X

پیدایش انسان

Print

مقدمه

موضوعات مربوط به چگونگی پیدایش انسان ، آدم و برگزیدگی او ، و ابلیس و شیطان، همواره جزء انگیزاننده­ترین موضوعاتی بوده که توجه متفکران و نویسندگان و هنرمندان را به خود جلب کرده است .

 علت آن نیز روشن است . اکثر مردم چنان­اند که بیشترین علاقه را به خویش دارند و تاریخچه زندگی­شان شیرین­ترین چیزیست که آنها را مشغول می­کند . پس از آن تاریخچه زندگی نوع انسان برایشان شیرین است ، و این موضوعات ، یعنی پیدایش انسان ، و داستان آدم ، و رابطه ابلیس و شیطان با آن ، و با نوع انسان ، به دلیل ارتباط موضوع با هر فرد انسانی ، برای آنها جالب است ، و همین موضوع یکنوع «تقاضا»ی قوی برای دانستن و فهمیدن این موضوعات بوجود می­آورد ، و طبعاً وجود این «تقاضا» عده­ای را برای پاسخگوئی به آن تحریک می­کند ، که جوابهائی را «عرضه» کنند .

در این بازار عرضه و تقاضا ، افسانه­ها و اباطیل و سخن بی­ارزش و کم­ارزش، زیاد ، و حق و حقیقت و سخن باارزش و پرارزش ، کم است .

ما  این سه موضوع مهم را در قرآن جستجو کرده و در این کتاب در سه دفتر مجزا به آن پرداخته­ایم .

چون قرآن بهترین و محکم­ترین منبع معارف است و این تحقیق نیز صرفاً قرآنی است، امیدواریم بتواند به بهترین نحو نیاز خواهندگان را برآورد .

در اینجا باید یک نکته کلیدی مطرح شود:

در آنچه تاکنون مطرح شده ، اکثراً یک نوع خلط مبحث وجود دارد که سبب پیدایش یک اشتباه اساسی شده ، و آنهم این است که آنچه در «فیزیک» جهان اتفاق افتاده، با آنچه «در آسمانها» وقوع یافته خلط شده است .

«ترانسفورمیسم» ، چه آن را بپذیریم و چه نپذیریم ، بنا به عقیده قائلان آن ، یک نوع «بیان بیرونی» چیزی است که در «فیزیک جهان» اتفاق افتاده ، که نباید با کل ماجرا خلط شود ، و تفکیک نکردنِ این دو مطلب سبب اصلی ایجاد این مناقشات دویست ساله شده، و چنین بنظر آمده که قائل بودن به آن، معارض قائل بودن به روایت دینیِ پیدایش بشر در روی زمین می­باشد .

لذا ما در این کتاب موضوع را تفکیک نموده و پیدایش انسان در روی زمین را از لحاظ اتفاقی که در فیزیک جهان افتاده، جداگانه، از طریق آیات قرآن روایت نموده، و سپس، آنچه را که در آسمانها واقع شده و در حقیقت علت وقوع آن اتفاق بیرونی بوده، را نیز جداگانه عرض می­کنیم.

موضوع ابلیس و شیطان نیز همینطور است .

ابلیس به آن قسمت داستان که در آسمانها اتفاق افتاده مربوط است و شیطان به جهان محسوس و ملموس عادی. و هر دوی آنها با داستان پیدایش بشر عجین و مرتبط است.

لذا این سه مقوله را بصورت سه دفتر جداگانه در این کتاب مطرح کرده­ایم.

امیدواریم این رویکرد ، و نتیجه آن که از نظرتان می­گذرد ، قابل استفاده بوده و کمک کند به تفسیر روشن­تری از آنچه همگان علاقه داریم حقیقت آن را بدانیم برساند .

 

 

 

دفتر اول

 

پیدایشِ انسـان در روی زمین

 

 

 

1

ورود به بحث

 

تصوری که اکثریت ما از نحوه پیدایش نوع بشر در روی زمین داریم ، واقعاً خرافی و غیر قابل دفاع است و مهمتر از همه اینکه با آموزه­های قرآنی هیچ تناسبی ندارد و متأسفانه با «کتاب مقدس» یهودیان و مسیحیان قرابت بیشتری دارد ، و اگر از خود بپرسیم چرا چنین است ، در جواب مجبوریم اولاً به وادی­هائی بیفتیم که طولانی است و با سلیقه خلاصه­گوئی ما تناسبی ندارد ، و ثانیاً مجبوریم به بحثهائی درباره چگونگی نفوذ بعضی روایات مجعول و مخدوش در فرهنگِ غنیِ روائی خویش وارد شویم که آنهم با روش ما همخوان نیست و لذا مستقیماً به قرآن مراجعه می­کنیم و سخن صحیح را از آنجا استخراج می­نمائیم .

تصوری که «اکثریت» ما مسلمانان از نحوه پیدایش نوع بشر در روی زمین داریم این است که خداوند مانند مجسمه­سازان مشتی خاک از زمین برگرفت و چیزی مانند مجسمه انسان ساخت و در آن دمید و اولین بشر اینطور بوجود آمد ، و سپس خداوند از بقایای آن خمیر همسرش را نیز بوجود آورد ، و بعدها خود بشر با استفاده از مکانیزم­های تولیدمثل که در وجودش تعبیه شده بود ، به توالد و تناسل پرداخت و زمین را از نوع خود پر کرد .

این تصور ، در مقایسه با روایت قرآنی ، خیلی سطحی ، خیلی کودکانه ، و ضمناً خیلی مغایر با واقعیات انکارناپذیر علمی است و لذا بهتر است در ابتدا آن دسته از آیاتی از قرآن را که به این واقعه می­پردازد ذکر کنیم ، و آنگاه ببینیم عقل سالم معمولی از آن آیات چه می­فهمد .

اما قبل از اینکه آیات مربوط را ذکر کنیم باید توجه خواننده گرامی را به این نکته مهم جلب نمائیم که در این دفتر فقط به «پیدایش انسان در روی زمین»
می­پردازیم و بحث­های مربوط به حضرت آدم ، و خلیفه بودن او ، و مسابقه علمی او با ملائکه ، و گول خوردن او از شیطان ، و هبوط به زمین و غیره و غیره در دستور کار این دفتر قرار ندارد و آن مطالب را در دفتر جداگانه­ای تقدیم می­کنیم.

 

2

آیات

 

1- سوره نوح

وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا ﴿14

در حاليکه شما را درچند مرحله آفريده است.(14)

2- سوره دهر (انسان)

هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا ﴿1

آيا (اينطور نيست که) برهه اي از زمان به انسان گذشت در حاليکه او چيز مهم قابل ذکري نبود؟(1)

3- سوره مریم

قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا ﴿9

گفت همينطور است (اما) چنين گفت پروردگارت که آن برايم آسان است و خودت را نيز قبلا آفريده ام و چيزي نبوده اي.(9)

4- سوره مریم

أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا ﴿67

آيا انسان توجه ندارد که ما او را قبلا آفريديم و چيزي نبود؟(67)

5- سوره اعراف

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿189

هموست که شما را از يک جان آفريده و جفت او را نيز از همان قرار داد تا بدو آرامش يابد. پس چون با او در آميخت و او بار سبکي برداشت و مدتي گذشت، چون سنگين شد، خداوند را که پروردگارشان باشد دعا مي کنند که اگر (فرزند) سالمي بما دهي حتما از شاکران خواهيم شد.(189)

6- سوره نساء

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ﴿1

اي مردم! از پروردگارتان که شما را آفريده پروا کنيد. (همو که شما را) از يک نَفْس و جفتش را نيز از همان آفريد، و از آنها مردان و زنان زيادي پراکند و از خداوندي پروا کنيد که به (احترام) او ازيکديگر درخواست مي کنيد، و نيز درباره خويشاوندان (از خدا) پروا کنيد که همو مراقب شماست.(1)

7- سوره فرقان

وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا ﴿54

و هموست که از آب بشري آفريد و او را نسبي و سببي نمود،و پروردگار تو قدرتمند است.(54)

8- سوره نور

وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿45

و خداوند است که همه جنبندگان را از آبي آفريده. برخي از آنها بر شكم مي خزند، و برخي از آنهاست که بردو پا راه ميروند و برخي از آنها بر چهارپا راه ميروند. خداوند هر چه بخواهد مي آفريند که خداوند به هر چيزي تواناست.(45)

9- سوره رحمان

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ ﴿14

انسان را از لايه خشکيده اي چون سفال آفريد.(14)

10- سوره حجر

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿26

و انسان را از ِگلي خشکيده از ِگلي سياه متعفن آفريديم.(26)

11- سوره مؤمنون

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ﴿12

و البته انسان را از خلاصه اي از گِل آفريديم.(12)

12- سوره ص

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ ﴿71

آن هنگام (را ياد كن) که پروردگارت به ملائکه گفت آفريدگار بشري از خاک خواهم بود.(71)

13- سوره صافات

فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ ﴿11

پس از آنان بپرس آيا خلقت آنها محکمتر است يا كساني (ديگر-آسماني- را) که آفريديم؟آنها را از گلي چسبنده آفريديم.(11(

14- سوره سجده

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ ﴿7

که آفرينش هر چيزي را نيکو کرده و خلقت انسان را از گِل آغاز نمود.(7)

15- سوره مؤمن (غافر)

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿67

همو که شما را از خاک آفريد، سپس از نطفه اي، و سپس ا زعلقه اي، و سپس بصورت طفلي درتان آورد، سپس به حدي که به قوت برسيد، آنگاه تا اينکه به پيري برسيد. بعضي از شما قبل از آن و (بقيه) تا سرآمدي معين فوت مي نمائيد و شايد تعقل کنيد.(67)

16- سورۀ کهف

قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا ﴿37

رفيقش که با او گفتگو ميکرد گفت آيا به کسي که ترا از خاک و سپس از نطفه اي آفريد و سپس ترا بصورت مردي ساخته و پرداخته درآورد کافر شدي؟(37)

17- سوره فاطر

وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿11

و خداوند شما را از خاکي آفريد، سپس از نطفه اي، سپس جفتهائي قرارتان داد، و هيچ ماده اي حملي برنميدارد و وضع حملي نمي کند مگر به علم او، و هيچ صاحب عمري عمر طولاني نمي کند و هيچ مقدار از عمرش کم نميشود مگر آنکه در کتابي هست. که اين براي خدا آسان است.(11)

18- سوره روم

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ ﴿20

و از نشانه هاي اوست که شما را از خاک آفريد آنگاه شما بشري شده و منتشر گشته ايد.(20)

19- سوره رعد

وَإِن تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ الأَغْلاَلُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدونَ ﴿5

و اگر تعجب مي کني، در حقيقت قول آنها عجيب است که ميگويند آيا وقتي که خاک شديم آيا در آفرينشي جديد قرار خواهيم گرفت؟ آنها کساني هستند که به پروردگارشان کافر شدند و بند هائي به گردان دارند و ياران آن آتشند که در آن جاودانند.(5)

20- سوره حج

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿5

اي مردم! اگر درباره برانگيختگي (روز قيامت) شکي داريد (توجه کنيد که) ما شما را از خاکي، و سپس از نطفه اي، و سپس از علقه اي، و سپس از مضغه اي، شکل گرفته يا نگرفته، آفريديم، تا برايتان بيان کنيم. و در رحم ها آنچه بخواهيم تا سرآمدي معين ميگذاريم، سپس شما را بصورت طفلي بيرون مي آوريم تا به نيروي خويش برسيد و از شما کساني هستند که ميميرند و کساني هم هستند که به فرتوتي ميرسند تا پس از اينکه به علم رسيده بودند به حالتي درآيند که علمي به چيزي نداشته باشند و زمين را مي بيني که افسرده است و تا آب بر آن فرو فرستيم فورا به جنبش در مي آيد و باد مي كند و هر گونه گياه شادابي ميروياند.(5)

21- سوره ال عمران

إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿59

البته مَثَل عيسي نزد خداوند مانند مثل آدم است که از خاک آفريدش سپس به او گفت: باش پس شد.(59)

22- سوره طارق

خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ ﴿6

از آبي جهنده آفريده شده،(6)

23- سوره علق

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿2

(همانکه) انسان را از علق آفريد.(2)

24- سوره دهر (انسان)

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿2

البته ما انسان را از نطفه اي داراي استعدادهاي مختلف آفريديم، ميازمائيمش، و او را شنوا و بينا نموديم.(2)

25- سوره قیامه

ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ﴿38

سپس علقه اي شد، سپس آفريد، سپس پرداختکاري کرد؟(38

26- سوره عبس

مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ﴿19

از نطفه اي. آفريدش، و سر و سامانش داد.(19)

27- سوره مرسلات

أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ ﴿20

آيا شما را از آبي پست نيافريديم؟(20)

28- سوره یس

أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿77

آيا انسان نميداند که او را از نطفه اي آفريده ايم که چنين آشکارا دشمني ميکند؟(77)

29- سوره مؤمنون

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿14

سپس آن نطفه را علقه اي و آن علقه را مضغه اي و آن مضغه را استخواني نموديم و بر آن استخوان نيز گوشتي پوشانديم آنگاه آنرا به حالت آفرينش نهايي ساختيم پس آفرين بر خداوند که بهترين آفرينشگران است.(14)

30- سوره نحل

خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿4

انسان را از نطفه اي آفريد. آنگاه، همو، ستيزه گري آشکار است.(4)

 

 

3

برداشت اولیه از ردیف آیات فوق (به ترتیب)

1 - آفرینش انسان یکباره صورت نگرفت بلکه چندین مرحله داشت.

2 - انسان در مدتی طولانی، هم بود و هم نبود.

3 - حضرت مریم قبلاً آفریده شده بود، اما وجود خارجی و عینی نداشت و بعداً پیدا کرد.

4 - انسان قبلاً آفریده شده بود، اما وجود خارجی و عینی نداشت و بعداً پیدا کرد.

5 - انسان از «نفس واحده» آفریده شده و جفتش نیز از همان آفریده شده.

6 - انسان از «نفس واحده» آفریده شده و جفتش نیز از همان آفریده شده.

7 - انسان از آب آفریده شده.

8 - همه جنبندگان (اعم از انسان و حیوان و ماهی­ها و حشرات) از آب آفریده شده­اند.

9 - انسان از لایه خشکیده­ای چون سفال آفریده شده.

10 - انسان از گِلی خشکیده از گِلی سیاه متعفن آفریده شده.

11 - انسان از خلاصه­ای از گِل آفریده شده.

12 - انسان از گِل آفریده شده.

13 - انسان از گِلی چسبنده آفریده شده.

14 - آفرینش انسان از گِل شروع شده.

15 - آفرینش انسان از خاک است سپس نطفه و علقه و طفل است.

16 - آفرینش انسان از خاک است.

17 - آفرینش انسان از خاک است و سپس از نطفه است.

18 - آفرینش انسان از خاک است.

19 - انسان پس از مرگ خاک می­شود.

20 - آفرینش انسان از خاک است سپس نطفه و علقه و مضغۀ شکل گرفته یا شکل نگرفته، سپس تکمیل آفرینش در رحم است، سپس طفل است.

21 - حضرت آدم از خاک آفریده شده.

22 - انسان از آبی جهنده آفریده شده.

23 - انسان از علق آفریده شده.

24 - انسان از نطفه­ای دارای استعدادهای مختلف آفریده شده.

25 - انسان از علقه آفریده شده.

26 - انسان از آبی بی­اهمیت آفریده شده.

27 - انسان از آبی بی­اهمیت آفریده شده.

28 - انسان از نطفه آفریده شده.

29 - انسان از نطفه آفریده شده، سپس علقه، سپس مضغه، سپس استخوان، سپس پوشاندن گوشت، سپس آفرینش نهائی یافته.

30 - انسان از نطفه آفریده شده.

3

جمع­بندی

 

اگر بخواهیم مطالب فوق را خیلی خلاصه کنیم این نتیجه حاصل  می­شود:

1- آفرینش انسان در چندین دوره «طورِ» (که جمع آن «اطوار» باشد و اطواراً یعنی    دوره­های زیاد) مختلف صورت گرفته است (آیه ردیف 1)

2- انسان در مدتی طولانی هم بود و هم نبود (ردیف­های 2 و 3 و 4)

3- انسان از «نفس واحده» آفریده شده (ردیف­های 5 و 6)

4- انسان از آب آفریده شده (ردیف­های 7 و 8)

5- انسان از گِل آفریده شده (ردیف­های 9 و 10 و 11 و 12 و 13 و 14)

6- انسان از خاک آفریده شده (ردیف­های 15 و 16 و 17 و 18 و 20 و 21)

7- انسان از منی آفریده شده (ردیف­های 22 و 23 و 26 و 27)

8- انسان از نطفه آفریده شده (ردیف­های 24 و 26 و 28 و 29 و 30)

4

شرح خلاصه

 

1- «اطوارا» (دوره­های مختلف) (آیه ردیف 1)

بعضی از مفسران ارجمند این دوره­های مختلف را به دوره­های مختلف جنینِ داخل رحم تطبیق کرده­اند که کاملاً خطاست زیرا اگر به متن آیه مربوطه رجوع شود ملاحظه خواهد شد که قبل و بعد آن مطالبی مانند آفرینش آسمانهای هفتگانه و قرار دادن ماه و خورشید و برقراری آخرت و این نوع امور کلان را ذکر کرده و اگر در این چارچوب کلی اشاره به مراحل مختلف جنینی می­نمود از نظر سخن قبیح است و همانقدر قباحت دارد که مثلاً وزیر دفاع یک کشور به رئیس­جمهورش بگوید ما نیاز به صد فروند جت جنگی و هزار دستگاه تانک و زرهپوش و یک کیلو بیسکویت و بیست فروند زیردریائی داریم! و لذا «اطواراً» موردنظر، ناظر به حوادث بسیار بزرگ است که طی آنها آفرینش بشر صورت گرفته است.

برای اینکه تصوری از «طور» (که جمع آن «اطوار» است) داشته باشیم باید توجه کنیم که اینهمه نفتی که روزانه ده­ها میلیون بشکه استخراج می­شود و بوسیله آن خودروهای کوچک و بزرگ و قطارها و هواپیماها و کارخانجات بکار می­افتند و برق­هائی که تولید می­شود که بیش از صد سال است که ادامه دارد و تخمیناً صد سال دیگر نیز استخراج خواهد شد و مربوط «دوره»های طولانیِ پیشینِ زمین­شناسی است که در آن دوره دایناسورها و سایر حیوانات غول­پیکر بوجود آمدند و منقرض شدند و این نفت از بقایای وجود آنها و گیاهان و درختان و سایر موجودات آن «دوره» است.

[البته از لحاظ لغت «اطوارا» به اصطلاح «نکره» است و نکره را در دو مورد بکار می­برند: تحقیر و تعظیم. و در اینجا با توجه به روال آیات نمی­تواند در موضع تحقیر باشد بنابراین «اطوارا» یعنی دوره­های زیاد و بزرگ . و بحث در این قسمت می­تواند مفصل باشد اما روش ما خلاصه­گوئی است.]

 

2- انسان هم بود و هم نبود (آیات ردیف­های 2 و 3 و 4)

اساساً «هم بود و هم نبود» یعنی چه؟ چطور چیزی می­تواند هم باشد و هم نباشد؟

باید توجه داشته باشیم که گوینده سخن خداوند است. و لذا «بود» ، یعنی «در علم خدا بود» و یعنی «در مدارک و پرونده­ها و نرم­افزارهای آفرینش بود» و «نبود» ، یعنی «در جهان واقعیت به منصه ظهور نرسیده بود» و اگر به متنِ مربوط به ردیف 2 رجوع کنیم کلماتی مانند «دهر» آمده که بمعنی «کل جهان» و «روزگار» است و زمان مربوط به آن ده­ها میلیارد سال است و خلاصه اینکه در مدتی از این ده­ها میلیارد سال انسان در «پروژه خلقت» وجود داشت و مراحل مختلف را می­گذراند اما هنوز از لحاظ چشم ظاهری دیده نمی­شد و داشت مراحل مقدماتی را (یعنی همان «اطوارا» سابق­الذکر را) طی می­کرد.

 

3- «نَفْس واحده» (آیه های ردیف­های 5 و 6)

مفسران ارجمند ، حتی بعضی از بزرگترین مفسران ارجمند ، این «نَفْس واحده» را به حضرت آدم تطبیق کرده­اند که کاملاً خطاست زیرا مثلاً در آیه 189 سوره اعراف که این «نَفْس واحده» ذکر شده درست در آیه بعدی به این نَفْس واحده و جفتش نسبت شرک داده شده و معاذالله که حضرت آدم که پیغمبر خدا بود برای خدا شریک قائل شده باشد.

بلکه «نَفْس واحده» را باید در چارچوب آیات سوره شمس ببینیم که «و نَفْسٍ و ما سوّاها – فالهما فجورها و تقویها» باشد.

این «نَفْس واحده» یکی از آن مراحل خلقت است (که در «اطوارا» ذکر آن گذشت) که مربوط است به مرحله «هم بود و هم نبود» و در حقیقت «برنامه نرم­افزاری آفرینش انسان» است که مشخصات کلی نوع بشر را معین می­کند و مراحل مقدماتی پیدایش آن نیز همان است که در آیات پاراگرف اول سوره شمس آمده است (که ملغمه­ای از تضاد و تقابل نور و ظلمت [دو آیه اول سوره شمس] و گذشت ایام [دو آیه 3 و 4 سوره شمس]، و تضاد و تقابل همنوع بالا و پائین [دو آیه 5 و 6 سوره شمس] می­باشد) و اینکه فرموده جفتش را نیز از آن آفرید به این معنی نیست که «حوا» را از یکی از استخوان­های سینه آدم آفرید (که این یک روایت یهودی است و کاملاً خطاست) بلکه به این معنی است که «برنامه نرم­افزاری آفرینشِ جفت او را نیز از همان برنامه نرم­افزاری آفرینش نَفْس واحده انتزاع کرد» یعنی با حفظ اصول برنامه، دو «برنامه فرعی» نر و ماده انسان بوجود آمد.

 

4- انسان از آب آفریده شده (آیه های ردیف­های 7 و 8)

بعضی از مفسران ارجمند این «آب» را به «منی» تطبیق کرده­اند که کاملاً خطاست زیرا فقط انسان و پستانداران از این نوع از سیستم توالد و تناسل پیروی می­کنند که یکطرف آن «منی» است اما آیه ردیف 8، منشاء همه «جنبندگان» را (که شامل ماهی­ها، خزندگان، حشرات، میکربها، تک­یاخته­ای­ها، اسفنج­ها، و حتی گیاهان نیز می­شود [زیرا آنها هم جنبده هستند و جنبش دارند]) آب می­داند. بلکه این مرحله ناظر به مرحله «پیدایش حیات در روی زمین» است که اولین مرحله فیزیکی آن «مرحله حیات آبی» بود (که بحث «کواسروات­ها» را در علم زیست­شناسی باید به یاد بیاوریم – چیزی که شرح آن بعلت طولانی بودن در اینجا مقدور نیست -) و در این مرحله ، انسان نیز همراه با همه «جنبندگان» در برنامه خلقت وجود داشت و داشت یکی از آن «اطوار» را می­گذراند - که میلیون­ها سال کشید – و لذا هم «بود» (زیرا داشت یکی از فرآیندهای مقدماتی را طی می­کرد) و هم «نبود» زیرا «پروژه آفرینش» هنوز تکمیل نشده بود.

 

5- لایه خشکیده­ای چون سفال، و از گِلی خشکیده از گِلی سیاه متعفن، از گِلی چسبنده (ردیف­های 9 و 10 و 11 و 12 و 13 و 14)

با توجه به بحث قبلی (یعنی مرحله «حیات آبی») ، این قسمت نیز مفهوم است و ناظر به مرحله رسوبات خاصی است که طی آن «کواسروات­ها» پیدایش یافتند و اولین هسته حیات گردیدند و این قسمت نیز میلیون­ها سال طول کشید و شرح آن را باید در کتابهای زیست­شناسی جستجو کرد و در اینجا بعلت کمیِ ظرفیت این کتاب مقدور نیست.

 

6- انسان از خاک آفریده شده (ردیف­های 15 و 16 و 17 و 20 و 21)

این «خاک» چیست؟

با توجه به قرینه ردیف 19، این خاک همین خاک معمولی است. همان خاکی که ما در باغچه­ها، گلدان­ها، پارک­ها، زمین­های وسیع کشاورزی و غیره می­بینیم. و این خاک لایه نازک­ِ روئیِ قابلِ کشت زمین است و شامل سنگها و شوره­زارها و غیره نمی­شود زیرا به آنها «خاک» گفته نمی­شود و برای اینکه بدانیم انسان چگونه از خاک آفریده می­شود باید به متن آیات مربوط به ردیف­های 14 و 15 و 17 و بخصوص 20 توجه کنیم.

اگر متن آیه مربوط به ردیف 20 را با دقت ملاحظه کنیم (که در آن به صراحت می فرماید : ای انسان ها شما اینطور آفریده شده اید) و آگر آنرا به ترتیب معکوس ذکر بخوانیم اینطور می­شود: 1- طفل 2- جنین 3- مضغه 4- علقه 5- نطفه 6- خاک.

یعنی مرحله «خاک»ی قبل از مرحله «نطفه»گی است. بعبارت دیگر این خاک چیزیست که از آن نطفه درست می­شود ، و این چیست غیر از غذا که از خاک بدست می­آید؟

بنابراین اینک ردیف 21 نیز برای ما مفهوم است که آدم از خاک آفریده شده یعنی آدم نیز به روشی که ما آفریده شده­ایم ، آفریده شده و «حوا» نیز (اگر واقعاً اسم او همین باشد زیرا این اسم مطابق روایات یهودی است) به همین روشی آفریده شده که دختران و خواهران و مادران ما آفریده می­شوند . زیرا «آدم» اسم است چنانکه اسم من و شما ممکن است حسن و تقی باشد و آدم هم اسم یکی از انسان ها بوده .در اینجا صحبت از نوع انسان است و آدم هم یکی از انسانها بود که درباره او یک اتفاق جدید افتاد که همان وحی و پیامبری باشد و برگزیدگی او این بود که از میان انسانها او به نبوت برگزیده شد.

برای فهم بهتر موضوع، آیه ردیف 21 بما کمک می­کند . همان که آفرینش حضرت عیسی(ع) را شبیه آفرینش آدم معرفی می­کند و ما می­دانیم حضرت عیسی(ع) لااقل مادر را که داشت (که حضرت مریم بود) و درباره پدر نیز گرچه «پدر بشری» نداشت اما مطابق مطالب سوره مریم و سوره آل­عمران می­دانیم که جبرئیل به «شکل یک بشر کامل» [بشراً سویا] بر حضرت مریم ظاهر شد [لاهب لک غلاما زکیا] (که پسری پاکیزه به او ببخشد)  و آیه ردیف 21 درباره حضرت عیسی می­گوید او از خاک آفریده شده یعنی حضرت عیسی که از مادرش متولد شده ، از خاک آفریده شده، یعنی آفرینش از خاک مغایر با داشتن مادر نیست . و اگر بحث فوق درباره جبرئیل را نیز در نظر بگیریم معلوم می­شود آفریده شدن از خاک مغایر با داشتن مادر و نیز داشتن قائم­مقام پدر نیست و اگر این بحث را باز هم ادامه دهیم معلوم می­شود آفریده شدن از خاک، با داشتن پدر و مادر مغایر نیست.

 

5

نتیجه­گیری

 

این بود بحث قرآنی ما راجع به پیدایش انسان ، و خلاصه­اش این است که ، آنچه که علوم پایه مانند زمین­شناسی و زیست­شناسی و امثال آن علوم می­گویند از لحاظ آیات قرآن پذیرفتنی است و مغایرتی با قرآن ندارد .

 البته موضوع برگزیدگی آدم و مسابقه او با ملائکه و موضوع ابلیس و هبوط و سایر عناصری که همگی­مان چیزی از آن را شنیده­ایم یا خوانده­ایم در این قسمت مطرح نیست و نباید هم مطرح باشد زیرا این قسمت «روایتِ قسمتِ بیرونی و ظاهری» پیدایش انسان در روی زمین است .

 

 

 

 

 

دفتر دوم

 

برگزیدگیِ

آدم

 

 

1

متن آیات

در این بخش نیز ابتدا کلیه آیات مرتبط با موضوع را به ترتیب نزول آورده و سپس به طریقی که ملاحظه می­شود اولیه­ترین استنتاج­ها را ثبت می­کنیم:

 

«گروه 1»

سوره اسراء

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿61 قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلاً ﴿62 قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا ﴿63 وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا ﴿64 إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلاً ﴿65

و هنگاميکه به ملائکه گفتيم بر آدم سجده کنيد، همه سجده کردند غير از ابليس،که گفت آيا به کسي سجده کنم که از گل آفريديش؟(61) اين که بمن برتريش دادي، اگر تا روز قيامت مهلتم دهي تمام فرزندانش را بجز اندکي فريب داده و گمراه خواهم کرد.(62) گفت برو و هر کس از آنان که پيرويت کرد جزايتان جهنم باشد که جزائي کامل است.(63) و هر کس از آنها را که توانستي، با صوت خويش بفريب،و با پيادگان و سوارگانت بر آنان بتاز، و در اموال و اولاد شريکشان شو، و وعده شان ده، و شيطان جز فريب وعده اي نميدهد.(64) تو بر بندگانم تسلطي نخواهي داشت و پروردگارت بعنوان كارساز کافيست.(65)

 

«گروه 2»

سوره طه

وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿115 وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى ﴿116 فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى ﴿117 إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى ﴿118 وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى ﴿119 فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَى ﴿120 فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى ﴿121 ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى ﴿122 قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى ﴿123 وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى ﴿124

و قبلا عهدي به آدم سپرده بوديم اما فراموشش کرد و اراده اي در او نيافتيم.(115) آن هنگام كه به ملائکه گفتيم براي آدم سجده کنيد که سجده کردند مگر ابليس که امتناع کرد.(116) گفتيم اي آدم اين دشمن تو و همسرت است پس مبادا شما را از بهشت بيرون کند و بدبخت شويد.(117) زيرا که تو در آن گرسنگي و برهنگي نداري،(118) و تشنگي و آفتاب تند نيز نداري.(119) پس شيطان وسوسه اش کرد. گفت اي آدم آيا تو را به درخت جاودانگي و پادشاهيي که کهنه نميشود راهنمائي بکنم؟(120) پس، از آن خوردند و زشتي هايشان برايشان آشکار شد و شروع به چسباندن برگهاي آن باغ به خويش نمودند و آدم نسبت به پروردگارش عصيان کرد و گمراه شد.(121) آنگاه بعدا پروردگارش برگزيدش و (بالطف و بخشش) به او بازگشت، و هدايتش نمود.(122) گفت شما دوتا و همگي تان از آن فرود آئيد بطوريکه بعضي تان دشمن بعضي ديگر باشيد. پس اگر هدايتي از جانب من آمد، کسي که هدايتم را پيروي کند نه گمراه و نه بدبخت خواهد شد.(123) و کسي که از پندم روي بگرداند معيشتي سخت خواهد داشت و روز قيآمت نيز کور محشورش خواهد گرديد.(124)

 

«گروه 3»

سوره حجر

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿28 فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ ﴿29 فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿30 إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿31 قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿32 قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿33 قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿34 وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ ﴿35 قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿36 قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿37 إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿38 قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿39 إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿40 قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿41 إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿42

و هنگاميکه پروردگارت به ملائکه گفت که من آفريدگار بشري از ِگلي خشکيده از ِگلي سياه ميباشم.(28) و هنگاميکه او را ساخته و پرداخته کردم و از روح خويش در او دميدم برايش به سجده افتيد.(29) و ملائکه همگي سجده کردند.(30) مگر ابليس که سرپيچيد که از ساجدان باشد.(31) گفت اي ابليس چه ات شده که از ساجدان نيستي؟(32) گفت من سجده کننده کسي نيستم که او را از ِگلي خشک از ِگلي سياه آفريده اي.(33) گفت پس از آن خارج شو که تو رانده شده اي.(34) و البته تا روز قيامت بر تو لعنت خواهد بود.(35) گفت پروردگارا مرا تا روزي که برانگيخته مي شوند مهلت ده.(36) گفت تو از مهلت يافتگاني.(37) تا روزي که وقت آن معلوم است.(38) گفت پروردگارا بسبب آن گمراهيي که برايم روا داشته اي در روي زمين براي آنان زينت خواهم داد و همگيشان را گمراه خواهم کرد.(39) مگر بندگان خالص شده ات را.(40) گفت همين راهيست مستقيم (که) بر (عهده) من است.(41) البته درباره بندگانم (بدان که) بر آنان تسلطي نداري. مگر کساني از گمراه شدگان که پيرويت کنند.(42)

 

«گروه 4»

سوره اعراف

وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿11 قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿12 قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿13 قَالَ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿14 قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ ﴿15 قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿16 ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿17 قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿18 وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿19 فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿20 وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿21 فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿22 قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿23 قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿24 قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿25

و البته شما را آفريديم سپس صورتگري کرديم سپس به ملائکه گفتيم به آدم سجده کنيد پس سجده کردند مگر ابليس که از ساجدان نبود.(11) گفت چه چيزي جلوگيرت شد که سجده کني وقتي که فرمانت دادم؟ گفت من از او بهترم. مرا از آتش و او را از خاک آفريده اي.(12) گفت از آن فرود آي. تو را نميرسد که در آن تکبر کني. بيرون رو که از سرافکندگاني.(13) گفت مرا تا روزي که برانگيخته مي شوند مهلت ده.(14) گفت تو از مهلت يافتگاني.(15) گفت بسبب آنکه اغوايم کردي من نيز در آن صراط مستقيم بر سر راهشان مي نشينم.(16) آنگاه از پيش و پس و راست و چپ آنها بر آنان در مي آيم و اکثرشان را از شاکران نخواهي يافت.(17) گفت نکوهش شده رانده شده از آن بيرون رو که جهنم را از کساني که پيرويت کنند پر خواهم کرد.(18) و تو اي آدم! با همسرت در آن باغ سکونت کنيد و از هر چه ميخواهيد بخوريد اما به اين درخت نزديک نشويد که از ظالمان خواهيد بود.(19) پس شيطان آن ها را وسوسه کرد تا آنچه از عورتهايشان که از آنها پنهان بود برايشان آشکار کند و گفت پروردگارتان شما را از اين درخت نهي نکرد مگر از اين جهت که مبادا دو پادشاه شده يا اينکه جاودان شويد.(20) و برايشان قسم خورد که خير خواهتان هستم.(21) آنگاه به فريبي سقوطشان داد. و چون از آن درخت چشيدند زشتي هايشان برايشان آشکار شد و شروع کردند از برگهاي آن باغ به آنها چسباندن و پروردگارشان ندايشان داد که مگر شما را از آن درخت نهي نکرده بودم و نگفته بودم شيطان برايتان دشمني آشکار است؟(22) گفتند پروردگارا برخويش ظلم کرديم و اگر ما را نيامرزي و بر ما نبخشي از زيانكاران خواهيم بود.(23) گفت فرود آئيد. بعضي از شما دشمن بعضي ديگر خواهد بود، و در زمين تا مدتي معين استقرار و برخورداريي خواهيد داشت.(24) و گفت در آن زندگي خواهيد کرد و در آن درخواهيد گذشت و از آن خارج خواهيد شد.(25)

 

«گروه 5»

سوره کهف

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ﴿50

و هنگاميکه به ملائکه گفتيم به آدم سجده کنيد، پس سجده کردند مگر ابليس که از جن بود. و از امر پروردگارش سر پيچيد. آيا او و فرزندانش را بجاي من دوست و سرپرست ميگيريد؟ در حاليکه آنها دشمن هستند؟ براي ظالمان چه بد جايگزيني است.(50)

 

«گروه 6»

سوره بقره

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿30 وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿31 قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿32 قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿33 وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿34 وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ ﴿35 فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿36 فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿37 قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿38

و هنگاميکه پروردگارت به ملائکه گفت در زمين جانشيني قرار خواهم داد، گفتند آيا کسي را قرار ميدهي که در آن فساد کند و خونها بريزد در حاليکه ما تو را به پاكي مي ستانيم و تقديس مي کنيم؟ گفت چيزي ميدانم که نميدانيد.(30) و همه آن نام ها را به آدم آموخت سپس آنها را به ملائکه عرضه کرد و گفت از اسامي اينها خبرم دهيد اگر راست ميگوئيد.(31) گفتند اي خداي پاک!غير از آنچه که خودت بما آموختي چيزي نمي دانيم و خودت البته داناي پرحکمتي.(32) گفت اي آدم! نامهاي آنها را به آنان بگو. پس چون نام هاي آنان را به آنان گفت فرمود آيا به شما نگفتم که نهاني هاي آسمانها وزمين را ميدانم و نيز ميدانم که چه چيز را آشکار و چه چيز را پنهان مي کنيد؟(33) و هنگاميکه به ملائکه گفتيم به آدم سجده کنيد پس سجده کردند مگر ابليس که سر پيچيد و سركشي كرد و از کافران شد.(34) و گفتيم اي آدم تو و همسرت در آن باغ سکونت يابيد و از هر جايش كه خواستيد بفراواني بخوريد اما به اين درخت نزديک نشويد که از ظالمان خواهيد شد.(35) اما شيطان آنها را لغزاند و آنها را از آنچه در آن بودند بيرون کرد و گفتيم از آن بيرون رويد در حاليکه بعضي از شما دشمن بعضي ديگريد و در زمين تا مدتي استقرار و برخورداريي خواهيد داشت.(36) آنگاه آدم از پروردگارش کلماتي فرا گرفت و او به او بازگشت. زيرا که او بسيار بازگشت کننده مهربان است.(37) گفتيم همگي از آن بيرون رويد. پس اگر هدايتي از جانب من بسويتان آمد، هر کس که هدايتم را پيروي کرد نه ترسي خواهد داشت و نه اندوهگين خواهد بود.(38)  

 

 

2

استنتاج­های اولیه

در این بخش سعی می­کنیم از هر گروه آیات آنچه را که بدواً و فوراً فهمیده می­شود ثبت کنیم. چنانکه ذیلاً مشاهده می­شود:

 

اولین استنتاج­ها

گروه آیات (1)

1 - خداوند به ملائکه گفت به آدم سجده کنند

2 - ملائکه سجده کردند و ابلیس سجده نکرد.

3 - علت استنکاف ابلیس این بود که خلقت آدم از خاک بود.

4 - ابلیس راجع به گرامی داشتن آدم نسبت به خویش معترض بود.

5 - ابلیس به شدت اعلام تصمیم کرد که ذریه آدم را تا قیامت (مگر اندکی) فریب دهد.

6 - خداوند گفت برو ولی تو و پیروانت به جهنم جزاء خواهید یافت.

7 - خداوند روش­های کار او را به او ابلاغ کرد.

8 - روش­های کار استقرار ابلیس بدینصورت مقرر شد:

1- صوت،

2- تاختن سواره و پیاده بر آنان،

3- مشارکت با آنان در اموال و اولاد،

4- وعده دادن آنها به فریب.

شیطان و ابلیس در اینجا «هم مفهوم» می­شوند.

9 - نفوذ ابلیس (یا شیطان) محدود به کسانی است که بنده خدا نباشند.

گروه آیات (2)

1 - خداوند به آدم قبلاً عهدی سپرده بود.

2 - آدم آن عهد را فراموش کرده بود.

3 - آدم ضعیف العزم بود.

4 - خداوند به ملائکه گفت به آدم سجده کنند.

5 - ملائکه سجده کردند.

6 - ابلیس سر پیچید.

7 - خداوند ابلیس را به عنوان دشمن آدم و همسرش به او معرفی کرد.

8 - خداوند به آدم هشدار داد که مبادا شما را از «جنت» بیرون کند که در آنصورت به زحمت خواهید افتاد.

9 - زحمتی که دچارش خواهند شد عبارت خواهد بود از:

1- گرسنگی،

2- برهنگی،

3- تشنگی،

4- تابش شدید آفتاب.

10 - شیطان بسوی آدم وسوسه کرد (شیطان نه ابلیس)

11 - شیطان گفت آیا به درختِ جاودانگی و پادشاهی پایدار راهنمائیت بکنم؟

12 - آدم و همسرش «از آن» خوردند.

13 - در اثر خوردن «از آن» «بدن» آنها برایشان آشکار گردید.

14 - آنها شروع کردند از برگهای آن باغ بخود چسباندن.

15 - آدم (به این ترتیب) نسبت به پروردگارش عصیان ورزید و لذا عمداً خود را گمراه کرد.

16 - آنگاه خداوند او را برگزیده و بر او بازگشت و هدایتش نمود.

17 - خداوند فرمود «همگی­تان» از آن خارج شوید در حالیکه بعضی نسبت به بعضی دشمن خواهید بود.

18 - خداوند فرمود در صورتیکه هدایتی از جانب من برسد هر کس که پیروی کند نه گمراه خواهد شد نه به زحمت خواهد افتاد.

19 - خداوند مقرر کرد هر کس که از پندش روی بگرداند زندگی دشوار خواهد داشت.

گروه آیات (3)

1 - «پروردگارت» به ملائکه گفت من آفریننده بشری از صلصال از «حماء مسنون» خواهم بود.

2 - وقتیکه او را ساخته و پرداخته کردم و از روحم در او دمیدم بر او به سجده بیفتید.

3 - همگی ملائکه بر او سجده کردند.

4 - ابلیس از اینکه با سجده­کنندگان باشد سرپیچید.

5 - خداوند به ابلیس گفت چه­اَت هست که با سجده­کنان نیستی؟

6 - ابلیس گفت من از آنهائی نیستم که به بشری که از «صلصلال از حماء مسنون» آفریدی سجده کنم.

7 - خداوند گفت از آن خارج شو که تو رانده شده­ای.

8 - خداوند گفت: تا روز قیامت ملعون خواهی بود.

9 - ابلیس گفت: پروردگارا تا روز رستاخیز مهلتم ده.

10 - خداوند تا روزی که وقت آن معلوم است به او مهلت داد.

11 - ابلیس گفت پروردگارا به سبب آنکه عمداً گمراهم کردی در زمین­ برای آنها زینت خواهم داد و همگی­شان را به گمراهی عمدی دچار خواهم نمود.

12 - غیر از بندگان خالص شده است را.

13 - خداوند گفت این راهیست بر عهده من که مستقیم است که تو بر بندگان من تسلطی نخواهی داشت مگر بر کسانی از گمراهان عمدی که پیرویت کنند.

گروه آیات (4)

1 - «شما را» آفریدیم و سپس صورتگری­تان کردیم سپس به ملائکه گفتیم به آدم سجده کنید.

2 - سجده کردند مگر ابلیس که از سجده­کنندگان نبود.

3 - خداوند گفت چه چیزی  مانعت شد که سجده کنی هنگامی که ترا فرمان دادم.

4 - ابلیس گفت من بهتر از او هستم چون مرا از آتش خلقت کردی و او را از خاک.

5 - خداوند فرمود از آن هبوط کن چون ترا نمی­رسد که در آن تکبر کنی. پس خارج شو که از سرافکندگانی.

6 - ابلیس گفت خدایا مرا تا روز برانگیختن مهلت ده.

7 - فرمود تو از مهلت یافتگانی.

8 - ابلیس گفت به جهت اینکه مرا گمراه عمدی کردی قطعاً برای آنها به راه مستقیم تو می­نشینم.

9 - پس از پیش روی آنها و از پشت سر آنها و طرف راست آنها و از طرف چپ آنها در می­آیم، و اکثر آنها را از شاکران نخواهی یافت.

10  - فرمود از آن بیرون رو در حالیکه سرزنش شده رانده شده هستی.

10 - کسی از آنها که از تو پیروی کند و همه­ی شما را در جهنم پر خواهم نمود.

11 - ای آدم تو و همسرت در جنت ساکن باشید و از هر چه
می­خواهید بخورید ولی نزدیک این درخت نشوید چون از ظالمان خواهید شد.

12 - پس شیطان در آن دو وسوسه کرد تا اینکه بدن­های آنها را آشکار سازد. و گفت خداوند شما را از آن نهی نکرده مگر برای اینکه از فرشتگان شوید و یا اینکه جاودان گردید.

13 - برای آن دو سوگند یاد کرد که من خیرخواه شما هستم.

14 - پس به فریبی آنها را بیچاره کرد.

15 - پس وقتی آن دو از آن درخت چشیدند بدنهای آنها برایشان آشکار شد.

16 - شروع کردند از برگهای جنت به بدنشان چسباندن.

17 - پروردگارشان به آنها ندا داد مگر شما را از این درخت نهی نکرده بودم؟

18 - و به شما نگفتم که شیطان دشمن آشکار شماست؟

19 - گفتند پروردگارا بر خویش ستم کردیم. اگر از ما نگذری و بر ما ترحم نیاوری قطعاً از زیانکاران خواهیم بود.

20 - خداوند فرمود بیرون روید که بعضی برای بعضی دشمن خواهید بود.

21 - برای شما در زمین قرارگاهی تا مدتی معین خواهد بود.

گروه آیات (5)

1 - وقتی به ملائکه گفتیم به آدم سجده کنید. سجده کردند مگر ابلیس.

2 - که از جن بودو از امر پروردگارش سر پیچید.

گروه آیات (6)

1 - آن هنگام که پروردگارت به ملائکه گفت من خلیفه­ای در زمین قرار می­دهم.

2 - ملائکه گفتند: آیا می­خواهی کسی را قرار دهی که فساد نماید و در آن خونریزی کند؟

3 - در حالیکه ما تسبیح و حمدت می­کنیم و تقدیست می­نمائیم؟

4 - خداوند فرمود من چیزی می­دانم که نمی­دانید.

5 - به آدم همه نام­ها را آموخت.

6 - سپس آنها را به ملائکه عرضه کرد و گفت نامهای اینها را بگوئید.

7 - ملائکه گفتند منزهی جز آن علمی که به ما آموختی چیزی نمیدانیم.

8 - خداوند به آدم گفت نامهای اینها را به آنها خبر ده.

9 - آدم نامهای آنها را به آنها خبر داد.

10 - خداوند گفت به شما نگفتم من غیب آسمان­ها و زمین می­دانم؟ و آنچه را که آشکار و پنهان می­کنید؟

11 - وقتی به ملائکه گفتیم به آدم سجده کنید، سجده کردند مگر ابلیس.

12 - که سر پیچید و استکبار ورزید و از کافران شد.

13 - به آدم گفتیم تو و همسرت در جنت اسکان یابید.

14 - و از آن جنت هر چه خواهید بخورید

15 - اما نزدیک این درخت نشوید که از ظالمان خواهید شد.

16 - شیطان آن دو را لغزاند.

17 - و آن دو را از آنچه در آن بودند بیرون کرد.

18 - پس گفتیم بیرون شوید در حالیکه گروهی از شما برای گروهی دیگر دشمن خواهد بود.

19 - برای شما زمین تا مدتی  قرارگاه و مایه برخورداری خواهد بود.

 

3

جمع­بندی اولیه

در اینجا سعی می­کنیم از آنچه که از استنتاج­های اولیه ثبت کرده­ایم به یک نوع جمع­بندی برسیم.

مرحله 1

اعلام تصمیم خداوند به عوامل کارگزاری جهان راجع به پروژه انسان (همراه با استدلال)

1- خداوند به ملائکه گفت من آفریننده بشری از صلصال از حماء مسنون خواهم بود. وقتیکه او را ساخته و پرداخته کردم و از روح خویش در او دمیدم ... (2/3-1/3) [توضیح: 1/3 یعنی ردیف 1 از آیات گروه 3]

2 - «شما» را آفریدیم و سپس صورتگری کردیم و سپس به ملائکه گفتیم ... (1/4)

3 - خداوند به ملائکه گفت در زمین جانشینی قرار خواهم داد ....

ملائکه گفتند آیا کسی را قرار خواهی داد که در آن فساد کند و خون بریزد در حالیکه ما عبادتت می­کنیم؟ خداوند گفت چیزی می­دانم که نمی­دانید.( 1/6 - 3/6-2/6 - 4/6)

4 - خداوند همه «نامها» را به آدم آموخت (5/6)

5 - خداوند «آنها» را به ملائکه عرضه کرد و گفت «نامهای» اینها را به من بگوئید (6/6)

6 - ملائکه نتوانستند. (7/6)

7 - خداوند به آدم گفت «نام­های» «اینها» را به آنان بگو و آدم توانست بگوید. (9/8 – 6/6)

مرحله 2

معرفی انسان به جامعه عواملِ کارگزاریِ جهان (ملائکه) و فرمان هماهنگ شدن همگی آنان با پیشرفت پروژه این پدیده

1 - خداوند به ملائکه گفت به برتری آدم اعتراف کنند و با این پروژه هماهنگ شوند. (4/1 – 2/2 – 1/1/ - 3/1 – 3/1 – 5/11 – 4/6)

2 - ملائکه اعتراف کردند و ابراز هماهنگی نمودند. (5/2 – 2/2 – 1/3 – 4/11 – 3/1 – 6/5)

مرحله 3

هماهنگ شدن همگی اعضاء کارگزاری جهان با پروژه انسان و اعلام مخالفت رقیب انسان با این پروژه

1 - ابلیس سجده نکرد (6/2 – 2/1 – 4/3 – 11/2 – 6/5)

2 - ابلیس از ملائکه نبود بلکه موجودی مختار بود که توان نافرمانی داشت (از این لحاظ مانند انسان است غیر از اینکه ماده اولیه آفرینش او با ماده اولیه آفرینش انسان متفاوت است) (2/5)

3 - انگیزه ابلیس در نافرمانی:

- خود بزرگ­بینی (4/6 – 4/3 – 3/1)

- حسد (12/4 – 6/4 – 3/1)

- تکبر (5/4) بود

4 – منطق ابلیس ضعیف و کودکانه بود (8/9 – 2/4)

- ابلیس خداوند را عامل گمراهی خویش می داند (8/11 – 4/3)

- ابلیس توجه نداشت که هرکار که خواهد کند با نیروی خداست (5/1)

 

 

مرحله 4

اعلام برنامه نوعِ تعامل پدیده انسان و رقیب او در جهان فیزیک

1 - خداوند به ابلیس گفت «از آن» خارج شو (5/7 – 4/3 – 6/10 – 1/4)

2 - خداوند به ابلیس گفت «از آن» هبوط کند (5/4)

3 - خداوند ابلیس را بعنوان دشمن انسان به او شناساند (7/2)

3 - ابلیس تصمیم به مخالفت با پروژه انسان گرفت (5/1)

4 - ابلیس از خداوند مهلت و امکانات خواست (6/9 – 4/3)

5 - خداوند تقاضای ابلیس را قبول کرد و به او مهلت داد (10/7 –3/4 – 8/3)

6 -  خداوند برای اِعمال دشمنی ابلیس حدودی معین کرد و روش­های کار او را به او ابلاغ کرد (8/7 – 1/1 – 9/13 – 1/3 – 9 /11 – 4 /3 – 8/12)

7 - خداوند نتیجه دشمنی ابلیس با پروژه انسان را برای ابلیس تشریح کرد (6/10 – 1/4)

8 - از این پس ابلیس «شیطان» نامیده شد. (یعنی خرابکار، مزاحم و ...) (8/1)

مرحله 5

تست انسان و آشکار شدن ضعف او برای قرار گرفتن کاملش در نقشی که برای او در نظر گرفته شده و روشن شدن استعداد او برای اینکه پس از اشتباه دوباره به راه صحیح برگردد.

1 - خداوند قبلاً عهدی به آدم سپرده بود (1/2)

2 - آدم آن عهد را فراموش کرده بود (2/2)

3 - آدم ضعیف­العزم بود (3/2)

4 - خداوند به آدم هشدار داد که مبادا «این» شما را از آن «جنت» بیرون کند که در آنصورت به زحمت خواهید افتاد. (8/2)

(زحمت­ها عبارت بود از : (1- گرسنگی 2- تشنگی 3- برهنگی 4- نور تند آفتاب) (9/2)

5 - خداوند به آدم و همسرش گفت در آن باغ ساکن شوید و از هر چه می­خواهید بخورید ولی نزدیک این درخت نشوید که از ظالمان خواهید بود (13/11 – 6/4 – 15/14 – 6/6)

6 - شیطان آدم و همسرش را وسوسه کرد که علت نهی خداوند پادشاهی و جاودانگی شماست (13/12 – 4/4 – 12/11 – 4/2)

7 - شیطان برایشان قسم خورد که خیرخواهتان هستم (13/4)

8 - آدم و همسرش فریب شیطان را خوردند و لغزیدند و بیچاره شدند (16/14 – 6/4 – 12/15 – 2/2 – 15/17 – 2/6)

9 - آدم و همسرش پس از قبول وسوسه شیطان متوجه خطای خود شده و به چاره­جوئی اولیه پرداختند (13/15 – 2/4 – 14/16 – 2/4)

10 - آدم و همسرش اعتراف به خطای خویش نمودند و از خداوند مغفرت و رحمت خواستند (18/17 – 4/4 – 19/4)

11 - خداوند پس از آگاهی آنها و اعتراف و تصمیم­شان به بازگشت به راه صحیح، تاییدشان کرد (16/2)

مرحله 6

قرار گرفتن انسان در جهان فیزیک تا از راه سعی و خطا کم­کم شایستگی لازم را برای قرار گرفتن کامل در نقش خویش پیدا کند.

1 - خداوند «همگی» انسانها (یعنی آدم و همسرش) و «همگی» انسانهای پس از آنها را از آن «باغ» به «زمین» انتقال داد (17/2 – 20/4 – 21/4 – 19/18 – 6/6)

 

4

خلاصه و نتیجه

اگر فصل 3 این دفتر را با فصل 4 دفتر قبل مقایسه کنیم ، می­بینیم «عالَم»ی که این دو مطلب در آنها مطرح است بی­نهایت با یکدیگر تفاوت دارد:

آنچه در فصل 3 این دفتر جریان دارد در عالَمی انجام می­شود که در آن خداوند و ملائکه مطرح است اما آنچه در فصل 4 دفتر قبل جریان دارد در عالَمی وقوع می­یابد که در آن آب و گل و رسوبات لجنی و این نوع چیزها مطرح است.

بعبارت دیگر عالَم اولی عالی­ترین و عالم دوم دانی­ترین عالم است ، و اساساً این دو عالم شباهتی با یکدیگر ندارند . یکی اعلا و یکی اسفل است . بنابراین اولین چیزی که به هر ذهن معمولیی نیز می­تواند برسد این است که این دو عالم از هم منفک و متمایز است .

اگر بخواهیم مثالی بزنیم می­توانیم عالم فصل 3 این دفتر را به جلسه هیئت مدیره یک واحد تولیدی تشبیه کنیم که در آن تصمیم به تولید یک محصول گرفته می­شود ، آنگاه به مدیران مهندسی ، و تدارکات ، و تولید ، و پس از تولید ، و عوامل تحت امر آنها ابلاغ می­شود که همگی­شان خود را با برنامه اجرائی این پروژه هماهنگ کنند .

اما عالَم فصل 4 دفتر قبلی شبیه خط تولید در همان واحد تولیدی است که تصمیمات اتخاذ شده دارد اجرا می­شود. عده­ای کارگر و سرکارگر و مأمور حمل و نقل و انباردار و غیره ، هر کدام دارند وظیفه ساده­ای را انجام می­دهند تا اینکه چیزی از حالت ساده مواد اولیه به حالت کمال یافته کالای تولیدیِ قابلِ عرضه تبدیل بشود .

عالم اول عالم فکر، و عالم دوم عالم واقعیات است.

در عالم اول اشخاصِ فهمیده قدرتمندِ مجهز به انواع کامپیوترها و میزها و فایل­ها و غیره در محیطی پر از ظرافت و نور و لطافت و پاکیزگی و آداب و امور عالی وجود دارند و در عالم دوم اشخاص ساده مأمور مجهز به آچارها و ابزارها در محیطی پر از سادگی و زمختی و روشن بودن دستورات وجود دارند .

مهمتر از همه اینکه بین عالم اول و عالم دوم ، همزمانی و هم­مکانی وجود ندارد و عالمی که مورد بحث این دفتر است مقدم است بر عالمی که مورد بحث دفتر اول است.

و نکته نکته­ها همین است که در روایت مشهور رایج که تحت تأثیر روایتهای ساختگی توراتی اقتباس شده و از آن وارد روایات ما شده این دو عالَم خلط شده و همزمان و هم مکان شده­اند.

 

چگونه؟

اکنون که سال 1387 است و این نگارنده 63 سال دارد بد نیست این را نقل کنم که در سنین کودکی همراه پدرم به «مسجد خواهر امام» رشت می­رفتیم که امام جماعتش از اجّله علمای رشت بود و حوزه علمیه مستقلی داشت. حوزه علمیه مذکور «مدرسه مستوفی» نام داشت که یکی از مهمترین مراکز «علمی – دینی» آن زمان رشت بود .

نمی­توان گفت «آیت­اله شیخ مهدی لاکانی» یک آدم معمولی بود بلکه او را می­توان «نماینده افکار سنتیِ علمیِ دینیِ آن روزها»ی جهان اسلام دانست .

در یکی از سخنرانی­های جمعه­شب­های آن مرحوم حدود 45 سال پیش ، اینجانب از او شنیدم که می­فرمود در زمان حضرت ابراهیم(ع) ناگهان زبان مردم تغییر کرد بطوریکه پدر حرف پسر را نمی­فهمید و پسر حرف پدر را نمی­فهمید و هیچکس حرف دیگری را نمی­فهمید و لذا مردم از هم جدا شدند و به سرزمینهای دور از هم کوچ کردند و اینطور شد که بعلت اختلاف زبانهای مردم ، انسان در کل جهان پخش شد .

باز هم باید اشاره کنم در زمان جوانی ما ، حدود سالهای 1340 فیلمهای تاریخی و شِبه­تاریخیِ زیادی در هالیوود و نیز