X

جلد نهم

Print

فهرست مطالب

 

تفسیر تحلیلی سوره انشراح صفحه 7

تفسیر تحلیلی سوره حج 12

تفسیر تحلیلی سوره بقره 52

تفسیر تحلیلی سوره بیّنه 228

تفسیر تحلیلی سوره ماعون 233

تفسیر تحلیلی سوره عادیات 236

تفسیر تحلیلی سوره صف 238

تفسیر تحلیلی سوره محمد(ص) 246

تفسیر تحلیلی سوره انفال 262

تفسیر تحلیلی سوره حشر 297

تفسیر تحلیلی سوره منافقون 312

تفسیر تحلیلی سوره جمعه 317

تفسیر تحلیلی سوره آل عمران 323

 

 

 

 

از اول بخــوانید

مطالب این تفسیر را از جلد اول بخوانید.

ما از ابتدای این تفسیر بعضاً مطالبی عرض کرده ­ایم که در سوره ­های بعدی در محل­های نیاز به طرح آنها ، تکرار نکرده­ ایم .

گرچه ارجاع داده ­ایم اما می­دانیم بسیاری از خوانندگان به توصیه «ارجاع» واکنش مثبت بروز نمی­دهند و آن توضیحات را ناخوانده می­گذارند ، لذا خواهشمندیم مطالعه این کتاب را از اول آغاز کنید .

 

 

 

توضیح خلاصه در باره این تفسیر

چنانکه خوهید دید ، در این تفسیر در هر پاراگراف ، همه کلید های اصلی را بکار گرفته ایم . از بهترین لیست ترتیب نزول استفاده کرده ایم ، عصاره مطالب سوره و پاراگراف را در «درس» سوره و «درب» پاراگراف ذکر نموده و در «توضیح مقدماتی» نیز به نحو متفاوت از اولین پاراگراف هر سوره تا پاراگراف مورد نظر مجددا آورده ایم ، تقطیع منطقی مطالب را هم در قالب پاراگراف ها رعایت نموده ایم ، از بین ترجمه های ممکن ، آن را که با عصاره مطلب تناسب دارد اختیار کرده ایم ، مطالب فرعی و مطالب پرانتزی را در بین    {   } ، و اگر بعضی مطالب  «فرعی در فرعی» یا «پرانتز در پرانتز»ی باشد دربین {{   }} یا {{{   }}}  و مطالب مربوط به واگذاری به مخاطب و نیز مطالب مربوط به تغییر مخاطب یا التفات را نیز در [   ] قرار داده ایم . اگر هم در جائی لازم دیده شد توضیح اضافه ای عرض شود ، در بین (   )  قرار داده شده است .

با وجود همه اینها ، دراینجا لازم است مطلبی را با تاکید یاد آور شویم که پس از اتمام کارِ تفسیرِ هر پاراگراف ، دو قدم دیگر باقی مانده است (که به شرحی که در محلِ نظیر در سوره عصر گفته ایم) به عهده خودتان است وقبل از اینکه به مرحله بعد بروید انجامش دهید و گرنه لذت معنوی تان کامل نخواهد بود .

 

 

مرحله نهم

 

هجرت بزرگ و تشکیل حکومت مسلمین و آغاز نقطه عطف در تاریخ اسلام

 

سوره انشراح

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ﴿1﴾ وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ ﴿2﴾ الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ ﴿3﴾ وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ ﴿4﴾ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿5﴾ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿6﴾ فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ ﴿7﴾ وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ ﴿8﴾

بسم الله الرحمن الرحیم

ای پیامبر! آيا سينه ات را گشاده نگردانديم؟ (1) و آن بار سنگین را از دوشت بر نداشتيم؟ (2) همانکه برايت كمر شكن بود (3) و آوازه ات را بلند نگردانديم؟ (4)  پس، دیگر حالا باید بدانی که حتما همراه با آن سختي ها آسانيي هم هست(5) البته با آن سختي های بار رسالت که به دوش میکشی آسانيي هست (6) پس هنگامي که از هر سختی فراغتی يافتي به نماز و دعا بايست (7) و بسوي پروردگارت مايل شو (8)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

تاکنون ، در چهار جلد قبلی این تفسیر ، در ابتدای پاراگراف اول هر سوره ، ذیل تیتر فوق ، لااقل دو جدول اول و آخر طرز استخراج عصاره محتوای سوره (یا همان «درس» سوره) را می آوردیم ، اینک که خواننده محترم به اندازه کافی آنها را دیده ، و دانسته که طرز استخراج چگونه است ، به علت علاقه به رعایت اختصار ، دیگر جدول های مذکور را که دائما طولانی تر میشود ، ذکر نمیکنیم ، و اگر کسی بخواهد، میتواند همه آنها را در کتاب «راهنمای تحلیلی» ما (در سایت ما که در اول و آخر این کتاب معرفی کرده ایم) ببیند .

درس: تقويت روحيه پيامبر و تشويق او به درگير شدن با مشكل بزرگ

2 - سوالات

1- عسر و یسر دو آیه 5و6 را با توجه به «درس» معنی کنید.

2 - چرا مطلب آیه 5 در آیه 6 تکرار شده؟

3 کلیدهای تفسیری

پرانتزها : چنانکه معلوم است آیه 3 فرع بر آیه 2 است ، به عبارت دیگر پرانتزی است ، و همچنین آیه­های 5 و 6 گرچه فرع بر آیه­ای نیستند اما پرانتزی هستند ، و امتحانش هم این است که اگر خواننده انتهای آیه 4 را به ابتدای آیه 7 وصل کند ، خواهد دید که موضوع «یکدست» شده، و از همین­جا معلوم می­شود دو آیه 5 و 6 پرانتزی است.

دو آیه مذکور (که در حقیقت یک آیه مؤکد بیشتر نیست) یک متن مستقل است اما در محلی قرار گرفته  که حالت پرانتزی پیدا کرده است .

لُبّ مطلب : آیات 1 و 2 و 4 همگن بوده و مفهوم آنها برشماری برخی از نعمت­های الهی است که به پیامبر(ص)  اعطا فرموده ، و دو آیه آخر توصیه­های عبادتی است.

یعنی در مقابل این نعمت­ها ، این رفتارها را کن .

نعمت­هائی که خداوند یادآوری نموده ، از جنس نعمتهائی است که در حوزه مدیریت و رهبری کاربرد دارد و لذا مجموع مفهوم دو قسمت اینطور می­شود که  :

«ای پیامبر! ما در حوزه رهبری کمک مهمی به تو کرده­ایم ، پس  به این عبادات بپرداز»

 ترتیب نزول : به دلایلی که ذیلا  عرض میشود محل این سوره نمیتواند درست پس از سوره ضحی باشد . دلایلی از قبیل :

1-درآیه 1فرموده بــه تو «شــرح صدر» دادیم، درحالــی که در سوره حجر که تقریبا 8 سال ازشروع و نحل که تقریب 12 سال از شروع نزول وحی فاصله دارد فرموده «میدانیم از....دلتنگ هستی»

2-در آیه های 2و3فرموده«بار کمر شکن را ازدوشت برداشتیم» در حالــی که در اوایل وحی  بار کمر شکنی بر دوش ایشان نبود زیرا درهمان سوره ضحی  دیدیم ایشان از انقطاع موقت وحی ملول و فسرده شده بود.

3- در آیه4فرموده «مشهورت کرده ایم» در حالی که درمقطع زمانی نزدیک به نــزول سوره ضحی آنحضرت چندان شهرتی نداشت وشهرت ایشان «محــمد امین»و«بـــن عبدالله» وبر حسب کنایه دشمنان «یتیم ابوطالب»بود.

شهرت آنحضرت –درحدآیه4 این سوره-بعد از هجرت بلند شد.

لذاچاره ای  نداریم جزاینکه این سوره رادراول لیســت ســـوره های مــدنی در نظــر بگیریم .

4 - پیشگوئی های تحقق یافته

آیه­های 5 و 6 که در حقیقت یک آیه بیشتر نیست، «راه» آن حضرت را به او نشان می­دهد که ای پیامبر! تو پیامبر دورۀ بلوغ بشریت هستی و به­زودی الگوی میلیاردها نفر در سراسر جهان و در طول قرون و اعصار خواهی شد، تو باید طوری رفتار کنی که قابل تقلید باشد و اگر برای حل مشکلاتت انتظار کمک­های معجزه­ای داشته باشی الگو و قابل تقلید نخواهی بود لذا به طریق درگیری مستقیم با مشکل و حل آن اقدام کن و انتظار تأییدات الهی از طریق معجزات (از قبیل عصای چند منظوره حضرت موسی و غیره) نداشته باش، با مشکل بطور­ مستقیم درگیر شو خواهی دید سختیی که تحمل خواهی کرد حل مشکل را آسان خواهد کرد .

چنانکه می­دانید پیامبر ما نه کشتی نوح، نه عصای موسی، نه مرده زنده کردن عیسی و نه گلستان شدن آتش ابراهیم، نه شتر صالح، را ، نداشت و معجزه­اش هم از جنس کلام و استدلال و محاجه و تمثیل و تشویق و تحذیر بود ، و خلاصه اینکه روش پیامبری آن حضرت در طول آن مدت طولانی پیامبریش تفسیر همین دو آیه 5 و 6 است .

اگر به روح سوره دقت کنید خواهید دید که این سوره به نوعی متضمن «وعده موفقیت» به پیامبر(ص) است و از این لحاظ در مجموعه «وعده­های تحقق یافته» قرار می­گیرد و عنصر اعجازی دارد.

5 - آیات برجسته این پاراگراف

کل آیات این پاراگراف «برجسته» است و برجستگی می­تواند دو ملاک داشته باشد که یکی از آنها مربوط به معانی بلند آیات مربوطه ، و دیگری مربوط به اِقبال مردم و نخبگان جامعه به آن آیات باشد ، و این آیات واجد هر دو ملاک می­باشند .

 زیرا در باره عالی بودن معانی ، بقدر کافی دیده اید و از لحاظ اِقبال نخبگان هم واجد هست ، بطوریکه موضوع کار هنرمندان خوشنویس بوده و در قاب­های زیبای تابلوهای خوشنویسی جای گرفته و در سر درب­ها و بالای محراب­های بسیاری از مساجد و نیز دور گنبدها و جاهای اصلی دیگر را مزین نموده و به صورت کاشی­ و معرق­کاری و طرق دیگر جلوه­ میکند .

6 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

تقويت روحيه پيامبر و تشويق او به درگير شدن با مشكلات بزرگ.

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

 

نعمت­های بسیار بزرگ

البته همه نعمت­ها از جانب خداوند می­باشند اما نعمت­ها از لحاظ ارزشی بسیار با هم تفاوت دارند. یک جرعه آب نعمت است و قدرت دریافت وحی هم نعمت است اما این کجا و آن کجا.

نعمت­هایی که خداوند در این­جا آنها­ را به یاد پیامبر(ص) آورده از نوع نعمت­های خیلی خیلی بزرگ بوده و عبارتند از:

1- افزایش ظرفیت­های شخصیتی پیامبر(ص).

2- کمک مستقیم به پیامبر(ص) برای مشکلات بسیار بزرگ ­بطوریکه آن حضرت خودش با آن­ها درگیر شود و حل کند.

3- پراکنش حسن شهرت و ایجاد اعتبار زیاد برای آن حضرت.

اگر خوب دقت کنیم خواهیم دید که این سه مورد، نعمت­هایی است که در حوزه رهبری اجتماعی به­ کار می­آید و هیچ رهبر موفق اجتماعی نیست که از آن­ها بی­بهره باشد و بتواند رهبری موفقانه­ای بروز بدهد.

رهبران موفق اجتماعی که واقعاً توانسته­اند مردم خویش را در نردبان انسانیت یک پله به بالا ببرند، بدون استثناء یک عنصر محبوبیت داشته­اند که توانسته­اند سخنشان را به دل مردم بنشانند و آن­ها را دنبال خویش بکشانند و اگر دقت کنید این سه نعمت ذکر شده از نوع نعمت­های کاریزماتیک است، و تاریخ هم نشان می­دهد که پیامبر(ص) دارای محبوبیت قویّ بود و مردم آنحضرت را بسیار دوست می­داشتند و حتی دشمنان آنحضرت نیز ایشان را می­ستودند.

سختی و آسانی

آیه­های 5 و 6 که در حقیقت یک آیه بیشتر نیست، «راه» آن حضرت را به او نشان می­دهد که ای پیامبر! تو پیامبر دورۀ بلوغ بشریت هستی و به­زودی الگوی میلیاردها نفر در سراسر جهان و در طول قرون و اعصار خواهی شد، تو باید طوری رفتار کنی که قابل تقلید باشد و اگر برای حل مشکلاتت انتظار کمک­های معجزه­ای داشته باشی الگو و قابل تقلید نخواهی بود لذا به طریق درگیری مستقیم با مشکل و حل آن [از طرق منطق و مشورت و جمع آوری نیرو و غیره و غیره که جزء روش­های انسانی حل مشکل است] اقدام کن و انتظار تأییدات الهی از طریق معجزات (از قبیل عصای چند منظوره حضرت موسی و غیره)نداشته باش، با مشکل بطور­ مستقیم درگیر شو خواهی دید سختی را که تحمل می­کنی حل مشکل را آسان خواهد کرد.

چنانکه می­دانید پیامبر ما نه کشتی نوح، نه عصای موسی، نه مرده زنده کردن عیسی و نه گلستان شدن آتش ابراهیم، نه شتر صالح، را نداشت و معجزه­اش هم که از جنس کلام و استدلال و محاجه و تمثیل و تشویق و تحذیر بودازهمه آن معجزات بالاتربود (زیرا اولا امروز آن معجزات نیستند و قرآن هست و ثانیا امروز تنها دلیل بر وجود آن معجزات این است که در قرآن از آنها یاد شده) و خلاصه اینکه روش پیامبری آن حضرت در طول آن مدت طولانی پیامبریش تفسیر همین دو آیه 5 و 6 است [و بسیار عجیب است کسی که بگوید این آیات و این سوره مدنی هستند]

کدام مهم­تر است؟

در دو آیه آخر می­فرماید ای پیامبر پس از اینکه مشکلی را حل کردی به نماز بایست و به­سوی خدا رغبت کن.

این یعنی چه؟

یعنی اینکه ای پیامبر! فکر نکن این روش کم اهمیت­تر از روش عصای موسائی است. عصای موسی یک نوع نعمت است، آن سه عنصر هم یک نوع نعمت است، و هر دو هم از جانب خداست. لذا وقتی که مشکلی را حل کردی، (مانند پیامبران سابق، که در اثر تأییداتِ معجزه­ای، به حل مشکل موفق می­شدند، پس از حل مشکل به ­سوی خدا می­رفتند و شکر و دعا می­کردند) تو هم (صرف نظر از روش حل مشکل) به ­سوی منبع این سرمایه و نعمت برو و شکر و دعا کن.

خلاصه اینکه ای پیامبر! مبادا این سرمایه­ای را که در آیات ابتدای این سوره برایت بر شمردیم کمتر از عصای موسی و معجزات سایر انبیاء حساب کنی.

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحيم

آيا سينه ات را گشاده نگردانديم؟ (1) و بارت را از پشتت بر نداشتيم؟ (2) {همانکه برايت كمر شكن بود} (3) و آوازه ات را بلند نگردانديم؟ (4)  {پس، البته با آن سختي، آسانيي هست(5) البته با آن سختي، آسانيي هست}(6) پس هنگامي که فراغت يافتي (به نماز و دعا) بايست (7) و بسوي پروردگارت مايل شو (8)

 

 

 

 

سوره حج

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ﴿1﴾ يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ ﴿2﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ ﴿3﴾ كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿4﴾ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿5﴾ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿6﴾ وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِي الْقُبُورِ ﴿7﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ ﴿8﴾ ثَانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَنُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿9﴾ ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿10﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ ﴿11﴾ يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُ وَمَا لَا يَنفَعُهُ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ ﴿12﴾ يَدْعُو لَمَن ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِن نَّفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ ﴿13﴾ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿14﴾

 

بسم الله الرحمن الرحيم

اي مردم از پروردگارتان پروا کنيد ، که لرزاندن قيامت چيز بسيار بزرگي است (1) روزي که آنرا ببينند شيردهندگان شيرخوارانِ خويش را از ياد مي برند و حامله ها مي زايند و مردم را مي بيني که مَستند در حاليکه مست نيستند وليکن عذاب خداوند شديد است (2) و از مردم کساني هستند که بدون اينکه علمي داشته باشند درباره خداوند مجادله مي کنند و هر شيطان شروري را پيروي مي نمايند (3) چنين مقرر شد که هر کس او را به دوستي و سرپرستي گرفت گمراهش کند و بسوي عذاب سوزاننده هدايتش نماید (4) ای مردم ! اگر درباره برانگيختگي روز قيامت شکي داريد توجه کنيد که ما شما را از خاکي ، و سپس از نطفه اي ، و سپس از علقه اي ، و سپس از مضغه اي ، شکل گرفته يا نگرفته ، آفريديم ، تا برايتان بيان کنيم . و در رحم ها آنچه بخواهيم تا سرآمدي معين ميگذاريم ، سپس شما را بصورت طفلي بيرون مي آوريم تا به نيروي خويش برسيد و از شما کساني هستند که ميميرند و کساني هم هستند که به فرتوتي ميرسند تا پس از اينکه به علم رسيده بودند به حالتي درآيند که علمي به چيزي نداشته باشند ، و زمين را مي بيني که افسرده است و تا آب بر آن فرو فرستيم فورا به جنبش در مي آيد و باد مي كند و هر گونه گياه شادابي ميروياند (5) اين بخاطر آن است که خداوند حق است و هموست که مرده را زنده مي کند و اينکه بر همه چيز تواناست (6) و اينکه روز قيامت خواهد آمد ، و اينکه خداوند كساني را که در قبرها هستند برخواهد انگيخت (7) و از مردم کساني هستند که درباره خداوند بدون اينکه علمي يا هدايتي و يا کتاب نورافشاني داشته باشند جدل مي کنند (8) از روي تكبر پهلوي خويش را ميگردانند تا مردم را از راه خدا گمراه کنند . آنها در دنيا خواري خواهند داشت و روز قيامت به آنها عذاب آتش خواهيم چشاند (9) در آنجا به آنان خطاب میشود اين بخاطر آن چيزهائي است که از پيش فرستادي و خداوند نسبت به بندگان خويش ظالم نيست (10) و از مردم کساني هستند که خداوند را بر طریق انحراف عبادت مي کنند ، اگر خيري به آنان برسد دلگرم ميشوند و اگر بلائي به آنها برسد روي خويش برميگردانند . آنها زيانکار دنيا و آخرتند که همان زيانکاري آشکار است (11) یا اینکه چيزي را بجز خداوند به پرستش ميخوانند که نه سودي و نه ضرري برايشان دارد و گمراهي دور همين است (12) چيزي را ميخوانند که ضررش از نفعش نزديک تر است . چه يار و چه همدم بديست ! (13) خداوند کساني را که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند داخل بهشت هائي ميکند که نهرها در کف آن جاريست . خداوند هر چه بخواهد مي کند (14)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

تاکنون ، در مجلدات قبلی این تفسیر ، در ابتدای پاراگراف اول هر سوره ، ذیل تیتر فوق ، لااقل دو جدول اول و آخرِ طرز استخراج عصاره محتوای سوره (یا همان «درس» سوره) را می آوردیم ، اینک که خواننده محترم به اندازه کافی آنها را دیده ، و دانسته که طرز استخراج چگونه است ، به علت علاقه به رعایت اختصار ، دیگر جدول های مذکور را که دائما طولانی تر میشود ، ذکر نمیکنیم ، و اگر کسی بخواهد، میتواند همه آنها را در کتاب «راهنمای تحلیلی» ما (در سایت که در اول و آخر این کتاب معرفی کرده ایم) ببینند .

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد، و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب : چنين آينده هولناکي در پيش است. به مورد فوق بي توجهي نکنيد.

ای مسلمانان! درباره خداوند بدون علم بحث نکنید و از شیطان پیروی ننمائید. کافران چنين مي انديشند و چنين مي کنند، راهتان را از آنان جدا کنيد و ای مردم! وقوع قیامت امریست معقول و مفهوم.

2 - سوالات

1-درابتدای آیه10موضوع کدام کلیدفهم قرآن اتفاق افتاده؟

2-معنی«ثانی عطفه» (آیه9) چیست؟

3-معنی«عشیر» (آیه13) چیست؟

3 - کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

آیه 2 فرع بر آیه 1 ، و آیه 4 فرع بر دو کلمه آخر آیه 3 ، و آیه 5 جنبه «مقدمه» را برای دو آیه 6 و 7 دارد و لذا فرعی است .

دو آیه 9 و 10 فرع بر آیه 8 است و این واضح است.

دو آیه 12 و 13 نیز نسبت به آیه 11 همین وضع را دارد.

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ﴿1﴾ يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ ﴿2﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد، و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: ای مردم! چنین آینده هولناکی ممکن است در پیشِ روی تان باشد.

2

 وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ ﴿3﴾ كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿4﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد، و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: ای مردم! آینده هولناک پیشگفته اینطور رقم میخورد.

3

 يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿5﴾ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿6﴾ وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِي الْقُبُورِ ﴿7﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد، و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: ای مردم!زندگیِ بعدی حتمی است.

4

 وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ ﴿8﴾ ثَانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَنُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿9﴾ ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿10﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ ﴿11﴾ يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُ وَمَا لَا يَنفَعُهُ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ ﴿12﴾ يَدْعُو لَمَن ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِن نَّفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ ﴿13﴾ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿14﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد، و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: ای مردم!آینده بد اینطور رقم میخورد و آینده خوب آنطور.

4 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه های 1 و 2 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز  همچنین.

همچنین است آیات 5 تا 7.

همچنین آیه 14.

 

 

 

5 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

یکی ممکن است معترض شود که «یعنی چه که بسیار این تیتر را تکرار میکنی و این جواب ثابت را هم زیرش میدهی؟»

در این خصوص باید خاطر نشان کنیم که یک شبهه ای اخیرا در سطح وسیع القا شده که مطالب قرآن اول باید از این لحاظ چِک شود که معاصران نزول از آن چه می فهمیده اند . ماهم با بیان دلیل فوق در حقیقت داریم پاراگراف به پاراگراف آن شبهه را چک میکنیم .

آنچه تا کنون فهمیده ایم این بوده که معاصران نزول اکثر قریب به اتفاق حجم قرآن را همانطور می فهمیده اند که ما امروز می فهمیم .

6 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - چنين آينده هولناکي در پيش است. به مورد فوق بي توجهي نکنيد.

2 - ای مسلمانان! درباره خداوند بدون علم بحث نکنید و از شیطان پیروی ننمائید. کافران چنين مي انديشند و چنين مي کنند، راهتان را از آنان جدا کنيد

3 -  ای مردم! وقوع قیامت امریست معقول و مفهوم.

7 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 4 و 6 و 7 و 12 و 14 ، بقیه پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

 

آفرینش از «خاک»

اگر در آیه 5 دقت کنید، ترتیبِ عکسِ تطوراتِ جنین در داخل رحم اینطور است:

1- طفل.

2- مضغه.

3- علقه.

4- نطفه.

5- خاک.

این مرحله «خاک»ی کدام مرحله است؟

واضح است که مرحله­ایست که هنوز نطفه تشکیل نشده است.

یعنی نطفه که دو مؤلفه دارد، مؤلفه نرینه­اش فعلاً در بدن مرد است (یعنی به صورت اسپرم) و مؤلفه مادینه­اش فعلاً در بدن زن است (یعنی به صورت تخمک)

خوب پس این «خاک» کجاست؟

نکته ظریفی در اینجا هست که بسیاری از خرافات را حل می­کند. (لطفاٌ دقت کنید) «خاک» مورد بحث همین اسپرم مرد و تخمک زن است.

توضیح مطلب این است که اسپرم مرد و تخمک زن جزء وجودشان نیست.

مثلاً اگر مرد یا زنی کلیه نداشته باشد به او مرد ناقص و زن ناقص می­گویند.

اما اگر اسپرم یا تخمک نداشته باشند به آنها مرد ناقص و زن ناقص نمی­گویند.

این اسپرم یا تخمک در بدن تولید می­شود برای اینکه خارج شود و لذا جزء وجود مرد یا زن نیست.

چرا به این اسپرم یا تخمک «خاک» گفته شده؟

زیرا از غذا تولید می­شود و غذا یا منشاء گیاهی دارد یا منشاء حیوانی و منشاء گیاهی مستقیماً خاک است و منشاء حیوانی( با یک واسطه )آن هم از خاک است.

لذا اینکه در قرآن درباره حضرت عیسی(ع) فرموده «خلقه من تراب» (= او را از خاک آفرید) به این معنی نیست که مُشتی از خاک را برگرفت و در آن دمید و حضرت عیسی به وجود آمد، زیرا می­دانیم حضرت عیسی(ع) مادر داشت و تولد او مانند من و شما بود و اگر هم پدر نداشت «قائم مقام پدر» داشت که در سوره مریم دیدیم جبرئیل امین نقش قائم مقامی پدر را انجام داد.

لذا «از خاک آفریده شدن» مخالفتی با مادر داشتن ندارد.

اگر همین زنجیره فکری را دنبال کنیم می­توانیم به این موضوع برسیم «خلقه من تراب»ی که درباره حضرت آدم(ع) هم گفته شده مخالفتی با تولدی شبیه تولد من و شما ندارد.

اینک با این تعبیر عبارت «من تراب» (= «از» خاک) را بهتر فهمیده­ایم.

یعنی اینکه اسپرم مرد و تخمک زن، یک محصول تولید شده از خاک هستند.

آنها می­خواهند «خداوند» با آنها هماهنگ باشد

موضوع آیه 11 به این معنی است که خداوند را در هماهنگی با خودشان می­خواهند نه اینکه خود را آنطور که خدا می­خواهد هماهنگ کنند. و آیه­های 12 و 13 توضیح آیه 11 است.

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحيم

اي مردم از پروردگارتان پروا کنيد ، که لرزاندن قيامت چيز بسيار بزرگي است (1) روزي که آنرا ببينند شيردهندگان شيرخوارانِ خويش را از ياد مي برند و حامله ها مي زايند و مردم را مي بيني که مَستند در حاليکه مست نيستند وليکن عذاب خداوند شديد است (2) و از مردم کساني هستند که بدون اينکه علمي داشته باشند درباره خداوند مجادله مي کنند و هر شيطان شروري را پيروي مي نمايند (3) چنين مقرر شد که هر کس او را به دوستي و سرپرستي گرفت گمراهش کند و بسوي عذاب سوزاننده هدايتش ميكند (4) ای مردم ! اگر درباره برانگيختگي (روز قيامت) شکي داريد (توجه کنيد که) ما شما را از خاکي ، و سپس از نطفه اي ، و سپس از علقه اي ، و سپس از مضغه اي ، شکل گرفته يا نگرفته ، آفريديم ، تا برايتان بيان کنيم . و در رحم ها آنچه بخواهيم تا سرآمدي معين ميگذاريم ، سپس شما را بصورت طفلي بيرون مي آوريم تا به نيروي خويش برسيد و از شما کساني هستند که ميميرند و کساني هم هستند که به فرتوتي ميرسند تا پس از اينکه به علم رسيده بودند به حالتي درآيند که علمي به چيزي نداشته باشند ، و زمين را مي بيني که افسرده است و تا آب بر آن فرو فرستيم فورا به جنبش در مي آيد و باد مي كند و هر گونه گياه شادابي ميروياند (5) اين بخاطر آن است که خداوند حق است و هموست که مرده را زنده مي کند و اينکه بر همه چيز تواناست (6) و اينکه روز قيامت خواهد آمد ، و اينکه خداوند كساني را که در قبرها هستند برخواهد انگيخت (7) و از مردم کساني هستند که درباره خداوند بدون اينکه علمي يا هدايتي و يا کتاب نورافشاني داشته باشند جدل مي کنند (8) (از روي تكبر) پهلوي خويش را ميگردانند (تا مردم را) از راه خدا گمراه کنند . آنها در دنيا خواري خواهند داشت و روز قيامت به آنها عذاب آتش خواهيم چشاند (9) [ خطاب میشود ] اين بخاطر آن چيزهائي است که از پيش فرستادي و خداوند نسبت به بندگان خويش ظالم نيست (10) و از مردم کساني هستند که خداوند را بر طریق انحراف عبادت مي کنند ، اگر خيري به آنان برسد دلگرم ميشوند و اگر بلائي به آنها برسد روي خويش برميگردانند . آنها زيانکار دنيا و آخرتند که همان زيانکاري آشکار است (11) چيزي را بجز خداوند ميخوانند که نه سودي و نه ضرري برايشان دارد و گمراهي دور همين است (12) چيزي را ميخوانند که ضررش از نفعش نزديک تر است . چه يار و چه همدم بديست ! (13) خداوند کساني را که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند داخل بهشت هائي ميکند که نهرها در کف آن جاريست . خداوند هر چه بخواهد مي کند (14)

 

 

 

 

حج2   آیات15تا25

مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاء ثُمَّ لِيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ ﴿15﴾ وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يُرِيدُ ﴿16﴾ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿17﴾ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِّنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاء ﴿18﴾ هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِيمُ ﴿19﴾ يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ ﴿20﴾ وَلَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ ﴿21﴾ كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿22﴾ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ ﴿23﴾ وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ ﴿24﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿25﴾

 

کافران که گمان ميکردند خداوند هرگز در دنيا و آخرت به پیامبر (ص) کمک نخواهد کرد ، یکطوری به جای مرتفعی بروند ، آنگاه نظر خود را از چيز هاي ديگر قطع کنند ، آنگاه در آن حالت ایزوله به این بیندیشند آيا نيرنگشان میتواند الطاف الهي نسبت به این پيامبر ازبين ببرد؟ (15) و آن قرآن را چنين نازل کرديم که آياتي با دلايل روشن است ، وچنين است كه خداوند هر کس را بخواهد هدايت مي کند (16) خداوند در روز قيامت بين مسلمانان و يهوديان و ستاره پرستان و مسيحيان و زرتشتيان و مشرکان حکم مي کند . خداوند بر هر چيزي گواه است (17) ای انسان! آيا نمي بيني که آنچه در آسمانها و زمين است ، و آفتاب و ماه و ستارگان ، و کوه ها و درختان ، و جنبندگان ، و بسياري از مردم ، و نيز بسياري از کساني که عذاب بر آنها فرود آمد ، خداوند را سجده مي کنند؟ و کسي را که خداوند بخواهد خوار کند کسي نميتواند گرامي بدارد . خداوند هرچه بخواهد مي کند (18) دو گروهند که درباره پروردگارشان مجادله مي کنند و کافران پيراهني از آتش برايشان اختصاص يافته و از بالاي سرشان چركابه جوشان بر آنها ريخته ميشود (19)  که پوست و آنچه را که در شکمها ست مي گدازد (20) و گرزهائي از آتش خواهند داشت (21) هر وقت که به علت فشار ناراحتي بخواهند از آن خارج شوند ، به آن برگردانده ميشوند و به آنان گفته ميشود عذاب آتش را بچشيد (22) خداوند مومنانِ داراي عمل صالح را داخل بهشت هائي مي کند که از کف آنها نهرها جاري است . دستبند هائي از طلا و مرواريد به دست مي کنند و لباسشان در آنجا حرير است (23) و به گفتار نيکو و راه پسنديده هدايت ميشوند (24) البته به کافرانی که مردم را از راه خدا و مسجد الحرام كه آنرا براي بومي و غير بومي يكسان قرار داديم ، باز مي دارند ، و نيز کسي را که در آن انحراف و ظلم بخواهد، از عذابي دردناک مي چشانيم (25)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب : ای مردم! حرکت پیامبر رو به پیروزی است، به او بپیوندید و وضع مومنان وکفار در آخرت بسيار متفاوت خواهد بود و راهتان را از آنها جدا کنيد.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید : ای مردم ! قیامت رادرپیش دارید لذا ازخداوند پروا کنید و به نکوهش بحث و جدلِ بدون علم و پیروی القائات شیطانی می پردازد و اینکه خداوند همانطورکه شما را ازاجزائی ســــاده آفرید میتواند دو باره این کار رابکند و درباره خداوند مجادله بیجانکنید و درباره عبادتش به انحراف متمایل نگردید .

در این پاراگراف می فرماید : ای کفار ! مگرشما فکرنمیکردید این پیامبر-ص-هرگز موفـق نمیشود؟ (اینک که او ازدسترستان خارج شده) در فکر و کارهایتان تجدید نظر کنید و اینکه البته درآخرت بین کافرو مومن فرق زیادی هست ، اما ازمیان کافران آنهائی که «مفسدفعال» باشند وضعشان خیلی سخت ترخواهد بود .

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

اینک (دوره نزول آیات 15 تا 18) پیامبر خدا(ص) از دسترس کافران دور شده و آسیب­رسانی به او یک درجه مشکل­تر شده است.

اینک روحیه مسلمانان، چه آنانکه با پیامبر(ص) هجرت کرده­اند و چه آنانکه هنوز هجرت نکرده­اند اما آرزویش را دارند، بسیار بهتر و قوی­تر شده است و این کاملاً برای کفار محسوس است و همین سبب غیظ و ناراحتی فوق­العاده آنان است. (و آیه 15 آنان را به عقلانیت دعوت می­کند)

در این پاراگراف سه نکته را می­فرماید:

1- خداوند هر کار که بخواهد می­کند اما یکی از عناصر اصلی فعل خداوند این است که به مؤمنان کمک کند.2- اعمال کفار در جهت جلوگیری از الطاف الهی کمکی نمی­کند. 3- هدایت بدست خداست .

 

 

4 کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

آیه­های 20 و 21 و 22 فرع بر آیه 19، و 24فرع23 است .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاء ثُمَّ لِيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ ﴿15﴾ وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يُرِيدُ ﴿16﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: ای مردم! حرکت پیامبر رو به پیروزی است، به او بپیوندید.

2

 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿17﴾ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِّنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاء ﴿18﴾ هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِيمُ ﴿19﴾ يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ ﴿20﴾ وَلَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ ﴿21﴾ كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿22﴾ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ ﴿23﴾ وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ ﴿24﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿25﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: ای مردم! وضع مومنان وکفار در آخرت بسيار متفاوت خواهد بود،  راهتان را از آنها جدا کنيد.

5 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 18 یک حالتِ «مو بر اندام راست کن» عجیبی دارد، که قابل توصیف نیست، و از این لحاظ جزء آیات برجسته است.

6 - آیات مشکل

آیه 15 از این لحاظ که مفسران مختلف نظرات متفاوت و بلکه متضاد در باره آن ابراز کرده اند، از آیات مشکل قرآن است، و البته ماهم نظر خویش را ذیلا عرض کرده ایم.

آیه 18 از این لحاظ که به مخلوقات مختلف جهان و طرز عبادتشان اشاره دارد، از آنجا که جزئیات مکانیزمش برای ما روشن نیست، بالاتر از ذهنیات ما است، چه رسد به مردم 1400 سال قبل.

7 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیات 19 تا 25 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

همچنین است آیه 17.

8 زاویه با تفاسیر رایج

چون موضوع مفصل بود ، و در بخش «شرح مختصر» در باره اش عرضی کرده ایم، به همانجا ارجاع میدهیم .

9 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - ای مردم! حرکت پیامبر رو به پیروزی است، به او بپیوندید

2 - وضع مومنان وکفار در آخرت بسيار متفاوت خواهد بود و راهتان را از آنها جدا کنيد.

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

آیه پر مناقشه

آیه 15 از آیه های پر اختلافِ مفسران است ، ولی ما با توجه به اصول تفسیری خویش اشکالی در آن نمی بینیم ، چنانکه ذیلا عرض میکنیم :

خلاصه محتوای سوره میگوید :

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

خلاصه محتوای پاراگراف میگوید :

درب : ای مردم! حرکت پیامبر رو به پیروزی است، به او بپیوندید و وضع مومنان وکفار در آخرت بسيار متفاوت خواهد بود و راهتان را از آنها جدا کنيد.

چیزی که در هر دو عصاره پررنگ است این است :

1 – نکوهش کافران ،  2 – اعلام منصور بودن آنحضرت از سوی خداوند .

خوب ، حالا اگر به آیه 15 برگردیم و این دو نکته را در آن پیگیر شویم ، خواهیم دید همه عناصر مفهوم است :

«هُ» در «ینصره» به پیامبر (ص) مربوط میشود .

«من کان یظن ان لن ینصره الله» به گمان کافران در باره آنحضرت مربوط میگردد.

«یذهبن کیده» به خداوند مربوط میشود که در طول این مدتِ طولانیِ از بعثت تا هجرت ، انواع و اقسام کیدها و توطئه های عظیم کفار را از آنحضرت برگرداند و خنثی نمود .

«ما یغیض» به انگیزه کفار برای آنهمه مکائد و توطئه ها اشاره دارد که همه آنها به علت «غیظ»ی بوده که آنان از آنحضرت و مانع شدن خداوند از به ثمر رسیدن کید آنها ، به دل داشتند .

با توجه به مجموع آنچه عرض شد تفسیر آیه این میشود :

کسانی از کافران که فکر میکردند خداوند هرگز پیامبر را یاری نخواهد کرد ، بهتر است به جائی بروند که دید وسیع تری داشته باشند (الی السماء) و ذهن خویش را از احساسات درونی شان خالی کنند (ثم لیقطع) و نیک بنگرند (فلینظر) که آیا توطئه هایشان میتواند از بین ببرد (هل یذهبن کیده) آنچه را که علت غیظ شان است که عبارت باشد از آنهمه الطاف الهی نسبت به پیامبر ؟

یعنی اینکه ای کفار! بس نیست؟ اگر میتوانستید موفق شوید تا حالا که او درچنگ شما بود می باید موفق شده باشید ، حالا که او از چنگ شما خارج شده ، و هجرت کرده ، وقت آن نرسیده که بخود آیید؟

این بود تفسیر ما ، حال ببینید تفاسیر در این مورد چه مطالب عجیب و غریبی گفته اند .

جمع بندی و تفسیر

کسي که گمان ميکرد خداوند هرگز در دنيا و آخرت به او کمک نخواهد کرد ، سببي به آسمان بکشد ، آنگاه (نظر خود را از چيز هاي ديگر) قطع کند ، آنگاه (از آن بالا) ببيند آيا نيرنگش چيزي را که مايه خشم اوست (از جمله الطاف الهي نسبت به پيامبر) ازبين ميبرد؟ (15) و آنرا چنين نازل کرديم که آياتي با دلايل روشن است ، وچنين است كه خداوند هر کس را بخواهد هدايت مي کند (16) خداوند در روز قيامت بين مسلمانان و يهوديان و ستاره پرستان و مسيحيان و زرتشتيان و مشرکان حکم مي کند . خداوند بر هر چيزي گواه است (17) آيا نمي بيني که آنچه در آسمانها و زمين است ، و آفتاب و ماه و ستارگان ، و کوه ها و درختان ، و جنبندگان ، و بسياري از مردم ، و نيز بسياري از کساني که عذاب بر آنها فرود آمد ، براي خداوند سجده مي کنند؟ و کسي را که خداوند بخواهد خوار کند کسي نميتواند گرامي بدارد . خداوند هرچه بخواهد مي کند (18) اينها دو گروهند که درباره پروردگارشان مجادله مي کنند و کافران پيراهني از آتش برايشان اختصاص يافته و از بالاي سرشان چركابه جوشان بر آنها ريخته ميشود (19)  که پوست و آنچه را که در شکمها ست مي گدازد (20) و گرزهائي از آتش خواهند داشت (21) هر وقت که به علت فشار ناراحتي بخواهند از آن خارج شوند ، به آن برگردانده ميشوند (و به آنان گفته ميشود) عذاب آتش را بچشيد (22) خداوند مومنانِ داراي عمل صالح را داخل بهشت هائي مي کند که از کف آنها نهرها جاريست . دستبند هائي از طلا و مرواريد به دست مي کنند و لباسشان در آنجا حرير است (23) و به گفتار نيکو و راه پسنديده هدايت ميشوند (24) البته به کافرانی که (مردم را) از راه خدا و مسجد الحرام كه آنرا براي بومي و غير بومي يكسان قرار داديم ، باز مي دارند ، و نيز کسي را که در آن انحراف و ظلم بخواهد از عذابي دردناک مي چشانيم (25)

 

 

حج3     آیات26تا37

وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ﴿26﴾ وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿27﴾ لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ ﴿28﴾ ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ ﴿29﴾ ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ ﴿30﴾ حُنَفَاء لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ ﴿31﴾ ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ ﴿32﴾ لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ ﴿33﴾ وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ ﴿34﴾ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿35﴾ وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿36﴾ لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ ﴿37﴾

 

ای پیامبر! هنگامي را ياد كن که ابراهيم را در محل آن خانه جاي داديم ، و گفتيم چيزي را شريکم مکن ، و خانه ام را براي طواف کنان و نمازگزاران و رکوع و سجده کنان پاکيزه دار (26) و در ميان مردم اعلام حج کن که بسويت بيايند . چه پياده ، و چه بر مرکب هاي لاغري که از هر دره عميقي آمده باشند (27) تا به منافع خويش برسند ، و نام خداوند را در روزهاي معيني بر چارپايان زبان بسته اي كه روزيشان كرده ايم ببرند و قرباني كنند، که از آن بخوريد و به تنگدست فقير نيز بخورانيد (28) آنگاه بايد چرکها را زدوده ، و نذرهايشان را ادا ، و بر اين خانه کهن طواف کنند (29) چنين است . و هر کس که حرمت هاي خداوند را بزرگ دارد ، براي او نزد پروردگارش بهتر است . و ای مردم! چارپايان براي شما حلال شد ، غير از آن چيزهائي که بر شما خوانده ميشود . پس ، از پليدي ناشي از بت ها و نيز از گفتار نابجا دوري کنيد (30) براي عبادت خداوند معتدل و مشرک مباشيد ، و هرکس که شرک ورزد مانند آن است که از آسمان سقوط کرده و پرندگان او را ربوده باشند ، يا اينکه باد او را به مکاني دور بيفکند (31) چنين است . و هر کس که شعائر خداوند را بزرگ دارد نشانه تقواي دلهاست (32) برايتان تا سر آمدي معين در آن اعمال حج منافعي است ، آنگاه پايان آن مراسم ، بسوي آن خانه کهن است (33) و براي هر امتي روشي قرار داديم تا نام خدا را بر آنچه از چارپايان روزيشان كرده ايم ياد کنند . و خدايتان يکي است ، پس تسليم او شويد و ای پیامبر! فروتنان را مژده ده (34) همانها که وقتي خداوند ياد ميشود دلهاشان ميلرزد و بر آنچه به آنان از ناگواریها ميرسد صبر مي کنند و نماز بپا ميدارند و از آنچه روزيشان کرده ايم انفاق مي کنند (35) و ای مردم! قرباني شتران تنومند را برايتان از شعائر خداوند قرار داديم که در آن براي شما خير است ، پس نام خدا را بر آنها هنگام ايستادنشان ببريد . و وقتيکه پهلويشان به زمين آمد ، از آنها بخوريد و به فقير وسائل بخورانيد . بدينگونه آنها را رام شما کرديم شايد شکرگزار باشيد. (36) هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نميرسد وليکن تقواي شما به او ميرسد . چنين برايتان رامشان کرديم تا خداوند را براي هدايتي که برايتان پيش آورد به بزرگي ياد کنيد و ای پیامبر! نيکوکاران را مژده ده (37)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب : حج واحکام مرتبط با آن سبب رشد و تعالي شما مسلمانان است.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید : ای مردم ! قیامت رادرپیش دارید لذا ازخداوند پروا کنید و به نکوهش بحث و جدلِ بدون علم و پیروی القائات شیطانی می پردازد و اینکه خداوند همانطورکه شما را ازاجزائی ســــاده آفرید میتواند دو باره این کار رابکند و درباره خداوند مجادله بیجانکنید و درباره عبادتش به انحراف متمایل نگردید .

در پاراگراف 2 می فرماید : ای کفار ! مگرشما فکرنمیکردید این پیامبر-ص-هرگز موفـق نمیشود؟ (اینک که او ازدسترستان خارج شده) در فکر و کارهایتان تجدید نظر کنید و اینکه البته درآخرت بین کافرو مومن فرق زیادی هست ، اما ازمیان کافران آنهائی که «مفسدفعال» باشند وضعشان خیلی سخت ترخواهد بود .

در این پاراگراف می فرماید : ای مردم ! حج و احکام امور مرتبط با آن سبب تعالی انسانی شما است .

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

اینک ، در دوره نزول آیات 15 تا 18 ، پیامبر خدا (ص) از دسترس کافران دور شده و آسیب­رسانی به او و همراهان هجرت کرده اش یک درجه مشکل­تر شده است.

اینک روحیه مسلمانان، چه آنانکه با پیامبر(ص) هجرت کرده­اند و چه آنانکه هنوز هجرت نکرده­اند اما آرزویش را دارند، بسیار بهتر و قوی­تر شده است و این کاملاً برای کفار محسوس است و همین سبب غیظ و ناراحتی فوق­العاده آنان است. و آیه 15 آنان را به عقلانیت دعوت می­کند .

در آیات فوق سه نکته را خاطر نشان می­فرماید:

1- خداوند هر کار که بخواهد می­کند اما یکی از عناصر اصلی فعل خداوند این است که به مؤمنان کمک کند.

2 - اعمال کفار در جهت جلوگیری از الطاف الهی کمکی نمی­کند.

 3- هدایت بدست خداست .

4 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیات 26 تا 37 با شرح و تفصیلی که در مورد احکام حج داده در حقیقت یک پیشگوئی واضح نموده که شما به حج خواهید رفت و این مناسک را انجام خواهید داد.

5 کلیدهای تفسیری

کل این پاراگراف (آیه های 26 تا 37) یک پرانتز است ، دلیلش هم اینکه اگر انتهای آیه 25 را به ابتدای آیه 38 وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف و بی اعوجاج خواهد بود .

6 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

حج واحکام مرتبط با آن سبب رشد و تعالي شما مسلمانان است.

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

در رابطه با عمل عبادیِ حجّ

در این بند مطالبی راجع به حج آمده است که از آن این نکات فهمیده می­شود:

1- مسجدالحرام از جهاتی برای ساکن و مسافر یکسان است. (آیه 25) (البته اینکه از چه جهت یکسان است ذکر نشده و در آیات سوره بقره یا روایات ذکر خواهد شد)

2- در مسجدالحرام اراده ظلم و انحراف ممنوع است. (آیه 25) البته اینکه ظلم و انحراف موردنظر دقیقاً چه مواردی باشد معین نشده و در آیات و روایات بعدی تعریف خواهد شد.

3- مقام کعبه و مسجدالحرام بسیار رفیع است زیرا خداوند یک پیغمبر مهم خویش را مأمور خدمت در آن نموده است. (آیه 26)

4- حج، یک عبادت عام مردمی است و شامل همه افراد اعم از فرادست و فرودست می­شود. (آیه 27)

5- معامله و تجارت در حج نه تنها اشکالی ندارد بلکه یکی از اهداف حج است. (آیه 28)

6- عبادات خاص حج در مدت معینی انجام می­شود. (آیه 28)

7- مردم باید نظافت کنند (آیه 29) (البته نوع نظافت را ذکر ننموده و در آیات و روایات بعد ذکر خواهد شد).

8- مردم باید نذرهای خویش را ادا کنند. (آیه 29)

9- طواف «خانه کهن» (کعبه) پس از نظافت و ادای نذرهاست. (آیه 29)

10- کعبه قبل از حضرت ابراهیم(ع) نیز وجود داشته و مقدس و محترم هم بوده است. (آیه 29)

11- خوردن چارپایان (غیر از استثنائاتی) برای مردم حلال است. (آیه 30)

12- رابطه­ایست بین حلالیت چارپایان و عدم پرستش­ها بت­ها. (آیه 30)

13- همچنین رابطه­ایست بین حلالیت چارپایان و اجتناب از گفتار ناروا (آیه 30)

14- حج برای مردم دارای منافع است. (آیه 33)

15- انتهای عمل حج «بسوی خانه کهن» (کعبه) است. (آیه 33)

16- قربانی کردن نیز از جمله اعمال حج است. (آیه 36)

17- «چارپا»ئی که بیشتراز همه درآن روزها(برای قربانی)رایج بود،شتر است (آیه 36)

18- قبل از نزول این آیات رسم بود که گوشت و خون قربانی را به خدا (خدایان) تقدیم کنند اما در اسلام این رسم منسوخ شده است. (آیه 37)

19- حج یکی از عبادات بسیار مهم است. (آیه­های 25، 26، 27، 30 و 32)

دریافت­های مستقیم کوتاه

آیه 28: چنین فهمیده می­شود که حلال کردن گوشت حیوانات برای آدمی لطف بزرگی بوده که به انسان شده و پاسخ آن نیز عباداتی مانند حج و انفاق در راه خداست.

آیه 31: چنین فهمیده می­شود که اعتقاد به خداوند واحد «ریشه» آدمی است و هرکس که خود را از چنین اعتقادی محروم می­کند خود را «بی­ریشه» و «بی­صاحب» کرده و عادیست که در این جهان پهناور بفوریت و سهولت نابود شود.

آیه 36: واقعاً تصورش را بکنید یک شتر بالغ معمولی با آن هیکل بزرگ چنان در مقابل انسان رام است که یک بچه ده ساله نیز آنرا اینطرف و آنطرف می­برد.

جمع بندی و تفسیر

و هنگامي را ياد كن که ابراهيم را در محل آن خانه جاي داديم ، (و گفتيم) چيزي را شريکم مکن ، و خانه ام را براي طواف کنان و نمازگزاران و رکوع و سجده کنان پاکيزه دار (26) و در ميان مردم اعلام حج کن که بسويت بيايند . چه پياده ، و چه بر مرکب هاي لاغري که از هر دره عميقي آمده باشند (27) تا به منافع خويش برسند ، و نام خداوند را در روزهاي معيني بر چارپايان زبان بسته اي كه روزيشان كرده ايم ببرند (و قرباني كنند) .(که) از آن بخوريد و به تنگدست فقير نيز بخورانيد (28) آنگاه بايد چرکها را دور کرده ، و نذرهايشان را ادا ، و بر اين خانه کهن طواف کنند (29) چنين است . و هر کس که حرمت هاي خداوند را بزرگ دارد ، براي او نزد پروردگارش بهتر است . و چارپايان براي شما حلال شد ، غير از آن چيزهائي که بر شما خوانده ميشود . پس ، از پليدي ناشي از بت ها و نيز از گفتار نابجا دوري کنيد (30) براي خداوند معتدل و نامشرک باشيد ، و هرکس که شرک ورزد مانند آن است که از آسمان سقوط کرده و پرندگان او را ربوده باشند ، يا اينکه باد او را به مکاني دور بيفکند (31) چنين است . و هر کس که شعائر خداوند را بزرگ دارد نشانه تقواي دلهاست (32) برايتان تا سر آمدي معين در آن منافعي است ، آنگاه پايان آن (مراسم) ، بسوي آن خانه کهن است (33) و براي هر امتي روشي قرار داديم تا نام خدا را بر آنچه از چارپايان روزيشان كرده ايم ياد کنند . و خدايتان يکي است ، پس تسليم او شويد و فروتنان را مژده ده (34) همانها که وقتي خداوند ياد ميشود دلهاشان ميلرزد و بر آنچه به آنان ميرسد صبر مي کنند و نماز بپا ميدارند و از آنچه روزيشان کرده ايم انفاق مي کنند (35) و (قرباني) شتران تنومند را برايتان از شعائر خداوند قرار داديم که در آن براي شما خير است ، پس نام خدا را بر آنها هنگام ايستادنشان ببريد . و وقتيکه پهلويشان به زمين آمد ، از آنها بخوريد و به فقير وسائل بخورانيد . بدينگونه آنها را رام شما کرديم شايد شکرگزار باشيد. (36) هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نميرسد وليکن تقواي شما به او ميرسد . چنين برايتان رامشان کرديم تا خداوند را براي هدايتي که برايتان پيش آورد به بزرگي ياد کنيد و نيکوکاران را مژده ده (37)

 

 

 

حج4    آیات38تا57

إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ ﴿38﴾ أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ﴿39﴾ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿40﴾ الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿41﴾ وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ ﴿42﴾ وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ ﴿43﴾ وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ﴿44﴾ فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ ﴿45﴾ أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿46﴾ وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ﴿47﴾ وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ ﴿48﴾ قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿49﴾ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿50﴾ وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿51﴾ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿52﴾ لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿53﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿54﴾ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿55﴾ الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿56﴾ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿57﴾

 

خداوند از مومنان دفاع ميکند . خداوند هيچ خيانتکار ناسپاسي را دوست نميدارد (38) به آنانکه مورد هجوم قرار گرفتند اجازه داده شد بجنگند، چونکه مورد ظلم قرار گرفتند و البته خداوند به ياري آنها تواناست (39) همانهائي که از شهرهايشان به ناحق اخراج شدند ، و اگر اينطور نبود که خداوند بعضي از مردم را بدست بعضي ديگر دفع ميکند حتما صومعه ها و کليساها و کنشت ها و مساجدي که در آن نام خدا بسيار ياد ميشود منهدم ميشد ، و خداوند کساني را که ياريش کنند ياري ميکند ،كه خداوند قوي و پيروزمند است (40) همانهائي که وقتي در زمين توانمندي شان داديم نماز بپا ميدارند و زکوة ميدهند و امر بمعروف و نهي از منکر ميکنند و عاقبتِ همه کارها بسوي خداست (41) و اگر کافران تکذيب مي کنند چيز تازه اي نيست و قبل از آنها قوم نوح و عاد و ثمود نيز تکذيب کردند (42) و همچنين قوم ابراهيم و قوم لوط (43) و اهل مدين نيز و موسي نيز تکذيب شد و به کافران مهلت دادم آنگاه بگرفتمشان و تعرضم چگونه بود؟ (44) و چه بسا شهرهائي که هلاکشان کرديم كه ظالم بودند و عليرغم بناهاي بر پا ايستاده ، چاه هاي بلااستفاده و قصرهاي محکم خالي بر جاي گذاشتند (45) آيا این گافران در زمين نگشته اند تا دلهائي داشته باشند که با آن بينديشند يا گوشهائي که با آن بشنوند؟ و البته چشمها کور نيست وليکن قلبهائي که در سينه هاست کور است (46) و از تو آن عذاب را به عجله ميخواهند ، در حاليکه خداوند وعده اش را خلاف نمي کند ، و البته يک روز نزد پروردگارت مانند هزار سال از آن سالهائي است که مي شماريد (47) و چه بسا شهرهائي که مهلتشان دادم با آن كه ظالم بودند ، آنگاه بگرفتمشان ، و بازگشت بسوي من است (48) ای پیامبر! بگو اي مردم جز اين نيست که من براي شما هشدار دهنده اي آشکارم (49) و آنانکه ايمان آورده و عمل شايسته نموده اند آمرزشي و روزيي گرامي خواهند داشت (50) و آنانکه در آياتمان ميکوشند که ما را به خيال خود عاجز کنند اهل جهنمند (51) و قبل از تو هيچ رسولي و هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر اينکه وقتي آرزوئي ميکرد شيطان چيزي در آرزوي او القاء، و خداوند آنچه را که شيطان القاء ميکرد از بين ميبرد، آنگاه آياتش را محکم ميکرد، وخداوند داناي حکيم است (52)  تا آنچه را که شيطان القاء کرده براي کساني که در دلشان مرضي هست و نيز براي سنگدلان فتنه اي قرار دهد و البته ظالمان در گمراهيي دور ميباشند (53) و کساني که به آنان علم داده شده بدانند که آن حق و از جانب پرودگارتوست. و به آن ايمان آورند و قلوبشان براي آن نرم شود و البته خداوند هدايت کننده مومنان بسوي راهي راست است (54) و کافران هميشه درباره آن در شک خواهند بود تا اينکه قيامت يا عذابِ روزي بي حاصل بر آنان در آيد (55) فرمانروائي در آن روز از آن خداوند است که ميان آنها حکم ميکند. آنگاه كساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند در بهشتهائي پر نعمت خواهند بود (56) و كساني که کفر ورزيده و آياتمان را تکذيب نمودند عذابي خوار كننده خواهند داشت  (57)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: جهاد وامر به معروف و نهي از منکر، سبب رشد و تعالي شما مسلمانان است به آن اهميت دهيد و و القائات شيطاني در جهت مخالف رشد و تعالي انسان و آرزوهاي پيامبران در جهت موافق رشد و تعالي انسان است و اي پيامبر! اينک که با چنين مخالفاني روبرو هستي وظيفه­ات را با صبر پيگيري کن.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید : ای مردم ! قیامت رادرپیش دارید لذا ازخداوند پروا کنید و به نکوهش بحث و جدلِ بدون علم و پیروی القائات شیطانی می پردازد و اینکه خداوند همانطورکه شما را ازاجزائی ســــاده آفرید میتواند دو باره این کار رابکند و درباره خداوند مجادله بیجانکنید و درباره عبادتش به انحراف متمایل نگردید .

در پاراگراف 2 می فرماید : ای کفار ! مگرشما فکرنمیکردید این پیامبر-ص-هرگز موفـق نمیشود؟ (اینک که او ازدسترستان خارج شده) در فکر و کارهایتان تجدید نظر کنید و اینکه البته درآخرت بین کافرو مومن فرق زیادی هست ، اما ازمیان کافران آنهائی که «مفسدفعال» باشند وضعشان خیلی سخت ترخواهد بود .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای مردم ! حج و احکام امور مرتبط با آن سبب تعالی انسانی شما است .

در این پاراگراف می فرماید : عمل به احکام جهاد و دفاع و امربه معروف ونهی از منکر سبب تعالی است و ای پیامبر ! رسالتت را با همان روش پیشین خویش پی گیر . خداوند مواظبت است و حفظت میکند .

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه 39 فهمیده میشود پس از هجرت از سوی مشرکان مکه کسانی برای عملیات ایذائی فرستاده میشدند و آنها با اعمال چریکیی جنگ و گریزی انجام میدادند و اذیت و آزاری میرساندند و آیه 39 مجوز برخورد با آنها را میدهد و فلسفه این مقابله را در آیه 40 چنین میفرماید که کار خودتان را خودتان باید انجام دهید و در این مورد چشم تان به آسمان نباشد.

4 کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

دو آیه 46 و 47 پرانتزی هستند.

دو آیه 50 و 51 فرع بر آیه 49 می­باشند.

آیه­های 53 و 54 و 55 فرع بر آیه 52 می­باشند و این واضح است.

آیه 57 نیز فرع بر آیه 56 است و این نیز واضح است.

خود آیه 56 نیز فرع بر نیمه دوم آیه 55 است.

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ ﴿38﴾ أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ﴿39﴾ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿40﴾ الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿41﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: جهاد وامر به معروف و نهي از منکر، سبب رشد و تعالي شما مسلمانان است به آن اهميت دهيد.

2

 وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ ﴿42﴾ وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ ﴿43﴾ وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ﴿44﴾ فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ ﴿45﴾ أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿46﴾ وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ﴿47﴾ وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ ﴿48﴾ قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿49﴾ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿50﴾ وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿51﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: اي پيامبر! اينک که با چنين مخالفاني روبرو هستي وظيفه­ات را با صبر پيگيري کن.

3

 وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿52﴾ لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿53﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿54﴾ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿55﴾ الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿56﴾ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿57﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: القائات شيطاني در جهت مخالف رشد و تعالي انسان و آرزوهاي پيامبران در جهت موافق رشد و تعالي انسان است.

5 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه های 38 تا 41 علاوه بر اقبال هنرمندان به آن، از لحاظ محتوا نیز برجستگی خاصی دارد و اگر به ترتیب نزول نگاه کنیم، اولین بار است که خداوند با این صراحت سخن میگوید که کار خودتان را خودتان انجام دهید و مانند اقوام پیشین نباشید که دائما چشم شان به آسمان بود.

6 - آیات مشکل

آیات 52 تا 54 از آنجا مفسران در مورد آنها به اختلافات زیادی دچار شده و تفسیرهای مختلف و بلکه متضادی نموده اند، از آیات مشکل قرآنی میباشند.

البته ما نظر خویش را ذیلا عرض کرده ایم، بخوانید و قضاوت کنید.

7 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه های 45 و 46 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

همچنین است آیه 48.

آیه 47 از آن لحاظ که به «نسبیت زمان نزد ما و نزد خداوند» اشاره دارد، برای ما هم «بالاتر از ذهنیت» است چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

آیات 52 تا 54 که به نقش شیاطین و رابطه آنها با انبیاء سخن میگوید، از آنجا که شیطان و کار کردش برای ما مجهول است، بالاتر از ذهنیات ما قرن بیست و یکمی ها است چه رسد به مخاطبان اولیه.

آیات 55 تا 57 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

8 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیات 38 تا 41 به واضح ترین شکلی این موارد را پیشگوئی نموده :

1 – پیروزی مسلمانانِ مهاجر

2 – حق طلبانه بودنِ دعوا و جنگ شان که منجر به پیروزی مذکور خواهدشد

3 – موثر بودنِ مبارزات مذکور در جهت حفظ ایده آل های اصلی

در آیات 42 تا 45 با نمونه آوردن اقوام پیشین و عاقبت رفتار اصراریِ تکذیبیِ آنها پیشگوئیِ تلویحیِ موفقیت آنحضرت را نموده است .

9 زاویه با تفاسیر رایج

در این مورد ، در بخش «شرح مختصر» عرضی کرده ایم.

10 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

11 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - عمل به احکام جهاد و دفاع و امربه معروف ونهی از منکر سبب تعالی است

2 - ای پیامبر ! رسالتت را با همان روش پیشین خویش پی گیر . خداوند مواظبت است و حفظت میکند .

12 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 42 تا 44 و 49 تا 51 و 56 و 57 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

مشکلات کمتر شده ، اما ، هنوز زیاد وسنگین است

درست است که پیامبر(ص)هجرت کرده بود اما درمحل جدید ، اینطورنبودکه همه برای اظهارایمان صف کشیده باشند و البته اوضاع خیلی بهترشده بود ، اما مشکلات آن حضرت کما فی السابق بود زیرا :

1-سران مشرکان درمکّه ناراحت تر و در دشمنی فعال ترشده بودند . 2-اکثریت قاطع یهودی های محل جدید اسلام را رقیب دینی خویش تلقی کرده بودند 3-منافقین موجود در«یثرب»هم توطئه میکردند . این پاراگراف را باید در این چارچوب دید .

شیطنت شیطان در رابطه با پیامبران چه میتوانست بوده باشد؟

در رابطه با آیه 52 این پرسش پیش میاید که پیامبران چه آرزوئی می­کردند؟

معلوم است.

آرزوی پیامبران این است که «همه» مردم به راه حق بیایند و ایمان بیاورند و از کفر و کارهای زشت دوری کنند و امثال این.

شیطان چه چیزی می­تواند در آرزوی پیامبران بیاندازد؟

بدیهی است که شیطان اصل آرزوی آنها را نمی­تواند تغییر دهد مثلاً اینکه پیامبران آرزو کنند که مردم همگی کافر باشند و غیره بلکه چیزی که شیطان می­تواند القاء کند «روش رسیدن» به آن آرزوست.

مثلاً ممکن است آنها آرزو کنند که کاش می­شد چنان معجزاتی بر دست منِ پیامبر ظاهر می­شد که چاره­ای جز ایمان نباشد و یا ای کاش خداوند چنان نیروئی به من می­داد که از ترس آن همه ایمان می­آوردند و امثال آن.

مطابق آیه، پیامبران پس از اینکه چنین آرزوهائی می­کردند، فوراً متوجه
می­شدند که این از ناحیه خداوند نیست زیرا ایمان مبنای عقلی دارد و زوری حاصل نمی­شود و لذا با استغفار و دور کردن شیطان به اصل آرزوی خود که همانا جنبه مثبت مطلب بود برمی­گشتند.

بنابراین، فتنه­ای که در آیه 53 اشاره شد،ممکن است مثلاً معجزاتی که هیچ حرفی در آن نباشد، یا ثروت و قدرتی که خیلی بالاتر از ثروت و قدرت رایج آن زمان باشد،می بوده که فورا تنبه حاصل ، و  با استغفار از ذهن پیامبران خارج می­شد.

بدیهی است بهترین روش همان روشی است که پیامبران به دستور خدا عملاً انجام دادند یعنی صبر، استدلال، زحمت، بیان، حوصله، آموزش، زندگی در میان و در متن مردم، دلسوزی برای آنان، وغیره .

 و روشی که رشد و تعالی شخصیت انسانها را در پی دارد، چنین روشهائی است نه روش معجزات و زور و ثروت و امثالهم.

بدیهی است که پیامبران معجزه­هائی هم داشتند اما معجزه آنها ایمان­زا نشد.

آیا آن همه معجزات حضرت موسی سبب ریشه­کنی کفر در بنی­اسرائیل شد؟ نه. دلیلش هم همان گوساله سامری.

 ایمان، یک امر عقلی است که کم­کم و بتدریج ایجاد و قرص و قوی می­شود و با معجزه و زور و پول و غیره حاصل نمی­شود.

اما گاهی که به پیامبران فشار زیادی وارد می­شد آرزوهائی می­کردند مانند سلیمان که گفت خدایا به من چنان سلطنتی بده که پس از من هم به هیچ کس نداده باشی. و احتمالاً خیال می­کرد با چنین سلطنتی دیگر همه نوع کفر ریشه­کن خواهد شد.  و البته به محض وفاتش، اوضاع قبلی دوباره حاکم شد و سلطنت عظیم او کمکی به گسترش ایمان نکرد.

ملاحظه فرمودید که ما با کمک «درس» و «درب» موضوع را چطور راحت فهمیدیم و بیان کردیم اما مفسران محترم در آیه 52 و 53 بحث­های خیلی مختلف ومتنافر ومتضادی فرموده­اند که بسیاری از آنها نسبتی با مدلول آیه ندارد.

جمع بندی و تفسیر

خداوند از مومنان دفاع ميکند . خداوند هيچ خيانتکار ناسپاسي را دوست نميدارد (38) به آنانکه مورد جنگ قرار گرفتند اجازه داده شد (بجنگند) چونکه مورد ظلم قرار گرفتند و البته خداوند به ياري آنها تواناست (39) همانهائي که از شهرهايشان به ناحق اخراج شدند ، و اگر اينطور نبود که خداوند بعضي از مردم را بدست بعضي ديگر دفع ميکند حتما صومعه ها و کليساها و کنشت ها و مساجدي که در آن نام خدا بسيار ياد ميشود منهدم ميشد ، و خداوند کساني را که ياريش کنند ياري ميکند ،كه خداوند قوي و پيروزمند است (40) همانهائي که وقتي در زمين توانمندي داديم نماز بپا ميدارند و زکوة ميدهند و امربمعروف و نهي از منکر ميکنند و عاقبتِ همه کارها بسوي خداست (41) و اگر تکذيب مي کنند (چيز تازه اي نيست) و قبل از آنها قوم نوح و عاد و ثمود نيز تکذيب کردند (42) و همچنين قوم ابراهيم و قوم لوط (43) و اهل مدين (نيز) و موسي نيز تکذيب شد و به کافران مهلت دادم آنگاه بگرفتمشان و تعرضم چگونه بود؟ (44) و چه بسا شهرهائي که هلاکشان کرديم كه ظالم بودند و عليرغم بناهاي بر پا ايستاده ، چاه هاي بلااستفاده و قصرهاي محکم خالي (بر جاي گذاشتند) (45) آيا در زمين نگشته اند تا دلهائي داشته باشند که با آن بينديشند يا گوشهائي که با آن بشنوند؟ و البته چشمها کور نيست وليکن قلبهائي که در سينه هاست کور است (46) و از تو آن عذاب را به عجله ميخواهند ، در حاليکه خداوند وعده اش را خلاف نمي کند ، و البته يک روز نزد پروردگارت مانند هزار سال از آن سالهائي است که مي شماريد (47) و چه بسا شهرهائي که مهلتشان دادم با آن كه ظالم بودند ، آنگاه بگرفتمشان ، و بازگشت بسوي من است (48) بگو اي مردم جز اين نيست که من براي شما هشدار دهنده اي آشکارم (49) و آنانکه ايمان آورده و عمل شايسته نموده اند آمرزشي و روزيي گرامي خواهند داشت (50) و آنانکه در آياتمان ميکوشند که ما را (به خيال خود) عاجز کنند اهل جهنمند (51) و قبل از تو هيچ رسولي و هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر اينکه وقتي آرزوئي ميکرد شيطان (چيزي) در آرزوي او مي انداخت، و خداوند آنچه را که شيطان القاء ميکرد از بين ميبرد، آنگاه آياتش را محکم ميکرد، وخداوند داناي حکيم است (52)  {تا آنچه را که شيطان القاء کرده براي کساني که در دلشان مرضي هست و نيز براي سنگدلان فتنه اي قرار دهد و البته ظالمان در گمراهيي دور ميباشند.(53) و کساني که به آنان علم داده شده بدانند که آن حق و از جانب پرودگارتوست. و به آن ايمان آورند و قلوبشان براي آن نرم شود و البته خداوند هدايت کننده مومنان بسوي راهي راست است.(54) و کافران هميشه درباره آن در شک خواهند بود تا اينکه قيامت يا عذاب روزي بي حاصل بر آنان در آيد.(55) فرمانروائي در آن روز از آن خداوند است که ميان آنها حکم ميکند. آنگاه كساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردند در بهشتهائي پر نعمت خواهند بود.(56) و كساني که کفر ورزيده و آياتمان را تکذيب نمودند عذابي خوار كننده خواهند داشت }(57)

 

 

 

حج5    آیات58تا78

وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿58﴾ لَيُدْخِلَنَّهُم مُّدْخَلًا يَرْضَوْنَهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ ﴿59﴾ ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ﴿60﴾ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿61﴾ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿62﴾ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ﴿63﴾ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿64﴾ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿65﴾ وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ ﴿66﴾ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ ﴿67﴾ وَإِن جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿68﴾ اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿69﴾ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿70﴾ وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ ﴿71﴾ وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنكَرَ يَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا قُلْ أَفَأُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكُمُ النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿72﴾ يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ﴿73﴾ مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿74﴾ اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿75﴾ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الامُوُر﴿76﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ امَنُوااركعَوُوَاسجُدُواوَاعبُدُوارَبَكُم وَافعَلوُاالخَيرَ لَعَلَكُم تُفلِحُونَ ﴿77﴾ وَجاهِدُوا فيِ اللهِ حَقَ جِهادِهِ هُوَ اجتَبيكُم وَ ما جَعَلَ عَلَيكُم في الدينِ مِن حَرج ٍ مِلَهَ اَبيكُم اِبراهيمَ هُوَ سَميكُمُ المُسلِمينَ مِن قَبلُ وَ في هذا لِيَكونَ الرَسُولُ شَهيداً عَلَيكُم وَ تَكُوُنُوا شُهداءَ عَلَي الناسِ فَاَقيمُوا الصَلوه وَ اتوُاالزَكوه وَ اعتَصِمُواباللهِ هُوَ مَوليكُم فَنِعمَ المَولي وَ نِعمَ النَصيرُ﴿78﴾

 

و كساني كه در راه خدا مهاجرت کرده و کشته شدند يا مردند البته خداوند به آنها روزيي نيکو خواهد داد و خداوند بهترين روزي دهنده است (58) تا آنها را داخل جايگاهي کند که به آن راضي باشند و خداوند داناي فرزانه است (59) چنين است . و اگر کسي به اندازه آنچه آزار ديده پيگيري کند ، سپس به او تعدي شود ، خداوند ياريش خواهد کرد که خداوند بخشنده آمرزگار است (60) اين به آن سبب است که خداوند شب را در روز و روز را در شب فرو ميبرد و شنواي بيناست (61) اين بدان علت است که خداوند حق است و آنچه غير از او مي خوانند باطل است و او والا مرتبه بزرگ است (62) آيا نمي بيني از آسمان آبي ميفرستد و زمين سرسبز مي شود؟ خداوند نازك بين آگاه است (63) آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و همو بي نياز ستوده است (64) آيا نمي بيني خداوند آنچه را در زمين است برايتان رام كرد و نيز کشتي که در دريا به امر او راه مي رود؟ و مانع ميشود آسمان ، مگر به اجازه اش ، بر زمين بيفتد؟ البته خداوند نسبت به مردم دلسوز مهربان است (65) وهموست که شما را زنده کرد سپس  شما را می ميراند و سپس زنده تان مي کند . انسان البته ناسپاس است (66) براي هر مردمي راه و روشي قرار داديم که مطابق آن عمل مي كنند پس، ای پیامبر!  نبايد در آن امر با تو جدال کنند و تو مردم را بسوي پروردگارت دعوت کن زيرا که بر هدايتي مستقيم هستي (67) و اگر با تو جدال کردند بگو خدا به اعمال شما داناتر است (68)  خداوند در روز قيامت بين شما درباره چيزهائي که در آنها اختلاف داريد حکم مي کند (69)  آيا نمي داني که خداوند آنچه را در آسمان و زمين است مي داند؟ البته آن در کتابي هست . البته اين براي خدا آسان است (70) و بجز خداوند چيزي را عبادت مي کنند که دليلي برايشان نفرستاده و علمي هم راجع به آن ندارند و ظالمان ياوري نخواهند داشت (71) و هنگامي که آيات روشنگر ما بر آنها خوانده مي شود در چهره هاي کافران ناخوشايندي مي بيني، نزديك است به کساني که آياتمان را بر آنها مي خوانند دست تعدي بگشايند . بگو آيا به بدتر از اين خبرتان بدهم؟ همان آتشي که خداوند وعده اش را به کافران داده و بازگشتگاه بدي است (72) اي مردم مثلي برايتان زده مي شود گوش فرا داريد! آنهائي را که بجز خداوند به دعا مي خوانيد يک مگس هم نمي آفرينند ولو اينکه همه با هم در اين کار مجتمع شوند . و اگر هم مگس چيزي از آنها بربايد نمي توانند از آن پس بگيرند . طالب و مطلوب هردوشان ضعيفند (73) قدر خداوند را آنطور که بايد ندانستند . خداوند البته قوي پيروزمند است (74) خداوند از ميان ملائکه فرستادگاني انتخاب مي کند و از ميان مردم نيز همچنين . خداوند شنواي بيناست (75) آنچه را که در جلوي روي آنهاست و آنچه را که پشت سر شان است ميداند و همه امور بسوي او باز ميگردد (76) اي مسلمانان رکوع و سجده نموده و پروردگارتان را عبادت نمائيد و کار هاي خير انجام دهيد شايد رستگار شويد (77) و در راه خدا آنطور که حق آن است جهاد كنيد . همو شما را برگزيده و درباره دين هيچ دشواريي براي شما قرار نداده . دين پدرتان ابراهيم که همو شما را قبلا مسلم ناميده و در اين خصوص رسول بايد برشما گواه باشد و شما هم بايد بر مردم گواه باشيد . پس نماز بپاداريد و زکات دهيد و به خداوند بستگي محکم داشته باشيد که همو سرپرست شماست و چه سرپرست خوبي و چه ياور نيكوئي است (78)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده و لو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب : مهاجرت، و پيگيري به حق، سبب رشد و تعالي شما مسلمانان است به آن اهميت دهيد و احکامي که برايتان پسنديده شده سخت نيست. اما سبب رشد و تعالي تان است. به آن اهميت دهيد و الگوي سايرين باشيد.

کافران عقيده شان باطل و رفتارشان غلط و عاقبتشان خسران است راهتان را از آنها جدا کنيد و به اين همه لطف و نعمت پروردگار تان توجه نموده و احکامش را که سبب رشد و تعالي تان است عمل کنيد.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید : ای مردم ! قیامت رادرپیش دارید لذا ازخداوند پروا کنید و به نکوهش بحث و جدلِ بدون علم و پیروی القائات شیطانی می پردازد و اینکه خداوند همانطورکه شما را ازاجزائی ســــاده آفرید میتواند دو باره این کار رابکند و درباره خداوند مجادله بیجانکنید و درباره عبادتش به انحراف متمایل نگردید .

در پاراگراف 2 می فرماید : ای کفار ! مگرشما فکرنمیکردید این پیامبر-ص-هرگز موفـق نمیشود؟ (اینک که او ازدسترستان خارج شده) در فکر و کارهایتان تجدید نظر کنید و اینکه البته درآخرت بین کافرو مومن فرق زیادی هست ، اما ازمیان کافران آنهائی که «مفسدفعال» باشند وضعشان خیلی سخت ترخواهد بود .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای مردم ! حج و احکام امور مرتبط با آن سبب تعالی انسانی شما است .

در پاراگراف 4 می فرماید : عمل به احکام جهاد و دفاع و امربه معروف ونهی از منکر سبب تعالی است و ای پیامبر ! رسالتت را با همان روش پیشین خویش پی گیر . خداوند مواظبت است و حفظت میکند .

در این پاراگراف می فرماید : ای پیامبر! خداوند می­تواند همه را یکجا به ایمان هدایت کند اما تو بهتر است با همان روش مألوف کارت را پیگیری کنی و مانند سابق اعتقادات ورفتارهای کافرانه را برایشان تحلیل کن و هشدارشان ده و برای پیروانت این نکته را واضح کن که عمل بـــه تکالیف دینی گرچه ممکن است به نظرشان دشوار آید اما خواهند دید که واقعا دشوارنیست  اما خیلی به نفع شان است وسبب رشد و تعالی انسانی شان خواهد شـد و ای مسلمانانی که هنوز مهاجرت نکرده اید جدی تر باشید .

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

 از آیه 58 فهمیده میشود فعالان کفر در مکه از مهاجرت مسلمانان با خشونت جلو گیری میکردند ، و در این فرایند کسانی هم کشته میشدند .

 

4 – کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

آیه 69 فرع بر آیه 68 است و این واضح است.

آیه 70 بدون اینکه فرع بر آیه­ای باشد پرانتزی است. دلیلش هم اینکه اگر انتهای آیه 68 را به ابتدای آیه 71 وصل کنیم می­بینیم روال سخن صاف و یکدست و بی­دست­انداز است.

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿58﴾ لَيُدْخِلَنَّهُم مُّدْخَلًا يَرْضَوْنَهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ ﴿59﴾ ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ﴿60﴾ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿61﴾ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿62﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده ولو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: ای مسلمانان! مهاجرت، و پيگيريِ به حق، سبب رشد و تعالي شما مسلمانان است به آن اهميت دهيد.

2

 أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ﴿63﴾ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿64﴾ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿65﴾ وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ ﴿66﴾ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ ﴿67﴾ وَإِن جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿68﴾ اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿69﴾ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿70﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده ولو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: ای پیامبر! این خداوندتان است که برای هر قومی متناسب با اوضاعشان احکام قرار داده،پس نباید با تو مخالفت کنند.

3

 وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ ﴿71﴾ وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنكَرَ يَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا قُلْ أَفَأُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكُمُ النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿72﴾ يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ﴿73﴾ مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿74﴾ اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿75﴾ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الامُوُر﴿76﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده ولو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: ای مردم! خدایانی که مشرکان برمیگیرند بی نفع و ضررند و علت روکردن به آنان ندانستن قدر خداوند است.

4

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ امَنُوا اركعَوُ وَاسجُدُوا وَاعبُدُوا رَبَكُم وَافعَلوُا الخَيرَ لَعَلَكُم تُفلِحُونَ ﴿77﴾ وَجاهِدُوا فيِ اللهِ حَقَ جِهادِهِ هُوَ اجتَبيكُم وَ ما جَعَلَ عَلَيكُم في الدينِ مِن حَرج ٍ مِلَهَ اَبيكُم اِبراهيمَ هُوَ سَميكُمُ المُسلِمينَ مِن قَبلُ وَ في هذا لِيَكونَ الرَسُولُ شَهيداً عَلَيكُم وَ تَكُوُنُوا شُهداءَ عَلَي الناسِ فَاَقيمُوا الصَلوه وَ اتوُاالزَكوه وَ اعتَصِمُواباللهِ هُوَ مَوليكُم فَنِعمَ المَولي وَ نِعمَ النَصيرُ﴿78﴾

درس: اي مسلمانان! به تکاليف عبادي که از سوي خدايتان مقرر شده ولو اينکه سخت به نظر آيد رو کنيد و راه خود را کاملاً از کافران جدا نمائيد.

درب: ای مسلمانان! به این تکالیفِ آسان عمل کنید تا خداوند را سرپرست و کمک کننده خویش بر گرفته باشید.

5 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

بطور قطع عرب 1400 سال قبل چیزی از کرویت زمین و گردش آن بدور خورشید نمیدانست و لذا مکانیزم فرو نمودن شب در روز و فرو نمودن روز درشب (آیه 61) نمیدانست و این چیزی است که چندصد سال طول کشید تا مردم این مکانیزم را فهمیدند.

همچنین است بی اطلاعیِ مخاطبان اولیه از مکانیزم تشکیل و بارش باران که در آیه 63 ذکر شده،

و نیز نگهداری آسمان که بر زمین نیفتد که 1000 سال بعد در چارچوب قوانین جاذبه عمومی بیان شد،

در آیه 64 به آیاتی از علم وقدرت الهی اشاره شده، بالاتر از ذهنیات مخاطبان اولیه، بلکه حتی مخاظبانِ تا چند قرن بعد نیز، بوده است.

همچنین است نیمه اول آیه 65،

نیز آیه 70،

نیز آیه 74،

همچنین آیه های 75 و 76،

آیه 69 از آنجا که «قیامتی» است، کلّا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

همچنین است آیه 72،

6 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - مهاجرت، و پيگيري به حق، سبب رشد و تعالي شما مسلمانان است به آن اهميت دهيد و احکامي که برايتان پسنديده شده سخت نيست. اما سبب رشد و تعالي تان است. به آن اهميت دهيد و الگوي سايرين باشيد.

2 - کافران عقيده شان باطل و رفتارشان غلط و عاقبتشان خسران است راهتان را از آنها جدا کنيد و به اين همه لطف و نعمت پروردگار تان توجه نموده و احکامش را که سبب رشد و تعالي تان است عمل کنيد.

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 61 تا 66 و 70 و 71 و 74 و 76 ، بقیه «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

«درباره دین هیچ دشواری برای شما قرار نداده» یعنی چه؟

در رابطه با آیه 78 آیا نماز و وضو و غسل و روزه و حج و جهاد و مهاجرت و امر بمعروف و نهی از منکر، و غیره و غیره کارهای دشواری است؟

حقیقت این است که اینها دشوار نیست زیرا چه بسیار مردمی هستند که برای زندگی معمولی­شان به دفاع و جنگ و مسافرت و مهاجرت و غیره و غیره می­پردازند که تازه انگیزه آن نیز کسب زندگی بهتر برای این چند سال محدود زندگی این جهان است. لذا انجام همان اعمال برای امتثال امر خدا و کسب بهشت جاودان کاملاً و کاملاً موجه است بعلاوه اینکه دشوار هم نیست.

دین چنانکه قبلاً هم در جای خویش عرض شده «زندگی طبیعی» است. و زندگی طبیعی دفاع و جنگ و رژیم غذائی و زحمت هم دارد.

اما اگر خودمان در اثر کج فهمی دین را برای خویش مشکل کرده باشیم چه؟

 البته به همین سئوال اکتفا می­کنیم و جلوتر نمی­رویم اما آنچه بدیهی است این است که چه بسیار چیزهائی هست که بنام دین تبلیغ می­شود اما نسبتی با حقیقت دین ندارد، و موضوع آیه فوق، چه بسا ناظر به این امورِ اصطلاحاً «من درآری» است که «بنام دین» مشهور است اما با «حقیقت دین» نسبتی ندارد ، و همان هم هست که مایه زحمت است و اگر بخواهیم شواهدی ارائه کنیم زیاد است اما چون خواننده فهیم است به آن نمی­پردازیم.

«شما بر مردم گواه باشید» یعنی چه؟

در رابطه با موضوع فوق در آیه 78، باید عرض شود که مفهوم رسول(ص) بر ما گواه است را قبلاً در سوره­های پیشین دیده­ایم و خلاصه مطلب این است که در صحرای قیامت پیامبر(ص) شاکی و گله­مند است که ای خداوند این قوم (یعنی مسلمانان) قرآن را مهجور (مراجعه نشده، عمل نشده) قرار دادند.

یعنی اینکه پیامبر(ص) ناظر وارزیاب اعمال ورفتار ما است .

اما اینکه ما مسلمانان گواه بر سایر مردم باشیم به چه معنی است؟

اگر اندکی توجه و دقت کنیم خواهیم فهمید که ما مسلمانان علیرغم اینهمه کمی و کاستی که در جهت فهم قرآن و عمل به آن داریم، باز هم نسبت به سایر ملل (مثلاً مسیحیان که عیسی(ع) را پسر خدا می­دانند و یهودیان که توراتشان تحریف شده  و مطالب بسیار سبک و غیر قابل قبولی دارد ورفتارشان هم بی نهایت از روح تعالیم انبیاء دوراست) از لحاظ داشتن قرآن در بین خویش و نیز اعتقادات صحیح و نیز اعمال عبادی منسجم، (حتی با همین کاستی­های موجود) از آنها خیلی بالاتر هستیم، و نسبت­ ما به آنها مانند نسبت پیامبر(ص) است به  ما .

حق جهاد را به جا آورید یعنی چه؟

باز هم در رابه با همان آیه 78 که فرموده حق جهاد را بجا آورید یعنی به این مراتب پائین جهاد قانع نباشید.

چنانکه می­دانیم جنگ مراتبی دارد.

مثلاً کمک مالی برای جهاد، خدمات پشت جبهه، کمک به مجروحان، کمک­های فنی، و سخت­ترین قسمت آن حضور در خود میدان جنگ و فرار نکردن در هنگام سختی و گذاشتن تمام توش و توان هنگام درگیری است.

 لذا احتمالاً عبارت «حق آن»، اشاره به این قسمت دارد.

جمع بندی و تفسیر

و كساني كه در راه خدا مهاجرت کرده و کشته شدند يا مردند البته خداوند به آنها روزيي نيکو خواهد داد و خداوند بهترين روزي دهنده است (58) تا آنها را داخل جايگاهي کند که به آن راضي باشند و خداوند داناي فرزانه است (59) چنين است . و اگر کسي به اندازه آنچه آزار ديده پيگيري کند ، سپس به او تعدي شود ، خداوند ياريش خواهد کرد که خداوند بخشنده آمرزگار است (60) اين به آن سبب است که خداوند شب را در روز و روز را در شب فرو ميبرد و شنواي بيناست (61) اين بدان علت است که خداوند حق است و آنچه غير از او مي خوانند باطل است و او والا مرتبه بزرگ است (62) آيا نمي بيني از آسمان آبي ميفرستد و زمين سرسبز مي شود؟ خداوند نازك بين آگاه است (63) آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و همو بي نياز ستوده است (64) آيا نمي بيني خداوند آنچه را در زمين است برايتان رام كرد و نيز کشتي که در دريا به امر او راه مي رود؟ و مانع ميشود آسمان ، مگر به اجازه اش ، بر زمين بيفتد؟ البته خداوند نسبت به مردم دلسوز مهربان است (65) وهموست که شما را زنده کرد سپس  شما را می ميراند و سپس زنده تان مي کند . انسان البته ناسپاس است (66) براي هر مردمي راه و روشي قرار داديم که مطابق آن عمل مي كنند پس نبايد در آن امر با تو جدال کنند و تو مردم را بسوي پروردگارت دعوت کن زيرا که بر هدايتي مستقيم هستي (67) و اگر با تو جدال کردند بگو خدا به اعمال شما داناتر است (68)  خداوند در روز قيامت بين شما درباره چيزهائي که در آنها اختلاف داريد حکم مي کند (69)  آيا نمي داني که خداوند آنچه را در آسمان و زمين است مي داند؟ البته آن در کتابي هست . البته اين براي خدا آسان است (70) و بجز خداوند چيزي را عبادت مي کنند که دليلي برايشان نفرستاده و علمي هم راجع به آن ندارند و ظالمان ياوري نخواهند داشت (71) و هنگامي که آيات روشنگر ما بر آنها خوانده مي شود در چهره هاي کافران ناخوشايندي مي بيني، نزديك است به کساني که آياتمان را بر آنها مي خوانند دست (تعدي) بگشايند . بگو آيا به بدتر از اين خبرتان بدهم؟ همان آتشي که خداوند وعده اش را به کافران داده و بازگشتگاه بدي است (72) اي مردم مثلي برايتان زده مي شود گوش فرا داريد . آنهائي را که بجز خداوند (به دعا) مي خوانيد يک مگس هم نمي آفرينند ولو اينکه همه با هم در اين کار مجتمع شوند . و اگر هم مگس چيزي از آنها بربايد نمي توانند ازآن پس بگيرند . طالب و مطلوب هردوشان ضعيفند (73) قدر خداوند را آنطور که بايد نداشتند . خداوند البته قوي پيروزمند است (74) خداوند از ميان ملائکه فرستادگاني انتخاب مي کند و از ميان مردم نيز همچنين . خداوند شنواي بيناست (75) آنچه را که در جلوي روي آنهاست و آنچه را که پشت سر شان است ميداند و همه امور بسوي او باز ميگردد (76) اي مسلمانان رکوع و سجده نموده و پروردگارتان را عبادت نمائيد و کار هاي خير انجام دهيد شايد رستگار شويد (77) و در (راه) خدا آنطور که حق آنست جهاد كنيد . همو شما را برگزيده و درباره دين هيچ دشواريي براي شما قرار نداده . دين پدرتان ابراهيم که همو شما را قبلا مسلم ناميده و در اين خصوص رسول بايد برشما گواه باشد و شما هم بايد بر مردم گواه باشيد . پس نماز بپاداريد و زکات دهيد و به خداوند بستگي محکم داشته باشيد که همو سرپرست شماست و چه سرپرست خوبي و چه ياور نيكوئي است (78)

 

 

سوره بقره

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

الم ﴿1﴾ ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿2﴾ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿3﴾ والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿4﴾ أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿5﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿6﴾ خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ﴿7﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿8﴾ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿9﴾ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿10﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿11﴾ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ ﴿12﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ ﴿13﴾ وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ ﴿14﴾ اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿15﴾ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ﴿16﴾ مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ﴿17﴾ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ ﴿18﴾ أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ﴿19﴾ يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿20﴾

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الم (1) اين کتاب که شکي در آن نيست هدايتي براي پرواداران است (2) همانها که به غيب ايمان دارند و نماز بپا ميدارند و از آنچه روزيشان کرده ايم انفاق مي کنند (3) و همانها که به آنچه برتو نازل شده و نيز به آنچه قبل از تو نازل شده ايمان مي آورند و به آخرت نيز يقين دارند (4) آنها بر هدايتي از جانب پروردگارشان استوار هستند و رستگارند (5) البته آنانکه کافرند برايشان فرقي نمي کند که هشدارشان بدهي يا ندهي. ايمان نمي آورند (6) خداوند بر دلهاشان و گوششان مهر زده و برچشمهاشان پرده اي هست و عذابي عظيم خواهند داشت (7) و از مردم کساني هستند که مي گويند به خدا و آخرت ايمان آورده ايم ولي مومن نيستند (8) با خدا و مومنان نيرنگ مي کنند در حاليكه جز با خودشان نيرنگ نمي کنند و متوجه نيستند (9) در دلهايشان مرضي هست ، و خداوند هم بواسطه آن دروغي که ميگويند مرضي به آن افزوده ، و عذابي دردناک خواهند داشت (10) و اگر به آنها گفته شود در زمين فساد نکنيد ميگويند جز اين نيست که ما اصلاحگريم (11) ای مسلمانان! بدانيد که آنها مفسدند وليکن متوجه نيستند (12) و اگر به آنها گفته شود مانند مردم ايمان بياوريد ، خواهند گفت: آيا مانند این کم خردان ايمان بياوريم؟ بدانيد که آنها خودشان کم خردند وليکن نميدانند (13) و هنگاميکه مسلمانان را ملاقات مي کنند ميگويند ايمان داريم. و هنگامي که با شياطين خويش تنها ميشوند ميگويند با شمائيم و جز اين نيست که مسلمانان را مسخره ميکنيم (14) ابته این خداوند است كه مسخره شان نموده و در طغيانشان کمکشان ميكند و آنها کوردلند (15) گمراهي را بجاي هدايت خريدند اما تجارتشان سودي نمي کند و هدايت يافته نيستند (16) مثال آنان مانند کسي است که آتشي روشن کرده ، و بمحض اينکه دور و برش روشن شد خداوند نورشان را مي بَرد و آنها را در تاريکيهائي واميگذارد كه چيزي نمي بينند (17) کرو لال و کورند و باز نميگردند (18) يا اينکه وضع آنان مانند باراني سخت است که از آسمان بيايد و تاريکيها و رعد و برق داشته باشد که انگشتهايشان را در گوشهايشان مي کنند و تا حد مرگ از صاعقه ها ميترسند ، و خداوند برکافران احاطه دارد (19) نزديک است برق روشنائي چشمشان را ببرد ، هر وقت که محیط برايشان روشن شود در آن راه ميروند و هنگاميکه تاريک شود مي ايستند . و اگر خداوند ميخواست شنوائي و بينائي آنها را ميبرد،  که خداوند بر هر چيزي تواناست (20)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

تاکنون ، در مجلدات قبلی این تفسیر ، در ابتدای پاراگراف اول هر سوره ، ذیل تیتر فوق ، لااقل دو جدول از جدول های طرز استخراج عصاره محتوای سوره (یا همان «درس» سوره) را می آوردیم ، اینک که خواننده محترم به اندازه کافی آنها را دیده ، و دانسته که طرز استخراج چگونه است ، به علت علاقه به رعایت اختصار ، دیگر جدول های مذکور را که دائما طولانی تر میشود ، ذکر نمیکنیم ، و اگر کسی بخواهد، میتواند همه آنها را در کتاب «راهنمای تحلیلی» ما (در سایت که در اول و آخر این کتاب معرفی کرده ایم) ببینند .

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : معرفي جامعه اي که قلمرو ماموريت پيامبراست (مجموعه اي از مومن و کافر و منافق)

2 - سوالات

1 – چرا در آیه 2 بجای «ذلک» (مثلا) نفرموده «تلک»؟

2 – در همان آیه ، «لاریب فیه» چه موقعیت تفسیری دارد؟

3 – آیه های 3 و 4 نسبت به آیه 2 چه وضعی دارند؟

4 – در آیه 6 «کفروا» یعنی چه؟ (ایمان نیاورده ها؟ فعالان کفر؟)

5 – چرا خداوند مهر زدن بر چشم و گوش و دل آنها را به خویش نسبت داده؟

6 – چرا خداوند در آیه 10 ازدیاد مرض آنها را به خویش نسبت داده؟

7 – منظور از «شیاطینهم» (آیه 14) چیست ؟

8– در آیه 15 چرا خداوند «یمد هم فی طغیانهم» را به خویش نسبت داده؟

9– در آیه 20 نوعی «مهلت دادن» دیده میشود . چه سابقه ای از این موضوع در سوره های (به ترتیب نزول) قبلی به یادتان می آید؟

10 – چرا در آیه 19 منافقان را کافر نامیده؟

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

مطلبِ تحتِ تیتر فوق را به علت طولانی بودن در بخش «شرح مختصر» قرار داده ایم.

4 - پیشگوئی های تحقق یافته

در این پاراگراف به خوبی پیشگوئی فرموده که ای پیامبر! خطر منافقان بسیار بیش از خطر منافقان است ، و این چیزی است که خیلی زود تحقق آن آشکار شد.

5 - کلید های تفسیری

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

الم ﴿1﴾

2

ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿2﴾ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿3﴾ والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿4﴾ أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿5﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: معرفي جامعه اي که قلمرو ماموريت پيامبراست (معرفی مومنان )

3

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿6﴾ خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ﴿7﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: معرفي جامعه اي که قلمرو ماموريت پيامبراست (معرفی کافران )

4

 وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿8﴾ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿9﴾ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿10﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿11﴾ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ ﴿12﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ ﴿13﴾ وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ ﴿14﴾ اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿15﴾ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ﴿16﴾ مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ﴿17﴾ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ ﴿18﴾ أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ﴿19﴾ يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿20﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: معرفي جامعه اي که قلمرو ماموريت پيامبراست (معرفی منافقان )

6 - آیات برجسته این پاراگراف

کل آیات این پاراگراف (از 1 تا 20) «برجسته» است و برجستگی می­تواند دو ملاک داشته باشد که یکی از آنها مربوط به معانی بلند آیات مربوطه ، و دیگری مربوط به اِقبال مردم و نخبگان جامعه به آن آیات باشد ، و این آیات واجد هر دو ملاک می­باشند.

 زیرا در باره عالی بودن معانی، بقدر کافی دیده اید و از لحاظ اِقبال نخبگان هم واجد هست، بطوریکه موضوع کار هنرمندان خوشنویس بوده و در قاب­های زیبای تابلوهای خوشنویسی جای گرفته و در سر درب­ها و بالای محراب­های بسیاری از مساجد و نیز دور گنبدها و جاهای اصلی دیگر را مزین نموده و به صورت کاشی­ و معرق­کاری و طرق دیگر جلوه­ میکند.

7 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 1 از حروف مقطعه است، و چنانکه قبلا عرض شد، چون تاکنون به نحو مقنعی رمزگشائی نشده، بالاتر از ذهنیات ما نیز میباشد، چه رسد به مخاطبان اولیه.

8 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

9 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

معرفي جامعه اي که قلمرو ماموريت پيامبراست (مجموعه اي از مومن و کافر و منافق)

10 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 1 تا 7 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

دریافت­های کوتاه مستقیم

آیه 2: فهمیده می­شود قرآن هدایت هست اما می­تواند اهل تقوا را هدایت کند یعنی سبب تقویت تقوای آنها بگردد.

اهل تقوا همان کسانی هستند که به پیام­های الهی که از طریق رسولش می­رسد پاسخ مثبت می­دهند و خود را با آن هماهنگ می­کنند.

طبعاً این نوع اشخاص با تکمیل و تعالی پیام­ها نیز تکامل و تعالی بیشتر می­یابند. یعنی اینکه از لحاظ هدایت، قرآن شرط لازم هست اما شرط کافی نیست.

این نکته در قرآن بعبارات گوناگون تکرار شده مثلاً این آیه مشهور که می­فرماید «و ننزل من القران ما هو فیه شفاء و رحمت للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا» (و از قرآن چیزی نازل می­کنیم که در آن برای مؤمنان شفاء و رحمت است ولی به ظالمان جز خسارت چیزی نمی­افزاید)

آیه 7: چنانکه بارها عرض کرده­ایم معنی آیه این است که رفتار آنها، چنان خصوصیاتی در آنها ایجاد کرده که گوئی بر قلبهایشان و گوششان مهر زده و بر چشمهاشان پرده­ای هست (که در مقابل حقایق وحی تأثیرپذیری ندارند)

آیه 9: یعنی اینکه به خیال خودشان دارند به خداوند و مؤمنان نیرنگ می­زنند اما واقعیت این است که با در نظر گرفتن آخرت، و نتایجی که در اثر عمل خویش به آن دچار می­شوند، در حقیقت بدون اینکه متوجه باشند، دارند به خودشان نیرنگ می­زنند.

آیه 10: به این معنی است که آنها مانند اهل تقوا (که قبلاً معرفی شده­اند) اشخاص سالم و معمولی نیستند و ایراد شخصیتی دارند و «مرض»ی که در اینجا مطرح است همان است که عرض کردیم.

آیه 17: مثال مطرح شده به این معنی است که خداوند مسیر کلی حرکت تاریخ بشریت را پیش می­برد و آنها در هر برهه­ای که هستند، یک جریان غیرطبیعی و مصنوعی ایجاد می­کنند اما این جریان چون با جریان خدائی هماهنگ نیست نمی­توانند در «بلند مدت» به اهداف خویش برسند و جریانِ مسیرِ کلیِ تاریخِ بشریت را مطابق خواسته خویش کنند.

آیه 19: مثال مطرح شده به این معنی است که آنها (برعکس مؤمنان) از خودشان نوری ندارند که بواسطه آن راه را بشناسند و در آن حرکت کنند و چون جریانِ کلیِ تاریخِ بشریت طوریست که مخالف خواسته­هایشان است، آنها با زحمت کارهائی می­کنند، و حرکاتی انجام می­دهند،  اما موفقیتشان کوتاه مدت است. اما همین موفقت آنها نیز معلول امکان و مهلتی است که خداوند به آنها می­دهد.

حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

زمان نزول این سوره نیز، مانند سوره علق یک نقطه عطف است.

پنج آیه اول سوره علق شروع بعثت است و این پاراگراف اولین بیانیه رسمی پس از شروعِ هجرت است.

در سوره علق نیز ، «جامعه مورد مأموریت» پیامبر را برایش تشریح می­کند و در اینجا نیز .

در اینجا جامعه­ای مطرح است که در آن سه گروه مشخص مطرح هستند :

مؤمنان واقعی، کافران مخالفِ فعال، و منافقان.

امروز اگر بخواهیم مؤمنان واقعی آن روز را با اسم و مشخصات معرفی کنیم می­توانیم. و همچنین اگر بخواهیم کافران مخالفِ فعال را نیز با دقت بشناسانیم می­توانیم. اما چنان وضعی ایجاد شده که امروز علیرغم اینکه منافقان را می­شناسیم نمی­توانیم آنها را معرفی کنیم.

نفاق یک جریانِ قوی و بلکه قوی­ترین جریان در تاریخ اسلام است که اساساً مسیر حکومتی اسلام را تنها حدود 40 سال پس از وفات پیامبر چنان برگرداند که دیگر چیزی از روح اسلام در آن نمانده بود و حکومت­هایِ باصطلاح اسلامی، به حکومت چنگیز و آتیلا بسیار شبیه­تر بودند تا آنچه قرآن و سنت توصیه می­کرد.

این چه جریان قویی بود که در ظرف مدت فقط 40 سال توانست چنین ارتجاع عظیمی ایجاد کند و چه قدرتی بود که کاری کرد که هنوز پس از پانزده قرن نیز کمتر کسی جرأت دارد آنان را با اسم و مشخصات معرفی کند.

در هر حال، در این پاراگراف، «جامعه موردِ ادامۀ مأموریت» رسول اکرم (ص) معرفی می­شود که در آن سه گروه هستند:

1- مؤمنان واقعی، که در آیات 2 تا 4 معرفی شده­اند (سه آیه)

2- کفارِ لجوج مخالفِ فعال، که در آیه 6 معرفی شده­اند (یک آیه)

3- و بالاخره منافقان (سیزده آیه) بعلت اهمیتی که این «مخالفانِ پنهانِ داخلی» داشته­اند  خداوند در چنین حجمی به معرفی آنها پرداخته و سیزده برابر کفار برای توصیف و تشریح آنها فضای کلامی اختصاص داده است .

بعلت اهمیت شناخت آنها بهتر است در ذیل بطور دقیق به جزئیات مشخصات آنها بپردازیم:

الف) از لحاظ شخصیتی: دچار آسیب شخصیتی شدید هستند. مثلاً:

1- متوجه حقایق نیستند (آیه­های 9 و 12)،

2- در قلبهاشان مرضی هست (آیه 10)، 3

- استعداد افزایش مرض مذکور را دارند (آیه­های 10 و 15)،

4- مفسد می­باشند (آیه 12)،

5- کوردلند (آیه 15)،

6- کر و لال و کورند و باز نمی­گردند (آیه 18).

7- مردم را کم خرد می­دانند (آیه 14)،

8- گمراهی را به هدایت ترجیح می­دهند (آیه 16).

ب) از لحاظ رفتاری:

1- دروغ می­گویند (آیه 10)،

2- اظهار ایمان می­کنند ولی مؤمن نیستند (آیه 8)،

3- مردم را مسخره می­کنند (آیه 14)،

4- با مردم نیرنگ می­کنند (آیه 9)،

5- هنگام ملاقات مسلمانان می­گویند ایمان داریم اما در خلوت انکار می­کنند (آیه 14)،

6- با گمراه­کنندگان، دوستی و ارتباط نزدیک دارند (آیه 14)،

7-فرصت­طلب هستند و اگر شرایط بیرونی را مساعد دیدند در جهت افکار خویش حرکتی می­کنند اما اگر مساعد نبود متوقف می­شوند (آیه 17)،

8- اگر به آنها گفته شود فساد نکنید می­گویند اصلا حگریم (آیه 11)

اینها عمده مشخصات درونی و بیرونی منافقان است که در اینجا مطرح شده و چنانکه در سوره عنکبوت که برای اولین بار سخن از این نوع افراد در آن ذکر شد عرض کردیم، آن سوره هنگامی نازل گردیده بود که نهضت اسلام آنقدر قوی شده بود که عده­ای حسابگر و اپورتونیست و نان را به نرخ روز خور ، وقتی دیدند این جریان در آینده نزدیک بسیار مهم و پررنگ و تأثیرگذار خواهد بود، بدون اینکه اهمیتی به حقانیت پیام آن و بطلان عقاید جبهه مخالف آن بدهند و فقط برای استفاده از مزایای «فردای بهتر»، خود را در صفوف مسلمانان جا زده و اظهار ایمان کردند. بعدها هم – به شهادت تاریخ – هر جا صحنه­ای از فداکاری و جنگ و خطرپذیری بود، آنها غایب بودند و در هیچ جنگی، کشته­ای از آنها ثبت نیست اما هنگام سهم و غنیمت و ریاست و مزایا همه جا آنها را می­بینیم که جلوتر از دیگران هستند، آنهم با سر و صدای زیاد و ادعاهای بزرگ.

اینها بزرگ­ترین بلا به جان اسلام  و عامل اصلی انحراف آن پس از پیامبر(ص) می­باشند و اینکه امروز در جهان اسلام فقط ظاهری از آداب و مناسک هست اما از روح و محتوای آن خبرقابلی نمی­بینیم به علت توطئه هائی است که آنها انجام دادند و مسیر عملی اسلام را از جهت صحیح به جهت باطل مطلوب خویش منحرف نمودند.

از این سوره به بعد، تا آخر نزول وحی همواره شاهد این هستیم که در قرآن انتقادات صریح و تند و قوی از آنها شده و صفات آنها برای مسلمانان باز گفته می­شود تا آنها را بشناسند و صفوف خود را از آنها جدا کنند.

اما هیهات از مردم، که از لحاظ عقلی آنقدر رشد یافته نبودند که این پیام­ها را بگیرند و مصادیق آن را جستجو کنند و کاری کنند که توطئه آنها خنثی شود.

و البته مشکل اصلی هم همین بود زیرا اگر مسلمانان معمولی کمی رشد یافته­تر بودند به راحتی می­توانستند دست منافقان را رو کنند و آنها را به حاشیه برانند و لذا درد بزرگتر پیامبر(ص) این بود که اکثر مؤمنان و پیروان او اشخاصی سطحی و ساده لوح، و رشد نایافته بودند.

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحيم

الم (1) اين کتاب {که شکي در آن نيست} هدايتي براي پرواداران است (2) {همانها که به غيب ايمان دارند و نماز بپا ميدارند و از آنچه روزيشان کرده ايم انفاق مي کنند (3) و همانها که به آنچه برتو نازل شده و نيز به آنچه قبل از تو نازل شده ايمان مي آورند و به آخرت نيز يقين دارند}(4) آنها بر هدايتي از جانب پروردگارشان (استوار) هستند و رستگارند (5) البته آنانکه کافرند برايشان فرقي نمي کند که هشدارشان بدهي يا ندهي. ايمان نمي آورند (6) خداوند بر دلهايشان و گوششان مهر زده و برچشمهاشان پرده اي هست و عذابي عظيم خواهند داشت (7) و از مردم کساني هستند که مي گويند به خدا و آخرت ايمان آورده ايم ولي مومن نيستند (8) {با خدا و مومنان نيرنگ مي کنند در حاليكه جز با خودشان نيرنگ نمي کنند و متوجه نيستند (9) در دلهايشان مرضي هست ، و خداوند هم بواسطه آن دروغي که ميگويند مرضي به آن افزوده ، و عذابي دردناک خواهند داشت (10) و اگر به آنها گفته شود در زمين فساد نکنيد ميگويند جز اين نيست که ما اصلاحگريم (11) بدانيد که آنها مفسدند وليکن متوجه نيستند (12) و اگر به آنها گفته شود مانند مردم ايمان بياوريد ، خواهند گفت: آيا مانند کم خردان ايمان بياوريم؟ بدانيد که آنها خودشان کم خردند وليکن نميدانند (13) و هنگاميکه مسلمانان را ملاقات مي کنند ميگويند ايمان داريم. و هنگامي که با شياطين خويش تنها ميشوند ميگويند با شمائيم و جز اين نيست که (مسلمانان را) مسخره ميکنيم (14) خداوند است كه مسخره شان نموده و در طغيانشان کمکشان ميكند و آنها کوردلند (15) گمراهي را بجاي هدايت خريدند اما تجارتشان سودي نمي کند و هدايت يافته نيستند}(16) مثال آنان مانند کسي است که آتشي روشن کرده ، و بمحض اينکه دور و برش روشن شد خداوند نورشان را مي برد و آنها را در تاريکيهائي واميگذارد كه چيزي نمي بينند (17) کرو لال و کورند و باز نميگردند (18) يا اينکه (وضع آنان) مانند باراني سخت است که از آسمان بيايد و تاريکيها و رعد و برق داشته باشد که انگشتهايشان را در گوشهايشان مي کنند و تا حد مرگ از صاعقه ها ميترسند ، و خداوند برکافران احاطه دارد (19) نزديک است برق روشنائي چشمشان را ببرد ، هر وقت که (محیط) برايشان روشن شود در آن راه ميروند و هنگاميکه تاريک شود مي ايستند . و اگر خداوند ميخواست شنوائي و بينائي آنها را ميبرد ، که خداوند بر هر چيزي تواناست (20)

 

 

بقره2     آیات21تا29

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿21﴾ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَاداً وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿22﴾ وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿23﴾ فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿24﴾ وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿25﴾ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ ﴿26﴾ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿27﴾ كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿28﴾ هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿29﴾

 

اي مردم! پروردگارتان را عبادت کنيد. همان کسي که شما و پيشينيان تان را آفريد، شايد به تقوا بگرائيد (21) همان خدائی که زمين را برايتان فرشي نمود و آسمان را بنائي. و از آسمان آبي فرستاد و از آن ميوه هائي بر آورد که روزي تان باشد. پس براي خداوند همتا قرار ندهيد در حاليکه ميدانيد (22)  و اگر درباره آنچه بر بنده مان نازل کرديم شکي داريد، سوره اي مانند آن بياوريد، و غير از خداوند گواهانتان را دعوت کنيد اگر راستگو ميباشيد (23) پس اگر اين کار را نكرديد و هرگز هم نخواهيد كرد، از آتشي که گيرانه آن مردم و سنگ است و براي کافران مهيا شده پروا کنيد (24) ای پیامبر! آنان را که ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند مژده ده که بهشتهاتي خواهند داشت که کف آنها نهرها جاري است. هر بار که از آن ميوه اي ميخورند ميگويند اين همان است که قبلا روزي ما شده بود و مانند آنرا نيز برايشان مي آورند. ودر آن همسراني پاک خواهند داشت و در آن جاودان خواهند بود (25) خداوند خجالت نمي کشد که حتي به پشه اي و يا كوچكتر آن نيز مثال بزند. اما کسانيکه ايمان آوردند ميدانند که آن حق و از جانب پروردگارشان است. ولي کساني که کفر ورزيدند ميگويند خداوند از اين مثل چه منظوري داشت؟ بوسيله آن عده زيادي را گمراه مي کند و عده زيادي را هدايت مي کند و بوسيله آن جز فاسقان را گمراه نمي کند (26)  همان کسانی که عهد خداوند را پس از محکم نمودن آن نقض مي کنند و چيزي را که خداوند به وصل آن فرمان داده قطع کرده و در زمين فساد مي کنند. آنها زيانکارند (27) ای کافران! چگونه به خداوند کفر ميورزيد در حاليکه مردگاني بوديد که زنده تان کرد، آنگاه شما را مي ميراند، سپس زنده تان مي کند، سپس بسوي او باز ميگرديد (28) همو که براي شما آنچه را که در زمين هست تماما آفريد. آنگاه به آسمان رو كرد و آن را به هفت آسمان سامان داد و همو به همه چيز داناست (29)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : دعوت مردم به عبادت و تقوا از طريق استدلال به حجیت قرآن و وعده بهشت جاودان و ای مردم! به آیات و نعمت های خداوند توجه نموده و از کفر و سرپیچی دوری کنید.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در این پاراگراف می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

3 - سوالات

1 – در آیه 23 در مورد استشهاد به چه نکته ای بر میخورید؟

2 – در آیه 24 کدام دو کلمه باراعجازی دارد؟

3 – در آیه 25 «قالوا هذاالذی رزقنا من قبل» چطور ممکن است؟

4 - در همان آیه «متشابه» از چه لحاظ؟

4 کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

آیه 22 فرع بر آیه 21 است.

آیه 24 نیز فرع بر آیه 23 است.

آیه 27 فرع بر آیه 26 است.

آیه 29 نیز فرع انتهای آیه 28 است.

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿21﴾ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَاداً وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿22﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: دعوت مردم به عبادت و تقوا از طريق استدلال به آیات و نعمت های الهی.

2

 وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿23﴾ فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿24﴾ وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿25﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: دعوت مردم به عبادت و تقوا از طريق استدلال به حجیت قرآن.

3

 إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ ﴿26﴾ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿27﴾ كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿28﴾ هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿29﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: انذار مردم که مبادا به کفر و فسوق بگرایند.

 

5 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه های 22 و 23 مشهور به آیه های تحدّی از برجسته ترین آیه های قرآنی میباشند و این مطلب نیاز به شرحی ندارد.

6 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 22 از این لحاظ که به آفرینش اشاره دارد، از آنجا جزئیات مکانیزمش برای ما روشن نیست، بالاتر از ذهنیات ما است، چه رسد به مردم 1400 سال قبل.

همچنین است آیه 29.

آیه 25 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

7 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیه 23 میفرماید : و اگر درباره آنچه بر بنده مان نازل کرديم شکي داريد، سوره اي مانند آن بياوريد، و غير از خداوند گواهانتان را دعوت کنيد اگر راستگو ميباشيد .

آیه­ فوق ما را به این حقیقت منتقل می­کند:

دشمنان اسلام اعم از داخلی و خارجی، در این بیش از 1400 سال که به انواع و اقسام توطئه­ها و خیانت­ها و جنایت­ها دست زدند و جنگ­های بزرگ به راه انداختند و چه و چه که نکردند، علیرغم آن همه سرمایه­های نظامی و اقتصادی از اجابت این خواسته که به نظر ساده می­آید سر باز زدند. در حالیکه ظاهراً ساختن یک سوره کوچک به نظر چندان مشکل نمی­آید. در این بیش از 1400 سال، این مبارزطلبی که همواره وجود داشته پاسخی نیافته است و هر روز که می­گذرد، کتاب قطور این پیشگوئی تحقق یافته قطورتر می­گردد.

اتحاد شوروی در طول 75 سال سلطه سنگین و سیاه خود که طی آن هزاران مسجد را ویران کرده و صد­ها نفر از علماء و فعالان اسلامی را کشت، با آنهمه قدرت علمی و دانشگاهی و تحقیقی که در اختیار داشت، اگر ساختن سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن ممکن و عملی بود از آن چشم می­پوشید؟

اسرائیل (و به دنبال آن آمریکا) که علاوه بر تجاوز به اراضی مسلمین و اجرای نقش پلید کنترل شاهرگ حیاتی خاورمیانه (یعنی نفت) به نفع استکبار و به ضرر مردم مسلمان و هدایت پول­های منطقه به جیب اسلحه­فروشان امریکا و اروپا، دائماً با مسلمین درگیر است و خودش هم دچار مشکلاتی جدی است، آیا با استفاده از ظرفیت علمی علماء یهود که در کل دانشگاه­های جهان هستند، در صورتیکه بتوانند سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن بسازند و باین ترتیب ریشه اسلام را بزنند و هویت مسلمانان را سست کنند، آیا ذره­ای از این کار که ارزش آن از کل زرادخانه­های عالم هم بیشتر است چشم می­پوشند؟ علت اینکه آنها نکردند و اینها نیز نمی­کنند این است که آنها نتوانستند و اینها نیز نمی­توانند.

در هر حال این مبارز­طلبی هنوز هم وجود دارد و این میدان هنوز هم باز است و هر روز که بگذرد و این مبارزطلبی بی­پاسخ بماند، دلیل تازه­ای است بر حقانیت صاحب این دعوت و نیز صحت محتوای آن.

8 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

9 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

دعوت مردم به عبادت و تقوا از طريق استدلال به حجیت قرآن و وعده بهشت جاودان و ای مردم! به آیات و نعمت های خداوند توجه نموده و از کفر و سرپیچی دوری کنید.

10 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر ار آیه های21 تا 23 و 28 و 29 ، بقیه آیات «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

معجزۀ همیشگی

شبیه مفهوم آیه­های 23 و 24 قبلاً نیز بصورتهای مختلف در سوره­های قبلی (مثلاً سوره­های اسراء، هود، یونس و غیره) آمده بود و اینجا در اوج حالت مبارز­طلبی مطرح شده است زیرا «کل قرآن»، و «ده سوره» مطرح شده در موارد قبلی را به «یک سوره» تخفیف داده و دیگر اینکه به وضوح اعلام کرده که «هرگز نخواهید توانست» و به اینصورت غیرت کسانی را که ممکن بود در خود امکان عملی نمودن آن را ببینند تحریک کرده و با وجود اینکه می­بینیم بیش از 1400 سال از اعلام این مطلب گذشته، و هنوز این میدان باز است، اما، تاکنون، علیرغم اینکه کوشش­های زیادی صورت گرفته که ریشه اسلام را بزنند، کسی وارد این میدان نشده، و این مبارزطلبی در طول این مدت طولانی هنوز بلاجواب مانده است.

چنانکه می­دانیم معجزات، دلایلِ صدقِ دعویِ پیامبران هستند، زیرا آیاتی نشان
می­دهند که آوردن مانند آنها از عهده بشر، ولو هر قدر هم که دارا و توانا و دانا باشند بیرون است. مثلاً فرعون با آنهمه قدرت و ثروت و توان علمی موجود در دستگاه سلطنتش نتوانست جواب هیچیک از آن نُه معجزه موسی(ع) را بدهد و لذا چاره­ای نداشت جز اینکه قبول کند موسی(ع) به جائی وصل است که «آنجا» دارای چنان ثروت و قدرت و دانشی است که برای او و امثال او قابل تصور نیست. در این مورد نیز همینطور است و کسی که آن آیه­ها را قبول ندارد می­تواند از تمام توان علمی و قدرتی و ثروتی مخالفان اسلام (که بسیار قوی هم هستند) بهره گرفته و سعی کند سوره­ای مانند سوره­های قرآن بیاورد که البته آن سوره باید طوری باشد که مطابق آیه 24 عقلاء عالم قبول کنند که آن معادل این هست و این کار تاکنون انجام نشده و لااقل تاکنون به همین دلیل باید حکم به غیربشری بودن مندرجات قرآن بدهیم.

دریافت­های کوتاه مستقیم

آیه 22: «میوه­جات» ذکر شده، ترجمه کلمه «ثمرات» است و منحصر در میوه­های درختی نیست بلکه می­تواند شامل هر چیزی باشد که «محصول» نامیده می­شود.

آیه 24: آتشی که مطرح شده، از این لحاظ که مردم می­توانند «گیرانه» آن باشند قابل درک است زیرا «مردم» قابل سوختن هستند اما اینکه «سنگ­ها» هم بتوانند گیرانه آن باشند، معلوم می­شود آن آتش از نوع آتش­هائی که ما می­شناسیم نیست، مثلاً در سوخت و سازی که در راکتورهای اتمی انجام می­شود نوعی فلز، «گیرانه» آن آتش خاص است و هنوز هم برای عموم کاربردی نشده و در انحصار دولتهای قوی است. آتش مورد بحث باید چیزی پیشرفته­تر از آن باشد، بطوری که، هر «سنگ»ی هم بتواند «گیرانه» آن باشد، و علم بشر هنوز به جائی نرسیده که بتواند این نکته را هضم کند اما می­تواند تصور دوری از آن داشته باشد.

خود بزرگ­بینی کافرانه

البته در اینکه پشه نیز یکی از موجودات بسیار پیچیده و دارای ساختمان فیزیولوژیکی بسیار قابل مطالعه­ایست حرفی نیست و از این لحاظ این قابلیت را دارد که خداوند بعنوان یکی از آثار صنع خویش از آن نام ببرد و به آن مثال بزند اما در آیه آمده که اشاره به آن، و مثل زدن به آن، دو نوع واکنش در پی خواهد داشت:

1- مؤمنان به همین مقدار که بدانند از جانب خداست برایشان کفایت می­کند.

2- کافران از «منظور خداوند» درباره آن پرسش می­کنند. نکته­ای که در اینجا هست این «خود بزرگ­بینی کافرانه» است که قاعدتاً باید خود را در سطح خدا بدانند که تصور کنند همه منظورهای خدائی در حد درکِ آنهاست.

بعبارت دیگر منشاء کفر، تصور ضعیف و غلط درباره خداوند است.

جمع بندی و تفسیر

اي مردم! پروردگارتان را عبادت کنيد. همان کسي که شما و پيشينيان تان را آفريد، شايد به تقوا بگرائيد (21) {همانکه زمين را برايتان فرشي نمود و آسمان را بنائي. و از آسمان آبي فرستاد و از آن ميوه هائي بر آورد که روزيتان باشد. پس براي خداوند همتا قرار ندهيد در حاليکه ميدانيد} (22)  و اگر درباره آنچه بر بنده مان نازل کرديم شکي داريد، سوره اي مانند آن بياوريد، و غير از خداوند گواهانتان را دعوت کنيد اگر راستگو ميباشيد (23) {پس اگر اين کار را نكرديد و هرگز هم نخواهيد كرد، از آتشي که گيرانه آن مردم و سنگ است و براي کافران مهيا شده پروا کنيد} (24) و آنان را که ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند مژده ده که بهشتهاتي خواهند داشت که کف آنها نهرها جاريست. هر بار که از آن ميوه اي ميخورند ميگويند اين همان است که قبلا روزي ما شده بود و مانند آنرا نيز برايشان مي آورند. ودر آن همسراني پاک خواهند داشت و در آن جاودان خواهند بود (25) خداوند خجالت نمي کشد که حتي به پشه اي و يا كوچكتر آن نيز مثال بزند. اما کسانيکه ايمان آوردند ميدانند که آن حق و از جانب پروردگارشان است. ولي کساني که کفر ورزيدند ميگويند خداوند از اين مثل چه منظوري داشت؟ بوسيله آن عده زيادي را گمراه مي کند و عده زيادي را هدايت مي کند و بوسيله آن جز فاسقان را گمراه نمي کند (26)  {همانهائي که عهد خداوند را پس از محکم نمودن آن نقض مي کنند و چيزي را که خداوند به وصل آن فرمان داده قطع کرده و در زمين فساد مي کنند. آنها زيانکارند} (27) چگونه به خداوند کفر ميورزيد در حاليکه مردگاني بوديد که زنده تان کرد، آنگاه شما را ميميراند، سپس زنده تان مي کند، سپس بسوي او باز ميگرديد (28) {هموست که براي شما آنچه را که در زمين هست تماما آفريد. آنگاه به آسمان رو كرد و آن را به هفت آسمان سامان داد و همو به همه چيز داناست }(29)

 

 

 

بقره3     آیات30تا39

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿30﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿31﴾ قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿32﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿33﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿34﴾ وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ ﴿35﴾ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿36﴾ فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿37﴾ قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿38﴾ وَالَّذِينَ كَفَرواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿39﴾

 

هنگاميکه پروردگارت به ملائکه گفت در زمين جانشيني قرار خواهم داد ، گفتند آيا کساني را قرار ميدهي که در آن فساد کنند و خونها بريزند در حاليکه ما تو را به پاكي مي ستانيم و تقديس مي کنيم؟ گفت چيزي ميدانم که شماها نميدانيد (30) و همه آن نام ها را به آدم آموخت سپس آنها را به ملائکه عرضه کرد و گفت از اسامي اينها خبرم دهيد اگر راست ميگوئيد (31) گفتند اي خداي پاک ! غير از آنچه که خودت بما آموختي چيزي نمي دانيم و خودت البته داناي پرحکمتي (32) گفت اي آدم ! نامهاي آنها را به آنان بگو. پس چون نام هاي آنان را به آنان گفت فرمود آيا به شما نگفتم که نهاني هاي آسمانها وزمين را ميدانم و نيز ميدانم که چه چيز را آشکار و چه چيز را پنهان مي کنيد؟ (33) و هنگاميکه به ملائکه گفتيم به آدم سجده کنيد ، سجده کردند مگر ابليس که سر پيچيد و سركشي كرد و از کافران شد (34) و گفتيم اي آدم تو و همسرت در آن باغ سکونت يابيد و از هر جايش كه خواستيد بفراواني بخوريد اما به اين درخت نزديک نشويد که از ظالمان خواهيد شد (35) اما شيطان آنها را لغزاند و آنها را از آنچه در آن بودند بيرون کرد و گفتيم از آن بيرون رويد در حاليکه بعضي از شما دشمن بعضي ديگريد و در زمين تا مدتي استقرار و برخورداريي خواهيد داشت (36) آنگاه آدم از پروردگارش کلماتي فرا گرفت و خداوند به او به نظر رحمت بازگشت. زيرا که او بسيار بازگشت کننده مهربان است (37) پس خداوند مقرر کرد همگي از آن باغ بيرون روند، و فرمود اگر هدايتي از جانب من بسويتان آمد ، هر کس که هدايتم را پيروي کرد نه ترسي خواهد داشت و نه اندوهگين خواهد بود (38)  و کسانی که کفر ورزيدند و آياتمان را تکذيب کردند اهل آتشند و در آن جاودان خواهند بود (39)

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : بيان داستان شيرين پيدايش آدم وتعليم او و تشريع دين.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در این پاراگراف می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

3 - آیات برجسته این پاراگراف

آیات 30 تا 39 که به داستان خلقت و برگزیدگی آدم پرداخته مشهورتر و برجسته تر از آن است که لازم باشد در باره اش شرحی داد.

4 - آیات مشکل

آیات 30 تا 39 از این لحاظ که مفسران در تفسیرش سخنان مختلف و متفاوت و بعضا متضادی گفته اند در زمره آیات مشکل قرآنی است.

5 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیات 30 تا 39 از این لحاظ که به داستان آفرینش اشاره دارد، از آنجا که جزئیات و مکانیزمش برای ما روشن نیست، بالاتر از ذهنیات ما است، چه رسد به مردم 1400 سال قبل.

 

6 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

در باره آیات این پاراگراف ، حتی امروز نیز ، با توجه به معانی والای آن ، حتی برخی مفسران هم ، درک مقبولی از آن ندارند ، چه رسد به مخاطبان اولیه !

در عین حال که کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در این هزار و چند صد سال تغییر معنای قابل توجهی نیافته اند !

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

داستان آفرینش انسان و برگزیدگی آدم وتعليم او و تشريع دين.

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

داستان شیرین پیدایش انسان و برگزیدگی آدم

در موضوعِ برگزیدگی آدم، و سجده ملائکه، و آن باغ، و اخراج آدم و همسرش، و مطالب دیگری که تحت این عنوان­ها مطرح شده است، تاکنون بحثهای زیادی شده اما مطلب طوریست که کسی نمی­تواند ادعا کند «حرف آخر» را در آن رابطه زده است. هرچه زمان به جلو می­رود، و علم و اطلاع و شخصیت بشر پیشرفت می­کند، جواب­های بهتری برای آن سئوالها بدست می­آید.

ما نیز ذیلاً در جهت توضیح آنها، تفسیر خویش را عرض می­کنیم:

آیه 30: موضوعِ «جانشین» به این معنی است که خداوند فرموده می­خواهم در زمین موجودی بوجود بیاورم که آنقدر پیشرفته باشد که بتواند با استفاده از استعدادی که در او قرار داده­ام، در جهانِ من، صفات کمالیه­ای از خویش بروز دهد که شما (ای ملائکه) آنها را «صفات خدائی» می­شناسید.

آیه 30: ملائکۀ مورد خطاب، از روی اتفاقاتی که در جهان می­افتاد، می­توانستند

حدس بزنند که چون جهان، جهانِ محدودیت­هاست، و نامحدود در محدود نمی گنجد، لاجرم وضعیتی بی­ثبات پیش خواهد آمد.

­آیه­های31تا33: تشریح فرق انسان و ملائکه است که طی آن خداوند جواب ملائکه را داده و آن این است که انسان دو حرکت ذهنی دارد که از عینی به ذهنی (فرضیه­سازی) و از ذهنی به عینی (کاربردی کردن فرضیات) است که با این دو حرکت ذهنی علوم و فنون و تکنولوژی و قدرت بشر تا اینجا رسیده که تازه اول پیشرفت جدی اوست و بشر می­تواند با این دو حرکت ذهنی، پیشرفت کند و علم و تکنیک جدید دارا شود اما ملائکه خواص ثابتی دارند که از اول تا آخر همان هستند که بوده­اند و لذا نمی­توانند به کشف مجهول و پیشرفت و افزایش در علم و فن و قدرت خویش بپردازند.

اینکه در آیات فوق، خداوند «اسامی»ای را به آدمی آموخت (حرکت فکر از عینی به ذهنی) است و سپس واقعیاتی را نشان داد و اسامی آنها را خواست (حرکت فکر از ذهنی به عینی) است و آدم توانست و ملائکه نتوانستند.

آدم توانست زیرا در «استعداد بشر» چنین چیزی هست و ملائکه نتوانستند زیرا در استعداد آنها نیست.

آیه 34: سجده ملائکه، بمعنی «در اختیار بشر قرار گرفتنِ نهائیِ عناصر و نیروهایِ طبیعیِ این جهانی» است (فعلاً تدریجاً این کار دارد می­شود)

آیات35تا39: این مطالب را قبلاً در سوره­های اسراء، طه، اعراف، حجر، کهف و غیره دیدیم.

و خلاصه­اش اینکه: داستان آدم را باید در چهار مرحله در نظر بگیریم:

1- در مرحله تقدیر و برنامه­ریزی: در این مرحله نه آدم وجود داشت و نه هیچ چیز دیگری که معمولاً هنگام فکر کردن به او به ذهن می­آید.

در این مرحله آدم و کل بشریت در مرحله تقدیر و برنامه­ریزی بودند.

و از این لحاظ که در برنامه بودند، وجود داشتند اما از این لحاظ که وجود فیزیکی نیافته بودند، نبودند.

قضیه سجده ملائکه و استنکاف ابلیس در این مرحله است.

«عالم ذر» هم در این مرحله است.

طبیعی است این مرحله «در آسمان­ها» بوده باشد.

2- مرحله آزمایش: البته مانعی ندارد که این مرحله هم درمرحله 1 اتفاق افتاده باشد مانند مخترعان که اختراع خودرا آزمایش میکنند ، خداوند هم میتواند این مرحله را پس از«تولید نرم افزار آدم» انجام داده و پس ازتولید ، آن را «آزمایش» کرده باشد ، تا اقناع ملائکه برای اطاعت کامل و از عمقِ دلِ آنان با «پروژه آدم» حاصل شود .

«عالم ذر» و «داستان باغ» و درخت ممنوعه نیز میتواند در این مرحله و در آسمانها بوده باشد .

3- مرحله پیدایش: در این مرحله که صدها میلیون سال طول کشید، دریاها و رسوبهای مناسب (یا به تعبیر قرآن گِل سیاه متعفن) شکل گرفت و حیات تک سلولی و سپس ماهیان و سپس دوزیستان و سپس حیات زمینی و آنگاه پستانداران و بالاخره بشر پیدایش یافت.

4 - مرحله «برگزیدگی» آدم ازمیان سایر«بشر»های معاصرش .

جمع بندی و تفسیر

و هنگاميکه پروردگارت به ملائکه گفت در زمين جانشيني قرار خواهم داد ، گفتند آيا کسي را قرار ميدهي که در آن فساد کند و خونها بريزد در حاليکه ما تو را به پاكي مي ستانيم و تقديس مي کنيم؟ گفت چيزي ميدانم که نميدانيد (30) و همه آن نام ها را به آدم آموخت سپس آنها را به ملائکه عرضه کرد و گفت از اسامي اينها خبرم دهيد اگر راست ميگوئيد (31) گفتند اي خداي پاک ! غير از آنچه که خودت بما آموختي چيزي نمي دانيم و خودت البته داناي پرحکمتي (32) گفت اي آدم ! نامهاي آنها را به آنان بگو. پس چون نام هاي آنان را به آنان گفت فرمود آيا به شما نگفتم که نهاني هاي آسمانها وزمين را ميدانم و نيز ميدانم که چه چيز را آشکار و چه چيز را پنهان مي کنيد؟(33) و هنگاميکه به ملائکه گفتيم به آدم سجده کنيد پس سجده کردند مگر ابليس که سر پيچيد و سركشي كرد و از کافران شد (34) و گفتيم اي آدم تو و همسرت در آن باغ سکونت يابيد و از هر جايش كه خواستيد بفراواني بخوريد اما به اين درخت نزديک نشويد که از ظالمان خواهيد شد (35) اما شيطان آنها را لغزاند و آنها را از آنچه در آن بودند بيرون کرد و گفتيم از آن بيرون رويد در حاليکه بعضي از شما دشمن بعضي ديگريد و در زمين تا مدتي استقرار و برخورداريي خواهيد داشت (36) آنگاه آدم از پروردگارش کلماتي فرا گرفت و او به او بازگشت. زيرا که او بسيار بازگشت کننده مهربان است (37) گفتيم همگي از آن بيرون رويد. پس اگر هدايتي از جانب من بسويتان آمد ، هر کس که هدايتم را پيروي کرد نه ترسي خواهد داشت و نه اندوهگين خواهد بود (38)  و آنانکه کفر ورزيدند و آياتمان را تکذيب کردند اهل آتشند و در آن جاودان خواهند بود (39)

 

 

بقره4    آیات40تا61

يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ ﴿40﴾ وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُمْ وَلاَ تَكُونُواْ أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ ﴿41﴾ وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿42﴾ وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ ﴿43﴾ أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿44﴾ وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ ﴿45﴾ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ﴿46﴾ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿47﴾ وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ﴿48﴾ وَإِذْ نَجَّيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ ﴿49﴾ وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ﴿50﴾ وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ ﴿51﴾ ثُمَّ عَفَوْنَا عَنكُمِ مِّن بَعْدِ ذَلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿52﴾ وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿53﴾ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿54﴾ وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ﴿55﴾ ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿56﴾ وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿57﴾ وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ﴿58﴾ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزاً مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ ﴿59﴾ وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ كُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿60﴾ وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ ﴿61﴾

 

اي بني اسرائيل ! نعمتم راکه به شما ارزاني داشتم بياد آوريد و به عهدم وفا کنيد تا به عهدتان وفا کنم و فقط از من بيم داشته باشيد (40) و به آنچه که تصديق کننده چيزي است که با شماست ايمان بياوريد و اولين کافرِ آن مباشيد و آياتم را به بهائي اندک نفروشيد و فقط از من پروا کنيد (41) و لباس حق به باطل مپوشانيد و حق را آگاهانه کتمان نکنيد (42) و نماز بپاداريد و زکات دهيد و همراه با رکوع کنندگان رکوع کنيد (43) آيا مردم را به نيکي ميخوانيد و خودتان را فراموش مي کنيد؟ در حاليکه آن کتاب را هم تلاوت مي کنيد؟ آيا خرد نمي ورزيد؟ (44) و از صبر و نماز کمک بگيريد ، و اين کار ، جز براي فروتنان دشوار است (45) همانها که میدانند که پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد و بسوي او باز خواهند گشت (46) اي بني اسرائيل ! نعمتم را بيادآوريد که به شما ارزاني داشتم و شما را بر جهانيان معاصرتان برتري دادم (47) و از روزي بترسيد که هيچکس راجع به چيزي بدرد کسي نميخورد و از او شفاعتي پذيرفته نميشود و عوض هم قبول نميگردد و ياري نيز نمي شوند (48) و بياد آريد كه شما را از فرعونيان نجات داديم . همانها که بر شما آن عذاب بسيار ناگوار را روا ميداشتند که پسرهايتان را ميکشتند و زنانتان را زنده ميگذاشتند و در اين از جانب پروردگارتان آزمايشي بزرگ بود (49) و بياد آريد که دريا را برايتان شکافتيم و نجاتتان داديم و فرعونيان را غرق کرديم و شما ناظر بوديد (50)  و بيادآريد که با موسي قرار چهل شب را گذاشتيم آنگاه شما گوساله را به پرستش برگرفتيد و ظالم بوديد (51) سپس شما راعفو کرديم که شايد شکربگزاريد (52)  و به موسي آن کتاب جدا کننده حق و باطل را داديم شايد هدايت يابيد (53)  و بياد آريد که موسي به قوم خويش گفت اي مردم شما بعلت گوساله پرستي بر خويش ظلم کرديد پس بسوي پروردگارتان توبه کنيد و چنان در توبه بر خود سخت بگیرید که انگار خودتان را میکشيد . اين براي شما نزد پروردگارتان بهتر است . آنگاه از شما درگذشت زيرا که بسيار بازگشت کننده مهربان است (54) و بياد آريد که گفتيد اي موسي هرگز بتو ايمان نخواهيم آورد تا اينکه خداوند را به آشکاري ببينيم و صاعقه شما را بگرفت و ناظر بوديد (55) آنگاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم شايد شکر گزاريد (56) و ابر را سايبانتان کرديم و منّ و سلوا را برشما نازل نموديم . و خطاب نمودیم از پاکيزه هاي آنچه روزيتان کرده ايم بخوريد . و برما ظلم نکردند وليکن به خودشان ظلم ميکردند (57) و بياد آريد که گفتيم داخل اين شهر شويد و ازهرجاي آن که خواستيد بخوريد و از آن درب به حالت سجده داخل شويد و بگوئيد خداوندا گناهان مارا فرو ريز ، تا خطايتان ببخشيم و به نيکوکاران نعمت بيافزائيم (58) آنانکه ظلم کردند آن قولي را که به آنان گفته شده بود تغيير دادند و عذابي از آسمان بر آنها نازل کرديم براي آن گناهي که ميکردند (59) و بياد آريد که موسي براي قوم خويش آب خواست و گفتيم با عصايت به آن سنگ بزن. پس دوازده چشمه از آن جست و هر کسي آبشخور خود را مي شناخت. و خطاب کردیم از روزي خدا بخوريد و بياشاميد و در زمين به خرابکاري مکوشيد (60) و هنگاميکه به موسي گفتيد هرگز به يکنوع غذا صبر نخواهيم کرد ، و از پروردگارت بخواه که براي ما از آنچه زمين ميروياند ، از سبزي و خيار و سير و عدس و پياز بيرون آورد. گفت آيا چيز بهتر را با چيز پست تر عوض مي کنيد؟ پس از اينجا به یک شهر فرود آييد که در آن آنچه خواستيد داشته باشيد ، و بر آنان ذلت و بيچارگي مقرر شد و به غضبي از جانب خداوند دچار شدند . زيرا به آيات خدا کفر ميورزيدند و پيامبران را به ناحق مي کشتند . اين بدان سبب بود که عصيان کرده بودند و تجاوز مينمودند (61)

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : نکوهش يهوديان (براي کفران نعمت و نافرماني و اذيت پيامبرشان) و دعوت يهوديان به بازگشت به راه حق و ايمان و عمل صالح و...

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

3 - سوالات

1 - «عهد»ی که در آیه 40 مورد اشاره قرار گرفته چه بوده؟

2 – برای پاسخ به سوال فوق در سوره های (به ترتیب نزول) قبلی چه سابقه ای دارید؟

3 – منظور از «عالمین» (آیه 47) چیست؟

1 – چرا در آیه 49 بلیات مذکور به خداوند منسوب شده؟

2 - «فاقتلوا انفسکم» (آیه 54) چه توضیحی دارد؟

3 – آیا میتوان به آیه 56 برای بحث قدیمی «رجعت» استناد کرد؟

4 – «تبدیل قول» (آیه 59) چه توضیحی دارد؟

5 – در آیه 61 منظور از «مصر» چیست؟

6 – خلاف های سنگین بنی اسرائیل را که در آیات 49 تا 61 ذکر شده تشریح کنید.

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیات 40 تا 48 فهمیده میشود که یهودیان موجود در مدینه که به سبب «اهل الکتاب» بودن از احترامی برخوردار بودند صراحتا حقانیت آنحضرت را انکار کردند ، لذا ، مخالفان آنحضرت در ابتدای هجرت عبارت بودند از مشرکان و یهودیان .

از آیه 42 فهمیده میشود انکار آنها عالمانه و عامدانه بود و از آیه های 40 و 41 و 42 فهمیده میشود آنها مامور بودند به آنحضرت ایمان بیاورند و تصدیقش کنند ، لذا ، رفتار خلاف تعالیمشان میتواند توجیهی در جهت تضاد منافعشان با تعالیم آنحضرت داشته باشد و منافعی که آنها از این راه از دست میدادند قاعدتا می باید به احترامی که داشتند و به آن عادت کرده بودند و اینک نگران شده بودند که در سایه قرار خواهند گرفت بوده باشد.

چنانکه عرض کردیم مخالفان جدی پیامبر (ص) در مدینه دو گروه مشخص بودند : مشرکان (اعم از ساکنین در مکه و مدینه) و یهودیان .

چنانکه از این پاراگراف (آیات 49 تا 61) ونیز از آیاتی که پس از این تا آخر عمر شریف آنحضرت نازل شده ، فهمیده میشود یهودیان یک مشکل بزرگتری بوده اند تا مشرکان . زیرا آنها قومی بد رفتار و بد ذات بودند و مروری بر آیات فوق نشان میدهد که وجود آنها تنش زا و همسایگی با آنها سخت و تحمل آنها دشوار بود و آنحضرت می باید نیروی خویش را دائما در سه جبهه خرج کند ، یعنی ضمن اینکه می باید پیروان خویش را به راه تعالی رهنمون میشد ، با این دو دشمن جدی نیز می باید مجادله به احسن میکرد .

همچنین ، این آیات نوعی کنایه به مسلمانان هم هست که شما هم از الطافی شبیه یهودیان بهرمند شده اید ، و مبادا که رفتارهایی شبیه آنان از شما سر بزند .

5 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 48 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

آیه 49 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

همچنین ایت آیه 50.

نیز آیه های 51 تا 61.

6 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

نکوهش يهوديان براي کفران نعمت و نافرماني و اذيت پيامبرشان و دعوت يهوديان به بازگشت به راه حق و ايمان و عمل صالح و...

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 42 تا 44 و 47 تا 53 و 56 و 57 ، بقیه «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

یک مثال برای اهمیت رعایت ترتیب نزول برای فهم قرآن

کسی که دفعه اول باشد که دارد قرآن را می­خواند از این پاراگراف چه می­فهمد؟

تقریبا هیچ!

اما اگر اول سوره طه و سپس اعراف را بخواند، و آنگاه به مطالعه این پاراگراف بپردازد، همه­اش را می­فهمد.

رعایت ترتیب نزول برای فهم و تفسیر قرآن، مزایای بسیار زیادی دارد که یکی از آنها همان چیزی است که فوقاً عرض شد.

رعایت ترتیب نزول ، بدون اغراق نصف تفسیر است.

شناخت یهودیان تا نزول این آیات

الطاف الهی

نجات دادن از بلای بزرگ سلطه فرعونیان (آیه 49)

نشان دادن نابودی فرعونیان به آنان (آیه 50)

دادن کتاب و فرقان به پیامبرشان برای هدایتشان (آیه 52)

حیات مجدد پس از ارائه گوشه ای از تجلیات الهی که تاب آن را نداشتند و مردند (آیه 56)

سایبان طبیعی مداوم و غذا و نوشابه حاضر و آماده (آیه 57)

نشان دادن سرزمین موعود و اجازه دادن به آنان برای استفاده (آیه 58)

جاری کردن 12 چشمه برای آنان که هر قبیله ای صاحب یکی از آنها شد (آیه60)

بدرفتاریهای آنان

به عبادت گرفتن گوساله (آیه 51)

بهانه آوری آنها که میخواهیم خدا را به وضوح ببینیم (آیه 55)

استنکاف از رفتن به سرزمین موعود (آیه59)

اعلام دوست نداشتن غذا و نوشابه آسمانی و درخواست سیر و پیاز و عدس و خیار و سبزی (آیه 61)

کفر ، قتل انبیاء ، عصیان ، تجاوز (آیه 61)

مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

نکوهش يهوديان براي کفران نعمت و نافرماني و اذيت پيامبرشان و دعوت يهوديان به بازگشت به راه حق و ايمان و عمل صالح و...

جمع بندی و تفسیر

اي بني اسرائيل ! نعمتم راکه به شما ارزاني داشتم بياد آوريد و به عهدم وفا کنيد تا به عهدتان وفا کنم و فقط از من بيم داشته باشيد (40) و به آنچه که تصديق کننده چيزيست که با شماست ايمان بياوريد و اولين کافرِ آن مباشيد و آياتم را به بهائي اندک نفروشيد و فقط از من پروا کنيد (41) و لباس حق به باطل مپوشانيد و حق را آگاهانه کتمان نکنيد (42) و نماز بپاداريد و زکات دهيد و همراه با رکوع کنندگان رکوع کنيد (43) آيا مردم را به نيکي ميخوانيد و خودتان را فراموش مي کنيد؟ در حاليکه آن کتاب را هم تلاوت مي کنيد؟ آيا خرد نمي ورزيد؟(44) و از صبر و نماز کمک بگيريد ، و اين کار ، جز براي فروتنان دشوار است (45) {همانها که گمان دارند که پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد و بسوي او باز خواهند گشت} (46) اي بني اسرائيل ! نعمتم را بيادآوريد که به شما ارزاني داشتم و شما را بر جهانيان برتري دادم (47) و از روزي بترسيد که هيچکس راجع به چيزي بدرد کسي نميخورد و از او شفاعتي پذيرفته نميشود و عوض هم قبول نميگردد و ياري نيز نمي شوند (48) و بياد آريد كه شما را از فرعونيان نجات داديم . همانها که بر شما آن عذاب بسيار بد را روا ميداشتند که پسرهايتان را ميکشتند و زنانتان را زنده ميگذاشتند و در اين از جانب پروردگارتان آزمايشي بزرگ بود (49) و بياد آريد که دريا را برايتان شکافتيم و نجاتتان داديم و فرعونيان را غرق کرديم و شما ناظر بوديد (50)  و بيادآريد که با موسي قرار چهل شب را گذاشتيم آنگاه شما گوساله را (به پرستش) برگرفتيد و ظالم بوديد (51) سپس شما راعفو کرديم شايد شکربگزاريد (52)  و به موسي آن کتاب جدا کننده حق و باطل را داديم شايد هدايت يابيد (53)  و بياد آريد که موسي به قوم خويش گفت اي مردم شما بعلت گوساله پرستي بر خويش ظلم کرديد پس بسوي پروردگارتان توبه کنيد و خودهاتان را بکشيد . اين براي شما نزد پروردگارتان بهتر است . آنگاه از شما درگذشت زيرا که بسيار بازگشت کننده مهربان است (54) و بياد آريد که گفتيد اي موسي هرگز بتو ايمان نخواهيم آورد تا اينکه خداوند رابه آشکاري ببينيم و صاعقه شما را بگرفت و ناظر بوديد (55) آنگاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم شايد شکر گزاريد (56) و ابر را سايبانتان کرديم و منّ و سلوا را برشما نازل نموديم . [و خطاب نمودیم] از پاکيزه هاي آنچه روزيتان کرده ايم بخوريد . و برما ظلم نکردند وليکن به خودشان ظلم ميکردند (57) و بياد آريد که گفتيم داخل اين شهر شويد و ازهرجاي آن که خواستيد بخوريد و از آن درب به حالت سجده داخل شويد و بگوئيد (گناهان مارا) فرو ريز ، تا خطايتان ببخشيم و به نيکوکاران (نعمت) بيافزائيم (58) آنانکه ظلم کردند آن قولي را که به آنان گفته شده بود تغيير دادند و عذابي از آسمان بر آنها نازل کرديم براي آن گناهي که ميکردند (59) و بياد آريد که موسي براي قوم خويش آب خواست و گفتيم با عصايت به آن سنگ بزن. پس دوازده چشمه از آن جست و هر کسي آبشخور خود را مي شناخت. از روزي خدا بخوريد و بياشاميد و در زمين به خرابکاري مکوشيد (60) و هنگاميکه به موسي گفتيد هرگز به يکنوع غذا صبر نخواهيم کرد ، و از پروردگارت بخواه که براي ما از آنچه زمين ميروياند ، از سبزي و خيار و سير و عدس و پياز بيرون آورد. گفت آيا چيز بهتر را با چيز پست تر عوض مي کنيد؟ پس (از اينجا) به شهري (بيرون) فرود آييد که در آن آنچه خواستيد داشته باشيد ، و بر آنان ذلت و بيچارگي مقرر شد و به غضبي از جانب خداوند دچار شدند . زيرا به آيات خدا کفر ميورزيدند و پيامبران را به ناحق مي کشتند . اين بدان سبب بود که عصيان کرده بودند و تجاوز مينمودند (61)

 

بقره5     آیه62

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿62﴾

 

البته مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان ، وستاره پرستان ، هر کدام که به خداوند و آخرت ايمان داشته و عمل شايسته کنند نزد پروردگارشان پاداششان را خواهند داشت .  نه ترسي داشته باشند و نه اندوهگين باشند (62)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره وساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : خداوند به اسامي کار ندارد. به حقايق کار دارد و مي خواهد مردم از لحاظ حقيقي مومن باشند.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

تصور میشود مسلمانانِ تازه هجرت کرده و در مدینه جاافتاده ، در این مقطع زمانی، اینک خیلی مغرور شده و خود را نور چشمی خداوند میدیده و در دیگران به چشم تحقیر می نگریسته اند، که خداوند با نزول این آیه به نوعی به تنظیم باد! آنها پرداخته است.

4 کلیدهای تفسیری

اگر این آیه را ندیده بگیریم و انتهای آیه 61 را به ابتدای آیه 63 وصل کنیم، خواهیم دید که روال سخن صاف و یکدست و بی دست انداز خواهد شد و لذا این آیه «پرانتزی» است .

5 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

6 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

خداوند به اسامي کار ندارد. به حقايق کار دارد و مي خواهد مردم از لحاظ حقيقي مومن باشند.

7 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها، تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

مسلمان یا کافر شناسنامه­ای

در بین مسلمانان، کسانی که چیزی از اسلام نمی­فهمند و به چیزی از دستورات اسلام عمل نمی­کنند و از چیزی از منهیات اسلام دوری نمی­کنند، زیادند.

در مسیحیت و یهودیت نیز همین­طور است.

این­ها «شناسنامه­ای»ها هستند، اولی مسلمانان شناسنامه­ای و دومی مسیحی شناسنامه­ای و سومی یهودی شناسنامه­­ای است.

آیه می­­گوید ای شناسنامه­ای­ها! خداوند به شناسنامه­تان کاری ندارد.

آن اسم مسلمانی هم در آخرت فایده­ای ندارد.اما اگر آن سه ضابطه را داشتید، ناراحت نباشید، هر اسمی که دارید رستگار خواهید بود.

این در حقیقت «دعوت» اهل کتاب و مشرکان هم هست که به راه خدا بیایند.

توضیح بیشتر همین مطلب

«یا ایهاالذین آمنوا» دو معنی دارد: لغوی و اصطلاحی.

معنی لغوی خطاب فوق این است: «ای کسانی که ایمان آورده­اید»

اما معنی اصطلاحی آن این است: «ای مسلمانان»

پس از هجرت ، تا آخر نزول وحی، هر جا که در قرآن «یا ایهاالذین آمنوا» آمده (اکثریت قریب به اتفاق) به معنی اصطلاحی است و دلایلش هم زیاد است:

1- یک دلیل آن همین آیه است که مدلول «یا ایهاالذین آمنوا» را در کنار یهودی و مسیحی و ستاره پرست قرار داده است.

2- دلیل دیگرش آیه «یا ایهاالذین آمنوا آمِنو بالله...» است که به مدلول­های «یا ایهاالذین آمنوا» توصیه می­کند که به خدا ایمان بیاورید و ... .

3- دلیل دیگرش آیه 27 سوره انفال است که به مدلول­های «یا ایهاالذین آمنوا» می­گوید «به خدا و رسول خیانت نکنید و ...»

4- دلایل این موضوع زیاد است اما همین قدر کافی است.

علت اینکه خداوند مسلمانان را اینطور خطاب می­­کند اولاً تشریف (شرافت دادن) آنان است و ما نیز همینطور صحبت می­کنیم مثلاً ما به پاسبان­ها می­گوییم جناب سروان و یا به آمپول­زن­ها می­گوییم دکتر.

ثانیاً خداوند با این طرز بیان قاعدتاً باید این منظور را هم داشته باشد که سبب تشویق مسلمانان به سعی در بالا کشیدن خود به درجه «مؤمنان» از طریق این نوع خطاب شده باشد.

جمع بندی و تفسیر

البته مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان ، وستاره پرستان ، هر کدام که به خداوند و آخرت ايمان داشته و عمل شايسته کنند نزد پروردگارشان پاداششان را خواهند داشت .  نه ترسي داشته باشند و نه اندوهگين باشند (62)

 

بقره6      آیات63تا74

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿63﴾ ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ ﴿64﴾ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ ﴿65﴾ فَجَعَلْنَاهَا نَكَالاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿66﴾ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿67﴾ قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لّنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ فَارِضٌ وَلاَ بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُواْ مَا تُؤْمَرونَ ﴿68﴾ قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ ﴿69﴾ قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ البَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّآ إِن شَاء اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ ﴿70﴾ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ وَلاَ تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاَّ شِيَةَ فِيهَا قَالُواْ الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُواْ يَفْعَلُونَ ﴿71﴾ وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿72﴾ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿73﴾ ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿74﴾ أفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿75﴾ وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَآجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿76﴾ أَوَلاَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿77﴾ وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ ﴿78﴾ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ ﴿79﴾ وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن يُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿80﴾ بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿81﴾ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿82﴾

 

ای یهودیان! بياد آوريد هنگاميکه از شما پيمان گرفتيم و کوه طور را بالاي سرتان برديم و گفتيم آنچه را از تورات به شما داده ايم با قوت بگيريد و از آنچه که در آن است پند گيريد، شايد پروا کنيد (63) اما به آن پشت کرديد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود حتما از زيانکاران ميشديد (64) و حتما از حال کساني از خودتان که درباره احکام روز شنبه تعدي کردند خبر داريد که به آنها گفتيم ميمون هائي رانده شده باشيد (65) و آن را جريمه اي قرار داديم که مايه عبرت معاصرانشان و آيندگان و موعظه اي براي پروا داران باشد (66) و هنگاميکه موسي به قومش گفت خداوند فرمانتان ميدهد که گاوي بکشيد . گفتند مسخره مان کردي؟ گفت به خدا پناه ميبرم که از جاهلان باشم (67) گفتند پروردگارت را بخاطر ما بخوان که براي ما بيان کند مشخصاتش چيست. گفت ميگويد گاوي است نه پير و نه خردسال و ميانسالي است بين اين دو حالت است ، پس آنچه را که دستور يافته ايد انجام دهيد (68) گفتند پروردگارت را بخوان كه رنگش را برايمان بيان کند ،گفت ميگويد گاوي است زرد روشن و بينندگان از رنگش شادمان میشوند (69) گفتند پروردگارت را براي ما بخوان که آن را كاملا مشخص کند ، زيرا که آن گاو بر ما مشتبه شده و انشاء الله هدايت شويم (70) گفت ميگويد گاوي است كه نه رام است که زمين را شخم و کشت را آبياري کند ، و نه نشاندار است ، بلکه رهاست ، گفتند الان حقيقت را آوردي و ذبحش کردند و نزديك بود انجام ندهند (71) و هنگاميکه کسي را کشتيد و درباره او کشمکش ميکرديد و خداوند آنچه را که پنهان ميکرديد بيرون کشيد (72) و مقرر كرديم قسمتي از آن را به او بزنيد. خداوند مردگان را چنين زنده ميکند و آياتش را به شما مي نماياند شايد تعقل کنيد (73) سپس قلب هاتان پس از آن سخت شد ، مانند سنگ ، بلکه سخت تر . و از بعضي سنگها نهرها ميجوشد و برخي از سنگها ميشكافند و از آنها آب خارج ميشود و برخي از آنها از خشيت خدا پائين مي­افتند و خداوند از آنچه ميکنيد غافل نيست (74) ای مسلمانان! آيا اميدواريد که یهودیان به عقايد شما ايمان بياورند؟ در حاليکه عده اي از آنها کلام خدا را مي شنوند و پس از اينکه فهميدند، آگاهانه تغييرش ميدهند (75) و هنگاميکه مسلمانان را ملاقات مي کنند ميگويند ايمان داريم و هنگاميکه با يكديگر تنها ميشوند ميگويند آيا شما درباره چيزهائي که خداوند براي شما گشوده با آنان صحبت مي کنيد تا بعدا نزد پروردگارتان بوسيله همانها عليه شما دليل بياورند؟ آيا تعقل نمي کنيد؟ (76) آيا نميدانند که خداوند آنچه را که پنهان يا آشکار مي کنند ميداند؟ (77) و از آنها کساني هستند که درس نخوانده اند ، از آن کتاب هم چيزي جز خيال هاي خام نميدانند و جز به گمان نميپردازند (78) پس واي برآنان که کتاب را با دستهايشان مي نويسند آنگاه ميگويند اين از جانب خداست تا آنرا به قيمت کمي بفروشند. پس واي بر آنها از آنچه دستهايشان مي نويسد و واي بر آنها از آنچه کسب مي کنند (79) و ميگويند آتش جز چند روزي بما نميرسد. بگو آيا از خدا عهدي گرفته ايد؟ و البته خداوند از عهدش تخلف نمي کند. يا اينکه راجع به خداوند چيزي ميگوئيد که نميدانيد؟ (80) بلی ، کسي که گناهي کند و خطاهايش احاطه اش نمايد اهل آتش است که در آن جاودان خواهد بود (81) وکساني که ايمان آورده وعمل صالح کنند از ياران بهشتند و در آن جاودانند (82)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : نکوهش يهوديان براي ناشکري هاي مکرر و نافرماني و آزار پيامبر ارجمندشان و اي مسلمانان به يهوديان اميد نبنديد آنها چنين اند! به حقيقتي که نزد خودتان است متکي باشيد.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در این پاراگراف به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

3 - سوالات

 1 – میثاق مورد اشاره آیه 63 چه بود؟

2 - «رفعنا فوقکم الطور» در همان آیه یعنی چه؟

3 - «خذوا ما آتیناکم بقوه» در همان آیه چطور؟

4 – در موضوع مقتولی که قاتلش نا معلوم بود ، زدن قسمتی از بدن آن گاو مذبوح به بدن آن مقتول ، در آن روز گره گشا بود (آیه های 72 و 73) آیا این موضوع در امروز هم که تعداد این نوع مقتولان رو به افزایش دارد ، چنان فایده ای دارد؟

1 - «تحریف»ی که در آیه 75 ذکر شده از چه نوع است؟ (توجیه و عوض کردن معنی؟ یا تغییر دادن اصل کلمات؟)

2 – منظور از آیه 76 چیست؟ (از آنچه که در تورات به نفع مسلمانان هست به آنها خبر ندهید تا از آن علیه ما (یهودیان) استفاده نکنند؟  یا . . ؟)

3 – موضوع آیه 78 کدام دسته از یهودیان بودند؟ (علماء آنها؟ یا. . ؟)

4 – موضوع آیه 79 چطور؟

5 – موضوع آیه 80 فقط منحصر به یهودیان است یا ممکن است برخی از ما را هم در برگیرد؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیات این پاراگراف (63 تا 74) میتوان فهمید که یهودیان ساکن مدینه چه بی ادبی ها و چه مته به خشخاش گذاشتن ها و چه چوب لای چرخ گذاشتن ها نسبت به آنحضرت و مسلمانان مرتکب میشدند ، و ضمنا به مسلمانان هم این هشدار را دارد که مبادا از شما هم نسبت به آنحضرت چنین رفتارهایی سرزند .

تصور کنید مسلمانان پس از تحمل آنهمه ناراحتی و فشار و آزار در مدتی بسیار طولانی، در اثر هجرت از دست مشرکان مکه خلاص شده و به مدینه آمدند که عده­ای از اهالی مدینه تازه مسلمان و علاقمند، و عده­ای هم یهودی هستند. طبیعی است که چون یهودیان هم، بنظر اهل توحید و دیانت و کتاب می­آیند، خیلی مایه امید مسلمانان باشند اما واقعیات در جهت خلاف آن بوده است. این پاراگراف طلیعه ایجاد این ذهنیت در مسلمانان است که «به آنان دل نبندید و آنها با شما آنطور نیستند که نشان می­دهند» و بندهای قبل نیز چنانکه دیدیم، در این جهت بود که «یهودیان اساساً قوم خوبی نیستند» و در آینده نیز ، تا وفات آنحضرت دائما آیاتی با این زمینه نازل شده است .

5 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیات 63 تا 66 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

آیات 67 تا 74 از این لحاظ که مکانیزم موضوع، حتی بر ما بشر قرن حاضر نیز، مکشوف نیست، بالاتر از ذهنیات ما نیز هست، چه رسد به مخاطب اولیه.

آیه 77 از آنجا که به آیاتی از علم وقدرت الهی اشاره دارد، بالاتر از ذهنیات مخاطبان اولیه، بلکه حتی مخاظبانِ قرن حاضر نیز هست.

آیه های 81 و 82 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

 

 

 

6 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - نکوهش يهوديان براي ناشکري هاي مکرر و نافرماني و آزار پيامبر ارجمندشان

2 - اي مسلمانان! به يهوديان اميد نبنديد آنها چنين اند، به حقيقتي که نزد خودتان است متکي باشيد.

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 65 و 77 و 81 و 82 ، بقیه پاراگراف برای اولین بار» است.

شرح مختصر

ادامه یادآوری بدرفتاری های بنی اسرائیل

در دو پاراگراف قبل قسمتی از بدرفتاری های بنی اسرائیل را برشمرده ، و در این پاراگراف به برخی دیگر اشاره میفرماید :

بی اهمیت گرفتن و نقض میثاق الهی (آیه 63)

اهمیت ندادن به مطالب کتاب نازل شده بر خویش (آیه 63)

سنگدلی پس از دیدن آنهمه آیات الهی و ادامه دادن به رفتارهای خلاف دین و اخلاق (آیه 74)

عبرت نگرفتن از آندسته از بنی اسرائیل که به احکام روز شنبه تعدی کردند و (غیر از عذاب آخرت) به همان سبب در همین جهان عذاب شدند (آیه های 65 و 66)

بگومگوی طولانی و خلاف ادب با پیغمبرشان در موضوع ذبح آن گاو که فرمان صریح خداوند بود و نزدیک بود بالاخره از انجامش سرپیچی کنند (آیه های 67 تا 71)

دریافت­های مستقیم کوتاه

آیه 63: ظاهراً باید اینطور بوده باشد که بنی­اسرائیل تحت تسلط فرعونیان بودند و پس از رفع آن اسارت­ها، خود را یله ورها دیدند و سر به نافرمانی گذاشتند و حضرت موسی هم که نمی­توانست مانند فرعون از راه ظلم و بکار بردن نابجای قوه قهریه آنها را به راه بیاورد از خداوند کمک خواست و خداوند با نشان دادن چنین آیتی آنها را ترساند که از حد نگذرانند.

آیه 65: این موضوع را در اواخر سوره اعراف دیدیم.

آیات 71-67: این همان موضوع معروفیست که اسم سوره بقره هم از آن گرفته شده است و نشان می­دهد که آنان حرمتی برای پیامبرشان قائل نبودند و با او چنان رفتاری می­کردند که گوئی یکی از معمولی­ترین افراد خودشان است و گوئی آنهمه معجزه، چه قبل از رهائی از اسارت فرعونیان و چه پس از آن، بدست او ندیده­اند و مطالعه خود متن گویاست و چندان شرحی نمی­طلبد مگر این نکته واضح که اگر همان اول اولین گاوی را که دم دستشان بود کشته بودند به تکلیف عمل کرده بودند. ولی در عمل آنهمه مته به خشخاش گذاشتند و کارشان مشکل شد (و «ایراد بنی­اسرائیلی» یعنی همین)

آیه­های 73-72: چنین فهمیده می­شود که کسی را کشته بودند و قاتلش معلوم نمی­شد و قسمتی از آن گاو مورد بحث را پس از ذبح به آن کشته زدند و آن مرده زنده شد.

آیه 73: جمله «خداوند چنین زنده می­کند مردگان را» اشاره به مکانیزمی دارد که برایمان روشن نیست و چه بسا در اثر پیشرفت علم و تکنولوژی روشن شود و در آنصورت در آن روز، این آیه یک معجزه علمی خواهد بود. اما حدسیاتی که فعلاً می­توانیم بزنیم این است که امروز در آزمایشگاه­ها با استفاده از گوشه کوچکی از بدن یکنفر، کل وجود او را «شبیه­سازی» می­کنند. در این «گوشه کوچک از بدن یکنفر» چه عظمتی هست که کل وجود او را می­توان از روی آن ساخت. هر چه باشد، در این موضوع نیز باید چنان مکانیزمهائی عمل کرده باشند که فعلاً برایمان روشن نیست.

آیه 74: در مورد قلب نرم مثال­هائی آمده که عبارت است از اشک و دلهره. یعنی اینکه وقتی آدمی در صفات و نعمات و آیات الهی می­اندیشد هم از چشمش اشک جاری می­شود و هم دلهره پیدا می­کند و این چیزی نیست که نادر باشد زیرا بسیاری تاکنون این حالات را داشته­اند. و این آیه می­گوید ای بنی­اسرائیل شما از این حالات دور شده­اید.

ادامه یادآوری بدرفتاری های بنی اسرائیل

در پاراگراف های قبل ، مواردی از بدرفتاری های یهودیان در قرآن ذکر شده بود و اینک ادامه آن را در این پاراگراف می بینیم :

مکتوم داشتن مطالبی که در تورات در باره تصدیق دین اسلام وجود داشت که مبادا مسلمانان به کمک آن مطالب با آنان محاجه کنند (آیه 76)

توجیه تحریفی مطالب قرآن پس از اینکه میدیدند که در آن مطالبی است که ممکن است خلاف منافع آنان باشد (آیه 75)

مراجع تقلیدشان واقعا عالم نبودند بلکه از کتابشان بیگانه بودند و چیزهایی که میگفتند از روی ظن و گمان بود (آیه 78)

آنها با دست خویش چیزهایی مینوشتند و آن را به عنوان کتاب خدا به یهودیان ارائه میکردند و از این راه کسب منافع میکردند (آیه 79)

آنها این عقیده دروغ را شایع میکردند که ما یهودیان در آخرت عذاب مهمی نخواهیم داشت و اگر هم چیزی باشد بسیار کوتاه و رقیق خواهد بود (آیه 80)

جمع بندی و تفسیر

و بياد آوريد هنگاميکه از شما پيمان گرفتيم و (کوه) طور را بالاي (سر) تان برديم و گفتيم آنچه را (از تورات) به شما داده ايم با قوت بگيريد و از آنچه که در آن است پند گيريد شايد پروا کنيد (63) اما به آن پشت کرديد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود حتما از زيانکاران ميشديد (64) و حتما از حال کساني از خودتان که درباره (احکام) روز شنبه تعدي کردند خبر داريد که به آنها گفتيم ميمون هائي رانده شده باشيد (65) و آن را جريمه اي قرار داديم که مايه عبرت معاصرانشان و آيندگان و موعظه اي براي پروا داران باشد (66) و هنگاميکه موسي به قومش گفت خداوند فرمانتان ميدهد که گاوي بکشيد . گفتند مسخره مان کردي؟ گفت به خدا پناه ميبرم که از جاهلان باشم (67) گفتند پروردگارت را بخاطر ما بخوان که براي ما بيان کند مشخصاتش چيست. گفت ميگويد گاويست نه پير و نه خردسال و ميانسالي بين اين دو حالت است ، پس آنچه را که دستور يافته ايد انجام دهيد (68) گفتند پروردگارت را بخوان كه رنگش را برايمان بيان کند ،گفت ميگويد گاوي است زرد روشن و بينندگان از رنگش خوششان مي آيد (69) گفتند پروردگارت را براي ما بخوان که آن را كاملا مشخص کند ، زيرا که آن گاو بر ما مشتبه شده و انشاء الله هدايت شويم (70) گفت ميگويد گاوي است كه نه رام است که زمين را شخم و کشت را آبياري کند ، و نه نشاندار است ، بلکه رهاست ، گفتند الان حقيقت را آوردي و ذبحش کردند و نزديك بود انجام ندهند (71) و هنگاميکه کسي را کشتيد و درباره او کشمکش ميکرديد و خداوند آنچه را که پنهان ميکرديد بيرون کشيد (72) و مقرر كرديم قسمتي از آن را به او بزنيد. خداوند مردگان را چنين زنده ميکند و آياتش را به شما مي نماياند شايد تعقل کنيد (73) سپس قلب هاتان پس از آن سخت شد ، مانند سنگ ، بلکه سخت تر . و از بعضي سنگها نهرها ميجوشد و برخي از سنگها ميشكافند و از آنها آب خارج ميشود و برخي از آنها از خشيت خدا پائين مي­افتند و خداوند از آنچه ميکنيد غافل نيست (74) آيا اميدواريد که آنها به (عقايد) شما ايمان بياورند؟ در حاليکه عده اي از آنها کلام خدا را مي شنوند و پس از اينکه فهميدند، آگاهانه تغييرش ميدهند (75) و هنگاميکه مسلمانان را ملاقات مي کنند ميگويند ايمان داريم و هنگاميکه با يكديگر تنها ميشوند ميگويند آيا شما درباره چيزهائي که خداوند براي شما گشوده با آنان صحبت مي کنيد تا بعدا نزد پروردگارتان بوسيله همانها عليه شما دليل بياورند؟ آيا تعقل نمي کنيد؟ (76) آيا نميدانند که خداوند آنچه را که پنهان يا آشکار مي کنند ميداند؟ (77) و از آنها کساني هستند که درس نخوانده اند ، از آن کتاب هم چيزي جز خيال هاي خام نميدانند و جز به گمان نميپردازند (78) پس واي برآنان که کتاب را با دستهايشان مي نويسند آنگاه ميگويند اين از جانب خداست تا آنرا به قيمت کمي بفروشند. پس واي بر آنها از آنچه دستهايشان مي نويسد و واي بر آنها از آنچه کسب مي کنند (79) و ميگويند آتش جز چند روزي بما نميرسد. بگو آيا از خدا عهدي گرفته ايد؟ و البته خداوند از عهدش تخلف نمي کند. يا اينکه راجع به خداوند چيزي ميگوئيد که نميدانيد؟ (80) {بلی ، کسي که گناهي کند و خطاهايش احاطه اش نمايد اهل آتش است که در آن جاودان خواهد بود (81) وکساني که ايمان آورده وعمل صالح کنند از ياران بهشتند و در آن جاودانند} (82)

 

 

 

بقره7     آیات83تا103

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ ﴿83﴾ وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿84﴾ ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿85﴾ أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآَخِرَةِ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ﴿86﴾ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِن بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءكُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ ﴿87﴾ وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلاً مَّا يُؤْمِنُونَ ﴿88﴾ وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿89﴾ بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أنَزَلَ اللّهُ بَغْياً أَن يُنَزِّلُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ فَبَآؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿90﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرونَ بِمَا وَرَاءهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِيَاء اللّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿91﴾ وَلَقَدْ جَاءكُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ ﴿92﴾ وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُواْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُواْ فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِن كُنتُمْ مُّؤْمِنِينَ ﴿93﴾ قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿94﴾ وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمينَ ﴿95﴾ وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿96﴾ قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿97﴾ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّلّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْكَافِرِينَ ﴿98﴾ وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ ﴿99﴾ أَوَكُلَّمَا عَاهَدُواْ عَهْداً نَّبَذَهُ فَرِيقٌ مِّنْهُم بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿100﴾ وَلَمَّا جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ كِتَابَ اللّهِ وَرَاء ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿101﴾ وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ﴿102﴾ وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُواْ واتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِندِ اللَّه خَيْرٌ لَّوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ﴿103﴾

 

ای یهودیان! بياد آريد که پيمان بني اسرائيل را گرفتيم که جز خداوند را عبادت نکنيد و به والدين و نزديکان و يتيم ها و بيچارگان نيکي کنيد و به مردم سخن نيکو گوئيد و نماز بپاداريد و زکات دهيد . آنگاه غير از کمي از شما به آن پشت کرديد و روگردان بوديد (83) و هنگاميکه پيمان شما را گرفتيم که خونهايتان را نريزيد و خودهاتان را از شهرهاتان بيرون نکنيد ، شما هم اقرار کرديد و شهادت داديد (84) آنگاه اين خودتان بوديد که خودهاتان را مي كشتيد وعده اي را از شهرهاتان بيرون مي كرديد و بر ضد آنها به گناه و تجاوز همپشتي مي نموديد و اگر بصورت اسير بسويتان مي آمدند فديه ميداديد در حاليکه اساسا اخراج آنها بر شما حرام بود . آيا به قسمتي از کتاب ايمان مي آوريد و به قسمتي کفر ميورزيد؟ پس جزاي کسي که چنين کند چيست جز خواريي در زندگي دنيا و اينکه روز قيامت به شديدترين عذاب معذب شود و خداوند از آنچه مي کنيد غافل نيست (85) آنها کساني هستند که آخرت شان را به دنیا فروختند ، پس عذاب آنها تخفيف نخواهد يافت و ياريي نخواهند شد (86) و البته به موسي آن کتاب را داديم و پس از او نيز پيامبران ديگر را فرستاديم و به عيسي نيز دلايل روشن داديم و او را بوسيله روح القدس تقويت کرديم . پس چرا هر وقت رسولي بسويتان آمد که خوشتان نيامد عده اي را تکذيب وعده اي را کشتيد؟ (87) ای پیامبر! این یهودیان میگویند دلهاي ما در غلاف است. بلكه خداوند بسبب کفرشان لعنتشان نموده و مومنان آنها چقدر کم است (88) و هنگاميکه کتابي از جانب خداوند بسويشان آمد که تصديق کننده كتابشان بود ، و قبلا هم بعلت مژده آمدن پيامبر نسبت به کافران در طلب پيروزي بودند ، اما بمحض آمدن همان چيزي که مي شناختندش به آن کفر ورزيدند ، و لعنت خدا برکافران باد (89) خود را به بد چيزي فروختند که از روي ظلم به آنچه خدا فرستاده کفر ورزيدند . آنهم به اين خاطر که خداوند فضل خويش به هر کس از بندگانش که لایق است داده. و سزاوار غضبي بر غضب ديگري شدند و کافران عذابي خفت بار دارند (90) و هنگامي که به آنان گفته شود به آنچه خدا نازل کرده ايمان بياوريد ميگويند ما به آنچه برخود مان نازل شده ايمان داريم و به غير از آن کفر ميورزند در حاليکه آن حق است و تصديق کننده چيزي است که با آنان است . بگو پس چرا قبلا پيامبران خدا را مي کشتيد اگر مومن ميباشيد (91) و موسي هم با دلايل روشن بسويتان آمد آنگاه شما گوساله را پس از او به پرستش برگرفتيد و ظالم بوديد (92) و هنگاميکه از شما پيمان گرفتيم و کوه طور را بالاي سر شما بلند کرديم ، و گفتيم با قوت بگيريد آنچه را که به شما داده ايم و بشنويد ، به زبان گفتند شنيديم و به دل گفتند نافرماني کرديم و علاقه به آن گوساله در دلهاشان به سبب کفرشان نوشانده شد. بگو چه بد است آن چيزي که ايمان شما به آن فرمان ميدهد اگر مومن هستيد (93) بگو اگر جهان آخرت نزد خدا فقط مخصوص شماست پس آرزوي مرگ کنيد اگر راست ميگوئيد (94) و هرگز آنرا بسبب آنچه از پيش فرستاده اند آرزو نخواهند کرد و خداوند به حال ظالمان آگاه است (95) و آنها را حريص ترين مردم نسبت به زندگي خواهي يافت و عده اي از مشرکان نيز همينطورند. هر يک از آنها آرزو دارد که کاش هزار سال عمر کند و با آن كه آن عمر هم برطرف کننده عذاب از آن ها نخواهد بود و خداوند به آنچه مي کنند بيناست (96) ای پیامبر! بگو هر کس که دشمن جبرئيل باشد توجه کند که او آن قرآن را به فرمان خدا بر دلت نازل مي کند که تصديق کننده کتاب هاي قبلي ، و هدايت و مژده اي براي مومنان است (97) هر کس که دشمن خداوند و ملائکه اش و فرستادگانش و جبرئيل و ميکائيل باشد ، خداوند هم دشمن کافران است (98) و بسوي تو آياتي داراي دليل هاي روشن نازل کرديم که جز گناهکاران به آن کافر نميشوند (99) چرا هر گاه عهدي بستند عده اي از آنها آن را شكستند؟ بلکه اکثرشان ايمان ندارند (100) و هنگامي که فرستاده اي از جانب خدا بسويشان آمد که تصديق کننده چيزي است که با آنهاست عده اي از اهل کتاب ، کتاب خدا را پشت سرشان انداختند که گوئي که اصلا چيزي نميدانند (101) و به آنچه که شيطان ها در فرمانروائي سليمان خواندند علاقه نشان دادند، و البته سليمان کافر نبود وليکن آن شيطان ها كافر بودن ، و به مردم جادو ياد ميدادند و نيز آنچه را که بر آن دو فرشته در بابل نازل شده بود که اسم آنها هاروت و ماروت بود به مردم ياد ميدادند و هاروت و ماروت آن چيزها را به مردم ياد نميدادند مگر اينکه ميگفتند ما وسيله امتحان هستيم پس مبادا کافر شويد، اما مردم از آنها چيزهائي را ياد ميگرفتند که بوسيله آنها بين مرد و همسرش جدائي مي افتاد و - البته آنها جز به اذن خدا به کسي ضرري نميرساند- و نيز از آنها چيزهائي ياد ميگرفتند که برايشان ضرر داشت و نفعي نداشت در حاليکه ميدانستند کسي که آن را جذب کند در آخرت بهره اي نخواهد داشت و چه بداست چيزي که خود را به آن فروختند اگر بدانند (102) و اگر ايمان مي آوردند و تقوا پيشه ميکردند پاداشي از جانب خدا برايشان بهتر بود اگر ميدانستند (103)

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره).

درب : نکوهش يهوديان براي نافرماني هاي مکررشان، کفرشان، تکذيب پيامبران، خود را تافته جدا بافته دانستن و...

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف قبل و این پاراگراف به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

در پاراگراف های پیشین برخی از بدرفتاری های یهودیان را برشمرده بود و اینک ادامه آن :

زیر پا گذاردن میثاق الهی در باره اطاعت نکردن غیر خدا ، احسان به والدین و نردیکان و ایتام و فقراء ، و خوش معاشرتی ، و برپا داشتن نماز ، و پرداخت زکات ، و احتراز از خونریزی ، و احتراز از اخراج همانندان خویش از دیارشان ، و عمل به قسمتی از کتاب (تورات) و بی توجهی به قسمت های دیگر (آیات 83 تا 86)

گردن فرازی در مقابل پیامبران و تکذیب برخی و کشتن برخی دیگر (آیه 87)

کفر (آیه 88)

کفر ، به خصوص در مورد پیامبر اسلام که قبل از ظهورش بشارت ظهورش را میدادند و مخالفان خویش را تهدید میکردند که پس از ظهور او بوسیله او برشما غلبه خواهیم کرد (آیه 80)

 اشاعه این عقیده که در آخرت فقط ما (یهودیان) اهل نجات می باشیم (آیه 94) دشمنی با خدا و ملائکه و پیامبران و جبرئیل (آیه 99)

 پیروی از ساحران و یادگرفتن سحر در حالیکه میدانستند با این کار آخرتشان نابود میشود (آیه های 102 و 103)

4 کلیدهای تفسیری

آیه 102 ، (همان آیه بلند هاروت وماروت) اساسا پرانتزی است . دلیلش هم اینکــه اگرچشم خویش برآن ببندیم وقبل وبعد آن را به هم وصل کنیم خواهیم دید روال سخن صاف ویکدست است .

اما ببینید مفسران ارجمند سابق راجع به آن چه ها گفته اند !

به قول مرحوم علامه در المیزان آیه مذکور ظرفیت حمل 1.260.000 معنی را دارد. (علاقمندان به ذیل همان آیه در آن تفسیر مراجعه فرمایند) حالا اگر کسی بگوید خود این آیه (با آن پتانسیل عظیم حمل معانی­اش) یک آیه کاملاً فرعی (و به اصطلاح پرانتزی) است و اگر کسی نه تنها 1.260.000 معنی آن را، بلکه حتی اگر یکی از معانی آن را هم درک نکرد، در صورتیکه خط اصلی سخن از دستش در نرفته باشد، چیز زیادی را از دست نداده، چه واکنشی خواهید داشت؟

حقیقت این است که همینطور هم هست و آیه مذکور با آن ظرفیت کم­نظیرش کاملاً فرعی است .

5 زاویه با تفاسیر رایج

در ابتدا از شما دعوت میکنیم متن زیر را که آیاتی از سوره بقره است چند بار بخوانید تا در ذهن تان نقش ببندد :

 

و هنگامي که فرستاده اي از جانب خدا بسويشان آمد که تصديق کننده چيزيست که با آنهاست عده اي از اهل کتاب ، کتاب خدا را پشت سرشان انداختند که گوئي که اصلا چيزي نميدانند (101) و آنچه را که شيطان ها در فرمانروائي سليمان خواندند پیروی کردند و سليمان کافر نبود وليکن آن شيطان ها كافر بودند ، و به مردم جادو ياد ميدادند ، و نيز آنچه را که بر آن دو فرشته در بابِل نازل شده بود که اسم آنها هاروت و ماروت بود (به مردم ياد ميدادند) (هاروت و ماروت) آن چيزها را به مردم ياد نميدادند مگر اينکه ميگفتند ما وسيله امتحان هستيم پس مبادا کافر شوي ، اما (مردم) از آنها چيزهائي را ياد ميگرفتند که بوسيله آنها بين مرد و همسرش جدائي مي افتاد و - البته آنها جز به اذن خدا به کسي ضرري نميرساند- و نيز از آنها چيزهائي ياد ميگرفتند که برايشان ضرر داشت و نفعي نداشت در حاليکه ميدانستند که کسي که آن را جذب کند در آخرت بهره اي نخواهد داشت ، و چه بداست چيزي که خود را به آن فروختند اگر بدانند (102) و اگر ايمان مي آوردند و تقوا پيشه ميکردند پاداشي که از جانب خداست برايشان بهتر بود اگر ميدانستند (103)

 

اینک که متن فوق را خوانده اید حتما مطالبی دستگیرتان شده است ، اما از شما دعوت میکنیم اینک همان متن را که مطالب فرعی را از مطالب اصلی – با توجه به درجه فرعی بودن -  با {  } و {{  }} و {{{   }}} متمایز کرده ایم مجددا بخوانید ،

 

و هنگامي که فرستاده اي از جانب خدا بسويشان آمد که تصديق کننده چيزيست که با آنهاست عده اي از اهل کتاب ، کتاب خدا را پشت سرشان انداختند که گوئي که اصلا چيزي نميدانند (101) و آنچه را که شيطان ها در فرمانروائي سليمان خواندند پیروی کردند {و سليمان کافر نبود وليکن آن شيطان ها كافر بودند} {{و به مردم جادو ياد ميدادند}} {{{و نيز آنچه را که بر آن دو فرشته در بابِل نازل شده بود که اسم آنها هاروت و ماروت بود (به مردم ياد ميدادند) (هاروت و ماروت) آن چيزها را به مردم ياد نميدادند مگر اينکه ميگفتند ما وسيله امتحان هستيم پس مبادا کافر شويد}}} {{{{اما (مردم) از آنها چيزهائي را ياد ميگرفتند که بوسيله آنها بين مرد و همسرش جدائي مي افتاد و - البته آنها جز به اذن خدا به کسي ضرري نميرساند- و نيز از آنها چيزهائي ياد ميگرفتند که برايشان ضرر داشت و نفعي نداشت در حاليکه ميدانستند که کسي که آن را جذب کند در آخرت بهره اي نخواهد داشت}}}} و چه بداست چيزي که خود را به آن فروختند اگر بدانند (102) و اگر ايمان مي آوردند و تقوا پيشه ميکردند پاداشي که از جانب خداست برايشان بهتر بود اگر ميدانستند (103)

 

آیا اینک مطلب را بهتر (و حتی خیلی بهتر) درک میکنید؟

بله ، همینطور است ، و این (بهتر فهمیدن) ، نتیجهء تشخیصِ مواردِ فرعی نسبت به اصلی ، و یکی از کلیدهای مهم تفسیری است .

البته میشد بازهم به فرعی و اصلی –  تا رسیدن به جزء لا یتجزی – ادامه داد ، اما لازم نبود  و همین مقدار هم مقصود را می رساند .

 

اینک از شما دعوت میشود متن زیر را بخوانید :

 

و هنگامي که فرستاده اي از جانب خدا بسويشان آمد که تصديق کننده چيزيست که با آنهاست عده اي از اهل کتاب ، کتاب خدا را پشت سرشان انداختند که گوئي که اصلا چيزي نميدانند (101) و آنچه را که شيطان ها در فرمانروائي سليمان خواندند پیروی کردند و سليمان کافر نبود وليکن آن شيطان ها كافر بودند ، و به مردم جادو ياد ميدادند ، و نيز آنچه را که بر آن دو فرشته در بابل نازل شده بود که اسم آنها هاروت و ماروت بود (به مردم ياد ميدادند) (هاروت و ماروت)آن چيزها را به مردم ياد نميدادند مگر اينکه ميگفتند ما وسيله امتحان هستيم پس مبادا کافر شوي ، اما (مردم) از آنها چيزهائي را ياد ميگرفتند که بوسيله آنها بين مرد و همسرش جدائي مي افتاد و - البته آنها جز به اذن خدا به کسي ضرري نميرساند- و نيز از آنها چيزهائي ياد ميگرفتند که برايشان ضرر داشت و نفعي نداشت در حاليکه ميدانستند که کسي که آن را جذب کند در آخرت بهره اي نخواهد داشت ، و چه بداست چيزي که خود را به آن فروختند اگر بدانند (102) و اگر ايمان مي آوردند و تقوا پيشه ميکردند پاداشي که از جانب خداست برايشان بهتر بود اگر ميدانستند (103)

 

بله ! درست فهمیدید ! کلّ آیه 102 نسبت به آیه های قبل و بعد خویش حالت «پرانتزی» دارد و جزء «خط اصلی» مطلب نیست . خط اصلی مطلب همان است که در آیه های 101 و 103 می بینید .

البته در اینجا باید فرق مطالب «فرعی» را با «پرانتزی» بگوئیم : مطالبِ فرعی وابستهء مطالب اصلی هستند ، اما مطالب پرانتزی نسبتا مستقل اند و راه تشخیص آنها این است که اگر قبل و بعدِ آنها را به یگدیکر وصل کنیم در روال سخن سکته ای حادث نمیشود .

در نمونه فوق ، کلّ آیه 102، پرانتزی است ، ودر داخل خویش مطالبِ فرعی {  } و فرعی در فرعی {{   }} ، و فرعی در فرعی در فرعی {{{   }}} و . . . . دارد .

 

این موضوع – یعنی تشخیص دادن مطالب اصلی از فرعی – یکی از کلید های بسیار مهم فهم کلام وحی است و چه بسیار مفسران عالیقدری که به علت توجه نکردن به این کلید تفسیری (و اصلی گرفتن مطالب فرعی) در درک مطلب به خطا افتادند و فرمایشاتی فرمودند که .....

6 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه های 102 و 103 (هاروت و ماروت) بسیار مشهور است و هم مورد اقبال هنرمندان واقع شده و هم اهل منبر آن را با آب و تاب و معمولا با روایات اسرائیلی شرح میدهند و از این لحاظ برجستگی دارد.

7 - آیات مشکل

مفسران در موضوع آیه های 1و2 و 103 اقوال عجیب و غریب و بهضا متخالف و متضادی گفته اند که از این لحاظ در زمره آیت مشکل قرار میگیرند.

ما نیز تفسیری از آن در ذیل ارائه کرده ایم.

8 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 86 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

همچنین است آیه 90.

آیه 93 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

همچنین است آیه های 102 و 103

آیه های 97 و 98 از این لحاظ که به مخلوقاتی اشاره کرده که حتی مانیز به آنها دسترسی نیافته و ذهنیتی از آنها نداریم، بالاتر از ذهنیات ما و طبعا مخاطبان اولیه نیز، هست.

             9 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 92 و 93 و 99 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

قضیه «هاروت» و «ماروت» و حواشی آن

آیه 102 علیرغم بلند بودن متن آن و معانی متنوعی که مفسران ارجمند کرده­اند واضح است و خلاصه­اش این است که آنها علیرغم اینکه به آنان تذکر داده می­شد که اگر دنبال جادوگری بروند در آخرت چیزی نخواهند داشت، باز هم دنبال جادوگری می­رفتند، و آخرتِ خویش را از دست می­دادند.

البته معلوم است که این کار فقط می­تواند کار کسانی باشــد که به آخــرت چنــدان اعتقادی ندارند.

با وجود این در آیه مذکور نکاتی هست که بهتر است شرح شود. مثلاً:

1- آنچه که شیطان­ها بر فرمانروائی سلیمان خواندند.

2- سلیمان کافر نبود ولیکن شیطان­ها کفر ورزیدند.

3- شیطان­ها به مردم جادو یاد می­دادند.

4- شیطان­ها به مردم آنچه را که بر آن دو فرشته در بابِل نازل شده بود یاد می­دادند.

5- اسم آن دو فرشته هاروت و ماروت بود.

6- هاروت و ماروت چیزی به مردم یاد نمی­دادند مگر اینکه قبلاً می­گفتند ما وسیله امتحانیم مبادا کافر شوی.

7- در تعلیمات هاروت و ماروت چیزهائی بود که بوسیلۀ آن بین مرد و زنش جدائی می­افتاد.

8- در تعلیمات هاروت و ماروت هر چه بود، جز به اذن خدا اثر نمی­کرد.

9- مردم از آنها چیزهائی یاد می­گرفتند که برایشان ضرر داشت و نفعی نداشت.

10- مردم ضمن یاد گرفتن آن چیزها می­دانستند که جذب آنها سبب نابودی آخرتشان می­شود.

از ترکیب موارد 1 و 2 معلوم می­شود پس از اینکه سلیمان مُرد شیاطین بر سلطنت او وِردها و طلسم­هائی خواندند و از همینجا معلوم می­شود که سلیمان در زمان حیاتش شیاطین را (یا بعضی از شیاطین را – یا قدرت شیطنت شیاطین را) در بند کرده بود.

شیاطین مذکور دو کار می­کردند:

1- بر حکومت سلیمان چیزهائی خواندند (مثلاً طلسم و ...)،

2- به مردم دو چیز یاد می­دادند: (الف: جادو، ب: تعلیمات هاروت و ماروت را)

از اینجا معلوم می­شود جادو، واقعیت دارد و یکی از عوامل و عناصر این جهان است و دارای اثر است و ریشه­اش در تعالیم و عمل شیطان است. ولی همین جادو که واقعی هم هست و اثر هم دارد، مانند هر چیز دیگر اگر خدا بخواهد اثر می­کند. یعنی توکل به خدا اثرش از جادو بالاتر است. چیز دیگری که از اینجا معلوم می­شود این است که پیامبران از شیاطین قوی­ترند.

چیز دیگری که فهمیده می­شود این است که بتدریج در اثر سوء اختیار مردم و فروش آخرت خویش به قیمت یاد گرفتن جادو و تعالیم هاروت و ماروت، عده­ای جادوگر انسانی هم پیدا شدند.

بنابراین اصل وجود جادو و جادوگری قبول است اما اینهمه کسانی که ادعای آن را دارند و مدرسه­ای (مانند مدرسه هری­پاتر) که بیایند در آن درسش را بدهند و فارغ­التحصیلان آن در اینجا و آنجا پراکنده باشند و داخل زندگی مردم پخش باشند، اینها تخیلات و آرزوهاست مانند سایر تخیلات و آرزوهائی که در فیلم­هائی مانند مرد شش میلیون دلاری و ماسک و کارآگاه گجت و کتابهائی مانند نوشته­های کارلوس کاستاندا و شخصیت­های خیالی مانند دون خوان و امثال او و فیلمهای سرخ­پوستی (که در یکی از آنها، پدربزرگ آن شخص همه چیزهائی را که قرار بود اتفاق بیفتد در خواب برای او می­گفت) می­بینیم.

همچنین از آن باطل­تر عقیده به این است که روح هر کس پس از مرگ او می­تواند در زندگی مردم رفت و آمد و دخل و تصرف فیزیکی داشته باشد و  اشیائی را جابجا کند و افکاری را القاء کند و کسی را بکشد یا زخمی کند یا بر عکس زخمیی را مداوا کند و که اینها یکی از اصول فرهنگ اروپائی است و باطل و بی­اصل است و در قرآن کوچکترین دلیلی بر آن نیست.

بله. راجع به جادو، دلیل قرآنی داریم. گرچه اتفاقی که در قضیه اژدهای موسی افتاد طرف­های مقابل او جادوگر نبودند بلکه شعبده­باز بودند و چنان می­کردند که بنظر بیاید آن چیزهائی که می­اندازند مار و افعی است نه اینکه چوبها و طنابهائی که می­انداختند واقعاً مار و افعی باشد و قرآن درباره کار آنها می­گوید «یُخّیلُ» (چنین به خیال می­رسید) که «انّه تسعی» (= که آن جنبش دارد) یعنی واقعاً جنبشِ خود جوش نداشته بلکه آنها شعبده­باز بودند و کارهائی می­کردند که چنین بنظر بیاید که جنبش دارد و بین بودن و بنظر آمدن فرق زیادیست.

اما تاریخ واقعی سحر و جادو را باید پس از سلیمان بدانیم که جادو وارد زندگی شد به ترتیبی که فوقاً بعرضتان رسید.

در همینجا باید گفت موضوع مرتاضان را هم باید از جادوگران جدا کرد زیرا مرتاضان در اثر سختی زیاد و تمرین­های سخت و ریاضت­های غیرقابل تحمل یک قدرت­های جسمی و روحیی پیدا می­کنند که آنها را قادر به انجام کارهائی می­کند که افراد معمولی نمی­توانند.

آیا این فیلم­های «مردان قوی» را دیده­اید که مثلاً کسی از حرکت کامیون جلوگیری می­کند؟ این قابل فهم است. بسیاری هستند که اگر آن تمرین­های ورزشی را بکنند، آنقدر زورمند می­شوند که بتوانند آن کار را بکنند. موضوع مرتاضان هم شبیه آنها است. آنها تمرین­های از نوع دیگری می­کنند و به نتایج دیگری می­رسند و اگر کسان دیگری هم همان تمرینات آنها را بکنند، موفق به انجام همان کارهائی خواهند شد که آنها می­کنند. و آنچه عرض کردیم اصول و کلیات این چیزها بود و برای رعایت اختصار از شرح بیشتر چشم پوشیده و تفصیل آن را به خوانند فرهیخته وا می­گذاریم.

رفتار دو گانه یهودیان

در آیه 89 «نسبت به کافران در طلب پیروزی بودند» به این معنی است که یهودیان وقتی که با همسایگانشان مشکلی پیدا می­کردند برای آنها چنین خط و نشان می­کشیدند که هم اکنون در مکه پیغمبری ظهور کرده، و در تورات هم با اسم و رسم معرفی شده، او به اینجا می­آید و ما با او متحد می­شویم و پدر شما کافران را در می­آوریم و غیره اما وقتیکه پیامبر(ص) به مدینه آمد در سه جنگ بزرگ با او درگیر شدند و غیر از جنگها هم هر روز آزار و توطئه­ای داشتند.

جمع بندی و تفسیر

و بياد آريد که پيمان بني اسرائيل را گرفتيم که جز خداوند را عبادت نکنيد و به والدين و نزديکان و يتيم ها و بيچارگان نيکي کنيد و به مردم سخن نيکو گوئيد و نماز بپاداريد و زکات دهيد . آنگاه غير از کمي از شما به آن پشت کرديد و روگردان بوديد (83) و هنگاميکه پيمان شما را گرفتيم که خونهايتان را نريزيد و خودهاتان را از شهرهاتان بيرون نکنيد ، شما هم اقرار کرديد و شهادت داديد (84) آنگاه اين خودتان بوديد که خودهاتان را مي كشتيد وعده اي را از شهرهاتان بيرون مي كرديد و بر ضد آنها به گناه و تجاوز همپشتي مي نموديد و اگر بصورت اسير بسويتان مي آمدند فديه ميداديد در حاليکه اساسا اخراج آنها بر شما حرام بود . آيا به قسمتي از کتاب ايمان مي آوريد و به قسمتي کفر ميورزيد؟ پس جزاي کسي که چنين کند چيست جز خواريي در زندگي دنيا و اينکه روز قيامت به شديدترين عذاب تحويل شود و خداوند از آنچه مي کنيد غافل نيست (85) آنها کساني هستند که زندگي دنيا را به قيمت آخرت خريدند ، پس عذاب آنها تخفيف نخواهد يافت و ياريي نخواهند شد (86) و البته به موسي آن کتاب را داديم و پس از او نيز پيامبران ديگر فرستاديم و به عيسي نيز دلايل روشن داديم و او را بوسيله روح القدس تقويت کرديم . پس چرا هر وقت رسولي بسويتان آمد که خوشتان نيامد عده اي را تکذيب وعده اي را کشتيد؟ (87) و گفتند دلهاي ما در غلاف است. بلكه خداوند بسبب کفرشان لعنتشان نموده و مومنان آنها چقدر کم است (88) و هنگاميکه کتابي از جانب خداوند بسويشان آمد که تصديق کننده كتابشان بود ، و قبلا هم (بعلت مژده آمدن پيامبر) نسبت به کافران در طلب پيروزي بودند ، اما بمحض آمدن همان چيزي که مي شناختندش به آن کفر ورزيدند ، و لعنت خدا برکافران باد (89) خود را به بد چيزي فروختند که از روي ظلم به آنچه خدا فرستاده کفر ورزيدند . آنهم به اين خاطر که خداوند فضل خويش به هر کس از بندگانش که خواهد داده. و سزاوار غضبي بر غضب ديگري شدند و کافران عذابي خفت بار دارند (90) و هنگامي که به آنان گفته شود به آنچه خدا نازل کرده ايمان بياوريد ميگويند ما به آنچه برخود مان نازل شده ايمان داريم و به غير از آن کفر ميورزند در حاليکه آن حق است و تصديق کننده چيزيست که با آنان است . بگو پس چرا قبلا پيامبران خدا را مي کشتيد اگر مومن ميباشيد (91) و موسي هم با دلايل روشن بسويتان آمد آنگاه شما گوساله را پس از او (به پرستش) برگرفتيد و ظالم بوديد (92) و هنگاميکه از شما پيمان گرفتيم و (کوه) طور را بالاي (سر) شما بلند کرديم ، (و گفتيم) با قوت بگيريد آنچه را که به شما داده ايم و بشنويد ، (به زبان) گفتند شنيديم و (به دل گفتند) نافرماني کرديم و (علاقه) گوساله در دلهاشان به سبب کفرشان نوشانده شد. بگو چه بد است آن چيزي که ايمان شما به آن فرمان ميدهد اگر مومن هستيد (93) بگو اگر جهان آخرت نزد خدا فقط مخصوص شماست پس آرزوي مرگ کنيد اگر راست ميگوئيد (94) و هرگز آنرا بسبب آنچه از پيش فرستاده اند آرزو نخواهند کرد و خداوند به حال ظالمان آگاه است (95) و آنها را حريص ترين مردم نسبت به زندگي خواهي يافت و عده اي از مشرکان نيز (همينطورند). هر يک از آنها آرزو دارد که کاش هزار سال عمر کند و با آن كه آن (عمر) هم برطرف کننده عذاب از آن ها نخواهد بود و خداوند به آنچه مي کنند بيناست (96) بگو هر کس که دشمن جبرئيل باشد (توجه کند که) او آن (قرآن) را به فرمان خدا بر دلت نازل مي کند که تصديق کننده (کتاب هاي) قبلي ، و هدايت و مژده اي براي مومنان است (97) هر کس که دشمن خداوند و ملائکه اش و فرستادگانش و جبرئيل و ميکائيل باشد ، خداوند هم دشمن کافران است (98) و بسوي تو آياتي داراي دليل هاي روشن نازل کرديم که جز گناهکاران به آن کافر نميشوند (99) چرا هر گاه عهدي بستند عده اي از آنها آن را شكستند؟ بلکه اکثرشان ايمان ندارند (100) و هنگامي که فرستاده اي از جانب خدا بسويشان آمد که تصديق کننده چيزي است که با آنهاست عده اي از اهل کتاب ، کتاب خدا را پشت سرشان انداختند که گوئي که اصلا چيزي نميدانند (101) {و آنچه را که شيطان ها در فرمانروائي سليمان خواندند، {{و سليمان کافر نبود وليکن آن شيطان ها كافر بودند}}{{{ و به مردم جادو ياد ميدادند و نيز آنچه را که بر آن دو فرشته در بابل نازل شده بود که اسم آنها هاروت و ماروت بود به مردم ياد ميدادند}}}(هاروت و ماروت)آن چيزها را به مردم ياد نميدادند مگر اينکه ميگفتند ما وسيله امتحان هستيم پس مبادا کافر شوي، {{{{اما (مردم) از آنها چيزهائي را ياد ميگرفتند که بوسيله آنها بين مرد و همسرش جدائي مي افتاد و - البته آنها جز به اذن خدا به کسي ضرري نميرساند- و نيز از آنها چيزهائي ياد ميگرفتند که برايشان ضرر داشت و نفعي نداشت در حاليکه ميدانستند کسي که آن را جذب کند در آخرت بهره اي نخواهد داشت}}}} و چه بداست چيزي که خود را به آن فروختند اگر بدانند}(102) و اگر ايمان مي آوردند و تقوا پيشه ميکردند پاداشي از جانب خدا برايشان بهتر بود اگر ميدانستند.(103)

 

بقره8    آیات104تا123

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُوا ْوَلِلكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿104﴾ مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿105﴾ مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿106﴾ اَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿107﴾ أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ ﴿108﴾ وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿109﴾ وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿110﴾ وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿111﴾ بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿112﴾ وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَىَ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿113﴾ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِينَ لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿114﴾ وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿115﴾ وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ ﴿116﴾ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿117﴾ وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿118﴾ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ ﴿119﴾ وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿120﴾ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمن يَكْفُرْ بِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿121﴾ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿122﴾ وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ﴿123﴾

 

اي مسلمانان مانند یهودیان نباشید و نگوئيد «رعايتمان کن » ، زیرا این جمله در زبان آنها معنی بدی دارد ، بلکه بگوئيد «ما را در نظر داشته باش » و سخن حق را بشنويد و کافران عذابي دردناک خواهند داشت (104) کافران اهل کتاب و مشرکان دوست ندارند هيچ خيري از جانب پروردگارتان بر شما نازل شود در حاليکه خداوند رحمت خويش را به هر کس که خواهد اختصاص خواهد داد و خداوند صاحب فضل عظيم است (105)  هر آيه اي را که منسوخ کنيم يا آنرا از يادها ببريم بهتر از آن را يا لااقل مثل آن را مي آوريم . آيا نمي دانيد که خداوند بر هر چيزي قادر است؟ (106) آيا نمي دانيد که خداوند مالک آسمانها و زمين است و جز خدا هيچ سرپرست و ياوري نداريد؟ (107) يا اينکه ميخواهيد از رسولتان چيزهائي بخواهيد که قبلا از موسي خواسته شد؟ و هر کس که کفر را با ايمان عوض کند حتما از راه راست گم شده است (108)  بسياري از اهل کتاب پس از اينکه حق برايشان آشکار شد، بعلت حسدي كه در درونشان است ، دوست دارند کاش مي شد که پس از ايمانتان به کفر برگرديد . از آنها در گذريد و چشم بپوشيد تا خداوند امرش را بياورد که خداوند بر هر چيزي تواناست (109) و نماز بپاداريد و زکات دهيد و هر چه براي خويش پيشاپيش بفرستيد نزد خداوند خواهيد يافت که خداوند به آنچه مي کنيد بيناست (110) مي گويند هيچ کس داخل بهشت نمي شود مگر اينکه يهودي و يا مسيحي باشد. اينها آرزوهايشان است. بگو دليل خويش بياوريد اگر راست مي گوئيد (111) بلي.کسي که رويش را براي خدا تسليم کند و نيکوکار هم باشد، پاداشش نزد پروردگارش محفوظ است و نه ترسي داشته باشد و نه اندوهگين باشد (112) و يهوديان مي گويند مسيحيان برچيزي از حق استوار نيستند و مسيحيان هم مي گويند يهوديان برچيزي نيستند در حالي که آن کتاب را هم مي خوانند. کساني که علم ندارند نيز مانند آنها مي گويند. بلي خداوند روز قيامت درباره آنچه که در آن اختلاف دارند بينشان حکم خواهد کرد (113) و چه کسي ظالم تر است از کسي که از ياد خدا در مساجد جلوگيري نموده و سعي در خرابي آنها کند؟ آنها را نميرسد داخل آن شوند مگر اينکه نگران باشند. در دنيا خواريي و در آخرت عذابي بزرگ خواهند داشت (114) و مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر جا که رو کنيد همانجا رو به خداست که خداوند وسعت دهنده داناست  (115)  ميگويند خداوند فرزندي برگرفته است. منزه است از آن. بلکه آنچه در آسمانها و زمين است مال اوست و همه فرمانبردار اويند (116) همو بوجود آورنده آسمانها و زمين است و وقتي که امري را بخواهد اجرا شود جز اين نيست که به آن مي گويد: باش، پس مي شود (117) و کساني که علم ندارند مي گويند چرا خداوند با ما سخن نمي گويد يا معجزه اي بسوي ما نمي آيد؟ پيشينيان آنها نيز چنين گفتند. دلهاشان متشابه است. البته آيات را براي مردمي که يقين دارند بيان کرده ايم (118) ای پیامبر! تو را به حق مژده دهنده اي و هشدار دهنده اي فرستاده ايم و تو مسئول اهل جهنم نمي باشي (119) نه يهوديان و نه مسيحيان هرگز از تو راضي نخواهند شد مگر اينکه دين آنها را پيروي کني. بگو البته هدايت همان هدايت خداوند است واگر هواي نفس آنها را پس از اينکه مقداری از آن علم بسويت آمده پيروي کني از جانب خداوند يار و ياوري نخواهي داشت (120) کساني که کتابشان داده ايم و آن را آنطور که حق تلاوت کردن آن است تلاوت مي کنند، به آن ايمان دارند و کسي که به آن کفر ورزد زيانکار است (121) اي بني اسرائيل! نعمتم را که برشما ارزاني داشتم بياد آوريد که شمارا برجهانيانِ معاصرتان برتري دادم (122)  و از روزي پروا کنید که هيچ کس فايده اي براي ديگري نخواهد داشت و از او نه معادلي پذيرفته مي شود و نه شفاعتي فايده اي خواهد کرد و نه ياريی خواهد شد (123)

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : ای مسلمانان! ارتباطات خود را با اهل کتاب و مشرکان کاهش دهید و اهل کتاب و مشرکان از لحاظ انحراف از راه حق مشابهند، شما همان راه صحیح پیامبرتان را بروید و به یهودیان به چشم دشمن بنگرید و به عبادات خودتان بپردازید و به اینطرف و آنطرف نگاه نکنید  راه مستقیم خودتان را بروید.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

 

3 - سوالات

1 – منظور از جمله مطلق «واسمعوا» (آیه 104) چیست؟

2 – منظور از «خیر» (آیه 105) چیست؟

3 – منظور از «آیه» (آیه 106) چیست؟

4 – چرا در آیه 109 پس از اینکه پرده از خطر عضیم یهودیان برداشت ، در دنبال آن ، به عنوان عمل متقابل ، به عفو و صفح که نوعی ترمز در مقابل برخورد جدی حساب میشود ، توصیه فرموده؟

5 – چرا در همانجا وعده «یاتی الله بامره» داده؟

6 – چرا در آیه 110 توجه مسلمانان را به رفتارهای عادی مسلمانی برگردانده؟

7 – منظور از «خیر» (آیه 109) چیست؟

8- « تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ » (آیه111) با کدام کلید فهم قرآن مطابق است؟

9- «وهم یتلون الکتاب» (آیه113) چطور؟

10- منظور آیه 114 چه کسانی است؟ (مشرکان مکه؟ یهودیان؟ یا....؟) با دلیل قرآنی جواب دهید .

11 – منظور از «الذین» در آیه 118 چه کسانی است؟

12 – منظور آیه 121 چیست؟

13 - منظور از آیه 122 که در همین سوره قبلا ذکر شده و در سوره های قبلی نیز چند بار ذکرشده ، چیست؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

آیات 108 و 109 نشان میدهد که برخی از مسلمانان از آنحضرت توقعاتی ابراز میکردند و رفتارهای خلاف ادب بروز میدادند که شباهتی به رفتارهای یهودیان صدر یهودیت در مقابل حضرت موسی (ع) داشت ، که سبب نزول این آیات و تادیب آنها شد .

واقعا در این مقطع زمانی ، یهودیان برای مسلمانان یک خطر بزرگ ، گرچه پنهان ، بودند زیرا که هدف نهایی شان این بود که آنها را از تعالیم آنحضرت برگردانند .

 

چنین به نظر میرسد که در روز های نزول این آیات بلبشوئی و سردرگمیی بر مجموع اردوگاه های یهودیان و مسیحیان حاکم بوده ، زیرا از طرفی یکدیگر را هیچ جوری به حقانیت قبول نداشتند (آیه 113) و از طرف دیگر بایکدیگر اتحاد تاکتیکی میکردند و یکدیگر را به حقانیت می ستودند (آیه 111)

از مجموع آیات 111 تا 115 فهمیده میشود هم یهودیان و هم مسیحیان در مدینه صاحب ریشه و پایگاه بودند ، و با هم رقابت آشکار هم داشتند ، اما در مقابل دین جدید موقتا اختلافات را کنار گذاشتند و حمله متمرکزی را به اسلام در پیش گرفتند ، و با توجه به شدت نکوهش قرآن نسبت به یهودیان در سوره های دیگر ، میتوان فهمید که در این دشمنی مشترک با اسلام ، رهبری با یهودیان بوده و مسیحیان نقش کمرنگ تری داشته اند .

از آیه 114 فهمیده میشود مبارزه یهودیان و مسیحیان فقط محدود به امور ایدئولوژیک نبوده بلکه به برخوردهای فیزیکی نیز تسری یافته بوده است ، و (بر اساس آیه 115) موضوع قبله نیز در این مطلب یکی از فاکتورهای مهم بوده است .

 

اینکه کسانی برای خداوند فرزند قائل باشند بین مسیحیان و مشرکان مشترک بوده ، و همچنین است موضوع آیه 118 که آنهم بین یهودیانِ صدر یهودیت و مشرکان معاصر نزول این آیات مشترک بوده ، اما ، باذکر «کذلک قال الذین من قبلهم . . » مسیحیان و یهودیان کنار گذاشته شده و تعریض فقط متوجه مشرکان و عده ای از مسلمانان که غرور برشان داشته بود ، یا منافقان ، میشود ،  اما ، اگر به آیات پرانتزی توجه کنیم و مطالب اصلی پاراگراف را باز شناسی کنیم خواهیم فهمید این پاراگراف در تعریض به مسیحیان و یهودیان معاصر آنحضرت در مدینه ، و بیشتر متوجه یهودیان  (116 تعریض به مسیحیان ، و 118 به یهودیان ، و قسمت اول 120 به هردو ، و 122 و 123 به یهودیان) است .

5 - کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

آیه 109 بدون اینکه فرع بر آیه­ای باشد پرانتزی است.

آیه 112 به قرینه کلمه «بلی» فرع بر آیه 111 است.

آیه 117 فرع است بر 116 و این واضح است ، و همچنین است 119 نسبت به 118 ، و همچنین است 121 نسبت به 120 .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُوا ْوَلِلكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿104﴾ مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿105﴾ مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿106﴾ اَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿107﴾ أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ ﴿108﴾ وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿109﴾ وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿110﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! ارتباطات خود را با اهل کتاب و مشرکان کاهش دهید و به آنها به عنوان دشمن بنگرید.

2

 وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿111﴾ بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿112﴾ وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَىَ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿113﴾ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِينَ لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿114﴾ وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿115﴾ وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ ﴿116﴾ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿117﴾ وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿118﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! این وضع یهود و نصاری است.

3

إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ ﴿119﴾ وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿120﴾ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمن يَكْفُرْ بِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿121﴾ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿122﴾ وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ﴿123﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای پیامبر و ای مسلمانان! راه صحیح خودتان را بروید و به این و آن نگاه نکنید.

6 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 106 از جهت بار فلسفی و جهان بینی قوی که دارد؟ بطور وضوح از آیات برجسته است، و البته کم و بیش مورد اقبال هنرمندان خوشنویس و کاشیکار هم بوده است.

7 - آیات مشکل

آیه 109 به علت اختلاف مفسران در آن که اقوال متخالف و بلکه متضادی در آن گفته اند، از جمله آیات مشکل میباشد.

8 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 109 به علت محتوای سنگین آن، با توجه به شناختی که از ساده و بسیط بودن اذهان مخاطبان اولیه داریم بطور قطع بالاتر از ذهنیات آنان بوده است، زیرا این آیه امروز نیز بالاتر از ذهنیات بشر امروز است.

انتهای آیه 114 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

همچنین است آیه 123.

آیه 115 و 116 از آنجا که خالصا به شئون الهی اشاره دارد بالاتر از ذهنیات ما و پس از ما است و مخاطبان اولیه که جای خود دارند.

9 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - ای مسلمانان! ارتباطات خود را با اهل کتاب و مشرکان کاهش دهید

2 - اهل کتاب و مشرکان از لحاظ انحراف از راه حق مشابهند، شما همان راه صحیح پیامبرتان را بروید و به یهودیان به چشم دشمن بنگرید و به عبادات خودتان بپردازید و به اینطرف و آنطرف نگاه نکنید و راه مستقیم خودتان را بروید.

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 107 و 110 و 116 و 117 و 121 تا 123 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

 

دریافت های کوتاه و مستقیم

آیه 104: جمله «رعایتمان کن»، جمله­ای بود که یهودیان در ملاقات با پیامبر(ص) می­گفتند اما در زبان خودشان معنی بدی داشت و با تکرار آن در بین خودشان پیامبر و مسلمانان را مسخره می­کردند و دستوری که در آیه آمده است اولین دستور عملی است که مسلمانان شباهت­های خود را با یهودیان کاهش دهند. بعداً در دستور تغییر قبله خواهیم دید که مسلمانان قبله خویش را از آنان جدا کنند و چنانکه از احادیث و روایات بر می­آید حتی در نوع خط و کتابت و یا آداب لباس پوشیدن و اصلاح سر و رو و خلاصه در همه چیز ممکن، توصیه بر جداسازی بود.

آیه 105: منظور از «خیر» در اینجا، وحی است. یهودیان خود را «قوم برگزیده» حساب می­کردند و اینکه اگر پیامبر جدیدی که ظهور کرده بود، به راه آنها نمی­رفت و راه مستقل خویش را پیش می­گرفت، آنها از «برگزیدگی» می­افتادند و از همین جهت از دین جدید بدشان آمده بود.

آیه 106: با توجه به «درس» و «درب» ، یعنی اینکه اگر شریعت موسی(ع) را نسخ کنیم شریعت بهتری بجای آن می­آوریم یا لااقل مانند آن را.

جمع بندی و تفسیر

اي مسلمانان نگوئيد «رعايتمان کن » بلکه بگوئيد «ما را در نظر داشته باش » و (سخن حق را) بشنويد و کافران عذابي دردناک خواهند داشت (104) کافران اهل کتاب و مشرکان دوست ندارند هيچ خيري از جانب پروردگارتان بر شما نازل شود در حاليکه خداوند رحمت خويش را به هر کس که خواهد اختصاص خواهد داد و خداوند صاحب فضل عظيم است (105)  هر آيه اي را که منسوخ کنيم يا آنرا از يادتان ببريم بهتر از آن را يا لااقل مثل آن را مي آوريم . آيا نمي داني که خداوند بر هر چيزي قادر است؟ (106) آيا نمي داني که خداوند مالک آسمانها و زمين است و جز خدا هيچ سرپرست و ياوري نداريد؟(107) يا اينکه ميخواهيد از رسولتان (چيزهائي) بخواهيد که قبلا از موسي خواسته شد؟ و هر کس که کفر را با ايمان عوض کند حتما از راه راست گم شده است (108)  بسياري از اهل کتاب پس از اينکه حق برايشان آشکار شد، بعلت حسدي كه در درونشان است ، دوست دارند کاش مي شد که پس از ايمانتان به کفر برگرديد . از آنها در گذريد و چشم بپوشيد تا خداوند امرش را بياورد ، که خداوند بر هر چيزي تواناست (109) و نماز بپاداريد و زکات دهيد و هر چه براي خويش پيشاپيش بفرستيد نزد خداوند خواهيد يافت که خداوند به آنچه مي کنيد بيناست (110) مي گويند هيچ کس داخل بهشت نمي شود مگر اينکه يهودي و يا مسيحي باشد. اينها آرزوهايشان است. بگو دليل خويش بياوريد اگر راست مي گوئيد (111) {بلي.کسي که رويش را براي خدا تسليم کند و نيکوکار هم باشد پاداشش نزد پروردگارش محفوظ است و نه ترسي داشته باشد و نه اندوهگين باشد} (112) و يهوديان مي گويند مسيحيان برچيزي (از حق استوار) نيستند و مسيحيان هم مي گويند يهوديان برچيزي نيستند در حالي که آن کتاب را هم مي خوانند. کساني که علم ندارند نيز مانند آنها مي گويند. بلي خداوند روز قيامت درباره آنچه که در آن اختلاف دارند بينشان حکم خواهد کرد (113) و چه کسي ظالم تر است از کسي که از ياد خدا در مساجد جلوگيري نموده و سعي در خرابي آنها کند؟ آنها را نميرسد داخل آن شوند مگر اينکه نگران باشند. در دنيا خواريي و در آخرت عذابي بزرگ خواهند داشت (114) و مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر جا که رو کنيد همانجا رو به خداست که خداوند وسعت دهنده داناست  (115)  ميگويند خداوند فرزندي برگرفته است. منزه است از آن. بلکه آنچه در آسمانها و زمين است مال اوست و همه فرمانبردار اويند (116) {بوجود آورنده آسمانها و زمين است و وقتي که امري را بخواهد اجرا شود جز اين نيست که به آن مي گويد: باش، پس مي شود} (117) و کساني که علم ندارند مي گويند چرا خداوند با ما سخن نمي گويد يا معجزه اي بسوي ما نمي آيد؟ پيشينيان آنها نيز چنين گفتند. دلهاشان متشابه است. البته آيات را براي مردمي که يقين دارند بيان کرده ايم (118) {تو را به حق مژده دهنده اي و هشدار دهنده اي فرستاده ايم و تو مسئول اهل جهنم نمي باشي} (119) نه يهوديان و نه مسيحيان هرگز از تو راضي نخواهند شد مگر اينکه دين آنها را پيروي کني. بگو البته هدايت همان هدايت خداوند است {واگر هواي نفس آنها را پس از اينکه از علم (مقداري) بسويت آمده پيروي کني از جانب خداوند يار و ياوري نخواهي داشت (120) کساني که کتابشان داده ايم و آن را آنطور که حق تلاوت کردن آن است تلاوت مي کنند، به آن ايمان دارند و کسي که به آن کفر ورزد زيانکار است} (121) اي بني اسرائيل! نعمتم را که برشما ارزاني داشتم بياد آوريد که شمارا برجهانيان برتري دادم (122)  و از روزي که هيچ کس فايده اي براي ديگري نخواهد داشت و از او نه معادلي پذيرفته مي شود و نه شفاعتي فايده اي خواهد کرد و نه ياري خواهد شد پروا كنيد.(123)

 

بقره9   آیات124تا141

وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿124﴾ وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ﴿125﴾ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿126﴾ وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿127﴾ رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿128﴾ رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ ﴿129﴾ وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿130﴾ إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿131﴾ وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿132﴾ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿133﴾ تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿134﴾ وَقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿135﴾ قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿136﴾ فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿137﴾ صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ ﴿138﴾ قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِي اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ ﴿139﴾ أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطَ كَانُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿140﴾ تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿141﴾

 

و هنگامي که ابراهيم را پروردگارش به کلماتي امتحان کرد و او نيز تمامشان را انجام داد، گفت تو را امام قرار خواهم داد . گفت و آيا از نسل من نيز کسانی امام خواهند بود؟ گفت بلی ، لیکن عهدم به ظالمانِ آنها نميرسد (124) و هنگاميکه آن خانه را محل مراجعه مردم و امن قرار داديم و گفتيم شما از مقام ابراهيم نمازگاهي برگيريد و با ابراهيم و اسماعيل عهد کرديم که خانه مرا براي طواف کنندگان و عاکفان و رکوع و سجود کنندگان پاکيزه کنند (125) و هنگاميکه ابراهيم گفت پروردگارا اين شهر را ايمن کن و اهالي آن را که به خدا و آخرت ايمان دارند از ميوه ها روزي ده. خداوند در جوابش گفت و کسي را هم که کافر باشد نيز اندكي برخوردار خواهم كرد و آنگاه او را بسوي عذاب آتش خواهم کشاند و بازگشتگاه بدي است (126) و آن هنگام که ابراهيم و اسماعيل داشتند پايه هاي آن خانه را بالا مي آوردند ميگفتند پروردگارا از ما بپذير که تو شنواي دانائي (127)  پروردگارا ما را تسليم خودت گردان و نيز از فرزندان ما مردمي تسليم قرار ده . و راه و رسم ما را نشانمان ده و توبه ما را بپذير که توبه پذيری مهرباني (128) پروردگارا و از ميان آنها رسولي برانگيز که آياتت را برآنها بخواند و کتاب و حکمت به آنها بياموزد و پاکشان کند. كه پيروزمند فرزانه اي (129) و چه کسي از دين ابراهيم روي مي گرداند مگر اينکه خودش را سبک کرده باشد و البته او را در دنيا برگزيديم و در آخرت از صالحان است (130) هنگاميکه پروردگارش به اوگفت تسليم باش گفت تسليم پروردگار جهانيانم (131) و ابراهيم آنرا به پسرانش سفارش كرد و يعقوب نيز ، كه اي پسرانم خداوند براي شما دين برگزيد. پس مبادا بميريد و مسلم نباشيد (132) آيا شما یهودیان و مسیحیان آن وقتي که مرگ بسراغ يعقوب آمد حاضر بوديد؟ هنگامي که به پسرانش گفت پس از من چه را عبادت مي کنيد؟ گفتند خداي تو را و خداي پدرانت ابراهيم و اسمعيل و اسحق را که خدائي يگانه است و ما تسليم اوئيم (133) آنها امتي بودند که رفتند. آنچه کسب کردند براي خودشان خواهد بود و انچه شما کسب کنيد براي خودتان خواهد بود و شما از اعمال آنان بازخواست نخواهيد شد (134) و گفتند يا يهودي و يا مسيحي باشيد تا هدايت يابيد. بگو بلکه دين ابراهيم معتدل را داريم و او از مشرکان نبود (135) بگوئيد به خداوند ايمان داريم و به آنچه به ما نازل شده و به آنچه به ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و اسباط نازل شده و به آنچه به موسي و عيسي و آنچه به پيامبران از جانب پروردگارشان داده شده ايمان داريم. بين هيچ کدام از آنها تفرقه اي نمي اندازيم و تسليم او هستيم (136) پس اگر به مانند آنچه شما ايمان آورديد ايمان آوردند، هدايت يافته اند و اگر روي گرداندند در جدائيي هستند و بزودي خداوند تو را از شر آنها کفايت خواهد کرد و همو شنوا و داناست (137) ای پیامبر! بگو اين دین رنگ خدا است و چه کسي در قبال خدا خوش رنگ تر است و ما او را عبادت مي کنيم (138) بگو آيا درباره خداوند با ما جدال مي کنيد در حاليکه او پروردگار ما و پروردگار شماست، و اعمال ما براي ما و اعمال شما براي خودتان است و ما دين خود را براي او خالص نموده ايم؟ (139) يا اينکه ميگوئيد ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و اسباط يهودي يا مسيحي بودند. بگو آيا شما بهتر مي دانيد يا خداوند؟ و چه کسي ظالم تر است از کسي که شهادتي را که از خداوند نزد اوست کتمان کند و خداوند از آنچه مي کنيد غافل نيست (140) اينها گروهي بودند که رفتند. آنچه کسب کردند براي خودشان بود و آنچه شما کسب کنيد براي خودتان خواهد بود. و شما از آنچه آنها انجام ميدادند بازخواست نخواهيد شد (141)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره).

درب : ای مسلمانان! ریشه دین حضرت ابراهیم و دین پیامبرتان یکی است. لذا به اینطرف و آنطرف رو نکنید و در رابطه با یهود و نصاری به عناصر مشترک اعتقادی خودتان و آنها تأکید کنید.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

3 - سوالات

1 – منظور از «کلمات» (آیه 124) چیست؟

2 – در آیه 125 ، بین دو کلمه امنا  و  واتخذوا موضوع کدام کلید تفسیری اتفاق افتاده؟

3-« لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ »(آیه136) باکدام کلید تفسیری مطابق است؟

4-درابتدای آیه138 موضوع کدام کلیدفهم قرآن اتفاق افتاده؟

5-« أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ »(آیه140)چه نوعی ازسخن است؟(طنز؟یا....؟)

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

قسمت جمع بندی این پاراگراف (که پس از ذکر قسمتی از داستان ابراهیم و اسماعیل و دیالوگ آنها و دعایشان آمده) آیه های 130 تا 133 است که تلویحا دارد هم به یهودیان و هم به مسیحیان میگوید که شما از دین ابراهیم دور شده اید و پیامبراسلام به دین او وفادار است .

چنانکه در چند پاراگراف قبل دیدیم ، در اینجا (آیه 135) نیز یهودیان و مسیحیان علیه مسلمانان دست به اتحاد تاکتیکی زده اند ، در حالیکه به اندازه یک پول سیاه نیز یکدیگر را قبول نداشتند و در باره یکدیگر میگفته اند آنها «لیست . . علی شیء»

5 کلیدهای تفسیری

دو آیه 139 و 140 بدون اینکه فرع بر آیه­ای باشند پرانتزی هستند.

همچنین است آیه 138.

6 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

کلّ آیات 124 تا 141 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

7 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

 

 

8 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

ای مسلمانان! ریشه دین حضرت ابراهیم و دین پیامبرتان یکی است. لذا به اینطرف و آنطرف رو نکنید و در رابطه با یهود و نصاری به عناصر مشترک اعتقادی خودتان و آنها تأکید کنید.

9 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه 135 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

 

«امتحان»های حضرت ابراهیم(ع)

قبلاً در سوره­های قبل، داستانهائی از حضرت ابراهیم دیده­ایم.

حضرت ابراهیم از «امتحان»های مهمی سربلند بیرون آمد.

مثلاً او با قومش (آنهم در حدود 5-4 هزار سال پیش که سن و سال و ریش سفیدی و قدرت اجتماعی حرف آخر را می­زد یک جوانی بیاید عقاید نوظهوری ارائه کند و پای آن تا حد به آتش کشیده شدن بایستد) درگیر شد .

موضوع برجسته دیگر اعلام آمادگی بی چون و چرا برای قربانی کردن فرزند خویش در راه خدا بود (که البته خود موضوع یک سوء تفاهم بود و ما در سوره صافات شرح داده ایم که آنحضرت خوابی دیده و آنرا همسنگ وحی گرفته و تصور کرده بود که مامور شده فرزندش را قربانی کند و پس از اینکه آماده این کار شد موضوع صحیح به او تفهیم شد و برای قربانی چارپایی را ذبح کرد) اما ، هرچه باشد آمادگی او برای چنین فداکاریی بسیار مهم است ، که شرح آن (سوء برداشت آنحضرت) را بطور کافی و وافی در فصل دوم کتاب خویش بنام «صدها ایراد بر تفاسیر کلاسیک» که در سایت قابل دسترسی است (ضمن مواردِ سوره صافات) توضیح داده ایم .

موضوع دیگر مأموریت یافتن برای اسکان زن و فرزندش در بیابانی خالی از سکنه بود.

موضوع دیگر تجدید بنای کعبه زیارتگاه موحدان بود.

موضوع دیگر رشد شخصیت شخصی و فردی خود او بود که در عنفوان نوجوانی ذره ذره به طوری کاملاً عقلی، ایمان به خدای واحد را در ضمیرش ریشه و بال و پر می­داد.

و نیز سایر مطالبی که تاکنون درباره آن حضرت در قرآن خوانده­ایم به او چنان شخصیتی داده که او را سرسلسله سه دین حقیقی عالم نموده است (ادیان دیگر مانند بودیسم و هندوئیسم و شینتو و غیره را نمی­شود در زمره ادیان بحساب آورد)

دریافت­های کوتاه مستقیم

آیه 126: توجه می­دهد به اینکه خداوند، هم مؤمن را روزی می­دهد و هم کافر را، یعنی اینکه فقر و ثروت این جهانی، بطوری که بارها و بارها در قرآن دیده­ایم نشانه ذلت و عزت نزد خدا (و یا بالعکس) نیست.

آیه 126: منظور از کلمه «میوه­ها» لزوماً میوه­های درختی نیست. هر چه که اسمش «محصول» باشد، میوه است. کشاورزی، صنعتی، هنرهای دستی، همه اینها «میوه» دارند.

واقعاً هم وضع اهل مکه چنین بود که هیچ چیز نداشتند و همه چیز از جاهای دیگر برایشان می­آمد.

جمع بندی و تفسیر

و هنگامي که ابراهيم را پروردگارش به کلماتي امتحان کرد و او نيز تمامشان را انجام داد ، گفت تو را امام قرار خواهم داد . گفت و آيا از نسل من (نيز امام خواهند بود؟) گفت عهدم به ظالمان نميرسد (124) و هنگاميکه آن خانه را محل مراجعه مردم و امن قرار داديم. و (گفتيم) شما از مقام ابراهيم نمازگاهي برگيريد و با ابراهيم و اسماعيل عهد کرديم که خانه مرا براي طواف کنندگان و عاکفان و رکوع و سجود کنندگان پاکيزه کنيد (125) و هنگاميکه ابراهيم گفت پروردگارا اين شهر را ايمن کن و اهالي آن را که به خدا و آخرت ايمان دارند از ميوه ها روزي ده. (خداوند در جوابش) گفت و کسي را هم که کافر باشد نيز اندكي برخوردار خواهم كرد ، آنگاه او را بسوي عذاب آتش خواهم کشاند و بازگشتگاه بديست (126) و آن هنگام که ابراهيم و اسماعيل داشتند پايه هاي آن خانه را بالا مي آوردند (ميگفتند) پروردگارا از ما بپذير، که تو شنواي دانائي (127)  پروردگارا ما را تسليم خودت گردان و نيز از فرزندان ما مردمي تسليم قرار ده . و راه و رسم ما را نشانمان ده و توبه ما را بپذير که توبه پذير مهرباني (128) پروردگارا و از ميان آنها رسولي برانگيز که آياتت را برآنها بخواند و کتاب و حکمت به آنها بياموزد و پاکشان کند. كه پيروزمند فرزانه اي (129) و چه کسي از دين ابراهيم روي مي گرداند مگر اينکه خودش را سبک کرده باشد و البته او را در دنيا برگزيديم و در آخرت از صالحان است (130) هنگاميکه پروردگارش به اوگفت تسليم باش گفت تسليم پروردگار جهانيانم (131) و ابراهيم آنرا به پسرانش سفارش كرد و يعقوب نيز. كه اي پسرانم خداوند براي شما دين برگزيد. پس مبادا بميريد و مسلم نباشيد (132) آيا شما (یهودیان و مسیحیان) آن وقتي که مرگ بسراغ يعقوب آمد حاضر بوديد؟ هنگامي که او به پسرانش گفت پس از من چه را عبادت مي کنيد؟ گفتند خداي تو را و خداي پدرانت ابراهيم و اسمعيل و اسحق را که خدائي يگانه است و ما تسليم اوئيم (133) آنها امتي بودند که رفتند. آنچه کسب کردند براي خودشان خواهد بود و انچه شما کسب کنيد براي خودتان خواهد بود و شما از اعمال آنان بازخواست نخواهيد شد (134) و گفتند يا يهودي و يا مسيحي باشيد تا هدايت يابيد. بگو بلکه دين ابراهيم معتدل را (داريم) و او از مشرکان نبود (135) بگوئيد به خداوند ايمان داريم و به آنچه به ما نازل شده و به آنچه به ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و اسباط نازل شده و به آنچه به موسي و عيسي و آنچه به پيامبران از جانب پروردگارشان داده شده ايمان داريم. بين هيچ کدام از آنها تفرقه اي نمي اندازيم و تسليم او هستيم (136) {پس اگر به مانند آنچه شما ايمان آورديد ايمان آوردند، هدايت يافته اند و اگر روي گرداندند در جدائيي هستند و بزودي خداوند تو را از (شر) آنها کفايت خواهد کرد و همو شنوا و داناست.(137) (اين) رنگ خدا (است) و چه کسي در قبال خدا خوش رنگ تر است و ما او را عبادت مي کنيم.(138) بگو آيا درباره خداوند با ما جدال مي کنيد در حاليکه او پروردگار ما و پروردگار شماست، و اعمال ما براي ما و اعمال شما براي خودتان است و ما (دين خود را) براي او خالص نموده ايم.(139) يا اينکه ميگوئيد ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و اسباط يهودي يا مسيحي بودند. بگو آيا شما بهتر مي دانيد يا خداوند؟ و چه کسي ظالم تر است از کسي که شهادتي را که از خداوند نزد اوست کتمان کند و خداوند از آنچه مي کنيد غافل نيست }(140) اينها گروهي بودند که رفتند. آنچه کسب کردند براي خودشان بود و آنچه شما کسب کنيد براي خودتان خواهد بود. و شما از آنچه آنها انجام ميدادند بازخواست نخواهيد شد (141)

 

 

بقره10     آیات142تا152

سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿142﴾ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿143﴾ قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ﴿144﴾ وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَّا تَبِعُواْ قِبْلَتَكَ وَمَا أَنتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُم بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذَاً لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿145﴾ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿146﴾ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿147﴾ وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿148﴾ وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿149﴾ وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿150﴾ كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ ﴿151﴾ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ ﴿152﴾

 

بزودي کم خردانِ کافر خواهند گفت چه چيزي سبب شد که آنها از قبله اي که برآن بودند روگردان شوند؟ بگو مشرق و مغرب مال خداست، هر كه را بخواهد بسوي صراط مستقيم هدايت مي کند (142) و چنين است که شما را مردمي معتدل قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و رسول نيز بر شما گواه باشد و آن قبله اي را که بر آن بودي قرار نداديم مگر اينکه کساني را که از رسول پيروي مي کنند از کساني که بر پاشنه هاي خويش ميچرخند مشخص کنيم. و گر چه اين موضوع مگر براي کساني که خداوند هدايتشان کرده بود گران بود ، و اينطور نيست که خداوند ايمانتان را ضايع کند. البته خداوند نسبت به مردم دلسوز و مهربان است (143) البته ما روچرخاندنت را در آسمان ميديديم. پس تو را بسوي قبله اي که دوست ميداري برميگردانيم. اینک روي خويش را بطرف مسجدالحرام کن و هر جا که بوديد روي خويش را به همان طرف کنيد و البته اهل کتاب ميدانند که آن حق ، و از جانب پروردگارشان است و خداوند از آنچه ميکنند غافل نيست (144) و اگر همه معجزات را هم براي اهل کتاب مي آوردي از قبله تو پيروي نميکردند، و تو هم از قبله آنها پيروي نميکردي، و بعضي از آنها هم تابع قبله بعض ديگر نميشدند. و اگر پس از علمي که بسويت آمده، از خواسته هاي آنها پيروي کني البته از ظالمان خواهي بود (145) اهل کتاب آنرا مي شناسند همانطور که فرزندان خويش را مي شناسند و البته عده اي از آنها آگاهانه حق را کتمان مي کنند (146) حق از جانب پروردگارت است. پس از دو دلان مباش (147) و براي همگي سوئي قرار داديم که بسوي آن رو مي کنند. پس در كارهاي خوب از يكديگر سبقت گيريد. هر جا باشيد خداوند همگيتان را باز خواهد آورد. خداوند بر هر چيزي تواناست (148) و از هر جا که خارج شدي، روي خويش را بطرف مسجدالحرام کن، و البته آن حق، و از جانب پروردگارت است و خداوند از آنچه مي کنيد غافل نيست (149) و از هر جا که خارج شدي روي خويش را بطرف مسجدالحرام کن و هر جا که بوديد روي خود را بطرف آن کنيد تا براي مردم عليه شما دليلي نباشد مگر آنان که ظلم نمودند. از آنها نترسيد و از من بيم داشته باشيد تا نعمتم را بر شما تمام کنم و شايد هدايت يابيد (150) چنانکه در ميان شما رسولي از خودتان فرستاديم که آياتمان را بر شما ميخواند و رشدتان مي دهد و کتاب و حکمت به شما مي آموزد و نيز آنچه را که نميدانستيد تعليمتان ميدهد (151) پس مرا ياد کنيد تا يادتان کنم و مرا شکر گذاريد و کفران مکنيد (152)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : صدور حکم تغيير قبله که متضمن وحدت مسلمين وتعالي شخصيتي و استقلال آنان بود .

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

3 - سوالات

1-منظور از «سفهاء» (آیه142) کیست؟

2-معنی «وسطا» (آیه143) چیست؟

3 - «ولّاهم» (آیه 142) یعنی چه؟

4 - و «امه وسطا» (آیه 143) ؟

5 – و «شهداء» (همان آیه ، بخصوص با در نظر گرفتن یکون الرسول علیکم شهیدا) ؟

6 – «اهل کتاب آن را میشناسند» (آیه146) یعنی چه؟ (قبله جدیدتان را از طریق اخباردینی که برایشان پیشگوئی شده بود می شناسند؟ یا . . ؟)

 

 

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

در مقطع نزول این پاراگراف (آیات 142 تا 152) قبله تغییر خویش را یافته ، و از نظر یهود و نصارا ، آنچه نباید میشد شده ، و حالا دیگر زمان غرغرها و ایرادهای بنی اسرائیلی پس از آن است ، غرغرهائی که  اردوگاه خودی هم خالی از آن نیست (ماکان الله لیضیع ایمانکم – آیه 143)

چیزی که خود آنحضرت مدتها خواهانش و دائما برایش چشم به آسمان بوده (آیه 144) و خود یهود و نصارا هم میدانستند که این اتفاق باید بیفتد (آیه 146) و این موضوع ، در نزد خداوند ، به نوعی اعلام و برافرازی پرچم استقلال دین اسلام از یهودیت و نصرانیت ، و تحسین و تایید آن تلقی شده (آیه های 148 و 150و 143)

5 کلیدهای تفسیری

دو آیه 146 و 147 مجموعاً فرع بر آیه 145 هستند.

6 - پیشگوئی های تحقق یافته

موضوع تغییر قبله که در آیات 144 تا 150 سوره بقره آمده یکی از آن آیات واضح الهی است که تا همین صد سال پیش نیز بنظر ریاضی­دانان و محاسبان نادرست می­آمد.

بطور خلاصه موضوع این است که در وسط یکی از نمازها پیامبر(ص) از آن جهتی که داشت نماز می­خواند منحرف شد و تقریباً نیم دور کامل چرخید.

آنحضرت پس از پایان نماز جهت جدید را بعنوان جهت قبله اعلام و توضیح داد که این تغییر جهت بر مبنای وحی و توسط جبرئیل صورت گرفته است.

این جهت تثبیت شد و آن مسجد بعنوان مسجد قبلتین (یعنی مسجد دو قبله­ای) معروف شد و هنوز هم هست.

چیزی که حائز اهمیت است این است که پیامبر(ص) در آن روز یعنی بیش از 1400 سال قبل، چگونه فهمید که آن جهتی را که برای او انتخاب شده بود رو به کعبه است؟

مدینه با مکه حدود 450 کیلومتر فاصله دارد و بین آنها کوه­ها و تپه­هاست و راه مسافرتی بین آندو نیز جادۀ اتوبانیِ مستقیمِ مهندسی نبود، بلکه راهی بود مالرو و پر پیچ و خم که جهت­یابی را غیرممکن می­کرد.

امروز که امکانات نقشه­برداری هوائی و ماهواره­ای فراهم شده است، دیگر معلوم است که قبله مسجد قبلتین صحیح است و امتداد آن واقعاً از کعبه می­گذرد اما حتی تا صد سال قبل نیز این امر اثبات نشده بود و ریاضی­دانان و محاسبان، پس از محاسبه با روشهای خویش مقدار قابل توجهی انحراف می­دیدند که آن را اینطور توجیه می­کردند که :

چون موضوع وحی در کار است ما با قلب خویش قبول می­کنیم که خط صحیح همان است اما از لحاظ ریاضیات و روشهای محاسباتی که با آن کار می­کنیم چاره­ای نداریم جز اینکه بگوئیم این خط از کعبه نمی­گذرد.

تا اینکه حدود 70 سال قبل یک ریاضی­دان ایرانی بنام سردار کابلی با محاسبات مفصل ثابت کرد که خط قبله مسجد قبلتین صحیح است و از کعبه می­گذرد.

این موضوع در آن روزها پوشش خبری وسیعی یافت و شاه سعودی نیز جایزه نفیسی به آن مرحوم داد که موضوع در مطبوعات آن روزها منعکس است .

اینک صرفنظر از همه این مطالب چند واقعیت در پیش روی خویش داریم:

1- مسجد قبلتین و خط قبله آن، امروز موجود است.

2- این خط قبله درست همان خطی است که پیامبر اکرم(ص) روی آن نماز خواند و اعلام نمود این جهت، جهت کعبه است.

بدیهی است مردم از لحاظ شدت اهمیتی که به نماز و نیز آثار پیامبر(ص) می­دادند، این جهت را به شدت و دقت حفظ کردند و لذا بطور قطع این جهت فعلی، همان جهتی است که پیامبر(ص) نشان داده بود .

بعدا مساجد بسیار زیادی نیز در همان جهت بر پا شد و قبله­گذاری گردید.

3- بطور قطع می­دانیم که میزان اطلاع مردم از ریاضیات و دسترسی آنان به وسائل مهندسی در آن روزها (صدر اسلام) در حد صفربود و پیامبر عزیز ما هم که فردی مکتب ندیده و اُمّی ­بود.

4- با آن مقدار اطلاعات ریاضی و وسایل مهندسی حتی در متمدن­ترین نقطه کره زمین (مثلاً ایران و روم و یونان و اسکندریه آن روزها) نیز کسی نمی­توانست از مدینه خطی بکشد و بگوید این از کعبه می­گذرد.

5- امروز با عکسهای هوائی و ماهواره­ای معلوم شده که آن خط صد در صد درست است.

نتیجه­ای که از مجموع این واقعیت­ها گرفته می­شود این است که این نیز یکی دیگر از پیشگوئیهای علمی تحقق یافته واضح قرآنی است.

7 - آیات برجسته این پاراگراف

کلّ آیات 142 تا 152 جزء آیات برجسته است (از هردو لحاظ پیشگفته)

8 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 144 از این لحاظ که کسی به روانشناسی آنحضرت دسترسی ندارد، خارج از ذهنیات ما است چه رسد به مخاطبان اولیه.

آیه 148 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

آیه 150 از این لحاظ که ابزار های مهندسی و نیز علم ناویگیشن در آن روزها فوق العاده ضعیف و ابتدائی بود بالاتر از ذهنیات مردم ساکن در قرن 7 میلادی است.

9 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

صدور حکم تغيير قبله که متضمن وحدت مسلمين وتعالي شخصيتي و استقلال آنان بود .

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

حکم تغییر قبله

یکی از اصلی­ترین عناصر کوبیدن خداوند بر طبل استقلال پیامبر و مسلمانان از یهودیان، حکم تغییر قبله است.

چنانکه می­دانیم وقتی که پیامبر اکرم(ص) در مکه بودند، نماز خواندن بطرف کعبه که در محاصره بتها بود، برای آنحضرت و پیروانش جایز نبود و آنحضرت مأمور بود بطرف مسجدالاقصی که هر چه باشد با توحید نسبتی داشت نماز بخواند.

وقتیکه ایشان به مدینه هجرت نمودند، کماکان بطرف مسجدالاقصی نماز می­خواندند و این موضوع از نظر یهودیان نوعی تابعیت و پیروی اسلام از یهودیت تلقی می­شد که به آن افتخار می­کردند و مسلمانان را نکوهش می­نمودند.

چنانکه از آیه فهمیده می­شود آنحضرت از این موضوع ناراحت بود تا اینکه حکم تغییر قبله آمد.

دریافت­های کوتاه مستقیم

آیه 143 : جمله «ماکان الله لیضیع ایمانکم» بارقویّ «حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها» دارد ، و مورخان باید روشن کنند که مسلمانان چه حرکات اعتراضیی راجع به این موضوع کرده بودند که این جواب را دریافت کرده اند . در همان جمله وقتیکه میخواهد بفرماید نمازهائی که تاکنون بطرف بیت المقدس میخوانده اید ضایع نشده ، فرموده ایمانتان را ضایع نمیکند و از اینجا فهمیده میشود «عمل» و «ایمان» یکجورهایی قرابتی دارند ، بخصوص اگر توجه کنیم که در آیات ناظر بر آخرت همه اش صحبت از «عمل» است و کمتر اسمی از ایمان مطرح است .

آیه 146: به این معنی است که یهودیان از آنچه از تورات که نزدشان بود می­دانستند که قبله مسلمانان بطرف کعبه است.

آیه 150: جمله «نعمتم را بر شما تمام کنم» در آیه 151 معنی شده است.

جمع بندی و تفسیر

بزودي کم خردان خواهند گفت چه چيزي سبب شد که آنها از قبله اي که برآن بودند روگردان شوند؟ بگو مشرق و مغرب مال خداست، هر كه را بخواهد بسوي صراط مستقيم هدايت مي کند (142) و چنين است که شما را مردمي معتدل قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و رسول نيز بر شما گواه باشد و آن قبله اي را که بر آن بودي قرار نداديم مگر اينکه کساني را که از رسول پيروي مي کنند از کساني که بر پاشنه هاي خويش ميچرخند مشخص کنيم. و گر چه اين موضوع مگر براي کساني که خداوند هدايتشان کرده بود گران بود ، و اينطور نيست که خداوند ايمانتان را ضايع کند. البته خداوند نسبت به مردم دلسوز و مهربان است (143) البته ما روچرخاندنت را در آسمان ميديديم. پس تو را بسوي قبله اي که دوست ميداري برميگردانيم.پس روي خويش را بطرف مسجدالحرام کن و هر جا که بوديد روي خويش را به همان طرف کنيد و البته اهل کتاب ميدانند که آن حق ، و از جانب پروردگارشان است و خداوند از آنچه ميکنند غافل نيست (144) و اگر همه معجزات را هم براي اهل کتاب مي آوردي از قبله تو پيروي نميکردند، و تو هم از قبله آنها پيروي نميکردي، و بعضي از آنها هم تابع قبله بعض ديگر نميشدند. و اگر پس از علمي که بسويت آمده، از خواسته هاي آنها پيروي کني البته از ظالمان خواهي بود (145) {اهل کتاب آنرا مي شناسند همانطور که فرزندان خويش را مي شناسند و البته عده اي از آنها آگاهانه حق را کتمان مي کنند (146) حق از جانب پروردگارت است. پس از دو دلان مباش} (147) و براي همگي سوئي قرار داديم که بسوي آن رو مي کنند. پس در كارهاي خوب از يكديگر سبقت گيريد. هر جا باشيد خداوند همگيتان را باز خواهد آورد. خداوند بر هر چيزي تواناست (148) و از هر جا که خارج شدي، روي خويش را بطرف مسجدالحرام کن، و البته آن حق، و از جانب پروردگارت است و خداوند از آنچه مي کنيد غافل نيست (149) و از هر جا که خارج شدي روي خويش را بطرف مسجدالحرام کن و هر جا که بوديد روي خود را بطرف آن کنيد تا براي مردم عليه شما دليلي نباشد مگر آنان که ظلم نمودند. از آنها نترسيد و از من بيم داشته باشيد تا نعمتم را بر شما تمام کنم و شايد هدايت يابيد (150) چنانکه در ميان شما رسولي از خودتان فرستاديم که آياتمان را بر شما ميخواند و پاکتان مي کند و کتاب و حکمت به شما مي آموزد و نيز آنچه را که نميدانستيد تعليمتان ميدهد (151) پس مرا ياد کنيد تا يادتان کنم و مرا شکر گذاريد و کفران مکنيد (152)

 

 

بقره11     ایات153تا157

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿153﴾ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ ﴿154﴾ وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ﴿155﴾ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ ﴿156﴾ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ﴿157﴾ إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ﴿158﴾ إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿159﴾ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿160﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿161﴾ خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ ﴿162﴾ وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ ﴿163﴾

 

اي مسلمانان از صبر و نماز کمک گيريد که خداوند با صابران است (153) و کسي را که در راه خدا کشته شده مرده مگوئيد بلکه زنده اند ولي شما در نمي يابيد (154) و البته شما را به چيزي از خوف و گرسنگي و كاستي در اموال و جانها و فرآورده ها خواهيم آزمود و ای پیامبر! صابران را مژده ده (155) همانها که وقتي مصيبتي به آنان رسيد ميگويند ما مال خدائيم و بسوي او باز ميگرديم (156) آنها کساني هستند که مورد الطافي از جانب پروردگارشان و رحمتي هستند و هدايت يافته ميباشند (157) البته صفا و مروه از شعائر خداوند است ، پس کسي که حج آن خانه يا عمره کند ، عيبي ندارد که آن دو را طواف نمايد و هرکس که کار نيکي را داوطلبانه انجام دهد ، البته خداوند سپاسگزار داناست (158) البته کساني که آنچه را از دلايل روشن و هدايت فرستاديم ، پس از اينکه براي مردم در آن کتاب بيانش کرديم ، کتمان مي کنند خداوند و لعنت کنندگان لعنت شان مي کنند (159) مگر آنهائي که توبه کردند و اصلاح نمودند و بيان کردند پس من نيز بر آنان باز ميگردم و من بازگشت کننده و مهربانم (160) کساني که کفر ورزيدند ودر حال کفر مردند لعنت خداوند و ملائکه و همگي مردم بر آنها خواهد بود (161) در آن جاودان خواهند بود ، عذابشان تخفيف نخواهد يافت ، و مهلت هم داده نميشوند (162) و خداي شما يکي است . خدائي جز او نيست كه بخشنده مهربان است (163)

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : آيات اخلاقي مربوط به پايداري و صبر که سازنده شخصيت آدمي است و احکامی در خصوص حج که متضمن آثار سازندگي بزرگي براي مسلمين است و برحذر داشتن مسلمانان از اينکه به اخلاق مورد نکوهش کافران (يهود و...) گرايش يابند.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

3 - سوالات

1-در آیه های 156 و 157 موضوع کدام کلید فهم قرآن اتفاق افتاده؟

2 – آیه 159 اشاره به چه کسانی دارد؟ (یهودیان؟ مسیحیان؟ هردو؟ یا . . .؟)

3 – در همان آیه ، وقتیکه «بیناه للناس» صورت گرفت ، اگر آنها دست از این رفتارشان بر میداشتند ، چه فایده ای داشت؟

4 – از آیه 160 چه فهمیده میشود؟

5 - «کفار» (آیه 161) به معنی لغوی آمده یا اصطلاحی؟

6 – و منظور از آن کلمه در همان آیه ، با در نظر گرفتن آیات قبلی ، چه کسانی است؟

7 – علت این رفتار یهودیان چه بود؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

اینک تقریبا دو و نیم سال است که مسلمانان به عنوان مهاجر در مدینه هستند و خیلی هم خوش اند ، زیرا در این مدت نسبتا طولانی در وطن جدید جا افتاده و خانواده هایشان نیز به آنها ملحق شده و کار و کسب مناسب خویش را نیز یافته اند و پیامبر هم در بینشان است و هر روز او را می بینند و صدایش را می شنوند و گاه و بیگاه هم وحیی نازل میشود و چشمشان را به حقایقی تازه باز میکند و اخیرا هم قبله مخصوص به خودشان را یافته اند و دارند عزت حاصل از  استقلال را تجربه میکنند .

اما ، نمیدانند که بزودی جنگ مهمی در پیش خواهد بود و آیات 153 تا 157 دارد آمادگی ذهنی به آنها میدهد که کشته شدن در جنگ و زخم برداشتن و هزینه کردن برای دفاع و این نوع چیزها هم ممکن است برایتان پیش بیاید و نگران نباشید و آنها هم جزء امتحانات و سبب تعالی تان است .

یهودیان ، در زمان معاصر نزول این آیات (159 تا 163) ، هنوز هم فعالانه در کار کتمان حقایقی هستند که در جهت اعتراف به حقانیت نزول وحی بر آنحضرت است .

البته یهودیان در این رفتار یکدست نبوده اند ، اقلیتی از آنها چنانکه از آیه 160 فهمیده میشود ، نیکرفتار نیز بوده اند .

علت این رفتار یهودیان ادعای آنها بر «قوم برگزیده بودن» خودشان بود (آیه 163)

5 کلیدهای تفسیری

آیه 160 فرع بر آیه 159 است و این واضح است. همچنین است وضع آیه 162 نسبت به آیه 161.

6 - آیات برجسته این پاراگراف

کلّ آیات 154 تا 163 (مخصوصا آیه استرجاع) از آیات برجسته است، به هر دو لحاظ پیشگفته.

7 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 154 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

8 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

9 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - آيات اخلاقي مربوط به پايداري و صبر که سازنده شخصيت آدمي است

2 - احکامی در خصوص حج که متضمن آثار سازندگي بزرگي براي مسلمين است

3 - برحذر داشتن مسلمانان از اينکه به اخلاق مورد نکوهش (کافران ، يهود و...) گرايش يابند.

10 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیات 162 و 163 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است.

جمع بندی و تفسیر

اي مسلمانان. از صبر و نماز کمک گيريد که خداوند با صابران است (153) و کسي را که در راه خدا کشته شده مرده مگوئيد بلکه زنده اند ولي شما در نمي يابيد (154) و البته شما را به چيزي از خوف و گرسنگي و كاستي در اموال و جانها و فرآورده ها خواهيم آزمود و صابران را مژده ده (155) همانها که وقتي مصيبتي به آنان رسيد ميگويند ما مال خدائيم و بسوي او باز ميگرديم (156) آنها کساني هستند که مورد الطافي از جانب پروردگارشان و رحمتي هستند و هدايت يافته ميباشند (157) البته صفا و مروه از شعائر خداوند است ، پس کسي که حج آن خانه يا عمره کند ، عيبي ندارد که آن دو را طواف نمايد و هرکس که کار نيکي را داوطلبانه انجام دهد ، البته خداوند سپاسگزار داناست (158) البته کساني که آنچه را از دلايل روشن و هدايت فرستاديم ، پس از اينکه براي مردم در آن کتاب بيانش کرديم ، کتمان مي کنند خداوند و لعنت کنندگان لعنت شان مي کنند (159){مگر آنهائي که توبه کردند و اصلاح نمودند و بيان کردند پس من نيز بر آنان باز ميگردم و من بازگشت کننده و مهربانم} (160) کساني که کفر ورزيدند ودر حال کفر مردند لعنت خداوند و ملائکه و همگي مردم بر آنها خواهد بود (161) {در آن جاودان خواهند بود ، عذابشان تخفيف نخواهد يافت ، و مهلت هم داده نميشوند} (162) و خداي شما يکي است . خدائي جز او نيست. كه بخشنده مهربان است (163)

 

بقره12    آیات164تا203

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿164﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ ﴿165﴾ إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ ﴿166﴾ وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّؤُواْ مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ ﴿167﴾ يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿168﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿169﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ ﴿170﴾ وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿171﴾ يَا أ َيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ﴿172﴾ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿173﴾ إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿174﴾ أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَآ أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ ﴿175﴾ ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿176﴾ لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿177﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿178﴾ وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿179﴾ كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ﴿180﴾ فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿181﴾ فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿182﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿183﴾ أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿184﴾ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿185﴾ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ﴿186﴾ أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿187﴾ وَلاَتَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿188﴾ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿189﴾ وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ ﴿190﴾ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ ﴿191﴾ فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿192﴾ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿193﴾ الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ﴿194﴾ وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿195﴾ وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿196﴾ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ ﴿197﴾ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّينَ ﴿198﴾ ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿199﴾ فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ ﴿200﴾ وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿201﴾ أُولَئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿202﴾ وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿203﴾

 

البته در آفرينش آسمانها و زمين ، و گردش شب و روز، و کشتييي که در دريا به نفع مردم حرکت ميکند ، و آنچه خداوند از آسمانها از آبهائي که سبب زنده شدن زمين پس از مرگش ميشود ميفرستد ، و اينکه همه جور جنبنده اي در زمين گسترانيده ، و در گردش بادها ، و ابرهائي که بين آسمان و زمين رامند ، آياتي براي اشخاصي که تعقل مي کنند وجود دارد (164) و از ميان مردم کساني هستند که براي خدا همتاياني قرار ميدهند و آنها را مانند خداوند دوست ميدارند ، ولي مومنان خدا را بيش از همه چيز دوست ميدارند ، و اگر آنانکه ظلم كردند آن عذاب را ميديدند ميدانستند که همه قدرت ها همگي مخصوص خداوند است و اينکه عذاب خداوند شديد است (165) آن هنگام که رهبران گمراهي از پيروان خويش بيزاري ميجويند و عذاب را مي بينند و سبب ها از آنها قطع ميشود (166) و پيروان آنان ميگويند کاش بازگشتي بود تا ما هم از آنان بيزاري جوئيم همانطور که آنان از ما بيزاري جستند. خداوند اعمالشان را با چنين حسرت هائي به آنها نشان ميدهد و از آن آتش خارج نخواهند شد (167) اي مردم آنچه را که در زمين هست و حلال و خوب هست بخوريد و از گامهاي شيطان پيروي نکنيد که او برايتان دشمني آشکار است (168) جز اين نيست که شما را به بدي و کارهاي بسيار زشت امر ميکند و اينکه برخداوند چيزي بگوئيد که نميدانيد (169) و هنگاميکه به آنها گفته شود آنچه را که خداوند گفته پيروي کنيد ، ميگويند نه ، بلکه  چيزي را پيروي مي کنيم که پدرانمان به آن انس گرفته­اند. حتي اگر پدرانشان چيزي نفهميده و هدايتي نشده باشند؟ (170) و مثال کافران مانند آنست که به چيزي که جز صدا زدن و ندا کردن چيزي نمي شنود فريادي بزني. کر و لال و کورند و تعقل نمي كنند (171) اي مسلمانان از چيز هاي پاکيزه اي که روزيتان کرده ايم بخوريد و خداوند را شکر گوئيد اگر فقط او را عبادت مي کنيد (172) جز اين نيست که مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غير خدا ذبح شده  بر شما حرام شده است . پس اگر کسي مجبور شد ، در حاليکه متجاوز و متعدي نباشد و بيش از حد ضرورت نخورد گناهي بر او نيست که خداوند آمرزگار مهربان است (173) البته آنانکه آنچه را خداوند از آن کتاب فرستاده کتمان مي کنند و آنرا به قيمت نا چيز ميفروشند در شکم هايشان چيزي جز آتش نميخورند ، و خداوند در روز قيامت با آنها تکلم نمي کند و رشدشان هم نميدهد و عذابي دردناک خواهند داشت (174) آنها کساني هستند که گمراهي را به قيمت هدايت و عذاب را به قيمت مغفرت خريدند پس در مقابل آتش عجب پايدارند! (175) اين به آن سبب است که خداوند آن کتاب را به حق فرستاد و کسانيکه در آن اختلاف کردند در جدائيي بسيار دور میباشند (176) نيکي آن نيست که روي خويش بطرف مشرق و مغرب کنيد و ليکن نيکي آن است که ايمان به خدا و روز آخرت و ملائکه و آن کتاب و پيامبران داشته باشيد ، و مال را عليرغم آنکه دوستش داريد به نزديکان و يتيمان و بيچارگان و به راه ماندگان و خواهندگان و براي آزاد کردن بنده بدهيد و نماز بپا داريد و زکات دهيد ، و هنگاميکه عهد مي کنيد وفا نمائيد ، و نيكي صفتِ پايداران در سختي ها و ناراحتي ها و هنگام جنگ است. آنها کساني هستند که راست گفتند و انها همان اهل تقوا ميباشند (177) ای مسلمانان در مورد قتل بر شما قصاص مقرر شد . آزاد در برابر آزاد ، و بنده در مقابل بنده ، و زن در مقابل زن قصاص شوند . پس اگر کسي از برادرش گذشتي كند ، بايد از عرف پيروي کرد و به نيکي اداي تلافي نمود . اين تخفيفي از جانب پروردگارتان و رحمتي است . پس اگر کسي بعد از آن تعدي کرد عذابي دردناک خواهد داشت (178) و در قصاص براي شما زندگي است اي خردمندان ! شايد که تقوا در پيش گيريد (179) بر شما مقرر شده که وقتي زمان مرگ يکي از شماها سررسيد اگر مالي دارد براي والدين و نزديکان به نيکي وصيت کند که اين حقي بر عهده اهل تقواست (180) پس  اگر کسي آن را شنيد اما تغييرش داد گناهش بر کساني  است که  تغييرش مي دهند که خداوند شنواي داناست (181) اما اگر کسي ترسيد که وصيت کننده دچار انحراف يا  گناه  بشود آنگاه  بين آنها را  اصلاح دهد گناهي بر او نيست که خداوند آمرزگار مهربان است (182) اي مسلمانان بر شما روزه مقرر شد ، همانطور که بر گذشتگان شما مقرر شده ، شايد تقوا پيشه کنيد (183)  چند روز محدودي است و اگر کسي مريض يا مسافر باشد چند روزي از روزهاي بعد بگيرد . و اگر کسي نتواند روزه گيرد بجايش بيچاره اي را غذا دهد و اگر کسي داوطلبانه کار خيري بکند برايش بهتر است و اينکه روزه بگيريد برايتان بهتر است اگر بدانيد (184) در ماه رمضان که قرآن در آن نازل شده، که براي مردم هدايت و دليل هاي روشن و فرق گذار بين حق و باطل است روزه را بگيريد، هر كسي از شما که آن ماه را درک کرد بايد روزه بگيرد و کسي که مريض يا مسافر بود در عده اي از روزهاي بعدي بگيرد، خداوند براي شما آساني خواسته نه اينکه سختي خواسته باشد و بايد تعداد روزه های روزه را تکميل کنيد و خداوند را بابت هدايت خويش تکبير گوئيد و شايد شکرگذار باشيد (185) و ای پیامبر! هنگاميکه بندگانم راجع به من از تو ميپرسند بدانند که نزديک هستم. دعاي دعا کننده را اجابت مي کنم . پس آنها هم بايد مرا اجابت نموده و بمن ايمان آورند شايد رشد يابند (186) در شب هاي روزه نزديکي تان با همسرانتان حلال است . آنها لباس شمايند و شما لباس آنهائيد . خداوند ميداند که شما برخويش خيانت ميکرديد پس بر شما بازگشت و از شما درگذشت . پس اينک با آنان مباشرت کنيد و آنچه را که براي شما مقرر کرده مثلا اولاد صالح بخواهيد ، و بخوريد و بياشاميد ، تا اينکه نخ سياه و سفيد در اثر فجر برايتان مشخص شود . آنگاه روزه را تا شب به اتمام رسانيد ، و در حاليکه در مساجد عاکفيد با آنان آميزش نکنيد . اين حدود خداست . به آن حدود خدا نزديک نشويد . چنين است که خداوند آياتش را براي مردم بيان مي کند شايد تقوا پیشه کنند (187) و اموال خود را در بين خود به باطل مخوريد و مبادا آن اموال را بسوي حکام سرازير کنيد تا قسمتي از اموال مردم را به گناه بخوريد در حاليکه به آن آگاهيد (188) از تو درباره هلالي بودن ماه ميپرسند ، بگو آنها اوقات را براي مردم معين مي کنند و زمان حج را . و نيکي آن نيست که به خانه ها از پشت بام ها در آيند وليکن نيکي آن است که تقوا داشته باشيد و به خانه ها از درهاي آنها درآئيد و از خدا پروا کنيد شايد رستگار شويد (189) و در راه خدا با آنانکه با شما مي جنگند بجنگيد و تعدي مکنيد که  خداوند تجاوزگران را دوست نميدارد (190) و آنها را هر جا که يافتيد بکشيد و از آنجائي که شما را اخراج کردند اخراجشان کنيد و فتنه از قتل مهم تر است و در نزد مسجدالحرام با آنان نجنگيد مگر اينکه با شما بجنگند. پس اگر با شما جنگيدند بکشيدشان که جزاء کافران همين است (191) پس اگر دست کشيدند خداوند آمرزگار مهربان است (192) و با آنان بجنگيد تا فتنه اي نباشد و دين براي خدا باشد پس اگر دست کشيدند ديگر هيچ برخوردي جز عليه ظالمان نباشد (193) ماه حرام در مقابل ماه حرام است و هر حرمت شكنيي قصاصي دارد . پس اگر کسي بر شما تعدي کرد ، شما هم مثل همان تعدي را عليه او روا داريد ، و از خدا پروا کنيد و بدانيد که خداوند با پروا داران است (194) و در راه خدا خرج کنيد و با دست خويش خود را به هلاکت نيفكنيد . و نيكي کنيد که خداوند نيکوکاران را دوست دارد (195) و حج و عمره را براي خداوند به اتمام رسانيد. و اگر باز داشته شديد هر چه که ممکن و آسان بود قرباني کنيد و سرتان را نتراشيد تا قرباني به محل قربانگاه خود برسد و اگر کسي مريض باشد يا درباره سرش ناراحتيي داشته باشد عوض آن نتراشيدن سر روزه بگيرد يا صدقه دهد يا اعمال عبادي ديگر کند . و وقتي که امنيت برقرار بود کسيکه خواست عمره را حج کند چيزي آسان و ممکن قرباني کند و اگر نيافت سه روز در ايام حج و هفت روز پس از بازگشت روزه بگيرد که جمعا ده روز شود . اين براي کساني است که خانواده شان در مسجدالحرام نباشند . و از خدا پروا کنيد و بدانيد خداوند در پيگيري شديد است (196) حج در ماه هاي معلومي است. پس کسي که حج در آنها بر او واجب ميشود آميزش و گناه و جدال در حج ممنوع است و هر کار نيکي که کنيد خدا آنرا ميداند و توشه گيريد و البته بهترين توشه تقواست و از من پروا کنيد اي خردمندان (197) اشکالي ندارد که فضل پروردگارتان را جستجو کنيد و هنگامي که از عرفات سرازير شديد ، در مشعر الحرام ذکر خدا بجاي آريد ، و او را همانطور که هدايتتان کرده بياد آوريد ، و البته قبلا از گمراهان بوديد (198) آنگاه از همانجا که مردم راه مي افتند راه بيفتيد و از خدا آمرزش بخواهيد که همو آمرزگار مهربان است (199) و هنگاميکه اعمالتان را تمام کرديد خدا را ياد کنيد همانطور که پدرانتان را ياد مي کنيد بلکه از آنهم قوي تر خدا را یاد کنید. از ميان مردم کساني هستند که ميگويند خدايا در دنيا بما بده وآنها در آخرت بهره اي ندارند (200) و کساني هم هستند که ميگويند خدايا در دنيا و آخرت بما نيکوئي ده و از عذاب آتش نگهمان دار (201) آنها از آنچه کسب مي کنند نصيبي خواهند داشت وخداوند تند حساب است (202) و خدا را در روزهائي چند ياد کنيد. پس اگر کسي خواست به عجله در دو روز تمام کند گناهي نکرده و کسي هم خواست تاخير کند براي با تقوا گناهي ندارد . از خدا پروا کنيد و بدانيد که بسوي او محشور ميشويد (203)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : جلب توجه مسلمانان به آثار لطف و رحمت الهي، و دعوت به سعي در رشد شخصيتي خويش و برکنار ماندن از عاقبت بد آخرتي، و دعوت مردم به کسب روزي پاکيزه و دوري از حرام خواري که سبب اعتلا و پاکي شخصيت آنان مي شود، و ارائه يکنوع چک ليست که مسلمانان خود را از روي آن چک کنند و شخصيتشان ساخته شود، و صدور حکم قصاص براي صيانت نفوس و امنيت اجتماعي تا در سايه آن رشد انساني ممکن گردد، و احکام وصيت براي ايجاد راحتي خيال در مردم از لحاظ اختيار داشتن راجع به قسمتي از اموال خويش حتي پس از مرگ، و احکام روزه که متضمن تعالي شخصيت است، و حکم باطل بودن رشوه که متضمن سلامت و امنيت اقتصادي و تعالي جامعه است، و ارشاد مردم راجع به حالات مختلف هلالي ماه که علم به آن براي عبادات خاصي مانند حج و روزه و... لازم است، و حکم جهاد براي دفاع از اسلام و مسلمين وتعيين حدود آن، و احکام حج که متضمن آثار مهمي براي جامعه مسلمين و رشد روحي و شخصيتي زبدگان مردم مي باشد.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در پاراگراف 11 می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

در این پاراگراف می فرماید : بعضی از مردم که علیرغم اینهمه آیات خلق و امر الهی برای خداوند همتا قرار می­دهند در آخرت معذب خواهند بود ، و ای مردم ! از روزی حلال استفاده کنید تا اعتلاء یابید ، و ای مسلمانان ! اعتقادات صحیح ، انفاقات مستحبّ ، به پا داری نماز ، انفاقات واجب ، وفاء به عهد ، پایداری درسختی ها، و درجنگ، و حکم قصاص، و  حکم وصیت، و احکام روزه، و ممنوعیت رشوه، و جهاد برای دفاع و رفع موانع ، موجب اعتلاءشخصیت تان است .

3 - سوالات

1 – آیه 174 در چارچوب کلی این پاراگراف چه توجیهی دارد؟

2 - «فما اصبرهم علی النار» (آیه 175) چه نوعی از کلام است؟

3 – چرا در آیه 176 ناگهان توجه مخاطب به حقانیت قرآن جلب شده؟

4-« تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ » چه نوعی از سخن است؟ (کنایه؟ یا....؟)

5-چنانکه پیداست ، آیه فوق درادامه«چک لیست»های سوره های معارج ومومنون و فرقان ، آخرین چک لیست است ، سئوال این است : پس از نزول این آیه ، اشخاص علاقمند به خودسازی ، خودرا با چه «لیست»ی «چک» کنند؟

6-چنانکه قبلا دیدیم ، خداوند دربسیاری از آیات ، ازجمله درآیات سوره های دهر ومطففین و صراحتا ودرسوره های واقعه و رحمان وبسیاری سور دیگر کنایتا «ابرار» را ستوده است . بادلایل قرآنی بگوئید ازبین دوگزینه «آدم خوب» و «آدم خیلی خوب» کدامیک بهتر به مفهوم «ابرار» میخورد ؟

7- معنی کلمه «قتلی» (آیه178) چیست؟ (مقتول؟ قاتل؟ یا....؟)

8- اگر «ما به ازاء» معادل پیدا نشد ، مثلا مقتول مذکر و آزاد ، و قاتل مونث و برده باشد تکلیف چیست؟

9- «عذاب الیم» مذکور در انتهای آیه178 این جهانی است یا اخروی؟

10- منظور از «معروف» در همان آیه چیست؟

11- مفهوم نیمه اول آیه182را بطور مشروح توضیح دهید .

12- چگونه میتوان با بسط مفهوم مندرج درآیه182به یک قانون کلی مدنی دست یافت؟

13- در آیه180، ذکر کردن «والدین و اقربین» از چه جهت است؟ (ذکر نمونه؟ ذکر همه مصادیق)

14- منظور از «اقربین» چیست؟ (فامیلی؟ مطلق علاقه؟ یا....؟)

15- «موت» در آیه180، «امر وجودی» است یا عدمی؟ (توضیح قرآنی دهید)

16- در همان آیه منظور از «خیر» چیست؟

17- تنوین روی انتهای کلمه «خیرا» از باب تحقیر است یا تعظیم؟

18 – در انتهای دو آیه 181 و 182 چرا صفات متفاوتی از خداوند متعال ذکر شده است ؟

19-چرا درآیه183«لعلّ» بکار رفته؟

20 – در آیه 186 در باره «اجیب» که یک وعده الهی است ، و از طرفی می بینیم درخواست ها تماما بدست نمی آید ، چه میتوان گفت؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

در آیه 164 آفرینش آسمانها و زمین را یک آیت در عرض آیات دیگر (مثلا قایق رانی در آب) ذکر کرده ولی واضح است که آن یک آیت اصلا در عرض آیات دیگر نیست بلکه همه آنها فرع بر آن یک آیت هستند .

علت این نوع ذکر مطلب ، شاید به این علت بوده باشد که مردم آن روزها در آفرینش و اینکه منحصرا توسط خداوند انجام شده شکی نداشتند و مشکلشان اینجا بوده بقیه مظاهر زندگی را به مراکزی مرتبط میکرده اند که آنها را «اندادِ» خداوند (همطرازان - آیه 165) حساب میکرده اند .

در این برهه از نزول وحی ، خداوند توجهی به یکی از مشکلات مبتلابه امت اسلامی دارد و آن نیز مشوب خوری برخی از مسلمانان است ، که روزی شان پاک خالص نیست ، و همین هم یکی از موانع رشدشان است . ولی در عین حال به مشکلات تحمیلی هم نظری دارد و یکی از آنها همسایگی شان با یهودیان است که سران آنها به بدترین نوع حرام خواری می پردازند (174 و 175)

قبلا دیده ایم که قرآن در هرجا که میخواهد یک موضوع مهمی را بگوید اشاره ای هم به حقانیت قرآن میکند و لذا با توجه به آیه 176 می فهمیم که مشکل مذکور مسلمانان مهم و تقریبا فراگیر بوده است .

چنانکه می­دانیم موضوعات مربوط به ارث با شرح کامل در سوره نساء آمده است.

اما اینک که روزهای تشکیل تمدن جدید است، نمی­توان امور مردم را معطل گذاشت، لذا فعلاً به طور کوتاه و مجمل قانون لازم وضع شده است تا در فرصت مناسب (در سوره نساء) مطلب باز ، و بطور مفصل تشریح گردد.

ملاحظه می­فرمائید که تفسیر قرآن برحسب ترتیب نزول چقدر به فهم مطلب کمک می­کند. از نزول این سوره تا نزول سوره نساء چندین اتفاق مهم (مانند جنگ بدر، جنگ احد، جنگ خندق، و اتفاقات اجتماعی بسیار مهم) حادث شده است. و ذکر آن جزئیاتی که در سوره نساء در این باب آمده فعلاً در این زمان (زمان نزول سوره بقره) لازم نبوده ، زیرا جامعۀ این زمان (سوره بقره) نسبت به جامعه آن زمان (سوره نساء) هنور بسیط است.

پیامبر (ص) اینک که حدود سه سال است از هجرت گذشته ، و یهودیان نیز پس از تغییر قبله امیدشان را تا حدود زیادی از دست داده اند ، و اوضاع داخلی تا حدود زیادی تحت کنترلش قرار گرفته ، با نزول آیات احکام مامور میشود کیفیت نفسانی و اخلاقی مسلمین را بهبود بخشد و اینک با نزول آیات 183 تا 187 مامور به ابلاغ حکم وجوب روزه شده است .

مطالعه دقیق این آیات ما را وامیدارد حدس بزنیم که مدتی قبل از نزول این آیات حکم روزه بطور شفاهی به زبان آنحضرت ابلاغ شده بود و این آیات پس از مدتی نازل شده است .

از آیه 183 میتوان حدس زد که این حکم به نظر عده شاق و مشکل می آمد که فرموده ادیان سابق نیز روزه داشته اند و در آیه 185 و نیز اینکه در آیه میگوید خدا برایتان آسانی خواسته و سختی نخواسته ، موید همین حدس است .

دیگر اینکه در ابلاغ چند وقت پیش این حکم ، می باید در شبهای ماه رمضان مقاربت ممنوع بوده باشد ، و اینکه برخی تاب این یک قلم را نمی آوردند و در خفا انجام میدادند نشان دهنده این است که مسلمانان در آن روزها یکدست و مطیع کامل آنحضرت نبودند ، و البته سخن اخیر به منافقان مربوط نمیشود زیرا آنها را که نمیتوان جزء مسلمانان حساب کرد ،  بلکه ، حتی ، از میان خود مسلمانان نیز ، عده ای بودند که بطور کامل مطیع آنحضرت نبودند ، که خداوند به همگان تخفیف داد و این قسمت را حلال کرد .

5 - کلیدهای تفسیری

اصلی-فرعی:

آیه 169 فرع است بر 168 و نیز 170 فرع بر169 است . و آیه 173 فرع بر 172 و آیه 175 فرع بر 174 است .

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿164﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مردم! آیا در این همه، نشانه ای از خداوند نمی بینید؟

2

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ ﴿165﴾ إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ ﴿166﴾ وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّؤُواْ مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ ﴿167﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مردم! مگر میخواهید به چنین آینده ای دچار شوید؟

3

 يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿168﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿169﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ ﴿170﴾ وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿171﴾ يَا أ َيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ﴿172﴾ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿173﴾ إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿174﴾ أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَآ أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ ﴿175﴾ ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿176﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مردم! زندگی پاک در پیش گیرید و از زندگی ناپاک دوری کنید.

4

 لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿177﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مردم! خود را به زندگی نیکو داخل کنید.

5

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿178﴾ وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿179﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مردم! در قصاص امنیت نِسبی برای افراد اجتماع حاصل میشود.

6

كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ﴿180﴾ فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿181﴾ فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿182﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مردم! در وصیت اطمینان نِسبی برای بازماندگان تان حاصل میشود.

7

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿183﴾ أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿184﴾ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿185﴾ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ﴿186﴾ أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿187﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! در روزه تقوای نِسبی نهفته است.

8

 وَلاَتَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿188﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! اموالتان را پاکیزه کنید تا رشد یابید.

9

 يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿189﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! کارها را از طریق صحیح انجام دهید.

10

 وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ ﴿190﴾ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ ﴿191﴾ فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿192﴾ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿193﴾ الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ﴿194﴾ وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿195﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! با مال و جان تان در راه صحیح کوشش کنید.

11

وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿196﴾ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ ﴿197﴾ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّينَ ﴿198﴾ ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿199﴾ فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ ﴿200﴾ وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿201﴾ أُولَئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿202﴾ وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿203﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! حجّ موجب رشد فردی و اجتماعی تان است.

6 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه164 از آنجا که موضوع کار هنرمندان خوشنویس بوده و در قاب­های زیبای تابلوهای خوشنویسی جای گرفته و در سر درب­ها و بالای محراب­های بسیاری از مساجد و نیز دور گنبدها و جاهای اصلی دیگر را مزین نموده و به صورت کاشی­ و معرق­کاری و طرق دیگر جلوه­ میکند از آیات برجسته است.

همچنین است آیه 177.

کلا آیات احکام از آنجا که در منابر زیاد مطرح میشوند از آیات برجسته اند. لذا آیه های 178 و 179 و بخصوص آیه اخیر از آیات برجسته است.

همچنین است آیه های 183 تا 187.

همچنین است آیات 196 تا 203.

7 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 164 از این لحاظ که به آفرینش اشاره دارد، از آنجا جزئیات مکانیزمش برای ما روشن نیست، بالاتر از ذهنیات ما است، چه رسد به مردم 1400 سال قبل.

آیه های 165 تا 167 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

همچنین است آیه های 174 و 175.

آیه 177 از این لحاظ که به مخلوقاتی اشاره کرده که حتی مانیز به آنها دسترسی نیافته و ذهنیتی از آنها نداریم، بالاتر از ذهنیات ما و طبعا مخاطبان اولیه نیز، هست.

ابتدای آیه 185 از آنجا که وحی و نزول قرآن اشاره دارد، و چون مکانیزم آن برای هیچ بنی بشری روشن نیست، بالاتر از ذهنیات ما است، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

همچنین است آیه 186 که راجع به ارتباط با خداوند و جواب گرفتن از حضرتش است.

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 166 و 169 و 170 و 173 ، بقیه آیات «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

دریافت­های کوتاه مستقیم

آیه 171: یعنی اینکه مثلاً به حیوانی سخنی بگوئی. آن حیوان اینقدر را می­فهمد که صدائی شنیده است، اما از اینکه مضمون آن چه می­باشد، چیزی نمی­فهمد. و کافران نیز که از تبلیغ پیامبران بهره­ای نمی­برند، مانند آنهاهستند .

آیه­های173و174: خودِ خوردنی­های حرام و یکی از راه­های کسب پول حرام را ذکر می­کند و با این دو مثال نشان می­دهد که اینها از باب ذکر نمونه است و مطلب منحصر به آن دو مثال نیست.

آیه 175: نوعی طعنه است. یعنی اینکه اینها که به آتش جهنم اهمیتی
نمی­دهند، حتماً به این خاطر است که صبر و پایداری آنها خیلی بالاست که می­توانند در مقابل آن مقاومت کنند. (که نوعی سرزنش طنرآمیز است)

«چک لیست» متناسب با این برهه از زمان

چنانکه قبلاً هم در جاهای مربوط به خویش عرض  کردیم، به تناسب رشد روحی و کیفی و شخصیتیِ جامعۀ نوپای مسلمان، قرآن «چک لیست»هائی ارائه می­کند که الگو باشد برای اینکه عده زیادی سعی کنند خود را با آن بسازند.

اولین سری از این چک لیست­ها را در سوره معارج دیدیم.

دومی که در سوره مؤمنون بود عمیق­تر از آن بود.

و سومی که در سوره فرقان آمده از آنهم عمیق­تر بود.

به همین ترتیب همینطور که جلو می­آئیم چک لیست­ها عمیق­تر می­شود تا اینکه به اینجا می­رسیم که دارد صفات بالاتر و والاتری را مطرح می­کند.

بخصوص صفاتی که برای جنگ و جهادِ قریب­الوقوع لازم است.

معجزه ادبی

این آیه­ها سنگ بنای تشکیل تمدن جدید است.

هیچ تمدنی بدون تضمین حق حیات برای آحاد تشکیل دهنده خود شکل نمی­گیرد. متن هر دو آیه واضح و کاملاً روشن است و توضیحی نمی­طلبد اما آیه 179 از لحاظ ادبی یکی از عناصر معجزه­ای (ادبی) قرآنی است.

اعراب قبل از نزول آیه 179 چنین جمله­ای داشتند: «القتل انفی للقتل» یعنی اینکه جلوگیرترین چیز برای قتل، قتل است، و خیلی به این جمله افتخار می­کردند زیرا فقط سه کلمه بود و یک عنصر قانونی اساسی را بیان می­کرد اما وقتی که «جمله فی­القصاص حیوه» نازل شد جمله مذکور دیگر مورد عنایت قرار نگرفت زیرا:

1- این جمله هم سه کلمه بود و همان عنصر قانونی اساسی را نیز متضمن بود،

2- اما ترجیح این بر آن در این بود که آن بوی مرگ می­داد و این بوی حیات داشت، 3- عیب کلمه تکراری را هم (که جمله قبلی دارد) نداشت،

4- علاوه بر ذکر قانون آن را تعلیل هم می­کند.

آیه ضد «رانت خواری»

یکی از معانی آیه 188 این است که رشوه­ای به بعضی از حکام ندهید تا او از اختیاراتی که در حوزه تحت مسئولیت خویش دارد، امتیازاتی به شما بدهد، تا شما بکمک آن امتیازات از سایرین بنحوی جلو بیفتید و در موقعیت مادی بهتری قرار گیرید و مالی بدستتان بیاید که حق شما نبوده و در اثر رشوه بدست آمده است .

جمع بندی و تفسیر

البته در آفرينش آسمانها و زمين ، و گردش شب و روز، و کشتييي که در دريا به نفع مردم حرکت ميکند ، و آنچه خداوند از آسمانها از آبهائي که سبب زنده شدن زمين پس از مرگش ميشود ميفرستد ، و اينکه همه جور جنبنده اي در زمين گسترانيده ، و در گردش بادها ، و ابرهائي که بين آسمان و زمين رامند ، آياتي براي اشخاصي که تعقل مي کنند وجود دارد (164) و از ميان مردم کساني هستند که براي خدا همتاياني قرار ميدهند و آنها را مانند خداوند دوست ميدارند ، ولي مومنان خدا را بيش از همه چيز دوست ميدارند ، و اگر آنانکه ظلم كردند آن عذاب را ميديدند (ميدانستند) که همه قدرت ها همگي مخصوص خداوند است و اينکه عذاب خداوند شديد است (165) {آن هنگام که رهبران (گمراهي) از پيروان خويش بيزاري ميجويند و عذاب را مي بينند و سبب ها از آنها قطع ميشود (166) و پيروان آنان ميگويند کاش بازگشتي بود تا ما هم از آنان بيزاري جوئيم همانطور که آنان از ما بيزاري جستند. خداوند اعمالشان را با چنين حسرت هائي به آنها نشان ميدهد و از آن آتش خارج نخواهند شد}(167) اي مردم آنچه را که در زمين هست و حلال و خوب هست بخوريد و از گامهاي شيطان پيروي نکنيد که او برايتان دشمني آشکار است (168) {جز اين نيست که شما را به بدي و کارهاي بسيار زشت امر ميکند و اينکه برخداوند چيزي بگوئيد که نميدانيد} (169) {و هنگاميکه به آنها گفته شود آنچه را که خداوند گفته پيروي کنيد ، ميگويند نه ، بلکه  چيزي را پيروي مي کنيم که پدرانمان به آن انس گرفته­اند. حتي اگر پدرانشان چيزي نفهميده و هدايتي نشده باشند؟}(170) و مثال کافران مانند آنست که به چيزي که جز صدا زدن و ندا کردن چيزي نمي شنود فريادي بزني. کر و لال و کورند و تعقل نمي كنند (171) اي مسلمانان از چيز هاي پاکيزه اي که روزيتان کرده ايم بخوريد و خداوند را شکر گوئيد اگر فقط او را عبادت مي کنيد (172) {جز اين نيست که مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غير خدا ذبح شده  بر شما حرام شده است . پس اگر کسي مجبور شد ، در حاليکه متجاوز و متعدي نباشد (و بيش از حد زنده ماندن نخورد) گناهي بر او نيست که خداوند آمرزگار مهربان است} (173) البته آنانکه آنچه را خداوند از آن کتاب فرستاده کتمان مي کنند و آنرا به قيمت نا چيز ميفروشند در شکم هايشان چيزي جز آتش نميخورند ، و خداوند در روز قيامت با آنها تکلم نمي کند و رشدشان هم نميدهد و عذابي دردناک خواهند داشت (174) {آنها کساني هستند که گمراهي را به قيمت هدايت و عذاب را به قيمت مغفرت خريدند پس در مقابل آتش عجب پايدارند! }(175) اين به آن سبب است که خداوند آن کتاب را به حق فرستاد و کسانيکه در آن اختلاف کردند در جدائيي بسيار دورند (176) نيکي آن نيست که روي خويش بطرف مشرق و مغرب کنيد و ليکن نيکي آن است که ايمان به خدا و روز آخرت و ملائکه و آن کتاب و پيامبران داشته باشيد ، و مال را عليرغم آنکه دوستش داريد به نزديکان و يتيمان و بيچارگان و به راه ماندگان و خواهندگان و براي آزاد کردن بنده بدهيد و نماز بپا داريد و زکات دهيد ، و هنگاميکه عهد مي کنيد وفا نمائيد ، و (نيكي صفت) پايداران در سختي ها و ناراحتي ها و هنگام جنگ است. آنها کساني هستند که راست گفتند و انها همان اهل تقوا ميباشند.(177) ای مسلمانان در مورد قتل بر شما قصاص مقرر شد . آزاد در برابر آزاد . و بنده در مقابل بنده . و زن در مقابل زن (قصاص شود) . پس اگر کسي از برادرش گذشتي كند ، بايد از عرف پيروي کرد و به نيکي ادا (ي تلافي) نمود . اين تخفيفي از جانب پروردگارتان و رحمتي است . پس اگر کسي بعد از آن تعدي کرد عذابي دردناک خواهد داشت (178) و در قصاص براي شما زندگي است اي خردمندان ! شايد که تقوا در پيش گيريد (179) بر شما مقرر شده که وقتي زمان مرگ يکي از شماها سررسيد اگر مالي دارد براي والدين و نزديکان به نيکي وصيت کند که اين حقي بر عهده اهل تقواست (180) پس  اگر کسي آن را شنيد اما تغييرش داد گناهش بر کساني  است که  تغييرش مي دهند که خداوند شنواي داناست (181) اما اگر کسي ترسيد که وصيت کننده دچار انحراف يا  گناه  بشود آنگاه  بين آنها را  اصلاح دهد گناهي بر او نيست که خداوند آمرزگار مهربان است (182) اي مسلمانان بر شما روزه مقرر شد ، همانطور که بر گذشتگان شما مقرر شده ، شايد تقوا پيشه کنيد (183)  چند روز محدودي است و اگر کسي مريض يا مسافر باشد چند روزي از روزهاي بعد بگيرد . و اگر کسي نتواند (روزه گيرد) بجايش بيچاره اي را غذا دهد و اگر کسي داوطلبانه کار خيري بکند برايش بهتر است و اينکه روزه بگيريد برايتان بهتر است اگر بدانيد (184) در ماه رمضان که قرآن در آن نازل شده که براي مردم هدايت و دليل هاي روشن و فرق گذار بين حق و باطل است (روزه را بگيريد) هر كسي از شما که آن ماه را درک کرد بايد روزه بگيرد و کسي که مريض يا مسافر بود در عده اي از روزهاي بعدي (بگيرد) خداوند براي شما آساني خواسته نه اينکه سختي خواسته باشد و بايد تعداد (روزه های روزه) را تکميل کنيد و خداوند را بابت هدايت خويش تکبير گوئيد و شايد شکرگذار باشيد (185) و هنگاميکه بندگانم راجع به من از تو ميپرسند (بدانند که) نزديک هستم. دعاي دعا کننده را اجابت مي کنم . پس آنها هم بايد مرا اجابت نموده و بمن ايمان آورند شايد رشد يابند (186) در شب هاي روزه نزديکي تان با همسرانتان حلال است . آنها لباس شمايند و شما لباس آنهائيد . خداوند ميداند که شما برخويش خيانت ميکرديد پس بر شما بازگشت و از شما درگذشت . پس اينک با آنان مباشرت کنيد و آنچه را که براي شما مقرر کرده (مثلا اولاد صالح) بخواهيد ، و بخوريد و بياشاميد ، تا اينکه نخ سياه و سفيد در اثر فجر برايتان مشخص شود . آنگاه روزه را تا شب به اتمام رسانيد ، و در حاليکه در مساجد عاکفيد با آنان آميزش نکنيد . اين حدود خداست . به آن (حدود خدا) نزديک نشويد . چنين است که خداوند آياتش را براي مردم بيان مي کند شايد تقوا پیشه کنند (187) و اموال خود را در بين خود به باطل مخوريد و مبادا آن (اموال) را بسوي حکام سرازير کنيد تا قسمتي از اموال مردم را به گناه بخوريد در حاليکه به آن آگاهيد (188) از تو درباره هلالي بودن ماه ميپرسند ، بگو آن ها اوقات را براي مردم معين مي کنند و (زمان) حج را . و نيکي آن نيست که به خانه ها از پشت (بام) ها در آيند وليکن نيکي آن است که تقوا داشته باشيد و به خانه ها از درهاي آنها درآئيد و از خدا پروا کنيد شايد رستگار شويد (189) و در راه خدا با آنانکه با شما مي جنگند بجنگيد و تعدي مکنيد که  خداوند تجاوزگران را دوست نميدارد (190) {و آنها را هر جا که يافتيد بکشيد و از آنجائي که شما را اخراج کردند اخراجشان کنيد و فتنه از قتل مهم تر است و در نزد مسجدالحرام با آنان نجنگيد مگر اينکه با شما بجنگند. پس اگر با شما جنگيدند بکشيدشان که جزاء کافران همين است (191) پس اگر دست کشيدند خداوند آمرزگار مهربان است} (192) و با آنان بجنگيد تا فتنه اي نباشد و دين براي خدا باشد پس اگر دست کشيدند ديگر هيچ برخوردي جز عليه ظالمان نباشد (193) ماه حرام در مقابل ماه حرام است و هر حرمت شكنيي قصاصي دارد . پس اگر کسي بر شما تعدي کرد ، شما هم مثل همان تعدي را عليه او روا داريد ، و از خدا پروا کنيد و بدانيد که خداوند با پروا داران است (194) و در راه خدا خرج کنيد و با دست خويش خود را به هلاکت نيفكنيد . و نيكي کنيد که خداوند نيکوکاران را دوست دارد (195) و حج و عمره را براي خداوند به اتمام رسانيد. و اگر باز داشته شديد هر چه که ممکن و آسان بود قرباني کنيد و سرتان را نتراشيد تا قرباني به محل (قربانگاه) خود برسد و اگر کسي مريض باشد يا درباره سرش ناراحتيي داشته باشد عوض آن (نتراشيدن سر) روزه بگيرد يا صدقه دهد يا اعمال عبادي ديگر کند . و وقتي که امنيت برقرار بود کسيکه خواست عمره را حج کند چيزي آسان و ممکن قرباني کند و اگر نيافت سه روز در ايام حج و هفت روز پس از بازگشت روزه بگيرد که جمعا ده روز شود . اين براي کساني است که خانواده شان در مسجدالحرام نباشند . و از خدا پروا کنيد و بدانيد خداوند در پيگيري شديد است (196) حج در ماه هاي معلومي است. پس کسي که (حج) در آنها بر او واجب ميشود آميزش و گناه و جدال در حج ممنوع است و هر کار نيکي که کنيد خدا آنرا ميداند و توشه گيريد و البته بهترين توشه تقواست و از من پروا کنيد اي خردمندان (197) اشکالي ندارد که فضل پروردگارتان را جستجو کنيد و هنگامي که از عرفات سرازير شديد ، در مشعر الحرام ذکر خدا بجاي آريد ، و او را همانطور که هدايتتان کرده بياد آوريد ، و البته قبلا از گمراهان بوديد (198) آنگاه از همانجا که مردم راه مي افتند راه بيفتيد و از خدا آمرزش بخواهيد که همو آمرزگار مهربان است (199) و هنگاميکه اعمالتان را تمام کرديد خدا را ياد کنيد همانطور که پدرانتان را ياد مي کنيد بلکه از آنهم قوي تر. از ميان مردم کساني هستند که ميگويند خدايا در دنيا بما بده وآنها در آخرت بهره اي ندارند (200) و کساني هم هستند که ميگويند خدايا در دنيا و آخرت بما نيکوئي ده و از عذاب آتش نگهمان دار (201) آنها از آنچه کسب مي کنند نصيبي خواهند داشت وخداوند تند حساب است (202) و خدا را در روزهائي چند ياد کنيد. پس اگر کسي خواست به عجله در دو روز (تمام) کند گناهي نکرده و کسي هم خواست تاخير کند براي با تقوا گناهي ندارد . از خدا پروا کنيد و بدانيد که بسوي او محشور ميشويد (203)

 

 

 

 بقره13    آیات204تا212

وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿204﴾ وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ ﴿205﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿206﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿207﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿208﴾ فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿209﴾ هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿210﴾ سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَن يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿211﴾ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿212﴾

 

ای پیامبر! کساني هستند که از نظرشان درباره زندگي دنيا خوشت مي آيد، و خداوند را هم به شهادت ميگيرند، در حاليکه سرسخت ترين دشمنان تان هستند (204) و هنگامي که به رياستي ميرسند به فساد در زمين و هلاک کشاورزي و نفوس ميکوشند و خداوند فساد ر ا دوست ندارد (205) و هنگاميکه گفته ميشود تقوا پيشه کن عزت خود را در گناه مي پندارند، پس جهنم بسشان است و چه جايگاه بدي است (206) و کساني هم هستند که خود را به رضاي خدا ميفروشند و خداوند دلسوز بندگان است (207) اي مسلمانان همگي به تسليم قوانين خدا درآئيد و گامهاي شيطان را پيروي مکنيد که او دشمن آشکارتان است (208) پس اگر بعد از اينکه دلايل روشن بسويتان آمد پايتان لغزيد بدانيد که خداوند پيروزمند فرزانه است (209) آيا یهودیان انتظار دارند که خداوند و ملائکه در سايبان هائي از ابر بيايند و کار تمام شود؟ و البته همه امور بسوي خداوند برميگردد (210) از بني اسرائيل بپرس چقدر آيات و دلايل روشن بسويتان آمد؟ و کسي که نعمت خداوند را پس از آمدنش تغيير دهد ، خدا در پيگيري شديد است (211) زندگي اين دنيا براي کافران تزيين شده و مومنان را مسخره ميکنند ولی اهل تقوا در روز قيامت بالاتر از آنها هستند و خداوند هر که را خواهد بدون حساب روزي ميدهد (212)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره).

درب : دعوت مردم به تسليم شدن به احکام الهي که مايه اعتلاء خودشان است و نکوهش کفار و یهود و منافقان که چنین نیستند.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در پاراگراف 11 می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

در پاراگراف 12 می فرماید : بعضی از مردم که علیرغم اینهمه آیات خلق و امر الهی برای خداوند همتا قرار می­دهند در آخرت معذب خواهند بود ، و ای مردم ! از روزی حلال استفاده کنید تا اعتلاء یابید ، و ای مسلمانان ! اعتقادات صحیح ، انفاقات مستحبّ ، به پا داریِ نماز ، انفاقات واجب ، وفاء به عهد ، پایداری درسختی ها، و درجنگ، و حکم قصاص، و  حکم وصیت، و احکام روزه، و ممنوعیت رشوه، و جهاد برای دفاع و رفع موانع ، موجب اعتلاءشخصیت تان است .

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! دل خویش را با خداوندتان و پیامبرش (ص) صاف وصادق کنید ومبادا رفتارهای منافقانه و کافرانه ازخویش به ظهور برسانید.

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

سه آیه اول این پاراگراف در توصیف و تشریح صفات منافقان است.

همان کسانی که چندی پیش با حدس زدن موفقیت مسلمانان به صفوف آنان پیوستند و اینک بسیار خوشحالند که می­بینند تخمین­شان درست از آب در آمده و خود را به پیامبر نزدیک­تر می­کنند و سخنانی باب میل او می­گویند تا اطمینان او را جلب کرده و بزودی اگر پولی و یا ریاستی قرار است تقسیم شود آن درشت­ترها را آنها تصاحب کنند.

آنها چنانکه در ابتدای همین سوره هم دیدیم دین و دیانت و اعتقاد و عبادت را برای «مردم عادی»، «افراد سبک»، «و اشخاص نادان» مناسب دانسته و خود را «بالاتر از این حرفها» حساب کرده و ارتکاب گناهان و بی­اعتنائی به اصول اعتقادی را نمادی از شخصیت والا و ارزش شخصی برای امثال خویش قلمداد می­کنند و آیات 204 تا 206 در تشریح صفات آنهاست.

آیه 207 درباره مؤمنان واقعی است که فقط یکنوع رفتار دارند و آنهم این است که صادقانه و یکدل و ظاهر و باطن یکی، خود را یکجا در اختیار وحی خداوندی قرار می­دهند.

چنانکه در پاراگراف اول همین سوره دیدیم، خداوند یکبار دیگر حوزه رسالت پیامبر(ص) را در شرایط جدید پس از هجرت برایش ترسیم نمود که سه نوع افراد در آن بود:  مؤمن و کافر و منافق.

ضمناً کافران در دو طیف متمایز مطرح می­شوند که یک دسته همان کافران سنتی هستند که در سیزده سال قبل از هجرت، پیامبر و مسلمانان سابقه آنها را داشتند، اینک یهودیان نیز به آنان اضافه شده­اند.

آیه 212 نیز اشاره به این دارد که هر دو نوع از کافران در مقابل مسلمانان رفتار واحدی دارند.

4 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 210 به آیاتی از علم وقدرت الهی اشاره شده، بالاتر از ذهنیات مخاطبان اولیه،

بوده است ، چه رسد به مخاطب اولیه.

آیه 211 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

آیه 212 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

5 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

6 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - دعوت مردم به تسليم شدن به احکام الهي که مايه اعتلاء خودشان است

2 - نکوهش کفار و یهود و منافقان که چنین نیستند

7 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه 212 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است.

جمع بندی و تفسیر

کساني هستند که از نظرشان درباره زندگي دنيا خوشت مي آيد، و خداوند را هم به شهادت ميگيرند، در حاليکه سرسخت ترين دشمنان هستند (204) و هنگامي که به رياستي ميرسند به فساد در زمين و هلاک کشاورزي و نفوس ميکوشند و خداوند فساد ر ا دوست ندارد (205) و هنگاميکه گفته ميشود تقوا پيشه کن عزت خود را در گناه مي پندارند، پس جهنم بسشان است و چه جايگاه بدي است (206) و کساني هم هستند که خود را به رضاي خدا ميفروشند و خداوند دلسوز بندگان است (207) اي مسلمانان همگي به تسليم (قوانين خدا) درآئيد و گامهاي شيطان را پيروي مکنيد که او دشمن آشکارتان است (208) پس اگر بعد از اينکه دلايل روشن بسويتان آمد پايتان لغزيد بدانيد که خداوند پيروزمند فرزانه است (209) آيا (یهودیان) انتظار دارند که خداوند و ملائکه در سايبان هائي از ابر بيايند و کار تمام شود؟ و البته همه امور بسوي خداوند برميگردد (210) از بني اسرائيل بپرس چقدر آيات و دلايل روشن بسويتان آمد؟ و کسي که نعمت خداوند را پس از آمدنش تغيير دهد ، خدا در پيگيري شديد است (211) زندگي اين دنيا براي کافران تزيين شد و مومنان را مسخره ميکنند و اهل تقوا در روز قيامت بالاتر از آنها هستند و خداوند هر که را خواهد بدون حساب روزي ميدهد (212)

 

 

 

 

 

بقره14   آیه های213و214

كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿213﴾ أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ ﴿214﴾

 

مردم همگي يکجور بودند، پس خداوند پيامبران را برگزيد که مژده دهنده و هشدار دهنده باشند، و با آنها آن کتاب را فرستاد که بين مردم درباره آنچه اختلاف داشتند به حق حکم کند، و در آن اختلاف نکردند مگر پس از اينکه آن دلايل روشن بسويشان آمد، براي اينکه بين خويش به ظلم بپردازند. آنگاه خداوند مومنان را درباره حقيقت امورِ مورد اختلاف ، به فرمان خويش ، هدايت کرد، و خداوند هر که را خواهد بسوي جاده مستقيم هدايت مي کند (213) آيا مي پنداريد وارد بهشت ميشويد و مثال اقوام قبلي برسرتان نمي آيد که سختي ها و ناراحتي ها به آنان رسيد تا اينکه لرزه شان گرفت تا اينکه رسول و مومنان همراهش گفتند پس ياري خدا کي ميرسد؟ بدانيد که ياري خدا نزديک است (214)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: جلب توجه مردم به علت اصلي تشريع اديان و احکام که مايه رفع اختلاف بين مردم بوده و يک فرآيند پر از آزمون است.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در پاراگراف 11 می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

در پاراگراف 12 می فرماید : بعضی از مردم که علیرغم اینهمه آیات خلق و امر الهی برای خداوند همتا قرار می­دهند در آخرت معذب خواهند بود ، و ای مردم ! از روزی حلال استفاده کنید تا اعتلاء یابید ، و ای مسلمانان ! اعتقادات صحیح ، انفاقات مستحبّ ، به پا داریِ نماز ، انفاقات واجب ، وفاء به عهد ، پایداری درسختی ها، و درجنگ، و حکم قصاص، و  حکم وصیت، و احکام روزه، و ممنوعیت رشوه، و جهاد برای دفاع و رفع موانع ، موجب اعتلاءشخصیت تان است .

در پاراگراف 13 می فرماید : ای مسلمانان ! دل خویش را با خداوندتان و پیامبرش (ص) صاف وصادق کنید ومبادا رفتارهای منافقانه و کافرانه ازخویش به ظهور برسانید.

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! به شدت مواظب اختلافات احتمالی درامـــور مرتبط با «حق» باشید و باقوت ازآن اجتناب کنید .

3 - سوالات

1- منظور از «امت واحده» (آیه123) چیست؟ (همگی دارای دین واحد؟ همگی مساوی در مقابل قانون واحد؟ «قانون کمون اولیه»؟ یا.......؟)

2-آیا «ف» در«فبعث» (همان آیه) به ما میگویدکه بعثت انبیاء به علت «امت واحده» بودن مردم بوده؟(اگربله ، چه نتیجه ای میگیرید؟ واگرنه ، چرا؟)

3- از همان آیه فهمیده میشود که پیامبران(ع) برای «رفع اختلاف» آنها مبعوث شدند، سوال این است که «اختلاف» مورد اشاره در چه زمینه هایی بوده (مسائل «امور زندگی»؟ اموراعتقادی؟یا.....؟)

4- منظور از «ه» در «اوتوه» چیست؟ (محتویات «کتاب»ی که پیامبران به همراه داشتند و بر اساس آن حکم میکردند؟ نتایج عملی «احکام» پیامبرانه؟ یا.....؟)

5- موضوع بشارت و انذار پیامبران چه میتوانست بوده باشد؟

6- آیا میتوان گفت «اختلاف» مورد نظر آیه123دونوع بوده؟ اگر بله دو نوع آن را بیان کنید.

7-رهبری «اختلاف» دوم به دست چه کسانی بوده و موضوع آن چه چیزهایی میتوانست بوده باشد؟

8 – خطاب آیه 214 به چه کسانی است؟ (مسلمانان؟ یهودیان؟ مشرکان؟ هرسه؟ یا . . . ؟) با ذکر دلیل جواب دهید .

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه های 213 و 214 چه فهمیده میشود؟

از «وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم» چنین فهمیده میشود که خطاب به مسلمین هشدار میدهد که مواظب باشید به همان رفتار های غلط پیشینیان از شما سرنزند ، همان رفتارهایی که در اثر «بَغْيًا بَيْنَهُمْ» در بیناتی که بر آنها نازل شده بود اختلاف کردند ، به عبارت دیگر ، مواظب باشید مانند یهودیان (که رفتارهایشان بطور مشروح در پاراگراف های قبل برایتان بر شمرده شد) رفتار نکنید تا مصیبتی مطابق آنچه در انتهای آیه 214 به آن اشاره شد مبتلا نشوید .

5 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 213 هردو ملاک برجستگی را که قبلا بارها شرح داده ایم دارد.

6 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 213 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

7 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

8 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

جلب توجه مردم به علت اصلي تشريع اديان و احکام که مايه رفع اختلاف بين مردم بوده و يک فرآيند پر از آزمون است.

شرح مختصر

فلسفه تاریخ

در سوره های اعراف، و اسراء، و مؤمنون در خصوص فوق عرضی کرده­ایم که توصیه موکد به بازخوانی آنها داریم.

1 - «فلسفه تاریخ» نقل از تفسیر سوره مومنون

«امت واحده» یعنی چه؟

اساساً بهتر است سؤال را اینطور مطرح کنیم که «امت» یعنی چه؟

از آیه 44 همین سوره فهمیده می­شود امت به «پیروان یک رسول خاص در زمان حیات و دعوت او» گفته می­­شود .

بنابراین «امت واحده» یعنی پیروان یک پیغمبر که در زمان حیات و دعوت او به تعالیم او تسلیم شده و در مقابل قانون تعالیم او خود را یکسان می­دانستند.

اما آنچه در آیه 53 مورد بحث است ، اتفاقی است که پس از پایان دوره آن پیامبـــران اتفاق می­افتاد . اتفاقی که می­افتاد این بودکه عده­ای خود را از «امت واحده» (مســـاوی بودن در مقابل قوانینی از دین متبوع که حاکم بر شئون زندگی بود) بیرون می­کشیدند و خود را بالاتر از دیگـــران قرارمی­دادند تا برای خویش «حقوق» بیشتر و «وظایف» کمتر قائل ­شوند.

این موضوع از کجا فهمیده می­شود؟

1- از کلمه «امرهم» (که مربوط به امور زندگیست)

2- از کلمه «زبراً» که می­توان آن را به تفاسیر مختلف از آن قانون یکسان مربوط به امة واحده نیز مربوط نمود)

3- از کلمه «حزب» (که به اساسنامه و مرامنامه داخلی یک گروه- اعم از نوشته یا نانوشته- اشاره دارد)

4-از «ف» در کلمه «فتقطعوا» ( که نشان می­­دهد این اتفاق پس از دوره «امت واحده» بودن افتاده است)

به عبارت دیگر در اینجا می فرماید که علت پیدایش کفر ، این بوده که پس ازاینکه پیامبران(ع) «امت واحده» را تاسیس میکردند و آن راجا میانداختند ، عده ای برای کسب امتیازات بیشتر ، به «تفسیر به نفع خویش»  ازقوانین آن«امت واحده» می پرداختند .

این فرایند سبب میشد «امت واحده» به چندین گروه و دسته  نوظهور تبدیل شود که هریک طرفدار «تفسیر»ی- مطابق سلیقه خویش- از آن قانون فراگیر قبلی بودند و به این ترتیب  تعدادی ادیان انحرافی ، پس ازتاسیس و قوام یک دین اصیل بوجود می آمد .

فلسفه تاریخ از منظری دیگر

خیلی آشکار است که «الذین» به سرانِ جوامع اشاره دارد و «جعلوا» به فرایند تغییر دادن قوانین که تقریبا در همه جوامع رخ میدهد اشاره میکند و «تمتعوا» به انگیزه آنان .

بنا براین آیات 28 تا 30 دارد به یکی از جنبه های «فلسفه تاریخ» اشاره میکند که طی یکی از شایع ترین مورد های آن ، برخی از سرانِ جوامع بشری (الذین) ، با انگیزه ء « به سوی خویش کِشیِ مواهبِ عمومی» ، (تمتعوا) در دینِ متبوعِ جامعه ، دستکاری مینمایند (جعلوا لله اندادا) و نتیجه کارشان هم دو چیز است : مسیر زندگی صحیح مردم را به مسیر غلط می اندازند (یضلوا عن سبیل الله) و مردم جامعه خویش را بدبخت میکنند (احلوا قومهم دار البوار) و راه برون رفت از این جریان هم آیه 31 است .

2 - آیه «فلسفه تاریخ»ی ، نقل از تفسیر سوره قصص

آیه 5 و ثلث اول آیه 6 ، از لحاظ بیان یکی از قوانین تاریخ بشر بسیار قابل توجه است.

به این معنی که کسانی هستند که استعدادها و حقوقی دارند و کسان دیگری جلوی بالفعل شدن استعدادهای آنان را می­گیرند و حقوقشان را از آنها باز می­دارند. و خداوند چنین اراده نموده که آن گروهی را که مظلوم واقع شده­اند مورد حمایت قرار داده و آنها را بالا آورده و نعمتهائی را به راحتی به آنان عطا فرماید.

این مطلب اگر مورد دقت قرار گیرد یک «قانون فلسفه تاریخ»ی است و می­تواند در بسیاری از موارد در مناقشات بشری مورد دقت واقع شده و صحت آن دریافته شود.

صحت این مطلب را می­توان در سقوط رم ، در فروپاشی شوروی ، در استیلای عجم بر اعراب از قرن سوم هجری به بعد ، در نهضت­های استقلال­طلبی قرن بیستم ، و خلاصه در موارد بسیار زیادی به رأی­العین دید .

و خلاصه اینکه این «قانون» یکی از قوانین تخلف­ناپذیری است که برحسب آن می­توان آینده را پیشگوئی نمود.

مثلاً می­توان در مناقشات بین ملتها بررسی کرد و تعیین نمود که کدام طرف «ضعیف شمرده شده و حقوقش قطع گردیده» است و پیش­بینی نمود که بطور حتم ، همان طرف ، در آینده پیروز خواهد گردید .

مثلاً در همین زمان ، «مسئله فلسطین» یکی از آن موارد است و ما در ابتدای سوره اسراء در این خصوص شرحی عرض کرده­ایم .

در «آن روزها» هم میتوان اوضاع و احوال پیامبر (ص) و پیروانش را در چارچوب همین قانون به وضوح دید و درک کرد و چون موضوع تقریبا برای همگان آشنا است شرح بیشتری لازم نمیباشد .

3 - فلسفه تاریخ ، نقل از تفسیر سوره اعراف

در این پاراگراف، «فلسفه تاریخ» گفته می­شود.

چنانکه در بندهای قبل، یعنی بندهای مربوط به قوم نوح و عاد و ثمود و لوط و صالح، دیدیم، ترجیع بند «دعوت به توحید، تکذیب و استکبار، نزول عذابِ هلاکت»، تکرار می­گردید.

با توجه به دو آیه 94 و 95 معلوم می­شود نوعاً مردم قدیم در همه شهرها، با پیامبرانشان مخالفت می­کردند و گرنه لحن عام بدون استثناء آیه 94 موجه نبود.

با توجه به آیه 95 معلوم می­شود همه اقوام قبلی از لحاظ محکوم بودن به چنین مکانیزمی با یکدیگر مشابهت داشتند.

اما این هم هست که این مطلب به همان سادگی که از ظاهر آیه­های 94 و 95 فهمیده می­شود نیست زیرا:

1- در قرآن کریم این نکته نیز هست که حضرت نوح (ع) نهصد و پنجاه سال پیامبری کرد. بنابراین مکانیزمی که در آیه­های 94 و 95 مطرح شده لزوماً لازم نیست خلق­الساعه و سریع­الاتفاق باشد. لااقل اینکه آن حالت (یعنی تکذیب و مخالفت و عناد، در ابتدای پیامبری او نبوده)

2- در این سوره پس از این پاراگراف، داستان حضرت موسی(ع) می­آید. چرا خداوند داستانهای نوح و عاد و ثمود و لوط و صالح(ع) را نقل نمود وسپس «فلسفه تاریخ» فرمود و پس از آن به داستان موسی(ع) اشاره نمود؟ چه بسا به این خاطر باشد که داستان موسی در «دوره تاریخی» اتفاق افتاده اما داستان آن پیامبران مربوط به «ما قبل تاریخ» است، و «فلسفه تاریخِ دوره تاریخی» با «فلسفه تاریخ دوره ماقبل تاریخ» فرق دارد! حقیقت این است که باید چنین فرضیه­ای را بپذیریم زیرا مکانیزم مطرح شده در آیه­های 94 و 95 درباره تاریخ اسلام هم صادق نیست. و حتی اگر دامنه این فکر را کمی بازتر بکنیم درباره مسیحیت نیز نشانی از آن نمی­بینیم و حتی راجع به کل انبیاء بنی­اسرائیل هم این مطلب را نمی­بینیم، غیر از زمان خود حضرت موسی(ع) که آنهم راجع به خود فرعون و سپاهیانش مصداق پیدا کرده است نه راجع به کل مردم مصر.

3- اینکه بند بعد اینطور شروع می­شود که «سپس بعد از آنها موسی را برانگیختیم ...» نیز موید این نظریه است زیرا گویا این «فلسفه تاریخِ» مطرح در این بند، حلقه وسط زنجیر نبوت است که حضرت موسی(ع) را که مربوط به «دوره تاریخی» است، از دوره انبیاء پیشین جدا می­کند.

4- چیزی که ما در بندهای قبل دیدیم، (یعنی مربوط به قوم نوح و عاد و ثمود و لوط و مدین) مربوط به «آخر دوره» آنها بود. آیا وضعیت قوم نوح در طی نهصد و پنجاه سال عینِ آخرِ آن دوره بود؟ ایا قوم لوط از همان اول پیدایش شهر و تمدن خویش منحرف جنسی بودند یا اینکه این جریان مربوط به اواخر دوره آنها بود؟ و همچنین درباره اقوام دیگر جای همین سئوال هست.

بنابراین، چاره­ای نداریم که این دو نکته را بپذیریم که مکانیزم مطرح شده در آیه­های 94 و 95 :

1- مربوط به دوره ماقبل تاریخ است؛ 2- مربوط به اواخر عمر هر «قریه» (= تمدن) است.

یعنی اینکه بطور خلاصه هر «قریه» (= تمدن) سه مرحله دارد:

1- مرحله اول که شروع آن تمدن است و پیامبر مربوطه این مرحله نقش آموزش و هدایت دارد. 2- مرحله دوم که آغاز انحراف است.3- مرحله سوم که آخر عمر آن تمدن است و آیات 94 و 95 ناظر بر این مرحله است.

کلمه «پدرانمان»، که منحرفان، پیروی از آنها را ترجیح می­دادند حکایت از لااقل «سه نسل» می­کند و اگر دوره هر نسل را سی سال بگیریم بین مدلول آیه 94 تا آیه 95 لااقل باید 90 سال فاصله باشد. و این نیز تأیید دیگری است بر عرایضی که فوقاً نمودیم. یعنی نه تنها این جریان مربوط به «اواخر دوره عمر هر تمدن» می­باشد، بلکه آن «اواخر عمر» هر تمدن نیز خودش شامل یک زمان طولانی می­باشد.

نتیجه!

خواننده گرامی اینک اگر به متن پاراگراف برگردند، قاعدتا دیگر باید کاملا مفهوم باشد .

جمع بندی و تفسیر

مردم همگي يکجور بودند، پس خداوند پيامبران را برگزيد که مژده دهنده و هشدار دهنده باشند، و با آنها آن کتاب را فرستاد که بين مردم درباره آنچه اختلاف داشتند به حق حکم کند، و در آن اختلاف نکردند مگر پس از اينکه آن دلايل روشن بسويشان آمد، براي اينکه بين خويش ظلم کنند. آنگاه خداوند مومنان را درباره حقيقت امورِ مورد اختلاف ، به فرمان خويش ، هدايت کرد، و خداوند هر که را خواهد بسوي جاده مستقيم هدايت مي کند (213) آيا مي پنداريد وارد بهشت ميشويد و مثال اقوام قبلي برسرتان نمي آيد که سختي ها و ناراحتي ها به آنان رسيد تا اينکه لرزه شان گرفت تا اينکه رسول و مومنان همراهش گفتند پس ياري خدا کي ميرسد؟ بدانيد که ياري خدا نزديک است (214)

 

 

 

بقره15     آیات215تا226

يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ﴿215﴾ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿216﴾ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿217﴾ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿218﴾ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿219﴾ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاء اللّهُ لأعْنَتَكُمْ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿220﴾ وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿221﴾ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴿222﴾ نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿223﴾ وَلاَ تَجْعَلُواْ اللّهَ عُرْضَةً لِّأَيْمَانِكُمْ أَن تَبَرُّواْ وَتَتَّقُواْ وَتُصْلِحُواْ بَيْنَ النَّاسِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿224﴾ لاَّ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِيَ أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿225﴾ لِّلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِن نِّسَآئِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَآؤُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿226﴾

 

ای پیامبر! از تو مي پرسند چه انفاق کنند بگو هر چه انفاق مي کنيد، بهتر است به والدين و نزديکان و يتيمان و بيچارگان و در راه مانده ها باشد و هر کار خيري که کنيد ، خداوند به آن آگاه است (215) بگو ای مسلمانان! جنگ بر شما مقرر شد در حاليکه آن را خوش نميداريد و چه بسا چيزي که خوش نميداريد اما برايتان خوب است و چه بسا چيزي که دوست داريد اما برايتان شر است و خداوند ميداند و شما نميدانيد (216) از تو درباره جنگ در ماه حرام مي پرسند بگو جنگ در آن گناهی بزرگ است ، اما بازداشتن از راه خدا و کفر به آن و کفر به مسجدالحرام و اخراج اهلش از آن نزد خدا گناهي بزرگتر است ، و فتنه از قتل بالاتر است ، و آنها آنقدر با شما مي جنگند تا شما را ، اگر بتوانند ، از دينتان برگردانند ، و هر کس از دينش برگردد و در حال کفر بميرد اعمالش در دنيا و آخرت از بين ميرود و اهل آتش بوده و در آن جاودان خواهد بود (217) البته آنانکه ايمان آورده و هجرت نموده و در راه خدا جهاد کرده باشند به رحمت خدا اميدوارند و خداوند آمرزگار مهربان است (218) از تو درباره شراب و قمار ميپرسند بگو در آندو گناهي بزرگ و منفعت هائي براي مردم است ، و گناه آنها از نفعشان بزرگتر است ، و مي پرسند چه انفاق کنند بگو افزون بر نياز را انفاق کنيد، خداوند آياتش را چنين برايتان بيان مي کند شايد تفکر کنيد (219) در باره دنيا و آخرت تفکر کنید . و درباره ايتام از تو مي پرسند بگو سامان دادن به كار آنان بهتر است و اگر با آنها قاطي شويد پس بدانيد كه برادران شما هستند و خداوند مفسد را از مصلح باز مي شناسد و اگر خدا ميخواست شما را به زحمت مي انداخت ، که او پيروزمند فرزانه است (220) و با زنان مشرک ازدواج نکنيد تا مسلمان شوند و البته کنيز مسلمان از زن مشرک بهتر است ولو اينکه از او خوشتان بيايد و با مردان مشرک ازدواج نکنيد تا مسلمان شوند و يک برده مومن از مرد مشرک بهتر است حتي اگر خوشتان بيايد. آنها بسوي آتش دعوت مي کنند و خداوند به اذن خويش بسوي بهشت و آمرزش دعوت مي کند . و آياتش را براي مردم بيان مي کند شايد پند گيرند (221) و از تو درباره حيض ميپرسند . بگو آن رنجي است . پس در ايام حيض با آنان نزديکي مکنيد تا وقتي که پاک شوند و وقتيکه پاک شدند آنطور که خداوند امر کرده به آنان درآئيد که خداوند بازگشت کنندگان و پاکي جويان را دوست ميدارد (222) زنان شما کشتزار شمايند پس به کشتزار خويش هر وقت خواستيد در آئيد و براي خويش توشه نيك از پيش فرستيد و از خداوند پروا کنيد و بدانيد که به لقاي او خواهيد رسيد و ای پیامبر! مومنان را بشارت ده (223) و خداوند را دستاويز سوگند هاي خود قرار ندهيد که به بهانه آن ، از نيکي و تقوا و اصلاح بين مردم خودداري كنيد ، و خداوند شنواي داناست (224) خداوند شما را در قسم هاي بيهوده مواخذه نمي کند بلکه به آن چيزي که دل هايتان کسب کرده مواخذه مي کند و خداوند آمرزگار حليم است (225) کساني که قسم ميخورند براي هميشه از زنان خويش کناره گيرند چهار ماه ميتوانند در اين حالت بمانند و اگر برگشتند خداوند آمرزگار مهربان است (226)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : ارشاد مردم درباره امور مورد ابتلاء و سامان بخشيدن و اعتلاء زندگيشان.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در پاراگراف 11 می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

در پاراگراف 12 می فرماید : بعضی از مردم که علیرغم اینهمه آیات خلق و امر الهی برای خداوند همتا قرار می­دهند در آخرت معذب خواهند بود ، و ای مردم ! از روزی حلال استفاده کنید تا اعتلاء یابید ، و ای مسلمانان ! اعتقادات صحیح ، انفاقات مستحبّ ، به پا داریِ نماز ، انفاقات واجب ، وفاء به عهد ، پایداری درسختی ها، و درجنگ، و حکم قصاص، و  حکم وصیت، و احکام روزه، و ممنوعیت رشوه، و جهاد برای دفاع و رفع موانع ، موجب اعتلاءشخصیت تان است .

در پاراگراف 13 می فرماید : ای مسلمانان ! دل خویش را با خداوندتان و پیامبرش (ص) صاف وصادق کنید ومبادا رفتارهای منافقانه و کافرانه ازخویش به ظهور برسانید.

در پاراگراف 14 می فرماید : ای مسلمانان ! به شدت مواظب اختلافات احتمالی درامـــور مرتبط با «حق» باشید و باقوت ازآن اجتناب کنید .

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! اینک که عده ای ازشما هجرت کرده و حکومتی ازخود دارید نیاز به مقررات تنظیم کننده ای دارید که تدریجا دریافت می کنید .

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیات 216 تا 218 فهمیده میشود که دارد مسلمانان را برای جنگ دفاعی قریب الوقوع آماده میکند و تعرضات جنگی ممکن نسبت به مسلمین را از نوع ایدئولوژیک قلمداد میفرماید

از سایر مطالب این پاراگراف (215 تا 226) فهمیده می­شود که سوره بقره یکباره نازل نشده بلکه نزول آن مدتی طولانی طول کشیده است.

یک دلیل مهم آن این است که سئوالاتی که مردم از پیامبر نموده­اند قبلاً بطور اجمال در پاراگراف های قبلی همین سوره آمده است. موضوعاتی مانند انفاق، جنگ، جنگیدن در نزد مسجدالحرام، و غیره، مطالبی است که قبلاً در همین سوره آنها را دیدیم و پرسیدن در خصوص آنها از پیامبر(ص) حاکی از این است که آنها از نظر مردم مهم بوده و علیرغم اینکه احکامی در خصوص آنها نازل شده بوده، باز هم دغدغه­های خاطری وجود داشته و سئوالاتی می­کرده­اند که در آیات این پاراگراف جوابهای مفصل­تری به آنها داده شده است.

البته سئوالاتی غیر از آنها هم بوده که به آنها هم جواب داده شده است.

آیه 220: بعداً در سوره نساء با تفصیل بیشتر بیان شده است. (یعنی این آیه در رابطه با آن مطالبِ سورۀ نساء، نسخ شده است)

 

آیه 221: بعداً در سوره نور بطور روشن­تر و مشروح­تر تشریح گردیده است. و بطور کلی احکام مربوط به خانواده جایگاه مهمی در قرآن دارد و علاوه بر این سوره، در سوره­های نساء، نور، طلاق و غیره بطور تفصیل مذکور است .

4 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

5 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

ارشاد مردم درباره امور مورد ابتلاء و سامان بخشيدن و اعتلاء زندگيشان.

6 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است .

جمع بندی و تفسیر

مي پرسند چه انفاق کنند بگو هر چه انفاق مي کنيد؟ (بهتر است) به والدين و نزديکان و يتيمان و بيچارگان و در راه مانده ها باشد و هر کار خيري که کنيد ، خداوند به آن آگاه است (215) جنگ بر شما مقرر شد در حاليکه آن را خوش نميداريد و چه بسا چيزي که خوش نميداريد اما برايتان خوب است و چه بسا چيزي که دوست داريد اما برايتان شر است و خداوند ميداند و شما نميدانيد (216) از تو درباره جنگ در ماه حرام مي پرسند بگو جنگ در آن (گناهی) بزرگ است ، اما بازداشتن از راه خدا و کفر به آن و کفر به مسجدالحرام و اخراج اهلش از آن نزد خدا (گناهي) بزرگتر است ، و فتنه از قتل بالاتر است ، و آنها آنقدر با شما مي جنگند تا شما را ، اگر بتوانند ، از دينتان برگردانند ، و هر کس از دينش برگردد و در حال کفر بميرد اعمالش در دنيا و آخرت از بين ميرود و اهل آتش بوده و در آن جاودان خواهد بود (217) البته آنانکه ايمان آورده و هجرت نموده و در راه خدا جهاد کرده باشند به رحمت خدا اميدوارند و خداوند آمرزگار مهربان است (218) از تو درباره شراب و قمار ميپرسند بگو در آندو گناهي بزرگ و منفعت هائي براي مردم است ، و گناه آنها از نفعشان بزرگتر است ، و مي پرسند چه انفاق کنند بگو افزون بر نياز (را انفاق کنيد) خداوند آياتش را چنين برايتان بيان مي کند شايد تفکر کنيد (219) در (باره) دنيا و آخرت (تفکر کنید) . و درباره ايتام از تو مي پرسند بگو سامان دادن به كار آنان بهتر است و اگر با آنها قاطي شويد پس (بدانيد كه) برادران شما هستند و خداوند مفسد را از مصلح باز مي شناسد و اگر خدا ميخواست شما را به زحمت مي انداخت ، که او پيروزمند فرزانه است (220) و با زنان مشرک ازدواج نکنيد تا مسلمان شوند و البته کنيز مسلمان از زن مشرک بهتر است ولو اينکه از او خوشتان بيايد و با مردان مشرک ازدواج نکنيد تا مسلمان شوند و يک برده مومن از مرد مشرک بهتر است حتي اگر خوشتان بيايد. آنها بسوي آتش دعوت مي کنند و خداوند به اذن خويش بسوي بهشت و آمرزش دعوت مي کند . و آياتش را براي مردم بيان مي کند شايد پند گيرند (221) و از تو درباره حيض ميپرسند . بگو آن رنجي است . پس در ايام حيض با آنان نزديکي مکنيد تا وقتي که پاک شوند و وقتيکه پاک شدند آنطور که خداوند امر کرده به آنان درآئيد که خداوند بازگشت کنندگان و پاکي جويان را دوست ميدارد (222) زنان شما کشتزار شمايند پس به کشتزار خويش هر وقت خواستيد در آئيد و براي خويش توشه نيك از پيش فرستيد و از خداوند پروا کنيد و بدانيد که به لقاي او خواهيد رسيد و مومنان را بشارت ده (223) و خداوند را دستاويز سوگند هاي خود قرار ندهيد که به بهانه آن ، از نيکي و تقوا و اصلاح بين مردم خودداري كنيد ، و خداوند شنواي داناست (224) خداوند شما را در قسم هاي بيهوده مواخذه نمي کند بلکه به آن چيزي که دل هايتان کسب کرده مواخذه مي کند و خداوند آمرزگار حليم است (225) کساني که (قسم ميخورند) براي هميشه از زنان خويش کناره گيرند چهار ماه (ميتوانند در اين حالت) بمانند و اگر برگشتند خداوند آمرزگار مهربان است (226)

 

 

 

     بقره16     آیات227تا242

وَإِنْ عَزَمُواْ الطَّلاَقَ فَإِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿227﴾ وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكُيمٌ ﴿228﴾ الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلاَّ أَن يَخَافَا أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿229﴾ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يَتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿230﴾ وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلاَ تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لَّتَعْتَدُواْ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آيَاتِ اللّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُمْ مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿231﴾ وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿232﴾ وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿233﴾ وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿234﴾ وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُم بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاء أَوْ أَكْنَنتُمْ فِي أَنفُسِكُمْ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِن لاَّ تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلاَّ أَن تَقُولُواْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا وَلاَ تَعْزِمُواْ عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّىَ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿235﴾ لاَّ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاء مَا لَمْ تَمَسُّوهُنُّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدْرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ ﴿236﴾ وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿237﴾ حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ ﴿238﴾ فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ ﴿239﴾ وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِيَ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿240﴾ وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ﴿241﴾ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿242﴾

 

و اگر زوجی تصميم به طلاق گرفتند البته خداوند شنواي داناست (227) و زنان مطلقه تا سه دورهء پاکي بی شوهرِ جدید بمانند و برايشان حلال نيست آنچه را که خداوند در رحم هاي آنها ايجاد نموده کتمان کنند، اگر به خدا و روز آخرت ايمان دارند، و شوهرانشان اگر قصد اصلاح داشته باشند سزاوارترند که به آنها برگردانده شوند و براي آن زنان حقوق شناخته شده اي است مانند چيزي که برعهده شان است، و شوهرشان برآنان مرتبتي دارند، و خداوند پيروزمند فرزانه است (228) طلاق دو بار است. يا بطور عرفي نگهداري شوند يا به نيکي آزاد گذاشته شوند و حلال نيست از آن چيزي که به آنان داده ايد چيزي را پس بگيريد مگر اينکه آن دو بترسند که حدود خدا را بر پا نخواهند داشت، پس اگر ترسيديد که حدود خدا را بپا ندارند عيبي ندارد که زن به عوض خويش چيزي دهد. اين حدود خداست. از آن تجاوز مکنيد و هر کس که از حدود خدا تجاوز کند از ظالمان است (229) پس اگر بازهم برای بار سوم طلاقش داد ديگر بر او حلال نخواهد شد مگر اينکه آن زن با مرد ديگري ازدواج کند، پس اگر او طلاقش داد براي آنان اشکالي ندارد که به يکديگر رجوع کنند در صورتيکه گمان کنند که حدود خدا را بپا خواهند داشت و اين حدود خداست که براي مردمي دانا بيانش مي کند (230) و هنگامي که زنان را طلاق داديد و به سرآمد خويش رسيدند آنها را مطابق عرف نگهداريد يا مطابق عرف آزاد شان بگذاريد و آنها را به زور نگه نداريد که ضررشان بزنيد تا به آنان تعدي کنيد و هر کس اين کار را کند به خويش ظلم کرده. و آيات خدا را به مسخره نگيريد و نعمت خدا و نيز آنچه از كتاب و حكمت به شما فرو فرستاده را ياد كنيد و به آن موعظه تان ميكند و از خدا پروا کنيد و بدانيد که خداوند به همه چيز داناست (231) و هنگاميکه زنان را طلاق داديد و به سرآمد خويش رسيدند مانعشان نشويد که با همسران دلخواه خود در صورتيکه بين خويش رضايت متقابل عرفي داشتند ازدواج کنند. کساني از شما که به خداوند و روز آخرت ايمان دارند از اين پند ميگيرند. اين براي شما پاکتر و بيشتر مايه رشدتان است و خداوند ميداند و شما نميدانيد (232) و مادراني که بخواهند شيردادن کامل انجام دهند فرزندان خويش را دو سال تمام شير دهند، و برعهده صاحب فرزند است که روزي و لباس آنها را مطابق عرف تامين کند. هيچکس جزبه اندازه وسعش تکليف نميشود. نه مادر بخاطر فرزندش و نه صاحب فرزند براي فرزندش نباید ضرر ببينند. و بر عهده وارث نيز مثل آن است. پس اگر با رضايت متقابل و مشاوره تصميم به از شير گرفتن گرفتند عيبي ندارد، و اگر خواستيد براي اولادتان ازديگري تقاضاي شير کنيد عيبي ندارد در صورتيکه فرزند را تسليم کسي که بسوي او رفته ايد مي کنيد مطابق عرف چيزي بدهيد و از خدا پروا کنيد، و بدانيد که خداوند به آنچه مي کنيد بيناست (233) وکساني از شما که ميميرند و همسراني بجا ميگذارند آن همسران چهار ماه و ده روز بمانند. پس هنگامي که به آن سر آمد رسيدند عيبي ندارد درباره خويش مطابق عرف عمل کنند و خداوند به آنچه مي کنيد آگاه است (234) و عيبي ندارد درباره خواستگاري زنان چيزي اظهار کنيد يا در خويش پنهان کنيد. خداوند ميداند که بزودي آنها را ياد خواهيد کرد و ليکن بطور پنهاني قول و قرار نگذاريد مگر اينکه چيزي مطابق عرف بگوئيد و نيز قصد عقد زناشوئي نکنيد تا آن حکم مقرر شدهء عده به سر آمدش برسد و بدانيد که خداوند آنچه را که در ضمير شماست ميداند، پس از او حذر کنيد و بدانيد که خداوند آمرزگار حليم است (235) عيبي ندارد اگر زناني را که به آنها دست نزده ايد يا براي آنها مهريه اي قرار نداده ايد طلاق دهيد ولي برخوردارشان کنيد. شخص مرفه به اندازه خود وشخص تنگدست به اندازه خود، متاعي مطابق عرف بدهد که حقي است بر عهده نيکوکاران (236) و اگر مهريه معين کرده ايد اما به آنان دست نزده ايد و طلاقشان داديد نصف آن چيزي را که معين کرده ايد بدهيد، مگر اينکه آنها خودشان ببخشند يا آنکس که ازدواج بدست او انجام شده ببخشد، و اگر ببخشيد به تقوا نزديکتر است. و بخشش بين خويش را فراموش نکنيد که خداوند به آنچه مي کنيد بينا است (237) بر نمازها و بخصوص نماز مياني پايبند باشيد و براي خداوند فروتنانه بپاخيزيد (238) و اگر در حال ترس بوديد پياده يا سواره نماز کنيد و هنگاميکه به امنيت رسيديد ياد خدا كنيد همانطور که به شما چيزي را که نميدانستيد آموخت (239) و اگر کساني از شما مردند و زناني بجاي گذاشتند بايد براي زنانشان هزينه تا يکسال را وصيت كنند و نبايد آنها را از منزل خويش بيرون کنند و اگر خودشان بيرون رفتند براي شما گناهي ندارد که آنها درباره خودشان مطابق عرف چه ميکنند و خداوند پيروزمند فرزانه است (240) و براي طلاق داده شدگان بر عهده تقوا پيشگان حقي است که متاعي مطابق عرف به آنان بدهند (241) خداوند آياتش را برايتان چنين بيان مي کند شايد تعقل کنيد (242)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره).

درب : صدور احکام دقيق راجع به طلاق که سبب صيانت بنيان خانواده ورشد و تعالي جامعه مي گردد.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در پاراگراف 11 می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

در پاراگراف 12 می فرماید : بعضی از مردم که علیرغم اینهمه آیات خلق و امر الهی برای خداوند همتا قرار می­دهند در آخرت معذب خواهند بود ، و ای مردم ! از روزی حلال استفاده کنید تا اعتلاء یابید ، و ای مسلمانان ! اعتقادات صحیح ، انفاقات مستحبّ ، به پا داریِ نماز ، انفاقات واجب ، وفاء به عهد ، پایداری درسختی ها، و درجنگ، و حکم قصاص، و  حکم وصیت، و احکام روزه، و ممنوعیت رشوه، و جهاد برای دفاع و رفع موانع ، موجب اعتلاءشخصیت تان است .

در پاراگراف 13 می فرماید : ای مسلمانان ! دل خویش را با خداوندتان و پیامبرش (ص) صاف وصادق کنید ومبادا رفتارهای منافقانه و کافرانه ازخویش به ظهور برسانید.

در پاراگراف 14 می فرماید : ای مسلمانان ! به شدت مواظب اختلافات احتمالی درامـــور مرتبط با «حق» باشید و باقوت ازآن اجتناب کنید .

در پاراگراف 15 می فرماید : ای مسلمانان ! اینک که عده ای ازشما هجرت کرده و حکومتی ازخود دارید نیاز به مقررات تنظیم کننده ای دارید که تدریجا دریافت می کنید .

این پاراگراف مربوط به احکام خانواده است .

3 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

4 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

صدور احکام دقيق راجع به طلاق که سبب صيانت بنيان خانواده ورشد و تعالي جامعه است.

5 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه 242 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

خانواده، کانون بیشترین توجهات خداوند است

چنانکه ملاحظه می­فرمائید 16 آیه بلند درباره زن و بچه و شیر دادن و نفقه و پریودهای زنانه، و طلاق، و بطور کلی مسائل مربوط به خانواده، نازل شده است.

چنانکه دیدیم، در این سوره، احکام مختلفی در اموری مختلف وجود دارد. قبله، نماز، حج، انفاق، جهاد، روزه، و غیره و غیره، اما هیچیک از آنان این حجم متمرکز را در کل سوره را بخود اختصاص نداده ، و این ، بهترین معرف این نکته است که استحکامِ بنیانِ خانوادۀ پاکِ مسلمانی، از نظر شارع مقدس حائز بیشترین اهمیت است، و بطور کلی می­توان گفت در قرآن، از لحاظِ نزولِ احکام و تعیین حد و حدود عادلانۀ مطالب مربوطه ، خانواده بیشترین کانون توجه می­باشد.

جمع بندی و تفسیر

و اگر تصميم به طلاق گرفتند البته خداوند شنواي داناست (227) و زنان مطلقه تا سه دورهء پاکي (بی شوهر) بمانند و برايشان حلال نيست آنچه را که خداوند در رحم هاي آنها ايجاد نموده کتمان کنند، اگر به خدا و روز آخرت ايمان دارند، و شوهرانشان اگر قصد اصلاح داشته باشند سزاوارترند که به آنها برگردانده شوند و براي آن زنان (حقوق) شناخته شده ايست مانند چيزي که برعهده شان است، و مردان برآنان مرتبتي دارند، و خداوند پيروزمند فرزانه است (228) طلاق دو بار است. يا بطور عرفي نگهداري شوند يا به نيکي آزاد گذاشته شوند {و حلالتان نيست از آن چيزي که به آنان داده ايد چيزي را پس بگيريد مگر اينکه (آن دو) بترسند که حدود خدا را بر پا نخواهند داشت، پس اگر ترسيديد که حدود خدا را بپاندارند عيبي ندارد که زن به عوض خويش چيزي دهد. اين حدود خداست. از آن تجاوز مکنيد و هر کس که از حدود خدا تجاوز کند از ظالمان است} (229) پس اگر (بازهم برای بار سوم) طلاقش داد ديگر بر او حلال نخواهد شد مگر اينکه آن زن با مرد ديگري ازدواج کند، پس اگر او طلاقش داد براي آنان اشکالي ندارد که به يکديگر رجوع کنند در صورتيکه گمان کنند که حدود خدا را بپا خواهند داشت و اين حدود خداست که براي مردمي دانا بيانش مي کند.(230) و هنگامي که زنان را طلاق داديد و به سرآمد خويش رسيدند آنها را مطابق عرف نگهداريد يا مطابق عرف آزاد شان بگذاريد و آنها را (به زور) نگه نداريد که ضررشان بزنيد تا به آنان تعدي کنيد و هر کس اين کار را کند به خويش ظلم کرده. و آيات خدا را به مسخره نگيريد و نعمت خدا و نيز آنچه از كتاب و حكمت به شما فرو فرستاده را ياد كنيد و به آن موعظه تان ميكند و از خدا پروا کنيد و بدانيد که خداوند به همه چيز داناست (231) و هنگاميکه زنان را طلاق داديد و به سرآمد خويش رسيدند مانعشان نشويد که با همسران دلخواه خود در صورتيکه بين خويش رضايت متقابل عرفي داشتند ازدواج کنند. کساني از شما که به خداوند و روز آخرت ايمان دارند از اين پند ميگيرند. اين براي شما پاکتر و بيشتر مايه رشدتان است و خداوند ميداند و شما نميدانيد (232) و مادراني که بخواهند شيردادن کامل انجام دهند فرزندان خويش را دو سال تمام شير دهند، و برعهده صاحب فرزند است که روزي و لباس آنها را مطابق عرف تامين کند. هيچکس جزبه اندازه وسعش تکليف نميشود. نه مادر بخاطر فرزندش و نه صاحب فرزند براي فرزندش نباید ضرر ببينند. و بر عهده وارث نيز مثل آن است. پس اگر با رضايت متقابل و مشاوره تصميم به از شير گرفتن گرفتند عيبي ندارد، و اگر خواستيد براي اولادتان (ازديگري) تقاضاي شير کنيد عيبي ندارد در صورتيکه (فرزند را) تسليم کسي که بسوي او رفته ايد مي کنيد مطابق عرف چيزي بدهيد و از خدا پروا کنيد، و بدانيد که خداوند به آنچه مي کنيد بيناست (233) وکساني از شما که ميميرند و همسراني بجا ميگذارند چهار ماه و ده روز بمانند. پس هنگامي که به آن سر آمد رسيدند عيبي ندارد درباره خويش مطابق عرف عمل کنند و خداوند به آنچه مي کنيد آگاه است (234) و عيبي ندارد درباره خواستگاري زنان چيزي اظهار کنيد يا در خويش پنهان کنيد. خداوند ميداند که بزودي آنها را ياد خواهيد کرد و ليکن بطور پنهاني قول و قرار نگذاريد مگر اينکه چيزي مطابق عرف بگوئيد و نيز قصد عقد زناشوئي نکنيد تا آن (حکم) مقرر شده (عده) به سر آمدش برسد و بدانيد که خداوند آنچه را که در ضمير شماست ميداند، پس از او حذر کنيد و بدانيد که خداوند آمرزگار حليم است (235) عيبي ندارد اگر زناني را که به آنها دست نزده ايد يا براي آنها مهريه اي قرار نداده ايد طلاق دهيد ولي برخوردارشان کنيد. شخص مرفه به اندازه خود وشخص تنگدست به اندازه خود، متاعي مطابق عرف بدهد که حقي است بر عهده نيکوکاران (236) و اگر مهريه معين کرده ايد اما به آنان دست نزده ايد و طلاقشان داديد نصف آن چيزي را که معين کرده ايد بدهيد، مگر اينکه آنها خودشان ببخشند يا آنکس که ازدواج بدست او انجام شده ببخشد، و اگر ببخشيد به تقوا نزديکتر است. و بخشش بين خويش را فراموش نکنيد که خداوند به آنچه مي کنيد بينا است (237) بر نمازها و (بخصوص) نماز مياني پايبند باشيد و براي خداوند فروتنانه بپاخيزيد (238) و اگر در حال ترس بوديد پياده يا سواره (نماز کنيد) و هنگاميکه به امنيت رسيديد ياد خدا كنيد همانطور که به شما چيزي را که نميدانستيد آموخت (239) و اگر کساني از شما مردند و زناني بجاي گذاشتند بايد براي زنانشان هزينه تا يکسال را وصيت كنند و نبايد (آنها را از منزل خويش) بيرون کنند و اگر خودشان بيرون رفتند براي شما گناهي ندارد که آنها درباره خودشان مطابق عرف چه ميکنند و خداوند پيروزمند فرزانه است (240) و براي طلاق داده شدگان بر عهده تقوا پيشگان حقي است که متاعي مطابق عرف به آنان بدهند (241) خداوند آياتش را برايتان چنين بيان مي کند شايد تعقل کنيد (242)

 

بقره17      آیات243تا254

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ ﴿243﴾ وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿244﴾ مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿245﴾ أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿246﴾ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿247﴾ وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿248﴾ فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿249﴾ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿250﴾ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿251﴾ تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿252﴾ تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿253﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿254﴾

 

ای پیامبر! آيا داستان آنان که از ترس مرگ از شهر هاي خويش خارج شدند و هزاران نفر بودند به تو نرسیده، كه خداوند به آنان گفت بميريد سپس زنده شان کرد؟ خداوند بر مردم بخشش دارد وليکن اکثر مردم شکر نمي گزارند (243) و در راه خدا کارزار کنيد و بدانيد که خدا شنواي داناست (244) كيست که به خداوند قرض الحسنه اي دهد و او نيز آنرا برايش چندين برابر کند؟ و خداوند است که تنگ ميگيرد و بسط ميدهد و بسوي او باز ميگرديد (245) آيا نديدي آن بزرگان بني اسرائيل را که پس از موسي به پيامبرشان گفتند براي ما فرماندهي برگزين که در راه خدا بجنگيم، گفت آيا اينطور نيست که اگر کارزار برايتان مقرر شود انجامش ندهيد؟ گفتند چه مان شده که در راه خدا نجنگيم در حاليکه از شهرهايمان و فرزندانمان بيرونمان کرده اند؟ اما چون جنگ بر آنها مقرر شد ، غير ازعده کمي ، سر پيچي کردند و خداوند به حال ظالمان داناست (246) و پيامبرشان به آنان گفت خداوند طالوت را برايتان به فرماندهي برگزيده است . گفتند چگونه فرماندهي براي او مقرر شده در حاليكه ما از او سزاوارتريم و او از لحاظ مالي نيز مرفه نيست؟ گفت خداوند اورا بر شما برگزيده و او را از لحاظ علم و جسم زياده و گشايشي داده و خداوند فرماندهي خويش را به هر کس که خواهد ميدهد و خداوند گشايش دهنده داناست (247) و پيامبرشان به آنان گفت علامت فرماندهيش اين است که آن صندوق را برايتان مي آورد ، همان که در آن آرامشي از جانب پروردگارتان و بقيه اي از آنچه آل موسي وآل هارون بجا گذاشتند هست ، و ملائکه حملش مي کنند . البته دراين نشانه اي است براي شما اگر مومن باشيد (248) و هنگاميکه طالوت با سپاهيان از شهر جدا شد گفت خداوند شما را به جويي آزمايش ميکند . پس اگر کسي از آن بنوشد از من نيست و کسي که نخورد از من است مگر آنكه فقط كفي برگيرد و بنوشد، پس جز عده کمي از آن نوشيدند . و چون او و مومنانِ همراهش از آن گذشتند عده ای از لشکریانش گفتند امروز طاقت مبارزه با جالوت و سپاهيانش را نداريم . اما آنانکه گمان ملاقات خداوند را داشتند گفتند چه بسيار بودند سپاهياني اندک که بفرمان خدا بر سپاهيان بسيار پيروز شدند و خداوند با پايداران است (249) و هنگاميکه به مقابل جالوت و سپاهش رسيدند گفتند پروردگارا صبري بر ما بريز و قدم هايمان را ثابت کن و مارا بر کافران پيروز فرما (250) پس به فرمان خدا آنها را پراکنده کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به او فرماندهي و حکمت داد و آنچه ميخواست به او آموخت. و اگر اينطور نبود که خداوند بعضي از مردم را بدست بعضي ديگر دفع کند ، زمين فاسد ميشد وليکن خداوند بر جهانيان فضل و کرم دارد (251) ای پیامبر! اين آيات خداست که به حق بر تو ميخوانيم و تو البته از فرستادگاني (252) اين پيامبران ، بعضي شان را بر بعضي برتري داديم . از ميان آنان کسي بود که خداوند با او گفتگو کرد و همو بعضي را بر بعضي برتري داد و به عيسي پسر مريم نيز دليل هاي روشن داد و او را با روح القدس تقويت کرد و اگر خدا ميخواست پس از آنان ، مردمی که بعدا پدیدار شدند، پس از اينکه آن دلايل روشن بسويشان آمده بود ، کارزار نميکردند وليکن اختلاف پيدا کردند و بعضي ايمان آوردند و بعضي کفر ورزيدند و اگر خدا ميخواست با يكديگر نمي جنگيدند ، وليکن خداوند آنچه بخواهد ميکند (253) اي مسلمانان! از آنچه روزيتان کرده ايم انفاق کنيد ،  قبل از آنکه روزي برسد که در آن نه خريد و فروشي و نه دوستيي و نه شفاعتي باشد و کافران همان ظالمانند (254)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : تشويق مسلمين براي آماده شدن براي جنگ رهايي بخش از طريق ذکر يک داستان تاريخي که متضمن رهايي از بندها و موانع رشد وتعالي آنان مي باشد، و برحذر داشتن آنان که در اين خصوص مانند يهوديان رفتار نکنند.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در پاراگراف 11 می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

در پاراگراف 12 می فرماید : بعضی از مردم که علیرغم اینهمه آیات خلق و امر الهی برای خداوند همتا قرار می­دهند در آخرت معذب خواهند بود ، و ای مردم ! از روزی حلال استفاده کنید تا اعتلاء یابید ، و ای مسلمانان ! اعتقادات صحیح ، انفاقات مستحبّ ، به پا داریِ نماز ، انفاقات واجب ، وفاء به عهد ، پایداری درسختی ها، و درجنگ، و حکم قصاص، و  حکم وصیت، و احکام روزه، و ممنوعیت رشوه، و جهاد برای دفاع و رفع موانع ، موجب اعتلاءشخصیت تان است .

در پاراگراف 13 می فرماید : ای مسلمانان ! دل خویش را با خداوندتان و پیامبرش (ص) صاف وصادق کنید ومبادا رفتارهای منافقانه و کافرانه ازخویش به ظهور برسانید.

در پاراگراف 14 می فرماید : ای مسلمانان ! به شدت مواظب اختلافات احتمالی درامـــور مرتبط با «حق» باشید و باقوت ازآن اجتناب کنید .

در پاراگراف 15 می فرماید : ای مسلمانان ! اینک که عده ای ازشما هجرت کرده و حکومتی ازخود دارید نیاز به مقررات تنظیم کننده ای دارید که تدریجا دریافت می کنید .

پاراگراف 16 مربوط به احکام خانواده است .

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! مبادا مانند بنی اسرائیل رفتار کنید که در راه آزادی خود و هم عقیده های خویش سستی کردند وخواری وذلت را تحمل نمودند.

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

در این پاراگراف (243 تا 254) با شبیه ­سازی یکی از جنگ ­های آزادی بخشِ بنی­اسرائیل در حقیقت دارد آمادگی روحی مسلمانان، و برای حاضر شدن آنها در جنگی قریب­الوقوع ، زمینه می­سازد.

از آیات مزبور فهمیده میشود که بسیاری از مسلمانان خواستارِ (به زعم خودشان) جنگ با این خدانشناسان نابکار بودند اما در حقیقت نه تجربه رویاروئی در یک جنگ جدی واقعی را داشتند و نه مشخصات لازم از قبیل پایداری و آمادگی جسمی و روحی را (و فقط تعداد اندکی از آنان مشخصات روحی و جسمی لازم را داشتند ، و به عبارت دیگر در میان مسلمانان شعار دهنده زیاد و پایداری کننده کم بود .

در آیه 243 بخوبی موضوع «زندگی و مرگ بدست خداست» را بیان و تشریح می­کند و در آن نکته­هائیست که بدرد مسلمانان آنروزی مخاطب این آیات می­خورد از جمله اینکه:

1- ترس از مرگ و فرار از آن، مانع وقوع آن نیست.

2- خداوند می­تواند جلوی وقوع مرگ حتمی را بگیرد و حتی از آنهم بالاتر، خداوند می­تواند شخص مرده را زنده کند. از مجموع دو مطلب فوق، ترس از مرگ نزد مخاطب­های آن روز، ضعیف و کمرنگ می­شد.

در آیه 245 میفرماید جنگ، هر چه باشد، بدون پشتیبانی مالی، چندان موفق نخواهد بود و چنانکه ملاحظه می­شود خداوند با کسانی که در جهت پشتیبانی مالی در راه خدا وظیفه­ای را انجام می­دهند چقدر با احترام صحبت کرده و چقدر عمل آنها را بزرگ شمرده و خود را در موضع «قرض­گیر» و آنان را در موضع «قرض­ده» نشانده و این عمل را «قرض» نامیده و به مال آنان که در حقیقت مالیست که خودش به آنان داده، اصالت قائل شده و آن را «مال آنان» دانسته و واقعاً این طرز بیان، چه شخصیتی به آنان می­داده است.

در آیات246تا253 چنان صحنه­هائی از شور و حماسه ارائه می­دهد که مخاطب­های آن روز را کاملاً تشجیع و مرگ را در نظر آنان کوچک و آرزوی توفیق برای حضور در صحنه­ای چنین پر حماسه را در قلب آنان شعله­ور می­ساخت تا اینکه خود آنها بهتر و بالاترش را در جنگ بدر بزودی آفریدند.

از آیه 249 فهمیده می­شود که این نبرد نابرابر بوده (جنگ بدر نیز بسیار نابرابر بوده)

4 - کلید های تفسیری

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ ﴿243﴾ وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿244﴾ مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿245﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! به امکان مرک در اثر مقاتله در راه خدا نترسید، و برعکس، به موضوع فوق کمک هم بکنید.

2

 أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿246﴾ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿247﴾ وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿248﴾ فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿249﴾ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿250﴾ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿251﴾ تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿252﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! از جهاد آزادیبخش استقبال نموده و مقرراتش را به تمامی عمل کنید.

3

 تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿253﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! اختلاف در اصل دین، آنهم پس از نزول بینات، به جنگ داخلی می انجامد، که خسارتبار است.

 

4

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿254﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مسلمانان! اختلاف در اصل دین، آنهم پس از نزول بینات، به جنگ داخلی می انجامد، که خسارتبار است.

5 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 243 از این لحاظ که در مقوله «رجعت» مورد استناد قرار میگیرد جزء آیات برجسته است.

آیه 253 از آنجا که بطور واضح بین شاء خدا و اراده خدا جدائی انداخته، بار معارفیِ بالائی دارد و جزء آیات برجسته است.

6 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 43 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

همچنین است آیات 246 تا 253.

آیه 245 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

همچنین است درمورد آیه 254.

7 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

8 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

تشويق مسلمين براي آماده شدن براي جنگ رهايي بخش از طريق ذکر يک داستان تاريخي که متضمن رهايي از بندها و موانع رشد وتعالي آنان مي باشد، و برحذر داشتن آنان که در اين خصوص مانند يهوديان رفتار نکنند.

9 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه های 252 و 254 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است.

شرح مختصر

دریافت­های کوتاه مستقیم

آیه 251 فهمیده می­شود دوره معجزات سپری شده و دیگر خداوند بوسیله «فرستادن دستی از آسمان» بکمک کسی نمی­آید و این قانون را قرار داده که برای دفعِ شرِ آدمهای بد، آدمهائی که خودشان را خوب حساب می­کنند باید به میدان بیایند که در آنصورت خداوند هم کمکی می­کند.

جمع بندی و تفسیر

آيا آنان را که از ترس مرگ از شهر هاي خويش خارج شدند و هزاران نفر بودند نديدي كه خداوند به آنان گفت بميريد سپس زنده شان کرد؟ خداوند بر مردم بخشش دارد وليکن اکثر مردم شکر نمي گزارند (243) و در راه خدا کارزار کنيد و بدانيد که خدا شنواي داناست (244) كيست که به خداوند قرض الحسنه اي دهد و او نيز آنرا برايش چندين برابر کند؟ و خداوند است که تنگ ميگيرد و بسط ميدهد و بسوي او باز ميگرديد (245) آيا نديدي آن بزرگان بني اسرائيل را که پس از موسي به پيامبرشان گفتند براي ما فرماندهي برگزين که در راه خدا بجنگيم؟ گفت آيا اينطور نيست که اگر کارزار برايتان مقرر شود انجامش ندهيد؟ گفتند چه مان شده که در راه خدا نجنگيم در حاليکه از شهرهايمان و فرزندانمان بيرونمان کرده اند؟ اما چون جنگ بر آنها مقرر شد ، غير ازعده کمي ، سر پيچي کردندو خداوند به حال ظالمان داناست (246) و پيامبرشان به آنان گفت خداوند طالوت را برايتان به فرماندهي برگزيده است . گفتند چگونه فرماندهي براي او مقرر شده در حاليكه ما از او سزاوارتريم واز لحاظ مالي نيز مرفه نيست؟ گفت خداوند اورا بر شما برگزيده و او را از لحاظ علم و جسم زياده و گشايشي داده و خداوند فرماندهي خويش را به هر کس که خواهد ميدهد و خداوند گشايش دهنده داناست (247) و پيامبرشان به آنان گفت علامت فرماندهيش اين است که آن صندوق را برايتان مي آورد ، همان که در آن آرامشي از جانب پروردگارتان و بقيه اي از آنچه آل موسي وآل هارون بجا گذاشتند هست ، و ملائکه حملش مي کنند . البته دراين نشانه اي است براي شما اگر مومن باشيد (248) و هنگاميکه طالوت با سپاهيان (از شهر) جدا شد گفت خداوند شما را به جويي آزمايش ميکند . پس اگر کسي از آن بنوشد از من نيست و کسي که نخورد از من است مگر آنكه فقط كفي برگيرد (و بنوشد). پس جز عده کمي از آن نوشيدند . و چون او و مومنان همراهش از آن گذشتند گفتند امروز طاقت مبارزه با جالوت و سپاهيانش را نداريم . اما آنانکه گمان ملاقات خداوند را داشتند گفتند چه بسيار بودند سپاهياني اندک که بفرمان خدا بر سپاهيان بسيار پيروز شدند و خداوند با پايداران است (249) و هنگاميکه به مقابل جالوت و سپاهش رسيدند گفتند پروردگارا صبري بر ما بريز و قدم هايمان را ثابت کن و مارا بر کافران پيروز فرما (250) پس به فرمان خدا آنها را پراکنده کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به او فرماندهي و حکمت داد و آنچه ميخواست به او آموخت. و اگر اينطور نبود که خداوند بعضي از مردم را بدست بعضي ديگر دفع کند ، زمين فاسد ميشد وليکن خداوند بر جهانيان فضل و کرم دارد (251) اين آيات خداست که به حق بر تو ميخوانيم و تو البته از فرستادگاني (252) اين پيامبران ، بعضي شان را بر بعضي برتري داديم . از ميان آنان کسي بود که خداوند با او گفتگو کرد و بعضي را بر بعضي برتري داد و به عيسي پسر مريم نيز دليل هاي روشن داديم و او را با روح القدس تقويت کرديم و اگر خدا ميخواست پس از آنان ، پس از اينکه آن دلايل روشن بسويشان آمد ، کارزار نميکردند وليکن اختلاف پيدا کردند و بعضي ايمان آوردند و بعضي کفر ورزيدند و اگر خدا ميخواست با يكديگر نمي جنگيدند ، وليکن خداوند آنچه بخواهد ميکند (253) اي مسلمانان! از آنچه روزيتان کرده ايم انفاق کنيد ،  قبل از آنکه روزي برسد که در آن نه خريد و فروشي و نه دوستيي و نه شفاعتي باشد و کافران همان ظالمانند (254)

 

 

 

 

 

بقره18     آیات255تا257

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿255﴾ لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿256﴾ اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿257﴾ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿258﴾ أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿259﴾ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿260﴾

 

خداوند که خدائي جز او نيست زنده پاينده است ، نه سستي ميگيردش و نه خواب ، آنچه در آسمانها و زمين است مال اوست ، چه کسي نزد او شفاعت خواهد کرد مگر به اجازه اش؟ آنچه را که در پيش روي آنان و در پشت سرشان است ميداند ، وبه هيچ چيز از علم او احاطه اي نخواهند يافت مگر به اذنش ، کرسي او همه آسمانها و  زمين را فراگرفته ، و حفظ آنها برايش سخت نيست ، و همو والامرتبه بزرگ است (255) در دين اجبار نيست . رشد از گمراهي عمدي متمايز شده . پس کسي که به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ايمان بياورد به محکم ترين دستاويز چنگ زده که هرگز گسستني نيست . و خداوند شنواي داناست (256) خداوند دوست و سرپرست مومنان است که آنها را از تاريکيها بسوي نور هدايت مي کند و سرپرستان کافران طاغوت است که آنها را از نور بيرون آورده بسوي تاريکيها مي برد . آنها ياران آتشند که در آن جاودانند (257) آيا آنکس را نديدي که خداوند به او فرمانروائیی داده بود و با ابراهيم درباره پروردگارش مجادله ميکرد ؟ هنگاميکه ابراهيم به او گفت پروردگار من زنده ميکند و ميميراند ، گفت من هم زنده ميکنم ، زیرا میتوانم زندگی محکومانِ به مرگ را ببخشم و میمیرانم زیرا میتوانم حکم مرگ کسی را بدهم . ابراهيم گفت پروردگارم خورشيد را از مشرق مي آورد  تو اگر قدرت واقعی داری از مغرب بياورش . آنگاه آن کافر مبهوت شد و خداوند ظالمان را هدايت نمي کند (258) يا آنکسي که از خرابه هاي شهري ميگذشت ، گفت خداوند چگونه اين را پس از مرگش زنده ميکند؟ پس خداوند او را بمدت صد سال ميراند ، سپس برانگيختش . گفت چند مدت بودي؟ گفت روزي يا قسمتي از آن. گفت نه بلکه صدسال در آن حالت بودي ، پس به غذايت و نوشيدنيت که دگرگون نشده و به الاغت نگاه کن ، تا تو را نشانه اي براي مردم قرار دهيم . و به استخوانها بنگر که چطور آنها را ترتيب ميدهيم و چگونه گوشت برآنها مي پوشانيم . و هنگاميکه برايش روشن شد گفت دانستم که خداوند بر هر چيزي تواناست (259)  و هنگاميکه ابراهيم گفت پروردگارا بمن نشان ده که چگونه مردگان را زنده مي کني. گفت مگر باور نداري؟ گفت بله وليکن ميخواهم قلبم آرام شود . گفت چهار پرنده بگير، و نزد خود قطعه قطعه کن ، سپس بر هر کوهي قسمتي از آن را بگذار ، سپس صدايشان بزن، خواهي ديد که به شتاب بسويت مي آيند . و بدان که خداوند عزتمند حکيم است (260)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : ارائه معارف بلندپایه که سبب ارتقاء سطح معرفتی است و ارائه معارف خاص راجع به خداوند و زندگي پس از مرگ که سبب ارتقاء سطح معرفتي مسلمانان است.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در پاراگراف 11 می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

در پاراگراف 12 می فرماید : بعضی از مردم که علیرغم اینهمه آیات خلق و امر الهی برای خداوند همتا قرار می­دهند در آخرت معذب خواهند بود ، و ای مردم ! از روزی حلال استفاده کنید تا اعتلاء یابید ، و ای مسلمانان ! اعتقادات صحیح ، انفاقات مستحبّ ، به پا داریِ نماز ، انفاقات واجب ، وفاء به عهد ، پایداری درسختی ها، و درجنگ، و حکم قصاص، و  حکم وصیت، و احکام روزه، و ممنوعیت رشوه، و جهاد برای دفاع و رفع موانع ، موجب اعتلاءشخصیت تان است .

در پاراگراف 13 می فرماید : ای مسلمانان ! دل خویش را با خداوندتان و پیامبرش (ص) صاف وصادق کنید ومبادا رفتارهای منافقانه و کافرانه ازخویش به ظهور برسانید.

در پاراگراف 14 می فرماید : ای مسلمانان ! به شدت مواظب اختلافات احتمالی درامـــور مرتبط با «حق» باشید و باقوت ازآن اجتناب کنید .

در پاراگراف 15 می فرماید : ای مسلمانان ! اینک که عده ای ازشما هجرت کرده و حکومتی ازخود دارید نیاز به مقررات تنظیم کننده ای دارید که تدریجا دریافت می کنید .

پاراگراف 16 مربوط به احکام خانواده است .

در پاراگراف 17 می فرماید : ای مسلمانان ! مبادا مانند بنی اسرائیل رفتار کنید که در راه آزادی خود و هم عقیده های خویش سستی کردند وخواری وذلت را تحمل نمودند.

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! زندگی و الزامات آن شما را از کسب و ارتقاء دائمی معارف دینی غافل نکند . آنها برای این است که «باشید» و اینها برای این است که درنردبان انسانیت پله ای «بالاتر روید» و از مرگ نهراسید و رشد روحی و شخصیتی شما درگرو نهراسیدن ازآن ونهی ازمنکر و کوشش دائمی برای ارتقاء سطح معرفتی تان است .

3 - سوالات

1- « أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ » (آیه258) باکدام کلید فهم قرآن مطابق است؟

2- « وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ » (آیه259) چطور؟

3- در آیه260چرا خداوند از بین صفات ممکن خود را به آن دو صفت وصف فرموده؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

با توجه به «درس» و «درب»، در این پاراگراف، با ذکر سه نمونه داستانی، از سه جهت فکر مسلمانان آن روزها را بسط می­دهد تا روحیه­شان رشد کرده و آماده خلق آن صحنه­های حماسی که بزودی قرار بود در جنگ بدر اتفاق بیفتد بشوند.

در داستان اول (آیه 258) ابراهیم(ع) را مثال می­زند که چطور با پادشاه قدرتمند زمان خویش به گفتگو بر می­خیزد و از او نمی­ترسد و باطل بودن عقایدش را به او نشان می­دهد.

در این آیه، طاغوت معاصر ابراهیم اینکه می­توانست «کسی را نکشد»، را ، با «حیات بخشیدن» یکی گرفته بود و آنقدر به آن ملتزم بود که آنرا بعنوان دلیل مطرح کرده بود اما در قدم بعدیِ استدلال در جواب ابراهیم که مثالی از عالم تکوین برایش زد (و او جز عالم اعتباریات چیز دیگری را نمی­شناخت) از جواب فرو ماند.

اما مطلبی که این آیه برای مخاطب مسلمان آنروزی دارد، این است که هم عالَم اعتباریات (نمرود آن را می­فهمید و همه مردم نیز آنرا می­فهمند) و هم عالم تکوین هر دو بدست خداست و یکی از عناصر آن هر دو عالَم، زندگی و مرگ است و اینقدر از مرگ نترسید و خود را به خدا بسپارید که او زنده کننده مجدد شماست.

در داستان دوم (آیه 259) صحنه­ای از قدرت مطلق غیرقابل تصور خداوند را درباره زنده کردن مردگان و اینکه مرگ چیز مهمی نیست را مطرح می­نماید و مخاطب آن روزی را آماده جانبازی می­نماید.

در داستان سوم (آیه 260)، قدم گذاشتن در راه رشد فکری را تا بی­نهایت مجاز می­داند و حتی برای یکی از بزرگترین پیامبران الهی نیز چون و چرا و تقاضای دلیل بیشتر را نه تنها نکوهش نمی­کند بلکه تشویق هم می­نماید.

و به این ترتیب این نکته را القاء می­نماید که ای مسلمانان ما از شما اطاعت کورکورانه و بی چون و چرا نمی­خواهیم بلکه قبولِ آگاهانه عالمانه رشیدانه انتظار داریم.

ضمناً در همان مورد هم با ذکر مثالی توضیح می­دهد که اختلاط و امتزاج در اجساد متلاشی شده نیز مانعِ اعمال قدرت الهی نیست.

مردم پس از مرگ فقط به یک «ندای دعوت» الهی نیاز دارند تا فوراً زنده شوند.

5 - کلید های تفسیری

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿255﴾ لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿256﴾ اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿257﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ارائه معارف بلندپایه خاص خداوند که سبب ارتقاء سطح معرفتی است.

2

 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿258﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مردم! خداوند را کوچک نلقی نکنید.

3

 أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿259﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مردم! خداوند را کوچک نلقی نکنید.

4

 وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿260﴾

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب: ای مردم! قیامت را جدی بگیرید، و متوجه باشید خداوند بر هر چیزی توانا است.

6 - آیات برجسته این پاراگراف

آیات 255 تا 255 آنقدر برجسته هستند که هرقدر در باره شان گفته شود کم است، و این نکته که میلیونها نفر آن را از بر هستند موقعیت استثنائی شان را تا حدودی نشان میدهد.

7 - آیات مشکل

آیه 255 از این لحاظ که مفسران در تفسیرش به راه های و بلکه متضاد رفته اند از آیات مشکل قرآن میباشد.

8 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 255 به آیاتی از علم وقدرت الهی اشاره شده، بالاتر از ذهنیات مخاطبان اولیه، بلکه حتی مخاظبانِ کنونی نیز میباشد، چه رسد به مردم 1400 سال قبل.

آیه 258 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

همچنین است آیه 259.

آیه 259 ضمنا از این لحاظ که به آیاتی از علم وقدرت الهی اشاره دارد، بالاتر از ذهنیات مخاطبان اولیه، بلکه حتی مخاظبانِ کنونی نیز، میباشد.

9 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - ارائه معارف بلندپایه که سبب ارتقاء سطح معرفتی است

2 -ارائه معارف خاص راجع به خداوند

3 – ارائه معارفی مربوط به بخشی از زندگي پس از مرگ

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

آیه آشنا

آیه 255 که به «آیه­الکرسی» مشهور است نه تنها در سوره بقره بلکه در کل قرآن به برجستگی معروف است و هر کسی این امکان را داشته که آن آیه را بصورت خوشنویسی، در تابلوها، کنده­کاریهای فلزی، معرق­ها، و کاشی­کاری سردرهای مساجد، و بالای محراب­ها ببیند و دارای مضامین عالی است که چون تقریباً تمام مفردات آن را تاکنون در جای جای این تفسیر تحلیلی از اول تاکنون دیده­ایم، شرحی درباره آن نداریم.

جمع بندی و تفسیر

خداوند که خدائي جز او نيست زنده پاينده است ، نه سستي ميگيردش و نه خواب ، آنچه در آسمانها و زمين است مال اوست ، چه کسي نزد او شفاعت خواهد کرد مگر به اجازه اش؟ آنچه را که در پيش روي آنان و در پشت سرشان است ميداند ، وبه هيچ چيز از علم او احاطه اي نخواهند يافت مگر به اذنش ، کرسي او همه آسمانها و  زمين را فراگرفته ، و حفظ آنها برايش سخت نيست ، و همو والامرتبه بزرگ است (255) در دين اجبار نيست . رشد از گمراهي عمدي متمايز شده . پس کسي که به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ايمان بياورد به محکم ترين دستاويز چنگ زده که هرگز گسستني نيست . و خداوند شنواي داناست (256) خداوند دوست و سرپرست مومنان است که آنها را از تاريکيها بسوي نور هدايت مي کند و سرپرستان کافران طاغوت است که آنها را از نور بيرون آورده بسوي تاريکيها مي برد . آنها ياران آتشند که در آن جاودانند (257) آيا آنکس را نديدي که خداوند به او فرمانروائیی داده بود و با ابراهيم درباره پروردگارش مجادله ميکرد ؟ هنگاميکه ابراهيم به او گفت پروردگار من زنده ميکند و ميميراند ، گفت من هم زنده ميکنم و ميميرانم . ابراهيم گفت پروردگارم خورشيد را از مشرق مي آورد  تو (اگر قدرت واقعی داری) از مغرب بياورش . آنگاه آن کافر مبهوت شد و خداوند ظالمان را هدايت نمي کند (258) يا آنکسي که از خرابه هاي شهري ميگذشت ، گفت خداوند چگونه اين را پس از مرگش زنده ميکند؟ پس خداوند او را بمدت صد سال ميراند ، سپس برانگيختش . گفت چند مدت بودي؟ گفت روزي يا قسمتي از آن. گفت (نه) بلکه صدسال (در آن حالت) بودي ، پس به غذايت و نوشيدنيت که دگرگون نشده و به الاغت نگاه کن ، تا تو را نشانه اي براي مردم قرار دهيم . و به استخوانها بنگر که چطور آنها را ترتيب ميدهيم و چگونه گوشت برآنها مي پوشانيم . و هنگاميکه برايش روشن شد گفت دانستم که خداوند بر هر چيزي تواناست . (259)  و هنگاميکه ابراهيم گفت پروردگارا بمن نشان ده که چگونه مردگان را زنده مي کني. گفت مگر باور نداري؟ گفت بله وليکن ميخواهم قلبم آرام شود . گفت چهار پرنده بگير، و نزد خود قطعه قطعه کن ، سپس بر هر کوهي قسمتي از آن را بگذار ، سپس صدايشان بزن (خواهي ديد که) به شتاب بسويت مي آيند . و بدان که خداوند عزتمند حکيم است (260)

 

 

 

 

بقره19    آیات261تا274

مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿261﴾ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿262﴾ قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَآ أَذًى وَاللّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ ﴿263﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لاَّ يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿264﴾ وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿265﴾ أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿266﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَلاَ تَيَمَّمُواْ الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِيهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ﴿267﴾ الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿268﴾ يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاء وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ﴿269﴾ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن نَّفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُم مِّن نَّذْرٍ فَإِنَّ اللّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿270﴾ إِن تُبْدُواْ الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاء فَهُوَ خَيْرٌ لُّكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّئَاتِكُمْ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿271﴾ لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلأنفُسِكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ ﴿272﴾ لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ﴿273﴾ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿274﴾

 

مثالِ عمل آنهائي که اموالشان را در راه خدا خرج مي کنند مانند دانه اي است که هفت خوشه ميروياند که در هر خوشه صددانه است. و خداوند براي هر کس که بخواهد چندین برابر ميکند و خداوند وسعت بخش داناست (261)  آنهائي که اموالشان را در راه خدا انفاق مي کنند و سپس دنبال آنچه انفاق کرده اند منت و آزاري قرار نميدهند پاداششان نزد پروردگارشان است . نه بيمي داشته و نه اندوهگين باشند (262) گفتاري نيکو و گذشت بهتر است از صدقه اي که درپي آن آزار باشد و خداوند بي نياز حليم است (263)  اي مسلمانان، صدقاتتان را با منت و اذيت باطل مکنيد و مانند کسي که مالش را براي نشان دادن بمردم خرج ميکند و به خدا و آخرت ايمان ندارد نباشيد و مثالِ کار چنین کسانی مانند سنگ سختي است که بر آن خاکي باشد و رگباري برآن ببارد و آنرا لخت بگذارد . آنها برای حفظ آنچه کسب کرده اند قدرتي ندارند و خداوند کافران را هدايت نمي کند (264) و مثال آنهائي که اموالشان را براي کسب رضاي خدا و اينکه جانشان تثبيت شود خرج مي کنند ، مانند باغي است که بر بالاي تپه اي است که رگباري به آن برسد و آن باغ خوردني هايش را دو برابر دهد و اگر هم رگباري نرسد باران ملايمي به آن ميرسد و خداوند به آنچه ميکنيد بيناست (265)  آيا هيچکس از شما ميخواهد باغي از خرماها و انگورها داشته باشد که کف آن نهرها جاري باشد که در آن از همه نوع ميوه يافت بشود و به پيري برسد و فرزنداني ضعيف داشته باشد، اما به آن باغ آتشي برسد و بسوزاندش؟ خداوند آياتش را چنين براي شما بيان مي کند شايد تفکر کنيد (266) اي مسلمانان ! از پاکيزه هاي دستاوردهايتان و آنچه که براي شما از زمين بيرون آورده ايم انفاق کنيد و پَست آن را که خودتان هم مگر با چشم پوشي نميگيريد براي انفاق منظور نکنيد و بدانيد که خداوند بي نياز ستوده است (267) شيطان شما را به فقر وعده ميدهد و به کارهاي بسيار زشت امر ميکند و خداوند به آمرزشي از جانب خويش و زيادتي وعده ميدهد و خداوند وسعت دهنده داناست (268) به هر که بخواهد حکمت ميدهد ، و هر کس که حکمت به او داده شده خير بسيار زيادي يافته ، و جز خردمندان اين پند را نمي پذيرند (269) و آنچه را که خرج کرديد و يا نذر کرديد ، خداوند ميداند ، و ظالمان ياوري ندارند (270) اگر صدقات را به آشکاري دهيد چه خوب ، و اگر مخفي داريد و به فقرا دهيد برايتان بهتر است ، و قسمتي از بدي هاي شما را مي پوشاند و خداوند به آنچه مي کنيد آگاه است (271) ای پیامبر! هدايت آنها بر عهده تو نيست وليکن خداوند است که هر کس را خواهد هدايت مي کند ، و هر مالي که انفاق کنيد براي خودتان خواهد بود . و انفاق را جز براي کسب توجه خداوند نمي كنيد . و مالي را که انفاق کنيد بطور کامل به شما داده خواهد شد و ظلم نمي بينيد (272) براي فقيراني که در راه خدا به تنگنا افتاده اند که نميتوانند براي کسب روزي در زمين مسافرتي کنند كه شخص ناآگاه از شدت عفافشان بي نيازشان مي پندارد. آنها را از نشاني هايشان مي شناسي. از مردم به اصرار درخواست نمي کنند. و مالي را که انفاق مي کنيد خداوند به آن آگاه است (273) کساني که اموالشان را شب و روز و مخفيانه و آشکارا انفاق مي کنند پاداششان نزد پروردگارشان محفوظ است و نه ترسي داشته و نه اندوهگين باشند (274)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : صدور احکام انفاقات همراه با استدلالها و مثالها که سبب ارتقاء سطح اخلاقي مردم مي گردد.

 

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در پاراگراف 11 می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

در پاراگراف 12 می فرماید : بعضی از مردم که علیرغم اینهمه آیات خلق و امر الهی برای خداوند همتا قرار می­دهند در آخرت معذب خواهند بود ، و ای مردم ! از روزی حلال استفاده کنید تا اعتلاء یابید ، و ای مسلمانان ! اعتقادات صحیح ، انفاقات مستحبّ ، به پا داریِ نماز ، انفاقات واجب ، وفاء به عهد ، پایداری درسختی ها، و درجنگ، و حکم قصاص، و  حکم وصیت، و احکام روزه، و ممنوعیت رشوه، و جهاد برای دفاع و رفع موانع ، موجب اعتلاءشخصیت تان است .

در پاراگراف 13 می فرماید : ای مسلمانان ! دل خویش را با خداوندتان و پیامبرش (ص) صاف وصادق کنید ومبادا رفتارهای منافقانه و کافرانه ازخویش به ظهور برسانید.

در پاراگراف 14 می فرماید : ای مسلمانان ! به شدت مواظب اختلافات احتمالی درامـــور مرتبط با «حق» باشید و باقوت ازآن اجتناب کنید .

در پاراگراف 15 می فرماید : ای مسلمانان ! اینک که عده ای ازشما هجرت کرده و حکومتی ازخود دارید نیاز به مقررات تنظیم کننده ای دارید که تدریجا دریافت می کنید .

پاراگراف 16 مربوط به احکام خانواده است .

در پاراگراف 17 می فرماید : ای مسلمانان ! مبادا مانند بنی اسرائیل رفتار کنید که در راه آزادی خود و هم عقیده های خویش سستی کردند وخواری وذلت را تحمل نمودند.

در پاراگراف 18 می فرماید : ای مسلمانان ! زندگی و الزامات آن شما را از کسب و ارتقاء دائمی معارف دینی غافل نکند . آنها برای این است که «باشید» و اینها برای این است که درنردبان انسانیت پله ای «بالاتر روید» و از مرگ نهراسید و رشد روحی و شخصیتی شما درگرو نهراسیدن ازآن ونهی ازمنکر و کوشش دائمی برای ارتقاء سطح معرفتی تان است .

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! انفاق مال در راه خدا برای شما ضامن رشد و تعالی وبرای جامعه تان سبب پیشرفت و برای آخرت تان موجب سعادت است.

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

البته جهاد در راه خدا بدون انفاق مال به نتیجه موفق نمی­رسد و ظاهراً بذل مال کاری است سخت­تر از بذل جان و چنانکه می­بینیم برای تشویق به آن، هم استدلالات مفصل­تری صورت گرفته و هم وعده­های جبران و بهشت و زیاد کردن­های هفتصد برابری و بیشتر داده تا مسلمان­های مخاطب آنروزی که قرار بود بزودی حماسه­ای مانند جنگ بدر بیافرینند از سنگینی­های علائق مادی خویش به اموال و انفس برهند و سر به آستان الهی بسایند و بکنند آن کاری را که باید کرد و بشود آنچه باید بشود.

اینک پیامبر(ص) و عدّه بسیار زیادی از مسلمانان به یثرب (که بعداً مدینه النبی نام یافت) هجرت کرده­اند و ناگهان فشارهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی که بطور فزاینده علیه آنها اعمال می­شد بطور کاملاً محسوسی کاهش یافته است و آنچه را که در داستان­های اقوام پیشین در سوره­هائی مانند هود، یونس، شعراء و اعراف خوانده بودند در مورد خویش نیز تحقق یافته می­بینند و روحیه و خوش­بینی­شان نسبت به آینده به بالاترین حد خویش رسیده و وضع و حالی دارند شبیه به موقعی که موسی(ع) داشت بنی­اسرائیل را از مصر خارج می­کرد و سراپا امید و اعتماد به خدا و خوش­بین به آینده می­باشند.

اما آیات سوره بقره به آنان هشدار می­دهد امتحانات سنگینی در راه است.

حجم قابل توجهی از سوره بقره مربوط به نکوهش یهودیان است که چطور نسبت به رسول خویش نافرمانی کردند و چگونه خود را از دیگران بالاتر می­دانستند و چگونه دین خویش را دکان کردند و غیره و غیره، و طبعاً این حجم سنگین، حاوی این پیام است که اولاً شما هم ممکن است مانند آنان شوید و مبادا چنین شود و دیگر اینکه این یهودیانی که در این وطن جدید همسایه­شان خواهید بود چنین روحیاتی دارند و مناسبات خویش را با آنان با توجه به این واقعیات تنظیم نمائید.

حجم قابل توجه دیگری از سوره بقره را احکام و اخلاقیات تشکیل می­دهد. روزه، طلاق، حج، دفاع، انفاق، نوشتن معاملات مهم، نماز و زکات، و بسیاری دیگر از عبادیات و اخلاقیات در این سوره یا فتح باب شده یا مورد تأکید و توضیح قرار گرفته است و این نشان می­دهد که از لحاظ خداوند قرار نیست مدینه یک وطن موقت باشد بلکه نویدی است که ای مسلمانان شما از حالت قبلی که تحت فشار و آزار و اذیت و محاصره اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی بودید، بکلی خارج شده­اید و مرحله جدیدی در تاریخ شما گشوده شده است و از این پس در حالت استقرار قرار خواهید گرفت .

خداوند قبلاً  دو بار محدوده مسئولیت رسالت پیامبر را برای او «جامعه­شناسی» کرده بود.

یکبار در ابتدای وحی، در سوره علق، و یکبار در یک مقطع کمی دورتر از آن در مزمل و اینک نیز که نهضت وارد مرحله کاملاً متفاوتی گشته است در همان ابتدای سوره بقره مردم را به سه دسته مؤمن و کافر و منافق دسته­بندی نموده و مؤمن و کافر را بسرعت و در حجم کم تبیین نموده اما راجع به منافقان بطورمفصل خصوصیاتشـــان رابیان فرموده است .

در این پاراگراف نسبتا طولانی (261 تا 274) تکیه اصلی روی خرج کردن در راه خدا است و همه عناصر مرتبط با آن (اجر اخروی ، پاک بودن مال ، مثال های مرتبط ، محل های خرج آن ، آسیب شناسی آن ، و موانع تصمیم گیری در باره آن) به روشنی بیان شده است .

4 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 261 از آنجا که مکانیزم اجرائیش برای روشن نیست بالاتر از ذهنیات ما است، و چه رسد برای عرب 1400 سال قبل.

همچنین است آیه 264.

و نیز 265.

آیه 262 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

همچنین است آیه 274.

5 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

6 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

صدور احکام انفاقات همراه با استدلالها و مثالها که سبب ارتقاء سطح اخلاقي مردم مي گردد.

جمع بندی و تفسیر

مثال (عمل) آنهائي که اموالشان را در راه خدا خرج مي کنند مانند دانه اي است که هفت خوشه ميروياند که در هر خوشه صددانه است. و خداوند براي هر کس که بخواهد چند برابر ميکند و خداوند وسعت بخش داناست (261)  آنهائي که اموالشان را در راه خدا انفاق مي کنند و سپس دنبال آنچه انفاق کرده اند منت و آزاري قرار نميدهند پاداششان نزد پروردگارشان است . نه بيمي داشته و نه اندوهگين باشند (262) {گفتاري نيکو و گذشت بهتر است از صدقه اي که درپي آن آزار باشد و خداوند بي نياز حليم است}(263)  اي مسلمانان، صدقاتتان را با منت و اذيت باطل مکنيد و مانند کسي که مالش را براي نشان دادن بمردم خرج ميکند و به خدا و آخرت ايمان ندارد (نباشيد) و مثال (کار) او مانند سنگ سختي است که بر آن خاکي باشد و رگباري برآن ببارد و آنرا لخت بگذارد . بر آنچه کسب کرده اند قدرتي ندارند و خداوند قوم کافران را هدايت نمي کند (264) و مثال آنهائي که اموالشان را براي کسب رضاي خدا و اينکه جانشان تثبيت شود خرج مي کنند ، مانند باغي است که بر بالاي تپه ايست که رگباري به آن برسد و آن (باغ) خوردني هايش را دو برابر دهد و اگر هم رگباري نرسد باران ملايمي به آن ميرسد و خداوند به آنچه ميکنيد بيناست (265)  {آيا هيچکس از شما ميخواهد باغي از خرما ها و انگورها داشته باشد که کف آن نهرها جاري باشد که در آن از همه نوع ميوه يافت بشود و به پيري برسد و فرزنداني ضعيف داشته باشد، اما به آن (باغ) آتشي برسد و بسوزاندش؟ خداوند آياتش را چنين براي شما بيان مي کند شايد تفکر کنيد} (266) اي مسلمانان ! از پاکيزه هاي دستاوردهايتان و آنچه که براي شما از زمين بيرون آورده ايم انفاق کنيد و پَست آن را که خودتان هم مگر با چشم پوشي نميگيريد (براي انفاق) منظور نکنيد و بدانيد که خداوند بي نياز ستوده است (267) شيطان شما را به فقر وعده ميدهد و به کارهاي بسيار زشت امر ميکند و خداوند به آمرزشي از جانب خويش و زيادتي (وعده ميدهد) و خداوند وسعت دهنده داناست (268) به هر که بخواهد حکمت ميدهد ، و هر کس که حکمت به او داده شده خير بسيار زيادي يافته ، و جز خردمندان (اين) پند را نمي پذيرند (269) و آنچه را که خرج کرديد و يا نذر کرديد ، خداوند ميداند ، و ظالمان ياوري ندارند (270) اگر صدقات را به آشکاري دهيد چه خوب ، و اگر مخفي داريد و به فقرا دهيد برايتان بهتر است ، و قسمتي از بدي هاي شما را مي پوشاند و خداوند به آنچه مي کنيد آگاه است (271) هدايت آنها بر عهده تو نيست وليکن خداوند است که هر کس را خواهد هدايت مي کند ، و هر مالي که انفاق کنيد براي خودتان خواهد بود . و انفاق را جز براي کسب توجه خداوند نمي كنيد . و مالي را که انفاق کنيد بطور کامل به شما داده خواهد شد و ظلم نمي بينيد (272) {براي فقيراني که در راه خدا به تنگنا افتاده اند که نميتوانند (براي کسب روزي) در زمين مسافرتي کنند كه شخص ناآگاه از شدت عفافشان بي نيازشان مي پندارد. آنها را از نشاني هايشان مي شناسي. از مردم به اصرار درخواست نمي کنند. و مالي را که انفاق مي کنيد خداوند به آن آگاه است}(273) کساني که اموالشان را شب و روز و مخفيانه و آشکار انفاق مي کنند پاداششان نزد پروردگارشان محفوظ است و نه ترسي داشته و نه اندوهگين باشند (274)

 

 

 

 

بقره20     آیات275تا281

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿275﴾ يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ ﴿276﴾ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿277﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿278﴾ فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ ﴿279﴾ وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿280﴾ وَاتَّقُواْ يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿281﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿282﴾ وَإِن كُنتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ تَكْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿283﴾ لِّلَّهِ ما فِي السَّمَاواتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِن تُبْدُواْ مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿284﴾

 

آنانکه ربا ميخورند جز مانند کسيکه در اثر تماس شيطان دچار خبط و انحراف از مسير طبيعي شده باشد نميشوند . اين به آن سبب است که ميگويند خريد و فروش مانند ربا است در حاليکه خداوند خريد و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است . پس اگر کسي موعظه اي از جانب پروردگارش بسويش آمد و دست کشيد ، آنچه که گذشته ، مال او باشد و کارش با خداست و کسي که به آن عمل باز گردد از ياران آتش است که در آن جاودانند (275) خداوند ربا را نابود و صدقات را زياد مي کند و خداوند هيچ کفرانگر گناهکاري را دوست نميدارد (276) البته آنانکه ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده و نماز بپاداشته و زکات داده اند پاداششان نزد پروردگارشان است و نه ترسي داشته و نه اندوهگين باشند (277) اي مسلمانان ! از خداوند پروا داشته و بقيه ربا را ول کنيد اگر ايمان داريد (278) و اگر اين کار را نکرديد پس اعلام جنگ با خدا و رسولش کنيد و اگر توبه کرديد سرمايه هاتان مال خودتان باشد نه ظلم کنيد و نه ظلم بينيد (279) و اگر بدهکار گرفتار باشد مهلتي دهيد تا گشايش يابد و اگر تصدق کنيد برايتان بهتر است اگر بدانيد (280) و از روزي که در آن بسوي خداوند برميگرديد پروا کنيد، روزی که به هر کس آنچه که کسب کرده بطور کامل داده ميشود و هيچ ظلمي نميشوند (281) اي مسلمانان! هنگاميکه به يکديگر قرضي تا مدت معيني ميدهيد آنرا بنويسيد . و بايد يک نويسنده عادل آن را بين شما بنويسد . و نويسنده نبايد از نوشتن خسته شود . همانگونه که خداوند تعليمش داده بايد بنويسد . و آن کسي که حق بر اوست بايد املاء کند ، و بايد از خدا بترسد و چيزي از آن کم نگذارد ، و اگر کسي که حق بر اوست سفيه يا ضعيف است يا نميتواند املاء کند بايد سرپرستش به عدل املاء کند . و دو مرد را به شهادت بگيريد و اگر دو مرد نبود يک مرد و دو زن که از ميان گواهان مي پسنديدشان به شهادت بگيريد تا اينکه اگر يکي فراموش کرد ديگري به يادش بياورد و گواهان وقتي که دعوت شدند نبايد امتناع کنند ، و خسته نشويد از اينکه بنويسيدش، چه کوچک باشد و چه بزرگ ، تا سرآمدش . اين نزد خدا به عدالت نزديکتر ، و از نظر شهادت دادن استوار تر ، و از اين لحاظ که شک نکنيد مناسب تر است . مگر اينکه معامله اي نقدي باشد که بين خويش اداره اش مي کنيد . در آنصورت گناهي ندارد که آنرا ننويسيد و هنگاميکه معامله اي کرديد شاهد بگيريد و نبايد نه نويسنده و نه شاهد ضرر ببينند و اگر چنين کنيد گناهش برعهده تان است و از خدا بترسيد و خداوند چنين تعليمتان ميدهد و خداوند به همه چيز داناست (282) واگر در سفر بوديد و نويسنده نيافتيد گروئي بگيريد و اگر بعضي تان بعضي ديگر را امين شمرد ، امين شمرده شده بايد ادا کند و از خداوندِ پروردگارش پروا داشته باشد ، و شهادت را کتمان نکنيد و کسي که کتمانش کند دلش گناهکار است و خداوند به آنچه مي کنيد آگاه است (283) آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست و اگر آنچه را که در ضمايرتان است آشکار کنيد يا پنهان کنيد خداوند محاسبه اش مي کند پس هر که را خواست مي بخشد و هر كه را خواست عذاب مي کند و خداوند به هر چيزي تواناست (284) 

 

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : نکوهش عمل ربا و تحريم آن که متضمن سلامت اقتصادي جامعه و در نتيجه رشد شخصيتي حاصل از پاکي اقتصادي مي گردد و توصيه به تشکيل اسناد و مدارک براي جلوگيري از مشکلات بي سر و ساماني معاملات که يکي از پايه هاي اساسي اجتماع مقبول بشري است.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در پاراگراف 11 می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

در پاراگراف 12 می فرماید : بعضی از مردم که علیرغم اینهمه آیات خلق و امر الهی برای خداوند همتا قرار می­دهند در آخرت معذب خواهند بود ، و ای مردم ! از روزی حلال استفاده کنید تا اعتلاء یابید ، و ای مسلمانان ! اعتقادات صحیح ، انفاقات مستحبّ ، به پا داریِ نماز ، انفاقات واجب ، وفاء به عهد ، پایداری درسختی ها، و درجنگ، و حکم قصاص، و  حکم وصیت، و احکام روزه، و ممنوعیت رشوه، و جهاد برای دفاع و رفع موانع ، موجب اعتلاءشخصیت تان است .

در پاراگراف 13 می فرماید : ای مسلمانان ! دل خویش را با خداوندتان و پیامبرش (ص) صاف وصادق کنید ومبادا رفتارهای منافقانه و کافرانه ازخویش به ظهور برسانید.

در پاراگراف 14 می فرماید : ای مسلمانان ! به شدت مواظب اختلافات احتمالی درامـــور مرتبط با «حق» باشید و باقوت ازآن اجتناب کنید .

در پاراگراف 15 می فرماید : ای مسلمانان ! اینک که عده ای ازشما هجرت کرده و حکومتی ازخود دارید نیاز به مقررات تنظیم کننده ای دارید که تدریجا دریافت می کنید .

پاراگراف 16 مربوط به احکام خانواده است .

در پاراگراف 17 می فرماید : ای مسلمانان ! مبادا مانند بنی اسرائیل رفتار کنید که در راه آزادی خود و هم عقیده های خویش سستی کردند وخواری وذلت را تحمل نمودند.

در پاراگراف 18 می فرماید : ای مسلمانان ! زندگی و الزامات آن شما را از کسب و ارتقاء دائمی معارف دینی غافل نکند . آنها برای این است که «باشید» و اینها برای این است که درنردبان انسانیت پله ای «بالاتر روید» و از مرگ نهراسید و رشد روحی و شخصیتی شما درگرو نهراسیدن ازآن ونهی ازمنکر و کوشش دائمی برای ارتقاء سطح معرفتی تان است .

در پاراگراف 19 می فرماید : ای مسلمانان ! انفاق مال در راه خدا برای شما ضامن رشد و تعالی وبرای جامعه تان سبب پیشرفت و برای آخرت تان موجب سعادت است .

در این پاراگراف  می فرماید : ای مسلمانان اقتصادتان را«پاک»کنید تا زندگی تان شایسته شود و آحاد جامعه تان در «بستر اجتماعی»ای قرارگیرند که حصول رشد و تعالی شخصیتی سهل گردد و به نظم کارهایتان وثبت و ضبط معاملاتتان اهمیت دهید.

3 - سوالات

1- «الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ » (آیه275) چه نوعی از سخن است؟ (استعاره؟ کنایه؟ طنز؟ یا...؟) 2- درجمله «قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا» (همان آیه) چه نکته «خلاف حق»ی موجود است؟ 3- «وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا» (همان آیه) با موضوع کدام کلید فهم قرآن مطابق است؟ 4- منظور از «کان» (آیه280) کیست؟

2- «كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ» (آیه282) مطابق موضوع کدام کلید فهم قرآن است؟

3- «ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ» (همان آیه) چطور؟

4- «وَلاَ يُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ» (همان آیه) چطور؟

4 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیات 275 تا 281 فهمیده میشود ربا نه تنها یک امر شایع بوده بلکه مسلمانان نیز درگیر آن بوده اند . 

از آیه های 282 و 283 فهمیده میشود در سال سوم هجری و در مدینه آنقدر باسواد وجود داشت که معاملات مهم مردم ثبت و ضبط شود ، ولی تعداد آنها آنقدر نبود که به راحتی در دسترس باشند .

همچنین فهمیده میشود مالکیت یک مفهوم محترم و به رسمیت مطلق شناخته شده ای بوده که حتی در مورد سفها و ضعفا نیز محترم شمرده میشده ، و نیز فهمیده میشود سفها و ضعفا نوعی سرپرست های قانونی داشته اند که شبیه به امروز منافع آنها را حفظ میکرده اند ، و نیز فهمیده میشود کاتب ها برای این ثبت و ضبط دستمزدی میگرفته اند . نیز ، عرف مستقر اداء شهادت از اینها قوی تر بوده است .

5 - آیات برجسته این پاراگراف

آیه 282 درقرآن کریم از لحاظ حجم (تعداد کلمه درآیه) نظیر ندارد بعبارت دیگر بلندترین آیه قرآن است . محتوای آن نیز که «اساس» اسنادرسمی است نشان میدهد خداوند متعال چه اهمیتی برای سامـان امور مردم ونظم امورشان قائل است!

6 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 275 آیه 8 از این لحاظ که به شیطان اشاره دارد، از آنجا جزئیات مکانیزمش برای ما روشن نیست، بالاتر از ذهنیات ما است، چه رسد به مردم 1400 سال قبل.

آیه 284 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

7 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - نکوهش عمل ربا و تحريم آن که متضمن سلامت اقتصادي جامعه و در نتيجه رشد شخصيتي حاصل از پاکي اقتصادي مي گردد

2 - توصيه به تشکيل اسناد و مدارک براي جلوگيري از مشکلات بي سر و ساماني معاملات که يکي از پايه هاي اساسي اجتماع مقبول بشري است.

8 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه 277 و 281 و 284 ، بقیه آیات این پاراگراف «برای اولین بار» است.

جمع بندی و تفسیر

آنانکه ربا ميخورند جز مانند کسيکه در اثر تماس شيطان دچار خبط و انحراف از مسير طبيعي شده باشد نميشوند . اين به آن سبب است که ميگويند خريد و فروش مانند ربا است در حاليکه خداوند خريد و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است . پس اگر کسي موعظه اي از جانب پروردگارش بسويش آمد و دست کشيد ، آنچه که گذشته ، مال او باشد و کارش با خداست و کسي که (به آن عمل) باز گردد از ياران آتش است که در آن جاودانند (275) خداوند ربا را نابود و صدقات را زياد مي کند و خداوند هيچ کفرانگر گناهکاري را دوست نميدارد (276) البته آنانکه ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده و نماز بپاداشته و زکات داده اند پاداششان نزد پروردگارشان است و نه ترسي داشته و نه اندوهگين باشند (277) اي مسلمانان ! از خداوند پروا داشته و بقيه ربا را ول کنيد اگر ايمان داريد (278) و اگر اين کار را نکرديد پس اعلام جنگ با خدا و رسولش کنيد و اگر توبه کرديد سرمايه هاتان مال خودتان باشد نه ظلم کنيد و نه ظلم بينيد (279) و اگر (بدهکار) گرفتار باشد مهلتي دهيد تا گشايش يابد و اگر تصدق کنيد برايتان بهتر است اگر بدانيد (280) و از روزي که در آن بسوي خداوند برميگرديد پروا کنيد و آنگاه به هر کس آنچه که کسب کرده بطور کامل داده ميشود و هيچ ظلمي نميشوند (281) اي مسلمانان! هنگاميکه به يکديگر قرضي تا مدت معيني ميدهيد آنرا بنويسيد . و بايد يک نويسنده عادل آن را بين شما بنويسد . و نويسنده نبايد از نوشتن خسته شود . همانگونه که خداوند تعليمش داده بايد بنويسد . و آن کسي که حق بر اوست بايد املاء کند ، و بايد از خدا بترسد و چيزي از آن کم نگذارد ، و اگر کسي که حق بر اوست سفيه يا ضعيف است يا نميتواند املاء کند بايد سرپرستش به عدل املاء کند . و دو مرد را به شهادت بگيريد و اگر دو مرد نبود يک مرد و دو زن که از ميان گواهان مي پسنديدشان (به شهادت بگيريد) تا اينکه اگر يکي فراموش کرد ديگري به يادش بياورد و گواهان وقتي که دعوت شدند نبايد امتناع کنند ، و خسته نشويد از اينکه بنويسيدش چه کوچک باشد و چه بزرگ ، تا سرآمدش . اين نزد خدا به عدالت نزديکتر ، و از نظر شهادت دادن استوار تر ، و از اين لحاظ که شک نکنيد مناسب تر است . مگر اينکه معامله اي نقدي باشد که بين خويش اداره اش مي کنيد . در آنصورت گناهي ندارد که آنرا ننويسيد و هنگاميکه معامله اي کرديد شاهد بگيريد و نبايد نه نويسنده و نه شاهد ضرر ببينند و اگر چنين کنيد گناهش برعهده تان است و از خدا بترسيد و خداوند (چنين) تعليمتان ميدهد و خداوند به همه چيز داناست (282) واگر در سفر بوديد و نويسنده نيافتيد گروئي بگيريد و اگر بعضي تان بعضي ديگر را امين شمرد ، امين شمرده شده بايد ادا کند و از خداوند پروردگارش پروا داشته باشد ، و شهادت را کتمان نکنيد و کسي که کتمانش کند دلش گناهکار است و خداوند به آنچه مي کنيد آگاه است (283) آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست و اگر آنچه را که در ضمايرتان است آشکار کنيد يا پنهان کنيد خداوند محاسبه اش مي کند پس هر که را خواست مي بخشد و هر كه را خواست عذاب مي کند و خداوند به هر چيزي تواناست (284)  

 

        بقره21     آیه های 285و286

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ﴿285﴾ لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿286﴾

 

این پیامبر به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده ايمان آورد و همچنين مومنان . همگي به خداوند و ملائکه وکتابهايش و رسولانش ايمان دارند و گويند بين هيچيک از رسولان جدايي نمي اندازيم و ميگويند شنيديم و اطاعت داريم و خواهان آمرزشت هستيم اي پروردگارمان و بازگشت بسوي توست (285) خداوند به هيچکس جز به اندازه وسعش تکليفي نمي کند . هرکس آنچه نيكي کرده به نفع خود اوست و آنچه بدي کرده به ضررش است و مومنان ميگويند پروردگارا اگر فراموش کرديم ، يا خطا کرديم ، باز خواستمان مكن و تکليفِ گران بر ما تحميل مکن ، چنانکه بر پيشينيان کردي ، و چيزي که طاقتش را نداشته باشيم بر ما تحميل مکن ، و ما را ببخش و بيامرز و بما رحم كن . تو سرپرست مائي و ما را عليه کافران ياري فرما (286)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: ساختن ثبوتي فرد و خانواده از طريق احکام صادره و ساختن سلبي آنان از طريق برحذر داشتن از الگوهاي بد (يهوديان و غيره)

درب : ارائه معارفي که پشتوانه عمل به احکام شرعي و اخلاقي پيشگفته است و جلب توجه مسلمانان به اين نکته که اين احکام بنفع خودتان و در حدود توانايي تان و بر مبناي عقايدتان است.

2 از اول تا اینجا

در پاراگراف 1 می فرماید :   ای پیامبر! بیشترین مشکل تو در شرایط جدید منافقان هستند . اینک در موقعیتی متفــاوت ازگذشته هستی ، و هم مشکلاتت ، وهم وظایفت ، سنگین تر از گذشته است (زیرا علاوه بر کفار ومومنان که قبلا هم بودند ، اینک منافقان به مشکلاتش اضافه شده وامور حکومتی به وظایفش)

در پاراگراف 2 می فرماید : ای مردم به خداوند خالقتان ایمان بیاورید و اگر در رسالت پیامبرتان شکی دارید سوره­ای مانند یکی از سوره­های قرآن به وجود آورید ، و در صورت ایمان و عمل صالح از اهل بهشت خواهید بود و مؤمنان و فاسقان در مقابل آیات الهی رفتارهای متضاد نشان می­دهند در حالی که بهتر است فاسقان به اینهمه آیات واضح توجه کرده و به خداوند کفر نورزند .

در پاراگراف 3 می فرماید : ای انسان ها قدرخویش بدانیدکه برای خلیفگی خداوند افریده شدید واین موقعیت درگرو ایمان وپیرویِ هدایتهای الهی است .

در پاراگراف 4 می فرماید : ای مسلمانان ! بنی اسرائیل که به رهبری موسی(ع) ازسلطه فرعونیان رهائی یافتند بجای رفتارهای شاکرانه و متواضعانه و منقادانه ، رفتارهای ناپسندی ازقــبیل نافرمانی وکفر وشرک وغیره وغیره درپیش گرفتند . مبادا شما مانند آنان کنید .

در پاراگراف 5 می فرماید : ای مسلمانان! مبادا دو کلمه شهادتین که بر زبان آورده اید خیلی غرور برتان دارد ، خداوند به گرایش حقیقی اهمیت میدهد ، از هرکس با هر دینی که باشد .

در پاراگراف 5 و 6  به نکوهش یهودیان ادامه میدهد .

در پاراگراف 7 می فرماید : ای مسلمانان ! شریعت موسی (ع) در زمان خودش بهترین دین بود ولی اینک دین شما بهترین (وآخرین) است ویهودیان که شما را مسخره میکنند و دلشان نمیخواهد که شما در این موقعیت برتر باشید ، درحقیقت دشمن شما هستند وبهتر این است که شما این رادرک کنید و اینقدر با آنها مخلوط نباشید و روابط تان را با آنها تقلیل دهید .

در پاراگراف 8 می فرماید : ای مسلمانان مانند یهودیان نباشید که نسبت به پیامبرشان نافرمانی کردند، و شما این عبادات را به جای آورید، و شما راه حق مستقل خودتان را بروید و ای پیامبر! به وحیی که به تو می­شود دلگرم باش و راه خودت را برو .

در پاراگراف 9 می فرماید : ای مسلمانان ! ابراهیم وار فقط به خداوند نظر داشته باشید وچیزی جز او نظر نداشته باشید تا علاوه برآخرت دردنیــا نیز به نعمـت های بزرگ برسید و درهنگام گفتگوی اعتقادی با یهود و نصارا بر مواردی که بین شماها مشترک است تاکید کنید که آنهم توحید و وحی الهی است.

در پاراگراف 10 می فرماید : ای مسلمانان ! مدتی به علــت اشغــال کعبه توسط مشرکان مجبوربودید بطرفی دیگر نمازکنید اما اینــک که از هر لحــاظ رنگ شخصیتی مشخص خویش رایافته اید بهتراست به سوئی عبادت کنید که بیشترین قرابت را با آن دارید.

در پاراگراف 11 می فرماید : ای مسلمانان ! برای ارتقاء روحی وشخصیتی لازم است خود را به این اخلاق متخلق سازید و حج بجا آورید .

در پاراگراف 12 می فرماید : بعضی از مردم که علیرغم اینهمه آیات خلق و امر الهی برای خداوند همتا قرار می­دهند در آخرت معذب خواهند بود ، و ای مردم ! از روزی حلال استفاده کنید تا اعتلاء یابید ، و ای مسلمانان ! اعتقادات صحیح ، انفاقات مستحبّ ، به پا داریِ نماز ، انفاقات واجب ، وفاء به عهد ، پایداری درسختی ها، و درجنگ، و حکم قصاص، و  حکم وصیت، و احکام روزه، و ممنوعیت رشوه، و جهاد برای دفاع و رفع موانع ، موجب اعتلاءشخصیت تان است .

در پاراگراف 13 می فرماید : ای مسلمانان ! دل خویش را با خداوندتان و پیامبرش (ص) صاف وصادق کنید ومبادا رفتارهای منافقانه و کافرانه ازخویش به ظهور برسانید.

در پاراگراف 14 می فرماید : ای مسلمانان ! به شدت مواظب اختلافات احتمالی درامـــور مرتبط با «حق» باشید و باقوت ازآن اجتناب کنید .

در پاراگراف 15 می فرماید : ای مسلمانان ! اینک که عده ای ازشما هجرت کرده و حکومتی ازخود دارید نیاز به مقررات تنظیم کننده ای دارید که تدریجا دریافت می کنید .

پاراگراف 16 مربوط به احکام خانواده است .

در پاراگراف 17 می فرماید : ای مسلمانان ! مبادا مانند بنی اسرائیل رفتار کنید که در راه آزادی خود و هم عقیده های خویش سستی کردند وخواری وذلت را تحمل نمودند.

در پاراگراف 18 می فرماید : ای مسلمانان ! زندگی و الزامات آن شما را از کسب و ارتقاء دائمی معارف دینی غافل نکند . آنها برای این است که «باشید» و اینها برای این است که درنردبان انسانیت پله ای «بالاتر روید» و از مرگ نهراسید و رشد روحی و شخصیتی شما درگرو نهراسیدن ازآن ونهی ازمنکر و کوشش دائمی برای ارتقاء سطح معرفتی تان است .

در پاراگراف 19 می فرماید : ای مسلمانان ! انفاق مال در راه خدا برای شما ضامن رشد و تعالی وبرای جامعه تان سبب پیشرفت و برای آخرت تان موجب سعادت است .

در پاراگراف 20  می فرماید : ای مسلمانان اقتصادتان را«پاک»کنید تا زندگی تان شایسته شود و آحاد جامعه تان در «بستر اجتماعی»ای قرارگیرند که حصول رشد و تعالی شخصیتی سهل گردد و به نظم کارهایتان وثبت و ضبط معاملاتتان اهمیت دهید.

در این پاراگراف می فرماید : ای مسلمانان ! به اعتقادات صحیح و آخرت و دعا به درگاه الهی خیلی اهمیت دهید .

3 - سوالات

1- در اواسط آیه 285 موضوع کدام کلید فهم قرآن اتفاق افتاده؟

2- در اواسط آیه 286 چطور؟

3 – آیا میتوانید مثال هایی از «بار» هایی که خداوند بر اقوام پیشین تحمیل کرد بزنید؟

4 – لا نفرق بین احد من رسله (آیه285) یعنی چه؟ (تفریق در چه حوزه ای و چه اموری؟

5 – در اواسط آیه 285 ، موضوع کدام کلید فهم قرآن اتفاق افتاده؟

6 – در اواخر همان آیه چطور؟

7 – چرا «کسب» در آیه 286 به نفع است و «اکتساب» به ضرر؟ و اساسا چه فرقی است بین کسب و اکتساب؟

4 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه 285 از این لحاظ که به مخلوقاتی اشاره کرده که حتی مانیز به آنها دسترسی نیافته و ذهنیتی از آنها نداریم، بالاتر از ذهنیات ما و طبعا مخاطبان اولیه نیز، هست.

5 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

6 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

1 - ارائه معارفي که پشتوانه عمل به احکام شرعي و اخلاقي پيشگفته است

2 - جلب توجه مسلمانان به اين نکته که اين احکام بنفع خودتان و در حدود توانايي تان و بر مبناي عقايدتان است

7 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است .

جمع بندی و تفسیر

رسول به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده ايمان آورد و همچنين مومنان . همگي به خداوند و ملائکه وکتابهايش و رسولانش ايمان دارند (و گويند) بين هيچيک از رسولان جدايي نمي اندازيم و ميگويند شنيديم و اطاعت داريم (و خواهان) آمرزشت (هستيم) اي پروردگارمان و بازگشت بسوي توست (285) خداوند به هيچکس جز به اندازه وسعش تکليفي نمي کند . آنچه نيكي کرده به نفع خود اوست و آنچه بدي کرده به ضررش است (و ميگويند) پروردگارا اگر فراموش کرديم ، يا خطا کرديم ، باز خواستمان مكن و تکليفِ گران بر ما تحميل مکن ، چنانکه بر پيشينيان کردي ، و چيزي که طاقتش را نداشته باشيم بر ما تحميل مکن ، و ما را ببخش و بيامرز و بما رحم كن . تو سرپرست مائي و ما را عليه کافران ياري فرما (286)

 

 

 

سوره بيّنه

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ ﴿1﴾ رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً ﴿2﴾ فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ ﴿3﴾ وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ ﴿4﴾ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ ﴿5﴾ إنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ ﴿6﴾ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ ﴿7﴾ جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ ﴿8﴾

 

بسم الله الرحمن الرحيم

عده ای از کافرانِ یهودِ ساکن در یثرب، و عده ای از مشرکين یثرب از لحاظ زندگی اقتصادی و اجتماعی از يكديگر جدا نبودند تا اينکه آن دليل روشن بسويشان آمد (1)  که رسولي از جانب خداوند بود که صحيفه هائي پاکيزه تلاوت ميکرد (2) که در آنها نامه هائي استوار و پاينده بود (3) آن اهل کتاب از مسلمانان جدا نشدند مگر پس از آنکه آن دليل روشن که در احکام اسلام بود بسويشان آمد (4) که طی آن مأمور نشده بودند مگر اينکه خداوند را به اخلاص عبادت کنند و نماز بپا دارند و زکات بدهند و دين استوار و پاينده نيز همين است (5) كافران اهل کتاب و مشرکان که کفر ورزيدند بطور ابدي در جهنم خواهند ماند که آنها بدترين مردمانند (6) البته مومنان که عمل صالح هم انجام داده باشند بهترين مردمانند (7) پاداششان نزد پروردگارشان باغهائي است مستقرِ جاويد که از آنها نهرها جاري است که در آن بطور ابدي جاودان خواهند بود . خداوند از آنها و آنها نيز از او راضي هستند. اين براي کسي است که نسبت به پروردگارش حرمت ميگذارد (8)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: نکوهش کافران اهل کتاب که آگاهانه و عامدانه کفر می­ورزند.

2 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

به طور وضوح از آیه 1 فهمیده می­شود «بینه»ای بوده که قبل از آن «کافرانِ اهل کتاب و مشرکین» از هم جدا نبودند و بعد از آن «اهل کتاب» متفرق شدند.

در اینجا مفسران محترم دچار اختلاف وسیعی شده­اند و فرمایش­های متضاد و متنافری فرموده­اند، و این سوره از این لحاظ یکی از سوره­های مشکل است .

اما ما که برای تفسیر، بطور همزمان، هم به ترتیب نزول و هم به «درس» سوره متکی هستیم، برای درک مطلب هیچ مشکلی احساس نمی­کنیم.

زیرا از لحاظ ترتیب نزول که نگاه کنیم نزول این سوره مربوط به زمانی است که مسلمانان از تضییقات و فشارها رهائی یافته و اینک در مدینه حکومتی از خویش دارند و وضعشان بطور روزافزون مطلوب­تر می­شود و لذا آنها اگر خود را «مؤمن» می­نامند، طبیعی است همهء «غیر خود» را «کافر» می­دانند.

علیرغم اینکه کافران ممکن است در بین خودشان صدها دسته­بندی و نام داشته باشند (مثلا یهودیان ، و نصارا و مشرکین – با آنهمه دسته بندی مختلف داخلی که در بین خویش داشتند – و صابئین و مجوس و غیره)

بنابراین «کافران» از نظر مسلمانان یعنی غیرمسلمانان و «من اهل الکتاب و المشرکین» یعنی آن یهودیانی که در زمان نزول این سوره در یثرب بودند و نیز قبایل مشرکی که در همانجا زندگی میکردند .

و «آن دلیل آشکار» (= بینه) ازنظرمسلمانان یعنی وحی و پیامبر اکرم (ص) و قرآن .

خلاصه اینکه یعنی قبل از هجرت یهودیان یثرب (من اهل الکتاب) و مشرکانِ مستقر در یثرب (والمشرکین) با هم زندگی مسالمت آمیزی داشتند و بر طبل اختلافات دینی نمی کوبیدند و با هم داد و ستد و همسایگی داشته­اند. (لم یکن . . منفکین)

اما پس از هجرت این اتفاقات افتاد:

1- مشرکانِ اهل یثرب عمدتاً مانند سابق مخالف پیامبر(ص) ماندند.

2- یهودیان نسبت به دین جدید، با توجه به اطلاعاتی که در کتب خویش داشتند، آنرا خودی حساب کرده و نسبتاً از آن استقبال کردند.

بنابراین، در این مرحله (یعنی از هجرت تا نردیک تغییر قبله) یهودیان و مسلمانان خود را «دارای ریشه واحد»، و مشرکان را «غیر خودی» حساب می­کردند و لذا یهودیان از لحاظ خود آگاهی ، خود را با اسلامِ هجرت کرده بیشتر نزدیک میدیدند و لذا کم و بیش بر طبل اختلاف دینی خویش با مشرکان یثرب می کوبیدند و انفکاک آنان شروع و تدریجا قوی شد .

اما پس از هجرت و پس از استقرار و تقویت مواضع مسلمانان، و تغییر قبله، یهودیان دیدند که این دین جدید نه تنها از آنها «دنباله­روی» نمی­کند بلکه آنها را نیز دارد به راه خویش دعوت می­کند .

لذا یهودیان با توجه به مشخصات روانی قوم بنی­اسرائیل (که با آن در سوره­های طه، اعراف و بقره آشنا شده­ایم) از اسلام کناره گرفتند و کم کم به یکی از شدیدترین دشمنان اسلام تبدیل شدند .

لذا «جدا نبودندِ» آیه 1 به «همزیستی مسالمت­آمیز صرفنظر از اعتقادات» بین یهودیان مدینه و مشرکان مدینه مربوط می­شود و «جدائی گزیدندِ» آیه 4 صبغه اعتقادی دارد یعنی یهودیان از مسلمانان جدائی گزیدند.

با این توضیح و با توجه به «درسِ»سوره ، همه فقرات سوره مفهوم و مشخص است و علت مشکل بودن این سوره از لحاظ تفسیر این است که مفسران محترم به این نکته کلیدی توجه نفرموده­اند که کلا باید کارِ تفسیر را با توجه به ترتیب نزول و با توجه به درس و درب ها انجام دهند .

3 کلیدهای تفسیری

آیه­های 2 و 3 فرع بر آیه 1 است و این واضح است.

آیه 5 فرع بر آیه 4 است و این نیز واضح است.

4 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

5 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

نکوهش کافران اهل کتاب و مشرکان که آگاهانه و عامدانه کفر می­ورزند.

6 - آیات مشکل

از «مشکل» بودن این آیات چه عرض کنیم جز اینکه ببینید مفسران گوناگون در طول تاریخ اسلام و در پهنه جغرافیائی آن چه مطالب مختلف و متنوع و بعضا متضادی در تفسیر آنها گفته اند .

7 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه 8 ، بقیه آیات سوره «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

 

دریافت­های کوتاه مستقیم

آیه 6: عبارت «بدترین مردم» در این آیه به «سران» آنها منطبق است نه به مشرکان و یهودیان معمولی.

معنی کلمه«شرّ» میتواند هم «بدتر» و هم «بدترین»باشد و درآیـه6 معنی اخیـر استفاده شده است .

آیه 7: همچنین عبارت «بهترین مردم» این آیه، به «پیشروان نهضت اسلام» منطبق است نه  به مسلمانان عادی (که اینک دیگر مسلمان بودن، پس از هجرت و پس از تشکیل حکومت، و پس از قوی شدن نهضت اسلام، دیگر نه تنها سبب آزار و شکنجه و تعقیب و تضییق نبود بلکه کاملاً مطلوب و شیرین شده بود و «مگسان گرد شیرینیِ» فراوانی هم به امید زندگی بهتر و سوار موج جدید شدن و رسیدن به آلاف و الوف به آن پیوسته بودند)

معنی کلمه «خیر» میتواند هم«بهتر» باشد وهم «بهترین» و درآیه7 معنی اخیراستفاده شده است ، زیرا باروال سخن وامارات و قرائن دیگرمتناسب تراست .

آیه 8: سه بار مفهوم جاودانگی تکرار و تأکید شده: یکبار در کلمه «عدن»، یکبار در کلمه «خالدین» و یکبار هم در کلمه «ابد»

بعبارت دیگر، جاودانی بودن در عذاب، خاص نخبگان جامعه کفر است و نیز جاودانگی در نعمت (با قید سه تأکید) خاص نخبگان جامعه ایمان است.

در کلمه خشیت هم که در انتهای آیه آمده «ترس» از نوعی که یکنفر مثلاً ممکن است از مار و عقرب و چنگیز و آتیلا و امثالهم بترسد نیست. بلکه مثلاً شبیه آن ترسی است که دانشجو نسبت به یک پروفسور که ضمناً با او درس هم دارد، احساس می­کند .

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحيم

عده ای از کافرانِ اهل کتاب (که عمدتا یهودیان یثرب باشند) و عده ای از مشرکين (مستقر در یثرب از لحاظ زندگی اقتصادی و اجتماعی از يكديگر) جدا نبودند تا اينکه آن دليل روشن بسويشان آمد (1)  {که رسولي از جانب خداوند بود که صحيفه هائي پاکيزه تلاوت ميکرد (2) که در آنها نامه هائي استوار و پاينده بود}(3) اهل کتاب (از مسلمانان) جدا نشدند مگر پس از آنکه آن دليل روشن (که در احکام اسلام بود) بسويشان آمد (4) {و مأمور نشده بودند مگر اينکه خداوند را به اخلاص عبادت کنند و نماز بپا دارند و زکات بدهند و دين استوار و پاينده نيز همين است}(5) كافران اهل کتاب و مشرکان که کفر ورزيدند بطور ابدي در جهنم خواهند ماند که آنها بدترين مردمانند (6) البته مومنان که عمل صالح هم انجام داده باشند بهترين مردمانند (7) پاداششان نزد پروردگارشان باغهائي است مستقرِ جاويد که از آنها نهرها جاري است که در آن بطور ابدي جاودان خواهند بود . خداوند از آنها و آنها نيز از او راضي هستند. اين براي کسي است که نسبت به پروردگارش حرمت ميگذارد (8)

 

 

سوره ماعون

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ ﴿1﴾ فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ ﴿2﴾ وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ ﴿3﴾ فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ﴿4﴾ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿5﴾ الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ ﴿6﴾ وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ ﴿7﴾

بسم الله الرحمن الرحيم

ای پیامبر! چه نظري داري راجع به کسانيکه روز قيامت را عملا تکذيب مي کنند؟ (1) از جمله صفاتشان این است که يتيم را با خشونت ميرانند (2) و بر غذا دادن مستمندان تشويق نمي کنند (3) و واي بر نمازگزاران (4)که در بجا آوردن یا نیاوردن نمازشان زیاد اشتباه میکنند (5) نیز آنانکه ريا ميکنند (6) و چيزهاي مورد استفاده عمومي را از ديگران دريغ ميدارند (7)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس :  اسم مطرح نيست. اين اعمالی هم که در متن سوره به آنها اشاره شده نیز نشانه تکذيب قيامت و معارف ديني است ، چه از مسلمان صادر شود و چه از کافر .

2 - سوالات

1- منظور از کلمه «دین» (آیه1) چیست؟

2- الف لام بر سر کلمه مذکور از کدام نوع است؟ (جنس؟ تعریف؟)

3- در هر یک از دو حالت اول معنی آیه 1چه خواهد بود؟

4- کدام معنی درست تر است؟ (دلایل قرآنی بیاورید)

5- خطاب آیه1 متوجه کیست؟

6- این سوره بطورکلی چه حالتی دارد؟ (نکوهش کفار؟ نکوهش مسلمانانِ لا قید ؟نکوهش منافقان؟ یا.....؟)

7- از مطالب این سوره چه «حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها» میتوان زد؟

8- چرا در آیه های 2و3 از حالت مفرد ، و در آیات 5 و6 و 7 از حالت جمع استفاده شده؟

9- کدام صفات «هم پایه» و کدام صفات «ناهم پایه» اند؟

 

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیات 5 تا 7 به وضوح نکوهش منافقان فهمیده میشود که رفتارشان طوری بوده که عملا تعالیم را سبک میگرفتند و اگر عمل هم میکردند برای نمایش بوده و نه واقعی. لذا ، با زبان قیامت را تصدیق میکردند ، زیرا که خود را مسلمان قلمداد میکرده اند ، اما ، با عمل خویش (که ریائی و سرسری بود) آن را تکذیب مینمودند .

 4 کلیدهای تفسیری

سه آیه 5 و 6 و 7 فرع بر آیه 4 است و این واضح است. دو آیه 2 و 3  نیز فرع بر آیه 1 است و این هم واضح است. بنابراین به نظر می­آید آیه­های اصلی پاراگراف آیه­های 1 و 4 است اما آیه 4 نیز به دلیل وجود «ف»، در ابتدای آن، فرعی است.

5 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

6 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

اسم مطرح نيست. اين اعمال که در متن سوره به آنها اشاره شده نشانه تکذيب قيامت و معارف ديني است ، چه از مسلمان صادر شود و چه از کافر .

7 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

غیر از آیه 3 ، بقیه سوره «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

دریافت­های کوتاه مستقیم

آیه 2: علاوه بر مطالب فوق نوعی بی­رحمی را هم نشان می­دهد.

آیه 3: نوعی بی­همتی را.

آیه 5: نیز نوعی بی­اهمیتی نماز در نظر شخص مورد بحث را.

آیه 6: را که دیگر چه بگوئیم.

آیه 7: نیز نوعی از بخل و بی­اهمیتی به دیگران را نشان می­دهد.

یعنی تکذیب قیامت منحصر درتکذیب زبانی نیست ، بلکه این عناصر نیز از مولفه های تکذیب آن است که عبارت باشد از راندن قهر آمیز یتیم و بی تفاوتی به وضع بیچارگان و اهمیت ندادن به نماز تاحد فراموش کردن بجا آوردنش و ریا و خودداری از در اختیار دیگران گذاشتن چیزهایی که میتواند گاهگاهی مورد احتیاج دیگران واقع شود .

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحيم

چه نظري داري راجع به کسانيکه روز قيامت را (عملا) تکذيب مي کنند؟ (1)  { کساني که يتيم را با خشونت ميرانند (2) و بر غذا دادن مستمندان تشويق نمي کنند (3) و واي بر نمازگزاران (4)که (در بجا آوردن یا نیاوردن) نمازشان (زیاد) اشتباه میکنند (5) آنانکه ريا ميکنند (6)وچيزهاي مورد استفاده عمومي را از ديگران دريغ ميدارند} (7)

 

 

 

 

 

سوره عادیات

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا ﴿1﴾ فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا ﴿2﴾ فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا ﴿3﴾ فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا ﴿4﴾ فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا ﴿5﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ﴿6﴾ وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ ﴿7﴾ وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ ﴿8﴾ أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ ﴿9﴾ وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ ﴿10﴾ إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ ﴿11﴾

 

بسم الله الرحمن الرحيم

قسم به اسبان تيزتک که نفس نفس ميزنند (1) (كه) در هنگام دويدن از نعل هايشان جرقه پديد مي آيد (2) (كه) صبح هنگام ناگهان بر دشمن هجوم مي آورند (3) و گردو غباري بلند مي کنند (4) و ناگهان در وسط (آنها) قرار مي گيرند (5) كه انسان نسبت به پروردگار خويش بسيار کند است (6) و او بر اين (واقعيت) آگاه است (7) البته او در دوست داشتن دارائي بسيار شديد است (8)  مگر نمي داند وقتي که قبر ها زيرو رو شود (9) وآنچه در سينه هاست آشکار شود (10) پروردگارشان در آن روز نسبت به آنان آگاه است؟ (11)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره

درس: نکوهش کندي و سستي انسان در پرداختن به امور مورد رضايت پروردگار.

2 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

اینک وحی پس از مدت طولانیِ عدم استفاده از قسم، بار دیگر به قسم روی آورده اما توجه به موارد ذکر قسم نشان از تحولی دارد.

در این سوره بجای اینکه به عناصری که به فرشتگان و وحی، و قیامت و بطور کلی به عناصر معنوی اشاره داشته باشد،قسم بخورد ، به یک عنصر زمینی و مادی قسم خورده است و همین نیز مایه جلب توجه مخاطب است.

موضوع قسم­ها، «عمل موفق»، «عمل برنامه­ریزی شده موفق» و «عمل برنامه­ریزی شده و اجرای سریع و چابک و چالاک و موفق آن» است .

اگر توجه کنیم که این سوره شاید چند ماه، و یا شاید چند هفته و یا شاید حتی چند روز قبل از وقوع جنگ بدر نازل شده، همین واقعیت برای کمک به فهم محتوای آن کافی است و محتوای آن تشویق به عمل و نکوهش سستی است که نزدیک به وقوع جنگ بدر بطور معنا داری «جنگی» است.

درآیات6تا8: از آنجا که آیه 7 پرانتزی است ، و از نوع انسان بخاطر واجدیت صفاتی که مغایر با مفاهیم قسم­های فوق است انتقاد می­شود و «خیر» در آیه 8 منحصر در «مال» نیست، بلکه سایر مطلوبیات را نیز شامل می­شود و همان «مادیات دوستی» را نیز علت آن کندی­ها و سستی­ها نسبت به امر پروردگار ذکر می­کند ، «او» در ابتدای آیه 7 بر خداوند بهتر تطبیق میشود، و با این توضیح ، 5 آیه قسم تحریک و تشویق مسلمانان به جنبش و فعالیت و نشاط است ، و در سه آیه بعد ضمن انتقاد از انسان ، متعرض کندی او میشود و در آیات انتهائی سوره کندی مذکور را تعلیل میکند به اینکه علتش بی توجهی به حیات بعدی است .

3 - پرانتزها

آیه­های 2 و 3 و 4 و 5 به علت وجود «ف» بر سر آنها، فرعی هستند.آیه 7 فرع بر آیه 6 است و این واضح است.آیه 10 نیز فرع بر آیه 9 است و این نیز واضح است. لذا آیه­های اصلی پاراگراف آیه­های 1 و 6 و 8 و 9 و 11است.

4 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه های 9 تا 11 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحيم

قسم به اسبان تيزتک که نفس نفس ميزنند (1) (كه) در هنگام دويدن از نعل هايشان جرقه پديد مي آيد (2) (كه) صبح هنگام ناگهان بر دشمن هجوم مي آورند (3) و گردو غباري بلند مي کنند (4) و ناگهان در وسط (آنها) قرار مي گيرند (5) كه انسان نسبت به پروردگار خويش بسيار کند است (6) و او بر اين (واقعيت) آگاه است (7) البته او در دوست داشتن دارائي بسيار شديد است (8)  مگر نمي داند وقتي که قبر ها زيرو رو شود (9) وآنچه در سينه هاست آشکار شود (10) پروردگارشان در آن روز نسبت به آنان آگاه است؟ (11)

 

 

سوره صف

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿1﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿2﴾ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿3﴾ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ ﴿4﴾ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿5﴾ وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿6﴾ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الْإِسْلَامِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿7﴾ يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿8﴾ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿9﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿10﴾ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿11﴾ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿12﴾ وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿13﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ ﴿14﴾

 

بسم الله الرحمن الرحيم

آنچه در آسمانها و زمين است خداوند را به پاکي می ستایند و همو پيروزمند فرزانه است (1) اي مسلمانان! چرا چيزي را ميگوئيد که انجامش نميدهيد؟ (2) اينکه چيزي را بگوئيد که انجامش نميدهيد موجب خشم بزرگي نزد خداوند است (3) خداوند کساني را که در راه او مي جنگند و آنقدر ثابت قدم باشند که گوئي داراي پي هاي فلزي مي باشند دوست دارد (4) و هنگامي که موسي به قومش گفت اي مردم چرا اذيتم مي کنيد در حالي که مي دانيد فرستاده خدا بسوي شما هستم؟ و هنگامي که منحرف شدند خداوند نيز دلهاشان را منحرف نمود و خداوند قوم فاسقان را هدايت نمي کند (5)  و هنگاميکه عيسي پسر مريم گفت اي بني اسرائيل! من رسول خدا بسويتان هستم که آنچه را که از تورات پيش از من بوده تصديق مي کنم و به آمدن رسولي که پس از من مي آيد و اسمش احمد است مژده ميدهم . پس وقتيکه با دلايل روشن بسويشان آمد گفتند اين جادوئي آشکار است (6) چه کسي ظالمتر است از کسي که بر خداوند دروغ بندد در حالي که دعوت به اسلام ميشود؟ و خداوند قوم ظالمان را هدايت نميکند (7) ميخواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش کنند در حاليكه خداوند نور خويش را بطور کامل ظاهر ميکند ولو اينکه کافران بدشان بيايد (8) اوست که رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه دين ها پیروز کند ، گرچه مشرکان بدشان بيايد (9) اي مسلمانان! ميخواهيد تجارتي به شما نشان بدهم که شما را از عذاب دردناک نجات دهد؟ (10) به خدا و رسولش ايمان بياوريد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنيد. اين برايتان بهتر است اگر بدانيد (11) گناهانتان را مي آمرزد و شما را به بهشتهائي که در کف آنها نهرها جاري است و زيستگاههائي دلپسند در باغ هائي جاودان در مي آورد كه اين همان پيروزي بزرگ است (12) و چيز ديگري هم که دوستش داريد نصيبتان مي كند: ياريي از جانب خدا و پيروزيی نزديک. و ای پیامبر! مومنان را مژده ده (13) اي مسلمانان ياران خدا باشيد. آنچنانکه وقتي عيسي بن مريم به حواريان گفت چه کسي در راه خدا ياريم مي کند، حواريان گفتند ما ياران خدائيم. و عدّه اي از بني اسرائيل ايمان آوردند و عده اي هم کافر شدند. و ما مومنان را عليه دشمنانشان تقويت کرديم و غالب شدند (14)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: نکوهش برخی از مسلمانان براي ادعاهاي بي پشتوانه شان ، و دعوت به ايمان واقعي و جهاد ، و وعده پيروزي دينشان.

2 - سوالات

1- چرا بجای «سبّح» (مانند بعضی سوره های دیگر) نفرموده «یسبح»؟

2- چرا بجای «ما» نفرموده «من»؟

3- چرا ازمیان صفات ممکن دو صفت عزیز و حکیم را ترجیح داده؟

4- منظور از «سبّح» چیست؟

5- چرا بجای «یا ایها الذین آمنوا» نفرموده «یا ایها المسلمون»؟

6-اگربخواهیم ازتیتر«ذکرمصادیق افاده حصرنمی کند» استفاده کنیم ، می باید زیر کدام کلمات خط بکشیم؟

7-آیه14متضمن چه پیشگوئیی است؟

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

از آیه 2 فهمیده میشود که در بین مسلمانان عده ای وجود داشتند که دائما لاف جنگ را میزدند ، بخصوص که در سوره بقره راجع به «قتال» ، و یا در باره بنی اسرائیل و داستان طالوت و داود و جالوت ، نیز در همان سوره در باره انفاق در راه خدا که از قرائن فهمیده میشود انفاقات لازم برای جهاد است ، و در سوره عادیات آیات مهیجی در باره عمل برنامه ریزی شده چابک و چالاک و شبیخون با لحن حماسی نازل شده ، و شاید این سبب لاف زدن عده ای شده بود که در آیه 4  آنها را «تنظیمِ باد» میفرماید .

اذیت­های بنی­اسرائیل نسبت به حضرت موسی را در سوره­های طه، اعراف و بقره دیدیم ، اما از اشاره مجدد آن در آیه 5 باید بتوان حدس زد که این روز ها که روزهای شروع به آمادگی های جنگی بود نق نق ها و غرغرها ، هم از سوی منافقان و هم از سوی افراد مسلمان سست ایمان ، شروع شده بود و حتما آنحضرت را بسیار می آزرد و ذکر رفتارهای بنی اسرائیلی نسبت به پیامبر خودشان را باید کنایه ای به مسلمانان دانست که پس فرقتان با آنها چیست .

اما اینکه در آیه 8 به خاموش کردن نور خدا اشاره نموده ، می باید از آن شدت عصبانیت مشرکان مکه را حدس زد زیرا میدیدند که مسلمانان نه تنها از حوزه نفوذ مستقیم آنها خارج شده اند بلکه کارش آنقدر بالاگرفته که برای خودشان حکومتی دارند و دیر نیست که به یک معارض جدی بدل شوند، و عصبانیت آنها آنقدر بالا گرفته که به چیزی کمتر از کندن ریشه اسلام رضایت نمیدهند .

از آیات 10 تا 14 چنین فهمیده میشود نیروی اصلی پیامبر (ص) ایمان مومنان واقعی بوده که در این اوضاع خطیرِ نزدیک به جنگ ، به آن عنصر توجه ویژه نشان میدهد ، و رفتار معنویِ آماده شدن واقعی برای جنگ را «تجارت» مینامد (آیه های 10 تا 12) و از قول خداوند وعده پیروزی میدهد (آیه های 13 و انتهای 14)

4 - کلید های تفسیری

اصلی-فرعی:

آیه 3 فرع بر آیه 2 است.

آیه 11 فرع بر آیه 10 است و این واضح است.

آیه 12 فرع بر آیه 11 است و آن هم واضح است.

آیه 13 فرع بر آیه 12 و 11 است و این نیز واضح است.

ریز کردن پاراگراف تا حد امکان:

1

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿1﴾

درس: نکوهش برخی از مسلمانان براي ادعاهاي بي پشتوانه شان ، و دعوت به ايمان واقعي و جهاد ، و وعده پيروزي دينشان.

درب: رفتار مومن باید هماهنگ با کل جهان از لحاظ منزه دانستن خداوند باشد.

2

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿2﴾ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿3﴾ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ ﴿4﴾ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿5﴾ وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿6﴾

درس: نکوهش برخی از مسلمانان براي ادعاهاي بي پشتوانه شان ، و دعوت به ايمان واقعي و جهاد ، و وعده پيروزي دينشان.

درب: نکوهش مسلمانانی که قول و فعلشان یکی نیست و سبب ناراحتی پیامبر میشوند در حالی که به حقانیت او معترفند.

3

 وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الْإِسْلَامِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿7﴾ يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿8﴾ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿9﴾

درس: نکوهش برخی از مسلمانان براي ادعاهاي بي پشتوانه شان ، و دعوت به ايمان واقعي و جهاد ، و وعده پيروزي دينشان.

درب: نکوهش اهل کتاب که نابودی اسلام را میخواهند.

4

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿10﴾ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿11﴾ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿12﴾ وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿13﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ ﴿14﴾

درس: نکوهش برخی از مسلمانان براي ادعاهاي بي پشتوانه شان ، و دعوت به ايمان واقعي و جهاد ، و وعده پيروزي دينشان.

درب: ای مسلمانان! به ایمان واقعی و جهاد در راه خدا رو کنید تا در دو جهان پیروز باشید.

5 - آیات برجسته این پاراگراف

کل آیات این سوره «برجسته» است و برجستگی می­تواند دو ملاک داشته باشد که یکی از آنها مربوط به معانی بلند آیات مربوطه ، و دیگری مربوط به اِقبال مردم و نخبگان جامعه به آن آیات باشد ، و این آیات واجد هر دو ملاک می­باشند .

 زیرا در باره عالی بودن معانی ، بقدر کافی دیده اید و از لحاظ اِقبال نخبگان هم واجد هست ، بطوریکه موضوع کار هنرمندان خوشنویس بوده و در قاب­های زیبای تابلوهای خوشنویسی جای گرفته و در سر درب­ها و بالای محراب­های بسیاری از مساجد و نیز دور گنبدها و جاهای اصلی دیگر را مزین نموده و به صورت کاشی­ و معرق­کاری و طرق دیگر جلوه­ میکند .

6 - در این پاراگراف کدام فقرات فوق ذهنیات مخاطبان اولیه است؟

(این قسمت جواب سروش و شبستری است که گفته اند قرآن فوق ذهنیات مخاطبان اولیه ندارد)

آیه های 8 و 9 چون قبل از جنگ بدر نازل شده و هنوز هیچ نشانه ای دال بر پیروزی نظامیی برای آنحضرت واقع نشده بود، بالاتر از ذهنیات مخاطبان اولیه این آیات بوده است.

همچنین است انتهای آیه 13.

آیه1 از این لحاظ که به موقعیت خداوند اشاره دارد، از آنجا که جزئیات مکانیزمش برای ما روشن نیست، بالاتر از ذهنیات ما است، چه رسد به مردم 1400 سال قبل.

آیه های 10 تا 12 از آنجا که «قیامتی» است، کلا بالاتر از ذهنیات هر بنی بشری است، و طبعا در مورد مخاطبان اولیه نیز همچنین.

آیه های 5 و 6 و 14 از این لحاظ که به اقوامِ درگذشته اشاره دارد، از آنجا که علم باستان شناسی هنوز در مراحل ابتدائی است، و جزئیاتی از زندگی آنان در دست نیست، بالاتر از ذهنیات ما میباشد، چه رسد به عرب 1400 سال قبل.

7 - آیات برجسته این پاراگراف

یک ملاک مهم برای برجستگیِ آیات، شهرت آنها در نزد مردم است و این آیات از مشهور ترین های آیات قرآنی است.

آیات 1 تا 14 به دلایلی که بارها گفته ایم (اقبال هنرمندان و وعاظ و . . ) از آیات برجسته قرآنی است.

8 - پیشگوئی های تحقق یافته

لطفاً توجه داشته باشید که این سوره با توجه به ترتیب نزول سوره­ها، خیلی نزدیک به زمان وقوع جنگ بدر نازل شده است و با توجه به این واقعیت، تقریباً همه فقرات آیات فوق مفهوم می­گردد که از مردم برای «غلبــه دین حـــق» فعالیت می­خواهد و آن را برایشان «تجارت» قلمداد می­کند که هم  فلاح اخــروی را برایشان مــی­آورد و هــم پیروزی دنیوی را نصیب­شان می­نماید. در این سوره مواردی هست که وعده تحقق یافته دارد و لذا دارای باراعجازی است .

در آیات 5 تا 8 تلویحا پیشگوئی غالب شدن تعالیم آنحضرت را بر سایر گفتمان ها میدهد .

 در آیه 9 میفرماید : اوست که رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه دين ها غالب گرداند، گرچه مشرکان بدشان بيايد.

هنوز پیامبر(ص) وفات نیافته بود که تمام مناطق مشرک­نشین جغرافیای آن روز اعراب، به اسلام گرویدند و آن حضرت خودشان تحقق این پیشگوئی را دیدند.

در آیه 13 به وضوع پیشگوئی یک پیروزی جنگی نزدیک را به پیروان آنحضرت ارائه میکند که با توجه به ترتیب و تاریخ نزول به غیر از جنگ بدر تطبیق نمیشود.

9 - مخاطبان اولیه از این پاراگراف چه تلقیی  میداشتند؟

کلماتی که در این پاراگراف بکار رفته ، در طول این مدت طولانی ، از نزول این سوره تا به امروز ، تغییر معناییِ چندانی نیافته ، و لذا مخاطب های اولیه نیز از این پاراگراف همان تلقی را میداشته اند که ما .

10 - چه عناصر فرا زمانی و فرا مکانی در این پاراگراف هست؟

نکوهش برخی از مسلمانان براي ادعاهاي بي پشتوانه شان ، و دعوت به ايمان واقعي و جهاد ، و وعده پيروزي دينشان.

11 کدام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است؟

با توجه به ترتیب نزول سوره ها ، تقریبا تمام عناصر این پاراگراف «برای اولین بار» است .

شرح مختصر

 

تسبیح آنچه در آسمان­ها و زمین است

در اینجا مسلمانان به عبادات واقعی دعوت شده­اند. همانطور که «آنچه در اسمانها و زمین است» عبادت می­کنند. البته همانطور که می­بینیم، از جمادات و حیوانات و غیره، «عباداتی» به آن مفهوم که می­شناسیم نمی­بینیم. بنابراین عبادت آنها - همانطور که درسوره های قبلی مشروحا عرض کرده ایم - همان «زندگی» آنها است. جمادات و حیوانات و گیاه­ها، هر کدام، از درجه­ای از «وجود» برخوردارند و عبادت آنها «وجود» آنها و عمل بر مقتضای همان سطحی از وجود است که از آن برخوردارند .

مثلاً عبادت سنگ این است که وقتی از ارتفاع رها شد بطرف زمین سقوط کند و سایر خواص سنگ بودن را در شرایط مختلف بروز دهد و عبادت حیوانات هم این است که به مقتضای غرایزشان عمل کنند و عبادت انسان هم این است که به مقتضای عقل خویش سخن پیامبر را بپذیرد و از آنحضرت پیروی کند.

بنابراین وقتیکه سوره اینطور شروع می­شود که «آنچه در آسمان­ها و زمین است» تسبیح خدای را می­گویند، در حقیقت به انسان غافل تعریض می­کند که چرا در غفلتی و به مؤمن تعریض می­کند که چرا کم عملی؟

البته قبلاً در خصوص رابطه «زندگی» و «عبادت» و اینکه «عبادت» همان «زندگی صحیح» است، عرضی کرده­ایم.

دریافت­های کوتاه مستقیم

اگر به این نکته توجه کنیم که این سوره اندکی قبل از جنگ بدر نازل شده، نه تنها آیه 4 را کاملاً می­فهمیم، بلکه سوره قبلی (عادیات) را نیز بهتر می­فهمیم.

جمع بندی و تفسیر

بسم الله الرحمن الرحيم

آنچه در آسمانها و زمين است خداوند را به پاکي ستوده اند و همو پيروزمند فرزانه است (1) اي مسلمانان! چرا چيزي را ميگوئيد که انجامش نميدهيد؟ (2) {اينکه چيزي را بگوئيد که انجامش نميدهيد موجب خشم بزرگي نزد خداوند است }(3) خداوند کساني را که در راه او مي جنگند (و آنقدر ثابت قدم باشند) که گوئي داراي پي هاي فلزي مي باشند دوست دارد (4) و هنگامي که موسي به قومش گفت اي مردم چرا اذيتم مي کنيد در حالي که مي دانيد فرستاده خدا بسوي شما هستم؟ و هنگامي که منحرف شدند خداوند نيز دلهاشان را منحرف نمود و خداوند قوم فاسقان را هدايت نمي کند (5)  و هنگاميکه عيسي پسر مريم گفت اي بني اسرائيل ! من رسول خدا بسويتان هستم که آنچه را که از تورات پيش از من بوده تصديق مي کنم و به آمدن رسولي که پس از من مي آيد و اسمش احمد است مژده ميدهم . پس وقتيکه با دلايل روشن بسويشان آمد گفتند اين جادوئي آشکار است (6) چه کسي ظالمتر است از کسي که بر خداوند دروغ بندد در حالي که دعوت به اسلام ميشود؟ و خداوند قوم ظالمان را هدايت نميکند (7) ميخواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش کنند در حاليكه خداوند نور خويش را بطور کامل ظاهر ميکند ولو اينکه کافران بدشان بيايد (8) اوست که رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه دين ها پیروز کند ، گرچه مشرکان بدشان بيايد (9) اي مسلمانان! ميخواهيد تجارتي به شما نشان بدهم که شما را از عذاب دردناک نجات دهد؟(10)  {به خدا و رسولش ايمان بياوريد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنيد.اين برايتان بهتر است اگر بدانيد.(11) گناهانتان را مي آمرزد و شما را به بهشتهائي که در کف آنها نهرها جاريست و زيستگاههائي دلپسند در باغ هائي جاودان در مي آورد كه اين همان پيروزي بزرگ است.(12) و چيز ديگري هم که دوستش داريد (نصيبتان مي كند): ياريي از جانب خدا و پيروزي نزديک. و مومنان را مژده ده }(13) اي مسلمانان ياران خدا باشيد. آنچنانکه وقتي عيسي بن مريم به حواريان گفت چه کسي در راه خدا ياريم مي کند، حواريان گفتند ما ياران خدائيم. و عده اي از بني اسرائيل ايمان آوردند و عده اي هم کافر شدند. و ما مومنان را عليه دشمنانشان تقويت کرديم و غالب شدند (14)

 

 

 

سوره محمد

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾

الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ﴿1﴾ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ ﴿2﴾ ذَلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ ﴿3﴾ فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاء اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ ﴿4﴾ سَيَهْدِيهِمْ وَيُصْلِحُ بَالَهُمْ ﴿5﴾ وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ ﴿6﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ﴿7﴾ وَالَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْسًا لَّهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ﴿8﴾ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿9﴾

 

بسم الله الرحمن الرحيم

آنانکه کفر ورزيدند و از راه خدا جلوگيري کردند خداوند اعمالشان را نابود خواهدکرد (1) و آنانکه ايمان و عمل صالح داشته و به آنچه بر محمد نازل شده، که همان حق از جانب پروردگارشان است، باور داشته اند بديهاي آنها را خواهدپوشاند و وضعشان را اصلاح خواهدکرد (2) اين به آن علت است که کافران باطل را و مومنان آن حق را که از جانب پروردگارشان است پيروي کردند. خداوند براي مردم اینطور مثل ها مي زند (3) ای مسلمانان! هنگامي که در جنگِ قریب الوقوعِ بدر کافران را ديديد گردنهاي آنها را بزنيد تا کار شما عليه آنها محکم شود، آنگاه آنها را به اسير گرفتن ببنديد، و بعدا يا منت نهيد و آزاد کنيد و يا فديه بگيريد تا اينکه جنگ بارهای خويش را بنهد. چنين است. و اگر خداوند مي خواست شما را پيروز مي کرد وليکن بعضي از شما را بوسيله بعضي ديگر ميازمايد و کساني که در راه خدا کشته مي شوند اعمالشان را هرگز نابود نمي كند (4)  بزودي هدايتشان مي کند و احوالشان را اصلاح مي نمايد (5) و آنها را به آن بهشت كه به آنان شناسانده در مي آورد (6) اي مومنان! اگر راه خدا را ياري کنيد ياريتان مي کند و قدمهايتان را تثبيت مي فرمايد (7) و کافران، سزاوار سرنگونی اند و اعمالشان نابود باد (8) اين به آن علت است که آنچه را خدا فرستاده ناخوشايندشان بود، لذا اعمالشان را نابود کرد (9)

پیش تفسیر

1 استخراج عصاره محتوای سوره و پاراگراف

درس: تشويق مسلمانان به جهاد، و جديت در راه خدا و جدا کردن مسير خويش از کافران و منافقان.

درب : تشريح علت رفتارهاي کافرانه ومومنانه و توصيه به مسلمانان به جدي بودن در برخورد با کافران و ذکر حکمت هاي آن.

2 - سوالات

1 – در آیه 2 «و هو الحق من ربهم» مطابق کدام کلید تفسیری است؟

2 – آیه 1 اشاره به چه کسانی دارد؟

3 – چرا در آیه 2 «آمنوا بمانزّل علی محمد» را که زیر مجموعه ایمان و عمل صالح است ، که در همان آیه قبلا ذکر شده ، را ، بازهم ذکر فرموده؟

3 - حدسیاتی از اوضاع و احوال آن روزها

با توجه به نکته فوق (پرانتزی بودن این پاراگراف) در آن این نکته نهفته است که این آیات درست نزدیک جنگ بدر نازل شده است وخود این مطلب کمک مهمی به فهم تمام فقرات این پاراگراف می­کند .

«کار شما علیه آنان محکم شود» (در آیه 4) یعنی در ابتدای جنگ همت خویش را بیشتر برای پیروزی بذل کنید نه اسیر گرفتن و غنائم احتمالی.

اما وقتیکه احساس کردید کار محکم شده و پیروزی شما تقریباً حتمی است ، آنوقت دیگر چندان دنبال کشتن دشمن نباشید و اسیر گرفتن و «بستن» آنها و «بی­اثر کردن»شان بهتر است و پس از پیروزی نیز یا به آنها منت بگذارید (و آزادشان کنید) یا «فدیه» (عوض ، خونبها) بگیرید.

4 کلیدهای تفسیری

آیه 3 فرع بر مجموع آیه­های 1 و 2 است زیرا دارد آنها را تعلیل می­کند.

آیه 9 فرع بر آیه 8 است و این واضح است. آیه­های 5 و 6 فرع بر انتهای آیه 4 است. لذا آیه­­های اصلی پاراگراف آیه­­های 4 و 7 و 8 است. اگر خوب دقت کنید متوجه خواهید شد که آیه 8 نیز فرع بر آیه 7 است زیرا وجه مخالف آن را بیان می­کند.

اما ، کل این پاراگراف (آیه های 4 تا 9) پرانتزی است ، زیرا اگر چشم خویش را برکل این آیات ببندیم و انتهای آیه 3 را به ابتدای آیه 10 وصل کنیم می بینیم روال سخن صاف و یکدست و بی اعوجاج خواهد بود .

5 - پیشگوئی های تحقق یافته

در آیه 2 میفرماید : و آنانکه ايمان و عمل صالح داشته و به آنچه بر محمد نازل شده، که همان حق از جانب پروردگارشان است، باور داشته اند بديهاي آنها را پوشاند و وضعشان را اصلاح کرد .

انتهای