختید معلوم میشود چشم حقیقت بین شما کوراست ، لذا درجهان بعدی وضع بدتری خواهید داشت .

3 - سوالات

1 – با توجه به ترتیب نزول ، دفعه اول است که نام «آدم» را در قرآن می بینیم . اما این نام برای مخاطب های اولیه قرآن آشنا بوده ، چرا خداوند این داستان را مطرح فرموده؟ (برای آشناکردن پیامبر- ص- با انگیزه های مخالفت با او؟ یا.....؟)

2–« وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا » (آیه64 ) با کدام کلید تفسیر مطابقت دارد؟

3– با توجه به آیه64 ، شیطان در چهار جبهه با انسان تماس دارد : صوتش ، پیادگــــان و سوارگانش ، شراکتش در اموال و اولاد ، و وعده دادن . ازاینها معنی شراکت در اموال و اولاد مفهوم است که به ترتیب به معنی کسب مال حرام وتربیت ناسالم اولاد است . از این قرینه استفاده نموده و معنی سه مورد دیگر را بیان کنید .

4 – سه کلمه آخر آیه 65 خطاب به کیست؟

5 – و منظور از آن چیست؟

6 - چرا به جای «اناس» (آیه71) نفرموده «انسان»؟

7 – منظور از «امام» چیست؟ (آیه 72) (به معنی لغوی است؟ یا اصطلاحی ؟)

8 - «اعمی» نسبت به چه کسی و چه وضعیتی ؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

اینکه کشتی در بحر حرکت میکند و شما بوسیله آن لطف پروردگار را جستجو میکنید نشان میدهد مردم آن روزها سواری بر کشتی اعم از مسافرت یا نقل و انتقالِ بار تجاری با آن ، یا هردو ، برایشان عادی بوده است (آیه66) و همین موضوع نظر غالب را راجع به میزان تمدن مردم مکه در آن روزها اصلاح میکند .

5 زاویه با تفاسیر رایج

المیزان در باره آیه 70 سوره اسراء چنین میفرماید :

پس اينكه فرمود:" وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ" مقصود از تكريم اختصاص دادن به عنايت و شرافت دادن به خصوصيتى است كه در ديگران نباشد، و با همين خصوصيت است كه معناى" تكريم" با" تفضيل" فرق پيدا مى‏كند، چون تكريم معنايى است نفسى و در تكريم كارى به غير نيست، بلكه تنها شخص مورد تكريم مورد نظر است كه داراى شرافتى و كرامتى بشود، به خلاف تفضيل كه منظور از آن اين است كه شخص مورد تفضيل از ديگران برترى يابد، در حالى كه او با ديگران در اصل آن عطيه شركت دارد. 

این بود قول المیزان، و ما عرض میکنیم:

بطور واضح ، آیه مذکور در مقام برشماری مولفه های «تکریم» است که یکی سواره بودن، و یکی رزق طیّب ، و یکی هم آن «تفضیل» مذکور است و این نوع سخن گفتن (برشماریِ برخی نعمتها) در قرآن بسیار عادی و آشنا است. 

6 - کلید های تفسیری

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿61﴾ قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلاً ﴿62﴾ قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا ﴿63﴾ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا ﴿64﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلاً ﴿65﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : تبيين موقعيت شيطان در زندگي بشر.

2

 رَّبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا ﴿66﴾ وَإِذَا مَسَّكُمُ الْضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإِنْسَانُ كَفُورًا ﴿67﴾ أَفَأَمِنتُمْ أَن يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِيلاً ﴿68﴾ أَمْ أَمِنتُمْ أَن يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفا مِّنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُم بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا ﴿69﴾ وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً ﴿70﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : يادآوري گوشه هاي ديگري از نعمت هاي عام الهي.

3

يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ﴿71﴾ وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً ﴿72﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : تببين اوضاع آخرتي بشر، تا هرکس به فکر خویش بيفتد و صاحب عقل، خود را همسو کند.

7 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 70 چنین موقعیتی دارد و این اولا از کثرت استفاده اهل منبر و اهل قلم از این آیه دانسته میشود و ثانیا از زیادیِ اقبال هنرمندان (از قبیل خوشنویسان و کاشیکاران) که آیه را در قالب کاشی و معرق در مساجد و زیارتگاه ها در منظر چشمان مشتاق بیینندگان قرار داده اند.

8 - آیات مشکل

آیه 70 چنین تلقیی را در قرآن پژوهان ایجاد کرده و علت آن نیز زیادیِ اختلافاتی است که مفسران در تفسیر این آیه نموده اند، و البته ما که به درس و درب متکی هستیم سختیی در آن نمی بینیم.

9 - کدام مطالب این پاراگراف «بی ربط» به نظر میرسد؟

آیه 70 چنین موقعیتی دارد، علتش هم این است که «پرانتزی» است، دلیلش هم اینکه اگر چشم خویش را برآن ببندیم و قبل و بعدش را وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف و یکدست و بی سکته است.

10 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

آیات 61 تا 64 چنین موقعیتی دارند،

11 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیه 70 با جمله لقد کرمنا بنی آدم یک پیشگوئی فرموده که امروز نمونه های تحققش را در اینهمه سازمان های حقوق بشر و حقوق زنان داریم می بینیم .

 

12 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

در باره آیات این پاراگراف ، حتی امروز نیز ، با توجه به معانی والای آن ، حتی برخی مفسران هم ، درک مقبولی از آن ندارند ، چه رسد به مخاطبان اولیه ! در عین حالیکه کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در این هزار و چند صد سال ، تغییر معنای قابل توجهی نیافته اند !

13 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - ای پیامبر ! مخالفانت فعلا تحت تاثیر شیطان هستند و قلمرو او نیز حوزه ذهنی آنهاست ، قلمرو توهم همان حوزه است ، لذا پایداری کن تا کم کم بقدر ممکن او را عقب برانی .

2 - ای کافران ! صاحب این نعمت ها را به یاد بیاورید و رسولـــش را تکذیب نکنید بلکه به او بگروید تا به نعمت های بزرگ تر اخروی هم برسید و اینکه شما را برای بزرگی و بزرگواری آفریده ایم . و اگر قدرنعمت ها را (که درپاراگراف های قبــل ذکرشد) نشناختید معلوم میشود چشم حقیقت بین شما کوراست ، لذا درجهان بعدی وضع بدتری خواهید داشت .

3 – ای انسانها! قدرخود بدانید و رفتاری کنیدکه درخور آن باشد .

14 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

شیطان- ابلیس

از آیات 61 تا 65 بوضوح این مطالب فهمیده می­شود:

1- ابلیس منحصراً آن شخصی است که در آسمان­ها و همراه ملائکه بود اما شیطان در این جهان است.

2- حوزه عمل ابلیس منحصراً مربوط به آدم بوده ، اما حوزه عمل شیطان­ها کل انسان­هاست .

3- طرز کار ابلیس و شیطان ورود مستقیم فیزیکی در حوزه خصوصی افراد انسانی نیست بلکه طرز کار آن­ها از طریق نفوذ در تصمیمات آنها است.

بعبارت دیگر حوزه فعالیت شیاطین ذهن آدمی است نه جهان فیزیک.

برای مطالعه دقیق­تر ، توجه خواننده محترم را به کتاب «پیدایش انسان، برگزیدگـــی آدم، ماهیت شیطان» در سایت  جلب می­کنیم .

4 – ابلیس که پدر بزرگ شیاطین است موجود کم شعور و ساده لوحی بوده ، چطور ممکن است کسی که حتی یک شعور متوسطی هم داسته باشد با خداوند که لحظه به لحظه اصل وجودش را از او دارد اینقدر بی ادبانه صحبت کند و اینقدر هم نفهم باشد که این کارهائی را که میگوید چنین و چنان خواهم کرد با نیروی چه کسی خواهد کرد و در محدوده و قلمرو چه کسی؟

به عبارت دیگر ابلیس نیز مانند اکثر انسانها ، «جهان» را مستقل از خداوند می بیند و فکر میکند که میشود بدون نیروی الهی در جهان کاری صورت داد.

ذکر مصادیق افاده حصر نمی­کند

در این پاراگراف به ذکر چند نمونه دیگر از نعمت­های عمومی الهی می­پرازد تا مخاطب را متوجه این معنی کند که این نعمت­هائی که به تداوم آنها عادت کرده و از فرط عادت متوجه اصل آنها نیست، چقدر در زندگی او مهم است و اگر نبود  زندگی و تمدن بشری به این پایه از رشد و تکامل نمی­رسید تا بشر متوجه و متنبه شود و یاد صاحب نعمت بیفتد و به پیامبر(ص) و رسالتش بگرود.

نعمت­های مورد اشاره این پاراگراف، امکان جابجایی در روی کره زمین اعم از خشکی و دریاست که این خاص انسان است .

نعمت دیگر علم مستقیم بیواسطه­ایست که بشر نسبت به خداوند دارد و این علم در هنگام ناراحتی­ها ظاهر می­شود و پس از رفع ناراحتی­ها در اثر سوء اختیارشان به فراموشی سپرده می­گردد.

نعمت دیگر سکون و ثبات حیات در روی زمین است که از اضطرابات شدید و زلزله­های عظیم و طوفان­های قوی و غیره ایمن است و اگر اینطور نبود تمدن بشر نه تنها به این پایه نمی­رسید بلکه اساساً شکل نمی­گرفت.

نعمت دیگر برتریی است که خداوند به انسان داده و او را بر زمین و مواهب آن و موجودات و مخلوقات آن مسلط نموده که می­تواند در آن جاده­ها باز کند و سدها بسازد و کشاورزی کند و حفاری و کشفیات بعمل  آورد و اینها همه مخصوص انسان است و اگر اینها نبود تمدن بشر شکل نمی­گرفت.

اینها و هزاران هزار نعمت دیگر، دست به دست هم داده­اند تا بشر به این حد از رشد و تکامل برسد و همه اینها از خداوند است و بشر از این نعمت­ها بعلت عادت کردن به آنها غافل است و غفلت او موجب غفلت از صاحب نعمت نیز می­شود و با این تذکرات بشر را دعوت به فکر در این نعمت­ها می­کند تا به صاحب نعمت متوجه شود و در نتیجه به پیامبر(ص) و دعوت او گرایش یابد.

تنوع «ذیشعور» ها

مطلب برتری دادن آدمی بر بسیاری از کسانی که خداوند آفریده به حیوانات مربوط نمی­شود زیرا واضح است وگرنه بجای «کسانی» باید می­گفت «چیزهائی» و برتریی که خداوند داده با توجه به کلمه فوق مربوط به موجودات ذیشعور است. از موجودات ذیشعور غیر از انسان، فعلاً فقط جن و ملائکه را می­شناسیم. از کلمه «بسیاری» فهمیده می­شود ذیشعورهای دیگری غیر از ملائکه و جن هم در دستگاه آفرینش خداوندی وجود دارند.

در باره آیه ولقد کرمنا بنی آدم . .

چنانکه گفته ایم این آیه «پرانتزی» است، اما ، در داخل این آیه ، «کرمنا بنی آدم» قسمت اصلی است و سه عنصر بعدی نمونه هایی از این گرامیداشت است .

کور اخرتی یعنی چه؟

«اعمی» در آیه 72 به معنی کنایی آمده و کوری کنایه از «کوری حقایق» است ، وآخرت نسبت به این جهان ، نسبتی مانند این جهان و رحم مادر را دارد ، با این فرق که در رحم مادر چشم هست اما چیزی نیست که چشم روی آن اِعمالِ دیدن کند و در آخرت نیز چنانکه در آیه گفته ، چشمِ حقایق بین را باید در این جهان هر کس با رفتار خویش در وجود خویش ایجاد کند .

برای درک بهتر مطلب مطالعه کتاب کم حجم «سخن نو در اصلاح الگوی حیات اخروی» را در سایت توصیه میکنیم .

این مفهوم در قرآن بسیار تذکر داده شده ، و یکی از مشهور ترین موارد آن در سوره حدید است با این مضمون که می فرماید منافقان در قیامت به مومنان میگویند از نور خویش بما هم بدهید تا بتوانیم ببینیم و جواب می شنوند که به زندگی قبلی خویش برگردید (که البته شدنی نیست) و نوری دست و پا کنید .

جمع بندی و تفسیر

و هنگاميکه به ملائکه گفتيم بر آدم سجده کنيد ، همه سجده کردند غير از ابليس ،که گفت آيا به کسي سجده کنم که از گِل آفريدي اش؟ (61) اين که به من برتريش دادي ، اگر تا روز قيامت مهلتم دهي تمام فرزندانش را بجز اندکي فريب داده و گمراه خواهم کرد (62) گفت برو و هر کس از آنان که پيرويت کرد جزايتان جهنم خواهد بود که جزائي کامل است (63) و هر کس از آنها را که توانستي ، با صوت خويش بلغزان ، و با پيادگان و سوارگانت بر آنان بتاز ، و در اموال و اولاد شريکشان شو ، و وعده شان ده ، {و شيطان جز فريب وعده اي نميدهد}  (64) تو بر بندگانم تسلطي نخواهي داشت و پروردگارت بعنوان كارساز کافي است (65) پروردگار شماست که کشتيها را در دريا به حرکت درمي آورد تا فضلش را جستجو کنيد که او نسبت به شما مهربان است (66) و هنگامي که بلائي در دريا به شما رسد هر كه را غير از او ميخوانيدش از يادتان ميرود . پس هنگامي که نجاتتان داد و به زمين برگرداند رو ميگردانيد و انسان کفران پيشه است (67) آيا ايمن شده ايد که گوشه اي از زمين شما را فرو ببرد يا بر سرتان سنگ ببارد ، و آنگاه كارسازي براي خويش نيابيد؟ (68) يا اينکه ايمن شده ايد که مجددأ شما را به آن (دريا) برگرداند ، و تند بادي بفرستد و بسبب کفرتان غرقتان کند ، و عليه ما فريادرسي نيابيد؟ (69) و ما البته آدمي زاده را گرامي داشته ، و آنها را در خشکي و دريا حمل کرده ، و از پاکيزه ها روزي شان داديم ، و آنان را بر بسياري از کساني که آفريده ايم برتریي داديم (70) روزي که هر کس را با (نام) رهبرشان صدا زنند ، پس هر کس که نامه اش به دست راستش داده شود ، نامه­اش را ميخواند و ذره اي ظلم نمي بينند (71) و هر کس که در اين جهان کور (دل ) باشد ، در آخرت هم کور، و بلکه گمراه تر خواهد بود (72)

 

 

اسراء7    آیات73تا81

وإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ﴿73﴾ وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً ﴿74﴾ إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا ﴿75﴾ وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿76﴾ سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً ﴿77﴾ أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ﴿78﴾ وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا ﴿79﴾ وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا ﴿80﴾ وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿81﴾ وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا ﴿82﴾

 

ای پیامبر! نزديک بود در موردی از آنچه به تو وحي کرده ايم منحرفت کنند تا غیر آن را به ما افترا ببندی و در آنصورت تو را دوست خویش ميگرفتند (73) و اگر تو را ثابت قدم نکرده بوديم نزديک بود کمي بسويشان متمايل شوي (74) در آنصورت تو را حتما به عذابی سخت معذب میکردیم که انگار محنت دو چندان حيات و دو چندان ممات را چشیده باشی ، و در آنصورت هیچ کسی را نمی یافتی که در مقابل ما ياورت باشد (75) و نزديک بود تو را وادار کنند که از مکه بیرون روی، که در حقیقت تو را اخراج کرده باشند، که در آنصورت در اثر عذابی که برآنان نازل میشد پس از تو جز اندکي در آن درنگ نمیکردند (76) چنین است قانون ما و سنت خويش را در مورد ساير پيامبران قبل از تو نیز همين قرار داده ايم که اگر مخالفانشان از حد بگذرانند معذب گردند و در سنت ما هیچ تغييري نخواهي يافت (77) نماز را از زوال آفتاب در نيمروز تا تاريکي شب بپا دار ، و نيز نمازِ صبح را ، که نماز صبح مشهود است (78) و مقداري از شب را به خواندن نافله ای براي خويش بيدار باش چه بسا که پروردگارت برايت مقامي پسنديده برگزيند (79) و بگو پروردگارا مرا با داخل شدني درست به هر كار داخلم کن ، و با خارج شدني درست خارجم کن ، و برايم از جانب خويش دليلي عطا کن که ياريم کند (80) و بگو حق آمد و باطل از ميان خواهد رفت که باطل خودش نابود شدني است (81) و ای پیامبر! بدان که در قسمتی از محتوای قرآن چیزهایی هست که براي مومنان شفاء و رحمت است و براي ظالمان چیزی جز خسارت نمی افزاید (82)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : يکي از بزرگترين کمک هاي الهي به پيامبر(ص) همين قرآن است، و ارائه خطرات راه رسالت به پيامبر(ص) و ارائه توصيه هاي عبادي و رفتاري براي احتراز از آنها نیز از جمله کمک ها است .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 که ابتدای ورود به سوره است شرحی از نشان دادن بعضی ازآیات الهی درجهت آموزش و کمک و تقویت مواضع رسولانه به پیامبر – ص – میدهد .

در پاراگراف 2 می فرماید : یهودیان در خلاف جهت تعالیمشان درگیری­هائی داشته و دارند و خواهند داشت که بالاخره به شکست کامل و اضمحلالشان منجر خواهد شد .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای پیامبر ! همه جور به تو کمک کرده ایم ، این قرآنی که تو رابه آن مجهزکرده ایم یکی ازمصادیق بارز کمکهای ما است ولی به خاطرداشته باش که این قرآن شرط لازم هدایت است نه شرط کافی . و ای کافران! چرا نگاه خود را به زندگی خراب می کنید و بجای اینکه به راه این رسول واین قرآن بیائید ، چیزی را طلب میکنید که به ضررتان است؟ و ای پیامبر ! قوانین ماراجع به هلاکت جوامع وچگونگی بدست آوردن خواسته های دنیوی واخروی اینهاست .

در پاراگراف 4  تذکرات همه جانبه­ای به پیامبر (ص) و مسلمانان میدهد و می فرماید برای اینکه بتوانیدحضورموثری درجهت ارتقای خویش وسایرین داشته باشید لازم است این صفات را احرازکنید .

درپاراگراف 5 می فرماید : نظام فکری شرک نامعقول است و ای کافران ! ازاین لجبازی هادست بکشید و به ایمان به خداوند یگانه که معقول ومنطقی است بگرائید.

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر! به آنها اهمیتی نده ، اشکال از خودشان است  و اینطورنیست که تو یا این قرآن ، «هرکسی» را بتوانید هدایت کنید و موضوع قیامت هرچه باشد موضوع سنگینی است وتونباید انتظارداشته باشی فورا آن راجذب کنند . باید حوصله کنی ، بایدگفتگوکنی ، و به پیروانت بگو به مسلمانی خویش مغرورنشوند ، وبه مشرکان هم بگو «خدایان» تان نمیتوانندمشکلی را از شما حل کنند . و بر مدت عمر جوامع بشری و ارائه معجزات الهی، قوانینی حاکم است و از رفتاراین کافران ناراحت نباش . به عکس تصوراتشان ، نه تنها نباید چندان ازاوضاع خویش مطمئن باشند ، بلکه شایسته اســــت در باره موضوع آن خوابی که دیده ای خیلی هم برخویش نگران باشند .

در پاراگراف 6 می فرماید : ای پیامبر ! مخالفانت فعلا تحت تاثیر شیطان هستند و قلمرو او نیز حوزه ذهنی آنهاست ، قلمرو توهم همان حوزه است ، لذا پایداری کن تا کم کم بقدر ممکن او را عقب برانی .

و نیز می فرماید : ای کافران ! صاحب این نعمت ها را به یاد بیاورید و رسولـــش را تکذیب نکنید بلکه به او بگروید تا به نعمت های بزرگ تر اخروی هم برسید و اینکه شما را برای بزرگی و بزرگواری آفریده ایم ، قدرخود بدانید و رفتاری کنیدکه درخور آن باشد و ای کافران ! اگر قدرنعمت ها را (که درپاراگراف های قبــل ذکرشد) نشناختید معلوم میشود چشم حقیقت بین شما کوراست ، لذا درجهان بعدی وضع بدتری خواهید داشت .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر ! لازم نیست به جهت پیشبرد رسالتت کوچک ترین امتیازی به مخالفانت بدهی . وظیفه توفقط رساندن پیام است ، نگران نتیجه بخشیِ آن مباش ، و بدان که قسمت­هایی از قرآن در عین حال دارای دو اثر متضاد است ، ضمنا برای اینکه قوام شخصیتیِ حداکثری راکه برای این موضوع لازم است ، پیداکنی ، این عبادات راپیشه کن .

3 - سوالات

1 – با توجه به آیه های74 و 76 ، «چه حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها » میتوان زد؟

2 – اگر بخواهیم مطلبی تحت عنوان «فعل خداوند قانونمند است» بنویسیم ذیل کدام آیه مناسب است ؟

3– آیه های 74 و 75 از لحاظ کلید های تفسیر چه وضعی دارند؟

4– در ابتدای آیه 77 موضوع کدام کلید تفسیر اتفاق افتاده؟

5– چرا خداوند با پیامبر خیلی سختگیری می فرموده؟

6- حالت کلی این پاراگراف چگونه است ؟ (هشدار و ارشاد به پیامبر ؟    یا...؟)

7– چه «دریافت های مستقیم»ی از این پاراگراف میتوان نمود؟

8 - مثالی ازخاصیت دوسویه درجهان مادی بزنید .

 9- باتوجه به مثالی که زده اید خاصیت مذکور راتعلیل کنید .

 10- باتوجه به کلمه اول آیه 82 ، چرا ازحالت«مضارع»استفاده فرموده؟

 11 – مرحوم علامه «مِن» را بیانیه گرفته که به وضوح خطا ست ، وجهِ خطائیِ آن را بیان کنید .

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه های 73 تا 76 فهمیده میشود آنحضرت برای پیشبرد موضوع رسالتش ظاهرا می باید سعیی کرده باشد که یک مذاکره نزدیکی با سران فعالان کفر نموده باشد که در جریان آن نزدیک بود آنحضرت قولی به آنان بدهد که نمیتوانست مقبول باشد که آنحضرت متوجه موقعیت خطیر شده و مستنکف شد و آنها هم بکلی از او مایوس شدند و روی اخراج آنحضرت فکر و تمرکز کردند اما در نهایت منصرف شدند.

از آیات 77 تا 81 رژیم عبادتی خاصی به آنحضرت توصیه میشود که اگر در مفاد آن دقت شود ملاحظه خواهد شد که که با موضوع فوق بیربط نیست.

5 زاویه با تفاسیر رایج

 (المیزان) : " وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً". كلمه" من" در" من القرآن" بيانيه است كه موصول" ما" در" ما هُوَ شِفاءٌ" را معنا مى‏كند و معنايش اين است كه ما نازل مى‏كنيم آنچه را كه شفا و رحمت است، و آن قرآن است.

اگر تعبیر فوق صحیح باشد می باید کل قرآن این خاصیت دوگانه را داشته باشد ، در حالیکه چنین نیست ، و قرآن متن داستانی و متن حقوقی هم دارد که خالی از این نوع تاثیر دوگانه میباشند ، و اگر اینطور بود که المیزان فرموده ، چرا خداوند کفار را به تدبر در قرآن دعوت کرده؟ و اگر تمام قرآن دارای تاثیر دوگانه بود خداوند در حقیقت در این دعوت خویش (هزار بار معاذالله) خواسته آنان را گول بزند؟

بله «مِن» در اینجا یعنی «قسمتی از» (یعنی قسمتهایی از قرآن چنان خاصیت دوگانه ای دارند ، نه همه قرآن)

6 - کلید های تفسیری

اصلی-فرعی:

آیه 77 فرع بر آیه 76 است .

آیه های 74 و 75 فرع بر آیه 73 می باشند .

در ابتدای آیه 77 «واگذاری به مخاطب» وقوع یافته .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

وإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ﴿73﴾ وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً ﴿74﴾ إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا ﴿75﴾ وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿76﴾ سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً ﴿77﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ارائه خطرات راه رسالت به پيامبر(ص)

2

أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ﴿78﴾ وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا ﴿79﴾ وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا ﴿80﴾ وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿81﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ارائه توصيه هاي عبادي و رفتاري به آنحضرت براي احتراز از افتادن در چاه کیدِ فعالان کفر نیز از جمله کمک های الاهی است .

3

 وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا ﴿82﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : يکي از بزرگترين کمک هاي الهي به پيامبر(ص) همين قرآن است.

7 - آیات برجسته این پاراگراف

قسمتِ انتهائیِ آیه 77 (و لا تجد لسنتنا تحویلا) ، و نیز آیات دیگر در سوره های دیگر که با آن هم-معنی است، بسیار مورد استفاده وعاظ و فیلسوفان و متکلمان قرار گرفته، و آیه مذکور به این علت جزء آیات برجسته قرآنی میباشد.

همچنین است آیه 79 که بسیار در منابر و کتب اخلاقی و موعظه ای ذکر و شرح میشود.

همچنین است آیه 81 که در رابطه با امام زمان علیه السلام در رابطه با آخرالزمان و ظهور حضرتشان در منابر و نیز در کتب و مقالات مربوط به منجی این آیه ذکر و شرح میشود.

همچنین است آیه 82 که نقش و تاثیری دوگانه برای قرآن معرفی میکند و مورد استقبال وسیع هنرمندان، اعم از خوشنویسان و کاشیکارها و معرق سازان واقع و کارهای هنری مربوطه در تقریبا همه جا به چشم میخورد.

8 - آیات مشکل

آیه 78 از نوع آیات مشکل است، و نوع مشکل بودنِ آن از این قرار است که آیات دیگر با اندک تعمقی که در هر حال در «متن» صورت میگیرد مفهوم میگردد ولی :

1 -  این آیه به اتفاق مفسران، اعم از شیعه و سنی به وسیله روایت تفسیر میشود، روایاتی که طی آنها «قرآن الفجر» به نماز صبح معنی میشود و «مشهود» به دیده شدن توسط ملائکه،

2 - و نیز مشکل بودن آن از این قرار است که آیات قبلی و بعدی آن به سهولت و اندک شرحی مفهوم است، اما این آیه چنان نیست،

3 - و نیز اینکه «فضای سخن» در آیات قبل و بعدِ این آیه «زمین» است ولی فضای سخن در آیه مذمور در آسمان است.

البته آیه مذکور علیرغم اینکه برای عمده مفسران مشکل است، برای ما که از ترتیب نزول و درس و درب برای فهم آیات استفاده میکنیم مشکل نیست و چنانکه ذیلا می بینید بطوری رُند و ردیف توضیحش داده ایم.

9 - پیشگوئی های تحقق یافته

1 - در آیات 73 تا 77 و نهی شدید از هرگونه مداهنه و مماشات با فعالان مخالفان این وعده را تلویحا داده که دستِ بالاتر از آنِ تو است .

2 - در آیات 78 تا 81 نسخه یک رژیم عبادتیِ سنگینی برای آنحضرت پیچیده که معنی آن این است که برای موفقیت (که تلویحا حاوی وعده و پیشگوئی است) باید این کارها را کنی .

3 - در آیه 82 بازهم کلمه قرآن را بکار برده است (که شرحش را قبلا داده ایم)

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - ای پیامبر ! لازم نیست به جهت پیشبرد رسالتت کوچک ترین امتیازی به مخالفانت بدهی . وظیفه توفقط رساندن پیام است ، نگران نتیجه بخشیِ آن مباش ، 2 – ای پیامبر! بدان که قسمت­هایی از قرآن در عین حال دارای دو اثر متضاد است ، 3 – ای پیامبر! برای اینکه قوام شخصیتیِ حداکثری راکه برای این موضوع لازم است، پیداکنی، این عبادات را پیشه کن .

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

لیستفزونک (آیه 76)

«ال» در کلمه «الارض» الف لام عهد است، زیرا نمیتواند الف لام جنس باشد (لذا معنای آن «آن سرزمین» میشود) و چون این سوره مال تقریبا سال ششم بعثت است و هنوز سال های زیادی تا هجرت مانده، به غیر از محل ماموریت ابتدائیِ آنحضرت یعنی مکه نمیخورد.

فرض کنیم معنای یستفزونک را نمیدانیم، از روال سخن فهمیده میشود که یستفزونک می باید مجموعه کارهایی باشد که نتیجه اش این باشد که آنحضرت اخراج شود (لیخرجوک منها) یعنی یک کارهایی کنند که آنحضرت خودش بگذارد و از مکه برود.

تاکنون در سوره های قبلی دیده ایم که به آنحضرت مجنون و شاعر و مفتری و چه و چه میگفتند، لذا، یک محور از فعالیت های فعالان کفر این بوده که «اسم بد» روی آنحضرت بگذارند، و محور دیگر فعالیت شان نیز (چنانکه از آیات سوره های آینده خواهیم دید) این بوده که روی آنحضرت و پیروانش فشار و تضییقات بگذارند تا آنان عطای آن سرزمین را به لقایش ببخشند و آنجا را ترک کنند.

لذا معنای یستفزونک این میشود : وادارت کنند داوطلب ترک مکه شوی.

مشهود و قرآن الفجر (آیه 78)

چنانکه فوقا ذیل تیتر «آیات مشکل» اشاره کرده ایم، آیه 78 که در روال سخنِ سوره غیر عادی و نا همگن به نظر می آید، به نظر این تفسیر عادی و همگن است، به شرحی که در زیر می بینید:

اهل لغت «دلوک» را تیرگی خورشید نزدیک به غروب آن، و «غسق» را سیاهی شب پس از پایان روشنی افق معنا کرده اند. لذا لدلوک الشمس الی غسق اللیل چیزی حدود نیمساعت است که ظرف زمانیِ نمازی است که آنحضرت مامور به اقامه آن برای تقویت روحی خویش شده بود تا بتواند در مقابل امواج سهمگین توطئه های فعالان کفر تاب بیاورد و ماموریت خویش را بطرزی شایسته به انجام برساند.

چنانکه عرض کردیم از دلوک الشمس تا غسق اللیل چیزی حدود نیمساعت است.

به قرینه، قرآن الفجر هم باید چنین چیزی باشد، یعنی باید ظرف زمانی باشد که در آن نیز عبادتی انجام شود.

در سوره های قبلی (البته به ترتیب نزول) نیز تاییدی بر این می بینیم:

مثلا در سوره طور داریم : ومن اللیل و اِدبار النجوم (به عبادت بپرداز) که این ادبار النجوم می باید همان نقشی را داشته باشد که قرآن الفجر در اینجا دارد، و واضح است که ادبار النجوم در سوره طور ظرف زمان است،

همچنین در سوره دهر بازهم همین دو ظرف زمانی عبادت را برای انجام دو وعدهء عبادی می بینیم : بُکره و اصیلا .

یعنی قرآن الفجر تاکیدش به «مشخصات» فجر است از لحاظی که قید زمان است، شبیه به آنچه که بعدها – تقریبا 8 سال بعد - در سوره بقره ، همین ذکر مشخصات فجر، از آن لحاظی که در آنجا و در تعیین مرز زمانیِ جوازِ خوردن و نوشیدن در ماه رمضان مورد نظر بوده، آن را اینطور مشخص نموده که « . . . حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر . . » یعنی در بقره آن مشخصه از فجر که کمک میکند حد انتهائیِ جواز اکل و شُرب شناخته شود، در این آیه هم کلمه «قرآن» مشخصه دیگری را بیان میکند که طی آن، مدتی که این حالت در پدیده فجر برقرار است، شناخته شود.

یعنی به آنحضرت در آن آیه تذکر داده میشود که عبادت خاص شامگاهی خویش را در نیساعتِ «لدلوک الشمس الی غسق اللیل» انجام بدهد و عبادت خاص صبحگاهیش را در «قرآن الفجر» انجام دهد.

البته با توجه به بحث فوق جمله «ان قرآن الفجر کان مشهودا» هم مفهوم میشود و معنی آن این خواهد بود که ظرف زمانیِ «قرآن الفجر» چیزی است که به عیان قابل تشخیص است.

میمانَد معنی عبارت «قرآن الفجر»

چنانکه دیدیم ، پدیده «فجر» مشخصه های مختلفی دارد، یکی از آنها تبیُن خیط الابیض من الخیط الاسود است، و دیگری «قرآن»یت آن.

این دیگر کار اهل لغت است که بیان کنند «قرآن»یت فجر کدامیک از حالات آن است که البته این فقره در تخصص این قلم نیست.

البته سوء تفاهم نشود

ممکن است روایاتی که میگویند قرآن الفجر یعنی نماز صبح ، ممکن است از لحاظ حدیث شناسی صحیح و مقبول هم باشند و مو هم لای درزشان نرود، اما، چه کسی میگوید، و اساسا چه کسی میتواند بگوید، که آن عبارت قرآنی تنها و تنها یک معنی دارد و آنهم همان است که در آن روایت آمده (مثل «بغیر عمد ترونها» که 1400 سال پیش یک طوری فهمیده میشد و امروز بطور بهتری فهمیده میشود)

عتاب پیامبر(ص) و پیامبران

برای فهم آیات 73 تا 75 باید به 10 آیه اول سوره عبس، آیه­های ابتدائی سوره قلم، آیات سوره کافرون، آیات 44 تا 47 سوره حاقه، و پاورقی­هایی که در قسمت­های «شرح مختصر» مربوط عرض شد، توجه نمود.

خلاصه مطلب اینکه کافران و مشرکان از پیامبر انتظار داشتند که از شدت مخالفت خویش با «خدایان» آنها کمی کم ، و بردگان آنها را که به اسلام گرویده بودند، از خود دور کند تا آنها سرشکستگیی از پذیرفتن آئین جدید نداشته باشند.

توجه کنید که هر کسِ دیگری که در معرض این پیشنهادها قرار می­گرفت وسوسه به قبول آن می­شد اما پیامبر(ص) با توجه به آیات برشمرده فوق، مطابق آیه 74 این پاراگراف، «تثبیت» شده بود و نمی­توانست چنین پیشنهادهایی را بپذیرد .

خلوص نیّت ، از ابتدا تا انتها

آیه 80 به این معنی است که خدایا وقتی کاری را شروع می­کنم کمک کن نیتم برایت خالص باشد و در طول مدتی هم که به آن کار مشغولم نیتم ثابت مانده باشد بطوریکه وقتی آن کار تمام می­شود نیتم با شائبه­هائی آلوده نشده و همچنان برای تو خالص مانده باشد.

فعل خداوند قانونمند است

با توجه به کلمه «ثبّتناک» باید یادآوری کنیم که استواری شخصیت آن حضرت ، و اعطاف ناپذیریش در مقابل وسوسه های موجود که از پاراگراف قابل استنباط است ، معلول یک عمر زندگی «محمد امین»ی آنحضرت بوده که این کمال روحی را برای او رقم زده ، و سازوکار «تثبیت» روحی آن حضرت از این مسیر گذشته است .

آیه «فلسفه تاریخ»ی

موضوعِ آیه 81 آیا خبر اتفاقی است که در گذشته افتاده؟

«درس» و «درب» این را تأیید نمی­کند.

آیا خبر وقوع یک اتفاق در آینده است؟ این می­تواند باشد زیرا قرآن بسیاری از اتفاقاتی را که در زمانهای بسیار بسیار طولانی در آینده اتفاق خواهد افتاد در حالت «زمان ماضی» بیان می­کند .

هرچه باشد مطلب این آیه، در زمان نزول آن وقوع نیافته بود و این طرز بیان مربوط به حتمی­الوقوع بودن آن است ولو اینکه در آینده باشد.

در هر حال، این یک نکته «فلسفه تاریخ»ی است. در این آیه می­فرماید تاریخ بشریت به نیکی ختم می­شود و نتیجه آن «خوش­بینی تاریخی» است.

چه هنگامی این آیه بطور کامل محقق خواهد شد؟

اگر فکر خود را کمی آزاد بگذاریم این آیه ما را به امام زمان(ع) می­رساند.

جمع بندی و تفسیر

و نزديک بود از آنچه به تو وحي کرديم فريبت دهند تا چيز ديگري را بما نسبت دهي و در آنصورت با تو دوست ميشدند (73) {و اگر تو را تثبيت نکرده بوديم نزديک بود کمي بسويشان متمايل شوي (74) در آنصورت به تو (عذابِ) دو برابرِ حيات و دو برابرِ ممات را مي چشانديم . سپس در مقابل ما ياوري نمي­ يافتي}(75) و نزديک بود تو را از آن سرزمين برانند يا از آن بيرونت کنند، و در اينصورت پس از تو جز اندکي در آن نمي ماندند (76) [چنین است روش ما و] سنت خويش را در مورد ساير پيامبران قبل از تو نیز همين قرار داديم و در سنت ما تغييري نخواهي يافت (77) نماز را از زوال آفتاب (در نيمروز) تا تاريکي شب بپا دار و نيز (نماز) خواندني صبح را {که خواندني صبح مشهود است}(78) و (مقداري) از شب را به خواندن نافله براي خويش بيدار باش چه بسا که پروردگارت برايت مقامي پسنديده برگزيند (79) و بگو پروردگارا مرا با داخل شدني درست (به هر كار) داخلم کن و با خارج شدني درست خارجم کن و برايم از جانب خويش دليلي عطا کن که ياريم کند (80) و بگو حق آمد و باطل از ميان رفت که باطل خودش نابود شدني است(81) و از قرآن چيزي نازل مي کنيم که براي مومنان شفاء و رحمت است و براي ظالمان چيزي جز خسارت زياد نمي کند (82)

 

 

اسراء8    آیات83تا100

وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا ﴿83﴾ قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً ﴿84﴾ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿85﴾ وَلَئِن شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلاً ﴿86﴾ إِلاَّ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا ﴿87﴾ قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا ﴿88﴾ وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا ﴿89﴾ وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا ﴿90﴾ أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا ﴿91﴾ أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً ﴿92﴾ أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿93﴾ وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿94﴾ قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً ﴿95﴾ قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا ﴿96﴾ وَمَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاء مِن دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا ﴿97﴾ ذَلِكَ جَزَآؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا ﴿98﴾ أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاَّ رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إَلاَّ كُفُورًا ﴿99﴾ قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإنسَانُ قَتُورًا ﴿100﴾

 

و هنگاميکه به انسان نعمتي ميدهيم روي برميگرداند و دوري ميجويد و هنگاميکه چیزی به او میرسد که شر میپنداردش نوميد ميگردد (83) ای پیامبر! بگو همگي بر اساس طبع خود عمل مي کنند و پروردگارتان بهتر ميداند چه کسي هدايت يافته تر است (84) و از تو درباره روح ميپرسند ، بگو روح از امر پروردگارمن است و به شما جز اندکي از آن علم داده نشده است (85) و اگر ميخواستيم حتمأ آنچه را که بسويت وحي نموده ايم از بین ميبرديم ، آنگاه براي خويش عليه ما وکيلي نمي يافتي (86) مگر رحمتي از پروردگارت ، که فضل او بر تو بزرگ است (87)  بگو اگر جن و انس مجتمع شوند که مانند اين قرآن را بياورند نخواهند آورد حتي اگر بعضي شان بعضي ديگر را ياري کنند (88) و البته در اين قرآن براي مردم از هر مثلي گردانديم اما اکثر مردم از روي ناسپاسي رو گردانند (89) و ميگويند به تو ايمان نخواهيم آورد مگر اينکه از زمين براي ما چشمه اي بشکافي (90) يا اينکه باغي از انگورها و خرماها داشته باشي و بين آنها بخوبي نهرهائي روان کني (91) يا اينکه آسمان را آنطور که فکر ميکني بر سر ما بياندازي يا اينکه خدا و ملائکه را جلويمان بياوري (92) يا اينکه خانه اي جواهر نشان داشته باشي ، يا اينکه به آسمان بالا روي و بالا رفتنت را باور نخواهيم کرد مگر اينکه برايمان نامه اي پائين بياوري که آنرا بخوانيم ، بگو منزه است پروردگارم مگر من غير از بشري فرستاده هستم؟ (93) و چيزي مانع ايمان آوردن مردم نشد مگر اينکه ميگويند آيا خداوند بشري را به رسالت برانگيخته؟ (94)  بگو اگر در زمين فرشتگاني بودند که با اطمينان در آن راه ميرفتند حتمأ از آسمان فرشته اي را به رسالت نازل ميکرديم (95) بگو خداوند براي گواهي بين من و شما كافيست زيرا که او به بندگانش آگاه و بينا است (96) و هر کس را که خداوند هدايت کند همو هدايت يافته است و کسي را که گمراه کند دوستاني غير از او برايشان نخواهي يافت ، و روز قيامت بر صورتهايشان محشورشان مي کنيم در حاليکه کور و کر و لالند . جايگاهشان جهنم است که هر گاه آتشش فروكش كند باز سوزان و فروزانش ميکنيم (97) اين جزايشان است زيرا به آياتمان کافر شدند و گفتند آيا وقتيکه استخوان شديم و پوسيديم آيا در آفرينشي جديد برانگيخته خواهيم شد؟ (98) آيا نمي بينند خداوندي که آسمانها و زمين را آفريده تواناست که مانند آنها را بيافريند؟ و برايشان سرآمدي قرار داده که شکي در آن نيست . اما ظالمان جز سرِ ناسپاسي ندارند (99) بگو اگر شما مالک گنجينه هاي رحمت پروردگارم بوديد از نگرانيِ تنگدستي تنگ چشمي ميكرديد و چیزی به کسی نمیدادید ، که انسان بسيار بخيل است (100)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد .

درب: ای پیامبر! قسمتی از مشکلات فکری کافران اینهاست. با آنان چنین بگو .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 که ابتدای ورود به سوره است شرحی از نشان دادن بعضی ازآیات الهی درجهت آموزش و کمک و تقویت مواضع رسولانه به پیامبر – ص – میدهد .

در پاراگراف 2 می فرماید : یهودیان در خلاف جهت تعالیمشان درگیری­هائی داشته و دارند و خواهند داشت که بالاخره به شکست کامل و اضمحلالشان منجر خواهد شد .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای پیامبر ! همه جور به تو کمک کرده ایم ، این قرآنی که تو رابه آن مجهزکرده ایم یکی ازمصادیق بارز کمکهای ما است ولی به خاطرداشته باش که این قرآن شرط لازم هدایت است نه شرط کافی . و ای کافران! چرا نگاه خود را به زندگی خراب می کنید و بجای اینکه به راه این رسول واین قرآن بیائید ، چیزی را طلب میکنید که به ضررتان است؟ و ای پیامبر ! قوانین ماراجع به هلاکت جوامع وچگونگی بدست آوردن خواسته های دنیوی واخروی اینهاست .

در پاراگراف 4  تذکرات همه جانبه­ای به پیامبر (ص) و مسلمانان میدهد و می فرماید برای اینکه بتوانیدحضورموثری درجهت ارتقای خویش وسایرین داشته باشید لازم است این صفات را احرازکنید .

درپاراگراف 5 می فرماید : نظام فکری شرک نامعقول است و ای کافران ! ازاین لجبازی هادست بکشید و به ایمان به خداوند یگانه که معقول ومنطقی است بگرائید.

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر! به آنها اهمیتی نده ، اشکال از خودشان است  و اینطورنیست که تو یا این قرآن ، «هرکسی» را بتوانید هدایت کنید و موضوع قیامت هرچه باشد موضوع سنگینی است وتونباید انتظارداشته باشی فورا آن راجذب کنند . باید حوصله کنی ، بایدگفتگوکنی ، و به پیروانت بگو به مسلمانی خویش مغرورنشوند ، وبه مشرکان هم بگو «خدایان» تان نمیتوانندمشکلی را از شما حل کنند . و بر مدت عمر جوامع بشری و ارائه معجزات الهی، قوانینی حاکم است و از رفتاراین کافران ناراحت نباش . به عکس تصوراتشان ، نه تنها نباید چندان ازاوضاع خویش مطمئن باشند ، بلکه شایسته اســــت در باره موضوع آن خوابی که دیده ای خیلی هم برخویش نگران باشند .

در پاراگراف 6 می فرماید : ای پیامبر ! مخالفانت فعلا تحت تاثیر شیطان هستند و قلمرو او نیز حوزه ذهنی آنهاست ، قلمرو توهم همان حوزه است ، لذا پایداری کن تا کم کم بقدر ممکن او را عقب برانی .

و نیز می فرماید : ای کافران ! صاحب این نعمت ها را به یاد بیاورید و رسولـــش را تکذیب نکنید بلکه به او بگروید تا به نعمت های بزرگ تر اخروی هم برسید و اینکه شما را برای بزرگی و بزرگواری آفریده ایم ، قدرخود بدانید و رفتاری کنیدکه درخور آن باشد و ای کافران ! اگر قدرنعمت ها را (که درپاراگراف های قبــل ذکرشد) نشناختید معلوم میشود چشم حقیقت بین شما کوراست ، لذا درجهان بعدی وضع بدتری خواهید داشت .

درپاراگراف 7 می فرماید : ای پیامبر ! لازم نیست به جهت پیشبرد رسالتت کوچک ترین امتیازی به مخالفانت بدهی . وظیفه توفقط رساندن پیام است ، نگران نتیجه بخشیِ آن مباش ، و بدان که قسمت­هایی از قرآن در عین حال دارای دو اثر متضاد است ، ضمنا برای اینکه قوام شخصیتیِ حداکثری راکه برای این موضوع لازم است ، پیداکنی ، این عبادات راپیشه کن .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر جواب کافران و سایرمخاطب ها که شبهه ها وسوالاتی مطرح میکنند این است .

3 - سوالات

3 – قل (در آیه 84) از چه نوع است؟ به خویش بگو یا به دیگران بگو؟

1 - اگرمیخواستیم ازتیتر«خواست خداوند قانونمنداست» استفاده کنیم ، می باید زیر کدام کلمات راخط بکشیم؟

3 – با توجه به آیه 97 ، چه حالتی در عذاب آنها مورد تاکید قرار گرفته؟ (تحقیر؟ یا...؟)

4– با توجه به جواب سوال فوق ، آنها در قبال پیامبر(ص) چه نوع رفتاری داشتند؟ (متکبرانه؟ یا...؟)

5– از این پاراگراف چه «حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها» میتوان زد؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه 83 میتوان حدس زد که آنحضرت خیلی ناراحت میشد و خیلی حرص و جوش میخورد که چرا این مردم اینقدر کند و دیر تاثیر و صلب هستند و چرا دوان دوان به سوی حق نمی شتابند و . .

در آیه 84 به آنحضرت توصیه میکند چه به خویش تلقین و چه به پیروانش توضیح دهد که راجع به این حالت کفار خیلی حساس نباشند زیرا شاکله آنها با نان بت پرستی شکل گرفته و تغییر رفتار از سوی آنها موکول به تغییر شاکله آنها است که ماهیتش کند و زمان بر است . و آیه 84 همخط آیه سوره نجم است که میگوید «لا تزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی» و با توجه به آیه اخیر آیه 84 این تذکر راهم میتواند برای مومنان داشته باشد که حالا شما هم خیلی به ایمان تان غره نشوید ، شاید این ایمان شما مربوط به خودتان نباشد بلکه مربوط به شاکله تان باشد .

راجع به سایر فقرات پاراگراف هم اخیرا در سوره های قبلی بحثی عرض کرده ایم. 

5 کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

آیه­های 86 و 87 بدون این که فرع برآیه­ای باشند پرانتزی هستند و دلیلش هم این که اگر چشم خویش را بر آنها ببندیم خواهیم دید روال سخن صاف و یکدست خواهد شد . همچنین است وضع آیه 89 ، و آیه 94 نیز با توجه به محتوای مطلب فرع بر مجموع آیات 90 تا  93 است .

 یعنی آیه های اصلی ، 83 تا 85 و 88 و 90 تا 93 و 95 و 96 است .

دو آیه 98 و 99 فرع بر آیه 97 می­باشند .

 

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا ﴿83﴾ قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً ﴿84﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد .

درب: ای پیامبر! قسمتی از مشکلات فکری کافران اینهاست. با آنان چنین بگو .

2

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿85﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد .

درب: ای پیامبر! توجه شان را عظمت امر روح جلب کن.

3

 وَلَئِن شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلاً ﴿86﴾ إِلاَّ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا ﴿87﴾ قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا ﴿88﴾ وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا ﴿89﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد .

درب: ای پیامبر! قسمتی از مشکلات فکری کافران اینهاست. با آنان چنین بگو .

4

وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا ﴿90﴾ أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا ﴿91﴾ أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً ﴿92﴾ أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿93﴾ وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿94﴾ قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً ﴿95﴾ قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا ﴿96﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد .

درب: ای پیامبر! قسمتی از مشکلات فکری کافران اینهاست. با آنان چنین بگو .

5

وَمَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاء مِن دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا ﴿97﴾ ذَلِكَ جَزَآؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا ﴿98﴾أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاَّ رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إَلاَّ كُفُورًا ﴿99﴾ قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإنسَانُ قَتُورًا ﴿100﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد .

درب: ای پیامبر! قسمتی از مشکلات فکری کافران اینهاست. با آنان چنین بگو .

6 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 85 از آیات برجسته مهم قرآنی است و در کتاب های علوم قرآن و در بحث های مربوط به وحی مورد استناد و استشهاد قرار میگیرد.

همچنین است آیه 89 .

7 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

موضوع آیه 85 ، فوق ذهنیات بشر قرن بیست و یکم هم هست، چه رسد به مخاطب اولیه!

8 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

ارائه طریق به پیامبر (ص) راجع به گفتگوئی که با کافران کند .

9 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 83 و 86 و 87 و 96 و 99 ، بقیه آیات «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

امروز هم همان سؤالات مطرح است

در این پاراگراف سؤالاتی مطرح شده است که ما برای حصول نظم و شفافیت بیشتر، آنها را بصورت ذیل مرتب کرده­ایم :

1 - علت پیدایش شرور چیست؟ (آیه 83)

2 – روح چیست؟ (آیه 85)

3 - (ای پیامبر که ادعای ارتباط با عالم بالا را داری) چرا نمی­توای چیزهائی را که از تو می­خواهیم فراهم کنی؟ (آیات 90 تا 93)

4 – (ای پیامبر) این قرآن را از خودت در آورده ای (آیه 88)

5 - شرط ایمان آوردن ما این است که این کارها را انجام دهی : (جاری کردن چشمه و درست کردن باغ و شکافتن آسمان و داشتن خانه جواهرنشان و بالا رفتن به آسمان و آوردن مدرک از آنجا و ...) (آیات 90 تا 93)

6 - چگونه ممکن است به انسان وحی شود؟ (آیه 94)

7 - گواهی حجیت کلام پیامبر چیست؟ (آیه 96)

8 - چگونه ممکن است پس از مردن و از بین رفتن دوباره زنده شویم؟ (آیه 98)

9 - (ای پیامبر) چرا ما که کافریم ثروتمندتر از شما هستیم؟ (آیه 100)

 

انصافاً با توجه به لیست فوق، اگر ردیف 5 را (که جنبه استدلالی ندارد و نوعی لجبازی است) حذف کنیم، بقیه سئوالات و ایراداتی که می­ماند، همین امروز هم بین بسیاری از مردم (حتی مسلمانان) مطرح است و اینطور نیست که فقط به کافران پانزده قرن پیش مربوط بوده باشد.

این سئوالات، (البته غیر از 4 و 8) امروز هم که تقریباً پانزده قرن از نزول این آیات می­گذرد، حتی در بین بسیاری از مسلمانان نیز مطرح است.

این سئوالات جزء اساسی­ترین سئوالات دینی است.

البته بسیاری از سئوالات لیست فوق در سوره­های قبلی پاسخ داده شده و بعضی نیز در همینجا جواب خود را یافته است و ما سعی می­کنیم مطابق با همان جدول سئوالات مذکور را جواب (قرآنی) دهیم:

علت پیدایش شرور:

در آیه 84 می­فرماید «همگی براساس طبیعت خود عمل می­کنند» و با توجه به آن ، معلوم می­شود که «شر» ، چیزیست که «بنظر می­آید» شر است.

یعنی شر یک امر نسبی است ، و چیزی از یک لحاظ شر است و از چندین لحاظ خیر است و مجموعاً در کل چرخه حیات جهانی، جایگاه خود را دارد و نقش خویش را ایفا می­کند و حرکت کلی جهانی چیزها و جان­ها، یک حرکت هماهنگ متوازن هارمونی و بطرف تکامل و خلاصه «بسوی خدا»، یعنی «بسوی خیر مطلق» است.

روح چیست؟

در آیه 85 «روح» را به «امر» ارجاع داده و «امر» نیز در بند انتهائی سوره یس تعریف شده است که «امر ما وقتیکه اراده چیزی کند به او می­گوید «باش» و او «می­شود» اما در ابتدای سوره دهر (سوره انسان) دیدیم که فاصله زمانی بین فرمان «باش» تا «شدنِ» چیزی ممکن است میلیون­ها سال طول بکشد چنانکه در مورد انسان نیز اینطور بود.

بنابراین، «روح»، موجود پیچیده­ایست که پیدایش آن، مانند پیدایش انسان ممکن است میلیونها سال طول بکشد.

در سوره قدر نیز دیدیم که «ملائکه» و «روح» را جداگانه ذکر نموده است .

در سوره شعراء که می­فرماید:«روح­الامین» با آن بر قلب تو نازل شد. «تا از هشداردهندگان باشی»

از اینجا معلوم می­شود فرشته وحی که در سوره­های تکویر و نجم تا حدودی با او آشنا شدیم یکی از مصادیق اعلای روح است.

بنابراین پاسخ سئوال «روح چیست؟» این است:

«روح مخلوق بلند مرتبۀ پیچیده­ایست که آفرینش آن نیاز به مقدماتی دارد که چه بسا میلیونها و میلیاردها سال طول بکشد ، و یکی از انواع آنها جبرئیل است و یکی از انواع آنها آن است که در پیغمبران وجود دارد که بواسطه آن می­توانند وحی را از جبرئیل دریافت کنند.»

جواب سئوال 3:

سئوالی که در آیات 93-90 مطرح شده جوابش آسان است و آن اینکه درست است که پیامبر(ص) دارای «روح پیامبری» است اما این روح، هرچه باشد مخلوق خداوند است و لذا محدود به حدودی است که خداوند برایش مقرر کرده و لذا هیچ استقلالی در مقابل خداوند  ندارد و طبعاً نمی­توند «هر چیزی را که بخواهد» فراهم کند. و ضمناً اساساً آن خواسته­هایی که در آن آیه مطرح شده در شرح وظایف پیامبر نیست.

جواب سئوال 4:

سئوالی که در آیه 88 مطرح شده، جوابش اولاً در همان آیه 88 آمده و ثانیاً این نوع استدلال در قرآن به لحن­های مختلف چندین بار تکرار شده و چون تاکنون خلاف آن ثابت نگشته همین کافیست که قبول کنیم بشر قادر به خلق چیزی مانند قرآن نیست. لذا نتیجه می­شود که قرآن، کاری است از کارهای خداوند و معجزه است.

جواب سوالی که در آیه 94 به آن اشاره شده، اولاً بحثی است که درباره روح نمودیم و پیامبران دارنده آن نوع روح هستند و همین سبب می­شود که امکان دریافت وحی را داشته باشند. و ثانیاً شرح نسبتاً مفصل آن را در سوره نجم عرض کرده­ایم.

جواب سئوالی که در آیه 96 مطرح شده با جواب سئوال 4 و جواب سئوال 6 یکی است.

جامع­ترین جوابی که راجع به سئوال آیه 98 در قرآن آمده و چندین بار هم تکرار شده، همان جوابی است که در انتهای سوره قیامه داده شده که خلاصه آن دو نکته است:

 1- قدرت خداوند که این نوع جواب بسیار در قرآن به عبارات و کلام­های مختلف تکرار شده است،

 2- حکمت خداوند که بر طبق آن، اگر این جهان، پایان کار آدمی باشد، امر خلقت، امری است عبث و بی­نتیجه و بی­حاصل که شرح آن در جای خود گذشت و در اینجا همین اشاره کافیست.

جواب مطلبی که در آیه 100 به آن اشاره شده بطور مفصل در تفسیر سوره فجر ذکر شده است و خلاصه­اش این است که ملاک فضیلت، مال و جاه این جهانی نیست و شما که بفرض ثروتمندتر باشید، با توجه به اینکه دنیا در مقابل آخرت بسیار حقیر است، چیز مهمی ندارید. اندکی از چیزی را دارید که زیاد آن نیز چیز مهمی نیست.

 بالا بودن شأن روح

البته بطور قطع معنی «روحِ» مطرح در آیه 85، به آن معنی که ما معمولاً به کار می­بریم (یعنی «جان آدمی» یا «روان آدمی») نیست زیرا کلمه قرآنیِ مفهوم اخیر «نفس» است.

چیزی که مورد بحث آیه 85 است همان چیزی است که در «تنزل الملائکه و الروح» و «نزل به الروح الامین» و امثال آن ذکر شده است، و مصداق دقیق آن همان کسی است که در پاراگراف اول سوره نجم بطور مشروح و مفصل درباره­اش بحث شد، یعنی وجود مقدس جبرئیل امین که رئیس سیستم وحی­رسانی الهی است که بعداً نیزدرقرآن بسیار مورد اشاره قرار گرفته است، مثلاً در پاراگراف­های انتهایی سوره تکویر، و جاهای دیگر.

اینکه در آیه 85 فرموده شأن آن بالاتر است که در محدوده علم شما (یعنی علم انسان) قرار گیرد به این خاطر است.

علت آن هم این است که «وحی» نسبت به جهان ما «محیط» است و ما نسبت به آن «محاط» می­باشیم و اساساً امکان این که نسبت به آن علم پیدا کنیم وجود ندارد. (بلاتشبیه، همان طور که جنین نمی­تواند راجع به این جهان علمی پیدا کند، یا ما نمی­توانیم راجع به ذات اقدس خداوندی علمی داشته باشیم)

همنوعیِ فرستادگان و قوم آنها

از آیه 95 فهمیده می­شود که رسولان الهی باید حتماً از جنس همان کسانی باشند که بسوی آنها فرستاده شده­اند.

ظاهراً اگر غیر از این باشد، پذیرش رسالت آن فرستاده آسانتر شده و فرق کافر و مؤمن مشخص نمی­شود و یکی از مقاصد ارسال رسل که همان امتحان مردم از لحاظ اطاعت اوامر الهی باشد از بین می­رود.

مطمئن­ها

همچنین از آیه 95 فهمیده می­شود چون زمین و آسمان و خود آدمی و همه چیزها مخلوق خداوند و تحت اوامر او هستند، و هیچ چیزی استقلالی در امور خویش ندارد پس نمی­توان به چیزی بطور قطع مطمئن شد زیرا زمینی که ساکن است ممکن است زلزله کند و راهی که سفت است ممکن است چاه شود و آدمی که سالم است و راه می­رود ممکن است مریض و فلج شود و هر کس در هر لحظه باید این نکات را در نظر بگیرد و به یک لحظه بعد خویش نیز مطمئن نشود و اگر می­بینیم که ماها مطمئن هستیم بعلت غفلت ما از حقایق فوق است اما اگر غفلت کنار رود و تنبه حاصل شود عقل  میگوید به چیزی نباید مطمئن شد.

چگونه گواهی خداوند فهمیده می­شود؟

در رابطه با آیه 96 ممکن است بگوییم اگر کسی ادعائی کند و خداوند را بر صدق ادعای خویش گواه بگیرد[[ البته معلوم است که اگر خداوند گواه صدق چیزی باشد، آن چیز واقعاً صدق است اما]] چگونه می­توان فهمید که خداوند بر صدق چیزی گواهی داده است؟

جواب این سخن در آیه 88 داده شده است.

چون تاکنون کسی یا کسانی نتوانسته­اند کتابی مانند قرآن بیاورند، مادامیکه این حالت باقی هست و مانندی برای قرآن ارائه نشده که بطور عمومی همسنگ بودن آن با قرآن پذیرفته شود، «گواهی از جانب خداوند بودن» با قرآن همراه است و به این ترتیب میتوان گواهی خداوند را درک کرد .

فعل خداوند قانونمند است

خداوند در آیه 97 گمراه کردن را به خویش نسبت داده ، در حالی که با توجه به تیتر فوق می­دانیم طبق نظاماتی که خداوند قرار داده ، عمل بد خود شخص گمراهش میکند.

جمع بندی و تفسیر

و هنگاميکه به انسان نعمتي ميدهيم روي برميگرداند و دوري ميجويد و هنگاميکه شري به او ميرسد نوميد ميگردد (83) بگو همگي بر اساس طبع خود عمل مي کنند و پروردگارتان بهتر ميداند چه کسي هدايت يافته تر است (84) و از تو درباره روح ميپرسند ، بگو روح از امر پروردگارمن است و به شما جز اندکي از آن علم داده نشده است (85) { و اگر ميخواستيم حتمأ آنچه را که بسويت وحي نموده ايم از ميان ميبرديم آنگاه براي خويش عليه ما وکيلي نمي يافتي (86) مگر رحمتي از پروردگارت که فضل او بر تو بزرگ است }(87)  بگو اگر جن و انس مجتمع شوند که مانند اين قرآن را بياورند نخواهند آورد حتي اگر بعضي شان بعضي ديگر را ياري کنند (88) { و البته در اين قرآن براي مردم از هر مثلي گردانديم اما اکثر مردم از روي ناسپاسي رو گردانند} (89) و ميگويند به تو ايمان نخواهيم آورد مگر اينکه از زمين براي ما چشمه اي بشکافي (90) يا اينکه باغي از انگورها و خرماها داشته باشي و بين آنها بخوبي نهرهائي روان کني (91) يا اينکه آسمان را آنطور که فکر ميکني بر سر ما بياندازي يا اينکه خدا و ملائکه را جلويمان بياوري (92) يا اينکه خانه اي جواهر نشان داشته باشي . يا اينکه به آسمان بالا روي و بالا رفتنت را باور نخواهيم کرد مگر اينکه برايمان نامه اي پائين بياوري که آنرا بخوانيم . بگو منزه است پروردگارم مگر من غير از بشري فرستاده هستم؟ (93) {و چيزي مانع ايمان آوردن مردم نشد مگر اينکه ميگويند آيا خداوند بشري را به رسالت برانگيخته؟} (94)  بگو اگر در زمين فرشتگاني بودند که با اطمينان در آن راه ميرفتند حتمأ از آسمان فرشته اي را به رسالت نازل ميکرديم (95) بگو خداوند براي گواهي بين من و شما كافيست زيرا که او به بندگانش آگاه بينا است (96) و هر کس را که خداوند هدايت کند همو هدايت يافته است و کسي را که گمراه کند دوستاني غير از او برايشان نخواهي يافت  {و روز قيامت بر صورتهايشان محشورشان مي کنيم در حاليکه کور و کر و لالند . جايگاهشان جهنم است که هر گاه آتشش فروكش كند باز سوزان و فروزانش ميکنيم (97) اين جزايشان است زيرا به آياتمان کافر شدند} و گفتند آيا وقتيکه استخوان شديم و پوسيديم آيا در آفرينشي جديد برانگيخته خواهيم شد؟ (98) آيا نمي بينند خداوندي که آسمانها و زمين را آفريده تواناست که مانند آنها را بيافريند؟ {و برايشان سرآمدي قرار داده که شکي در آن نيست . اما ظالمان جز سرِ ناسپاسي ندارند} (99) بگو اگر شما مالک گنجينه هاي رحمت پروردگارم بوديد از نگرانيِ تنگدستي تنگ چشمي ميكرديد و انسان بسيار بخيل است (100)

 

 

اسراء9    آیات101تا111

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ فَاسْأَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ إِذْ جَاءهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَونُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا مُوسَى مَسْحُورًا ﴿101﴾ قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هَؤُلاء إِلاَّ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ بَصَآئِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَونُ مَثْبُورًا ﴿102﴾ فَأَرَادَ أَن يَسْتَفِزَّهُم مِّنَ الأَرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ جَمِيعًا ﴿103﴾ وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا ﴿104﴾ وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ﴿105﴾ وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً ﴿106﴾ قُلْ آمِنُواْ بِهِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُواْ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا ﴿107﴾ وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً ﴿108﴾ وَيَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا ﴿109﴾ قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً ﴿110﴾ وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا ﴿111﴾

 

و البته به موسي نُه نشانه و معجزه روشن داديم . پس ، از بني اسرائيل در باره  آن هنگام بپرس که معجزه ها بسويشان آمد و فرعون به او گفت اي موسي من تو را جادو شده مي پندارم (101)  موسی گفت حتمأ دانستي که اين معجزه ها را کسي غير از پروردگار آسمانها و زمين نازل نکرده و من تو را اي فرعون هلاک شده مي بينم (102) پس فرعون تصميم گرفت موسی و پیروانش را از آن سرزمين بيرون کند پس او را با همه آنهائي که با او بودند غرقشان کرديم (103) و پس از آن به بني اسرائيل گفتيم در آن سرزمين که برایتان در نظر گرفته شده سکونت کنيد ، و هنگامي که موعد آخر بيايد ، شما را با هم باز مي آوريم (104) ما آن قرآن را به حق نازل کرديم و به حق نازل شد و تو را جز مژده دهنده و هشدار دهنده اي نفرستاديم (105) به همراهت این قرآني را که قسمت قسمتش کرديم قرار دادیم تا آنرا به تدريج براي مردم بخواني و آنرا بخوبي فرو فرستاديم (106)  بگو چه به آن ايمان بياوريد چه نياوريد ،  کساني که قبلا آن علم را يافتند ، هنگامي که بر آنان خوانده ميشود سجده کنان به رو در مي افتند (107) و ميگويند پروردگارمان منزه است، و البته وعده پروردگارمان حتما شدني است (108) و به رو در مي افتند و مي گريند و خشوعشان افزون ميشود (109) بگو چه خداوند را به نام «الله» بخوانيد و چه به نام «رحمان» ، به هر يک از نامها که بخوانيد درست است زیرا نامهاي نيکو از آن اوست، و ای پیامبر! تو نیز نمازت را نه با صداي بلند بخوان ، و نه به آهستگي ، و حالتی بين آن دو حالت را در پيش گير (110) و در نیایش های خویش بگو: ستايش مخصوص خداوندي است که فرزندي بر نگرفته ، و در فرمانروائي شريکي ندارد ، و هرگز اینطور نیست که از روي زبوني سرپرستي داشته باشد ، و او را چنانچه بايد و شايد به بزرگي ياد کن (111)

 

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : دلداري به آن حضرت که مخالفانش نمي توانند کاري از پيش ببرند و نیز اینکه اينک که اينان چنين اند، اینطور بگو .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 که ابتدای ورود به سوره است شرحی از نشان دادن بعضی ازآیات الهی درجهت آموزش و کمک و تقویت مواضع رسولانه به پیامبر – ص – میدهد .

در پاراگراف 2 می فرماید : یهودیان در خلاف جهت تعالیمشان درگیری­هائی داشته و دارند و خواهند داشت که بالاخره به شکست کامل و اضمحلالشان منجر خواهد شد .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای پیامبر ! همه جور به تو کمک کرده ایم ، این قرآنی که تو رابه آن مجهزکرده ایم یکی ازمصادیق بارز کمکهای ما است ولی به خاطرداشته باش که این قرآن شرط لازم هدایت است نه شرط کافی . و ای کافران! چرا نگاه خود را به زندگی خراب می کنید و بجای اینکه به راه این رسول واین قرآن بیائید ، چیزی را طلب میکنید که به ضررتان است؟ و ای پیامبر ! قوانین ماراجع به هلاکت جوامع وچگونگی بدست آوردن خواسته های دنیوی واخروی اینهاست .

در پاراگراف 4  تذکرات همه جانبه­ای به پیامبر (ص) و مسلمانان میدهد و می فرماید برای اینکه بتوانیدحضورموثری درجهت ارتقای خویش وسایرین داشته باشید لازم است این صفات را احرازکنید .

درپاراگراف 5 می فرماید : نظام فکری شرک نامعقول است و ای کافران ! ازاین لجبازی هادست بکشید و به ایمان به خداوند یگانه که معقول ومنطقی است بگرائید.

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر! به آنها اهمیتی نده ، اشکال از خودشان است  و اینطورنیست که تو یا این قرآن ، «هرکسی» را بتوانید هدایت کنید و موضوع قیامت هرچه باشد موضوع سنگینی است وتونباید انتظارداشته باشی فورا آن راجذب کنند . باید حوصله کنی ، بایدگفتگوکنی ، و به پیروانت بگو به مسلمانی خویش مغرورنشوند ، وبه مشرکان هم بگو «خدایان» تان نمیتوانندمشکلی را از شما حل کنند . و بر مدت عمر جوامع بشری و ارائه معجزات الهی، قوانینی حاکم است و از رفتاراین کافران ناراحت نباش . به عکس تصوراتشان ، نه تنها نباید چندان ازاوضاع خویش مطمئن باشند ، بلکه شایسته اســــت در باره موضوع آن خوابی که دیده ای خیلی هم برخویش نگران باشند .

در پاراگراف 6 می فرماید : ای پیامبر ! مخالفانت فعلا تحت تاثیر شیطان هستند و قلمرو او نیز حوزه ذهنی آنهاست ، قلمرو توهم همان حوزه است ، لذا پایداری کن تا کم کم بقدر ممکن او را عقب برانی .

و نیز می فرماید : ای کافران ! صاحب این نعمت ها را به یاد بیاورید و رسولـــش را تکذیب نکنید بلکه به او بگروید تا به نعمت های بزرگ تر اخروی هم برسید و اینکه شما را برای بزرگی و بزرگواری آفریده ایم ، قدرخود بدانید و رفتاری کنیدکه درخور آن باشد و ای کافران ! اگر قدرنعمت ها را (که درپاراگراف های قبــل ذکرشد) نشناختید معلوم میشود چشم حقیقت بین شما کوراست ، لذا درجهان بعدی وضع بدتری خواهید داشت .

درپاراگراف 7 می فرماید : ای پیامبر ! لازم نیست به جهت پیشبرد رسالتت کوچک ترین امتیازی به مخالفانت بدهی . وظیفه توفقط رساندن پیام است ، نگران نتیجه بخشیِ آن مباش ، و بدان که قسمت­هایی از قرآن در عین حال دارای دو اثر متضاد است ، ضمنا برای اینکه قوام شخصیتیِ حداکثری راکه برای این موضوع لازم است ، پیداکنی ، این عبادات راپیشه کن .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای پیامبر جواب کافران و سایرمخاطب ها که شبهه ها وسوالاتی مطرح میکنند این است .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر ! مطمئن ومحکم باش ، آنها نمیتوانند دردشمنی باآیات ما ازحد معینی فراتر بروند ، لذا باجدیت کامل رسالتت را پی گیر .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر ! قرآنی که به تو داده ایم دربالاترین قله ارزشهاست  و به اینکه ناآگاهان گرایشی به آن نشان نمیدهند اهمیتی مده . خودت نیز برای اینکــه از این پس با مشکلات رسالتت موفق تر برخورد کنی این رژیم عبادتی را در پیش بگیر .

3 - سوالات

1 – از مطالب این پاراگراف چه «حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها» میتوان زد؟

2 – در آیه 105 ، «انزلنا» و «نزل» بیان یک موضوع ازدو منظر است (داخــلی وخــارجی) ، توضیح دهید : قید «بالحق» در هر یک از این دو منظر ، چه چیزی را بیان میکند؟

3 – کلمه «بصائر» (آیه102) با کدام کلید فهم تفسیر مطابقت دارد؟

4 – در آیه 101 ، از کجا تا کجا پرانتزی است؟

5 – سه مرحلهء (1 - تکذیب جواب پیامبران 2 – پرداختن به حواشی و باز هم جواب پیامبران 3 – تعرض فیزیکی به پیامبران و نابودی متعرضین) را در این پاراگراف مشخص کنید .

6 – کجای آیه 102 همخط «جحدوابها واستیقنتها انفسهم» است؟

7 – آخرة در آیه 104 به معنی لغوی آمده یا اصطلاحی؟ (دلیل)

8- حالت کلی این پاراگراف چگونه است؟(دلداری به پیامبر- ص-؟ ارشاد آنحضرت؟ یا..؟)

9 – منظور از «علم» (آیه107) چیست؟

10 – در همان آیه ، «قبل» ، نسبت به چه هنگام؟

11 - نیمه دوم آیه 105 ، پیامبر(ص) را از چه منع میکند؟

12- ازآیه 106 ، چه «حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها» میتوان زد؟

13 – از نیمه اول آیه110چه سابقه ای درسوره های قبل دارید؟

14 – عبارت «من قبله» (آیه 107) چه وضعی از لحاظ کلید های تفسیر دارد؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

در آیات 101 تا 103 به آنحضرت دلداری میدهد که از ناحیه دشمن آشکارش خطری متوجه اش نخواهد بود زیرا اگر دست از پا خطا کنند خداوند نابودشان میکند .

در آیه 104 آنحضرت را از خطری آگاه میکند که علی الظاهر خطر به نظر نمیرسد و آن چیزی جز «خطر یهود» نیست ، که البته متوجه خود شخص آنحضرت نیست بلکه متوجه امت آنحضرت است زیرا زمان مقابله نهایی تعیین نشده است .

5 زاویه با تفاسیر رایج

در باره آیه 104 سوره اِسراء : (المیزان) : وَ قُلْنا مِنْ بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرائِيلَ اسْكُنُوا الْأَرْضَ فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ جِئْنا بِكُمْ لَفِيفاً"  [. . . ] بعيد هم نيست كه مراد از وعده آخرت همان قضايى باشد كه راندن آن را در اول سوره ذكر نموده فرمود:" فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً" هر چند كه بيشتر مفسرين اين احتمال را نداده‏اند، ليكن بنا بر اين احتمال صدر سوره با ذيل آن مرتبط مى‏شود، و آن وقت مراد از ذيل اين مى‏شود كه: بعد از غرق فرعون، به بنى اسرائيل دستور داديم كه در سرزمين مقدس كه فرعون شما را از رفتن به آنجا جلوگيرى مى‏كرد منزل كنيد و در آنجا باشيد تا وعده ديگر شما برسد، همان وعده‏اى كه در آن، بلاها شما را مى‏پيچاند و دچار قتل و غارت و اسيرى و جلاى وطن مى‏شويد در آن موقع همه شما را گرد آورده و در هم فشرده مى‏آوريم (و اين همان اسارت بنى اسرائيل و جلاى وطن آنان است كه يكپارچه به بابل آمدند).

قولی است نامقبول ، که علاوه بر اینکه با عصاره محتوای سوره مغایر است با رفتار خداوند حکیم نیز مغایر است که از طرفی آنها را به «ان احسنتم احسنتم لانفسکم» امیدوار کند و از طرف دیگر بگوید فایده ای ندارد و عاقبت شما این است ، بعلاوه روال سخن طوری است که خواننده اینطور می فهمد که آیه های 4 تا 8 دارد از اتفاقی که در آینده خواهد افتاد (مثلا اوضاع فعلی یهودیان اسرائیل) صحبت میکند . . . و ترجیح میدهیم خواننده کنجکاو را به تفسیر پاراگراف اول این سوره ارجاع دهیم .

6 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیات 101 تا 103 با تاکید بر نابودی فرعون ، تلویحا پیشگوئی موفقیت آنحضرت را نموده است .

7 کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

دو آیه 108 و 109 فرع بر آیه 107 می­باشند.

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ فَاسْأَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ إِذْ جَاءهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَونُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا مُوسَى مَسْحُورًا ﴿101﴾ قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هَؤُلاء إِلاَّ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ بَصَآئِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَونُ مَثْبُورًا ﴿102﴾ فَأَرَادَ أَن يَسْتَفِزَّهُم مِّنَ الأَرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ جَمِيعًا ﴿103﴾ وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا ﴿104﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : دلداري به آن حضرت که مخالفانش نمي توانند کاري از پيش ببرند و بلکه مغلوب خواهند شد.

 

2

 وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ﴿105﴾ وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً ﴿106﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! همه چیزِ این رسالتت (هم محتوا و هم طریقه اش) درجه یک است.

3

قُلْ آمِنُواْ بِهِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُواْ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا ﴿107﴾ وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً ﴿108﴾ وَيَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا ﴿109﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! محتوای این وحیی که به تو میشود تاثیرگذار است.

4

 قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً ﴿110﴾ وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا ﴿111﴾

درس: کمک همه جانبه الهي به پيامبر براي پيگيري رسالتش که ساخته شدن انسان باشد.

درب : ای پیامبر! به پیروانت چنین آموزش بده و خود نیز چنان باش.

8 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 105 دقیقا مطابق تیتر فوق است، هم از لحاظ اقبال هنرمندان اعم از خوشنویسان و کاشیکاران و معرق کاران و منبت کاران که کارهایشان در مساجد و زیارتگاه ها و جاهای دیگر چشم نواز است ، و هم از لحاظ محتوای قرآن و هم از نظر مسیر وحی که مصون از دخل و تصرف بوده است و این مطلبی است که بارها و بارها در بیان ها و قوالب متفاوت و متنوع در قرآن موکد شده است.

همچنین است آیه 106 .

همچنین است آیه های 110 و 111 .

9 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

در باره آیات این پاراگراف ، حتی امروز نیز ، با توجه به معانی والای آن ، حتی برخی مفسران هم ، درک مقبولی از آن ندارند ، چه رسد به مخاطبان اولیه ! در عین حالیکه کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در این هزار و چند صد سال ، تغییر معنای قابل توجهی نیافته اند !

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - دلداري به آن حضرت که مخالفانش نمي توانند کاري از پيش ببرند،

2 – ارشاد آنحضرت که در این مقطع چنین بگوید و چنین رفتار کند .

 

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

 

نُه معجزه

نُه معجزه مورد بحث آیه 101، بعداً ، پس از نزول سوره اعراف معرفی شده است.

عذابِ هلاکتِ جمعی ، پس از تصمیم به اقدام عملی

در رابطه با آیه 103 ، هم در این آیه و هم در سوره­های قبلی ، و در داستانهای پیامبران ، دیده­ایم که هلاکت کافران تکذیبگر هنگامی سر می­رسد که آنها قصد برخورد فیزیکی با پیامبران و پیروانشان را می­کردند.

از آیه 103 هم فهمیده می­شود خداوند عذابی نازل نکرد بلکه نُه معجزه نازل کرد و هنوز هلاکت فرعونیان را انجام نداده بود تا اینکه آنها تصمیم به برخورد فیزیکی با پیامبرشان گرفتند .

از روی این آیه ، مجدداً آیه 76 همین سوره بهتر فهمیده می­شود. (لطفاً بازخوانی فرمائید)

خط ثابت قرآنی برای تاکید بر حجیت قرآن

آیات 105 تا 109 تاکید بر حجیت قرآن است و این یکنوع راه و رسم سخن قرآنی است که هرجا که مطالب تا حدودی دور از ذهن را میفرماید پس از آن به حجیت قرآن توجه میدهد و این چیزی است که بارها و بارها دیده ایم و نشان هم داده ایم و این سوره نیز از آن نوع مطالب کم نداشته و لذا می بینیم که در پاراگراف آخر و در جمع بندی به این موضوع پرداخته است .

بالحق

منظور آیه 105 این است که هم محتوای قرآن صد درصد صحیح است ، و هم مسیری که طی نموده تا به تو (ای پیامبر) برسد چنان مسیری بوده که بدون افزایش و کاهش به تو رسیده باشد.

جمع بندی و تفسیر

و البته به موسي نُه نشانه روشن داديم . پس ، از بني اسرائيل بپرس . آن هنگام که بسويشان آمد و فرعون به او گفت اي موسي من تو را جادو شده مي پندارم (101)  گفت حتمأ دانستي که اين (معجزه) ها را کسي غير از پروردگار آسمانها و زمين نازل نکرده و من تو را اي فرعون هلاک شده مي بينم (102) پس تصميم گرفت آنها را از آن زمين بيرونشان کند پس او را با همه آنهائي که با او بودند غرقشان کرديم (103) و پس از آن به بني اسرائيل گفتيم در آن سرزمين سکونت کنيد ، و هنگامي که موعد آخر بيايد همگي شما را با هم (باز) مي آوريم (104) ما آنرا به حق نازل کرديم و به حق نازل شد و تو را جز مژده دهنده و هشدار دهنده اي نفرستاديم (105) (همراهت قرار دادیم) قرآني که قسمت قسمتش کرديم تا آنرا به تدريج براي مردم بخواني و آنرا بخوبي فرو فرستاديم (106)  بگو چه به آن ايمان بياوريد چه نياوريد ،  کساني که قبلا آن علم را يافتند ، هنگامي که بر آنان خوانده ميشود سجده کنان به رو در مي افتند (107) {و ميگويند پروردگارمان منزه است. البته وعده پروردگارمان شدني است (108) و به رو در مي افتند و مي گريند و خشوعشان افزون ميشود}(109) بگو چه خداوند را بخوانيد و چه رحمان را ، هر يک را که بخوانيد (درست است زیرا) نامهاي نيکو از آن اوست ، و نمازت را نه با صداي بلند بخوان ، و نه به آهستگي ، و بين آن (دو حالت) را در پيش گير(110) و بگو ستايش مخصوص خداوندي است که فرزندي بر نگرفته ، و در فرمانروائي شريکي ندارد ، و نه اینکه  از روي زبوني سرپرستي داشته باشد ، و او را چنانچه بايد و شايد به بزرگي ياد کن (111)

 

 

سوره هود

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿1﴾ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿2﴾ وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ﴿3﴾ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿4﴾ أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُواْ مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿5﴾ وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿6﴾ وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿7﴾ وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ ﴿8﴾ وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ ﴿9﴾ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ﴿10﴾ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿11﴾ فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿12﴾ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿13﴾ فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿14﴾

 

بسم الله الرحمن الرحيم

ا.ل. ر. اين کتابي است که آياتش اجمال ، و سپس از جانب صاحب حکمتي آگاه، تفصيل يافته است (1) که جز خداوند را عبادت مکنيد که من از جانب او برايتان هشدار دهنده و مژده دهنده اي هستم (2)  و اينکه از پروردگارتان آمرزش خواسته و بسوي او بازگرديد تا شما را به برخورداريي نيکو تا مدتي معين برخوردار کند و فضل هر صاحب فضلي را به او بدهد و اگر روي برگردانيد برايتان خوف عذاب روزي بزرگ را دارم (3) بازگشتتان بسوي خداوند است و همو بر همه چيز توانا است (4) ای مومنان! آگاه باشيد که آن کافران همان دم كه رو برميگردانند تا خود را از شنيدن قرآن مخفي کنند ، و همان هنگام که جامه بر سر مي کشند ، خداوند آنچه را که پنهان مي کنند و آنچه را که آشکار ميکنند ميداند که او به حقيقتِ دلها آگاه است (5) و هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر اينکه روزيش برعهده خداوند است و محل استقرار و محل نهايي او را ميداند و همه اينها در کتابي روشنگر هست (6) و هموست که آسمانها و زمين را در شش مرحله آفريد و مرکز تقدیر و فرماندهی جهان در ابتدای پیدایش آن بر حالتی مستقر بود که به نظر شما به مایع می مانَد و اوضاع را از آنجا تا به اینجا رساند تا شما را بيازمايد که کدامتان خوش عمل تريد و ای پیامبر! اگر بگويي حتمأ پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد کافران خواهند گفت اين قرآن جز جادويي آشکار نيست (7) و اگر عذاب را تا مدتي کم و تعیین شده از آنها به عقب بياندازيم خواهند گفت چه چيزي جلويش را گرفته؟ بدانيد روزي که عذابشان بيايد از آنها بر طرف نخواهد شد و آنچه را که به مسخره ميگيرند بر آنها فرود خواهد آمد (8) و اگر به انسان رحمتي از جانب خويش بچشانيم سپس آن را از او جدا کنيم نوميد و ناسپاس ميشود (9)  و اگر پس از ناراحتي که به وي رسيده ، نعمتي به او بچشانيم بدون اینکه به مبدا نعمت توجه کند ميگويد بديها از من دور شد و شاد ميگردد و فخر ميفروشد (10) تقریبا همگان چنین اند مگر آنانکه صبر نمودند و عمل شايسته انجام دادند که آمرزشي و پاداشي بزرگ خواهند داشت (11) ای پیامبر! در اثر تکذیب اینان ، شايد میخواهی بعضي از آنچه را که بسويت وحي شده ترک کني و دلت تنگ شود که ميگويند چرا گنجي بر او نازل نشده يا فرشته اي همراه او نيامده ، جز اين نيست که تو فقط هشدار دهنده اي هستي و خداوند مواظب همه چيز هست (12)  يا اينکه ميگويند این قرآن را به خداوند افترا بسته ، بگو ده سوره مانند همین چیزهای به اصطلاحِ شما افترايي ،  بياوريد ، و هر کس غير از خدا را که توانستيد به ارزيابي آنچه آورده اید دعوت کنيد اگر راست  میگوييد (13) ای پیامبر! پس اگر در این موضوع استجابتت  نکردند بدان که قرآن به علم خدا نازل شده و خدايي جز او نيست ، پس ای منکران! آيا تسليم ميشويد؟ (14)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند، پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : هشدار به کافران که مبادا مانند مکذبان پيامبران گذشته باشيد (و به آن عاقبت دچار شويد) و اي پيامبر به سخنان کفار گوش نسپار و به رسالتت بپرداز .

2 - سوالات

1- منظور از «لدن» (آیه1) چیست؟

3 - نسبت توبه ، به استغفارچیست؟

4 – در ثلث آخرآیه3 ، یک مورد موضوع یکی ازکلیدهای تفسیر اتفاق افتاده ، آن را مشخص کنید .

6 – فرق «کبیر» (آیه3) و «عظیم» (نام دیگر اما پربسامدتر قیامت) چیست؟

2 - «ه» در «منه» (آیه5) اشاره به چه کسی است؟

3 – منظور از «یثنون» (آیه5) چیست؟

4 – از نیمه دوم آیه7 ، چه فهمیده میشود؟ (کافران بی منطق اند؟ حرف بیربط میزنند؟ یا...؟)

1 – چرا در آیه 11 ، «آمنوا» را ذکرنفرموده؟

2 – با توجه به دو آیه 9 و10 ، دو نمونه از امتحانات الهی را تعریف کنید .

4 – منظور از «رحمت» (آیه9) چیست ؟

1-چه سابقه ای ازعتاب های الهی به پیامبرارجمند درسوره های قبلی دارید؟

2- دراواسط آیه13 ، موضوع کدام کلید فهم قرآن اتفاق افتاده؟

 3-در اواخر آیه 14چطور؟

 4-در آیه 14 ، چرا بجای «انتم» نفرموده «هم» ؟

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه 5 فهمیده میشود فعالان کفر در هنگام شنیدن قرآن از طرفی تحت تاثیر آن قرار میگرفتند و از طرف دیگر (حتما به علت احساس برخورد آیات با منافعشان) خود را به راه دیگر – نشنیده گرفتن آن – میزدند .

از آیه های 7 و 8 فهمیده میشود راجع به آیات مربوط به وقوع قیامت برخورد دوگانه میکردند ، از طرفی آن را سحر قلمداد میکردند و از طرفی میگفتند پس چه شد که اتفاقی نیفتاد؟

از آیه 12 فهمیده میشود فعالان کفر از آنحضرت معجزه میخواستند و از آیه های 13 و 14 فهمیده میشود به آنحضرت گفته میشود همین قرآن معجزه است .

4 زاویه با تفاسیر رایج

1 (المیزان) : اين سوره همانطور كه از آغاز و انجامش و از زمينه‏اى كه همه آياتش دارد بر مى‏آيد در اين مقام است كه غرض آيات قرآنى را با همه كثرت و تشتتى كه در آنها است بيان نموده از مضامين همه آنها خلاصه‏گيرى كند.و خاطر نشان مى‏سازد كه اساس و جان تمامى معارف مختلفى كه آيات قرآنى متضمن آن است يك حقيقت است. اگر قرآن كريم سخن از معارف الهى دارد و اگر در باره فضايل اخلاقى سخن مى‏گويد و اگر احكامى در باره كليات عبادات و معاملات و سياسات و ولايتها تشريع مى‏كند و اگر از اوصاف خلايقى از قبيل: عرش، كرسى، لوح، قلم، آسمان، زمين، فرشتگان، جن، شيطانها، گياهان، حيوانات و انسان سخن به ميان مى‏آورد، و اگر در باره آغاز خلقت و انجام آن حرف مى‏زند و بازگشت همه را نخست به سوى فنا و سپس به سوى خداى سبحان مى‏داند و خبر از روز قيامت و قبل از قيامت، يعنى از عالم قبر و برزخ مى‏دهد و از روزى خبر مى‏دهد كه همه براى رب العالمين و به امر او بپا مى‏خيزند، و همه در عرصه‏اى جمع گشته سؤال و بازخواست و حساب و سنجش و گواهى گواهان را مى‏بينند، و در آخر بين همه آنان داورى شده گروهى به بهشت و جمعى به دوزخ مى‏روند، بهشت و دوزخى كه داراى درجات و دركاتى هستند، و نيز اگر بين هر انسانى و بين عمل او، و نيز بين عمل او و سعادت و شقاوت او، و نعمت و نقمت او، و درجه و دركه او، و متعلقات عمل او از قبيل وعده و وعيد و انذار و تبشير از راه موعظه و مجادله حسنه و حكمت رابطه برقرار دانسته و در باره آن رابطه‏ها سخن مى‏گويد، همه اينها بر آن يك حقيقت تكيه دارد و آن حقيقت چون روح در تمامى آن معارف جريان يافته و آن يك حقيقت، اصل و همه اينها شاخه و برگ آنند، آن حقيقت، زير بنا و همه اينها كه دين خدا را تشكيل مى‏دهند بر آن پايه بنا نهاده شده‏اند، و آن يك حقيقت عبارت است از توحيد حق تعالى، البته توحيدى كه اسلام و قرآن معرفى كرده، و آن اينست كه انسان معتقد باشد به اينكه خداى تعالى رب همه اشياى عالم است و غير از خداى تعالى در همه عالم ربى وجود ندارد، و اينكه انسان به تمام معناى كلمه تسليم او شود و حق ربوبيت او را اداء كند و دلش جز براى او خاشع نگشته، بدنش جز در برابر او خضوع نكند، خضوع و خشوعش تنها در برابر او- جل جلاله- باشد.

و اين توحيد، اصلى است كه با همه اجمالى كه دارد متضمن تمامى تفاصيل و جزئيات معانى قرآنى است، چه معارفش و چه شرايعش. و به عبارتى اصلى است كه اگر شكافته شود همان تفاصيل مى‏شود، و اگر آن تفاصيل فشرده شود به اين اصل واحد برگشت مى‏كند.

پس، اين سوره همه معارف قرآنى را نخست در اين چهار آيه اول بطور اجمال ذكر  نموده، سپس در طول سوره به تفصيل آن مى‏پردازد، البته آن تفصيل را در قالب انذار و تبشير ريخته، انذار و تبشيرى كه با ذكر سنت جارى خدا در بندگان و ايراد اخبار امتهاى گذشته و داستان اقوام نوح و هود و صالح و لوط و شعيب و موسى، و سرنوشتى كه استكبار از پذيرفتن دعوت الهى و نيز افساد در زمين و اسراف در اين فساد انگيزى دارد صورت گرفته، و نيز به توصيف وعده‏هاى الهى براى مؤمنين و صاحبان اعمال صالح و توصيف تهديدهايى كه خدا به طبقه كفار و تكذيبگران آياتش داده پرداخته و در خلال اين مسائل امور ديگرى از معارف الهى راجع به توحيد، نبوت و معاد نيز خاطر نشان شده است.       

چنانکه ملاحظه میشود در باب چیزی که المیزان آن را «غرض سوره» مینامد (و لزوما می باید خلاصه و در حد یکی-دو جمله باشد) خیلی طولانی فرموده و ضمنا صحیح نیز به نظر نمیرسد ، زیرا ، با «درس» که از راه محاسبه استخراج و فوقا نقل شده، نسبتی ندارد .

5 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیات 12 تا 14 تحدی فرموده (اگر فکر میکنید این پیامبر این حرفها را از خودش در آورده ده سوره مانند این سوره ها بیاورید . . . ) که این یک پیشگوئیِ ممتد و کِشدار است که آوازه اش هم تا حالا در فضای ذهنی همگان طنین می اندازد و تا کنون مدعیی به این تحدی پاسخ نداده است .

با این بیان، سوره­های قرآن، رسماً بعنوان معجزه پیامبر اکرم(ص) معرفی گردیده است.

البته می­دانیم که این مبارز­طلبی هرگز پاسخ نیافت و این دو آیه نیز در زمره پیشگوئی­های تحقق یافته قرار گرفت.

 

6 کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

کلمه «اَنّ» (= اینکه) نشان می­دهد آیه 2 قسمتی از شرح آن «فصّلت»ی است که درآیه 1 فرموده­ ، لذا آیه 2 فرع بر آن است و «و» ابتدای آیه 3 نیز نشان می­دهدکه آیه 3 نیز ادامه مطالب آیه 2 است ، یعنی آن نیز فرع همان است .

آیه­های 6 و 7 بدون این که فرع برآیه­ای باشند پرانتزی هستند زیرا اگر چشم خویش را بر آنها ببندیم و انتهای آیه 5 را به ابتدای آیه 8 وصل کنیم می­بینیم روال سخن صاف و یکدست است.

فرعی بودن آیه 11 نسبت به آیه 10 واضح است.

کاملاً واضح است آیه 14 فرع بر آیه 13 می­باشد،

و در سه کلمه آخر تغییر مخاطب اتفاق افتاده است .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿1﴾ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿2﴾ وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ﴿3﴾ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿4﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند، پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : هشدار به کافران که مبادا مانند مکذبان پيامبران گذشته باشيد (و به آن عاقبت دچار شويد)

2

 أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُواْ مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿5﴾ وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿6﴾ وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿7﴾ وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ ﴿8﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند، پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : ای پیامبر! علت رفتارهای این مکذبان غفلت از علم و قدرت خداوند است.

3

وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ ﴿9﴾ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ﴿10﴾ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿11﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند، پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : ای پیامبر! رفتار این مکذبان ناراحتت نکند، اکثر انسانها چنین اند.

4

 فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿12﴾ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿13﴾ فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿14﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند، پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : ای پیامبر! به رسالتت محکم بچسب و ایرادهاشان را نیز به راحتی پاسخ ده.

7 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 6 ، هم به علت شهرتش، و هم به علت استفادهء موعظه ای و اخلاقی زیادی که چه بر منابر و چه در کتب و مقالات اخلاقی از آن میشود، از آیات برجسته قرآنی است.

همچنین است آیه 7، بازهم به علت ارجاع دادنِ زیادِ کسانی که باب معجزات علمی قرآنی کار و تحقیق میکنند.

و همینطور است آیه های 13 و 14، که در موضوع تحدی (مبارز طلبی) قرآن است که به موضوع فوق العاده مهمِ معجزه بودن قرآن مربوط میشود، و این دو آیه برمنابر و در کتب و مقالات اعتقادی و کلامی بسیار مورد مراجعه قرار میگیرد.

8 - آیات مشکل

مشکلیِ آیه7 از آنجا فهمیده میشود که بدانید مفسران (اعم از قدیم و معاصر) چقدر اختلاف نظر ابراز و اظهار مینمایند.

9 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

اگر در محتوای آیه 7 کمی دقت کنید به سهولت متوجه میشوید که این آیه بسیار از دسترسی ذهنیات بشر قرن بیست و یکم نیز دور است، چه رسد به مخاطب های اولیه.

10 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

11 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - هشدار به کافران که مبادا مانند مکذبان پيامبران گذشته باشيد ( و به آن عاقبت دچار شويد)  

2 – ارشاد پیامبر (ص) که به سخنان کفار گوش نسپارد و به رسالتش بپردازد .

12 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 2 تا 4 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

نمونه­ای از «اجمال» و «تفصیل» اشاره شده

نمونه­ای از «اِجمال»ی که در آیه 1 به آن اشاره شده ، همین آیات 2 و 3 و 4 است ، و نمونه ای از «تفصیل» که به آن اشاره شده، همان است که امروزه بصورت یک کتاب تقریباً 600 صفحه­ای بنام قرآن در اختیار همگان است .

دو دل  معادل دورو

درابتدای آیه 5، «یثنون صدورهم» اشاره به رفتاری عامدانه دارد که ما در فارسی به آن «دو روئی» میگوئیم.

این نوع از افراد در زمان نزول این آیات (که تقریبا سال ششم بعثت و سال هفتم قبل از هجرت میباشد) «سران» مخالفان آنحضرت را شامل میشود که اعتراف به حقانیت آنحضرت را در تضاد با منافع خویش میدیدند و لذا گفتار و رفتارشان را در چارچوب مخالفت با ایشان تنظیم میکردند ، اما در قلب شان اصالت و حقانیت آنحضرت را درک میکردند.

اعجاز قرآن

مبارزطلبی که در آیه 13 به چشم می­خورد از سوره اسراء شروع شده که فرموده کتابی مانند آن بیاورید و نخواهید توانست حتی اگر کل انس و جن در این باره تشریک مساعی کنند و در این آیه موضوع را تخفیف داده و به ده سوره تقلیل داده و چنانکه خواهیم دید در سوره­های یونس و بقره موضوع را به یک سوره تقلیل مجدد داده و از همگان دعوت کرده که اگر فکر می­کنید این قرآن می­تواند کار بشر باشد پس شما هم قاعدتاً باید بتوانید لااقل یک سوره مانند آن بیاورید.

با توجه به اینکه اسلام همیشه مخالفان مهم و ریشه­داری داشته، که صاحب قدرت و ثروت هم بوده­اند، اگر این کار ممکن بود می­باید تاکنون شاهد وقوع این پدیده بوده باشیم.

به این ترتیب معلوم می­شود قرآن یک پدیده فوق بشری بوده و معجزه پیامبر اکرم (ص) می­باشد ، و لذا خود قرآن بهترین دلیل حجیت آن ، و صدق مطالب مندرج در خویش ، می­باشد.

گوشه­ای از عظمت تدبیر، و گوشه ای از عظمت آفرینش

در آیه 6 گوشه­ای از عظمت تدبیر و در آیه7 گوشه­ای از عظمت آفرینش الهی را مطرح می­نماید که توقف و تمرکز روی کلمه به کلمه آنها چنان ظرفیت عظیمی پیش روی خواننده باز می­کند که اگر می­خواستیم وارد شرح آن بشویم بسیار طولانی می­شد و ما اختصار را برگزیده­ایم .

اما خواننده این قبیل متون فرهیخته است و اشاره­ای هم او را کافیست بعنوان مثال کافیست فقط به همین کلمه «جنبنده» اشاره­ای کنیم که چه عدد هوش ربائی را شامل می­شود، آنگاه تصور برآوردن دائمی نیازهای تکوینیِ آن تعدادِ هوش­ربایِ آن موجودات و آنگاه تصور علم و قدرتی که مختصات و نیازهای آن تعداد را دائماً پوشش دهد، چنان حیرتی ایجاد می­کند که فقط کسانی با آن آشنا می­باشند، که این تمرکز و دقت را تجربه کرده باشند.

کتاب «مبین»

«کتاب روشنگر»ی که در انتهای آیه 6 به آن اشاره شده به این معنی نیست که خداوند علم خویش را از آنجا کسب می­کند بلکه خداوند مستقیماً به همه این چیزها علم دارد اما خود این علم اقتضاء دارد که در جائی مستقر و محفوظ شود و «کتاب آشکارکنندۀ» مورد بحث محل و مرکز این «علم» است.

شش «روز»

«شش روز» (آیه 7 ) به همان معنی که ما معمولاً از عبارت «شبانه­روز» درک می­کنیم نیست زیرا مفهوم اخیر به مفاهیم زمین و خورشید و حرکت وضعی زمین بستگی دارد اما در ابتدای سوره معارج مفهومی مغایر با این مفهوم را هم دیدیم که تازه آنهم به شکل مثال بود.

لذا بهتر است بجای کلمه رایج «روز»، کلمه «مرحله» را قرار دهیم.

عرش

«عرش» نماد مرکز فرماندهی است و «عرش او بر آب بود» یعنی مرکز فرماندهی جهان وجود داشت اما جهان هنوز شکل خویش را نیافته بود و سیال بود.

مقام انسانیت

اینکه بعد از آن همه مطالب بسیار سنگین فرموده «تا شما را بیازماید» این نکته فهمیده می­شود که مقام انسانیت نزد خداوند از آسمانها و زمین بالاتر است.

همه اینها به «زبان مخاطب» است

همانطور که جنین داخل شکم مادر هیچ راهی برای درک این جهان ندارد، ما نیز راهی برای درک مفاهیم عالیقدر فوق نداریم و معانی مطالب مذکور آن چیزی که از لفظ آنها فهمیده می­شود نیست، بلکه خداوند به زبان مخاطب و به «زبان آآآآآآآااااخختنستبنلتمثال» فرموده است.

انسان

منظور از کلمه «انسان» در آیه­های 9 و 10 «همه انسان­ها» نیست بلکه «اکثریت انسان­ها» است.

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحيم

ا.ل. ر. اين کتابي است که آياتش اجمال ، و {سپس از جانب صاحب حکمتي آگاه ،} تفصيل يافته است (1) {که جز خداوند را عبادت مکنيد که من از جانب او برايتان هشدار دهنده و مژده دهنده اي هستم (2)  و اينکه از پروردگارتان آمرزش خواسته و بسوي او بازگرديد تا شما را به برخورداريي نيکو تا مدتي معين برخوردار کند و فضل هر صاحب فضلي را به او بدهد و اگر روي برگردانيد برايتان خوف عذاب روزي بزرگ را دارم} (3) بازگشتتان بسوي خداوند است و همو بر همه چيز توانا است (4) آگاه باشيد که آنان همان دم كه رو برميگردانند تا خود را از (شنيدن) آن مخفي کنند ، و همان هنگام که جامه بر سر مي کشند ، (خداوند) آنچه را پنهان مي کنند و آنچه را که آشکار ميکنند ميداند که او به حقيقت دلها آگاه است (5) {و هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر اينکه روزيش برعهده خداوند است و محل استقرار و محل نهايي او را ميداند. همه (اينها) در کتابي روشنگر هست(6) و هموست که آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد که کدامتان خوش عمل تريد و اگر بگويي حتمأ پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد کافران خواهند گفت اين جز جادويي آشکار نيست}(7) و اگر عذاب را تا مدتي کم و معين از آنها به عقب بياندازيم خواهند گفت چه چيزي جلويش را گرفته؟ بدانيد روزي که (عذابشان) بيايد از آنها بر طرف نخواهد شد و آنچه را که به مسخره ميگيرند بر آنها فرود خواهد آمد(8) و اگر به انسان رحمتي از جانب خويش بچشانيم سپس آن را از او جدا کنيم نوميد و ناسپاس ميشود (9)  و اگر پس از ناراحتي که به وي رسيده ، نعمتي به او بچشانيم ميگويد بديها از من دور شد و شاد ميگردد و فخر ميفروشد (10) مگر آنانکه صبر نمودند و عمل شايسته انجام دادند که آمرزشي و پاداشي بزرگ خواهند داشت (11) پس شايد بعضي از آنچه را که بسويت وحي شده ترک کني و دلت تنگ شود که ميگويند چرا گنجي بر او نازل نشده يا فرشته اي همراه او نيامده . جز اين نيست که تو هشدار دهنده اي هستي و خداوند مواظب همه چيز هست (12)  يا اينکه ميگويند آن را افترا بسته . بگو پس ده سوره افترايي مانند آن  بياوريد ، و هر کس غير از خدا را که توانستيد (به ارزيابي آنچه آورده اید) دعوت کنيد اگر راست  میگوييد (13) پس اگر استجابت تان نکردند بدانيد که به علم خدا نازل شده و خدايي جز او نيست . پس [ای منکران] آيا تسليم ميشويد؟ (14)

 

هود2    آیات15تا24

مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ ﴿15﴾ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿16﴾ أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿17﴾ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿18﴾ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿19﴾ أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُواْ مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُواْ يُبْصِرُونَ ﴿20﴾ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿21﴾ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ ﴿22﴾ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿23﴾ مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿24﴾

 

کسانی که زندگي دنيا و زينت آنرا بخواهند نتیجه اعمالشان را بطور کامل به آنها ميدهيم و هيچ نقصاني نمي يابند (15) اما آنها در آخرت بهره اي جز آتش نخواهند داشت و آنچه را که ساخته باشند از بين ميرود و عملي که ميکرده اند باطل است (16) ای پیامبر! آيا کساني که بر دليلي از پروردگارشان استوارند ، و نیز کتابی را که شاهدي از جانب اوست ، تلاوت ميکنند ، و قبل از آن هم کتاب موسي پيشوا و رحمتي بوده ، مانند کافرانند؟ در حالیکه حق این است که آنها به آن ايمان مي آورند و کساني از گروه ها که به آن کافر شود وعده اش آتش است .  پس درباره آن حقیقت و آن عاقبتِ دوگروه هيچ شکي مدار . البته آن حق و از جانب پروردگارت است وليکن اکثر مردم نميدانند (17)  و چه کسي ظالم تر است از کسي که به خداوند افتراي دروغ ببندد؟ آنها به پروردگارشان عرضه ميشوند و شاهدان ميگويند اينها کساني هستند که به پروردگارشان دروغ بسته اند . بدانيد لعنت خدا بر ظالمان خواهد بود (18) همان کساني که مردم را از راه خدا باز ميدارند و آن را کج ميخواهند و به آخرت نيز  کافرند (19) آنها نميتوانند خداوند را در زمين عاجز کنند و جز خداوند نیز هیچ سرپرستی ندارند . عذابشان مضاعف ميشود و توان شنيدن و ديدن نخواهند داشت (20) خودهاشان را به خسارت افکندند و آنچه را نيز که افترا مي بستند از آنان گم ميشود (21) و ناگزير در آخرت از زيانکارترين ها خواهند بود (22) اما صاحبان ايمان و عمل صالح که بسوي پروردگارشان با تواضع رو ميکنند از بهشتيان خواهند بود که در آن جاودانند (23)  مَثَل دو گروه مانند کور و بينا و کر و شنوا است . آيا اينها مساويند؟ آيا پند نميگيريد؟ (24)

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند، پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : مقايسه دو گروه از مردم از لحاظ جهت گيريي که نسبت به کلام خدا مي­کنند و نتايج رفتارشان .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 به کافران هشدار میدهد که مبادا مانند مکذبان پيامبران گذشته باشيد (و به آن عاقبت دچار شويد) و اي پيامبر به سخنان کفار گوش نسپار و به رسالتت بپرداز .

در این پاراگراف می فرماید ای پیامبر ! مردم درآخرت به دودسته بزرگ دسته بندی می شوند ، کسانی که خودرا بدبخت کرده اند وکسانی برعکس آنها .

3 - سوالات

1- حالت کلی این پاراگراف چگونه است؟ (ارشاد پیامبر- ص-؟ یا...؟)

2 – منظور از «اخبتوا» (آیه23) چیست؟

3 – منظور از «اشهاد» (آیه18) چیست؟

4 - در آیه 15 کلمه دنیا به معنی لغوی آمده یا اصطلاحی؟

5 – آیه 15 شبیه کدام آیه در سوره قبل (اسراء) است؟

6 - «من» در ابتدای آیه 17 به چه معنی است؟ (کسیکه؟ کسانیکه؟ ) و چرا؟

4 زاویه با تفاسیر رایج

آیه 17 این پاراگراف یکی از آیات مورد اختلاف شدید مفسران است، یکی «مَنِ» (=چه کسی) ابتدای آیه را به رسول اکرم(ص) و دیگری بر امیرالمؤمنین(ع) تطبیق کرده و فرمایش­های عجیب و غریبی فرموده­اند .

سایرین نیز چیزهای دیگری گفته­اند ، و به زحمت زیادی دچار شده­اند ، و بالاخره هم نتوانسته اند­ مطلب خویش را به طرز پسندیده ای­ جمع کنند .

اما در این روش تحلیلی ، بدون استفاده از خارج قرآن ، خود متن قرآنی بطوری معقول و مقبول و منطقی تحلیل شده ، و در نتیجه ، نتیجه­ای گرفته ایم که ارزیابی آن رابـه شما وامیگذاریم.

 

5 - کلید های تفسیری

بین دو آیه 15 و 16، دومی فرع بر اولی است.

آیه 17، بدون این که فرع بر آیه­ای باشد پرانتزی است زیرا اگر چشم خویش را بر آن ببندیم و انتهای آیه 16 را به ابتدای آیه 18 وصل کنیم می­بینیم روال سخن صاف و یکدست می­باشد.

آیه­های 19 و 20 و 21 و 22 فرع بر آیه 18 می­باشند زیرا آیه 19 توصیف مدلول آیه 18 بوده و آیه 21 موقعیت دنیائی و آخرتی آنها را نشان می­دهد و آیه 21 مدلول آیه 20 را تعلیل می­کند ، و آیه 22 نیز نتیجه آخرتی مدلول آیه 21 است .

در آیه 17 ، قبل از کلمه اولئک واگذاری به مخاطب صورت گرفته است .

معنی کلمات : «دنیا» در آیه 16 به معنی لغوی آن است یعنی نزدیک­تر، و پست­تر. اما «آخرت» در آیه 17 به معنی اصطلاحی آن است یعنی« زندگی پس از وقوع قیامت»

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ ﴿15﴾ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿16﴾

درس: مکذبانِ پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند، پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : ای پیامبر! به این تکذیبگران که بی اهمیتیِ دنیا و اهمیت آخرت را درک نمیکنند چندان اهمیت مده.

2

 أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿17﴾

درس: مکذبانِ پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند، پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : ای پیامبر! پیروان تو دلیل محکم دارند، اما تکذیبگرانت عاقبت بد، به این حقیقت دلگرم باش.

3

 وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿18﴾ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿19﴾ أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُواْ مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُواْ يُبْصِرُونَ ﴿20﴾ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿21﴾ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ ﴿22﴾ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿23﴾

درس: مکذبانِ پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند، پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : ای پیامبر! عاقبت این تکذیبگران این است.

4

 مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿24﴾

درس: مکذبانِ پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند، پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : ای پیامبر! مثال پیروانت و تکذیبگران این است.

6 - آیات مشکل

آیه 17، از این لحاظ که مفسران مختلف در تفسیر آن سخنان مختلفِ دور از هم گفته اند، جزء آیات مشکل قرآنی قلمداد میگردد.

7 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

این پاراگراف نیز از آن مواردی است که مخاطب های اولیه، قرآن را از ما بهتر می فهمیده اند و ما که ذهنمان در اثر برخی روایات و برخی تفاسیر مشوب گردیده، نمیتوانیم بخوبیِ مخاطبان اولیه مطلب را بفهمیم .

امید وارم توضیحاتی که تاکنون عرض کرده ایم توانسته باشد این مشوبات را کنار بزند .

8 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

مردم درآخرت به دودسته بزرگ دسته بندی می شوند :

1 -  کسانی که خودرا بدبخت کرده اند ،

2 -  کسانی برعکس آنها .

9 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 18 تا 22 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

 

تفسیرآیه17

واقعا تا وضع پاراگراف را در حالتِ نشان داده شده اصلی-فرعی در کنار هم نبینید اهمیت تشخیص اصلی-فرعی را درک نخواهید کرد:

 

 مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ ﴿15﴾ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿16﴾ أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿17﴾ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿18﴾ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿19﴾ أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُواْ مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُواْ يُبْصِرُونَ ﴿20﴾ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿21﴾ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ ﴿22﴾ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿23﴾ مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿24﴾

کسانی که زندگي دنيا و زينت آنرا بخواهند (نتیجه) اعمالشان را بطور کامل ميدهيم و هيچ نقصاني نمي يابند (15) {آنها در آخرت بهره اي جز آتش نخواهند داشت و آنچه را که ساخته باشند از بين ميرود و عملي که ميکرده اند باطل است}(16) {پس آيا کسي که بر دليلي از پروردگارش (استوار) است، و شاهدي از جانب اورا  هم تلاوت ميکند ، و قبل از آن هم کتاب موسي پيشوا و رحمتي بوده ، [مانند کافران است؟] آنها به آن ايمان مي آورند و کسي از گروه ها که به آن کافر شود وعده اش آتش است.  پس درباره آن هيچ شکي مدار. البته آن حق و از جانب پروردگارت است وليکن اکثر مردم نميدانند} (17)  و چه کسي ظالم تر است از کسي که به خداوند افتراي دروغ ببندد؟ آنها به پروردگارشان عرضه ميشوند و شاهدان ميگويند اينها کساني هستند که به پروردگارشان دروغ بسته اند . بدانيد لعنت خدا بر ظالمان است (18) {همان کساني که از راه خدا باز ميدارند و آن را کج ميخواهند و به آخرت نيز  کافرند(19) آنها نميتوانند (خداوند را) در زمين عاجز کنند و سرپرستاني جز خداوند ندارند . عذابشان مضاعف ميشود و توان شنيدن و ديدن نخواهند داشت (20) خودهاشان را به خسارت افکندند و آنچه را نيز که افترا مي بستند از آنان گم ميشود (21) و ناگزير، در آخرت از زيانکارترين ها خواهند بود} (22) اما صاحبان ايمان و عمل صالح که بسوي پروردگارشان با تواضع رو ميکنند از بهشتيان خواهند بود که در آن جاودانند (23)  مَثَل دو گروه مانند کور و بينا و کر و شنوا است . آيا اينها مساويند؟ آيا پند نميگيريد؟ (24)

 

یعنی در آیه 17، با توجه به درس و درب و از اول تا اینجا ، همان جمع­بندیِ مقایسه­ای آیه 24 وجود دارد،

لذا،کلمه «مَن»، برعکس معنیی که کرده اند، بجای «کسیکه» ، «کسانیکه» است (مخصوصا که کمی جلوتر «اولئک» هم آورده)

یعنی در آیه 17 :

من : کسانی که

علی بینه من ربه : ایمان به مطالبِ وحیی که به پیامبر میشود

و یتلوه شاهد منه : قرآن را که تدریجا نازل میشود و شاهد و موید ایمان فوق است را میخواند

و من قبله کتاب موسی اماما و رحمه : قبل از قرآن تورات نیز همین نقشِ شاهد و موید را داشت

اولئک یومنون به : آن مومنان به مطالب محتوای وحی (با توجه به مطالب فوق الذکر) ایمان می آورند

(فهم بقیه فقرات هم که آسان است)

جمع بندی و تفسیر

کسانی که زندگي دنيا و زينت آنرا بخواهند (نتیجه) اعمالشان را بطور کامل ميدهيم و هيچ نقصاني نمي يابند (15) {آنها در آخرت بهره اي جز آتش نخواهند داشت و آنچه را که ساخته باشند از بين ميرود و عملي که ميکرده اند باطل است}(16) {پس آيا کسي که بر دليلي از پروردگارش (استوار) است، و شاهدي از جانب اورا  هم تلاوت ميکند ، و قبل از آن هم کتاب موسي پيشوا و رحمتي بوده ، [مانند کافران است؟] آنها به آن ايمان مي آورند و کسي از گروه ها که به آن کافر شود وعده اش آتش است.  پس درباره آن هيچ شکي مدار. البته آن حق و از جانب پروردگارت است وليکن اکثر مردم نميدانند} (17)  و چه کسي ظالم تر است از کسي که به خداوند افتراي دروغ ببندد؟ آنها به پروردگارشان عرضه ميشوند و شاهدان ميگويند اينها کساني هستند که به پروردگارشان دروغ بسته اند . بدانيد لعنت خدا بر ظالمان است (18) {همان کساني که از راه خدا باز ميدارند و آن را کج ميخواهند و به آخرت نيز  کافرند(19) آنها نميتوانند (خداوند را) در زمين عاجز کنند و سرپرستاني جز خداوند ندارند . عذابشان مضاعف ميشود و توان شنيدن و ديدن نخواهند داشت (20) خودهاشان را به خسارت افکندند و آنچه را نيز که افترا مي بستند از آنان گم ميشود (21) و ناگزير، در آخرت از زيانکارترين ها خواهند بود} (22) اما صاحبان ايمان و عمل صالح که بسوي پروردگارشان با تواضع رو ميکنند از بهشتيان خواهند بود که در آن جاودانند (23)  مَثَل دو گروه مانند کور و بينا و کر و شنوا است . آيا اينها مساويند؟ آيا پند نميگيريد؟ (24)

 

 

هود3    آیات25تا49

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿25﴾ أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ﴿26﴾ فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ﴿27﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ﴿28﴾ وَيَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالاً إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَمَآ أَنَاْ بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّيَ أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ﴿29﴾ وَيَا قَوْمِ مَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿30﴾ وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللّهُ خَيْرًا اللّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿31﴾ قَالُواْ يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿32﴾ قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ﴿33﴾ وَلاَ يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿34﴾ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرَمُونَ ﴿35﴾ وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلاَّ مَن قَدْ آمَنَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ﴿36﴾ وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ﴿37﴾ وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ ﴿38﴾ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ﴿39﴾ حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ ﴿40﴾ وَقَالَ ارْكَبُواْ فِيهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿41﴾ وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ ﴿42﴾ قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ﴿43﴾ وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿44﴾ وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿45﴾ قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿46﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِينَ ﴿47﴾ قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَركَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿48﴾ تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿49﴾

 

و البته نوح را بسوي قومش فرستاديم ، و او به قومش چنین توضیح داد که من برايتان هشدار دهنده اي آشکارم (25) که غير از خداوند را عبادت مکنيد که بر شما از عذابِ روزي دردناک بيمناکم (26) پس بزرگانِ کافران قومش گفتند : تو را جز بشري مثل خودمان و پيروانت را نيز جز فرومايگاني بيخرد نمي بينيم و برتريي براي شما بر خويش نمي شناسيم بلکه شما را دروغگو ميدانيم (27) گفت اي قوم! اگر با دلايل روشني از جانب پروردگارم همراه باشم و رحمت و وحیی از جانب خويش بمن داده باشد که بر شما پوشيده مانده باشد ، من حق دارم که رسالت و ماموریت خویش را انجام دهم و باید امکان انجامش را داشته باشم و بتوانم بطور آزادانه و بدون فشار و اکراه تبلیغ مطالبم را کنم ، آيا من به شما زور گفته ام؟ آیا شما را به قبول دعوتم ملزم کرده ام؟ حتي اگر اکراه داشته باشید؟ (28) اي قوم!  من که از شما اموالي نمي خواهم ، مُزدم بر عهده خداوند است و من نمیتوانم مومنانِ پیروِ خویش را طرد کنم، آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد وليکن من شما را قومي نادان ميبينم (29) اي قوم اگر آنها را طرد کنم چه کسي مرا در مقابل خداوند ياري خواهد کرد؟ آيا متوجه نيستيد؟ (30) و نميگويم خزائن خداوند نزد من است و نيز نميگويم علم غيب دارم و نميگويم فرشته هستم و به کساني که به چشم شما کوچک مي آيند نميگويم خداوند هرگز خيري به آنان نخواهد داد . خداوند به قلوب آنها داناتر است. اگر چنان کنم از ظالمان خواهم بود (31) گفتند اي نوح با ما جدال کردي و جدالت هم زياد شد پس آنچه را که وعده ميدهي برايمان بياور اگر راست ميگويي (32) گفت جز اين نيست که خداوند اگر بخواهد آنرا برايتان مي آورد و شما نميتوانيد مانع شويد (33) و اگر بخواهم برايتان خير خواهي کنم و خودتان لایق آن نباشید نصيحت هايم فايده اي براي شما ندارد . همو پروردگارتان است و بسوي او بازخواهيد گشت (34) ای پیامبر! تکذیبگران قوم تو نیز مانند قوم نوح میباشند و میگویند تو این قرآن را بر ما افترا بسته ای . بگو اگر چنين باشد گناهش بعهده من است ولی من از گناهی که شما میکنید و کلام خدا را تکذیب مینمائید بيزارم (35)  به نوح وحي­شد که غير از کسانيکه تاکنون ايمان­آورده­اند ديگر کسي ايمان نخواهد آورد لذا از آنچه مي­کنند ناراحت مباش (36) و آن کشتي را در مقابل چشمان ما و به آموزش ما بساز و درباره کساني که ظلم کرده اند بعنوان وساطت چيزي مگوی که آنها غرق خواهند شد (37) و او آن کشتي را ميساخت و هر بار که برخی از بزرگان قومش بر او عبور ميکردند مسخره اش مينمودند و او ميگفت اگر مسخره مان ميکنيد ماهم به وقتش مانند شما مسخره تان خواهيم کرد (38) پس بزودي خواهيد فهميد عذاب خوار کننده و ماندگار بر چه کسي فرود خواهد آمد (39) تا اينکه فرمان ما آمد و آن تنور که علامت شروع عذاب بود فوران کرد . به نوح گفتيم اهل خويش را و نيز از همه جانوران جفتي و نيز مومنان را در آن سوار کن ، و در این زمان ، جز عده کمي کسي همراه با او ايمان نياورده بود (40) و نوح گفت بنام خدا در آن سوار شويد که رهسپاري و توقفش بنام خداست ، که البته پروردگارم آمرزگار مهربان است (41) و آن کشتي آنها را در ميان امواجي که مانند کوهها بود ميبرد و نوح پسرش را در حاليکه بركرانه اي بود صدا زد که اي پسرکم با ما سوار شو و با کافرا ن مباش (42) گفت بزودي به کوهي پناه ميبرم که مرا از آب حفظ کند . گفت امروز چيزي کسی را از فرمان خدا حفظ نميکند مگر کسي که همو رحمش کند و بين آنها موجي حائل شد و پسر نوح از غرق شدگان گرديد (43) آنگاه به زمين گفته شد آب خويش را فرو خور و اي آسمان تو هم نبار ، آب فرو رفت و امر خداوند گذشت و کشتي بر کوه جودي مستقر شد و از سوی خداوند مقرر شد ظالمان از رحمت الهی دور باشند (44) و نوح پروردگارش را ندا داد که پروردگارا! پسرم جزء اهل من است و وعده تو نيز حق است و تو بهترين حکمراني (45) گفت اي نوح او از اهل تو نيست . او عملي ناصالح است . پس درباره چيزي که علمش را نداري از من خواهشي مکن. نصيحتت ميکنم که مبادا از جاهلان شوي (46) گفت پروردگارا به خودت پناه ميبرم از اينکه خواهشي کنم که علمي به آن ندارم و اگر مرا نيامرزي و رحم نکني از زيانکاران خواهم شد (47) آنگاه گفته شد اي نوح فرود آي! به سلامي از جانب ما و برکاتي بر خودت و بر اقوامي که از نسل همراهان تو بوده و لذا با تو هستند و اقوامي از همان نسلها خواهند بود که بزودي برخوردارشان خواهم کرد سپس آنها گمراهی را انتخاب خواهند کرد و لذا از جانب ما عذابي دردناک به آنان خواهد رسيد (48) اين از اخبار غيبي است که بسويت وحي ميکنيم . نه تو و نه قومت قبلا آن را نميدانستيد . پس صبر کن که عاقبت از آنِ متقيان است (49)

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب :  ای مردم! مبادا رفتاری در پیش بگیرید که شما را به عاقبتی مانند قوم نوح دچار سازد.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 به کافران هشدار میدهد که مبادا مانند مکذبان پيامبران گذشته باشيد (و به آن عاقبت دچار شويد) و اي پيامبر به سخنان کفار گوش نسپار و به رسالتت بپرداز .

در پاراگراف 2 می فرماید ای پیامبر ! مردم درآخرت به دودسته بزرگ دسته بندی می شوند ، کسانی که خودرا بدبخت کرده اند وکسانی برعکس آنها .

در این پاراگراف نمونه ای از رفتارکسانی در یکی از اقوام پیشین که خود را هلاک کرده اند را بیان میکند (با این زمینه که مبادا شما ها چنین کنید !)

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

1- از آیات 26 تا 33 فهمیده می­شود رئوس کافران خیلی به پیامبر(ص) درباره پیروانش ایراد می­­گرفتند و از همین آیات فهمیده می­شود که بیشتر پیروان پیامبر(ص) از اقشار فرودست جامعه بودند، و پیامبر(ص) به آنها محبت می­کرد و آنها را به اصطلاح امروز خیلی «تحویل می­گرفت» و به انتقادات مخالفان در این زمینه چندان توجهی نمی­کرد.

4 - کلید های تفسیری

آیه 35 بطور وضوح پرانتزی است .

اما ، در خلال این پاراگراف نسبتا بلند تعدادی «خرده پرانتز» هم هست که با اندک دقتی تشخیص داده میشود لذا به خواننده محترم واگذار میشود .

کلمه «اهل» که در اواخر این پاراگراف آمده ، به معنیِ بستگان نسبی و سببی نیست، بلکه به معنیِ بستگان عقیدتی (و در اینجا به معنیِ مومن و پیرو) است .

در آیه 28 ، قبل از کلمه «انلزمکمواها» ، «واگذاری به مخاطب» صورت گرفته ، یعنی که خواننده قرآن باید بداند که قبل از کلمه مذکور با چنین جمله ای جای خالی گذاشته شده عمدی (برای تحریک ذهن مخاطب) را پرکند :

«من حق دارم و باید رسالت و ماموریت خویش را انجام دهم و باید امکان انجامش را داشته باشم و بتوانم بطور آزادانه و بدون فشار و اکراه تبلیغ مطالبم را کنم»

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿25﴾ أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ﴿26﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب :  ای مردم! سخن نوح نیز مانند سخن پیامبر شمااست.

2

 فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ﴿27﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ﴿28﴾ وَيَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالاً إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَمَآ أَنَاْ بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّيَ أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ﴿29﴾ وَيَا قَوْمِ مَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿30﴾ وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللّهُ خَيْرًا اللّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿31﴾ قَالُواْ يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿32﴾ قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ﴿33﴾ وَلاَ يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿34﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب :  ای مردم! شما هم به پیامبرتان همان ایراداتی را میگیریدکه قوم نوح به پیامبرشان میگرفتند.

3

أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرَمُونَ ﴿35﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : ای پیامبر! اگر مخالفانت ایراد بگیرند که راست نمیگوئی، جوابشان این است.

4

 وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلاَّ مَن قَدْ آمَنَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ﴿36﴾ وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ﴿37﴾ وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ ﴿38﴾ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ﴿39﴾ حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ ﴿40﴾ وَقَالَ ارْكَبُواْ فِيهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿41﴾ وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ ﴿42﴾ قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ﴿43﴾ وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿44﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

5

وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿45﴾ قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿46﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِينَ ﴿47﴾ قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَركَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿48﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : ای پیامبر! پیامبران نیز ممکن است اشتباهی کنند، تو سعی کن اشتباهی نکنی.

6

تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿49﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : ای پیامبر! و ای مومنان! قدر این وحی را بدانید.

5 - کدام مطالب این پاراگراف «بی ربط» به نظر میرسد؟

آیه 35چنین موقعیتی دارد، علتش هم این است که «پرانتزی» است، دلیلش هم اینکه اگر چشم خویش را برآن ببندیم و قبل و بعدش را وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف و یکدست و بی سکته است.

6 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

آیه 49 یکی از موارد مهم تیتر فوق است که شرح آن را ذیلا تحت تیتر «رفع یک شبهه» داده ایم.

7 - پیشگوئی های تحقق یافته

در این پاراگراف ، با ذکر داستان هلاکت دستجمعی و اضمحلال مکذبان و متعرضانِ به نوح (ع) ، تلویحا پیشگوئی مینماید که رسول اکرم (ص)  نیز بر مکذبان و متعرضانِ به خویش غالب میگردد .

8 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

9 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

تحذیر مکذبان معاصر که از حدّ نگذرانند و خود را در معرض نابودیِ دستجمعی قرار ندهند .

10 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 25 و 26 بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

فهمیدن منظور داستان های قرآنی آسانتر است

موضوع تیتر فوق واضح است و شرحی نمیطلبد و لذا ما در پاراگراف های داستانی شرح زیادی لازم نمی بینیم ، مگر در برخی موارد استثنائی که وقتی به آن استثنائات رسیدیم اگر عرایض توضیحیی لازم بود عرض میکنیم .

رفع یک شبهه

دکتر سروش (و پیروانش) یک مطلب غلطی را به قرآن نسبت میدهند و آنهم این است که در قرآن مطالبی که خارج از دانسته های معاصرین نزول سوره ها باشد ، وجود ندارد.

این سخن خیلی غلط است .

دلیل قرآنیِ غلط بودن این سخن در همین پاراگراف هست ، آنجا که در آیه 49 می فرماید «اینها از خبرهای غیبی است و نه خودت و نه قومت آن را نمیدانستید» ، و البته این آیه تنها آیه از این نوع نیست ، بلکه بارها چنین تذکری در سوره های آینده مشاهده میشود .

البته غلط بودنِ سخن سروش و همفکرانش منحصر به دلیل فوق نیست ، دلیل دیگرش عقلی است و آنهم این است که قرآن «آخرین کتاب خدا» است و لذا مخاطبانش از مخاطبان اولیه گرفته تا آخرین بشرهای روی زمین را شامل میشود و لذا قرآن باید طوری باشد که هر کس که در مطالبش تعمق میکند آن را ، در زمان خودش، «امروزی» بداند ، و دقیقا چنین نیز هست و دلیلش هم وجود اینهمه کتابهای «اعجاز قرآن» است که در قرون مختلف نوشته شده که امروز هم می بینیم دائما دارد نوشته میشود ، و این قلم نیز ، در این جهت ، کتاب «بیش از 355 پیشگوئی تحقق یافته» را تحریر نموده که از سایت قابل دانلود است .

«اهل»

مطابق آنچه در آیه 46 آمده، موضوع اهلیت بیشتر جنبه اعتقادی دارد تا جنبه خانوادگی، و اینک معنی «السلمان منا اهل البیت» را مستندا به قرآن می فهمیم.

قانون الهی

قبلا عرض کرده ایم که رفتار الهی در رابطه با اقوامِ مکذبِ سلف با پیامبرانشان ، دارای سه مرحله قابل تشخیص است :

1 – پیامبران اعلام موجودیت و اعلام ماموریت و تحذیر و تبشیر میکنند ،

2 – مکذبان اعلام مخالفت و اعلام کفر و جنگ روانی و تهدید میکنند ، و مدتی بر این منوال میگذرد ، تا همه حرفها زده شده و حجت تمام شود ، تا اینکه هرکس که ممکن است صف خود را مشخص کند ،

3 – مکذبان نیرویشان را جمع میکنند که پیامبر معاصر خویش و پیروان او را منهزم کنند ، که عذابِ هلاکتِ جمعیِ مکذبان واقع میشود .

در این پاراگراف این مطلب را با وضوح در مورد نوح (ع) می بینیم .

فار التنور

جمله فوق در (آیه 40) میتواند پس از خبر دادن سیستم وحی به نوح (ع) که طوفانی در کار خواهد بود ، و کشتی آنها را نجات و طوفان کفار را غرق خواهد کرد ، موضوع فوق میتواند علامتی باشد که شمارش معکوس و سوار شدن به کشتی و آماده شدن برای حرکت ، پس از مشاهده وقوع آن بوده باشد ، یعنی که ای نوح! پس از اینکه دیدی آب در داخل آن تنور فوران کرد ، بدان که موقع سوارشدن به کشتی فرا رسیده است .

جمع بندی و تفسیر

و البته نوح را بسوي قومش فرستاديم (با این پیام) که من برايتان هشدار دهنده اي آشکارم (25) که غير از خداوند را عبادت مکنيد که بر شما از عذاب روزي دردناک بيمناکم (26) پس بزرگان کافران قومش گفتند : تو را جز بشري مثل خودمان و پيروانت را نيز جز فرومايگاني بيخرد نمي بينيم و برتريي براي شما بر خويش نمي شناسيم بلکه شما را دروغگو ميدانيم (27) گفت اي قوم اگر بر دلايل روشني از جانب پروردگارم بودم و رحمتي از جانب خويش بمن داده که بر شما پوشيده مانده ، آيا ميتوانم شما را (به قبول دعوتم) الزام کنم؟ حتي اگر بدتان بيايد؟ (28) و اي قوم  من که از شما اموالي نمي خواهم ، مُزدم بر عهده خداوند است و من طرد کننده مومنان نيستم ، آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد وليکن من شما را قومي نادان ميبينم (29) اي قوم اگر آنها را طرد کنم چه کسي مرا در مقابل خداوند ياري خواهد کرد؟ آيا متوجه نيستيد؟ (30) و نميگويم خزائن خداوند نزد من است و نيز نميگويم علم غيب دارم و نميگويم فرشته هستم و به کساني که به چشم شما کوچک مي آيند نميگويم خداوند هرگز خيري به آنان نخواهد داد . خداوند به قلوب آنها داناتر است. (اگر چنان کنم) از ظالمان خواهم بود (31) گفتند اي نوح با ما جدال کردي و جدالت هم زياد شد پس آنچه را که وعده ميدهي برايمان بياور اگر راست ميگويي (32) گفت جز اين نيست که خداوند اگر بخواهد آنرا برايتان مي آورد و شما نميتوانيد مانع شويد (33) و اگر بخواهم برايتان خير خواهي کنم و خداوند بخواهد گمراهتان کند نصيحت هايم فايده اي براي شما ندارد . همو پروردگارتان است و بسوي او بازخواهيد گشت (34) {[ای پیامبر]يا اينکه ميگويند(این قرآن را بر ما) افترا بسته ای . بگو اگر چنين باشد جرمش بعهده من است و من از جرمي که شما ميکنيد بيزارم} (35)  به نوح وحي­شد که غير از کسانيکه تاکنون ايمان­آورده­اند ديگر کسي ايمان نخواهد آورد لذا از آنچه مي­کنند ناراحت مباش (36) و آن کشتي را در مقابل چشمان ما و به آموزش ما بساز و درباره کساني که ظلم کرده اند (بعنوان وساطت) چيزي مگو که آنها غرق خواهند شد (37) و او آن کشتي را ميساخت و هر بار که از بزرگان قومش بر او عبور ميکردند مسخره اش مينمودند . ميگفت اگر مسخره مان ميکنيد ماهم(به وقتش) مانند شما مسخره تان خواهيم کرد (38) پس بزودي خواهيد فهميد عذاب خوار کننده و عذاب ماندگار بر چه کسي فرود خواهد آمد (39) تا اينکه فرمان ما آمد و آن تنور فوران کرد . گفتيم اهل خويش را و نيز از همه (جانوران) جفتي و نيز مومنان را در آن سوار کن . و جز عده کمي کسي با او ايمان نياورده بود (40) و گفت بنام خدا در آن سوار شويد که رهسپاري و توقفش بنام خداست که البته پروردگارم آمرزگار مهربان است (41) و آن (کشتي) آنها را در ميان امواجي که مانند کوهها بود ميبرد و نوح پسرش را در حاليکه بركرانه اي بود صدا زد که اي پسرکم با ما سوار شو و با کافرا ن مباش (42) گفت بزودي به کوهي پناه ميبرم که مرا از آب حفظ کند . گفت امروز چيزي از فرمان خدا حفظ نميکند مگر کسي که او رحمش کند و بين آنها موجي حائل شد و او از غرق شدگان گرديد (43) و به زمين گفته شد آب خويش را فرو خور و اي آسمان تو هم نبار . آب فرو رفت و امر (خداوند) گذشت و (کشتي) بر (کوه) جودي مستقر شد و گفته شد ظالمان (از رحمت) دور باشند (44) و نوح پروردگارش را ندا داد که پروردگارا پسرم جزء اهل من است و وعده تو نيز حق است و تو بهترين حکمراني (45) گفت اي نوح او از اهل تو نيست . او عملي ناصالح است . پس درباره چيزي که علمش را نداري از من خواهشي مکن، نصيحتت ميکنم که مبادا از جاهلان شوي (46) گفت پروردگارا به خودت پناه ميبرم از اينکه خواهشي کنم که علمي به آن ندارم و اگر مرا نيامرزي و رحم نکني از زيانکاران خواهم شد (47) گفته شد اي نوح فرود آي به سلامي از جانب ما و با برکاتي بر خودت و بر اقوامي که با تو هستند و اقوامي که بزودي برخوردارشان خواهم کرد سپس از جانب ما عذابي دردناک به آنان خواهد رسيد (48) اين از اخبار غيبي است که بسويت وحي ميکنيم . نه تو و نه قومت قبلا آن را نميدانستيد . پس صبر کن که عاقبت از آن متقيان است (49)

 

هود4     آیات50تا68

وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُونَ ﴿50﴾ يَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿51﴾ وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِينَ ﴿52﴾ قَالُواْ يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿53﴾ إِن نَّقُولُ إِلاَّ اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوَءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللّهِ وَاشْهَدُواْ أَنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿54﴾ مِن دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لاَ تُنظِرُونِ ﴿55﴾ إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿56﴾ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئًا إِنَّ رَبِّي عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ﴿57﴾ وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ﴿58﴾ وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ﴿59﴾ وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَادًا كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ ﴿60﴾ وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ ﴿61﴾ قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿62﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ﴿63﴾ وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ ﴿64﴾ فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُواْ فِي دَارِكُمْ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ ﴿65﴾ فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿66﴾ وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿67﴾ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ إِنَّ ثَمُودَ كَفرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّثَمُودَ ﴿68﴾

 

و بسوي عاد نيز برادرشان هود را فرستاديم گفت اي قومم! خداوند را عبادت کنيد که معبودي غير از او نداريد و کار شما در جهت شریک قراردادن برای خداوند چیزی جز افتراء نیست (50) اي قوم! من برای اين رسالت مزدي از شما نميخواهم . جز اين نيست که مزدم جز بر عهده کسي که مرا آفريده نيست آيا به عقل در نمي يابيد؟ (51) اي قوم! از پروردگار تان آمرزش بخواهيد و بسوي او بازگرديد تا آسمان را بر شما بباراند و نيروئي بر نيروي شما بيفزايد و با گناه به حق پشت نکنيد (52) گفتند اي هود! دليل روشني  براي ما نياوردي و ما معبودهاي خود را به ِصرف قول تو رها نمي کنيم و تو را باور نداريم (53) چيزي که معتقديم اين است که بعضي از معبودان ما تو را آسيبي رسانده اند که چنین میگوئی . گفت خدا را به شهادت ميگيرم و شما هم شاهد باشيد که از آنچه با خدا شريک ميگيريد بيزارم (54) پس هر چه حيله عليه من داريد جمع کنيد و هيچ مهلتي هم به من ندهيد (55) من به خداوند که پروردگار خودم و شماست توکل کرده ام . هيچ جنبنده اي نيست مگر اينکه او زمامدارش است و پروردگارم بر طریقِ صحيح است (56) پس اگر روي گردانديد بدانید که من رسالتم را به شما ابلاغ کردم و پروردگارم قومي ديگر را جايگزينتان ميکند و شما نمیتوانید ضرري به او رسانيد ، زیرا که پروردگارم بر هر چيزي نگهبان است (57) و هنگاميکه عذاب هلاکت آمد هود و کسانيکه با او ايمان آورده بودند را به رحمت خويش از عذابي غليظ نجات داديم (58) و اين قوم عاد بود که آيات پروردگارشان را انکار نموده و فرستادگانش را نافرماني کرده و فرمان هر گردنكش ستيزه جو را پيروي کرده بودند (59) و در اين جهان ، و نيز تا روز قيامت براي خويش لعنت بجان خريدند . آگاه باشيد که قوم عاد به پروردگارشان کافر شدند و از رحمت الهی دور خواهند بود (60) و بسوي قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم که میگفت اي قوم! خداوند را عبادت کنيد که معبود ديگري غير از او نداريد. همو شما را از زمين آفريد و به آباداني آن گماشت. پس، از او آمرزش خواسته و بسوي او توبه کنيد که پروردگارم البته نزديک و جوابگوست (61) گفتند اي صالح قبل از اين مايه اميدمان بودي ، آيا نهي مان ميکني که چيزي را عبادت کنيم که پدرانمان عبادت ميکردند و البته ما درباره آنچه که دعوتمان ميکني دودليم و شک داريم (62) گفت اي قوم اگر بر دليل روشني از جانب پروردگارم باشم و بمن رحمتي داده باشد ، چه کسي در صورت نافرماني او کمکم خواهد کرد؟ و شما براي من جز خسارت نخواهيد افزود (63) اي قوم! اين شتری است که خداوند فرستاده است که برايتان نشانه و معجزه اي است . بگذاريد در زمين خدا بچرد و بديي به آن نرسانيد که عذابي نزديک شما را در خواهد گرفت (64) اما کشتندش و گفت سه روز در خانه هايتان برخوردار باشيد. اين وعده اي است که دروغ نخواهد شد (65) پس هنگامي که فرمان ما آمد صالح و کساني را که به او ايمان آورده بودند به رحمت خويش از خواري آن روز نجات داديم که پروردگارت البته قوي پيروزمند است (66) و آن ظالمان را فرياد بسيار بلندي در گرفت و ناگهان در خانه هايشان جسدهايي بيجان شدند (67) که گوئي اصلاً در آن زنده نبودند . قوم ثمود پروردگارش را کافر شد . هان! دور باد رحمت الهی از قوم ثمود (68)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : ای مردم مبادا مانند مکذبان پیامبران سابق عمل کنید و به عاقبت آنان دچار شوید .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 به کافران هشدار میدهد که مبادا مانند مکذبان پيامبران گذشته باشيد (و به آن عاقبت دچار شويد) و اي پيامبر به سخنان کفار گوش نسپار و به رسالتت بپرداز .

در پاراگراف 2 می فرماید ای پیامبر ! مردم درآخرت به دودسته بزرگ دسته بندی می شوند ، کسانی که خودرا بدبخت کرده اند وکسانی برعکس آنها .

در پاراگراف 3 نمونه ای از رفتارکسانی در یکی از اقوام پیشین که خود را هلاک کرده اند را بیان میکند (با این زمینه که مبادا شما ها چنین کنید !)

در این پاراگراف همان مطلب فوق را با همان منظور در باره دو قوم عاد و ثمود می فرماید .

3 - سوالات

1 – از این داستان های قرآنی به سادگی گذر نکنید و همیشه این پرسش را از خویش داشته باشیدکه از این داستان ها چه «حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها»ی نزول این آیات میتوان زد؟

2 – در ابتدای آیه55 موضوع کدام کلید تفسیر اتفاق افتاده؟

3 - « هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا» (آیه56) چه نوع از سخن است؟ (کنایه؟یا...؟)

4 – منظور از « إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ  » (همان آیه) چیست؟

5 – منظور از «اخاهم» (آیه50) چیست؟

6 – از « يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا » (آیه62 ) چه فهمیده میشود؟ (از جمله اینکه آنحضرت قبل از بعثت درمیان آن قوم مورد احترام بوده؟ دیگرچه ؟)

7 – آیا قسمت اول آیه63 ، سبب اشتباه مفسران محترم در تفسیر آیه 17 شده؟

8 - چه سابقه ای از موضوع آیه های 64 و 65 در سوره های قبلی (البته به ترتیب نزول) دارید؟

9- از دو آیه مذکور و مطلب سوره شمس ، مجموعا چه فهمیده میشود؟

4 - پیشگوئی های تحقق یافته

در این پاراگراف ، با ذکر داستان هلاکت دستجمعی و اضمحلال مکذبان و متعرضانِ به هود و صالح (ع) ، تلویحا پیشگوئی مینماید که رسول اکرم (ص)  نیز بر مکذبان و متعرضانِ به خویش غالب میگردد .

5 - کلید های تفسیری

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُونَ ﴿50﴾ يَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿51﴾ وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِينَ ﴿52﴾ قَالُواْ يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿53﴾ إِن نَّقُولُ إِلاَّ اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوَءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللّهِ وَاشْهَدُواْ أَنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿54﴾ مِن دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لاَ تُنظِرُونِ ﴿55﴾ إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿56﴾ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئًا إِنَّ رَبِّي عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ﴿57﴾ وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ﴿58﴾ وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ﴿59﴾ وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَادًا كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ ﴿60﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : ای مردم مبادا مانند قوم عاد باشید و به عاقبت آنان دچار شوید .

2

وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ ﴿61﴾ قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿62﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ﴿63﴾ وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ ﴿64﴾ فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُواْ فِي دَارِكُمْ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ ﴿65﴾ فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿66﴾ وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿67﴾ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ إِنَّ ثَمُودَ كَفرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّثَمُودَ ﴿68﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش.

درب : ای مردم مبادا مانند قوم ثمود باشید و به عاقبت آنان دچار شوید .

6 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

تحذیر مکذبان معاصر که از حدّ نگذرانند و خود را در معرض نابودیِ دستجمعی قرار ندهند .

 

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 50 و 51 و 61 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

سه نکته ای که در اینجا هم باید مورد توجه قرار گیرد

در پاراگراف قبل سه مطلب عرض کرده ایم که اینجا هم لازم است عرض کنیم ، اما در اینجا به اشاره ای اکتفا میکنیم :

1 - فهمیدن منظور داستان های قرآنی آسانتر است .

2 - رفع یک شبهه که عرض کردیم که دکتر سروش (و پیروانش) یک مطلب غلطی را به قرآن نسبت میدهند و آنهم این است که در قرآن مطالبی که خارج از دانسته های معاصرین نزول سوره ها باشد ، وجود ندارد ، و در پاراگراف قبل عرض کرده ایم که این سخن خیلی غلط است ، و شرحی هم داده ایم که در اینجا دیگر به ذکر آن نمی پردازیم.

3 – همچنین در پاراگراف قبل به شرح یک قانون الهی در رابطه با اقوامِ مکذبِ سلف با پیامبرانشان پرداختیم که در اینجا تکرار نمیکنیم ولی توصیه میکنیم هرسه را در پاراگراف قبل از نظر بگذرانید .

ناقه صالح

در آیه های 64 و 65 داستان شتری نقل شده که اول بار در سوره شمس به آن اشاره شده بود و چند بار در قرآن آمده و خلاصه مطلبش که از آیات مربوط استنباط میشود این است که قوم ثمود بطور جدّ و مصرّانه از پیامبرشان برای ایمان آوری شان معجزه ای خواستند که این بود که شتری از این کوهِ مقابل در بیاید و تقاضایشان اجابت شد ولی ایمان نیاورند و پس از مدتی با آن شتر که یاد آور شکست و بدعهدی شان بود بد شدند و دائما به پیامبرشان از او ایراد میگرفتند و نسبت به او بدگوئی میکردند ، اما پیامبرشان آنها را برحذر میداشت که مبادا آزاری به او برسانند که غضب خواهند شد .

اما چیزی نگذشت که – علیرغم اینکه تولد معجزه آسایش را دیده بوده و دانسته بودند که این شتر یک شتر عادی نیست ، تصمیم به نابودی اش گرفتند و پس از آن سه روز مهلت یافتند اما در آن مدت نیز توبه و عذرخواهی و ایمان آوریی از آنان دیده نشد و به هلاکت دستجمعی دچار شدند .

جمع بندی و تفسیر

و بسوي عاد نيز برادرشان هود را فرستاديم گفت اي قومم خداوند را عبادت کنيد که معبودي غير از او نداريد و شما جز مفترياني نيستيد (50) اي قوم بر اين امر (رسالت) مزدي از شما نميخواهم . جز اين نيست که مزدم جز بر عهده کسي که مرا آفريده نيست آيا به عقل در نمي يابيد؟ (51) اي قوم از پروردگار تان آمرزش بخواهيد و بسوي او بازگرديد تا آسمان را بر شما بباراند و نيروئي بر نيروي شما بيفزايد و با گناه (به حق) پشت نکنيد (52) گفتند اي هود دليل روشني  براي ما نياوردي و ما معبودهاي خود را به ِصرف قول تو رها نمي کنيم و تو را باور نداريم (53) چيزي که معتقديم اين است که بعضي از معبودان ما تو را آسيبي رسانده اند . گفت خدا را به شهادت ميگيرم و شما هم شاهد باشيد که از آنچه (با خدا) شريک ميگيريد بيزارم (54) پس هر چه حيله عليه من داريد جمع کنيد و هيچ مهلتي هم به من ندهيد (55) من به خداوند که پروردگار خودم و شماست توکل کردم . هيچ جنبنده اي نيست مگر اينکه او زمامدارش است که پروردگار من بر جاده صحيح است (56) پس اگر روي گردانديد (بدانید که) من رسالتم را به شما ابلاغ کردم و پروردگارم قومي ديگر را جايگزينتان ميکند و شما ضرري به او نميرسانيد . که پروردگارم بر هر چيزي نگهبان است (57) و هنگاميکه امر ما آمد هود و کسانيکه با او ايمان آورده بودند را به رحمت خويش از عذابي غليظ نجات داديم (58) و اين قوم عاد بود که آيات پروردگارشان را انکار نموده و فرستادگانش را نافرماني کرده و فرمان هر گردنكش ستيزه جو را پيروي مي کردند (59) و در اين جهان ، و نيز روز قيامت براي خويش لعنت بجان خريدند . آگاه باشيد که عاد به پروردگارشان کافر شدند و (از رحمتم) دور خواهند بود (60) و بسوي ثمود برادرشان صالح (را فرستاديم) گفت اي قوم خداوند را عبادت کنيد که معبود ديگري غير از او نداريد. همو شما را از زمين آفريد و به آبادي آن گماشت. پس از او آمرزش خواسته و بسوي او توبه کنيد که پروردگارم البته نزديک و جوابگوست (61) گفتند اي صالح قبل از اين مايه اميدمان بودي . آيا نهي مان ميکني که چيزي را عبادت کنيم که پدرانمان عبادت ميکردند و البته ما درباره آنچه که دعوتمان ميکني دودليم و شک داريم (62) گفت اي قوم اگر بر دليل روشني از جانب پروردگارم باشم و بمن رحمتي داده باشد ، چه کسي در صورت نافرماني او کمکم خواهد کرد؟ و شما براي من جز خسارت نخواهيد آورد (63) اي قوم! اين شتر(ی است که) خداوند (فرستاده) است که برايتان نشانه ايست . بگذاريد در زمين خدا بچرد و بديي به آن نرسانيد که عذابي نزديک شما را در خواهد گرفت (64) اما کشتندش و گفت سه روز در خانه هايتان برخوردار باشيد. اين وعده ايست که دروغ نيست (65) پس هنگامي که فرمان ما آمد صالح و آنکساني را که به او ايمان آورده بودند به رحمت خويش از خواري آن روز نجات داديم که پروردگارت البته قوي پيروز مند است (66) و آن ظالمان را فرياد بسيار بلندي در گرفت و در خانه هايشان جسدهايي بيجان شدند (67) گوئي اصلاً در آن نبودند. ثمود پروردگارش را کافر شد. هان! نابود باد ثمود (68)

 

هود5  آیات69تا99

وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُواْ سَلاَمًا قَالَ سَلاَمٌ فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ﴿69﴾ فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لاَ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُواْ لاَ تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ ﴿70﴾ وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَقَ يَعْقُوبَ ﴿71﴾ قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ ﴿72﴾ قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ ﴿73﴾ فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ ﴿74﴾ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ ﴿75﴾ يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ ﴿76﴾ وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ ﴿77﴾ وَجَاءهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِن قَبْلُ كَانُواْ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلاء بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ ﴿78﴾ قَالُواْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ ﴿79﴾ قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿80﴾ قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ﴿81﴾ فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ﴿82﴾ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ﴿83﴾ وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّيَ أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيطٍ ﴿84﴾ وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿85﴾ بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴿86﴾ قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ﴿87﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿88﴾ وَيَا قَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ ﴿89﴾ وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ ﴿90﴾ قَالُواْ يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ ﴿91﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ﴿92﴾ وَيَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُواْ إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ ﴿93﴾ وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مَّنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿94﴾ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ بُعْدًا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ﴿95﴾ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿96﴾ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ ﴿97﴾ يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ ﴿98﴾ وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ ﴿99﴾

 

و فرستادگان ما با مژده بر ابراهيم درآمدند و سلام گفتند . سلامي گفت و چيزي طول نکشيد که گوساله­اي چاق و بريان آورد (69) وچون ديد بسوي آن دست دراز نمي کنند آنها را ناشناس گرفت و نگرانيي از آنها پيدا کرد .گفتند مترس که ما بسوي قوم لوط فرستاده شده ايم (70) و همسرش ايستاده بود وحيض شد و آنها مژده اسحق و پس از اسحق يعقوب را به او دادند (71) گفت واي برمن! آيا من که که پيرزني هستم و شوهرم نيز پيرمردي است خواهم زائيد؟ البته اين عجيب است (72) گقتند آيا از امر خدا تعجب­مي­کني؟ در حاليکه رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده نازل شده که او پسنديده بلندمرتبه است (73) هنگاميکه نگراني ابراهيم برطرف شد و مژده هم به او رسيد با ما درباره قوم لوط مجادله ميکرد (74) و ابراهيم البته موقر و دردمند و توبه كار بود (75) به او خطاب شد اي ابراهيم! از اين بگذر. اين امر پروردگارت است و البته عذابي برگشت ناپذير برایشان مقدر شده است (76) و وقتيکه فرستادگانمان به لوط درآمدند ، از ديدنشان ناراحت شد و خود را بيچاره يافت و گفت امروز چه روز سختي است (77) و قوم او که قبلا هم کارهاي زشت ميکردند با شتاب بسوي او آمدند . گفت اي مردم اينها دختران من اند ، که براي شما پاکيزه ترند ، از خدا بترسيد و مرا در مقابل مهمانانم خوار نکنيد ، آيا در ميان شما يک مرد فهميده نيست؟ (78) گفتند ميداني که در دخترانت حقي نداريم و خودت ميداني چه ميخواهيم (79) گفت اي کاش نيروئي ميداشتم يا ميتوانستم به گوشه محکمي پناه برم (80) مهمانانش گفتند اي لوط ما فرستادگان پروردگارت می باشیم و آنها هرگز به تو دست نخواهند يافت ، پس شبانه اهل خويش را ببر و نبايد کسي از شما به پشت سر خويش نگاه کند غير از زنت که البته به او همان خواهد رسيد که به آنها ميرسد . موعدشان صبح است . آيا صبح نزديک نيست؟ (81) وقتيکه امر ما آمد بالاي شهرشان را پائين قرار داديم و بر آنها سنگ-گِل هایی بارانديم که مرتب و رديف شده بود (82) که نزد پروردگارت نشاندار بود و آن از ظالمان دور نيست (83) و بسوي مدين برادرشان شعيب را فرستاديم . گفت اي مردم خداوند را عبادت کنيد که معبود ديگري غير از او نداريد . و ترازو و پيمانه را ناقص ندهيد . من شما را در رفاه مي بينم و بر شما از عذاب روز فراگير ميترسم (84) اي مردم پيمانه و ترازو را بطور کامل بدهيد و از مال مردم نکاهید و در زمين به فساد نگرائيد (85) ذخيره خدائي و سود معامله برايتان بهتر است اگر باور داشته باشيد و من نگهبان شما نيستم (86) گفتند اي شعيب آيا دينت تو را مأمور ميکند که ما آنچه را که پدرانمان عبادت ميکردند رها کنيم يا اينکه در اموال خويش هر چه خواستيم نکنيم؟ تو که شخص حليم رشد يافته اي هستي! (87) گفت اي مردم چه نظري داريد اگر من بر دليل روشني از جانب پروردگارم باشم و از آن روزيِ نيکو بمن داده باشد و این سخنان را از پیش خود نمیگویم و در اين مورد صرفأ قصد مخالفت با شما را ندارم . جز اين نيست که قصدم اصلاح است . آنقدر که بتوانم ، و توفيقم جز بر عهده خداوند نيست که بر او توکل کرده ام و بسوي همو باز ميگردم (88) اي مردم مبادا بعلت مخالفت با من همان چيزي به شما برسد که به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد و قوم لوط هم که از شما دور نيست (89) و از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به سوي او بازگرديد که البته پروردگارم مهربان و دوستدار است (90) گفتند اي شعيب بسياري از چيزهايي را که ميگويي نمي فهميم و تو را در بين خويش ضعيف مي بينيم و اگر قبيله ات نبود سنگسارت ميکرديم و تو عزتي بر ما نداري (91) گفت اي مردم آيا قبيله ام بنظر شما از خداوند که او را پشت سر انداخته ايد مهم تر است؟ البته پروردگارم به اعمال شما احاطه دارد (92) اي مردم هر چه ميتوانيد انجام دهيد . من نيز کار خویش ميکنم . بزودي خواهيد فهميد عذاب خوار کننده به سوي چه کسي خواهد آمد و دروغگو کيست و منتظر باشيد که من نيز همراه شما منتظر خواهم ماند (93) و هنگاميکه فرمان ما آمد شعيب و کساني را که با او ايمان آورده بودند به رحمت خويش نجات داديم و ظالمان را فريادی بلند بگرفت و در خانه هايشان جسدي بي جان شدند (94) گويي که هرگز در آن نبودند . هان ! نابود باد قوم مدين همانگونه که ثمود بود (95) و البته موسي را با آياتمان و دليلي روشن فرستاديم (96) بسوي فرعون و بزرگانش ، پس آنها امر فرعون را پيروي کردند و امر فرعون رشد يافته نبود (97) در روز قيامت پيشاپيش مردمش راه ميرود و آنان را به آتش درمي آورد که چه بد جايگاهي است (98) و در اين جهان با لعنت بدرقه شدند و روز قيامت نيز چه عطاي بدي خواهند داشت (99)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب: پیامبران (و پیروان صالح آنها) در همین جهان نیز مورد الطاف خاص قرار می­گرفتند ، و ای مردم مبادا مانند مکذبان پیشین عمل کنید .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 به کافران هشدار میدهد که مبادا مانند مکذبان پيامبران گذشته باشيد (و به آن عاقبت دچار شويد) و اي پيامبر به سخنان کفار گوش نسپار و به رسالتت بپرداز .

در پاراگراف 2 می فرماید ای پیامبر ! مردم درآخرت به دودسته بزرگ دسته بندی می شوند ، کسانی که خودرا بدبخت کرده اند وکسانی برعکس آنها .

در پاراگراف 3 نمونه ای از رفتارکسانی در یکی از اقوام پیشین که خود را هلاک کرده اند را بیان میکند (با این زمینه که مبادا شما ها چنین کنید !)

در پاراگراف 4 همان مطلب فوق را با همان منظور در باره قوم عاد و قوم ثمود می فرماید .

در این پاراگراف می فرماید : از میان بندگان ما کسانی هم هستند که زندگی صحیحی میکنند و در نتیجه هم دردنیا و هم درآخرت وضع مطلوبی را دارا میشوند و ضمنا به همان روال داستانی قبل ادامه داده و مانند همان مطالب چند پاراگراف قبل را با همان منظور در باره سه قوم لوط و شعیب و فرعون میفرماید .

3 - سوالات

1 - « رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ » (آیه73 ) باکدام کلید تفسیری مطابق است؟

 2 - کل آیه 76 چطور؟

3 – منظور از «رسلنا» (آیه69) چیست؟

4 – منظور از « لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي » (آیه89) چیست؟

5 – منظور از «هذه» (آیه99) چیست؟

6 – منظور از «سلطان» (آیه96) چیست؟

4 زاویه با تفاسیر رایج

1 (المیزان): " قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ" اين جمله پاسخ قوم لوط است در برابر دعوتى كه آن جناب مى‏كرد و به آنان مى‏گفت كه بياييد با دختران من ازدواج كنيد،  و آنچه در اينجا لازم است مورد توجه قرار گيرد اين است كه قوم لوط نگفتند:" ما حقى در دختران تو نداريم" بلكه گفتند:" تو از پيش مى‏دانستى كه ما حقى در دختران تو نداريم"

حضرت لوط برای اینکه قوم او متعرض مهمانان او نشوند «دختران» خویش را به آنان پیشنهاد کرد.

مگر ایشان  چند تا دختر داشت که بتواند جواب قوم خویش را بدهد؟

لذا جواب صحیح همان است که مرحوم علامه آن را ذکر کرده و سپس رد کرده است.

و آن این است که پیامبران پدران معنوی امت هستند و منظور ایشان از «دختران من» یعنی «این زنان موجود» و این مفهوم با انتهای سوره حج نیز که خداوند حضرت ابراهیم را «پدر» قلمداد کرده هماهنگ است و معنی نهائی آن یعنی اینکه از عادتِ زشتِ رو کردن به جنس مذکر دست بردارید و مطابق فطرت و طبیعت به «این دختران من» (یعنی این زنان موجود که به حال خویش رها شده­اند و مورد غفلت قرار گرفته­اند) رو کنید.

اینکه قوم لوط در آیه 79 می­گویند ما در دخترانت «حقی» نداریم به این علت است.

5 - پیشگوئی های تحقق یافته

در این پاراگراف ، با ذکر داستان هلاکت دستجمعی و اضمحلال مکذبان و متعرضانِ به پیامبران شان (ع) ، تلویحا پیشگوئی مینماید که رسول اکرم (ص)  نیز بر مکذبان و متعرضانِ به خویش غالب میگردد .

6 - کلید های تفسیری

اصلی-فرعی:

دو آیه آخر این پاراگراف فرعی است .

«رحمه الله و برکاته علیکم اهل البیت» (آیه 73) پرانتزی است . و این نوع «خرده پرانتز» در این متن باز هم هست که شناسائی آنها به خواننده واگذار میشود .

کلمه «کان» قبل از کلمه یجادلنا محذوف به قرینه ، و به اصطلاحِ ما از باب واگذاری به مخاطب است .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُواْ سَلاَمًا قَالَ سَلاَمٌ فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ﴿69﴾ فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لاَ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُواْ لاَ تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ ﴿70﴾ وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَقَ يَعْقُوبَ ﴿71﴾ قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ ﴿72﴾ قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ ﴿73﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب: پیامبران (و پیروان صالح آنها) در همین جهان نیز مورد الطاف خاص قرار می­گرفتند.

2

فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ ﴿74﴾ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ ﴿75﴾ يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ ﴿76﴾ وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ ﴿77﴾ وَجَاءهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِن قَبْلُ كَانُواْ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلاء بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ ﴿78﴾ قَالُواْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ ﴿79﴾ قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿80﴾ قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ﴿81﴾ فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ﴿82﴾ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ﴿83﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب: ای مردم! مبادا رفتار قوم لوط را درپیش گیرید.

3

وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّيَ أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيطٍ ﴿84﴾ وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿85﴾ بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴿86﴾ قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ﴿87﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿88﴾ وَيَا قَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ ﴿89﴾ وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ ﴿90﴾ قَالُواْ يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ ﴿91﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ﴿92﴾ وَيَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُواْ إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ ﴿93﴾ وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مَّنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿94﴾ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ بُعْدًا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ﴿95﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب: ای مردم! مبادا رفتار قوم شعیب را درپیش گیرید.

4

 وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿96﴾ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ ﴿97﴾ يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ ﴿98﴾ وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ ﴿99﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب: ای مردم! مبادا رفتار قوم شعیب را درپیش گیرید.

7 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

آیه های 82 و 83 که در موضوع سر و ته کردن شهرستان- مسکن قوط لوط و باراندن بارانی از «سنگ-گل های مرتب شده» بر آنان «که نزد خدا نشاندار شده بود»، است، هم اکنون برای بشر قرم بیست و یکم نیز روشن نیست، چه رسد به عرب های 1400 سال پیش.

همچنین است موضوع صیحه مذکور در آیه 94 .

8 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

9 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

تحذیر مکذبان معاصر که از حدّ نگذرانند و خود را در معرض نابودیِ دستجمعی قرار ندهند .

10 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 69 و 70 و 97 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

سه نکته ای که در اینجا هم باید مورد توجه قرار گیرد

در پاراگراف 3  سه مطلب عرض کرده ایم که اینجا هم لازم است عرض کنیم ، اما در اینجا به اشاره ای اکتفا میکنیم :

1 - فهمیدن منظور داستان های قرآنی آسانتر است .

2 - رفع یک شبهه که عرض کردیم که دکتر سروش (و پیروانش) یک مطلب غلطی را به قرآن نسبت میدهند و آنهم این است که در قرآن مطالبی که خارج از دانسته های معاصرین نزول سوره ها باشد ، وجود ندارد ، و در پاراگراف قبل عرض کرده ایم که این سخن خیلی غلط است ، و شرحی هم داده ایم که در اینجا دیگر به ذکر آن نمی پردازیم.

3 – همچنین در پاراگراف 3 به شرح یک قانون الهی در رابطه با اقوامِ مکذبِ سلف با پیامبرانشان پرداختیم که در اینجا تکرار نمیکنیم ولی توصیه میکنیم هرسه را در همان پاراگراف از نظر بگذرانید .

در باره قوم لوط

از میان اقوام هلاک شده دستجمعیِ سابق قوم لوط ویژگی هایی دارد که بسیار قابل توجه است .

هم گناهشان خاص و هم طرز نابودیشان خاص است .

البته تاریخ بشر تا زمان حضرت موسی را پوشش میدهد و از مصرِ دوره فراعنه آنقدر مدارک و مستندات پیداشده که آن دوره را به روشنائیِ دوره تاریخی آورده است ، اما قبل از مصرِ دوره فراعنه را «ماقبل تاریخ» می نامند ، زیرا مستندات و شواهدی از آن روزها در دست نیست .

از جمله دوره قوم لوط ، که به استناد آیات همین پاراگراف همدوره حضرت ابراهیم نیز بوده ، در «ماقبل تاریخ» قرار دارد .

در همین پاراگراف سرنخ هایی وجود دارد که اگر تعقیب شود به حفاریی که بقایای شهر لوط را کشف خواهد کرد منجر شده ، و هم دوره لوط (ع) و هم دوره ابراهیم (ع) وارد دوره تاریخی خواهند شد .

چون ما این موضوع را جداگانه و مشروح کار کرده ایم ، در اینجا شرح بیشتری نداده و خواهان ها را به مطالعه «آثار قوم لوط» در سایت این قلم ارجاع میدهیم .

چه رابطه ای بین کمفروشی و تکذیب پیامبران است؟

هم این پاراگراف و هم مطالب مشابهی که در سوره های دیگر در باره حضرت شعیب (ع) هست ، وجود چنین رابطه ای را نشان میدهد .

اولین چیزی که در این رابطه دیده ایم ، آیات اوائل سوره مطففین است ، پس از آن در سوره قمر شبیه به همین آیات را ، اما به خلاصگی ، دیده ایم ، که در این پاراگراف مشروح تر بیان شده ، و پس از این نیز در سوره های شعراء و اعراف و جاهای دیگر نیز در داستان های مربوط به حضرت شعیب خواهیم دید .

هر چه باشد در موضوع سلامت اقتصادی یا عکس آن ، یک نوع جهان بینی نهفته است که حالت اول موافق آموزه های دین و حالت دوم مخالف آن است که که تکذیب عملیِ انبیاء را در بطن خویش دارد .

چون موضوع نیاز به بحث گسترده دارد و این پاراگراف تفسیری محل شرح آن نیست، لذا در اینجا بیشتر به آن نمی پردازیم .

تاریخی یا جغرافیائی؟

آیه 89 ، آنجا که میفرماید «و ما قوم لوط منکم ببعید»، این بعید نبودن از چه لحاظ است؟  تاریخی یا جغرافیائی؟

از لحاظ تاریخی، حضرت لوط نبی با ابراهیم خلیل علیهماالسلام معاصر بود و هر دو در «ماقبل تاریخ» قرار دارند و این موضوع از آیاتی در قرآن کریم فهمیده میشود، و لذا «نزدیک بودنِ» آنها با قوم شعیب نبی علیه السلام که معاصر حضرت موسی (ع) بود و در «دوره تاریخی» قرار دارد بی معنی است.

لذا مطلب فقط با قرب مسافت در روی زمین یعنی در جغرافیا جور در می آید.

ضمنا در جای دیگری از قرآن کریم دارد: (و انکم لتمرون علیهم مصبحین، و باللیل . . » که نشان میدهد آثار شهر-مسکن لوط در حوالی مکه کنونی است، و لذا آیه مذکور بما میگوید شهر-مسکن قوم شعیب نیز در حوالی مکه میباشد.

جمع بندی و تفسیر

و فرستادگان ما با مژده بر ابراهيم درآمدند و سلام گفتند . سلامي گفت و چيزي طول نکشيد که گوساله­اي چاق و بريان آورد (69) وچون ديد بسوي آن دست دراز نمي کنند آنها را ناشناس گرفت و نگرانيي از آنها پيدا کرد .گفتند مترس که ما بسوي قوم لوط فرستاده شده ايم (70) و همسرش ايستاده بود وحيض شد و آنها مژده اسحق و پس از اسحق يعقوب را به او دادند (71) گفت واي برمن! آيا خواهم زائيد؟ در حاليکه پيرزني هستم و اين شوهرم نيز که پيرمردي است ، البته اين عجيب است (72) گقتند آيا از امر خدا تعجب­مي­کني؟ در حاليکه رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده (نازل شده) که او پسنديده بلندمرتبه است (73) پس هنگاميکه نگراني ابراهيم برطرف شد و مژده به او رسيد با ما درباره قوم لوط مجادله ميکرد (74) که ابراهيم البته موقر و دردمند و توبه كار بود (75) [به او خطاب شد ] اي ابراهيم از اين بگذر. چنين است که اين امر پروردگارت است و البته عذابي برگشت ناپذير بسويشان آمده است (76) و وقتيکه فرستادگانمان به لوط درآمدند ، از ديدنشان ناراحت شد و خود را بيچاره يافت و گفت (امروز) روز سختي است (77) و قوم او که قبلا هم کارهاي زشت ميکردند با شتاب بسوي او آمدند . گفت اي مردم اينها دختران من اند. آنها براي شما پاکيزه ترند . از خدا بترسيد و مرا در مقابل مهمانانم خوار نکنيد. آيا در ميان شما يک مرد فهميده نيست؟ (78) گفتند ميداني که در دخترانت حقي نداريم و خودت ميداني چه ميخواهيم (79) گفت اي کاش نيروئي ميداشتم يا ميتوانستم به گوشه محکمي پناه برم (80) (مهمانانش)گفتند اي لوط ما فرستادگان پروردگار توايم . آنها هرگز به تو دست نخواهند يافت . پس شبانه اهل خويش را ببر و نبايد کسي از شما به پشت سر خويش نگاه کند غير از زنت که البته به او همان خواهد رسيد که به آنها ميرسد . موعدشان صبح است . آيا صبح نزديک نيست؟ (81) وقتيکه امر ما آمد بالايش را پائين قرار داديم و بر آنها سنگي از کلوخ بارانديم که مرتب و رديف شده بود (82) که نزد پروردگارت نشاندار بود و آن از ظالمان دور نيست (83) و بسوي مدين برادرشان شعيب را فرستاديم . گفت اي مردم خداوند را عبادت کنيد که معبود ديگري غير از او نداريد . و ترازو و پيمانه را ناقص ندهيد . من شما را در رفاه مي بينم و بر شما از عذاب روز فراگيرنده ميترسم (84) اي مردم پيمانه و ترازو را بطور کامل بدهيد و مال مردم را کم ندهيد و در زمين به فساد نگرائيد (85) ذخيره خدائي (و سود معامله) برايتان بهتر است اگر باور داشته باشيد و من نگهبان شما نيستم (86) گفتند اي شعيب آيا دينت تو را مأمور ميکند که ما آنچه را پدرانمان عبادت ميکردند رها کنيم يا اينکه در اموال خويش هر چه خواستيم نکنيم؟ تو که شخص حليم رشد يافته اي هستي! (87) گفت اي مردم چه نظري داريد اگر من بر دليل روشني از جانب پروردگارم باشم و از آن روزيِ نيکو بمن داده باشد و (در اين مورد) صرفأ قصد مخالفت با شما را ندارم . جز اين نيست که قصدم اصلاح است . آنقدر که بتوانم ، و توفيقم جز بر عهده خداوند نيست که بر او توکل کرده ام و بسوي همو باز ميگردم (88) اي مردم مبادا بعلت مخالفت با من همان چيزي به شما برسد که به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد و قوم لوط هم که از شما دور نيست (89) و از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به سوي او بازگرديد که البته پروردگارم مهربان و دوستدار است (90) گفتند اي شعيب بسياري از چيزهايي را که ميگويي نمي فهميم و تو را در بين خويش ضعيف مي بينيم و اگر قبيله ات نبود سنگسارت ميکرديم و تو عزتي بر ما نداري (91) گفت اي مردم آيا قبيله ام بنظر شما از خداوند که او را پشت سر انداخته ايد مهم تر است؟ البته پروردگارم به اعمال شما احاطه دارد (92) اي مردم هر چه ميتوانيد انجام دهيد . من نيز کار خویش ميکنم . بزودي خواهيد فهميد عذاب خوار کننده به سوي چه کسي خواهد آمد و دروغگو کيست و منتظر باشيد که من نيز همراه شما منتظر خواهم ماند (93) و هنگاميکه فرمان ما آمد شعيب و کساني را که با او ايمان آورده بودند به رحمت خويش نجات داديم و ظالمان را فريادی بلند بگرفت و در خانه هايشان جسدي بي جان شدند (94) گويي که هرگز در آن نبودند . هان ! نابود باد قوم مدين همانگونه که ثمود بود (95) و البته موسي را با آياتمان و دليلي روشن فرستاديم (96) بسوي فرعون و بزرگانش ، پس آنها امر فرعون را پيروي کردند و امر فرعون رشد يافته نبود (97) در روز قيامت پيشاپيش مردمش راه ميرود و آنان را به آتش درمي آورد که چه بد جايگاهي است براي ورود (98) و در اين جهان با لعنت بدرقه شدند و روز قيامت نيز چه عطاي بدي خواهند داشت (99)

 

 

 

 

هود6   آیات100تا123

 

ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْقُرَى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْهَا قَآئِمٌ وَحَصِيدٌ ﴿100﴾ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ مِن شَيْءٍ لِّمَّا جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ ﴿101﴾ وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ ﴿102﴾ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّمَنْ خَافَ عَذَابَ الآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ ﴿103﴾ وَمَا نُؤَخِّرُهُ إِلاَّ لِأَجَلٍ مَّعْدُودٍ ﴿104﴾ يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ ﴿105﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ ﴿106﴾ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ ﴿107﴾ وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ ﴿108﴾ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَؤُلاء مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍ ﴿109﴾ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ﴿110﴾ وَإِنَّ كُلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿111﴾ فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿112﴾ وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ ﴿113﴾ وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ ﴿114﴾ وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴿115﴾ فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ ﴿116﴾ وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ﴿117﴾ وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ﴿118﴾ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿119﴾ وَكُلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿120﴾ وَقُل لِّلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَامِلُونَ ﴿121﴾ وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ ﴿122﴾ وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿123﴾

 

ای پیامبر! اين از خبرهاي اقوام قدیمی بود که برايت گفتیم ، آثار بعضي از آنها هنوز پا برجا و بعضي برچيده شده است (100) و ما ظلمي به آنان نکرديم بلکه آنان بر خويش ظلم کردند و آن معبودهائي که غير از خداوند آنها را به عبادت ميخواندند ، وقتيكه امر خدا آمد فايده اي برايشان نداشت و غير از تباهي چيزي برآنها نيفزود (101) و گرفتن پروردگارت چنين است . هنگاميکه شهرهائي را که به ظلم ميپردازند ميگيرد ، گرفتنش شديد و دردناک است (102) البته در اين براي کسي که از عذاب آخرت بترسد آيه عبرتی است . آن روز ، روزي است که مردم در آن جمع ميگردند و روزي است که در آن شهادت ها داده ميشود (103)  و ما آنرا جز تا مدتي شماره شده و کم ، به تأخير نيانداخته­ ايم (104) آن روز روزي است که  هيچکس سخن نميگويد مگر به فرمان خداوند . و بعضي از مردم سعادتمند و بعضي بي بهره خواهند بود (105) آنانکه بي بهره شدند در آتش خواهند بود که صداي بدهنجار خواهد داشت (106) و در آن جاودان خواهند بود، آنقدر که آسمانها و زمين برقرار باشد ، مگر اينکه پروردگارت بخواهد زودتر رهایشان کند که پروردگار تو البته آنچه حکیمانه بداند ميکند (107) اما آنانکه لیاقت خوشبختی داشتند در بهشت جاودان خواهند بود آنقدر که آسمانها و زمين باشد مگر آنکه خدا بخواهد و اين عطائي است که قطع نخواهد شد (108) پس درباره آنچه اينها عبادتش ميکنند در شکّي مباش . عبادت اينها مانند عبادت پدرانشان است و ما البته نصيب آنها را بطور کامل ميدهيم (109) و البته ما آن کتاب را به موسي داديم و در آن اختلاف شد و اگر اينطور نبود که کلمه اي از جانب پروردگارت قبلا صادر شده بود ، حتمأ فرمان نابودي شان ميرسيد . و آنها البته درباره آن در شکي بزرگ هستند (110)  و البته پروردگارت سزاي اعمال همه آنها را بطور کامل ميدهد زیرا که ازاعمالشان با خبر است (111)  پس چنانکه مأمورهستي استقامت کن و کساني که با تو بسوي خدا بازگشته اند رانيزبه استقامت وادار و سركشي مکنيد که او به اعمال شما بيناست (112) و بسوي ظالمان کمی نیز متمايل مشويد که آتش به شما ميرسد و جز خدا دوستاني نخواهيد داشت و در آنصورت از جانب خدا ياري هم نميشويد (113) و نماز را در دو طرف روز و پاسي از شب بپا دار . البته نيکي ها بدي ها را نابود مي کند . اين پندي است براي کساني که اهل تذکرند (114) و پايداري کن و خداوند پاداش نيکوکاران را ضايع نمي کند (115) پس چرا از قرون قبل ا زشما خير انديشاني نبودند که از فساد در زمين نهي کنند؟ مگر عده کمي که نجاتشان داديم ، و مردم ظالمان را در خوشگذرانيهای آنها پيروي کردند و گناهکار شدند (116) و پروردگارت اينطور نيست که شهرها را به ظلم هلاک کند در حاليکه آنها اصلاحگرند (117) و اگر پروردگارت ميخواست، همه مردم را يکجور قرار ميداد ولي پيوسته در اختلاف خواهند بود (118) مگر کسي که پروردگارت رحمش کند و براي همين هم خلقشان کرده و کلمه پروردگارت تماميت يافت به اينکه جهنم را از همگیِ گناهکارانِ جن و انس پر خواهم کرد (119) و کلّا از اخبار پيامبران برايت نقل ميکنيم تا دلت بوسيله آن آرام شود و در اين سوره حق و موعظه و پندي براي مومنان است (120) و به بي ايمان ها بگو هر چه ميتوانيد انجام دهيد که ما نيز کار خویش ميکنيم (121) و منتظر باشيد که ما نيز منتظريم (122) و علمِ نهاني هاي آسمان ها و زمين از آن خداست و همه امور به سوي او بازميگردد . پس ای پیامبر و ای مومنان بر او توکل و او را عبادت کنید و پروردگارتان از آنچه انجام ميدهيد غافل نيست (123)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : هشدار و مژده به دو نوع مخاطب پيامبر راجع به دو نوع نتيجه آخرتي و ارشاد پيامبر که به اين علت هاست که در عذاب اينها تعجيل نمي کنيم ، لذا صبر کن و چنين بگوي و محکم و مطمئن به رسالتت بپرداز .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 به کافران هشدار میدهد که مبادا مانند مکذبان پيامبران گذشته باشيد (و به آن عاقبت دچار شويد) و اي پيامبر به سخنان کفار گوش نسپار و به رسالتت بپرداز .

در پاراگراف 2 می فرماید ای پیامبر ! مردم درآخرت به دودسته بزرگ دسته بندی می شوند ، کسانی که خودرا بدبخت کرده اند وکسانی برعکس آنها .

در پاراگراف 3 نمونه ای از رفتارکسانی در یکی از اقوام پیشین که خود را هلاک کرده اند را بیان میکند (با این زمینه که مبادا شما ها چنین کنید !)

در پاراگراف 4 همان مطلب فوق را با همان منظور در باره قوم عاد و قوم ثمود می فرماید .

در پاراگراف 5 می فرماید : از میان بندگان ما کسانی هم هستند که زندگی صحیحی میکنند و در نتیجه هم دردنیا و هم درآخرت وضع مطلوبی را دارا میشوند و ضمنا به همان روال داستانی قبل ادامه داده و مانند همان مطالب چند پاراگراف قبل را با همان منظور در باره سه قوم لوط و شعیب و فرعون میفرماید .

در این پاراگراف می فرماید ای پیامبر ! مردم در رابطه با موضوع ماموریت تو به دو دسته تقسیم میشوند . دسته دوم که اهل هلاک اند ، کسی جزخودشان مقصرنیست ولذا تو با آرامش به رسالتت بپرداز و برای ادامه شایسته ماموریتت ، هم باید صبر مناسبی ازخویش نشان دهی  و هم رژیم عبادتی متناسبی داشته باشی .

3 - سوالات

1 - « لِّمَّا جَاء أَمْرُ رَبِّكَ » (آیه101 ) باکدام کلید تفسیر مطابق است؟ « وَهِيَ ظَالِمَةٌ » (آیه102 ) چطور؟

2 – با توجه به اینکه علی الاصول «خدایان» مطلقا - دردنیا و آخرت - بی خاصیت اند ، چرا این جمله «مازادوهم» را در آیه101 فرموده؟ جمله مذکورچه نوعی از سخن است؟ (کنایه؟ طنز؟ یا...؟)

3- « مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ » (آیه های107و108) باکدام کلید تفسیر مطابق است؟

4 - از « يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ » (آیه105) چه سابقه ای درسوره های قبل دارید؟

5 – چرا سعید را به حالت معلوم آورده در حالیکه شقی را در حالت مجهول ذکر فرموده؟

6 - «ما دامت السموات و الارض» در مورد اهل عذاب مفهوم است ، به این معنی که آنها به مقدار لازم تنبه حاصل کرده اند و شایستگی یک زندگی عادی را در آن شرایط عالی جهان بعدی یافته اند ، اما همین عبارت در باره اهل نعمت به چه معنی است؟ (از دست دادن صلاحیت و لیاقت در اثر رفتار مغایر با شئون آنجا ؟ یا . . . ؟)

7 – منظور از « الَّذِينَ ظَلَمُواْ» (آیه113) چه کسانی است؟

8 - « إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» (آیه114) با کدام کلید تفسیر مطابق است؟

9 – در آیه 109 ،  منظور از «نصیبهم» چیست؟ (دنیائی؟ اخروی؟ یا . . ؟)

10 – آیه 111 دنباله منطقی کدام آیه است؟

11 – از «لاتطغوا» (آیه 112) چه حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها میتوان زد؟ از «ولا ترکنوا . . . » چطور؟

12 – منظور از «أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ» (آیه116) چیست؟

13 – منظور از « الَّذِينَ ظَلَمُواْ » (آیه116 ) چه کسانی است؟

14 – در رابطه با « وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ » (آیه118 ) کدام گزینه را انتخاب میکنید؟ (این سرشت بشراست وچاره ای جزاین نیست - متاسفانه اکثرا چنین اند - یا....؟)

15 – آیه 117 با موضوع کدام کلید تفسیر تناسب دارد؟

16 – در آیه 116 – سوال از چه کسی است ؟ (آنحضرت ؟ مردم ؟ هر دو؟)

17 – در همان آیه منظور از ظلم چیست؟

18 – آیه 123 چه حالتی دارد؟ (دلداری؟ یا . . ؟)

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه 109 فهمیده میشود خداوند در موضع آرام کردن آنحضرت است که اینقدر ناراحت نباش بالاخره اینها یک مستمسکی دارند ، و در آیات 112 تا 115 به آنحضرت میفرماید هیچ کوششی نکنید که برای براه آوردن آنها کوچکترین معامله ای با آنها کنید و نیز برای تحمل بیشتر صبر پیشه کنید و خودت هم این رژیم عبادتی را در پیش گیر .

از آیه 118 فهمیده میشود که خداوند در موضع دلداری دادن به آنحضرت است و از آیه 120 فهمیده میشود که این داستانهاب پیامبران سابق که در این ایام با حجم زیاد نازل میشود برای تثبیت آنحضرت و مومنان است و به آنحضرت توصیه میکند موضوع بی اعتنایی را در مقابل فعالان کفر در پیش گیرد .

5 - کلید های تفسیری

آیه 104 فرع بر آیه 103 و خود آیه 103 فرع بر آیه 102 است.

آیه 102 نیز که جمع­بندی دو آیه 100 و 101 است فرع بر آنهاست.

آیه 107 فرع بر آیه 106 است.

آیه­های 106 و 108 نیز دارند عاقبت مدلول­های دو کلمه آخر آیه 105 را بیان می­کنند لذا آنها نیز فرع بر آیه 105 می­باشند.

آیه 113 بدون این که فرع بر آیه­ای باشد پرانتزی است زیرا اگر چشم خویش را بر آن ببندیم خواهیم دید روال سخن صاف و یکدست است.

همچنین است وضع آیه 110.

آیه 117 بدون این که فرع بر آیه­ای باشد پرانتزی است، دلیلش هم این که اگر چشم خویش را بر آن ببندیم و قبل و بعد آن را به یکدیگر وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف و یکدست است.

آیه 119 فرع بر آیه 118 است و این واضح است.

همچنین است راجع به آیه 122 که آن نیز فرع بر آیه 121 است و این نیز واضح است.

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْقُرَى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْهَا قَآئِمٌ وَحَصِيدٌ ﴿100﴾ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ مِن شَيْءٍ لِّمَّا جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ ﴿101﴾ وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ ﴿102﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : هلاکت اقوام پیشین به علت رفتار خودشان بوده است.

2

إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّمَنْ خَافَ عَذَابَ الآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ ﴿103﴾ وَمَا نُؤَخِّرُهُ إِلاَّ لِأَجَلٍ مَّعْدُودٍ ﴿104﴾ يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ ﴿105﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ ﴿106﴾ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ ﴿107﴾ وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ ﴿108﴾ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَؤُلاء مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍ ﴿109﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : هلاکت اقوام پیشین عبرتی است برای کسانی که به چنین عاقبتی مومن اند.

3

 وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ﴿110﴾ وَإِنَّ كُلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿111﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : ای پیامبر! در باره اختلاف این مردم نسبت به تعالیم قرآن به پروردگارت توکل کن.

4

فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿112﴾ وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ ﴿113﴾ وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ ﴿114﴾ وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴿115﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : ای پیامبر! برای افزایش ظرفیتت این عبادات را پیشه کن و هم خودت صبر پیشه کن و هم پیروانت را به صبر وادار و هیچ به مخالفانتان متمایل مشوید.

5

فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ ﴿116﴾ وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ﴿117﴾

 وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ﴿118﴾ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿119﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : علت هلاکت پیشینیان قلّت نهی کنندگان فساد و اختلاف در متن وحی بود، وگرنه خداوند برای همگان لطف و رحمت میخواهد.

6

وَكُلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿120﴾ وَقُل لِّلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَامِلُونَ ﴿121﴾ وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ ﴿122﴾ وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿123﴾

درس: مکذبان پيامبران سابق هلاک و خود آنها و پيروانشان نجات يافتند پس تو اي پيامبر محکم و منتظر باش .

درب : ای پیامبر! ثابت و استوار باش و به رفتار های مخالفانت اهمیت زیاد مده و به خداوند توکل کن.

6 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 116 از این لحاظ برجستگی داردکه خداوند میفرماید که ای آدم های خوب! اینقدر شاه سلطان حسین وار هی چشم تان به آسمان نباشد و مسائلی را که باید راجع به آنها عمل کرد به دعا و نذر و نیاز و امثال آن رد نکنید. و معادل واضح آن «لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد . . » است که چند سال بعد در سوره حج (آیه 40) نازل شده است.

7 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

از نمونه های موضوع تیتر فوق یکی آیه 100 است که حتی ما بشر قرن بیست و یکم هم تصور محوی هم از آن نداریم، چه رسد عرب های 1400 سال پیش.

همچنین است محتوای آیه 104که حتی ما بشر امروزی نیز از زمان وقوع قیامت کوچکترین تصوری نداریم.

نیز آیه های 106 تا 108که هیچکس (حتی انبیاء و اولیاء به نص صریح آیات قرآن کریم) و بشر امروزی (چه رسد عرب های 1400 سال قبل) کوچکترین ذهنیتی راجع به مدلول آنها ندارد.

 

8 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیات 109 تا 115 باز هم پیشگوئی هایی از نوع «کوچکترین تردیدی نداشته باش» و «محکم و استوار باش» و « این رژیم عبادی را در پیش گیر» دارد که تحقق نتیجه همه آنها دیده شده است .

اگر آیات قبل از آیه 122 را ملاحظه فرمائید چنین فهمیده می­شود که آیه 122 متضمن وعده شکست مخالفان و تکذیبگران و کافران است و چنانکه واقعیات تاریخی نشان داد این وعده نیز تحقق یافته است.

9 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - هشدار و مژده به دو نوع مخاطب پيامبر راجع به دو نوع نتيجه آخرتي شان.

 2 - ارشاد پيامبر راجع به علتِ عدم تعجیل در عذاب مکذب ها. و امر ایشان به صبر

و اینکه چنين بگويد و محکم و مطمئن به رسالتش بپردازد .

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 100 تا 102 و 122 ، بقیه آیات پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

 

قائم و حصید (آیه 100)

یعنی این اقوام پیشین که هلاک شده اند ، شهرهای بعضی از آنها هنوز هم – یعنی در زمان نزول این آیات - برقرار است (مانند آثار موجود در مصر) و بعضی دیگر ویران و یا ناپیدا است (مانند آثار شهر-مسکن قوم لوط)

به تاخیر می اندازد

«ه» در «نوخره» (آیه 104) اشاره به عذابی است که مخالفان پیامبر تا اینجا مستحقش شده اند ، ولی خداوند بنا به مصالحی آن را به تاخیر می اندازد .

امر وجودی و امر عدمی

در آیه­های 106 و 108 بدبخت شدن هر کس به خودش، اما خوشبخت شدن هر کس به خداوند نسبت داده شده است.

زیرا خوشبخت شدن یک امر «وجودی» است ، ومستند به خداوند است .

یعنی اینکه شخص خوشبخت از امکانات خدائی استفاده کرده که خوشبخت شده ، (قوت جسم ، قوت ذهن ، هدایت های عمومی ، اوضاع و احوال مساعد ، وغیره وغیره) همه اینها امکانات خدائی است وکسیکه از اینها استفاده کند و خوشبخت شود خدا او را خوشبخت کرده است .

اما شخص بدبخت می ­توانست از آنها استفاده کند اما نکرده ، پس ، خودش خود را بدبخت کرده است .

قیامت نزدیک است

در آیه 104 فرموده قیامت تا «سرآمدی معدود» (یعنی کم) عقب انداخته شده است. برای اینکه تصوری از «کوتاه»ی فاصله قیامت داشته باشید ، نگاهی به سن خودتان کنید .

تا اینجای زندگی تان چگونه به شما گذشته است؟

اگر نگاهی به همه گذشته خویش کنید این احساس را پیدا نمی کنید که «چه زود گذشت»؟!

بقیه اش هم همینطور است!

وقتیکه به اواخر عمر خویش رسیدید اگر باز هم همان نگاه به گذشته را کنید باز هم همان احساس را پیدا خواهید کرد .

پس از آن نیز برزخ است که یک فضای «خواب مانند» است و پس از آن هم فورا قیامت است .

یعنی فاصله ما تا قیامت ، بقیه عمر ما است و سپس یک خواب است و پس از آن نیز قیامت است ! این نزدیک نیست؟

به ظالمان متمایل نشوید

از جمله و«ولا ترکنوا . . » (آیه 113) میتوان حدس زد که مسلمانان – علاوه بر اینکه اقلیت و نیز ضعیف بودند - در بین مخالفان خویش  محصور هم بودند و دائما در معرض این بودند که بنا بر مصالح فامیلی و همسایگی و شغلی و زیستی و سایر انواع الزامات محیطی ، به نوعی ، حتی اندک ، تحت تاثیر آنان قرار گیرند و آیه فوق به آنان – ضمن هویت بخشی – هشدار میدهد که مبادا موقعیت معنوی والای خویش را دستکم بگیرند و اسیر ظواهر شوند .

 

نکته تاریخی

آیه 116 حاوی یک نوع اظهار تاسف الهی است که  چرا در  زمان های سابق عده ای

(غیر از قلیلی) نبوده اند که در مقابل مفسدان قد علم کنند .

حقیقت این است که هرچه در تاریخ بشر به عقب میرویم این نکته بیشتر دیده میشود که آدم ها خود را در مقابل طبقات مسلط «چیزی نمیدیده اند» و اساسا از مخیله شان این نمیگذشته است که مثلا ایرادی از چیزی که آن را غلط و ناصحیح می پنداشته اند بگیرند .

لذا ، طبقات مسلط بدون اینکه نگرانیی از چیزی داشته باشند هرکاری که دلشان میخواست میکرده اند .

آن عده قلیل هم که در آیه استثناء شده ، پیروان پیامبران بوده اند ، یعنی اینکه بار اعتراضات به مفاسد بر دوش پیامبران بوده ، و انسانها (یِ غیر پیامبر) نقشی در آن نداشته اند .

کمک مستقیمی که این روش تفسیری نمود

در آیه 120 فرموده که ذکر داستان­های پیامبران گذشته برای ایجاد ثبات در قلبت می­باشد.

اگر «درس» سوره را مورد توجه قرار دهید هماهنگی معنی­داری را با آن موضوع می­بینید که نوعی «تأییدیه»ای است که این روش مستقیماً از آن آیه الهی دریافت کرده است ، در حالی که می­دانید استخراج درس و درب یک مکانیزم نظام­دار بسیار روشنی دارد.

به دیگر سخن ، ما کار خودمان را ، مانند همه سوره های دیگر ، در استخراج «درس» سوره کردیم ، برابر در آمدنِ نتیجه کار ما با جمله فوق نوعی تاییدیه الهی است .

جمع بندی و تفسیر

اين از خبرهاي شهرها بود که برايت گفتیم ، بعضي از آنها (هنوز) پا برجا و بعضي برچيده شده است (100) و ما ظلمي به آنان نکرديم بلکه آنان بر خويش ظلم کردند و آن معبودهائي که غير از خداوند (به دعا) ميخواندند ، وقتيكه امر خدا آمد فايده اي برايشان نداشت و غير از تباهي چيزي برآنها نيفزود (101){و گرفتن پروردگارت چنين است . هنگاميکه شهرهائي را که به ظلم ميپردازند ميگيرد ، گرفتنش شديد و دردناک است} (102) {البته در اين براي کسي که از عذاب آخرت بترسد آيه اي است . {{آن روز ، روزي است که مردم در آن جمع ميگردند و روزي است که در آن شهادت داده ميشود}}(103)  {و ما آنرا جز تا مدتي شماره شده ، به تأخير نيانداخته­ ايم} (104) روزي  بيايد که هيچکس سخن نميگويد مگر به فرمان او. پس ، از آنها بعضي سعادتمند و بعضي بي بهره اند (105) {آنانکه بي بهره شدند در آتش خواهند بود که صداي بدهنجار خواهد داشت} (106) {در آن جاودان خواهند بود، آنقدر که آسمانها و زمين برقرار باشد {{مگر اينکه پروردگارت بخواهد}}که پروردگار تو البته آنچه بخواهد ميکند}(107) {اما آنانکه خداوند خوشبختشان کرد پس در بهشت جاودان خواهند بود آنقدر که آسمانها و زمين باشد {{مگر آنکه خدا بخواهد}} و اين عطائي است که قطع نخواهد شد} (108) پس درباره آنچه اينها عبادتش ميکنند در شکّي مباش . عبادت اينها مانند عبادت پدرانشان است و ما البته نصيب آنها را بطور کامل ميدهيم (109) {و البته ما آن کتاب را به موسي داديم و در آن اختلاف شد و اگر اينطور نبود که کلمه اي از جانب پروردگارت قبلا صادر شده بود ، حتمأ فرمان (نابودي) شان ميرسيد . و آنها البته درباره آن در شکي هستند}(110)  و البته پروردگارت سزاي اعمال همه آنها را بطور کامل ميدهد زیرا که ازاعمالشان با خبر است (111)  پس چنانکه مأمورهستي استقامت کن و کساني که با تو (بسوي خدا) بازگشته اند (رانيزبه استقامت وادار) و سركشي مکنيد که او به اعمال شما بيناست (112) { و بسوي ظالمان متمايل مشويد که آتش به شما ميرسد و جز خدا دوستاني نخواهيد داشت و (در آنصورت) ياري هم نميشويد}(113) و نماز را در دو طرف روز و پاسي از شب بپا دار. البته نيکي ها بدي ها را نابود مي کند . اين پندي است براي کساني که اهل تذکرند (114) و پايداري کن و خداوند پاداش نيکوکاران را ضايع نمي کند (115) پس چرا از قرون قبل ا زشما خير انديشاني نبودند که از فساد در زمين نهي کنند؟ {مگر عده کمي که نجاتشان داديم} ، و (مردم) ظالمان را در خوشگذرانيها پيروي کردند و گناهکار شدند؟ (116) {و پروردگارت اينطور نيست که شهرها را به ظلم هلاک کند در حاليکه آنها اصلاحگرند}(117) و اگر پروردگارت ميخواست، همه مردم را يکجور قرار ميداد ولي پيوسته در اختلاف خواهند بود (118) {مگر کسي که پروردگارت رحمش کند و براي همين هم خلقشان کرده و کلمه پروردگارت تماميت يافت به اينکه جهنم را از جن و انس همگي پر خواهم کرد}(119) و کلّا از اخبار پيامبران برايت نقل ميکنيم تا دلت بوسيله آن آرام شود و در اين (سوره) حق و موعظه و پندي براي مومنان بسويت آمده است (120) و به بي ايمان ها بگو هر چه ميتوانيد انجام دهيد که ما نيز عمل ميکنيم (121) {و منتظر باشيد که ما نيز منتظريم}(122) و نهاني هاي آسمان ها و زمين از آن خداست و همه امور به سوي او بازميگردد. پس بر او توکل و او را عبادت کن و پروردگارت از آنچه انجام ميدهيد غافل نيست (123)

 

 

سوره شعراء

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

طسم ﴿1﴾ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿2﴾ لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿3﴾ إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ ﴿4﴾ وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ ﴿5﴾ فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿6﴾ أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿7﴾ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿8﴾ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿9﴾

بسم الله الرحمن الرحيم

طسم (1) اين آياتِ آن کتاب آشکار است (2) ای پیامبر! شايد ميخواهي خودت را هلاک کني که آنان ايمان نمي آورند (3)  به خویش سخت نگیر! زیرا اگر بخواهيم میتوانیم از آسمان معجزه اي بر آنان نازل مي کنيم تا گردنهايشان در مقابلش خاضع شود (4) و سران این کفار چنانند که هيچ پند تازه اي از جانب خداوند رحمان بسويشان نمی آید مگر آنکه از آن رويگردانند  (5)  و تکذيب میکنند و البته بزودي اخبار آنچه را که مسخره اش ميکنند بسويشان خواهد آمد (6)  آيا به زمين نمي نگرند که نعمتها را ببينند؟ از جمله اینکه چه بسيار از گياهان ارزشمند از هر گونه اي در آن رويانديم (7) البته در اين نشانه اي است و اکثرشان مومن نيستند (8) و البته پروردگارت آن پيروزمند مهربان است (9)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

تاکنون ، در چهار جلد قبلی این تفسیر ، در ابتدای پاراگراف اول هر سوره ، ذیل تیتر فوق ، لااقل دو جدول اول و آخر طرز استخراج عصاره محتوای سوره (یا همان «درس» سوره) را می آوردیم ، اینک که خواننده محترم به اندازه کافی آنها را دیده ، و دانسته که طرز استخراج چگونه است ، به علت علاقه به رعایت اختصار ، دیگر جدول های مذکور را که دائما طولانی تر میشود ، ذکر نمیکنیم ، و اگر کسی بخواهد، میتواند همه آنها را در کتاب «راهنمای تحلیلی» ما (در سایت ما که در اول و آخر این کتاب معرفی کرده ایم) ببیند . 

درس: چگونه خداوند پيامبران را موفق و تکذيب کنندگان آنان را نابود مي کند.

درب : اي پيامبر صبر کن اوضاع مطلوب خواهد شد.

2 - سوالات

1 – در این پاراگراف (آیات 1 تا 9) چه عاملی را علت عمده تکذیب پیامبر (ص) بر شمرده؟ (غفلـــــت از نعمت های الهی؟ غفلت از عزیز و رحیم بودن خداوند؟ یا...؟)

2 – حالت کلی این پاراگراف چگونه است؟ (امید بخش؟ یا . . . ؟)

3 - در آیه 6 ، منظور از چه نوع خبر هایی است؟

4 – در آیه 7 چرا فقط به یک نوع نعمت بسنده نموده؟ یعنی اینکه چرا ذکر این نوع نعمت را ترجیح داده؟

3 حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

اگر با توجه به لیست ترتیب نزول ، نگاهی گذرا به آنچه از قرآن کریم تاکنون نازل شده داشته باشیم متوجه می­شویم که:

1- پیامبر خیلی برای ایمان­آوری مردم آن زمان زحمت می­کشیدند اما می­دیدند پیشرفت کم است و از این موضوع بسیار ناراحت بودند .

2- معارف الهی آنقدر به آن مردم رسیده بود که اگر بخواهند بتوانند راه صحیح را انتخاب کنند .

3- اما علیرغم دو عنصر فوق ، جوّ غالب ، جوّ رویگردانی و تکذیب بود .

البته مشکل اصلی پیامبر(ص) «سران» مخالفان او بودند و گرنه مردم عادی ، چنان که در روز فتح مکه دیده شد ، دستجمعی ایمان آوردند زیرا در آن روز «رفع مانع» شده بود و «سران» تسلیم شده بودند و مردم عادی ، البته، چندان شخصیت محکمی نداشتند که در مقابل «سران» بایستند.

از آیه 3 فهمیده میشود آنحضرت با تمام وجود درگیر رسالتش بوده و بی توجهی و بی اعتنائی و رویگردانی مخاطبان موجب ناراحتی شدیدشان میشده ، در آیه های 4 و 5 خداوند دلداریش میدهد که اعراض آنها چندان اهمیت ندارد .

4 کلید های تفسیری

آیه 3 در جهت دلداری پیامبر(ص) است و اگر محتوا را در نظر بگیریم تشخیص خواهیم داد که آیه 4 فرع بر آن است . به همین روش می­فهمیم که آیه 6 نیز فرع بر آیه 5 است . نیز ، آیه 7 فرع بر مجموع دو آیه قبل از خویش است .

دو آیه 8 و 9 اصطلاحاً «ترجیع­بند» است و در انتهای هر پاراگراف تکرار می­شود و لذا نمی­تواند فرعی باشد .

لذا آیات اصلی این پاراگراف عبارت است 1 و 2 و 3 و 5 و 7 و 8 و 9.

استخراج لبّ مطلب :

چون آیات اصلی پاراگراف زیاد است و تشخیص آیات پرانتزی چندان کمکی نکرد ، چاره­ای نمی­ماند مگر اینکه برای استخراج لبّ مطلب روی تک­تک آیات اصلی متمرکز شویم تا بتوانیم به یک جمع­بندی برسیم :

آیه 1: حروف مقطعه.

آیه 2: توصیف قرآن.

آیه 3: دلداری پیامبر که از ایمان نیاوردن مردم آنقدرها ناراحت نباشد (آیه 4 فرع بر این آیه است)

آیه 5: نکوهش کافران که راجع به هر پند تازه از جانب خداوند رویگردانی می­کنند (آیه 6 فرع بر این آیه است)

آیه 7 : ذکر نعمت .

آیه 8: نکوهش کافران که نشانه­ الهی را نمی­بینید و ایمان نمی­آورند .

آیه 9: ذکر دو صفت برجسته الهی: عزت و رحمت .

حروف مقطعه با محتوای هر سوره تناسبی دارد و طبعاً نسبت آن به توصیف قرآن مثل نسبت خاص است به عام و لذا در این جا می­توانیم آن را در «ضمن» آیه 2 ببینیم.

نکوهش کافران نیز با دلداری پیامبر قابل جمع است زیرا پیامبر حق است و کافران ناحق و نکوهش ناحق ، دلداریِ پیامبرِ حق است.

بنابراین تمرکز فوق را می­توانیم اینطور هم ببینیم:

توصیف قرآن ´ 2

دلداری پیامبر ´3

ذکر دو صفت برجسته الهی: عزت و رحمت.

چنانکه دیده میشود دلداری پیامبر بیشترین حجم را دارد و اگر آن را محور بگیریم می­بینیم دو عنصر دیگر نیز با آن جور است زیرا به او گفته می­شود چنین قرآنی به تو داده­ایم و پروردگارت هم دست­نیافتنی و نسبت به تو بسیار مهربان است.

با این تفاصیل به وضوح معلوم می­شود که لبّ مطلب این پاراگراف دلداری پیامبر(ص) است .

حالا این استخراج را تست می­کنیم ببینیم  چه جواب می­دهد ؟

آیه 2: ای پیامبر! چنین قرآنی را به تو وحی کرده­ایم (حاوی دلداری هست)

آیه 3: ای پیامبر! این قدر ناراحت نباش که ایمان نمی­­­آورند (این هم حاوی دلداری هست)

آیه 4: ای پیامبر! در مهلت دادن به آنها حکمتی هست (حاوی دلداری)

آیه 5: ای پیامبر! اینها ­ که ایمان نمی­آورند عیب از خودشان است (این نیز حاوی دلداری هست)

آیه 6: شبیه آیه 5.

آیه 7: آنها که این آیات واضح را نمی­بیننند ایرادی در خودشان دارند (این هم از نوع نکوهش است و طبق آیه­های 5 و 6 حاوی دلداری است)

آیه 8: آنها نمی­توانند چنین نشانه­ای را تشخیص بدهند و ایمان بیاورند (این نیز نکوهش است و طبق آیه­های 5 و6 حاوی دلداری است)

آیه 9: پشتیبانت کسی دست­نیافتی است که ضمناً نسبت به تو بسیار هم مهربان است (این نیز به وضوح حاوی دلداری است)

همه این مطالب را اگر خلاصه کنیم، می­توان گفت که لبّ مطلب این پاراگراف این است: «دلداری پیامبر(ص)»

اگر دقت کنید خواهید دانست که این نتیجه معادل «درب» است که از راه دوم استخراج شده است .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

طسم ﴿1﴾ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿2﴾

درس: چگونه خداوند پيامبران را موفق و تکذيب کنندگان آنان را نابود مي کند.

درب : ای پیامبر! همین قرآن زمینه ساز توفیقت و نابودی مساعیِ مکذبانت خواهد بود.

2

لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿3﴾ إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ ﴿4﴾

درس: چگونه خداوند پيامبران را موفق و تکذيب کنندگان آنان را نابود مي کند.

درب : ای پیامبر! راحت باش، ما قادریم آنها را با معجزات به ایمان وادار سازیم، ولی روش ما این نیست.

3

 وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ ﴿5﴾ فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿6﴾

درس: چگونه خداوند پيامبران را موفق و تکذيب کنندگان آنان را نابود مي کند.

درب : ای پیامبر! گرچه اینان رویگردان هر پندی هستند ولی دل خوش دار که بزودی اوضاع در جهت مطلوب تو تغییر میکند.

4

 أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿7﴾ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿8﴾ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿9﴾

درس: چگونه خداوند پيامبران را موفق و تکذيب کنندگان آنان را نابود مي کند.

درب : ای پیامبر! بزودی با «رویش»ی مواجه خواهی بود که اوضاع را بهبود خواهد داد.

5 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

آیه 1که از حروف مقطعه است، هنوز هم معنای مقبولی برای آنها ارائه نشده و لذا در این 1400 سال فوق ذهنیات مخاطب ها بوده ، چه رسد به مخاطب های اولیه!

6 زاویه با تفاسیر رایج

1: (المیزان) : و اين سوره هم از سوره‏هاى اولى است كه در مكه و قبل از هجرت نازل شده

این سوره به دلیل محتوایش نمیتواند از «سوره های اولی» باشد که در مکه نازل شده و با توجه به محتوایش متناسب است با اوضاع و احوال اوایل دهه دوم بعثت.

7 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیات 3 تا 6 علاوه بر تایید لزوم ادامه وحی (که تلویحا حاوی وعده موفقیت آنحضرت است) با ذکر کلمه «فسیاتیهم» صراحتا وعده میدهد که فعالانِ مخالفانِ آنحضرت (بزودی «خبرهایی») - از موفقیتِ آنحضرت را دریافت خواهند کرد .

آیه 6 که حاوی یک پیشگوئی می­باشد، با توجه به واقعیات بعدی تاریخی، چون محقق شده، در عداد معجزات تاریخی می­باشد. گرچه غیر از آیه 6 کل این سوره نیز وعده و پیشگوئی است اما آیه 6 در این معنی کاملاً صریح است.

8 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

9 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

دلداری به پیامبر (ص)

10 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

در این پاراگراف آیاتی وجود دارد که برخی از فقرات آنها در سوره های قبلی (قبل و بعد نسبت به این سوره و بر اساس جدول ترتیب نزول ما) آمده ، اما با تفاوت در لغت و الفاظ ، لذا اگر بگوئیم قبلا نیامده ، ناصحیح است ، و اگر بگوئیم آمده ، باز هم ناصحیح است ، از جمله این نوع آیات ، آیه های 2تا6 است و بقیه آیات پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

ترجیع­بند

در این سوره پس از پایان هر پاراگراف ، دو آیه مانند آیه­های 8 و 9 دائماً تکرار می­شود و اگر دقت شود ملاحظه خواهد شد که در سرگذشت اقوام قبلی ، آیه و نشانه و عبرتی را نشان می­دهد و برای پروردگار ، علاوه بر مهربانی ، روی عزت آن حضرت تأکید دارد که به معنی قوی بودن و قدرتمند بودن و دست­نیافتنی بودن است و این تکیه و تأکید و تکرار ، قاعدتاً باید برای این باشدکه به آنحضرت دلگرمی دهد که پروردگارت میتواند مسائل و مشکلات تو را حل کند و تو نگران نباش و بگذار پروردگارت مطابق حکمت و مصلحت خویش کارها را پیش ببرد.

معجزه ای که نتوان ردّش کرد

آیه 4 موضوع تیتر فوق را رد میکند و میگوید روش خداوند این نیست که مانند آنچه که حضرت موسی را کمک میکرد (یعنی معجزات سنگین) با همان روش این پیامبر (ص) را کمک کند.

واقعیت این است که حتی آن معجزات سنگین هم وقتیکه طرف مقابل عمد و اصرار بر کفر دارد چندان موثر نیست ، چنانکه در مورد قوم فرعون نیز موثر نشد و آنها آنقدر لجاجت کردند تا اینکه بالاخره گرفتار هلاکت جمعی شدند.

چرا در میان پدیده های طبیعی به رویش نباتی استشهاد شده؟

در آیه 7 نکته لطیفی هست، و آنهم این است که به عنوان راهِ برون رفت از مشکلاتِ آن روزهای رسالت، مژده ای تلویحی به آنحضرت داده که در اثر صبر و پایداری تو «رویش»ی از طریق ایمان آوریِ مومنانی جدید حادث خواهد شد که کلا فضای اجتماعی را به نفع رسالت تو تغییر خواهد داد.

البته چنان هم شد.

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحيم

طسم (1) اين آيات آن کتاب آشکار است (2) شايد ميخواهي خودت را هلاک کني که آنان ايمان نمي آورند (3)  {اگر بخواهيم از آسمان آيه اي بر آنان نازل مي کنيم تا گردنهايشان در مقابلش خاضع شود}(4) و هيچ پند تازه اي از جانب خداوند رحمان بسويشان نيآمد مگر آنکه از آن رويگردان بودند (5)  {و تکذيب کردند . پس بزودي اخبار آنچه که مسخره اش ميکردند بسويشان خواهد آمد}(6)  آيا به زمين نمي نگرند که ببينند چه بسيار از گياهان ارزشمند از هر گونه اي در آن رويانديم (7) البته در اين نشانه اي است و اکثرشان مومن نيستند (8) و البته پروردگارت همو آن پيروزمند مهربان است (9)

 

 

شعراء2    آیات10تا68

وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿10﴾ قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا يَتَّقُونَ ﴿11﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿12﴾ وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ ﴿13﴾ وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿14﴾ قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ﴿15﴾ فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿16﴾ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿17﴾ قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ﴿18﴾ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿19﴾ قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ﴿20﴾ فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿21﴾ وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿22﴾ قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿23﴾ قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿24﴾ قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿25﴾ قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿26﴾ قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿27﴾ قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿28﴾ قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ﴿29﴾ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ﴿30﴾ قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿31﴾ فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ﴿32﴾ وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ ﴿33﴾ قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ ﴿34﴾ يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿35﴾ قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿36﴾ يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ ﴿37﴾ فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿38﴾ وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ﴿39﴾ لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ﴿40﴾ فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ﴿41﴾ قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿42﴾ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿43﴾ فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ ﴿44﴾ فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿45﴾ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿46﴾ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿47﴾ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ﴿48﴾ قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿49﴾ قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿50﴾ إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿51﴾ وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ﴿52﴾ فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿53﴾ إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ﴿54﴾ وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ﴿55﴾ وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ ﴿56﴾ فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿57﴾ وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ ﴿58﴾ كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿59﴾ فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ﴿60﴾ فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ﴿61﴾ قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿62﴾ فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ﴿63﴾ وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ ﴿64﴾ وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ ﴿65﴾ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿66﴾ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿67﴾ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿68﴾

 

و هنگاميکه پروردگارت موسي را ندا داد که بسوي قوم ظالمان برو (10)  سوی قوم فرعون، و به آنها بگو آيا پروا نمي کنند؟ (11) گفت پروردگارا ميترسم تکذيبم کنند (12) و دلم تنگ ميشود و زبانم گشاده نيست پس وحي را بسوي هارون بفرست (13) و بنظر آنها من نزدشان گناهي دارم و ميترسم مرا بکشند (14) گفت هرگز! شما دو نفر با آياتم برويد . ما با شمائيم و متوجهيم (15) و بسوي فرعون برويد و بگوئيد ما فرستاده پروردگار جهانيانيم (16) که بني اسرائيل را همراهمان بفرست (17) آنها همانطور که مامور شده بودند رفتند و موضوع ماموریتشان را برای فرعون شرح دادند و فرعون به موسی گفت آيا وقتي که نوزاد بودي در ميان خويش پرورشت نداديم؟ و سالهائي از عمر خويش را در ميان ما نگذراندي؟ (18) اما تو در عوض آن کار زشت را کردي و از کافران شدي (19) گفت آن كار را در زماني کردم كه به حق نرسیده بودم (20) و از شما ترسيدم فرار کردم و پروردگارم بمن لطف کرد و بمن حکم داد و مرا از فرستادگان قرار داد (21) و تازه ، مگر اين نعمتی است که بني اسرائيل را به بردگي گرفته اي و منتش را بر من ميگذاري؟ (22) فرعون گفت پروردگار جهانيان چيست؟ (23) گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه بين آنهاست اگر يقين داشته باشيد (24) فرعون به اطرافيانش رو کرد و گفت نمي شنويد؟ (25) موسی ادامه داد : پروردگار شما و پروردگار نياكانتان (26) فرعون گفت پيغمبرتان که بسويتان گسيل شده ديوانه است (27) موسی ادامه داد : پروردگار مشرق و مغرب و بين آنها اگر تعقل كنيد (28) فرعون گفت اگر معبودی غير از من اتخاذ کني حتما زندانيت ميکنم (29) گفت حتي اگر يک چيز آشکار برايت آورده باشم؟ (30) گفت بياورش اگر راست ميگويي (31) پس عصايش را انداخت و آن فورا اژدهايي آشکار شد (32) و دستش را از گريبانش بيرون آورد پس فورا براي ناظران سفيد و درخشان شد (33) فرعون به بزرگان اطرافيانش گفت اين يک جادوگر متخصص است (34) ميخواهد شما را با جادويش از سرزمين تان بيرون کند پس چه ميفرماييد؟ (35) گفتند او و برادرش را نگهدار و ماموران جمع آوري به شهرها بفرست (36) تا همه جادوگران متخصص را بسوي تو بياورند (37) چیزی نگذشت که آن جادوگران را در موعدي معين گرد آوردند و مردم هم به تماشا جمع شدند (38) فرعون به مردم گفت اینک که اجتماع کرده ايد (39) شايد جادوگران را پيروي کنيم اگر غالب شوند (40) چون جادوگران آمدند ، به فرعون گفتند آيا  پاداشي هم خواهيم گرفت اگر غالب شديم؟ (41) گفت بله . و در آنصورت از مقربان خواهيد شد (42) موسي به آنان گفت بياندازيد آنچه را که در چنته داريد (43) پس طنابها و چوبهاي خويش را انداختند و گفتند به عزت فرعون حتما خودمان غالبيم (44) پس موسي عصاي خويش را انداخت و در دم همه آنچه را که به دروغ ساخته بودند بلعيد (45) پس جادوگران به سجده افتادند (46) و گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم (47) پروردگار موسي و هارون (48) فرعون گفت آيا قبل از اينکه اجازه تان دهم ايمان آورديد؟ حتما او بزرگ شماست که جادو را يادتان داده پس بزودي خواهيد دانست .  دست و پايتان را به خلاف يکديگر قطع خواهم کرد و البته همه تان را به دار خواهم کشيد (49) گفتند مهم نيست زيرا که ما بسوي پروردگارمان روي آورده ايم (50) اميدواريم پروردگارمان خطاهايمان را ببخشد ، به اين جهت که ما اولين مومنانيم (51) و به موسي وحي کرديم که بندگانم را شبانه ببر زيرا که تعقيب خواهيد شد (52) آنگاه فرعون ماموران جمع آوري را به شهرها فرستاد (53) که اينها گروهي کم جمعيتند (54) که ما را به به خشم آورده اند (55) و ما انبوهي مسلحيم (56) اینطور بود که فرعونیان را از باغستانها و چشمه سارها (57) و از گنج ها و جايگاههاي نيكو (58) بیرون کردیم و آنها را به بني اسرائيل داديم (59) فرعونیان صبحگاهان دنبالشان کردند (60) و هنگاميکه دو گروه يکديگر را ديدند همراهان موسي گفتند گير افتاديم (61) گفت هرگز! پروردگارم با من است و بزودي هدايتم ميکند (62) و به موسي وحي کرديم که با عصايت به دريا بزن . پس بشکافت و هر بخشي چون کوهي بزرگ شد (63) و ديگران را به آنجا نزديک کرديم (64) و موسي و همراهانش همگی را نجات داديم (65) و ديگران را غرق کرديم (66) البته در اين نشانه اي است و اکثرشان مومن نيستند (67) و البته پروردگار تو پيروزمند مهربان است (68)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: چگونه خداوند پيامبران را موفق و تکذيب کنندگان آنان را نابود مي­کند.

درب : اي پيامبر دشمنان تو از فرعون قوي تر نيستند صبر کن موفق خواهي شد .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید : ای پیامبر ! ازرفتارهای مکذبانه این مردم دلگیرمباش وکـــار رسالتت را با قوت پی بگیر  .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر ! تکذیبگرانت ازفرعون مهمترنیستند . اگرلازم باشد حتی به روش خارق العاده موفقت میکنیم .

3 - سوالات

1 – منظور از مطالب آیه59 چیست؟

2- از مطالب این پاراگراف چه «حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها» میتوان زد؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

این پاراگراف نشاندهنده مقابله ای نابرابر است .

یکطرف موسی است بدون هیچ امکاناتی غیر از رسالت و بیان و یک خواسته بزرگ که به نظر غیر قابل قبول می آید ، طرف دیگر یک دستگاه حکومتی قوی با امکانات کامل.

برای حدس زدن موقعیت آنحضرت باید این پاراگراف را بخوبی تحلیل کنیم :

بطور کلی میتوان گفت از آنجا که پاراگراف در مقام «دلداری» دادن است ، میخواهد بگوید ای پیامبر کار تو که از کار موسی مشکل تر نیست ، برو جلو ، یاری مورد نیازت به وقتش میرسد .

یعنی موقعیت آنحضرت در میان قوم بالاتر از موقعیت موسی در مقابل فرعونیان ، و خواسته آنحضرت نیز از قومش کوچکتر از خواسته موسی از فرعونیان بود .

5 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیات 12 تا 67 با ذکر موفقیت حضرت موسی تلویحا به آنحضرت نیز وعده موفقیت میدهد ، که این یک پیشگوئی تحقق یافته است .

6 کلیدهای تفسیری

آیه های 57 تا 59 (پرانتزی» هستند ، دلیلش هم این است که اگر چشم بر آنها بسته و قبل و بعدشان را وصلکنیم خواهیم دید روال سخن صاف و یکدست خواهد شد .

7 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

8 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

وعده تلویحی موفقیت و پیروزی به پیامبر (ص) از طریق ذکر داستان موسی (ع)

7 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

پیامبری حضرت موسی(ع)

این مطالب حاوی عناصرجدیدی نسبت به سوره های قبلی می­باشد که جهت نظم بیشتر در درک ، در جدول ذیل مرتب شده است :

1 - حضرت موسی در کودکی نزد خانواده فرعون بزرگ شد و در جوانی کاری کرد که به نظر آنها گناه بزرگی بود و خواستند مجازاتش کنند که از آنها فرار کرد اما چون شخص شایسته­ای بود خداوند به او مقام پیامبری داد (آیات 18 تا 22)

2 – از لحاظ اعتقادی، فرعونیان بین پروردگاریِ آسمان و زمین و آنچه بین آنهاست منافات قائل بودند یعنی پروردگاری آسمانها را جدا حساب می­کردند. (آیه های 24 و 25)

3 – همچنین از لحاظ آنها اینکه پروردگار فوق، پروردگار آدمیان نیز باشد کاملاً غیرقابل قبول بود. (آیه های 28 و 29)

4 – و نیز از نظر آنها فرعون یا خود «اله» بود یا قائم مقام اله (در مورد پرستش) (آیه های 28 و 29)

5 – از نظر حکومتی، یک پادشاه (فرعون) و یک نوع «مجلس» وجود داشت. (آیات 34 تا 37)

6 – تمدن آن روز فرعونیان بزرگ ، و قدرت حکومتی او زیاد و نافذ بود. (آیه های 36 و 38)

7 – فرعون با تمام مردم خویش صداقت نداشت (مانند تقریباً همه حکومت­ها) (آیات 40 تا 44)

8 – فرعون به نتایج قول و قرار خویش پای­بند نبود. (آیه 49)

9 – تفتیش عقاید چیز تازه­ای نیست و سابقه­اش به حکومت فرعون هم می­رسد. (آیه 49)

10 – شهرهای حکومت فرعون بهم نزدیک بود. (آیه 53)

11 – ایمان بنی­اسرائیل ضعیف بود. (آیه های 61 و 62)

 

جمع بندی و تفسیر

و هنگاميکه پروردگارت موسي را ندا داد که بسوي قوم ظالمان برو(10)  قوم فرعون ، آيا پروا نمي کنند؟ (11) گفت پروردگارا ميترسم تکذيبم کنند (12) و دلم تنگ ميشود و زبانم گشاده نيست پس (وحي را) بسوي هارون بفرست (13) و بنظر آنها من نزدشان گناهي دارم و ميترسم مرا بکشند (14) گفت هرگز! شما دو نفر با آياتم برويد . ما با شمائيم و متوجهيم (15) و بسوي فرعون برويد و بگوئيد ما فرستاده پروردگار جهانيانيم (16) که بني اسرائيل را همراهمان بفرست (17)[آنها همانطور که مامور شده بودند رفتند و بالاخره فرعون را هم دیدند و ماموریتشان را برای او شرح دادند] گفت آيا وقتي که نوزاد بودي در ميان خويش پرورشت نداديم؟و سالهائي از عمر خويش را در ميآن ما نگذراندي؟(18) و آن کار را کردي و از کافران شدي (19) گفت آن كار را در زماني کرده ام كه از سرگشتگان بودم (20) و وقتيکه از شما ترسيدم فرار کردم و پروردگارم بمن لطف کرد و بمن حکم داد و مرا از فرستادگان قرار داد (21) و تازه ، مگر اين نعمتی است که بني اسرائيل را به بردگي گرفته اي و منتش را بر من ميگذاري؟ (22) فرعون گفت پروردگارجهانيان چيست؟ (23) گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه بين آنهاست اگر يقين داشته باشيد (24) به اطرافيانش گفت نمي شنويد؟ (25) گفت پروردگار شما و پروردگار نياكانتان (26) گفت پيغمبرتان که بسويتان گسيل شده ديوانه است (27) گفت پروردگار مشرق و مغرب و بين آنها اگر تعقل كنيد (28) گفت اگر خدايي غير از من اتخاذ کني حتما زندانيت ميکنم (29) گفت حتي اگر يک چيز آشکار برايت بياورم؟ (30) گفت بياورش اگر راست ميگويي(31) پس عصايش را انداخت و آن فورا اژدهايي آشکار شد (32) و دستش را (از گريبانش) بيرون آورد پس فورا براي ناظران سفيد و درخشان شد (33) (فرعون) به بزرگان اطرافيانش گفت اين يک جادوگر متخصص است (34) ميخواهد شما را با جادويش از سرزمين تان بيرون کند پس چه ميفرماييد؟ (35) گفتند او و برادرش را نگهدار و ماموران جمع آوري به شهرها بفرست (36) تا همه جادوگران متخصص را بسوي تو بياورند (37) و آن جادوگران را در موعدي معين گرد آوردند (38) (فرعون) به مردم گفت آيا اجتماع کرده ايد؟ (39) شايد جادوگران را پيروي کنيم اگر غالب شوند (40) چون جادوگران آمدند ، به فرعون گفتند آيا حتما پاداشي هم خواهيم گرفت اگر غالب شديم؟ (41) گفت بله . و در آنصورت از مقربان خواهيد شد (42) موسي به آنان گفت بياندازيد آنچه را که در چنته داريد (43) پس طنابها و چوبهاي خويش را انداختند و گفتند به عزت فرعون حتما خومان غالبيم (44) پس موسي عصاي خويش را انداخت و در دم همه آنچه را که به دروغ ساخته بودند بلعيد (45) پس جادوگران به سجده افتادند (46) گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم (47) پروردگار موسي و هارون (48) گفت آيا قبل از اينکه اجازه تان دهم ايمان آورديد؟ حتما او بزرگ شماست که جادو را يادتان داده پس بزودي خواهيد دانست .  دست و پايتان را به خلاف يکديگر قطع خواهم کرد و البته همه تان را به دار خواهم کشيد (49) گفتند مهم نيست زيرا که ما بسوي پروردگارمان روي آورده ايم (50) اميدواريم پروردگارمان خطاهايمان را ببخشد ، به اين جهت که ما اولين مومنانيم (51) و به موسي وحي کرديم که بندگانم را شبانه ببر زيرا که تعقيب خواهيد شد (52) آنگاه فرعون ماموران جمع آوري را به شهرها فرستاد (53) که اينها گروهي کم جمعيتند (54) که ما را به به خشم آورده اند (55) و ما انبوهي مسلحيم (56) {پس آنها را از باغستانها و چشمه سارها بيرون کرديم(57) و از گنج ها و جايگاههاي نيكو (58) چنين بود و آنها را به بني اسرائيل ارث داديم}(59) پس صبحگاهان دنبالشان کردند (60) و هنگاميکه دو گروه يکديگر را ديدند همراهان موسي گفتند گير افتاديم (61) گفت هرگز! پروردگارم با من است و بزودي هدايتم ميکند (62) و به موسي وحي کرديم که با عصايت به دريا بزن. پس بشکافت و هر بخشي چون کوهي بزرگ شد (63) و ديگران را به آنجا نزديک کرديم (64) و موسي و همراهانش همگی را نجات داديم (65) و ديگران را غرق کرديم (66) البته در اين نشانه ايست و اکثرشان مومن نيستند (67) و البته پروردگار تو پيروزمند مهربان است (68)

 

 

شعراء3     آیات69تا104

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ ﴿69﴾ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ ﴿70﴾ قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ ﴿71﴾ قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ﴿72﴾ أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ﴿73﴾ قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ ﴿74﴾ قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿75﴾ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ ﴿76﴾ فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿77﴾ الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ ﴿78﴾ وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ ﴿79﴾ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ﴿80﴾ وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ﴿81﴾ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ﴿82﴾ رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ﴿83﴾ وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ﴿84﴾ وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ ﴿85﴾ وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ ﴿86﴾ وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ﴿87﴾ يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿88﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿89﴾ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿90﴾ وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ ﴿91﴾ وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿92﴾ مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ ﴿93﴾ فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ ﴿94﴾ وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ﴿95﴾ قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ﴿96﴾ تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿97﴾ إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿98﴾ وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ﴿99﴾ فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ ﴿100﴾ وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ﴿101﴾ فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿102﴾ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿103﴾ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿104﴾

 

ای پیامبر! خبر ابراهيم را بر آنان بخوان (69) هنگاميکه به پدرش و قومش گفت چه چيزي عبادت مي کنيد؟ (70) گفتند بتهايي عبادت ميکنيم و در خدمتشان معتكفيم (71) گفت آيا هنگاميکه دعايشان ميکنيد مي شنوند؟ (72) يا نفع و ضرري برايتان دارند؟ (73) گفتند پدرانمان را ديديم که چنين ميکردند (74)  گفت ميدانيد آنچه را که ميپرستيد؟ (75) چه شما و چه نياكانتان (76) بدانيد که آنها را دشمن ميدارم مگر پروردگار جهانيان را (77)  که مرا آفريد و هدايتم کرد (78) و غذا و آبم مي دهد (79) و وقتي که مريض شدم شفايم مي دهد (80) و مرا ميميراند و سپس زنده ام ميکند (81) و اميدوارم خطاهايم را در روز قيامت ببخشد (82) پروردگارا بمن حکم عطا کن و مرا به شايستکان ملحق فرما (83) و برايم در اقوام بعدي نام نيک عطا فرما (84) و مرا از برندگان بهشت پر نعمت کن (85) و پدرم را ببخش که از گمراهان است (86) و روز برانگيختگي خوارم مکن (87)  در روزي که نه مال فايده ميکند و نه فرزندان (88) مگر کسي که با قلبي سليم بسوي خداوند آمده باشد (89) و بهشت به اهل تقوي نزديک ميشود (90) و جهنم به کساني که خودشان را گمراه کرده اند نمايان ميگردد (91) و به آنها گفته ميشود کجاست آنچه ميپرستيديد (92) غير از خداوند؟ آيا ياريتان، يا از شما دفاع، ميکنند؟ (93) در آن روز به رو در آن عذابگاه انداخته ميشوند، هم خودشان و هم کساني که خودشان خويشتن را گمراه کرده اند (94) و تمامي لشکريان ابليس (95) و در حاليکه در آنجا با يکديگر ستيزه ميکنند ، به معبودان باطل ميگويند: (96) بخدا که ما در گمراهيي آشکار ميبوديم (97) که شما را با پروردگار جهانيان مساوي ميگرفتيم (98)  و ما را کسي جز بدکاران گمراه نکرد (99) اينك هيچ شفيعي نداريم (100) و نه دوستي مهربان (101) پس اگر فرصت ديگري بيابيم البته از مومنان خواهيم بود (102) البته در اين آيتي است و اکثرشان مومن نيستند (103) و پروردگارت پيروزمند مهربان است (104)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: چگونه خداوند پيامبران را موفق و تکذيب کنندگان آنان را نابود مي­کند .

درب : ای مسلمانان! مانند ابراهیم صراحت و ثبات داشته باشید تا موفق شوید.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید : ای پیامبر ! ازرفتارهای مکذبانه این مردم دلگیرمباش وکـــار رسالتت را با قوت پی بگیر  .

در پاراگراف 2 می فرماید : ای پیامبر ! تک